تبلیغات
چگونه ثروتمند شویم-مدیر خوب- تبلیغات- بازاریابی -فروش موفق- good manager - مهارت‌های مدیریتی فرصت گرانبهای دریافت توبیخ‌نامه
 
درباره وبلاگ


وبلاک تخصصی بازار سرمایه خواندنی های جذاب -بورس-اخبار اقتصادی-بانک وبیمه-بازاریابی وتبلیغات-مدیر موفق-پزشکی-عکسهای توریستی کشورها

مدیر وبلاگ : وحید شیرزاد
موضوعات
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :



چگونه ثروتمند شویم-مدیر خوب- تبلیغات- بازاریابی -فروش موفق- good manager
ما به راحتی میتوانیم ثروتمند شویم
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM

مهارت‌های مدیریتی
فرصت گرانبهای دریافت توبیخ‌نامه

كونو سوكه ماتسو شیتا، رهبر پیشگام صنعت ژاپن
مترجم: محمد متحد
1- درك واقعی از خود
درك از خود یا خودشناسی و توانایی قضاوت یا ارزیابی صفاتی هستند كه معتقدم مدیریت شركت باید بكوشد در كاركنانش بپروراند. درك درست و ارزیابی صحیح برای هركس مهم است، اما برای اهل كسب‌وكار اهمیت خاصی دارد.


اهل كسب‌وكار باید با انواع و اقسام شرایطی روبه‌رو گردد كه هر لحظه می‌تواند عوض شود، وی باید موقعیت را به درستی بشناسد و در اغلب موارد با مناسب‌ترین تصمیم به سرعت واكنش نشان دهد. با این همه، اگر فرد از تمام قوت‌ها و ضعف‌هایش آگاه نباشد نمی‌توان موقعیتی را به درستی درك كند. یك شركت یا در واقع امر، هر گروهی كه شامل افرادی است كه خودشان را می‌شناسند و می‌توانند از پس هر وضعیت پیش‌آمده‌ای به خوبی برآیند. به علاوه، چنین گروهی، فارغ از دودستگی‌های داخلی، صمیمانه با هم كار خواهند كرد.
از طرفی دیگر، سازمانی كه افرادش بینش و درك واقعی از خود ندارند، به احتمال زیاد خیلی دوام نخواهد آورد. ممكن است تك‌تك افرادش قابل باشند و تمام دانش لازم را داشته باشند، اما قادر نخواهند بود در مورد مشكلات پیش روی‌شان ارزیابی صحیح و هماهنگ انجام دهند. مدیران و كاركنان هرگز نباید از تلاش برای پرورش توانایی ارزیابی درست كردن دست بردارند. شركتی متشكل از این افراد قدرتمند و موفق خواهد بود و خواهد توانست چندین برابر بیشتر به جامعه خدمت كند.
2- به كاركنانتان اعتماد كنید
مردم اغلب به خاطر طرز برخوردم با كاركنانم به من تبریك می‌گویند. آنان می‌پرسند: «راز شما چیست؟» پاسخ این پرسش دشوار است، چرا كه هیچ روش حساب شده خاصی ندارم. تنها كاری كه از دست من برمی‌آید این است كه به كسانی كه برایم كار می‌كنند نگرش اصلی خودم را توضیح دهم.
چندین روش مدیریت كاركنان وجود دارد. از قرار معلوم، یك روش، استفاده از فرزانگی خارق‌العاده و به‌كارگیری رهبری با جذبه (كاریزماتیك) به منظور القای این فكر به كاركنان است تا كارشان را به بهترین وجهی انجام دهند. من هیچ‌گاه از این روش راه به جایی نبرده‌ام، چرا كه بدون آن دو هنر- فرزانگی خارق‌العاده و رهبری با جذبه- به این گروه از مدیران تعلق ندارم. من از آن دسته‌ام كه با كاركنانش مشورت می‌كند و خواهان فكر آنان است. متوجه شده‌ام كه مردم عموما وقتی كه نظرشان را می‌خواهید بیشتر مشتاق همكاری‌اند تا زمانی كه سعی می‌كنید به آنان بگویید كه كارشان را چگونه انجام دهند. اگر هم «رازی» داشته باشم، آن راز حس طبیعی اعتماد به كاركنان و درخواست همكاری آنان است. ادعا نمی‌كنم كه طرز برخوردم همیشه كار می‌كند یا همه‌جا قابل استفاده است. مدیر بسیار كاردان كه بدون مشورت با زیردستانش قادر است تصمیم‌های درستی بگیرد، با صدور دستورات باعث می‌شود كه كار با بیشترین بازدهی انجام شود. چنین مدیر كاردانی اغلب به شركت و افراد ذی‌ربط سود فراوانی می‌رساند. اگر مدیری این قابلیت را نداشته باشد، چه‌بسا روش من در مورد مدیریت كاركنان مطلوب‌تر باشد. اغلب بر این باورم كه هركدام از كاركنانم از من قابل‌تر و آگاه‌ترند. شاید به این دلیل كه تحصیلات رسمی بسیار كمی دارم، علاقه دارم دیگران را به خاطر موفقیت‌ها و مهارت‌هایشان تشویق كنم. من به كاركنانم به خاطر چیزی كه می‌دانند و چیزی كه دارند اعتماد می‌كنم. بنابراین، وقتی می‌خواهم كاری انجام شود، به یكی از آنان می‌گویم: «من نمی‌توانم این كار را بكنم، اما می‌دانم كه تو می‌توانی.» كسی كه از اعتماد دیگران به خودش باخبر است، سعی می‌كند كارش را به بهترین وجهی انجام دهد و در آخر كار موفق می‌شود.
از همه این حرف‌ها كه زدم نباید این‌طور برداشت شود كه هیچ‌وقت دستور نداده‌ام و هرگز با كاركنانم اوقات تلخی نكرده‌ام. من در مقام مدیر یا رییس هیات‌مدیره به خاطر اشتباهات یا كوتاهی‌های كاركنانم مجبور شده‌ام برای سرزنش آنان كلمات تندی به كار ببرم، اما هیچ‌گاه خودم را از لحاظ هوش و دانش سرتر از آنان تصور نكرده‌ام.
نتیجه‌ای كه طی سال‌ها گرفته‌ام این است كه شركت‌هایی كه مدیرانش به كاركنانش اعتماد می‌كنند و احترام می‌گذارند از هر لحاظ موفق‌اند. برعكس، شركتی كه مدیرش مرتبا از ناكارآمدی كاركنان شكوه می‌كند، معمولا دچار مشكل است.
3- فرصت گرانبها
یك‌بار مدیر جوانی در شركت من اشتباه فاحشی كرد كه نتوانستم از آن چشم‌پوشی كنم. توبیخ‌نامه‌ای رسمی به او نوشتم. اما پیش از تحویل نامه به او، وی را به دفترم فراخواندم تا به او بگویم كه می‌خواهم با او چه كنم. سپس از او پرسیدم كه در مورد دریافت نامه‌ای از من راجع به عمل غلطش چه واكنشی نشان می‌دهد. به او گفتم: «اگر فكر می‌كنی مستحق توبیخ نیستی، دلیلی ندارد كه نامه را به تو بدهم، اما اگر خطای خود را قبول داری و از باب آن متاسفی، نوشتن نامه به زحمتش می‌ارزد، چرا كه ممكن است به تو كمك كند كارت را در آینده بهبود بخشی. اگر فكر می‌كنی تحویل توبیخ‌نامه خیلی دیر است و چیزی را عوض نمی‌كند و از این جهت بی‌فایده است، آن را به تو نخواهم داد.» مرد جوان گفت كه از دریافت نامه خوشحال خواهد شد. درست لحظه‌ای كه می‌خواستم نامه را به دستش بدهم، سرپرست وی و یكی از همكارانش وارد دفتر كارم شدند.
به سرپرست گفتم: «چقدر به موقع آمدی، همین الان می‌خواستم به همكار شما توبیخ‌نامه‌ای بدهم كه به گفته خودش از دریافت آن خوشحال می‌شود. از طرز فكرش بسیار خوشنودم.» به آنان گفتم كه مایلم این نامه را برای هر دوی آنان بخوانم تا شاهد قضیه باشند.
پس از خواندن نامه به آنان گفتم كه فكر می‌كنم شما چقدر خوش‌شانس هستید كه كسی شما را توبیخ می‌كند. به آنان گفتم: «اگر من اشتباهی بكنم كسی نیست كه مرا اصلاح كند، اما شرط می‌بندم كه حرف‌های زیادی پشت سر من زده می‌شود، اما این حرف‌ها اصلا كمكی به من نمی‌كند. من باز هم اشتباه می‌كنم. خوب است كه شما من و دیگران را دارید كه اشتباهایتان را گوشزد می‌كند و به شما می‌گوید كه خودتان را اصلاح كنید. زمانی كه به مدارج بالاتر دست یافتید، آن وقت هیچ كس به شما اعتراض نمی‌كند، فرق هم نمی‌كند كه چه كاری كرده‌اید. به همین خاطر، شما باید این را فرصتی گرانبها بدانید.»
طرز برخورد من در این قضیه شاید، بی‌اغراق، از هر لحاظ مرسوم نبود و می‌دانم كه در وضعیتی دیگر قطعا كار نخواهد كرد. اما فرد مورد نظر حرفم را جدی گرفت و بعدها مدیر فوق‌العاده‌ای شد.
منبع: كتاب «نه برای لقمه‌ای نان»، انتشارات كندوكاو

 


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب