تبلیغات |
درباره وبلاگ وبلاک تخصصی بازار سرمایه خواندنی های جذاب -بورس-اخبار اقتصادی-بانک وبیمه-بازاریابی وتبلیغات-مدیر موفق-پزشکی-عکسهای توریستی کشورها مدیر وبلاگ : وحید شیرزاد موضوعات
آرشیو وبلاگ پیوندهای روزانه
نویسندگان صفحات جانبی
آمار وبلاگ
چگونه ثروتمند شویم-مدیر خوب- تبلیغات- بازاریابی -فروش موفق- good manager ما به راحتی میتوانیم ثروتمند شویم شنبه 1 مهر 1391 :: نویسنده : وحید شیرزاد
آیا
كلبه شماهم در حال سوختن است؟
تنها بازمانده یك كشتی شكسته
توسط جریان آب به یك جزیره دورافتاده برده شد، با
بیقراری به درگاه خداوند دعا میكرد تا او را نجات
بخشد، ساعتها به اقیانوس چشم میدوخت، تا شاید
نشانی از كمك بیابد اما هیچ چیز به چشم نمیآمد. سرآخر ناامید شد و تصمیم گرفت كه كلبه ای كوچك خارج از كلك بسازد تا از خود و وسایل اندكش را بهتر محافظت نماید، روزی پس از آنكه از جستجوی غذا بازگشت، خانه كوچكش را در آتش یافت، دود به آسمان رفته بود،اندوهگین فریاد زد: «خدایا چگونه توانستی با من چنین كنی؟» صبح روز بعد او با صدای یك كشتی كه به جزیره نزدیك میشد از خواب برخاست، آن میآمد تا او را نجات دهد. مرد از نجات دهندگانش پرسید: «چطور متوجه شدید كه من اینجا هستم؟» آنها در جواب گفتند: «ما علامت دودی را که فرستادی، دیدیم!» آسان میتوان دلسرد شد هنگامی كه بنظر میرسد كارها به خوبی پیش نمیروند، اما نباید امیدمان را از دست دهیم زیرا خدا در كار زندگی ماست، حتی در میان درد و رنج. دفعه آینده كه كلبه شما در حال سوختن است به یاد آورید كه آن شاید علامتی باشد برای فراخواندن رحمت خداوند. برای تمام چیزهای منفی كه ما بخود میگوییم، خداوند پاسخ مثبتی دارد، تو گفتی «آن غیر ممكن است»، خداوند پاسخ داد «همه چیز ممكن است»، تو گفتی «هیچ كس واقعاً مرا دوست ندارد»، خداوند پاسخ داد «من تو را دوست دارم»، تو گفتی «من بسیار خسته هستم»، خداوند پاسخ داد «من به تو آرامش خواهم داد»، تو گفتی «من توان ادامه دادن ندارم»، خداوند پاسخ داد «رحمت من كافی است»، تو گفتی «من نمیتوانم مشكلات را حل كنم»، خداوند پاسخ داد «من گامهای تو را هدایت خواهم كرد»، تو گفتی «من نمیتوانم آن را انجام دهم»، خداوند پاسخ داد «تو هر كاری را با من میتوانی به انجام برسانی»، تو گفتی «آن ارزشش را ندارد»، خداوند پاسخ داد «آن ارزش پیدا خواهد كرد»، تو گفتی «من نمیتوانم خود را ببخشم»، خداوند پاسخ داد «من تو را بخشیده ام»، تو گفتی «من میترسم»، خداوند پاسخ داد «من روحی ترسو به تو نداده ام»، تو گفتی «من همیشه نگران و ناامیدم»، خداوند پاسخ داد «تمام نگرانی هایت را به دوش من بگذار»، تو گفتی «من به اندازه كافی ایمان ندارم»، خداوند پاسخ داد «من به همه به یك اندازه ایمان داده ام»، تو گفتی «من به اندازه كافی باهوش نیستم»، خداوند پاسخ داد «من به تو عقل داده ام»، تو گفتی «من احساس تنهایی میكنم»، خداوند پاسخ داد «من هرگز تو را ترك نخواهم كرد» نوع مطلب : مطالب جذاب، برچسب ها : داستان، یاد خدا، كلبه، یکشنبه 30 مهر 1391 :: نویسنده : وحید شیرزاد
نوع مطلب : آلمان، برچسب ها : آلمان، مرسدس بنز، چگونه ثروتمند شویم، یکشنبه 30 مهر 1391 :: نویسنده : وحید شیرزاد
فستیـوال بـرج های انـسانی در اسپـانیا !
یکی
از جالبترین و قدیمی ترین مراسم های این کشور، برگزاری فستیوال
برجهای انسانی است که همه ساله در منطقه کاتالونیای اسپانیا برگزار
می شود. در این مراسم سنتی، افرادی که از لحاظ جسمی بنیه و توان
کافی دارند، به یکی از استادیوم های اصلی و از پیش تعیین شده شهر
رفته و به طرز شگفت آوری به هم متصل می شوند. این اتصال به گونه ای
است که ارتفاع پیدا کرده و در نهایت شبیه به برجی انسانی می شوند.
این مراسم بازتابی جهانی در تمام دنیا داشته و سالانه افراد زیادی
برای دیدن این مراسم با شکوه به این استادیوم می آیند.
تیم های شرکت کننده از شهرهای مختلف اسپانیا به دور هم جمع می شوند و به دسته های 50 تا 10 نفره تقسیم می گردند. بعد از آغاز مسابقه تیمی که موفق شود به ارتفاع بالاتری دست پیدا کند از جوایز نفیسی برخوردار می گردد. بعد از پایان اجرای مسابقه و هنگام پائین آمدن افراد از برج انسانی معمولا دست و پای زیادی شکسته می شود. عکسهای زیر قسمت های مختلف این مسابقه دیدنی را نشان می دهد. نوع مطلب : اسپانیا، برچسب ها : فستیوال، برج، چگونه ثروتمند شویم، اسپانیا، یکشنبه 30 مهر 1391 :: نویسنده : وحید شیرزاد
ژسـت
هایی بـرای شـروع عکاسـی بهتر از خانم
ها
1. این ژست برای شروع عالی است. در اصل این ژست صورت سوژه شما را لاغر نشان می دهد. از سوژه خود بخواهید تا چانه اش را به سمت گردن متمایل کند، البته نه زیاد.
2. یک ژست ساده و دوستانه. ![]() 3. اگر می خواهید یک پرتره زیبا داشته باشید، از این ژست استفاده کنید. دستانتان را به دیوار تکیه دهید و به سمت دوربین برگردید. ![]() 4. اگر سوژه شما، دارای موهای بلندی است، از او بخواهید که موهایش را با سرعت به سمتی بچرخاند. تنظیم سرعت شاتر در این حالت مهم است. تصمیم با شماست، شاید دوست دارید حرکت موهای او، تار باشد. ![]() 5. مناسب برای حالت های نشسته روی زمین، مبل یا روی فرش. اگر دوست داشتید که به عکس تان عمق ببخشید، بهتر است از او بخواهید تا لیوان یا ماگی را در میان دستانش بگیرد تا بخار چای فضای خاصی را به عکس تان ببخشد. ![]() 6. ژستی مناسب داخل خانه. ![]() 7. ژستی دیگر. ![]() 8. یک ژست راحت. امکان مانور شما برای عکاسی در محیط اطراف این ژست مهیاست. پس زوایای مختلف را امتحان کنید. ![]() 9. در موقعیتهای رسمی دنبال ژست های خیلی رسمی نباشید. این ژست را امتحان کنید. ![]() 10. دانستن زبان بدن، شما را در عکاسی یاری خواهد داد. پس از دست ها، پاها و فرم بدن در خلق تصاویری زیبا، کمال استفاده را ببرید. ![]() 11. لازم نیست، همیشه دستان را درگیر کرد. بگذارید دست مدل، در دو طرف بدنش افتاده باشند تا فرمی آزاد به عکس شما ببخشد. ![]() 12. یک ژست آزاد و ایستاده. ![]() 13. یک ژست زیبا مناسب روزهای گرم تابستان. به او اجازه دهید تا اگر دوست داشت کفش هایش را در آورد و قدم بزند. بعد در یک فرصت مناسب به او فرمان ایست بدهید، تا تصویری زنده و جذاب از یک روز شاد با او داشته باشید. ![]() 14. اگر می خواهید ژستی غیر معمول و متفاوت داشته باشید، از او بخواهید دستانش را در پشتش در هم گره کند. ممکن است در این حالت بدن او به سمت جلو متمایل شود، پس تکیه کردن به دیوار یا درخت را نیز توصیه کنید. ![]() 15. یک ژست ساده ولی رسمی. ![]() 16. یک ژست زیبا و فتوژنیک. ![]() 17. اگر مبلمانی در اطراف تان وجود دارد که ارتفاع آن بلند است، می توانید از سوژه خود بخواهید که یک دست خود را به آن حائل کند و چنین ژستی بگیرد. این ژست حسی مثبت به عکس می بخشد. ![]() 18. ژستی مناسب و متفاوت با کمک فضاهای داخلی خانه و فضاهای شهری. ![]() 19. یک ژست زنانه و شیک برای به تصویر کشیدن تمام قد سوژه شما. ![]() 20. اگر به دنبال عکاسی مد هستید، این ژست بسیار متداول است. ![]() 21. ژستی دوستانه با تنظیماتی مناسب. از او بخواهید به نرده ها تکیه دهید و نگاه مهربان خویش را به شما بدوزد. آنگاه شما با انتخاب یک دیافراگم مناسب هم عمق خوبی به تصویرتان خواهید باشید و هم با تار کردن پس زمینه او را در قاب تصویرتان جاودانه می سازید. ![]() نوع مطلب : آموزش عكاسی، برچسب ها : آموزش عكاسی، عكس، ژست برای عكس، چگونه ثروتمند شویم، شنبه 29 مهر 1391 :: نویسنده : وحید شیرزاد
باید و نباید در مورد لباس پوشیدن! ![]() ![]()
۷ نکته که در مورد لباس
پوشیدن باید رعایت کنید
.
راهنمای لباس پوشیدن برای دختر خانمهای چاق
تصمیم گرفته ایم نکاتی درمورد طرز لباس پوشیدن دخترهایی که
اضافه وزن دارند ذکر کنیم تا با استفاده از آنها بتوانند
متناسب تر به نظر برسند. این نکات توسط طراحان مد و لباس ارائه
شده است که با هر بودجه و قیمتی قابل استفاده می باشد.
1 - لباسهای
بی شکل گشاد انتخاب نکنید. شلوار ورزشی های گشاد برای ورزش است
نه برای بیرون رفتن. این لباس ها به هیچ وجه اندامشان را
زیباتر نمی کند.
2 - سبک
لباسهایی که آستین های باریک، قسمت سینه، کمر و پاهای تنگ
دارند یا هر چیزی که بدنی واقعاً خوش فرم می خواهد تا زیبا به
نظر برسد، به درد این دخترها نمی خورد. گذشته از اینکه این
لباسها ایراد و اشکال های اندامشان را چند برابر نشان می دهد،
بسیار برایشان ناراحت خواهد بود و گردش خونشان را هم مشکل ساز
می کند.
3 - شلوارها،
شلوارک ها و دامن هایی انتخاب کنید که در پشت
کمر کشی باشد
اما از
جلو زیپ و دکمه بخورد.
4 - شلوار
جین های کشی انتخاب کنید. این شلوارها درست مثل شلوار جین های
عادی اما از نظر جنسی بسیار راحت می باشند.
5 - لباسهایی
انتخاب کنید که به خوبی اندازه شان باشد و در آن احساس راحتی
کنند.
6 - برای
جلوگیری از عرق کردن بدن برایشان از پودر و اسپری بدن استفاده
کنید.
7 - از
پوشیدن لباسهای خانمانه به دختربچه های چاق خودداری کنید. درست
است که گاهی پیدا کردن لباس برای دخترهای درشت اندام سخت است
اما به هیچ وجه به آنها لباسهایی که متعل به سنین بالاتر از
اوست را نپوشانید.
8 - به
قسمت سایز بزرگ همه نمایندگی ها و مارک های لباس سر بزنید.
مطمئناً چیزی پیدا می کنید که خوششان بیاید.
9 - برای
پوشاندن شکم و باسنشان، بلوز، تی شرت و تاپ های بلند انتخاب
کنید.
10 - دخترتان
اگر چاق است یا پاهای کوتاهی دارد، از پوشاندن شلوار جین و
شلوارهای راسته به او خودداری کنید. این شلوارها پاهایشان را
چاق تر نشان می دهند.
11 - شلوارهایی
انتخاب کنید که در قسمت ران چسبان و در پایین کمی گشاد باشد.
12 - به
دختربچه تان که چاق است دامن بلند پایین تر از زانو نپوشانید
چون از مد افتاده است و چاق ترشان می کند.
13 - دامن
هایی انتخاب کنید که تقریباً تا روی زانوهایشان باشد. از
پوشاندن دامن کوتاه به آنها خودداری کنید.
14 - به
آنها دامن شلواری بپوشانید که هم برایشان راحت تر است و هم
جایگزین خیلی خوبی برای دامن به حساب می آید.
15 - اجازه
ندهید دخترتان لباسهای سنگینی بپوشد که باعث می شود بیش از حد
گرمش شود. لباسهای مخملی، پشمی و سایر پارچه های حجیم از این
دسته هستند.
16 - به
دخترتان یاد بدهید که چطور می تواند از لباسهای چند لایه
استفاده کند. مثلاً یک سویشرت یا ژاکت با خود داشته باشد که
درصورت نیاز تن کند.
17 - شلوارک
های کوتاه تنگ برایشان نخرید.
18 - از
جوراب با درازای مختلف استفاده کنید. جوراب تا زانو، تا ساق یا
تا مچ. باید ببینید کدام برایشان راحت تر است.
19 - پیراهن
یا دامن های کوتاه را حتماً با جوراب شلواری کلفت استفاده کنید.
20 - از
پوشیدن کفش های خیلی تخت یا پاشنه بلند خودداری کنید. مسئله مد
نیست، راحتی و سلامت دخترتان از همه چیز مهم تر است.
21 - کفش
هایی انتخاب کنید که کمی پاشنه داشته باشد.
22 - کفش
ها، چکمه ها و صندل هایی انتخاب کنید که روی آن بر چسب قابل
ارتجاع زده باشد. اگر کفشی این برچسب را نداشت کفش را در دو
دستتان بگیرید و سعی کنید به جلو و عقب خمش کنید. باید به
راحتی به جلو و عقب خم شود.
23 - سعی
کنید از مغازه هایی خرید کنید که مخصوص سایز بزرگ هستند تا
انتخاب بیشتری پیش رویتان باشد. لباس خریدن برای دختربچه های
چاق خیلی سخت است پس سعی کنید تا حد امکان لذت بخشش کنید.
باید بدانید که چاق بودن در دوران دبستان به معنای چاق بودن تا
آخر عمر نیست. پس سعی کنید با اعمال روش های مناسب دخترهای
گلتان را برای لاغر شدن تشویق کنید.
8 تکه لباسی که هر خانم باید داشته باشد
سفید هیچ وقت از مد نمی افتد. یک بلوز سفید شیک و خوب به شما
کمک می کند به طورچشمگیری خوش لباس جلوه دهید. می توانید آن را با
به تنهایی با یک شلوار رسمی ویا به همراه ژاکت/ جلیقه و همین طور
شلوار جین بپوشید. بدین وسیله می توانید با چند ترکیب و تغییر
انواع ظاهرهای متفاوت را ایجاد کنید. 2. شلوار جین با سایز مناسب شلوار جین مناسب اندام خود تهیه کنید تا مطابق روز جلوه
کنید.به گزارش پرشین وی شلوار جین به گونه ای است که می توانید
تقریبا باهر نوع لباس بالا تنه، آن را بپوشید. بنابراین یکی از
ضروریات است. 3. یک دست لباس مجلسی شیک لباس مجلسی زیبا برای مهمانی ها و جشن های رسمی داشته باشید
. 4. شلوار مشکی برازنده همانند رنگ سفید، رنگ سیاه نیز هرگز از مد نمی افتد.
بنابراین یک شلوار مشکی شیک ظاهری بسیار برازنده به شما خواهد داد
و می توان آن را با هر چیزی پوشید. 5. دامن رسمی به رنگ تیره یک دامن رسمی مناسب به سایز تن خود داشته باشید،به گزارش
پرشین وی رنگ تیره نیز از آن جهت خوب است که می توانید آن را با
انواع مختلف لباس ها بپوشید و به اکثر رنگ ها می آید. 6. ژاکت ، اورکت ویا پالتو زیبا برای اینکه به استایل خود جاذبه بیشتری اضافه کنید برای خود
یک ژاکت ، اورکت مناسب و امثال آن را فراهم کنید. 7. ژاکت کشمیری روشن یک یا دو ژاکت کشمیر داشته باشید چرا که می توانید با اکثر
لباس های خود بپوشید! به گزارش پرشین وی بهتر است به دنبال رنگ های
روشن آن باشید تا بتوانید ظاهر پرجلوه تری به لباسی که در زیر آن
پوشیدید بدهید. 8. لباس زیر سایز مناسب بسیار مهم است که لباس زیری سایز خود را دارا باشید چرا که بسیار بر خوب جلوه دادن لباس تاثیر می گذارد. اگر تنگ و یا گشاد باشد استایل لباس را خراب کرده و هیچ لباسی را برازنده نشان نمی دهد.
نوع مطلب : برچسب ها : لباس پوشیدن، زنان، چگونه ثروتمندشویم، سه شنبه 18 مهر 1391 :: نویسنده : وحید شیرزاد
صحبت از باند و چسبزخم نیست. این ۱۰ موردی که میبینید، برای
درمانهای جزئی با لوازم و اشیایی است که در خانه دارید. احتمالا
بعضی از آنها را میدانید، اما همهاش برای شما آشناست؟
راه اول: الکل طبی درمان بوی بد پا اگر پای شما بو میدهد و نمیدانید چطور از شر آن خلاص شوید، اگر حس میکنید این ژنتیک و تقدیر شماست و راهی برای فرار از آن ندارید، این گزینه را امتحان کنید؛ روی لیف یا کیسه حمام خود، مقداری الکل طبی بریزید و پای خود را با آن مالش دهید. الکل، به دلیل قابلیت خشککردن و ضدعفونی، میتواند بوی بد محیطهای باکتریزا و قارچزا را بگیرد و با خشک کردن رطوبت اضافه، محیط را برای رشد آنها نامساعد کند. راه دوم: مداد درمان سردرد وقتی استرس دارید و اضطراب به سراغتان آمده، ناخودآگاه فک و دندانهای خود را به هم فشار میدهید. به همین خاطر ماهیچههای فک و گونه خود را منقبض میکنید و برای خودتان سردرد میسازید. یکی از راههای درمان سردردهای عصبی، قرار دادن مداد در میان دندانهاست. در این حالت باید مداد را در میان دو ردیف دندان خود قرار دهید ولی روی آن فشار ندهید. دکتر شفل، مدیر جدید مرکز درمان سردرد در استنفورد، توضیح میدهد، با این روش کمک زیادی به خودتان میکنید. راه سوم: ماست درمان بوی بد دهان تحقیقات نشان دادهاند، باکتریهای موجود در ماست، میتوانند باکتریهایی که در دهان بوی بد ایجاد میکنند را از میان ببرند. این باکتریهای «خوب»، به شکل غیرقابل باوری، باکتریهای «بد» را سرکوب کرده و محیط را از آلودگیهای آنها پاک میکنند. این تحقیقات را دکتر جان سی انجام داده است؛ دندانپزشک و یکی از اعضای آکادمی زیبایی دهان و دندان. راه چهارم: محلول لیسترین ضد آفت دهان همیشه راههایی سنتی برای درمان بیماریهای ساده وجود دارد. نمونهاش را میتوان در همین مثال محلول لیستریک پیدا کرد. یک محلول خوشبوکننده قوی و کلاسیک که به ضدعفونیشدن محیط دهان کمک کرده و آفتهای احتمالی را دور میکند. در این حالت تنها کافی است پنبهای را به این محلول آغشته کنید و آن را روی آفت مورد نظر قرار دهید. اگر سهبار در روز این حرکت را انجام دهید، مشکلتان از میان خواهد رفت. راه پنجم: شیرینبیان درمان میخچه و پینه یکی از اعضای تیم تحقیقاتی موسسه ملی بهداشت در آمریکا، توضیح داده است که گیاه شیرینبیان، حاوی موادی شبهاستروژن است که باعث نرمکردن پوست سخت میشود. این تحقیقات نشان دادهاند که این گیاه یکی از بهترین راههای درمان میخچه و پینه به حساب میآید. تنها کافی است آن را تبدیل به یک مایع غلیظ کنید و روی مناطق خشن پوستتان بکشید. راه ششم: توپ تنیس درمان درد پا یک راه آسان برای مینیماساژ این است که توپ تنیس را زیر کف پای خود قرار داده و به صورت رول پای خود را روی آن حرکت دهید. اگر یک یا دو دقیقه پای خود را روی آن حرکت دهید، به ماهیچههای کف پای شما آرامش میدهد و به این صورت، برای خودتان یک مینیماساژ خانگی ترتیب دادهاید. راه هفتم: روغن زیتون برای درمان اگزما روغن زیتون میتواند تسکیندهنده نقاط تحریکشده با اگزما باشد. درواقع روغن زیتون به دلیل آنتیاکسیدانهای موجود در آن، التهاب همراه با اگزما را کاهش میدهد. وقتی از روغن زیتون بهعنوان یک روش درمان استفاده میکنید، درواقع مواد محرک شیمیایی را از آن دور و یک ماده طبیعی را جایگزین آنها میکنید. در این حالت از آنتیاکسیدانهای روغن زیتون برای پیشگیری و درمان آسیبهای بعدی هم استفاده کردهاید. تنها باید یک قاشق چایخوری از آن را روی نقاط تحریکشده پوست خود بکشید و منتظر درمان باشید. روش هشتم: شکر برای درمان سکسکه یک قاشق چایخوری از شکر خشک میتواند سکسکه شما را بلافاصله آرام کند. پزشکان یکی از دانشگاههای آمریکا، پس از دریافت این نکته، توضیح دادند که خوردن یک قاشق شکر، به دلیل تاثیری که روی عضلات عصبی میگذارد، این عضلات را به آرامش دعوت میکند و سکسکه را از بین میبرد. روش نهم: ای پاد برای درمان فشار خون بالا یک مرکز تحقیقاتی در زمینه فشار خون بالا برای بیماران خود آهنگهایی را از طریق آی پاد پخش کرد و پس از مدتی به این نتیجه رسید که هنگام شنیدن موسیقی، ضربان قلب و تنفس حالت آرامی به خود میگیرد و بیمار را به آرامش فرامیخواند. به همین دلیل توصیه اصلی آنها، ۳۰ دقیقه گوشدادن به آهنگهای آرامشبخش است. راه دهم: بستنی درمان سوختگی دهان! اگر از آن دست افرادی هستید که عادت دارید غذای تند بخورید و در سقف دهانتان احساس سوختگی دارید، پیشنهاد اول، ترک عادت خوردن غذاهای تند است و پیشنهاد دوم، تسکیندادن این محیط با یک قاشق بستنی یا ماست یخزده است. در این موقعیت شما درمانی موقتی برای آن در نظر گرفتهاید. مخصوصا که سقف دهان تنها چند میلیمتر ضخامت دارد و بلافاصله سوزش را به اعصاب منتقل میکند. نوع مطلب : پزشکی، برچسب ها : پزشکی، درمان خانگی، چگونه ثروتمند شویم، سه شنبه 18 مهر 1391 :: نویسنده : وحید شیرزاد
شهرهای مشهور جهان چطور نامگذاری شدند؟ توجه و دقت در نام و به عبارتی
وجه تسمیه شهرها و مناطق مختلف جهان نشان می دهد که بیشتر اسامی
شهرها به نوعی نشان دهنده قوم و یا نژاد غالب در آنجاست، و یا
اینکه نشان دهنده وضعیت جغرافیایی و اقلیمی آنهاست. اما در این
میان برخی از شهرها هستند که نام برخی از بزرگان و یا شخصیت های
معروف و مشهور تاریخی را بر انها گذارده اند، برای نمونه نام
«سائوپائولو» به عنوان یکی از بزرگترین شهرهای برزیل برگرفته از
«پائولو قدیس» یکی از کشیشان مشهور کاتولیکی است.
در حدود سال ۱۵۲۴ میلادی
هنگامی که پای کاشفان اروپایی به قاره آمریکا باز شد، بیش از ۵۰۰۰
سرخپوست آمریکایی در منطقه نیویورک فعلی زندگی میکردند. درآن
هنگام، کاشف معروف ایتالیایی «جیوانی دا ورازانو» که در آن زمان
برای دربار فرانسه خدمت میکرد، منطقه نیویورک را به نام فرانسوی(
نوئل آنگولیم) نامگذاری کرد. مهاجران اروپایی همزمان با آغاز به
کار کمپانی هلند در منطقه نیویورک، آغاز به سکنی گزیدن کردند.
مهاجرت اروپائیان بخصوص هلندیها به نیویورک باعث شد تا قسمت جنوبی
منطقه منهتن را در سال ۱۶۱۴ میلادی (نیو آمستردام) بنامند. درآن
زمان فرماندار مستعمره هلندیها به نام «پیتر مینوئیت»، تمامی
جزیره منهتن را از سرخپوستان در سال ۱۶۲۴ میلادی با مبلغ ۲۴ دلار
خریداری کرد .در سال ۱۶۶۴ میلادی، انگلیسیها شهر نیو آمستردام را
اشغال کردند و آن را به نام «نیویورک» و به افتخار پادشاه وقت
بریتانیا، جیمز دوم که دارای لقب سلطنتی (دوک یورک و آلبنی) بود،
نامگذاری کردند. نام پاریس برگرفته از نام
گروهی از افراد قوم گل(گُل، گال و گالیا منطقهای در غرب اروپا است
که امروزه فرانسه، بلژیک، غرب سوییس و بخشهایی از هلند و آلمان در
آن قرار دارند) به نام پاریزیها است. در دوره استیلای روم نام این
شهر به «لوتشیا» تغییر کرد، اما در زمان یولیانوس پادشاه روم نام
شهر دوباره به پاریس تغییر یافت. پاریس دارای القاب متعدد زیادی
است، اما مهمترین نام آن «شهر نور» (La Ville lumiere) است. این
نام هم به مرکزیت این شهر در زمینه علم و تحصیلات و هم به پر نور
بودن این شهر در شبها برمیگردد.
در جای شهر کنونی پکن در ابتدا
شهری به نام (چونگدو) بود که مغولها آن را سوزاندند و
ویرانکردند. «قوبیلای قاآن» در جای پکن کنونی شهری ساخت و آن را
پایتخت خود کرد. آن شهر را در مغولی «خانبالِق» (به معنای شهرِ
خان) و در چینی «دادو» به معنای پایتخت بزرگ میخواندند. در متون
فارسی دوران مغول نیز این شهر به صورت خانبالق و خانبالغ ذکر شده
است. پس از برپایی سلسله «مینگ» در سال ۱۳۶۸ میلادی، این شهر نام
بِیپینگ (به معنای صلح شمالی) گرفت و در سال ۱۴۲۱ نامش به
«بِیجینگ»، به معنای پایتخت شمالی (Beijing) تغییر کرد. پکینگ و
پکن گونههای دیگری از نگارش همان واژه چینی بیجینگ اند.
در مورد وجه تسمیه تهران
اختلاف نظر زیادی وجود دارد، پارهای از پژوهشگران(ران) را پسوندی
به معنای دامنه گرفتهاند و شمیران و تهران را بالادست و پاییندست
خواندهاند. برخی دیگر تهران را تغییر شکل یافته (تهرام)به معنای
منطقه گرمسیر دانستهاند، در مقابل شمیرام یا شمیران که منطقه
سردسیر است و همچنین عدّهای بر این باورند که سراسر دشت پهناوری
که امروز تهران بزرگ خوانده میشود در میان کوههای اطراف، گود به
نظر میرسید و بدین سبب(ته ران) نام گرفت. روستایی که پیشدرآمد
شهر تهران بودهاست، پیش از اسلام نیز وجود داشته، امّا پس از
اسلام بهتدریج نام آن معرّب گردیده و از تهران به طهران تبدیل
شدهاست. امّا جغرافیدانان معروف آن روزگار نیز به املای تهران
اشاره نمودهاند.
این شهر در ابتدا با نام
بیزانتیوم یا قسطنطنیه (عربیشده کُنستانتینوپول ـ شهر کنستانتین ـ
که به افتخار قیصر روم کنستانتین یکم بدین نام نامیده شد) شناخته
میشد. در سال ۱۹۶ میلادی «سپتیموس سوِروس» امپراطور روم با حمله
به بیزانتیوم آن را اشغال کرد و بسیاری از رومیان به این شهر
مهاجرت کردند. تلاش امپراطور برای نامیدن این شهر به نام فرزندش
«آگوستا آنتونینا» موفق نبود و مردم تا زمان تغییر نام شهر به
«کُنستانتینوپُل» یا قسطنطنیه را برای آن بکار میبردند. از سال
۱۹۳۰ رسماً استانبول نامیده شد. نام استانبول که تا قبل از فتح آن
به دست ترکان رواج داشت، از نام «ایستیم پولی» که در زبان یونانی
به معنی شهر یا مرکز شهراست، برگرفته شده است. در سال ۱۷۷۰ میلادی
سلطان مصطفی سوم با ضرب سکههایی که روی آن نام استانبول نقش بسته
بود، به این نام رسمیت بخشید و جایگزین قسطنطنیه شد. در دوره
جمهوریت و از روز ۲۸ مارس سال ۱۹۳۰ اداره پست ترکیه از تمامی
کشورهای جهان خواست تا در مکاتبات خود از نام استانبول استفاده
کنند. لازم به ذکر است که در دوره ای از حکومت عثمانی، نام
«اسلامبول» به معنی شهر اسلام نیز بسیار کاربرد داشته است.
وجه تسمیه این امارت بعنوان
پایتخت امارات متحده عربی به ابوظبی از آنجاست که به علت وجود آب
شیرین در دوران قدیم، گلهای از (ظباء) یعنی آهو، قبل از ورود
انسان به این منطقه در آنجا وجود داشتهاست. در سال ۱۷۶۱ قبیله بنی
یاس بعد از پیدا کردن آب شیرین در منطقه ساکن میشوند و نام منطقه
را به خاطر وجود آهو (ظباء) ابوظبی می گذارند.
ریاض، پایتخت عربستان سعودی از
«الریاض جمع روضه وأرض المکان وأروض أی کثرة روضه» به معنای؛ گلزار
و باغ است که آن را گلستان نیز می گویند. یعنی جایی که در آن آب
باران جمع شود و پس از آن گلهای رنگارنگ وخوشبو بروید. از اینجا
است که نام الریاض آمده است. چرا که شهر ریاض در میان این درهها
واقع شدهاست، و در موسم باران و بهار سر سبز و سرشار از گل های
رنگارنگ میشود، تاریخ نگار معروف (الهمدانی) در کتاب خود که به
نام صفة جزیرة العرب معروف است، شهر «ریاض» را، حجر الخضراء به
معنای سنگ سبز، نامگذاری کرده است.
بَغداد واژه ای است به زبان پهلوی به معنای خُداداده. این واژه پیش از اینکه بر این شهر گذارده شود در اوستا به گونه صفت آورده شده بود. این واژه در اوستا به شکل «بغوداته» و به همان معنا در بخشهایی از اوستا از آن دسته وندیداد آورده شدهاست. در پارسی میانه این واژه باز به همان معنا و اینبار به ریخت بَغدات آورده شدهاست. برخی دیگر از زبانشناسان عقیده دارند بغداد از دو کلمه «بغ» مخفف باغ و «داد» مخفف دادار به معنی ایزد و پروردگار تشکیل شدهاست و بغداد به معنی باغ خدا است. اگرچه در خصوص ریشههای ایرانی هیچ شبههای وجود ندارد ولی کلمه بغداد دو نوع ریشه اصلی متفاوت داشتهاست. قابل اطمینانترین موردی که توافق بیشتری بروی آن گردیده لفظی است که از ترکیب فارسی پهلوی با نام «باگا» (بت، خدا) +داتا (معلوم مسلم) بوجود آمده که کلمه فارسی میانه«بگدات/بگداد» (داده شده توسط خداوند) از آن گرفته شده؛ و سرانجام به کلمه فارسی مدرن و عربی «بغداد» تغییر یافتهاست.
نوع مطلب : مطالب جذاب، برچسب ها : شهرهای دنیا، علت نامگذاری، تهران، نیویورک، پاریس، پکن، استانبول، ابوظبی، ریاض، بغداد، سه شنبه 18 مهر 1391 :: نویسنده : وحید شیرزاد
سه شنبه 18 مهر 1391 :: نویسنده : وحید شیرزاد
عکس های
قدیمی از
ایران قدیم میدان اسبی کرج ، دهه 40 ![]() نوروز 1357 مرداب انزلی ازچپ به راست : مسعود کیمیایی گیتی پاشایی پریرخ هاشمی محمد آستیم بلوار میرداماد -تهران سال ۱۲۴۸خورشیدی/ ۱۲۹۰ قمری این عکس یکی از قدیمی ترین تصاویر موجود از تهران ، در موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران است حسن کسائی استاد نی نقاشی آبرنگ اثر پاول یاکوولویچ. این نقاش روس در سال ۱۸۹۵ میلادی در سفر الکسای نیکلایویچ ژنرال ارتش روسیه به تهران با او همراه شد و در این نقاشی لحظه ورود او به رشت را به تصویر کشیده است. نوع مطلب : عکسهای قدیمی، ایران، برچسب ها : ایران قدیم، چگونه ثروتمند شویم، عکس های قدیمی، سه شنبه 18 مهر 1391 :: نویسنده : وحید شیرزاد
یکشنبه 16 مهر 1391 :: نویسنده : وحید شیرزاد
نکات مدیریتی
مترجم: مریم بیدمشگی پور
سیاستهای دست و پاگیری که چندین بار تکرار شده باشند یا آنقدر پیچیده و
سنگین باشند که نتوان از آنها استفاده کرد باعث آسیب رساندن به کار و
تجارت شما به سه طریق میشود. نخست این سیاستها کارمندان را از حوزه مولد
بودن برای سازمان دور نگه میدارند. این حوزه جایی است که کارمندان
میتوانند در برنامههای کاری سازمان بهطور کامل دخیل شوند و کمتر یا
مسائل حاشیهای درگیر باشند. سیاستهای نامناسب باعث میشود که کارمندان
کار خود را متوقف کنند و همواره مجبور باشند هرآنچه انجام میدهند را با
سیاستهای سازمان تطبیق دهند یا از مدیران خود مشورت بگیرند. همه این
مراحل باعث کند شدن انجام کارها میشود. دوم اینکه هر یک از این سیاستها
هزینه زیادی برای تدوین و اجرا نیاز دارند. سومین و مخربترین آسیب این
است که سیاستهای سازمان بهطور واضح و رسا نمایانگر اعتماد مدیران اجرایی
به خود و گروه مدیریتی شان هستند. جایی که در آن اعتماد باشد حضور
سیاستهای کاری کمرنگ و محدودتر میشود. در سازمانهایی که در آنها اعتماد
وجود دارد، مدیران به خودشان این اعتماد را دارند که به استخدام و مدیریت
اعضای گروه کاری خود بپردازند بدون اینکه لحظه به لحظه بر آنها نظارت
داشته باشند. در یک محیط مملو از هراس و عدم اعتماد، این سیاستها هستند
که حکمرانی میکنند. در اینجا به فهرستی از پنج سیاست مخرب که طی تحقیقات
اخیر به آن رسیدهایم، میپردازیم. اگر تعداد زیادی از این سیاستهای
تشریفاتی در سازمان شما وجود دارد تنها صدایی که به گوش شما خواهد رسید
این است که سود شما رو به کاهش است. در این حالت کارمندان باهوش و توانمند
از محیط سازمان شما به یک محیط رشد یافته تر نقل مکان میکنند. نوع مطلب : برچسب ها : مدیر خوب، چگونه ثروتمند شویم، یکشنبه 16 مهر 1391 :: نویسنده : وحید شیرزاد
مدیران استراتژیست یا قصهپرداز؟
مترجم: سینا خوش سخن
تخیل نه! تمام مدیران عامل موفقی که تاکنون دیدهام قصهپردازان خوبی بودهاند. این مساله لزوما از خوش صحبتی آنها نشات نمیگیرد. هنر آنان این است که توانستهاند جنبههای مختلف استراتژی را به گونهای در کنار هم قرار دهند که بتوان آن را به صورت یک داستان، آن هم یک داستان خوب، تعریف کرد. از آنجا که مهمترین وظیفه یک مدیرعامل ایجاد یک جهتگیری استراتژیک منطقی و متقاعدکننده برای سازمان است، باید داستانی را ترتیب داد که برای هر فردی که میتواند در رسیدن به هدف سازمان ایفای نقش کند، قابل فهم باشد. در اینجا مقصود این نیست که مدیرعامل باید خود را درگیر تخیل نماید یا این که بیش از حد رویایی فکر کند. به عقیده من یک استراتژی خوب اصولا دارای سه ویژگی است: 1)باید داستانی باشد که گزینههای کاملا مشخصی را پیش رو قرار دهد. گزینههای منتخب استوی اسپرینگ مانند ادبیات صریحش، واضح و مشخص هستند: «ما مجلات تخصصی برای مردان جوان به زبان انگلیسی ارائه میکنیم». در کار ما، خروجیها کاملا مشخص هستند؛ مثلا در این سازمان هیچ مجلهای در زمینه موسیقی چاپ نخواهد شد (چرا که حوزه گستردهای است و در تخصص ما نیست)، یا هیچ مجلهای به زبان آلمانی منتشر نخواهد شد (اگرچه این فعالیت ممکن است برای شرکتی دیگر کاملا سودآور باشد) و در نهایت اینکه مجلهای با موضوع سفالگری یا سبزیکاری چاپ نخواهد شد (مگر آنکه اخیرا در میان مردان جوان انگلستان علاقه شدید به این موضوعات ایجاد شده باشد که من از آن بیخبرم). یک داستان خوب استراتژی باید این گونه انتخابهای عینی را در بر گیرد. علاوه بر این، بایستی مشخص شود انتخابهایی که توسط رهبر سازمان صورت میگیرد، چگونه به هم مرتبط هستند. به عنوان مثال، فرانک مارتین در نقش مدیرعامل توانست شرکت بریتانیایی هورنبای، سازنده قطارهای اسباببازی را از نو احیا کند. وی با تغییر ماهیت شرکت از یک سازنده اسباببازی به یک شرکت تولید سرگرمی عملی به هدف خود دست پیدا کرد. او استراتژی خود را در قالب 15 کلمه بیان کرد: «ما برای کلکسیونداران بزرگسال، اسباببازیهای مدل کاملی میسازیم که حس نوستالژی را القا نمایند.» وی تصمیم گرفته بود روی اسباببازیهایی تمرکز کند که مدل نمونههای واقعی هستند؛ چرا که کلکسیونداران دقیقا چنین محصولاتی را دنبال میکنند. علاوه بر این، معمولا خریداران برند هورنبای را از آن جهت برمیگزینند که خاطرات کودکیشان را زنده کرده و آنها را به روزهای خاطرهانگیز گذشته میبرد. گزینههایی که فرانک مارتین انتخاب کرده بود، نه تنها تصمیمات استراتژیک ناپیوستهای نبودند؛ بلکه به گونهای به هم متصل و در هم آمیخته شده بودند که یک داستان منطقی را ترتیب میدادند. 2) داستانی که پرداختهایم باید با منابع سازمان همخوانی داشته باشد. از همه مهمتر آن است که انتخابها باید به طور مشخص به منابع منحصربهفردسازمان متصل باشند، چرا که این منابع در یک بازار جذاب میتوانند منجر به مزیت رقابتی شوند. هورنبای، اگرچه برای یک دهه در مرز ورشکستگی قرار گرفته بود، اما هنوز هم منابع ارزشمندی در اختیار داشت. پیش از همه اینکه دارای برند ارزشمندی بود و در میان افرادی که در دوران کودکی، صاحب قطارهای هورنبای بودند، بسیار مشهور بود. به علاوه، این شرکت در شهر مارگیت زادگاه فرانک مارتین قرار داشت. این شهر از قابلیتهای منحصربهفردی برای طراحی برخوردار بود. با این وجود، مزیتهای این شرکت در رقابت با شرکتهای تولیدکننده اسباببازیهای ارزانتر چینی، ناچیز بود. کودکانی که برای هدیه تولد خود قطار اسباببازی میخواستند برند هورنبای را نمیشناختند و کمتر به آن توجه نشان میدادند. مهارتهای مدلسازی دقیق مهندسان مارگیت در بازار اسباببازی، که در آن ماندگاری و استحکام مهمترین عوامل بودند، ارزش خاصی نداشت. با این حال، این دو منبع – برند مشهور و توانمندی در طراحی- در ساختن «اسباببازیهای مدل کامل برای کلکسیونرهای بزرگسال» بسیار ارزشمند به نظر میرسیدند. در واقع استراتژی هورنبای، تطابق کامل منابع موجود با استراتژی را نتیجه میداد. من چنین تطابقی را در سالن تئاتر سادلرز ولز نیز مشاهده کردهام. 10 سال قبل، پیش از آنکه آلیستر اسپالدینگ، مدیرعامل کنونی سالن، این سمت را بر عهده بگیرد، این سالن همه نوع برنامهای در زمینههای مختلف هنرهای نمایشی ارائه میداد. با این وجود، شرکت با مشکلات شدیدی دست و پنجه نرم میکرد و روز به روز میزان بیشتری از سرمایه خود را از دست میداد. در همین زمان بود که اسپالدینگ مدیریت شرکت را به دست گرفت و رهبری خود را با یک داستان مشخص آغاز کرد. داستان او برای همه این بود که این سالن تئاتر باید به «مرکز نوآوری در نمایشهای موزیکال» بدل شود. استدلال او برای این داستان، برخورداری شرکت از دو منبع ارزشمند بود: (1) شهرت تاریخی در زمینه موسیقی (اگرچه در سالهای اخیر این شرکت وارد حوزههایی غیر از موسیقی شده بود) و (2) سالن تئاتر که اصولا با این اندیشه بنا شده بود که مرکزی برای این نمایشها باشد. اسپالدینگ میدانست که با داشتن این منابع منحصربهفرد باید دوباره تمرکز سالن تئاتر را متوجه نمایشهای موزیکال کند. علاوه بر این، وی این سالن را به مرکز جذب نخبهها بدل کرد؛ جایی که افراد نوآور و هنرمند گرد هم میآمدند و ستارهها در آنجا شکل میگرفتند. 3) داستان باید برای سازمان مزیت رقابتی ایجاد کند. این داستان نه تنها باید گزینههایی را که با منابع سازمان مرتبط هستند، پیش رو قرار دهد، بلکه باید توضیح دهد که این منابع و گزینهها چگونه میتوانند در یک بازار برای شرکت مزیت رقابتی ایجادکنند که دیگر سازمانها نتوانند به راحتی از آن تقلید کنند. به عنوان مثال منابع هورنبای این امکان را در اختیار این شرکت قرار میداد که بهتر از هر شرکت دیگری برای کلکسیونرهای بزرگسال مدلهای اسباببازی کامل بسازد. از سوی دیگر کلکسیونرهای بزرگسال نیز بازاری غنی و در حال رشد را تشکیل میدادند که حاشیه سود در آن بسیار بیشتر از حاشیه سود بازار فوق رقابتی اسباببازی بود. اصولا مزیت رقابتی را نباید در بازاری در حال زوال تجربه کرد: هدف شما باید این باشد که در بازاری که به سمت رشد و شکوفایی پیش میرود بتوانید فعالیتی را بهتر از سایرین انجام دهید. بنابراین داستان استراتژی شما باید توضیح دهد که چرا بازاری که در آن فعالیت میکنید، جذاب است و منابع شما چگونه این امکان را در اختیار شما قرار میدهند که در این بازار، بهتر از هر بازیگر دیگری، کسب ارزش نمایید. به عنوان مثال، داستان مدیرعامل فرمانتل مدیا، این بود که میخواست شرکت او تولیدکننده محصولات تلویزیونی باشد که با نفوذ به دیگر رسانهها، در سایر کشورها نیز قابل بازتولید باشند. فرمانتل مدیا، به دلیل حضور جهانی خود، بهتر از رقیبان خود که تنها در سطح کشور فعال بودند، میتوانست تولیداتی نظیر مسابقه موسیقی، مسابقات زنده و کمدیهایی را پخش نماید. هرچند رقبای محلی نیز میتوانستند برنامههای جذاب و نوآورانهای تولید نمایند، اما حضور فرمانتل در عرصههای بینالمللی این امکان را به آن میداد که سود بیشتری کسب نماید. به همین دلیل، تمرکز آنها متوجه برنامههایی بود که در سرتاسر جهان قابل بازتولید باشند. در واقع، این مزیت رقابتی آنها بود و توانستند داستان خود را حول این محور بسازند. یک شروع خوب البته یک داستان خوب، به تنهایی کافی نیست. یک رهبر سازمانی هنوز هم به محصولات، کارکنان، بازاریابی و مدیریت مالی خوب نیازمند است؛ اما بدون داشتن یک داستان خوب، رهبر سازمان نمیتواند تلفیق مناسبی از افراد و منابع، برای ایجاد یک نیروی قوی استراتژیک ایجاد کند. در واقع یک داستان خوب، شرطی لازم –و نه کافی – برای موفقیت است. بنابراین پیام من به رهبران سازمانی این است: اگر بتوانید داستان را درست تعریف کنید، در واقع از یک ابزار قدرتمند مدیریتی بهرهمند خواهید شد. داستان به شما کمک خواهد کرد که تحلیلگران، سهامداران و افکار عمومی را متقاعد نمایید که هدفی که سازمان را به سمت آن هدایت میکنید، ارزش زمان، انرژی و سرمایهگذاری همه افراد را دارد. مهمتر اینکه این داستان میتواند الهامبخش افرادی باشد که باید استراتژی را پیادهسازی نمایند. اگر کارکنان، منطقی را که پشت انتخابهای استراتژیک سازمان وجود دارد درک کنند و بفهمند این استراتژی چگونه در مقابل رقیبان به سازمان مزیت پایدار میبخشد، به زودی به آن اعتقاد پیدا میکنند و آن را اجرا خواهند نمود. عقیده جمعی پیشنیازی مهم برای موفقیت است. در نتیجه، یک داستان خوب میتواند سازمان را به جلو براند و در نهایت این داستان به حقیقت خواهد پیوست. نوع مطلب : مدیر خوب، برچسب ها : مدیر خوب، قصه پرداز، یکشنبه 16 مهر 1391 :: نویسنده : وحید شیرزاد
بازاریابی
در بریتانیا استفاده از این استراتژی برای افزایش مصرف نوشیدنیهای انرژی زا - و متعاقبا، پیامدهای آن - واکنش شدیدی را به راه انداخت. بسیاری گفته اند چنین استراتژی بازاریابی، مصرف بیش از اندازه این محصولات را تقویت میکند و افراد جامعه را در معرض بیماریهای مختلفی قرار میدهد. البته فقط این محصولات نیستند که تحت تاثیر عرضههای «رایگان» قرار گرفته اند. اخیرا دیلی میل گزارش داده است که یکی از هر پنج مشتری که از فروشگاههای با عرضه «یکی بخرید و یکی رایگان ببرید» خرید کردهاند، کالاهای خریداری شده را دور ریختهاند. مشکل چیست؟ مقدار زیادی از کالاهای خریداری شده در قفسههای خانه باقی میمانند و تاریخ مصرفشان میگذرد. بر اساس این تحقیق مشتریان به طور متوسط 165 پوند در سال را صرف خرید کالاهایی میکنند که از آنها استفادهای نمیبرند. برای هیچ «رایگان» واژه قدرتمندی است. فریبندگی چیزی برای هیچ روشن است. برای مثال، عرضه کنندگان خدمات مخابراتی برای جذب مشتریان بیشتر و وفادار به شرکت خود برنامههایی را با ارائه دقایق «رایگان» به جای برنامههای هزینهای عرضه میکنند. آنها این کار را به این دلیل انجام میدهند که عموما مصرفکنندگان به محصولات یا خدمات رایگان، نسبت به موقعیتی که شرکت هزینهای را برای همان محصولات تعیین کرده است، پاسخی متفاوت میدهند. مصرف کنندگان چنین خدماتی شیرینی و جذابیت این پیشنهاد همیشه در ذهنشان باقی خواهد ماند و در مقابل برای عرضهکنندگان چنین خدماتی نیز نتایج باورنکردنی و قابل توجهی به دست خواهدآمد. در مقاله دیگری استاد بازاریابی دانشگاه کلمبیا، به بررسی قیمتگذاری شرکتهای مخابراتی و ارائه طرحهای رایگان پرداخت. آنها تاثیرات جایگزینی ساختارهای دوبخشی هزینه (قیمت براساس دسترسی ماهانه و مداوم یا قیمتگذاری بر اساس میزان هر واحد مصرف)را با طرحهای قیمتگذاری سه بخشی بررسی کردند. به طوری که در طرحهای قیمتگذاری سه بخشی یک قیمتگذاری جدید براساس مصرف بیش از یک واحد یا بسته انتخابی توسط مشتری ایجاد میشود. درون این سهمیه هیچگونه هزینه کاربری برای هر دقیقه مصرف در نظر گرفته نمیشود و با انتخاب یکی از سرویسهای شرکت این بسته رایگان به آنها داده میشود: به مشتریان گفته میشود که استفاده درون این سهمیه «رایگان» است. برای تعیین تاثیرات این سیاست بازاریابی یعنی «مصرفی که برای آن هزینه پرداخت شده است، ولی از آن به عنوان طرح «رایگان» یاد میشود»، محققان دادههایی را برای قیمتگذاری انتخاب و کاربری مشتریان یک شرکت تلفن همراه در جنوب آسیا را بررسی کردند. دادهها شامل یک نمونه تصادفی از 5831 مشتری در یک دوره یک ساله بود. در طی دوره مشاهده شان، شرکت طرحهای سه بخشی را در کنار طرحهای دوبخشی موجود قرار داد، به این ترتیب آنهامی توانستند مجموعه یکسانی از مشتریان را تحت دو سیاست قیمتگذاری مختلف مشاهده کنند. نتایج نشان داد «وقتی حرف از رایگان است، مسلما مشتریان تمایل بیشتری برای استفاده از مصرف رایگان نشان میدهند. بنابراین در طرحهای سه بخشی، مشتریان 9/83 درصد ارزشگذاری بیشتری را برای خدمات، نسبت به طرحهای دوبخشی داشتند.اما بر اساس نتایج کسی که بیشترین سود را کسب کرده است شرکت مخابراتی است، نه مشتریان.ارائه طرحهای سه بخشی که در آن یک بسته خدماتی رایگان لحاظ شده بود به طور قابل ملاحظهای درآمد عرضه کننده را افزایش دادند. این پژوهش همچنین نشان داد که با کاهش هزینه و قراردادن طرحهای رایگان، عرضه کنندگان میتوانند کل درآمدها را 9/3 درصد افزایش دهند. به علاوه، این گواه بر این نتیجه بود که عرضهکنندگان میتوانستند درآمدها را با افزایش ارجحیت انتخاب طرح سه بخشی، بیشتر افزایش دهند. برای مدیران بازاریابی آموزههای روشنی از این پژوهش برای یادگیری وجود دارد: • شرکتی که از قیمتگذاری اقلامی یا دقیقهای استفاده میکند باید آگاه باشد تا آزمایشات میدانی را پیش از اجرای طرحهای قیمتگذاری جدید انجام دهد. این مطالعه نشان میدهد که مشتریان اغلب رفتارشان را بر اساس دریافت اینکه چه چیزی میتواند یک معامله خوب باشد تغییر میدهند. • یک شرکت باید تصمیم بگیرد که چگونه میتواند به شکل مناسبی از واژه «رایگان» استفاده کند. این مطالعه به دنبال این است که چطور یک شرکت میتواند فروشش را با تکیه بر جنبههای مختلف «رایگان» تقویت کند. • شرکتی که از ظرفیت محدودی برخوردار است تا تقاضای عمومی را برای اقلام رایگان برآورده سازد باید مواظب باشد تا چنین برنامههایی را به صورت فزایندهای ترویج ندهد. • در آخر، شرکتی که از برنامههای غیرخطی قیمتگذاری یعنی تاکتیکی که به مشتری پیشنهاد میکند «یکی بخر، دیگری را با تخفیف یا رایگان ببر». استفاده میکند، همانطورکه اساتید اشاره میکنند، «نه تنها هزینه را برای مشتریان مشخص میکند بلکه مشخصههای دریافتی خدمات را نیز تغییر میدهد، بنابراین انتخاب و استفاده مشتریان را نیز تحت تاثیر قرار میدهد». این یکی از ابعاد جدید پژوهشهای قیمتگذاری است، در حالی که به طور گستردهای تصور بر این بوده است که مشتریان فقط چیزی را که در توان مالیشان باشد میخرند یا استفاده میکنند. در بازاریابی فروشگاههای بزرگ، بانکها، شرکتهای مخابراتی و بسیاری از بازارهای دیگر واژه «رایگان» بدون هیچ محدودیتی مورد استفاده قرار میگیرد. میتوان گفت سوال بزرگتری که این مطالعه مطرح میکند و از حوزه پژوهشی استادان فراتر میرود، این است:آیا زمان آن فرا نرسیده است تا دولت در استفاده از واژه «رایگان» در برنامههای بازاریابی شرکتها، مداخله کند. نوع مطلب : موفقیت شغلی، برچسب ها : رایگان، موفقیت شغلی، یکشنبه 16 مهر 1391 :: نویسنده : وحید شیرزاد
كسبوكارهای كوچك
مترجم: مریم رضایی
متاسفانه، این پیام ساده به اندازه شهرتی که شرکتکنندگان این جلسات از آن خود میکنند، منتقل نمیشود. زیرا به طور کلی، شرکت در نشستها تا حدی سادهتر از کار عملی است. به عنوان مثال، چندی پیش دعوتنامهای برای شرکت در پنجمین مجمع بزرگ کارآفرینی جهان دریافت کردم. ظاهرا قرار است در این جلسه، شرکتکنندگان، نظر افراد برجسته جهانی در امر کارآفرینی را بشنوند؛ اما وقتی به لیست سخنرانان نگاه کردم، متوجه شدم که تقریبا همه آنها سیاستمداران یا اساتید دانشگاه هستند، به عبارت دیگر، هیچ یک از آنها خودشان کارآفرین برجستهای نبودند. مشکل موجود با این کارشناسان که در مورد نحوه راهاندازی کسبوکار جدید صحبت میکنند، مثل این است که به فردی که قرار است رانندگی یاد بگیرد، به صورت تئوری نحوه رانندگی کردن را توضیح دهیم. اما آنها هیچ وقت عملا پشت فرمان ننشستهاند. در واقع، کسبوکار چیزی نیست که بتوان با تئوری، گزارشهای بلند یا حتی مقالههای کوتاه مانند همین مقاله آن را توضیح داد. باید وارد بازار شوید و ایدههایتان را به حامیان مالی، شرکا، عرضهکنندگان و از همه مهمتر مشتری بفروشید. باید پساندازتان را در راه تحقق رویاهایتان صرف کنید، زندگی شخصیتان را فدا کنید تا این رویا را زنده کنید و اگر شکست خوردید، دوباره تواناییتان را بازیابید و تلاش را از سر بگیرید. البته متفکرانی که در مورد این مسائل بحث میکنند و کارآفرینان را مورد حمایت قرار میدهند، بهتر از کسانی هستند که کل وقتشان را به شکایت کردن از سیاستهای دولت هایشان اختصاص میدهند. اما مساله نگران کننده این است که اگر این افراد به قدر کافی معتبر نباشند، نمیتوانند دیگران را وادار کنند که دل به دریا بزنند. این گونه افراد همچنین مسائل را بیش از حد پیچیده میکنند و مرتب دولتها را مقصر هر چیزی میدانند. در اصل، نشستهایی ارزش برگزاری دارند که در آنها اصول فراوانی مطرح شوند. متاسفانه بسیاری از کارآفرینان موفق به شدت مشغول اداره شرکتهای خود هستند و در این جلسات شرکت نمیکنند. بنابراین کاری که میتوانیم انجام دهیم این است که مسائل انتزاعی را کنار بگذاریم و از مدل واقعی کارآفرینان - یعنی تلاش مداوم - پیروی کنیم. نوع مطلب : مدیریت کسب وکار، برچسب ها : كسب و كار، یکشنبه 16 مهر 1391 :: نویسنده : وحید شیرزاد
نكات مدیریتی
نوشته : Jeff Haden
1. اطلاعات میآیند و میروند اما احساسات برای همیشه باقی میمانند. آمار و نمودارها اهمیت دارند. توضیح دادن منطق و تفکر پشت سر یک تصمیم میتواند به ایجاد تعهد کاری و علاقه به انجام آن کار کمک کند. جداول، نمودارها، گرافها، تصاویر و... بسیار مفید هستند ولی به سرعت هم فراموش میشوند.امااگر کارمندی در مقابل دیگران شرمنده شود هرگز آن احساس را فراموش نمیکند. بنابراین نوع ارتباطات و روابط در سازمانها نقش بسزایی دارند. شما برای مدیریت صحیح باید دوبرابر زمانی که درباره اطلاعات و منطق کاری فکر میکنید درباره احساسات کارمندان فکر کنید. تصحیح اطلاعات اشتباه آسان است. ولی به هیچ صورت نمیتوان آسیبی که به عزت نفس یک کارمند وارد شده - چه به صورت عمدی باشد چه غیر عمدی - ترمیم کرد. 2. ایدههای ناب هرگز در سمینارها پیدا نمیشوند. هرچقدر سمینارها راه خوبی برای به اشتراک گذاشتن جزئیات و اطلاعات پیچیده هستند، شیوهای وحشتناک برای به اشتراک گذاشتن ایدههای ناب محسوب میشوند. ایدههای ناب میتوانند در یک یا دو جمله خلاصه شوند. کارمندان شما این ایدهها را دارند. تنها کاری که شما باید انجام دهید شنیدن است. کارمندان تان به خاطر شنیدن عاشقتان خواهند شد. به شما تضمین میدهم این کار باعث میشود تا افرادتان بهتر از گذشته و با اشتیاق بیشتری کار کنند. 3. افزایش مسوولیت کارمندان داوطلب، ایدههای ناب بعدی را نابود میکند. بهترین کارمندان تمایل دارند تا از طریق بهترین ایدههایشان رشد کنند.طبیعی است که اجرای آن ایده به همان کسی که آن را ارائه داده است واگذار شود. علاوه بر این اگر آن شخص کارمند برجستهای باشد طبیعی است که چون بیشتر از هرکسی خواهان اجرایی شدن آن ایده است از او بخواهیم مسوولیت کار را قبول کند. مسلما بهترین کارمندان قبلا هم به سختی کار میکردند، بنابراین اگر هربار که پیشنهادی مطرح میکنند مسوولیت جدیدی به آنها واگذار شود طبیعی است که ایدههای بعدی آنها متوقف خواهدشد. همانطور که یک کارمند فوقالعاده یکبار به من میگفت: «بالاخره فهمیدم که باید پیشنهاد دادن را متوقف کنم زیرا هر بار که من یک پیشنهاد جدید دادم یک مسوولیت جدید به مسوولیتهایم اضافه شد» گاهی اوقات برخی از کارمندان از پذیرش مسوولیت جدید برای اجرای پیشنهادهایشان استقبال میکنند. اما همیشه اینطور نیست. چگونه متوجه شویم که برای یک کارمند بخصوص کدام راه مناسب تر است ؟ از خودشان بپرسید. 4. صرفا نکات مثبت را بیان کردن، معمولا نتیجه معکوس دارد. تصور کنید نتایج پشت سر یک تصمیم را با افراد گروهتان در میان گذاشتهاید. طبیعتا شما تنها نتایج مثبتی که از آن تصمیم حاصل میشود را توصیف خواهید کرد. اما در همین حال کارمندان شما به صورت غریزی نکات منفی را جستوجو میکنند . به یاد داشته باشید که تقریبا هر خط خاکستری برای یک کسب و کار از نظر حداقل تعداد کمی از پرسنل، مشکی دیده میشود. هرگز نکات منفی -حتی آن نکاتی که احتمال عملی شدنشان کم باشد- را نادیده نگیرید. درباره همه نکات منفی مخصوصا آنها که تاثیرشان مستقیما روی کارمندان است به صورت باز صحبت کنید. بهترین و بدترین چیزی که میتواند اتفاق بیفتد و چیزی که ممکن است عاید اعضای تیم شما بشود را کاملا به نمایش بگذارید. وقتی که آزادانه درباره نکات منفی بالقوه، بحث میکنید کارمندان نه تنها احترام بیشتری برای شما قائل میشوند بلکه در اغلب موارد نهایت تلاششان را به کار خواهند بست تا مانع بروز آن نکات منفی شوند. 5. اطلاعات دقیق هستند، اما افراد حق دارند. برخی اوقات اطلاعات به دست آمده شما را به عنوان مدیر یک کسب وکار به سمت نتایج غیرقابل اجتناب هدایت میکند،ولی با این وجود شما بازهم باید یک تصمیم متفاوت اتخاذ کنید. یک بار برای 30 نفر از پرسنل شرکت چرخش شغلی ایجاد کردم و شیفت کاری آنها را جابهجا کردم چون بر اساس دانستههایم در نتیجه این فرآیند به صورت خودکار 10 درصد به بهره وری کار اضافه میشد. من با وجود آن که میدانستم کارمندان با این جابهجایی جدید موافق نیستند، در موضع خود باقی ماندم، زیرا بر اساس آموختههایم معتقد بودم مدیران بزرگ در تصمیماتشان استوار هستند و تا رسیدن به نتیجه بر اهداف خود پایبندند. نتیجه این کار نشان داد که من کاملا اشتباه میکردم. مطمئنا جابهجایی کارکنان به نحوی که من انجام داده بودم روی کاغذ کارآیی داشت. یک تصمیم باید براساس مسائلی فراتر از تحلیل، منطق و استدلال اتخاذ شود. هیچ تصمیمی هرگز نباید در خلأ اخذ شود چون در آخر، آن تصمیم باید توسط افراد اجرا شود. مدیریت باید بر مبنای اطلاعات هدایت شود، اما مدیران بزرگ اغلب بر تفکرات شخصی عمل میکنند و این عملکرد حتی آشفته نیز به نظر میرسد. اگر کارمندان شما موافق شما نیستند از آنها بپرسید چرا، اما این پرسیدن نباید به این دلیل باشد که بتوانید از موضع خودتان دفاع کنید. برای آموختن بپرسید. شما چیزهایی را میدانید که کارمندانتان از آنها بی اطلاع هستند و آنها نیز چیزهایی را میدانند که تا وقتی شما حرفهای آنها را نشنوید نخواهید دانست. نوع مطلب : مدیر خوب، برچسب ها : نكات مدیریتی، مدیر خوب، یکشنبه 16 مهر 1391 :: نویسنده : وحید شیرزاد
چرا نباید شغلتان را دائم تغییر دهید؟
مترجم: مریم رضایی
از سوی دیگر، سایت Monster.com تغییر مداوم شغل را یک معضل دانسته و دلایل وقوع و البته راهکارهایی را برای مقابله با آن ارائه داده است: • شغل شما خیلی سخت است. متنفر بودن از هر چالشی، خصوصیتی نیست که بسیاری از کارفرمایان از آن راضی باشند. اگر شغل شما خیلی سخت است، هر کاری که لازم است انجام دهید تا آن را سر و سامان دهید. درخواست برنامههای آموزشی بیشتری کنید یا در کلاسهایی شرکت کنید که مهارت هایتان را افزایش میدهد. موقعیتتان را پایین نیاورید و یا از تلاش کردن کنار نکشید. • خسته شدهاید. در حالی که ملالت (و عدم وجود یک چالش) میتواند مانعی جدی برای توسعه حرفهای شما باشد، اما بهانهای نیست که آن شغل را رها کنید. حداقل تا زمانی که گزینههای دیگری را در شرکتتان امتحان نکردهاید، از این کار اجتناب کنید. اگر فقط اراده کنید، کارهای زیادی هست که میتوانید انجام دهید. • نمیتوانید با افراد ارتباط برقرار کنید. این مساله تا حدی به فرهنگ سازمانی بستگی دارد؛ اما اگر فردی هستید که مرتب شغلتان را به دلیل اینکه نتوانستهاید با همکاران یا رییستان ارتباط خوب برقرار کنید، عوض کردهاید، بهتر است کمی رفتارهای خودتان را مورد بررسی قرار دهید. به این فکر کنید که تنها مخرجمشترک این معادله، خودتان هستید. بنابراین، به جای اینکه هر وقت کدورتی پیش آمد، شغلتان را عوض کنید، به این فکر کنید که چه کاری انجام دادهاید تا به این اختلاف دامن زده باشید. • فقط برای پول شغلتان را عوض میکنید. تغییر مداوم شغل، فقط به هدف کسب درآمد بیشتر اشتباه بزرگی است. اگر افزایش حقوق تنها انگیزه تغییر شغلی است، در بلند مدت به احساس نارضایتی میرسید. به عنوان فردی که کسب و کاری را مالکیت میکند، انگیزه زیادی دارم که کارمندان با استعداد را نگه دارم. اما به عنوان یک کارمند، معتقدم افراد اگر به جای این که مرتب تغییر شغل بدهند، در یک شغل ثابت بمانند، میتوانند چه از نظر مالی و چه مهارتی پیشرفت بهتری داشته باشند.ایده کلی و فلسفه «کار بی عیب و نقص» میتواند چشم شما را بر روی فرصتهای بزرگ تر برای بزرگ تر کردن موقعیتی که دارید، ببندد. بنابراین با احترام به فرضیات قبلی که همکاران ارائه کردهاند، فهرست تازهای را تحت عنوان 10 دلیل مناسب برای باقی ماندن در یک شرکت به مدت 10 سال یا بیشتر معرفی میکنم: 1) ارشد بودن. اگر مدت زمان زیادی در یک شرکت بمانید، به تدریج ارتقای شغلی مییابید و به موقعیت ارشدی در آن شرکت میرسید. اما اگر مرتب به شرکتهای جدید بروید، مجبورید برای به دست آوردن یک نقش قوی تر و مهم تر برای خودتان، بجنگید. 2) فرصتهای مدیریتی. همراه با ارتقای شغلی، فرصت مدیریت کردن بر دیگر افراد و آموزش دادن به کارمندان جدید برای شما فراهم میشود. موفقیت شما توانایی هایتان را افزایش میدهد – یعنی حس وظیفهشناسی و پیروی را در اعضای تیم زیر دست شما به وجود میآورد – و شما را به مدیری تبدیل میکند که به طور طبیعی از سوی تیم حمایت میشوید. اما اگر به شرکت تازهای بروید و ناگهان حکم ارتقای شغلی به شما بدهند، دایم باید از توانایی هایتان برای حفظ آن موقعیت دفاع کنید. 3) ثبات کاری. اگر همیشه نگران این هستید که سال آینده کجا کار میکنید، طرح ریزی برنامههای بلند مدت کار سختی خواهد بود. کمی ثبات در شغل و محیط کاری به شما کمک میکند با استرسهایی که بقیه عمرتان هم به طور حتم اتفاق میافتند، به طور موثرتری روبهرو شوید و آنها را برطرف کنید. 4) پایین آمدن هزینه مسکن و برخورداری از بیمه بازنشستگی ثابت. کسانی که مرتب شغل خود را تغییر میدهند، هزینههای زیادی را برای تغییر مسکن و بیمه بازنشستگی میپردازند. هر تغییر شغلی که نیاز به تغییر محل زندگی شما داشته باشد، هزینههای انجام معامله را نیز به همراه دارد. نظم پرداخت بیمههای بازنشستگی نیز به واسطه تغییر مداوم شغل دچار اختلال میشود و در آن وقفههایی به وجود میآید؛ بنابراین با اینکه کارمندان فکر میکنند اگر به شرکت جدیدی بروند از مزایا و افزایش حقوق برخوردار خواهند شد، اما در بلند مدت، کارمندانی که کار ثابت داشتهاند و حق بیمه بازنشستگی خود را به طور دائم پرداخت کردهاند، شرایط بهتری خواهند داشت. 5) مزایای بیشتر. بسیاری از شرکتها برای کارمندان قدیمی خود مزایای ویژه در نظر میگیرند و به طور مثال، ساعات استفاده از مرخصی را برای آنان افزایش میدهند. در این صورت میتوانید وقت بیشتری را کنار خانواده صرف کنید و اهداف سبک زندگی خود را با داشتن زمان بیشتر تحقق بخشید. 6) اصلاح خود. اگر دیگران فرصت داشته باشند در طول زمان بیشتری شما را بشناسند، میتوانید از مشورتها و نصیحتهای آنان بهره ببرید و آنها میتوانند نقاط کوری را به شما نشان دهند که هیچ گاه خودتان به آن توجه نمی کردید. به علاوه اگر در جای ثابتی کار کنید، میتوانید ضعفهای خودتان را بفهمید و آنها را برطرف کنید و مسائلی را که آزارتان میدهد، مورد بررسی قرار دهید. اما اگر تغییر شغل بدهید، به ضعفهای خودتان پی نمی برید، بلکه همیشه از همکاران و رییس سابقتان اظهار نارضایتی میکنید. 7) قابلیت اعتماد و اطمینان. اگر توانایی این را داشته باشید که برای 10 سال در یک شغل ثابت بمانید، نشان دهنده این است که میتوانید از پس کارهای زیادی به درستی برآیید. افراد برای این قابلیتهایی که دارید، احترام قائل خواهند شد و به شما اطمینان میکنند. 8) انعطافپذیری. بیشتر افرادی که به مدت یک دهه یا بیشتر در یک شرکت میمانند، از طریق نقشهای مختلف و چالش انگیزی که بر عهده میگیرند، پیشرفت میکنند. آنها وظایف گوناگونی را در شرکت امتحان میکنند تا حوزه تمایلات کاری خود را مشخص کنند. فرق بین تغییر مکان در داخل یک شرکت با تغییر مکان بین شرکتهای مختلف این است که اگر در یک شرکت بمانید و پیشرفت کنید، موقعیت و مزایای خود را حفظ میکنید و در عین حال آزاد هستید تا تجربههای جدید را هم امتحان کنید. 9) پشتکار و استقامت. بعد از مشاهده بی عدالتیها یا چالشهای جدی در یک شرکت، آسان ترین کار این است که از آن شرکت بیرون بیایید، اما اگر استقامت به خرج دهید، راه حلهای درست برای حل مشکلات پیدا کنید، آسیبها را اصلاح کنید و نقش فعالی در تغییر یک شرایط نامناسب داشته باشید، شخصیت پرقدرت تری از خودتان به نمایش گذاشتهاید. (البته اگر واقعا محیط کاری مسموم و غیرقابل تحمل دارید، بهتر است هر چه زودتر آن را ترک کنید). 10) دخالت در آینده شرکت. میتوانید بر هدایت شرکتتان در طول سالها تاثیر مثبتی بگذارید. وقتی در همه شرایط خوب و بد در کنار شرکت بودهاید، این کار از موضع تجربه و دانش شما در طول چند سال صورت خواهد گرفت. این مساله در مورد شرکت ما صدق میکند و به خصوص در مورد فرصتی که اکنون با آن روبهرو هستیم، درست است. تیم ما نقش بسیار مستقیمی در خرید مجدد سهام شرکت از سرمایهگذار قبلی داشته است؛ بنابراین فرآیندی پیش رو داریم که طی آن قصد داریم به بسیاری از کارمندانمان سهام واگذار کنیم. در این صورت، هم کارمندان و هم مدیریت با هم در مالکیت شرکت سهیم هستند. به علاوه، کارمندان ما این حق را به دست میآورند که در رشد آینده شرکت مشارکت داشته باشند و در پیشبرد اهداف تولیدی و تکنولوژی محور فعلی و آینده شرکت کمک کنند. طرحهای اعطای پاداش ما که همه افراد شرکت در هر سطحی را شامل میشود، بر اساس مبنای حق الزحمهای است. این برنامه برای آنها حیاتی است و نقش مهمی نیز در موفقیت ما داشته، به طوری که رشد سالانه شرکت از سال 2007 به طور مداوم نزدیک به 60 درصد بوده است. این کار باعث میشود هر کس در شرکت به فکر روشهایی برای درآمدزایی باشد و نیازمند این است که همه ما صرفهجویی را رعایت کنیم. در اصل، کارمندان قادرند خودشان مثل کارآفرینانی باشند که در هر سطحی از شرکت دخالت دارند، بدون اینکه با ریسک یا زیان راه اندازی کسبوکار تازهای برای خودشان مواجه باشند. نوع مطلب : برچسب ها : مشاغل در ایران، چهارشنبه 12 مهر 1391 :: نویسنده : وحید شیرزاد
دیوارنگاری یا گرافیتی به تصویر کردن نقشها،
اشکال، حرفها، نشانهها، نمادها، الگوها و کلمهها
بر روی دیوارها و یا هر مکان عمومیای که بتوان از
آن به عنوان مکانی برای نوشتن، نقاشی، کندهکاری و
خطکشی کردن استفاده کرد، گفته میشود. این نوع
هنر، بخشی از هنرهای خیابانی و نیز از عناصر اصلی
فرهنگ هیپ هاپ بشمار میآید. از جمله خطوط نوشتاری
برای شعار و تصویر سازی برای زیباسازی شهری یا
تبلیغات فرهنگی و بطور کلی رسم هر گونه اثر هنری
شامل بر متن، تصویر و برجسته نگاری که توسط طراح
صورت پذیرفته باشد. منظور از هنر خیابانی آن بخش
از گرافیک است که در کوچه و خیابان و سطح شهر با
آن برخورد میکنیم.
این هنر تاریخچهای بسیار کهن دارد و ریشه در سنگنبشتههای تاریخی غارها و کتیبههای باستانی یا نقاشیهای دیواری که در ابعاد گوناگون دیدهاید، از همین دستهاند. دیوارنگاری در دوران مدرن، با اسپری یا رنگ پاش و قلم موها بیشترین کاربرد را در ترسیم دیوارنگاشتهها دارند که در سالهای اخیر در قلمرو فرهنگ عامیانه تحول یافته و در شکلهای متعدد پدیدار شده است. نوع مطلب : عكس های تبلیغاتی، برچسب ها : تبلیغات، نقاشی خیابانی، هنر، چهارشنبه 12 مهر 1391 :: نویسنده : وحید شیرزاد
چهارشنبه 12 مهر 1391 :: نویسنده : وحید شیرزاد
نوع مطلب : پزشکی، برچسب ها : چهارشنبه 12 مهر 1391 :: نویسنده : وحید شیرزاد
نتایج
مطالعات جدید می تواند همه آدم هایی را که دچار اضافه وزن هستند و می
خواهند لاغر شوند خوشحال کند.شاید آنها خیلی راحت بتوانند با پیاز، فلفل و
هرچیزی که غذاهایشان را تند کند، کمتر غذا بخورند و در نتیجه لاغر شوند
اما آیا این واقعا کلید مشکل جهانی چاقی است؟ ● راه های اصلی و فرعی تقریبا هر روز می توانید در لابه لای اخبار، نکته های جدیدی را در مورد شیوه های لاغری، مبارزه با چاقی و رسیدن به وزن ایده آل پیدا کنید. البته اصلی ترین راه حل ها طی زمان فرق نکرده اند: کمتر بخورید، بیشتر ورزش کنید، از برخی گروه های غذایی خاص بیشتر بخورید و از برخی دیگر کمتر، سالاد بیشتر بخورید، تعداد وعده های غذایی تان را بیشتر کنید و حجم کلی غذایی که می خورید را پایین بیاورید، هر لقمه را بارها بجوید، لقمه هایتان را کوچک کنید، تا می توانید آب بنوشید و … اما برخی نکات هم هستند که معمولا در میان اصول کلی جایی ندارند اما شاید بتوانند برای خیلی از کسانی که به دنبال کاستن اضافه وزنشان هستند مفید باشند. ● غذاهای هندی محبوب تر می شوند؟ مطالعات اخیری که در هلند، روی تعداد زیادی از افراد و طی چند سال انجام شده، نشان داده رابطه ای میان طعم و مزه غذاها و مقدار غذایی که خورده می شود، وجود دارد. خب، احتمالا فکر می کنید این نکته چیز جدیدی است و طبیعی است که هر چه غذا خوشمزه تر باشد، انسان را بیشتر به سمت خودش می کشاند و طبیعی است که احتمال پرخوری با آن بیشتر باشد، اما مسئله این نیست. مسئله این است که مطالعات هلندی ها نشان داده که برخی طعم های خاص از جمله طعم و مزه تند، می تواند باعث لقمه های کوچک تر و در نتیجه کمتر غذا خوردن شود. در واقع این مطالعات مدعی است که غذاهای تند را در لقمه های کوچک تر می خورید و زودتر هم احساس سیری خواهید کرد. نتایج این تحقیقات نشان می دهد که می توان از بوها و طعم های مختلف برای کوچک کردن لقمه های انسان ها استفاده کرد. ● یک اتفاق بزرگ دکتر هانس ویلی کریستینسن، متخصص تغذیه و استاد ارشد دانشگاه سلطنتی هلند که در تحقیقات اخیر حضور داشته، می گوید: « این یک کشف بزرگ است؛ یک جهش بزرگ علمی.» وی که به همراه ۱۷ پزشک، پرستار و متخصص تغذیه در این مطالعات حاضر بوده، می افزاید: «اصلی ترین نتیجه ای که در این تحقیقات به دست آمده این است که غذاهای تند که طعم و بوی تندی دارند، می توانند باعث کوچک شدن لقمه های هر فرد شده و او را زودتر سیر کند، اما این موضوع در تضاد با برخی عقاید سنتی بسیار ریشه دار قرار می گیرد. برخی از غذاهایی که به غذاهای لاغری شهرت دارند در این گروه از طعم ها و مزه ها جای نمی گیرند.» ● هم بو مهم است و هم مزه در یکی از بخش های این مطالعه، دانشمندان یک دسر ترکیبی از کیک، بستنی و وانیل را، که ۴۹ نفر شرکت کننده همگی طعم آن را قبلا امتحان کرده و بسیار پسندیده بودند با سس های مختلف که طعم و بوی متفاوتی داشتند، روبه روی همان گروه گذاشتند. در نهایت مشخص شد هرقدر طعم و بوی سس این دسر تندتر بود، میزانی که افراد از آن می خوردند هم کمتر می شد. دکتر کریستینسن در این باره می گوید: «ما به دو صورت این امتحان را انجام دادیم؛ دفعه اول، یک فرد غریبه برای هر فرد میزانی از دسر را می کشید و افراد هر وقت فکر می کردند کافی است دکمه ای را فشار می دادند و دفعه دوم خود افراد می توانستند از داخل ظرف دسر را بکشند. در هر دو دفعه افراد ابتدا با بوی سس ها در تماس قرار می گرفتند، نتیجه مطالعه این بود که هرقدر بوی سس ها تندتر می شد، افراد کمتر دسر می کشیدند و جالب اینکه هرقدر طعم دسر تندتر بود، میزان خوردن آن بخش کشیده شده هم کمتر و کمتر می شد. در واقع این بخش نشان می دهد که در چه اندازه خوردن، هم بوی غذا اهمیت دارد و هم طعم آن.» ● بویی که ۱۰درصد شما را لاغر می کند گروه تحقیقاتی هلند، که در شهرهای آمستردام و اوترخت این کشور این مطالعه را انجام داده بودند، به این نتیجه رسیدند که تندتر کردن طعم و بوی غذاها می تواند ۵ تا ۱۰درصد از حجم غذای مصرفی و میزان کالری مصرفی شما بکاهد. در واقع این تایید همان نظریه هایی است که به طور سنتی اعتقاد دارند که غذاهای تند هندی و نیز سیر و پیاز، می توانند باعث لاغری شوند. نتایج این تحقیقات مورد توجه بسیاری از پزشکان قرار گرفته است و شاید در آینده به راحتی متوجه شوید که غذاهای تند و تیز با بوی تند به اصلی ترین غذاهای انسان های جهان بدل شود، اما در این میان برخی پزشکان درباره نتایج این تحقیقات ابراز شک و تردید کرده اند. دکتر ویس پلانتی، متخصص تغذیه از آکادمی ملی آکسفورد در این باره می گوید: «چاقی، لاغری و کاهش وزن مسائلی چندمتغیری هستند، یعنی نمی توان بدون در نظر گرفتن میزان متابولیسم هر انسان، میزان سیری و گرسنگی او و… صرفا نتیجه گرفت که تند بودن طعم و بوی غذا می تواند در میزان غذا خوردن همه انسان ها تاثیر بگذارد. در ضمن شما نمی توانید خیلی راحت بگویید با کم شدن لقمه ها، کمتر می خورید و زودتر لاغر می شوید. شاید بلافاصله پس از کمتر خوردن این دسر، سراغ غذاهای دیگر بروید و اصلا به این فکر کنید که آیا می توانید همه غذاها را به شکل تند سرو کرد؟» ● هشت کف دست غذا بخورید دورا ولش، مدیر مرکز تحقیقات و مطالعات تغذیه ای «نوتری هال» هم می گوید: «بهترین راه کنترل غذا خوردن، کنترل وعده های غذایی است. باید بدانید که وعده های اصلی غذایی باید به اندازه ۲ دست شما یعنی تقریبا معادل اندازه معده تان باشد. طی روز هم دو میان وعده بخورید که هر کدام از آنها اندازه یک دست مشت کرده شما باشند. در واقع برای راحتی کار می توانید به این فکر کنید که طی روز باید ۸ کف دست غذا بخورید، ۶ کف دست در سه وعده اصلی و دو کف دست در دو میان وعده.» دکتر ولش می گوید: «قطعا اگر به اندازه بخورید و غذاهای سالم میل کنید، می توانید تندرست باشید. حالا اگر می خواهید وزن کم کنید یا دچار چاقی هستید، می توانید از راه های مختلف استفاده کنید که یکی از آنها همین استفاده از غذاهای تند است، اما فراموش نکنید که به دست آوردن وزن متناسب و سالم غذا خوردن صرفا با رعایت یک نکته ممکن نمی شود. نوع مطلب : پزشکی، برچسب ها : رژیم، غذاهای تند، لاغر شدن، پزشكی، چهارشنبه 12 مهر 1391 :: نویسنده : وحید شیرزاد
نوع مطلب : عکسهای دیدنی توریستی دنیا، دانستنیهای وعجایب جذاب، برچسب ها : جنگل های جهان، جنگل، |
||||||||||
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب
|
||||||||||