درباره وبلاگ


وبلاک تخصصی بازار سرمایه خواندنی های جذاب -بورس-اخبار اقتصادی-بانک وبیمه-بازاریابی وتبلیغات-مدیر موفق-پزشکی-عکسهای توریستی کشورها

مدیر وبلاگ : وحید شیرزاد
موضوعات
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :



چگونه ثروتمند شویم-مدیر خوب- تبلیغات- بازاریابی -فروش موفق- good manager
ما به راحتی میتوانیم ثروتمند شویم
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
ابن سینا و انتقادهای ناروای جامی

یکی از پرسشهایی که گاه بین اندیشمندان جنجال برانگیز شده است، این بوده است که < معرفت یقینی چگونه بدست می آید؟ > این پرسش در حوزه های متفاوت علم و دین قابل بررسی است. پاسخ به همین پرسش بود که بین دکارت، و نیوتون و هویگنس اختلاف بنیادین افکند. دکارت در پاسخ به این پرسش، نظریه ای موسوم به < خردگرایی> را مطرح کرد و اظهار داشت: آدمی بی نیاز از حواس پنجگانه، و تنها بوسیله بدیهیات فطری می تواند به معرفت یقینی دست یابد. خردگرایی دکارت اگرچه با مخالفت دانشمندانی نظیر نیوتون و هویگنس روبه رو شد امّا بسیاری از نویسندگان و اندیشمندان به همین مبنا به معارضه با علم و دین پرداختند.
پس از دکارت، جان لاک نظریه < تصوّرگرایی> را پی افکند. وی اگرچه به فلسفه دکارت گرایش داشت امّا در کتابی به نام < رساله درباره فاهمه انسانی > بدیهیات فطری را انکار کرد و ذهن آدمی را همانند لوحی سپید انگاشت. همچنین لاک بر خلاف دکارت اهمیت حواس را در شناخت پدیده ها باور داست و ابراز کرد: حواس منشاء همه چیز است؛ از اینرو فلسفه وی به < احساسگرایی > اشتهار یافت البته می افزاید که آنچه از راه حواس بدست می آید شناخت و یا معرفت یقینی نیست بلکه تنها تصوراتی از پدیده ها می باشد. این نظریه به < تصوّر گرایی > موسوم است.
" از سوی دیگر لاک معتقد بود اموری وجود دارد که احساسهای ما هیچ گونه شناختی درباره
آنها به ما نمی دهد؛ قضایایی چون جاودانگی و رستاخیز از جمله آنهاست. گرچه این گونه امور
فراسوی ****و خرد است، به هیچ روی معارض با خرد نیست و لاک بر اساس ایمان مذهبی
آنها را پذیرفته است. "
تصورگرایی لاک در عصر روشنگری (قرن هجدهم) از سوی فلاسفه ایی چون جورج بارکلی و دیوید هیوم دنبال شد. به عقیده جورج بارکلی < وجود داشتن، به تصور درآمدن است.> اندیشه های ایندست فلاسفه را می توان در کتاب < عصر روشنگری > نوشته ایزایا برلین مطالعه کرد.
در ****و اسلامی نیز فلسفه های معرفت شناختی، مخالفان و موافقان سرسخت خود را داشت. کشمکشها میان فلاسفه و متصوّفه آشتی ناپذیر دنبال می شد؛ از همین روست که عطّار بر مشی عقلانی خیّام خرده می گیرد و او را در شناخت حقایق، فریفته اندک دانش خود می داند:
یکی بیننده معروف بودی
که ارواحش همه مکشوف بودی
دمی چون بر سر گوری رسیدی
در آن گور آنچه می رفتی بدیدی
بزرگی امتحانی کرد خردش
به خاک عمّر خیّام بردش
بدو گفتا < چه می بینی در این خاک
مرا آگه کن ای بیننده پاک >
جوابش داد آن مرد گرامی
که < این مردی ست اندر ناتمامی
بدان درگه که روی آورده بودست
مگر دعوی دانش کرده بودست؟
کنون چون گشت جهل خود عیانش
عرق می ریزد از تشویر جانش


میان خجلت و تشویر ماندست
وزان تحصیل در تقصیر ماندست
بعدها نظیر چنین اختلافی بین جامی و ابن سینا که گویا خیّام درس آموز وی بوده است ، در می گیرد. عبدالرّحمان جامی در مقاله دوازدهم از مثنوی تحفة الاحرار، < در شرح حال علمای از عمل دور و سفهای به جهل و جدل مغرور> با آن قریحه بذله گویی که داشت، سخت بر ابوعلی سینا تاخته و چنین سروده است:
جمع کتب از سره و ناسره
کرده چو خشتست بگردت خره
آن خره کن رخنه که از چار حد
بسته میان تو و مقصود، سد
وی به < جامعیت دانشوری > بوعلی تاخته است و آنرا بسان سدّی که بین او و حقیقت شکاف انداخته، پنداشته است.
هر ورقی زان کتب آمد حجاب
زآن حجب تو بتوی رخ بتاب
تا ببری از همه فردا سبق
ز آن کتب امروز بگردان ورق
جانب کفرست اشارات او
باعث خوفست بشارات او
فکر شفایش همه بیماریست
میل نجاتش بگرفتاریست
قاعده طب که بقانون نهاد
پای نه از قاعده بیرون نهاد
لیک نهان ساخت بر اهل طلب
روی مسبب به حجاب سبب
خاصیت علم سبب سوزیست
شیوه جاهل سبب آموزیست
در ابیات بالا، جامی ادّعا می کند که بوعلی سینا کتاب گرانسنگ قانون را بنا بر فلسفه طبیعتگرایی نوشته است. بر این اساس، سلامت بیماران تنها در گرو استعمال دارو و دیگر توصیه های پزشکی می باشد و آموزه های دینی هیچ نقشی در سلامت بیمار ندارد. منظور از واژگان قاعده و سبب در ابیات پیشین، یافته های پزشکی می باشد که حجاب قلمداد شده است؛ حجابی میان بیمار و مسبّب که خداوند می باشد.
طب ز نبی جوی که طب النّبی
سازدت از جمله علل اجنبی
از مرض جهل شفا بخشدت
وز کدر نفس صفا بخشدت
تابد از اسباب و علل روی تو
واکند از هر چه نه حق، خوی تو
ترک نفاق و کم تلبیس گیر
علم ز سرچشمه تقدیس گیر
هر چه نه قال الهی و و قال الرّسول
هست بَرِ اهل فضیلت فضول
نه تنها جامی بلکه پیشتر ابوحامد غزالّی، سنایی، عطّار نیشابوری و مولوی چنین ایرادهای بی پروایی را به ابن سینا گرفته اند. البته اختلاف عقاید، پذیرفتنی است:
" نباید باعث شگفتی باشد که در یک جامعه، در یک عصر جریانهای مختلف یا متناقضی را از
سر گذرانده باشد. آیا چنین اتّفاق نمی افتد که یک فرد متوالیاً بر ضدّ خود منقسم گردد، و
یک قسمت او متوجه یک سو شود، در صورتی که قسمت دیگر وی به سوی دیگر کشانیده
می شود؟این گونه جدایی یا تناقض،نزد اقوام به مراتب بیش از افراد عادی به نظر می رسد "
امّا بی پروایی، جزم اندیشی و صدور فتوای الحاد در بعض این انتقادها، پیامدهایی ناگواری را گریبانگیر جریانهای علمی و فکری در ****و اسلامی کرد.




نوع مطلب : زندگی مردان بزرگ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب
 
   
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو