درباره وبلاگ


وبلاک تخصصی بازار سرمایه خواندنی های جذاب -بورس-اخبار اقتصادی-بانک وبیمه-بازاریابی وتبلیغات-مدیر موفق-پزشکی-عکسهای توریستی کشورها

مدیر وبلاگ : وحید شیرزاد
موضوعات
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :



چگونه ثروتمند شویم-مدیر خوب- تبلیغات- بازاریابی -فروش موفق- good manager
ما به راحتی میتوانیم ثروتمند شویم
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM

 

اپل‌‌TV , اپل

 

بسیاری از هكرها در سال جدید به گرفتن برنامه های كاربردی iOS برای اجرا در حالت تمام صفحه در اپل TV قادر شدند.

به گزارش انجمن دانشجویان خبرنگار ایسنا، همانطور كه اپل TV یك كار ذوقی برای این شركت به شمار رود، برای هكرها نیز یك سرگرمی بزرگ محسوب می شود.

استیون توروتن كه به استفاده از نرم افزار Siri برای كار در دستگاه هایی به غیر از آیفون ۴S مشهور است، در حال حاضر توجه خود را به اپل TV معطوف كرده است.

به گفته وی این هك كه هنوز در دسترس عموم قرار نگرفته است، برنامه های كاربردی iOS را در اپل TV برای نخستین بار فعال می كند



نوع مطلب : فناوری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 20 دی 1390 :: نویسنده : وحید شیرزاد

بدترین گجت های سال ۲۰۱۱

 

 

سال ۲۰۱۱ به پایان رسید و رو سیاهی آن برای بدترین گجت های این سال ماند.

به گزارش سرویس فناوری اطلاعات ایسنا، وب سایت بیزینس اینسایدر در گزارشی به معرفی بدترین گجت های سال گذشته میلادی پرداخت و عنوان کرد که این گجت ها با ورود به بازار انتقادهای فراوانی را به همراه داشتند.

این گجت ها که اقبال خوبی را نیز شاهد نبوده اند به شرح زیر هستند:

داک لپ تاپ موتورولا Atrix

تلفن هوشمند سامسونگ "گرین"

تبلت ۱۰ اینچی توشیبا

تبلت HTC Jetstream

گوگل کروم بوک

پلی استیشن سونی Xperia Play

تلفن هوشمند HP Veer

بلک بری جدید با سیستم عامل بلک بری ۷

صفحه نمایش دو تایی Kyocera Echo





نوع مطلب : فناوری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 20 دی 1390 :: نویسنده : وحید شیرزاد

 

سامسونگ , دوربین

 

دوربین های DualView جدید سامسونگ كه با سیستم بی سیم وای فای ساخته شده اند برای سال ۲۰۱۲ ارتقاء یافته اند.

به گزارش انجمن دانشجویان خبرنگار ایسنا، افزودن وای فای به DV۳۰۰F امكان بارگذاری عكس ها و فیلم ها را در پیكاسا، فیس بوك، فلیكر و یوتیوب به این دوربین می دهد.

علاوه بر این، عكس ها می توانند به صورت بی سیم به رایانه خانگی و سرویس های ذخیره سازی ابری مانند سرویس skydrive میکروسافت نیز انتقال یابند.



نوع مطلب : فناوری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 20 دی 1390 :: نویسنده : وحید شیرزاد

گروهی از محققان انگلیسی در بررسیهای خود نشان دادند که مغز انسان از 45 سالگی فرایند فرسایشی توانایی تفکر و حافظه را آغاز می کنند.

به گزارش مهر، تاکنون بسیاری از دانشمندان این فرضیه را مطرح کرده بودند که مغز از 60 سالگی فرایند زوال خود را آغاز می کند.

این درحالی است که اکنون محققان دانشگاه کالج لندن نشان دادند کاهش توانایی به خاطر سپردن واژگان و اشیاء و فکر کردن 15 سال زودتر آغاز می شود.

برپایه این بررسیها فعالیتهای تفکر و حافظه بین سنین 45 تا 49 سالگی به میزان 3.6 درصد در زنان و مردان کاهش می یابد.

این موقعیت با افزایش سن بین 65 تا 70 سالگی در مردان به 9.6 درصد و در زنان به 7.4 درصد بدتر می شود.

براساس گزارش نیوساینتیست، این محققان به منظور دستیابی به این نتایج آزمایشاتی را بر روی بیش از 7 هزار نفر (5 هزار و 198 مرد و 2 هزار و 192 زن) به مدت 10 سال در دوره زمانی 1997 تا 2007 انجام دادند و قدرت حافظه، تسلط بر دایره کلمات، تفکر و استدلال این داوطلبان را بررسی کردند.

این نتایج حاکی از آن است که فرایند زوال مغز زودتر از آن چیزی که تاکنون تصور می شد، آغاز می شود.



نوع مطلب : پزشکی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


گردن بند طبی,عضلات گردن

 

دبیر انجمن طب فیزیکی و توانبخشی ایران با بیان این که استفاده از گردن بندهای طبی سفت آن هم به مدت طولانی در بیمارانی که دچار دردهای تیرکشنده به اندام ها نیستند، توصیه نمی شود، گفت: استفاده نامناسب و طولانی مدت از گردن بندهای طبی ممکن است باعث ضعف عضلات گردن و در نهایت ایجاد عادت و وابستگی شود.

دکتر سید احمد رئیس السادات در گفت وگو با خبرنگار بهداشت و درمان ایسنا، درباره علت ایجاد دردهای گردنی توضیح داد: درد در ناحیه گردن می تواند علل متعددی داشته باشد که از آن جمله می توان به مشکلات ناشی از ستون فقرات، اعصاب و عضلات، رباط ها و سایر بافتهای نرم پیرامون گردن و آسیب های سایر نواحی بدن اشاره کرد.

وی افزود: گرفتن شرح حال بیمار، معاینه پزشکی دقیق و استفاده مناسب از روش های تصویربرداری و ارزیابی چون عکس ساده و گاه ام آر آی، نوار عصب و عضله به تشخیص علت بروز گردن درد کمک می کند.

دبیر انجمن طب فیزیکی و توانبخشی ایران با مهم خواندن این مطلب که لزوما یافته های تشخیصی آرتروز گردن در یک عکس ساده به معنای این نیست که علت درد گردن، ابتلا به آرتروز در فرد است، عنوان کرد: ممکن است آرتروز تنها یک یافته اتفاقی در بررسی های انجام شده باشد و علت اصلی درد، بروز ناراحتی در عضلات و سایر بافت های نرم و یا فتق دیسک های بین مهره ای باشد.

وی در ادامه درباره راهکارهای درمانی دردهای ناحیه گردنی عنوان کرد: علاوه بر داروهایی که به منظور کنترل درد و گرفتگی عضلات و یا علایم عصبی همراه، تجویز می شوند، اصلاح وضعیت بدن(پوسچر)، تجویز ورزش های مناسب تقویتی و کششی، گرما و سرما درمانی، فیزیوتراپی و لیزردرمانی، آب درمانی، استفاده از گردن بند طبی مناسب، انجام درمان های دستی (مانیپولاسیون ستون فقرات) و تزریق های داخل بافت نرم و نقاط ماشه ای پیرامون گردن توسط پزشک متخصص نیز از جمله دیگر درمان هایی هستند که در حیطه طب فیزیکی و توان بخشی بویژه دردهای گردنی مورد استفاده قرار می گیرند.

دبیر انجمن طب فیزیکی و توانبخشی ایران در خصوص استفاده از گردن بندهای طبی تاکید کرد: استفاده از گردن بندهای طبی سفت آن هم به مدت طولانی در بیمارانی که دچار دردهای تیرکشنده به اندام ها نیستند، توصیه نمی شود چرا که استفاده نامناسب و طولانی مدت از گردن بندهای طبی ممکن است باعث ضعف عضلات گردن و در نهایت ایجاد عادت و وابستگی شود.

رئیس السادات در پایان اضافه کرد: اصلاح محیط کار و زندگی، رعایت اصول صحیح ارگونومی، استفاده از بالش مناسب، متناسب بودن ارتفاع و تنظیمات میز و صندلی نمایشگر رایانه، استفاده از سطح شیب دار هنگام مطالعه، اجتناب از خم کردن بیش از حد و طولانی مدت سر و گردن از جمله مهمترین و موثرترین درمان های گردن درد به شمار می روند.



نوع مطلب : پزشکی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 20 دی 1390 :: نویسنده : وحید شیرزاد
سیگار , ترک سیگار

 

یافته های جدید پژوهشگران، ادعای كم ضرر بودن سیگارهای الكترونیكی در مقابل سیگارهای عادی را رد كرده است.

به گزارش سرویس پژوهشی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، سیگارهای الكترونیكی با ایده عرضه محصولی بدون داشتن خطرات سموم سیگارهای معمولی و حذف دود سیگار برای اطرافیان به بازار عرضه شدند.

اما پژوهشهای انجام شده جدید در یونان، بی خطر بودن سیگارهای الكترونیكی را رد كرد.

این تحقیق، ۳۰ داوطلب سالم و غیرسیگاری را مورد مطالعه و بررسی قرار داد. از یك گروه خواسته شد به مدت ۵ دقیقه از سیگارهای الكترونیكی و گروه دیگر از سیگارهای الكترونیكی بدون نیكوتین استفاده كنند.

پس از این مدت در افرادی كه از سیگارهای الكترونیكی دارای نیكوتین استفاده كردند، انقباض و التهاب در راه های هوایی دیده شد. پژوهشگران این نكته را مطرح كردند كه اگر تنها ۵ دقیقه استفاده از سیگارهای الكترونیكی باعث بروز التهاب در ریه افراد شود، استفاده طولانی مدت آن قطعا برای سلامت فرد مضر خواهد بود.

سیگارهای الكترونیكی پیش از این یكی از روش های ترك سیگار محسوب می شد؛ اما محققان به سیگاری ها توصیه می كنند از روش های دیگر مانند آدامس های نیكوتین دار یا داروهایی مانند بوپروپیون یا وارنسیلین استفاده كنند



نوع مطلب : پزشکی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 آلرژی و سینوزیت

 

طبق آخرین تحقیقات انجام شده، کودکان زیر یک سالی که در محیط‌هایی مانند خانواده‌های مرفه زندگی می‌کنند و به آن‌ها بسیار رسیدگی می‌شود، در آینده بیشتر به آلرژی مبتلا می‌شوند.

 

آلرژی در کودکان

تحقیقا نشان داده است کودکان روستایی زیر یک سال که در محیط زندگی خود با انواع و اقسام ویروس‌ها سروکار دارند، احتمال ابتلای آنان به آلرژی در آینده به مراتب کمتر است، زیرا فعالیت در مزرعه موجب مقاوم سازی آنها در برابر آلرژی می‌شود. بنابراین کودکان را نباید از ویروس‌ها و میکروب‌ها خیلی دور نگه داشت.

 

یکی از مهم ترین عوامل مستعد کننده در زمینه ابتلا به سینوزیت و عفونت گوش، آلرژی است. در صورت کنترل شدن آلرژی، احتمال ابتلای این افراد به سینوزیت و عفونت‌های چرکی گوش کمتر می‌شود.

 

بنابراین بیمارانی که به طور مداوم سرما می‌خورند و سینوس‌های آنان چرک می‌کند، باید به پزشک مراجعه کنند، چون آنها معمولا به یکی از بیماری های زمینه‌ای مبتلا هستند که شایع‌ترین بیماری زمینه‌ای آلرژی است، بنابراین آلرژی باید به طور مناسب، تشخیص داده شود و درمان گردد.

 

نشانه‌های اصلی بیماری سینوزیت، گرفتگی بینی، ترشح ته حلق و در موارد حاد بیماری، درد و ورم سینوس درگیر بیماری و تب، سردرد و عفونت است

 

سینوزیت چیست؟

سینوزیت به معنی التهاب و ورم مخاط سینوس‌هاست.

 

سینوس‌ها حفره هایی هستند که درون استخوان‌های صورت جای گرفته‌اند و هر یک از آن‌ها توسط مجرایی به بینی راه پیدا می‌کند (در تصویر کناری نشان داده شده است). سطح پوشاننده این حفرات به‌ طور طبیعی ترشحات شفافی دارد که این ترشحات وارد بینی می‌شود. این ترشحات توسط مژک هایی که جهت حرکت آن‌ها به طرف حلق است، به عقب رانده می‌شوند و هر فرد سالم، با هر بلع مقداری از بزاق خود و مقداری از ترشحات بینی و سینوس‌ها را می بلعد.

 

سینوس‌های یک فرد بالغ به‌طور متوسط در شبانه روز حدود یک لیتر مواد ترشح می‌کنند. این ترشحات در لطیف نگه داشتن مخاط پوشاننده سینوس‌ها و بینی موثر است و در تمیز کردن هوایی که از بینی به ریه می‌رسد نقش اساسی دارد.

 

سه گروه ممکن است از این ترشحات و ورود آنها به حلق شکایت کنند:

گروه اول: وقتی که میزان ترشحات بیشتر از حد نرمال شود، مثل حالتی که در افراد مبتلا به حساسیت بینی مشاهده می‌کنیم.

 

گروه دوم: وقتی که قوام، رنگ یا بوی این ترشحات عوض شود، مثل حالتی که در مبتلایان به سینوزیت می‌بینیم.

 

گروه سوم: در بعضی افراد، هم میزان این ترشحات و هم قوام، رنگ و بوی آن طبیعی است، ولی باز هم بیمار از ترشحات پشت حلق خود شکایت دارد. این دسته افرادی هستند که خیلی حساس هستند و ترشحات طبیعی بینی را ترشحات چرکی می‌انگارند و از بلعیدن آن اکراه دارند.

 

همچنین وجود این حفرات توخالی درون استخوان‌های صورت، باعث کاهش وزن سرمی‌شود.

 

این حفرات در دلنشین بودن صدای فرد موثر هستند و چنانچه این حفرات یا بینی پر شوند، صدای فرد تودماغی می‌گردد.

 

این حفرات به عنوان ضربه گیر جمجمه و مغز عمل می‌کنند. بدین معنی که اگر ضربه شدیدی به صورت وارد شود، به‌واسطه وجود سینوس‌ها، استخوان‌های صورت می‌شکند و لذا ضربه مستهلک شده و به جمجمه و در نتیجه به مغز وارد نمی‌شود.

 

یکی از عوامل مزمن شدن بیماری سینوزیت، خوددرمانی است که باعث افزایش طول مدت بیماری می‌شود. بنابراین فرد بیمار باید از خوددرمانی پرهیز کند و طول مدت درمان سینوزیت را نیز کامل کند

 

نشانه ها و عوامل ابتلا به سینوزیت

سینوزیت یک بیماری است که کودکان به دلیل ضعف سیستم ایمنی بیشتر به آن مبتلا می شوند و در معرض عوارض بیشتری نیز قرار دارند و بزرگسالان نیز با توجه به شرایط جسمی و نوع میکروبی که باعث این بیماری می شود، به سینوزیت مبتلا می شوند.

 

نشانه‌های اصلی بیماری سینوزیت، گرفتگی بینی، ترشح ته حلق و در موارد حاد بیماری، درد و ورم سینوس درگیر بیماری و تب، سردرد و عفونت است.

 

گردوغبارهای صنعتی، محیط های سرد و خشک و همچنین گرم و خشک، انحراف بینی و آلرژی از عوامل مستعد کننده ابتلا به سینوزیت هستند.

 

یکی از راه‌های پیشگیری از این بیماری، پرهیز از کشیدن سیگار و همچنین پوشاندن بینی در هوای سرد است.

 

انواع سینوزیت

سینوزیت حاد: ممکن است منشاء عفونی یا آلرژیک داشته باشد. در مبتلایان به آلرژی، مخاط بینی و سینوس ها متورم شده و در نتیجه آلرژی باعث انسداد مجاری مرتبط کننده سینو‌س ها به بینی می‌شود.

 

از طرف دیگر آلرژی باعث افزایش ترشحات بینی و سینوس‌ها می‎شود و با وجود دو عامل فوق، سینوزیت با منشا آلرژی حاصل می‌شود.

 

در زمینه سینوزیت عفونی قضیه از این هم ساده تر است. یعنی همان‌طور که حلق به‌دلیل عفونت دچار ورم و ترشح می‌شود، میکروب می‌تواند مخاط بینی و سینوس‌ها را نیز متورم کنند.

 

سینوزیت مزمن: در مواردی که مجاری مرتبط کننده سینوس به بینی به طور طولانی مدت مسدود شود، سینوزیت مزمن حاصل می‌شود که علامت اصلی آن به شکل ترشحات عفونی مزمن پشت حلق است که معمولا به درمان دارویی جواب نمی‌دهد و برای درمان آن، احتیاج به عمل جراحی است.

 

یکی از عوامل مزمن شدن بیماری سینوزیت، خوددرمانی است که باعث افزایش طول مدت بیماری می‌شود. خوددرمانی مشکلات بعدی همچون مشکل گوارشی را به دنبال دارد. بنابراین فرد بیمار باید از خوددرمانی پرهیز کند و طول مدت درمان سینوزیت را نیز کامل کند.

 

درمان سینوزیت

پس از تشخیص سینوزیت و شناسایی علت احتمالی آن، پزشک می‌تواند درمان‌هایی را برای کاهش التهاب و بهبود علائم تجویز کند.

 

روش درمان نیز به این صورت است که بر اساس نوع میکروب، آنتی بیوتیک مناسب توسط پزشک تجویز می شود و همچنین بیمار باید از ورود به محل های مستعد کننده و تشدید کننده بیماری پرهیز کند.

 

درمان جراحی سینوزیت، به دو روش معمولی و روش آندوسکوپیک انجام می‌شود. در روش معمولی، محتویات درون سینوس‌ها تخلیه می‌شود و در روش آندوسکوپیک، مجاری سینوس به بینی را باز می‌کنند.





نوع مطلب : پزشکی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 20 دی 1390 :: نویسنده : وحید شیرزاد

 

,پ نه پ جدید,پ نه پ طنز

 

*به دوستم میگم: نمره ها رو زدنا. میگه: با شماره دانشجویی؟ میگم: پ ن پ با شماره کفش. اونایی هم که دمپایی داشتن رو هم مردود کرده...

 

*دیشب تو خیابون میرفتم داشتم با فندکم بازی می کردم، پلیس رد شده میگه اون چیه؟ فندکه؟ پ ن پ مشعل المپیکه دارم میبرم لندن!! میگه پ ن پ و زهرمارف سوار شو بریم... میگم کلانتری؟ میگه پ ن پ میبرمت لندن

 

*با رفقا رفتیم باغمون، سیخ های جوجه رو گذاشتیم رو منقل دیدیم چند جفت مرغ و خروس دارن کنار منقل پرسه می زنن. رفیقم میگه: لونه شون این طرفاست؟ پ ن پ اومدن فیلم ترسناک ببینن

 

*رفتم یه قالب مرغ از تو فریزر درآوردم. دوستم میگه می خای بپزیش؟ مگم: پ ن پ خانوادش اومدن از تو سردخونه درش آوردم بدم ببرن دفنش کنن!

 

*مرغ عشقم مرده. درحالی که پاهاش رو به بالاست افتاده کف قفس. دوستم اومده میگه: ااا مرغ عشقت مرد؟ پ ن پ کمر درد داشت، دکتر گفته باید طاق باز دراز بکشه کف قفس.

 

*تو خیابون موتوریه اومد کیفم رو قاپید، یارو میپرسه: دزد بود؟ میگم: پ ن پ اومده بود امانتیش رو ببره فقط خواست هیجانش بیشتر باشه!

 

*بهرام رادان از یه بابایی آدرس پرسید، طرف میگه ببخشید شما بازیگر نیستین؟ رادان میگه پ ن پ پیک موتوریم!

 

*با کلی شوق و ذوق به دوستم میگم: دان 2 رو. برگشته میگه: تکواندو؟ پ ن پ دان 2 آشپزی...!

 

*رفتم مغازه یه سبد پر خرید کردم، یارو میگه: کیسه هم می خوای؟ پ ن پ فرغون آوردم با اون می برم!

 

*لیلی به مجنون گفت: همه این اکرا رو می کنی برا من؟ مجنون: پ ن پ من عاشق آنجلینا جولی ام، تو حریف تمرینی هستی!

 

*داشتم تو پارکینگ نایلون های روی صندلی ماشین رو می کندم. همسایه مون اومده میگه ماشین نو خریدین؟ میگم: پ ن پ لواشکه دارم نایلونشو میکنم دور هم بخوریم!

 

*دوستم زنگ زده خونه. گوشی رو برداشتم سلام کردم. میگه: تو خونه ای. میگم: پ ن پ لطفا پس از شنیدن صدای بوق پیام خود را بگذارید... با تشکر!

 

*منتظر مسافر بودم. خانمه اومده میگه: آقا هفت تیر میری؟ میگم بله. میگه: سوار شم؟ پ ن پ تا هفت تیر دنبالم بدو!

 

*رفتم داروخانه. پیرمرده دفترچه بیمه رو داده به مسئول داروخانه. بعد از چند دقیقه مسئول داروخانه داروهاش رو آورده پیرمرده گفت پدرجان می بری؟ پیرمرده گفت پ ن پ همین جا می خورم! بی زحمت یک نوشابه خنک و سالاد هم بیار...

 

*رفتم پیش صاف کار ماشین. یه نگاه به ماشین کرد میگه تصادف کردی؟ گفتم پ ن پ از جلو بندی تکراری خسته شدم گفتم برای تنوع با چکش بکوبم توش همه جاش جدید بشه!

 

*با موتور رفتم خونه دایی ام. موتورو گذاشتم بیرون با کلاه کاسکت رفتم تو. دائیم گفت با موتور اومدی؟ گفتم پ ن پ با اف 14 اومدم!





نوع مطلب : اس ام اس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پیشگیری از کم خونی,كم خونی

 

 

برای آنکه دچار فقر آهن نشوید این مواد مغذی را در برنامه غذایی خود بگنجانید:

۱) موادغذایی غنی از ویتامین B۱۲ :

ویتامین B۱۲ به ویژه در موادغذایی حیوانی مانند گوشت قرمز، ماهی، میوه های دریایی و درصد کمتر در تخم مرغ و پنیر وجود دارد. گیاهخواران مطلق معمولا دچار کم خونی می شوند چون از منابع ویتامین B۱۲ استفاده نمی کنند. از جمله نشانه های کم خونی تنگی نفس، خستگی، افزایش ضربان قلب و... است اگر فکر می کنید به این علایم دچارید ممکن است پزشک برای شما مکمل B۱۲ تجویز کند!

 

۲) موادغذایی غنی از آهن:

آهن در تولید هموگلوبین یا پروتئینی که حامل اکسیژن است نقش دارد. در این میان وجود آهن هم که در گوشت قرمز و جگر وجود دارد برای بدن ضروری است البته باید در مصرف منابع آهن هم توجه کرد که برخی منابع مانند کلسترول خون را افزایش می دهند. کشمش هم منبع خوب آهن هم است اما آهن آن به سختی توسط بدن جذب می شود.

بنابراین توصیه می کنیم آن را همراه با منابع حیوانی آهن هم یا همراه با منابع غنی ویتامین C مصرف کنید تا بهتر جذب بدن شود. حبوبات هم غنی از آهن هستند. غذایی مانند عدس پلو که در آن هم عدس وجود دارد هم کشمش هم گوشت اگر به همراه آبلیمو مصرف شود برای کم خون ها غذایی بسیار مناسب است. نکته ای که باید به آن توجه داشته باشید اینکه زنان زیر ۵۰ سال روزانه به ۱۸ میلی گرم، زنان بالای ۵۱ سال و مردان بالغ به ۸ میلی گرم آهن در روز نیاز دارند. ۹۰ گرم گوشت گاو، ۶/۳ میلی گرم آهن دارد در حالی که یک واحد حبوبات کامل ۱۰ میلی گرم آهن دارد. با این وجود آهن حیوانی راحت تر از آهن گیاهی جذب بدن می شود.

 

۳) موادغذایی غنی از ویتامین C :

سبزیجاتی مانند بروکلی و فلفل و مرکبات منبع خوب ویتامین C هستند و به جذب بهتر آهن کمک می کنند. بررسی های متعددی نشان داده است وقتی ویتامین C همراه با مواد غذایی غنی از فیتات ها مانند اسفناج مصرف می شود میزان جذب آهن بالا می رود.

 

۴) موادغذایی غنی از فلات فلات یا ویتامین B :

به تکثیر گلبول های قرمز کمک کرده و اکسیژن رسانی به بافت ها را بهبود می بخشد. برخی افراد نمی توانند ویتامین B را از طریق موادغذایی جذب کنند و لازم است مکمل اسیدفولیک مصرف کنند. اما اگر جزو این دسته افراد نیستید یا به دلیل باردار بودن به میزان بالای غلات احتیاج ندارید می توانید با مصرف روزانه سبزیجات برگ سبز، آب پرتقال یا گردو نیاز روزانه خود را تامین کنید.





نوع مطلب : پزشکی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 20 دی 1390 :: نویسنده : وحید شیرزاد

داستان کوتاه کمک به رقبا

 

یکی از کشاورزان منطقه ای، همیشه در مسابقه‌ها، جایزه بهترین غله را به ‌دست می‌آورد و به ‌عنوان کشاورز نمونه شناخته شده بود. رقبا و همکارانش، علاقه‌مند شدند راز موفقیتش را بدانند. به همین دلیل، او را زیر نظر گرفتند و مراقب کارهایش بودند. پس از مدتی جستجو، سرانجام با نکته‌ عجیب و جالبی روبرو شدند. این کشاورز پس از هر نوبت کِشت، بهترین بذرهایش را به همسایگانش می‌داد و آنان را از این نظر تأمین می‌کرد. بنابراین، همسایگان او می‌بایست برنده‌ مسابقه‌ها می‌شدند نه خود او!

 

کنجکاویشان بیش‌تر شد و کوشش علاقه‌مندان به کشف این موضوع که با تعجب و تحیر نیز آمیخته شده بود، به جایی نرسید. سرانجام، تصمیم گرفتند ماجرا را از خود او بپرسند و پرده از این راز عجیب بردارند.

 

کشاورز هوشیار و دانا، در پاسخ به پرسش همکارانش گفت: «چون جریان باد، ذرات بارورکننده غلات را از یک مزرعه به مزرعه‌ دیگر می‌برد، من بهترین بذرهایم را به همسایگان می‌دادم تا باد، ذرات بارورکننده نامرغوب را از مزرعه‌های آنان به زمین من نیاورد و کیفیت محصول‌های مرا خراب نکند!»

 

همین تشخیص درست و صحیح کشاورز، توفیق کامیابی در مسابقه‌های بهترین غله را برایش به ارمغان می‌آورد.

 

گاهی اوقات لازم است با کمک به رقبا و ار



نوع مطلب : مدیریت کسب وکار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 20 دی 1390 :: نویسنده : وحید شیرزاد

راه برای اینکه بخندی وقتی دنیامیخواد که گریه کنی

 

زندگی فوق العاده ست! زندگی یک شاهکاره!

 

زندگی محشره!در حقیقت زندگی همه‌ی اینهاست. متاسفانه واقعیتی که هست، زندگی می‌تواند لحظه به لحظه خرد کننده‌تر از آنی باشد که در موردش می‌گویند. اغلب اوقات این روزها خیلی عادی است اگه بخواهی گریه کنی!

 

غوطه ور شدن در یک دوره‌ی کوتاه خود‌خوری ایرادی ندارد. نکته اینجاست که این دوره باید کوتاه باشد. خودخوری بیش از اندازه، هیچ نتیجه‌ای ندارد.


وقتی برای تغییر وضعیت آماده هستید 5 راه هست جلوی پای شما. 5 راه برای اینکه بخندید وقتی دنیا میخواد که گریه کنید‍!

 

نکته : من در مورد تراژدی واقعی، مثل وقتی که عزیزی از دست رفت، صحبت نمی‌کنم. من در مورد مواقعی حرف می‌زنم که یک مهمانی خودخوری برای خودمان راه می‌اندازیم چون دلتنگ شدیم یا تنها موندیم یا یک ترفیع را از دست دادیم یا ...

 

یک / یه نگاه به اطراف بندازین

 

حدس بزن چی شده است؟ زندگیت آنقدرها هم بد نیست. اگر الان داری این را می‌خوانی، پس حتما به کامپیوتر و اینترنت دسترسی داری. خودت می‌دانی برای میلیونها نفر در جهان، چیزهای خیلی بدتری ممکنه وجودداشته باشد که....

 

چند وقت قبل، زمانی که وسط یک خودخوری کوچک بودم، آخرین نظریاتRandy Pausch را خواندم.

 

حکایت یک مرد 46 ساله بود، با همسر و سه فرزندش، که برایشان تشخیص بیماری لاعلاج سرطان داده شده بود. این داستان درسهای زندگی فوق‌العاده‌ای دارد، اما یکی از بزرگترین درسهایی که گرفتم، آنی نبود که رندی به طور واضح در سخنرانیش گفته بود.

 

من پیش خودم فکر کردم: "wooow. زندگیم خیلی بد به نظر می‌رسه .خیلی بده. اما دست‌کم سرطان ندارم". ممکن است یک خورده بی‌رحمانه باشد اما من احساسی را داشتم که رندی میخواست آن را تقویت کند.

 

تراژدی‌های واقعی وجود دارد که می‌تواند به شما وارد شود. البته بیشتر اوقات مردم وقتشان را برای غصه خوردن روی چیزهایی تلف میکنند که تراژدی واقعی نیست. در مورد چیزهایی است که نهایتا هیچ اهمیتی ندارند.

 

از عجایب روزگار این است که بیشتر مردمی که می‌شناسم، آنهایی که با تراژدی‌های واقعی روبرو شدند، با غرور با مشکل برخورد کردند و بهترین نتیجه را هم گرفتند. اینجاست که زندگی عجیب می‌شود...

 

دفعه‌ی بعد که در مورد چیزهای کم‌اهمیت غمگین بودید، یک نگاه به اطراف بی‌اندازید. آدمهای زیادی وجود دارند که وضعیتی خیلی بدتر از آن چیزی که شما احساس می‌کنید، داشتند و به بهترین نحو از پسش بر‌آمدند. از این نمونه‌ها پیروی کنید و با چیزهایی که دارید خوش باشید.


دو / سفر زمان به "یه روزی"

 

ببینید، شما این حقیقت رو می‌دانید که در چند ماه آینده، دقیقا برمی‌گردید به همین الان و به خودتان می‌خندید که چقدر احمقانه عکس‌العمل نشان دادید. این یه حقیقت است. احتمالا قبل از این به خودتان گفتید: "یک روزی برمی‌گردیم و به این موضوع میخندیم". همین‌طور می‌دانید که در آینده چقدر خانواده و نزدیکان‌تان با آن شما را سوژه می‌کنند :)

 

ازمرحله‌ی غم و غصه عبور کنید و همین الان به آن بخندید :) فقط تصور کنید که الان همان "یه روزی" است و فکر کنید که شمای آینده، درباره آن به شمای الان چه خواهد گفت. من بعید می‌دانم شمای آینده کلمات آرامش‌بخشی مثل "به آینده نگاه کن. همه چی عالی میشه" را بگوید.

 

نه! شمای آینده خواهد گفت "هی ، آه و ناله رو تمومش کن. زندگی خیلی کوتاهه و هیچکس یا هیچ چی ارزش اونو نداره که براش گریه کنی".

 

تصور کنید آرنولد با تیپ و قیافه «ترمیناتور» بیاد و به عنوان «آینده شما» این‌ها را با آن لهجه اتریشی بامزه و تیپ و قیافه‌اش بگوید :)

 

نیازی نیست این تصویر بامزه را به همه نشان بدهید. فقط یک لبخند کوچولو هم می‌تواند شما رو بخنداند و دورنمایی که لازم است رو بهتان بدهد.

 

سه / قهقهه بزنید، حتی بی‌دلیل!

 

این یکی‌ را خواهشا توی خلوت انجام بدهید اما حتما امتحانش کنید. همین الان یک امتحانی کنید. فقط بلند بخندید. نه! نه! خنده ریز نه!! یک قهقهه‌ی طولانی از ته دل. اگر کسی آمد توی اتاق می‌توانید بگویید یک مطلب خیلی بامزه از یک فتحی خواندم. چقدر این فتحی بامزه است ماشالله :)) کنتور که ندارد!

 

از شوخی گذشته میدانم ممکن است سر سوزن احمقانه به نظر بیاد، اما من قول میدهم که الان یک خورده بهتر شدید. درست است؟ دقیقا دلایل فیزیولوژیکی و عصبیش را نمی‌دانم، اما می‌دانم که خندیدن، حال شما را بهبود می‌بخشد.

 

نسخه ی آبرومندانه و با تخفیفش یه لبخند ساده است، به جای خندیدن. همان اثر را دارد، و برای انجام دادن در جای عمومی یک کمی آسانتر است.

 

چهار / از گالاگر الگو بگیرید

 

گالاگر کمدینی بود که جک‌های خیلی بدی می‌گفت، اما برای برخی دلایل ناشناخته، کاملا در کارش موفق بود. او کارهای زیادی برای انجام دادن در برنامه‌اش داشت ولی بزرگترین قسمت از کارش خرد کردن میوه با یه پتک بسیار بزرگ بود.

 

من پیشنهاد نمی‌کنم هندوانه خرد کنید اما توصیه می‌کنم که سعی کنید خوشمزگی مخصوص به خودتان را داشته باشید، حتی وقت‌هایی که آن احساس را ندارید.

 

یک حقیقتی وجود دارد: برای ساختن جک، مجبور هستید به دنبال چیزهای بامزه باشید. وقتی دنبالش هستید، پیدایش میکنید و هر وقت پیدایش کردید، اولین قدم به سوی «خندیدن به جای زار زدن» را برداشتید.

 

وقتی ناراحت هستید، قول بدید دنبال شوخی بگردید. یه راه ساده برای انجام دادن این کار این است که عادت کنید از خودتان بپرسید "چه چیز خنده داری در این مورد وجود داره؟" ممکن است همیشه به جواب نرسید، اما سعی کردید که مغزتان دنبال یک چیز بامزه بگردد :)

 

عین گالاگر، حتما نیاز ندارید که هر حرفی می‌زنید خیلی هم بامزه باشد. شما جک‌تان را بسازید. خنده خودش می‌آید :)

 

پنج / بپرید وسط یه خروار هرهر، کرکر

 

عجیب است اما انسان‌هایی که غمگین هستند دوست دارند یک سری کارهایی را انجام بدهند که توی غم و غصه بمانند!!

 

آنها فیلم‌های اشک‌انگیز نگاه میکنند، به عکس‌های غمناک زل می‌زنند و موسیقی‌های غم‌انگیز گوش می‌کنند که آدم سالم را هم غمگین می‌کند.

 

وقتی شما وسط این پروسه هستید و دارید این کارها را انجام می‌دهید به نظرتان می‌رسد که دارید یک کار درست انجام می‌دهید اما هر ناظر بیرونی به راحتی می‌تواند به شما بگوید که توی یک وضعیت تاسف برانگیز گیر افتادید.

 

با قفل کردن روی چیزهای شاد و خنده‌دار از این وضعیت خلاص شوید. فیلم و شوهای تلویزیونی خنده‌دار ببینید. با افراد شوخ معاشرت کنید. کمدی‌های حمید ماهی صفت را برای همین وقت‌ها می‌سازند دیگر :) این باعث یک تغییر دورنمای زیبا میشود که حتی انتظارش رو هم نداشتید.


اگر موارد بالا موثر نبود چه؟

 

در این صورت دیگر تمرین کردن را متوقف کنید. باز بروید و به یک موجود بدعنق تبدیل بشوید. یک موجود ترحم‌ برانگیز. چندین سال بعد هم به خاطر روزهایی که می‌توانست معرکه باشد و از دستش دادید خودتان را سرزنش کنید. چند سال هم بعد به فرزندان‌تان بگویید ما نسل سوخته بودیم و غم و غصه یقه‌مان را گرفته بود و از این حرف‌ها :)

 

ولی اگر فکر می‌کنید کاری هست که حال‌تان را بهتر می‌کند از خودتان دریغ نکنید. مثلا داد و هوار بکشید البته نه سر کسی. بروید تو بیابان 6 ساعت جیغ بکشید تا خالی بشوید. یک نامه پر از عصبانیت بنویسید ولی هیچ وقت به فکر ارسال کردنش نباشید. بروید به یک کیسه شنی مشت بزنید. ورزش هم هست و برای سلامتی خوب است :)

 

توجه داشته باشید که بدخلقی فیزیکی و لفظی روی موضوع عصبانیت‌تان وارد نکنید. شما کار خودتان را انجام بدهید. بدخلقی و ناراحتی خودش از وجودتان می‌رود بیرون!

 

سالها پیش یک ماهی بود که خودم را اذیت می‌کردم. یک جایی تصمیم گرفتم دیگر وقتش است که از این حالت خارج بشوم، پریدم روی تردمیل. موضوع اینه که من از دویدن متنفرم و اصلا دست به دویدنم خوب نیست. اگر بتوانم برای 20 دقیقه با تمرکز بدوم می‌تواند موثر باشد.

این روزها تردمیل را روشن میکنم و شروع می‌کنم به دویدن و تمام احساسم و فکرم را روی دویدن متمرکز می‌کنم. بعد از 45 دقیقه، خسته که شدم، احساس میکنم بهتر از همه‌ی وقت‌های هفته‌های اخیر هستم.

خود من خیلی دوست دارم یک سر بروم بانجی‌جامپینگ ولی خوب اعتراف می‌کنم می‌ترسم :)

 

دقت کنید که کارهای احمقانه‌ای نکنید و به خودتان آسیب نرسانید، اما امتحانش کنید. وقتی انجامش دادید، دوش بگیرید و یه فیلم خنده‌دار نگاه کنید...

دفعه‌ی بعد که گرفتار ناراحتی‌های الکی شدید، یکی یا چند تا از این تکنیک‌ها را امتحان کنید.

 

در هر لحظه از روز، شما فقط یک انتخاب دارید. بخندید یا گریه کنید. زندگی خیلی کوتاه‌تر از این حرف‌هاست که بخواهید با گریه به پایان برسانیدش. حیفی به خدا





نوع مطلب : همسران و خانواده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 20 دی 1390 :: نویسنده : وحید شیرزاد

 

پردرآمدترین ورزشکاران زن جهان

 

در فهرست 10 نفره منتشر شده از سوی فوربس مطابق انتظار تنیس‌بازان دارای بیشترین سهم در میان پردرآمدترین ورزشكاران زن جهان بوده و بعد از این رشته ورزشی نیز گلف قرار گرفته است.

 

در صدر پردرآمدترین ورزشكاران زن جهان ماریا شاراپووآ با درآمدی معادل 24.5 میلیون دلار قرار گرفته است.

 

رتبه‌های دوم و سوم این رده‌بندی نیز به خواهران ویلیامز یعنی سرنا و ونوس اختصاص یافته است.

 

جالب اینجاست كه از میان زنان ورزشكار پردرآمد جهان تنها یكی و آن‌هم ماریا شاراپووآ در رده‌بندی جهانی پردرآمدترین ورزشكاران جهان دارای رتبه هستند. شاراپووا دارای رتبه 35 جهانی در این زمینه است.

 

در زیر با پردرآمدترین ورزشكاران زن جهان آشنا می‌شوید:

 

1- ماریا شاراپووا، تنیس، 23 سال، 24.5 میلیون دلار

 

پردرآمدترین ورزشكار زن جهان قرارداد هشت ساله‌ای را با شركت نایك به ارزش 70 میلیون دلار امضا كرده است. وی علاوه بر شهرت ورزشی‌اش به عنوان یكی از زیباترین ورزشكاران زن جهان نیز شناخته شده است.

 

2- سرنا ویلیامز، تنیس، 28 سال، 20.2 میلیون دلار

 

ویلیامز در سال 2009 میلادی توانست در دو مسابقه گرند اسلمز برنده شده و صاحب جایزه 6.5 میلیون دلاری آن‌ها شود. آگوست سال گذشته سرنا ویلیامز و خواهرش، ونوس بخشی از سهام تیم میامی دولفینز را خریداری كردند.

 

3- ونوس ویلیامز، تنیس، 30 سال، 15.4 میلیون دلار

 

خواهر بزرگ سرنا ویلیامز كه در نوشتن كتاب "بیا تا پیروز بشی" نیز همكاری كرده است. این كتاب جولای امسال انتشار یافت و در بازار نیز موفقیت بدست آورده است.

 

4- دانیكا پاتریك، اتومبیل‌رانی، 28 سال، 12 میلیون دلار

 

وی نخستین زنی است كه تاكنون توانسته در مسابقات معتبر ایندی كار رتبه نخست را بدست آورد.

 

كارشناسان اعتقاد دارند كه وزن بسیار كم دانیكا (45 كیلوگرم) سهم بسزایی در قهرمانی‌هایش داشته است.

 

ایندی ‌كار از محبوب‌ترین مسابقات اتومبیل‌رانی در آمریكای شمالی است كه طرفداران زیادی نیز در ژاپن دارد.

 

در مسابقاتی كه تحت این نام برگزار می‌شود، اتومبیل‌هایی برای مسابقه مورد استفاده قرار می‌گیرند كه چرخ‌های آن‌ها همانند اتومبیل‌های فرمول یك خارج از محیط بدنه قرار دارد.

 

وی دارای 10 قرارداد حمایت مالی شخصی است كه در نوع خود در میان ورزشكاران اتومبیل‌رانی منحصر به فرد محسوب می‌شود.

 

5- كیم یو - نا، اسكیت روی یخ، 19 سال، 9.7 میلیون دلار

 

وی جوان‌ترین ورزشكار زن در میان پردرآمدترین ورزشكاران زن جهان است. او در المپیك زمستانی ونكوور كانادا توانست در رشته اسكیت روی یخ مدال طلا را از آن خود كند.

 

حامی مالی وی یعنی بانك كوكمین اعلام كرده كه اگر وی بتواند ركورد المپیك را بكشند، یك میلیون دلار به او پاداش خواهد داد. او هم توانست در المپیك زمستانی ونكوور كانادا ركورد جهانی را بشكند.

 

6- آنیكا سورنستام، گلف، 39 سال، 8 میلیون دلار

 

وی قبل از این‌كه در تا پایان سال 2008 میلادی اعلام بازنشستگی كند، موفق شد در 90 مسابقه حرفه‌ای بین‌المللی قهرمان شود.

 

البته وی هم‌اكنون نیز با شركت‌های كالاوی، كاتر&باك، لكسوس و رولكس قرارداد دارد. وی در رشته‌های تجاری مانند طراحی زمین بازی گلف و آكادمی گلف نیز فعالیت دارد.

 

7- آنا ایوانوویچ، تنیس، 22 سال، 7.2 میلیون دلار

 

شركت آدیداس در فوریه امسال قرارداد مادام‌العمری را به وی امضا كرد. وی در گذشته برترین تنیس‌باز زن جهان بود.

 

وب سایت وی یكی از محبوب‌ترین سایت‌های ورزشكاران در جهان محسوب می‌شود. وی از سال 2008 میلادی كه در مسابقات اوپن فرانسه قهرمان شد درگیر مسائل دادگاهی بوده است.

 

8- یلنا یانكوویچ، تنیس، 25 سال، 5.3 میلیون دلار

 

یانكوویچ نخستین زنی است كه توانسته به رتبه نخست برترین تنیس‌بازان زن جهان دست یابد بدون آن‌كه حتی یك فینال گرند اسلم را نیز تجربه كرده باشد. وی در سال 2008 توانست عنوان برترین تنیس باز زن جهان را بدست آورد.

 

سال گذشته وی قرارداد پوشاك و كفش ورزشی خود را با شركت چینی آنتا امضا كرد.

 

9- پائولا كریمر، گلف، 24 سال، 5.2 میلیون دلار

 

وی نیمه نخست 2010 را به دلیل مصدومیت انگشست شست خود از دست داد، اما در ادامه توانست در مسابقات اوپن آمریكا قهرمان شود.

 

جایزه 7.7 میلیون دلاری كه وی توانست كسب كند از نظر ارزش رتبه 12 را در میان كل جوایز تاریخ ورزش دارد.

 

10- لورنا اوچوآ، گلف، 28 سال، 5 میلیون دلار

 

وی با اعلام خبر بازنشستگی خود از مسابقات حرفه‌ای در آوریل امسال جهان گلف را حیرت زده كرد.

 

این در شرایطی است كه وی توانست در مسابقات معتبر تور LPGA رتبه نخست را بدست آورد.

 

وی البته به حضور در ورزش گلف ادامه خواهد داد و قصد دارد میزبانی مسابقات سالانه‌ای را در گوادالاخارای مكزیك بر عهده بگیرد.





نوع مطلب : جدیدترین ركوردهای گینس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :





 

 

دخترها به خواستگاری بروند یا پسرها

 

در هیچ قانونی تعیین نشده است که دختر از پسر خواستگاری نکند و یا هیچ الزامی هم وجود ندارد که حتما پسر از دختر خواستگاری کند.

 

برخی افراد جامعه بر این باورند دختر نباید از پسر خواستگاری کند و با این روش شخصیت دختر زیر سوال می‌رود. «غلامرضا قاسمی‌کبریا»، دکترای روانشناسی و مشاوره در این‌باره می‌گوید: خواستگاری چه از طرف پسر و یا دختر باید از سه حوزه فرهنگ، اعتقاد، ضوابط و قواعد اجتماعی مورد بررسی قرار گیرد.

 

ابتدا به بحث قانون می‌پردازیم، در هیچ قانونی تعیین نشده است که دختر از پسر خواستگاری نکند و یا هیچ الزامی هم وجود ندارد که حتما پسر از دختر خواستگاری کند.

 

از لحاظ اعتقادی در هیچ روایتی و یا آیه‌ای نیامده است که پسر باید از دختر خواستگاری کند.

 

اما از لحاظ فرهنگی و عمومی که به تدریج شکل گرفته است؛در جامعه این گونه نهادینه شده است که معمولا دخترها رفتاری همراه با کرشمه دارند و تمایل به مورد پسند قرار گرفتن و جلوه‌گری در آنها زیاد است، اینطور متعارف شده است که پسر باید برای ابراز عشق به دختر پا جلو بگذارد و از او درخواست ازدواج کند که این فرهنگ به صورت عمومی در بین افراد جامعه القاء شده است.

 

مشکلی که در بحث خواستگاری دختر از پسر بوجود می‌آید فقط جنبه فرهنگی آن است. مثلا اگر مادری دختری داشته باشد و یک برادرزاده پسر هم داشته باشد و از خصوصیات و شخصیت برادرزاده‌اش برایش جذاب باشد و به او بگوید که من دوست دارم تو با دخترم ازدواج کنی، امکان دارد بعد از ازدواج پسر بارها دختر را مورد سرزنش قرار دهد و بگوید« مادرت به من التماس کرد با توازدواج کنم وگرنه من هیچ تمایلی برای ازدواج با تو نداشتم.»

 

خوشبختانه در فرهنگ دینی هیچ الزامی وجود ندارد که پسر از دختر خواستگاری کند و حتی خواستگاری را به دختر سپرده است. در این مبحث می‌توان به خطبه‌ای که دختر و پسر به عقد هم در می‌آیند، اشاره کرد. وقتی عاقد از دختر می‌پرسد که «آیا وکیلم شما را به عقد دائم فلانی دربیاورم»؛ یعنی آیا من به نمایندگی شما می‌توانم پسر را خواستگاری کنم و به عقد شما درآورم، در این مسئله باید گفت که از طرف دختر، پسر را خواستگاری می‌کند.

 

خطبه اصلی این است که دختر و پسر خودشان بخوانند و اگر بلد نیستند یک نفر را به نمایندگی خود بگذارند که خطبه را برای آنها جاری کند. خطبه زَوَّجْتُکَ نَفْسی فِی الْمُدَّةِ الْمَعْلُومَةِ عَلَی الْمَهْرِ الْمَعْلُوم (من می‌خواهم خودم را به همسری تو در مدت معین با مهر معین درآوردم)

 

اگر توجه کرده باشید تاریخ به ما آموزش داده است که هیچ الزامی وجود ندارد که پسر باید از دختر خواستگاری کند. اگر دقت کرده باشید پیامبر اکرم(ص) فقط یک دختر داشت که برایش بسیار مهم و ارزشمند بود، اما ایشان از طرف دخترش، امام علی را خواستگاری کرد و دست دخترش را به دامادش گذاشت و یا زنی در جمع و در مسجد از پیامبر خواستگاری کرد؛ که پیامبر به آن زن گفت من شرایط ازدواج با شما را ندارم.

 

جالب است بدانید اسلام خواستگاری و ازدواج را برعهده زن گذاشته شده زیرا دختر به دلیل شخصیت و رفتار هم جزئیات و هم کلیات را در نظر دارد و از لحاظ مدیریت و همینطور خرید شی، کالا و ... زنان از لحاظ انتخاباتی و برنامه‌ریزی بسیار دقیق‌تر و موفق‌تر از مردان هستند؛ اما طلاق را بر عهده مرد گذاشته شده، زیرا معمولا مردها تحمل و طاقت بیشتری نسبت به زنان دارند. بارها در جلسات مشاوره دیده شده است که حق طلاق با زن بوده؛ اما بعد از مدتی که زن، همسرش را طلاق داده، پشیمان شده است.

 

زمانی‌که دختر و پسر شرایط همدیگر را درک کنند و طبق شرایط با هم ازدواج کنند، حتی اگر دختر از پسر خواستگاری کند، هیچ اشکالی ندارد و مانعی در خوشبختی آنها وجود ندارد. برخی از شرایط اختلاف سنی، وضع مالی، خواستگاری دختر از پسر که در فرهنگ عمومی به طور غلط به افراد القاء شده است، نه جنبه علمی و نه جنبه قانونی دارد.







نوع مطلب : همسران و خانواده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پسر اومده تو اتاق کمی صحبت کردیم میگه: حقوق شما چقدره؟ میگم ماهی 180 تومان. میگه اوه خیلی کمه من فکر می کردم 500 یا 600 هست و میشه با هم یک زندگی رو بچرخونیم. این طوری فکر نکنم ما به جایی برسیم.

 یکی دیگر از خوانندگان:

پسر جلسه اول خواستگاری خونه بزرگمون رو دیده، میگه: خوب شما برای خونه چه تصمیمی دارین؟ پدرتون خونه به ما میدن؟ من که تازه سر کار رفتم و پول زیادی جمع نکردم، پدرتون برای خرج عروسی چقدر کمک می کنن؟ بالاخره شما هم حداقل به اندازه نصف برادراتون سهم دارین از این زندگی و می تونین درخواست کنین یکی دوتا مغازه به نام شما کنند و با اجاره آنها راحت تر زندگی کنید. 206 که مال خودتونه دیگه، نه؟

خواننده ای دیگر:

پسر(هنگام صحبت برای آشنایی بیشتر)میگه: گوشی شما خیلی گرونه، من نمی تونم همچین گوشی هایی برای شما بخرم. کفش رو فرشی شما هم مارک هست و گرونه و بازهم من نمی تونم بخرم. می تونید بعد از ازدواج با این مسایل کنار بیایید؟ یا جُل و پَلاسمون رو جمع کنیم بریم جای دیگه پهن کنیم؟

دیگری:

یکی از دوستام خیلی از داداشش تعریف می کرد که بیاد خواستگاری.

یک روز گفت: فقط همون خونه 250 متری رو دارین؟ گفتم: آره. گفت: دو تا خواهرین دو تا برادر. ارزش خونه 300 میلیونم باشه تقسیم بر 6 میشه 50 میلیون سهم تو. چون پسرها دو برابر دخترها ارث می برند. پس با این سهم ارث کم کسی نمیاد تو رو بگیره، از خر شیطون بیا پایین و به داداشم جواب مثبت بده.

دیگری:

پسر: خانم شما سابقه شکستگی، میگرن، دیابت، چاقی ژنتیکی، صرع و دخترزایی ندارین که، چون من رو همه اینا حساسم و نمی خوام اول زندگیم پولم رو خرج دوا و دکتر زن کنم.

پسر دیگری در جلسه سوم خواستگاری:

خرج دندون سازی الان خیلی زیاده، لطفاً تا خونه پدرتون هستید همه کارهای دندون پزشکیتون رو انجام بدید.

اول سوالات مشترکی که تمامی مامان پسرها میپرسن رو میگم(تمام این مامانهای بزرگوار بعد ازپرسیدن این سوالات اصرار دارن که ما باور کنیم فقط و فقط دنبال یه دختره بساز و نجیب هستن)

دخترتون چند کیلوه؟

چشماش چه رنگیه؟

پوستش چه رنگیه؟

قدش چه قدره؟

سایزش چنده؟

از تحصیلات هم این طوری استقبال میکنن که اگه دختره مهندسی یا پزشکی خونده باشه یا هرچی دیگه میگن خوب پس لیسانسشو گرفته و یا دکتر عمومیه ولی آقا زاده ما(پسرم)مهندسه یا میخواد متخصص بشه!!!!!

تحصیلات پدرش و شغلشون چیه؟

ما به هر خونه ای که زنگ نمی زنیم(حالا شما شاد باشید که بهتون زنگ زدیم)و تعریفتون رو چون فلانی کرده بود تماس گرفتیم(باز هم ممنونیم از تماس شما)

(دقت کنید که هیچ کدوم هنوز نپرسیدن دخترتون اخلاقش چیه؟ صبور هست؟ یا......)

حالا این توضیحات رو پشت تلفن دادی مقبول ماماناشون شده و تصمیم دارن بیان

از اینکه در نهایت ساعت اومدنشون رو خودشون تعیین میکنن و خانواده دختره باید هماهنگ شن بگذریم.

خاطرات:

در صحبتهای اولیه هیچ کدوم اصلاً مادیات براشون مهم نبوده و نخواهد بود

مامانه اومده بالا و پسره دم در تو ماشینه که اگه مامانش خوشش اومد زنگ بزنه اونم بیاد بالا. حالا مامانه اومده با کلی کلاس و به خاطر حفظ کلاس با کفشش تشریف آورده تو خونه اصلا هم مهم نیست که خونه مردم کثیف میشه یا نه؟ (مادیات مهم نیستا)مامانه میگه خونتون کوچیک نیست؟ سختتون نیست جا تنگی؟ حالا باز خوبه مال خودتونه؟ درست میگم دیگه ماله خودتونه؟؟ باز خوبه ماشینمون کولر داره هوا گرمه. ماله شما هم داره؟ (ما نفهمیدیم که میخواستن بدونن ما ماشین داریم/ماشینمون چیه؟ما اصلا نفهمیدیم) همین یه خونه رو دارین؟ تعطیلات میرین باغ؟ آخه ما یه باغ داریم دماوند خیلی خوبه!! مامانه دختره میگه نه ما یه ویلای کوچیک داریم تو چالوس! میگه وای اصلا به درد نمیخوره، دوره فایده نداره(باشه باغ شما خوبه ما قبول کردیم شما خودتو ناراحت نکن)

مامانه اومده ماشالا 7 تا بچه داره اینم گل پسر آخرین بچه...(حالا مامانه از پیری در تمام مراسم خواب بود) خواهره پسره میگه: شماها همتون تحصیلات دانشگاهی دارین چرا پدر دیپلمن؟ (حالا خود خواهره دیپلم هم نداشت)

پس پدر دیپلمه هستن و تحصیلات ندارن؟(دیپلم قدیم ارزش لیسانس الان رو داره) حالا خودپسره ترکونده یه فوق دیپلم گرفته(بابا خودتون رو هم نگاه کنین).

اومدن مهریه تعیین کنن پدره پسره میگه: (توجه کنین که پسره در تمام مراسم ساکته ساکته"دیگه خیلی آقاست"و ماخوذ به حیا) هر چقدر مهر میخواین بگین، بگین فقط مکمل  مهریه جهیزیست با توجه به این موضوع حالا صحبت کنین...م(ادیات مهم نیستا اصلاً...دروغ هم که کنتور نداره....استخونم نداره به گلو گیر کنه)

مامان پسره اومده بالا پسره تو ماشینه مامانش میگه معیارهای دخترتون برای ازدواج چیه؟ از زندگی چی می خواد؟ چرا می خواد ادامه تحصیل بده؟ چرا سر کار بره؟ (مامانه خودش فکر کنم می خواست زن بگیره نه پسره)

بعدشم میگن من پسرم رو هر جا نمیبرم احساساتی میشه درست تصمیم نمیتونه بگیره(خوب هنوز اگه بچه هستش چرا میخواین زنش بدین گناه داره برادر)

مامانه پسره میگه دخترتون خوش هیکله همه الان دوست دارن این تیپی باشن خوش به حالتون.

مامانه دختره میگه ایشون ورزش رو خیلی دوست داره و مربیه و از این حرفا.

مامان پسره میگه اوه اوه پس پر خرجه دخترتون الان همه باشگاها کلی پول میگیرن(حالا دختره مربیه یعنی با ورزش پول در میاره)

 

مامانه پسره با خواهره پسره و بچه خواهره که یه دختربچه 6 سالست اومده در طول تمام مراسم بچه ناز تمام اتاق خوابها رو میگرده، در تمام کمدها رو دونه به دونه باز میکنه (اینا اشکالی نداره بچه فقط کنجکاوه) بعدش شربت روی مبل می ریزه مامانش فقط میگه بچست دیگه اشکالی نداره خیلی هم کثیف نشده و با یه فوم پاک میشه(ما هنوز هم ممنونه راهنماییشون هستیما)

مامانه اومده از تحصیلات پسرکه میپرسی، میگه کامپیوتر. بعدش کشف میشه که آقا زاده اصلا دانشگاه نرفته و چون به نظر مامانش کامپیوترش خوبه(حالا یا خوب تایپ میکرده یا دیگه آخرش ترکونده و ویندوز عوض میکنه و ما نمیدونیم)اصرار میکنن  که پسرشون کامپیوتر خونده و مهندسه باشه قبوله آقازاده مهندسه

بعد از 2بار اومدن و رفتن پسره میگه من یه بار عقد کردم و جدا شدم حالا میگی چرا؟ توضیحی نشنیدیم جز اینکه اصلا اصلا اصلا تقصیر من نبود و آخر توضیح هم این بود که من اولین تجربم بوده و بلد نبودم چه کار کنم خوب، یکی نیست بگه برادره من مگه همه چند بار چند بار زن میگیرن؟ خوب باید مشکل رو حل کرد دیگه

بزرگترها اصرار به اصرار که خواستگار میاد دیگه از شیکی بترکون. مخصوصا زمانیکه ماماناشون تنها میان لازم نیست ساده باشی، که مامانه نَگه دختره ساده بود. بنابراین تجربه که زیاد ساده نباشیم، یه لباس مارکی که داشتیم رو استفاده کردیمو

مامانه پسره گُرخید(آتیش گرفت) که شما همیشه لباساتون همین قدر گرونه؟ همیشه اینقدر مبادیه آداب هستید؟ (ما آخر نفهمیدیم که تیپ بزنیم و سنگین رنگین باشیم که اینطوری میگن دختره خودشو برا ما گرفته یا اینکه باهاشون ساده و مهربون باشیم که باز هم اینطوری میگن این کارارو کرد که خودشو بهمون بچسبونه تا بگیریمش)

مامانه پسره میگه خونتون 3خواب داره حالا این اتاقه کیه؟ اون یکی اتاق کیه و اون یکی چی؟ به مامانه دختره میگه شما شاغل هستید کِی به کاراتون میرسید؟ باز خوبه زندگیتون تمیزه؟ خونه فلانی که خیلی کثیف بود(این که غیبت نبود اصلا ما فلانی رو نمیشناختیم) با اینکه فلانی خانه داره. و اینکه بچه هاتون چون همشون مهندسی خوندن شما اجبار کردین و بهشون سخت گرفتین اینا معنیه آزادی رو حتما درک نکردن (این خانم در یک جلسه به نکات تربیتی ما هم پی برد)و وقتی مامانه دختره میگه نه خودشون انتخاب کردن میگه.......(جوابش فقط در شان خودشون بود دیگه من نمیتونستم بگم)

مامانه میگه ما خواستگاری خیلی رفتیم دختر فلان استاد یا فلان نماینده یا ... حتماً شما میدونین (از کجا باید بدونیم؟) همه هم خیلی مشتاق بودن که با ما وصلت کنن اما خانم، امان از قسمت. همه خیلی ما رو میخواستنا ولی قسمته دیگه. به هر حال پسرم یه کم مشکل پسنده و اصلا از بس این بچه خوبه دلم نمیاد زنش بدم و از خودم جداش کنم (باشه همه عاشق شمان ما باور کردیم دیگه شما راحت ادامه بده)

خاطره ای از شخصی با امضای غریبه

بنده خدا اومده خواستگاری، میگه اگه غول چراغ جادو ظاهر بشه، سه تا آرزویی که میکنی چیه؟! یه روز کاملت رو توصیف کن که چیکار می کنی!!
هنگ کردم معلوم نبود اومده خواستگاری یا مسابقه 20 سوالی!اصلاً ازش خوشم نیومد!

اینا فقط نمونه های خیلی کوچیکی از الطاف مامانهایی بود که خدا بهشون لطف کرده و یه کاکل زری داده و حالا این عزیزان هم وظیفه خطیر عروس پیدا کردن رو بر عهده دارن.

از میان نظرات شما یا امضای "بی نام"

به نظر من خیلی خوبه که طرف وقتی میره خواستگاری درک داشته باشه.من بچه آخر خانواده ام.خیلی روی تمیزی ونظافت خونه حساسم.ولی همش درگیر درس و دانشگاهم و زیاد نمیتونم به وضعیت خونه برسم.خواهر و برادرام هم ازدواج کردن و دائم یا خودشون یا بچه هاشون میان خونه ماو کلی کثیف کاری میکنن و میرن!از طرف دیگه پدر و مادر میانسالی دارم که اصلا براشون این چیزا مهم نیست.دکوراسیون خونه فوق العاده قدیمی و دهاتی و شلوغه وهر بار که خواستم عوضش کنم با مخالفت شدید اونا مواجه شدم ولی همیشه سعی میکنم کاری نکنم که ناراحت بشن.همش میگم نکنه ایده آل زندگی من بر اساس این شرایط در مورد من قضاوت کنه(مثل خیلی از مورد های متن شما که این قضاوت رو کردن!)

از میان نظرات شما(دختری مظلوم مثل همه دخترا)

آقا پسر آمده میگه، ببخشید خانم ماشین مال خودتونه، یا مال پدرتونه؟ ماهی چقدر حقوق می گیرید؟ کلا آدم ولخرجی هستین یا مراعات می کنین؟ چطور تو خرج زندگی کمک خرجم میشید؟ انگار می خواست با حقوق من ازدواج کنه. خوشم نیامد گفتم bye four ever






نوع مطلب : همسران و خانواده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 20 دی 1390 :: نویسنده : وحید شیرزاد
به نظر اکثر خوانندگان این مطالب هم برای دختر هم برای پسر آموزنده بوده.
1. رفتیم خواستگاری یک پسر بچه 10 یا 11 ساله را فرستادند برای پذیرایی. خوشم نیامد.

2. رفتیم خواستگاری، با مادرم قرار گذاشته بودم اگر عروس را پسندیدم به لوستر نگاه کنم. عروس را پسندیدم به لوستر نگاه کردم. مادرم خوشحال شد. دیدم لوستر خیلی کثیفه. زود دست و بال زدم که نه، نه پشیمون شدم. از این خانواده خوشم نیامد.

3. مادرم به خانواده دخترهای مختلف زنگ می زد و می گفت خانم فلانی ما رو معرفی کردند و پسرم مهندس برقه، گاهی به هر دلیلی خانواده دختر می گفتند: این هفته گرفتاریم یا دخترمون امتحان داره یا باباش نیست، مسافرته. مادرم اسم دختر رو برای همیشه از لیست خط می زد و می گفت: خانواده ای که الان برای ما ناز کنن وای به حال بعدشون. حداقل می تونن بگن تشریف بیارین کمی بیشتر آشنا شیم.

4. رفتیم خواستگاری، از اول تا آخر صحبت این بود: خونه شما کجاست؟ طبقه چندمین؟ شمالیه یا جنوبیه؟ دختر ما تو خونه بزرگ زندگی کرده، آقا داماد چی دارن؟ درآمدشون چقدره؟ واسه خونه چه تصمیمی دارن؟ اگر خونه جای دور اجاره می کنن برای رفت و آمد وسیله نقلیه که دارن؟ مغازه از خودشونه یا اجاره است؟ شریک مغازه ایشون 50-50 است یا نه؟ عطای دختر را به لقایش بخشیدیم.

5. رفتیم خواستگاری، صحبت ها این بود: دایی ام استرالیاست. عموم نماینده مجلسه. شوهر خاله ام فلان جا پاساژ داره. پدرم باغ هاش رو سرما زد ورشکست شد وگرنه بیا و برویی داشتیم. داداشم داره تافل می گیره بره کانادا. با 2 پای قرضی دیگه فرار کردیم.

6. دوستم دکترای ریاضی داره 30 سالشه، تو خواستگاری مامان عروس میگه: پسر کوچکم 13سالشه به ریاضی خیلی علاقه داره اونم می خواد دکتر بشه. دخترمم اگه شما اجازه بدین تا دکترا ادامه میده. پسر بزرگم می خواست دکترا بگیره، گفت با فوق لیسانس وارد بازار کار شم یا با دکترا هیچ فرقی نداره و دیگه ادامه نداد. احساس کردم می خوان تحقیر کنن. نپسندیدم.

7. رفتیم خواستگاری همه گلدوناشون مصنوعی بود. مادرم گفت: اینها خسیس هستند چون همه گلدوناشون مصنوعیه یا خیلی تنبلن ردشون کرد.

8. رفتیم خواستگاری، خونه آپارتمانی بود. ابتدا وارد حیاط شدیم تا بریم طبقه چهارم. حیاط کمی کثیف بود مادرم گفت: اینا نمی دونستن خواستگار می خواد بیاد خونشون؟ زن هم اینقدر شلخته؟ همین الان می گم اینا رد شدن. که بعد هم از کفش های روفرشی مادر دختر ایراد گرفت و ردشون کرد(گفت دهاتی ان).

9. زن عموی دختر به مادرم گفته بود ما 3شنبه منتظریم که شما تماس بگیرین. مادرم زنگ زد، مادر عروس گفت: شما؟ به جا نمیارم؟ چی شده اسم کوچیک دختر من رو می دونین؟(حالا می دونست قراره ما زنگ بزنیم ها) از کلاس گذاشتنش مامانم خوشش نیامد گفت: مثل اینکه اشتباه زنگ زدیم و خداحافظی کرد. بعد هم زن عموی دختر دوباره تماس گرفت. مادرم گفت از ریاکاری خوشم نمیاد. 

10. رفتیم خواستگاری دختر کلی پنکیک زده بود. با آرایشش مشکلی نداشتم ولی خیلی دهاتی آرایش کرده بود انگار آرد تو صورتش پاشیده بود، همون جا به مادرم گفتم اگر تو هم بپسندی دیگه من نمی خوام.

11. من رو آرایش دختر خیلی حساسم (با آرایش مشکل ندارم، باید با سلیقه باشه) جای دیگه رفتیم خواستگاری دختر رژ لبش خیلی بد رو لباش نشسته بود بهتره بگم ننشسته بود رو لباش، انگار رو لباش رب گوجه فرنگی باقی مونده اینم نپسندیدم.

12. رفتیم خواستگاری دختر خیلی مردانه صحبت می کرد فرار را بر قرار ترجیح دادم.

13. رفتیم خواستگاری مادر دختر خیلی چاق بود. گفتم این هم به مادرش می ره، 2 روز دیگه که خرش از پل گذشت به خودش نمی رسه و چاق میشه. دختر مردود شد.

14. رفتیم خواستگاری خواهر عروس 2 بار طلاق گرفته بود حدس زدم برای اینها طلاق عادیه، موقع صحبت کردن با دختر گفتم: اگر مشکلی تو زندگیمون پیش بیاد که نتونی تحمل کنی، چه کار می کنی؟ گفت: طلاق می گیرم.(توقع داشتم بگه: چه مشکلی؟ صحبت می کنیم تا حل شه. بالاخره مشکل همیشه هست باید گذشت هم داشت.) با 2 پای قرضی فرار کردم. بعد هم شنیدم دختر ازدواج کرد و طلاق گرفت.

15. مامان دختره خجالت نمی کشه با افتخار می گه: دختر من فقط دانشگاه می رفته و برمی گشته و سرش تو درس بوده.(دختر باید عرضه چرخوندن زندگی رو داشته باشه، گذشت زمانی که می گفتن دختر ما رو آفتاب مهتاب ندیده) همه رستوران های اطراف، آدرس خونه ما رو بلدن بس که غذا آوردن. پس، منتظر باش تا یک صاحب رستوران بیاد دخترت رو بگیره.

16. مادر داماد: دختره چاق بود. 2 روز دیگه با چه رویی جلوی زن عموت سرم رو بلند کنم؟ دختری که به هیکل خودش نرسه به زندگی شوهر و بچه اش هم نمی رسه. اصلاً سطح فرهنگیشونم از ما پایین تر بود. اون چه لباسهای اجق وجق و هفت رنگی بود مادر و دختر پوشیده بودن. مایه آبروریزیه اینا بیان تو فامیل ما.

17. مامان من خیلی زرنگه به خواهرم میگه تو اتاقت هم چادر داشته باش هم مانتو. صبر می کنن تا خواستگار میاد اگر خواهر و مادر خواستگار چادری باشن میره زود به خواهرم میگه: چادر بپوش، اگر مانتویی باشن میگه: با مانتو بیا پذیرایی کن. ولی امیدوارم خواستگاری که میریم مادر عروس هم مثل مامان من زرنگ نباشه. البته مامان من قبلش ته توی قضیه رو در میاره.

18. مادر من ختم روزگاره هر وقت میره خواستگاری، آخرش میگه: عروس خانم بیا جلو یک بوسی بده، میگه: با همین بوس می فهمم چقدر از من خوشش آمده،(با اکراه بوس می ده یا با علاقه) دهنش بو می ده یا نه؟ دندوناش سالم هستن یا نه؟ صورتش جوش داره یا نه به زور پنکیک روی جوش ها رو پوشونده.(تو یکی از خواستگاری ها فهمیده بود دختره سیگاریه)

19. مادرم هر جا میره خواستگاری، به کتابخونه اونها نگاه می کنه ببینه اهل مطالعه هستند یا نه؟ یا مثلاً از عروس می پرسه به چه نوع کتابهایی علاقه داری؟ شعارش اینه: بگو چی می خونی تا بگم کیستی؟

20. (خاطره ارسالی یکی از دانشجویانم به نام علی)
مامان دوستم برای پسرش رفت خواستگاری دختره با چادر مشکی اومده جلو خانمها!!!!!!!

21. دوستم دانشجوی دکتراست، وقتی مادرش زنگ میزده خونه دختر، کنار گوشی می ایستاده و روی آیفون گوش می داده مکالمه رو. مادر دختر همون اول می گه: دختر من پسر سفید دوست داره و قد بلند اگر این مشخصات رو دارین بیاین آخه .......(دوستم گوشی رو از مادرش می گیره می کوبه رو تلفن، میگه 100 سال نمی خوام ببینمشون) مادرش میگه زشته، آبروریزیه، زنگ بزنم؟ دوستم اجازه نمی ده.(اتفاقاً دوستم هم قد بلنده هم سفیده ولی از نوع صحبت اونا خوشش نیامده)


22. رفتیم خواستگاری دیدیم 2 تا از خاله های عروس و مادربزرگش و 3 تا خواهرش نشستن، هاج و واج موندیم  
مگر لشکرکشی نادر به هندوستانه؟ یک جوّی بود بیا و ببین، فقط خداخدا می کردم زودتر بزنیم  بیرون و فرار کنیم.

23. مادر و خواهرم رفته بودند خواستگاری، برگشتند گفتند مادرعروس یک ادکلن بدبویی زده بود بیا و ببین. به خاطر مامانش، دختر مردود شد.

24. مامانم تا میره خواستگاری به گردوخاک پشت مبل ها یا زیر صندلی ها یا به جاکفشی و جاهای دور از ذهن نگاه می کنه. میگه: اگه آدم های اصیلی باشن به باطن خونه بیشتر از ظاهرش می رسن.

25. گلهای مصنوعی خونه عروس خیلی دهاتی و رنگ و وارنگ و بدمنظره بود خیلی هم تعدادش زیاد بود، مادرم نپسندید.

26. دختر خیلی طلا به سروگردش آویخته بود، خاله ام دبیره، گفت: اینا یا دهاتی ان یا اهل پز هستند. طلا لازم نبود برای خواستگاری استفاده کنی. حالا اگر دختر دوست داشت یک تکه سبک و کوچیک کافی بود برای استفاده.

27. دختر یکسره می گفت: کار من چی میشه؟ شما با کار من مشکلی ندارین. من باید حتما کار کنم (یعنی محتاج جیب شوهر نباشم) کار برام خیلی مهمه. من کارم رو دوست دارم. اگه شما انتقالی گرفتین به شهر دیگه من نمی تونم کارم رو رها کنم. باید قول بدین تو ارتش منتقل نمی شین. دوستم میگه: دیدم این کار براش از شوهر و بچه مهمتره، گفتم تو با کارت ازدواج کن. بای فور اِوِر(خداحافظ برای همیشه)

28. جلسه دوم خواستگاری فهمیدیم پدر دختر سیگاریه، بلافاصله دلسرد شدم و رد کردم. به نظر من خانواده ای که سیگاری دارند بی شعورند نه برای انسان های دیگه ارزش قایلند نه برای سلامتی خودشون(کسی که برای خودش ارزش قایل نیست برای دیگران هم نیست)

29. دختر دانشجوی شهرستان بود و درسش رو شهر دیگه تموم کرده بود، دختری که شهر دیگه درس خونده احتمال اینکه دوست پسر داشته زیاده، همه چیش خوب بود ولی دلم چرکین بود نخواستم بابا(درست نیست پیش داوری کنیم)

30. جلسه دوم که با دختر صحبت می کردم صحبتاش این بود، تالار خواهرم فلان جا بود منم همون رو می خوام. آرایشگاهش فلان جا بود منم فکر می کنم همون خوبه، سرویس طلاش سفید بود منم سفید می خوام. بابام به خواهرم ماشین داد باید به ما هم بده. به نظر من ادکلنت رو عوض کنی بهتره(یعنی سلیقه من رو قبول نداری، پس خیلی انتخاب های دیگه منم قبول نداری)و ... دوستم میگه: دیگه کشیدم کنار.

31. مادرم تعریف یک دختر رو خیلی شنیده بود ولی تو خواستگاری که دختر رو دیده، موهای دختر خیلی کوتاه بوده. میگه: دختری که حوصله نداره موی بلند تمیز کنه و نگهداری کنه، حوصله شوهرداری و بچه داری هم نداره. با همه تعریف هایی که شنیده بود ردش کرد.

32. یکی از دوستانم اخلاق خیلی خوبی داره، ازدواج کرده و از همسرش هم خیلی راضیه. میگه: یک جا رفته بودیم خواستگاری، مادر دختر گفت: آقا پسر شما از همه نظر خوبن (تحقیق کرده بودن) ولی بالاخره دختر منم اول زندگی یک سری آرزوها داره که پسر شما شرایط مالی اش زیاد مناسب نیست.(کارمنده ولی خونه و ماشین نداره) دوستم به مادر دختر میگه: امیدوارم فرشته آرزوهای دخترتون به زودی از راه برسه و بعد از خونه میاد بیرون. مادرش هم عذرخواهی کرده و پشت سرش آمده بیرون.
---------------------------------------------------
خاطرات خوب:
1. رفتیم خواستگاری، من و مادرم کنار هم بودیم. دختر برای پذیرایی می توانست کمی متمایل شود سمت من، تا من چای بردارم. ولی دور میز چرخید و آمد جلوی خودم پذیرایی کرد خیلی از این نوع برخورد خوشم آمد.

2. رفتیم داخل اتاق صحبت کنیم. دختر صندلی را برای من کشید عقب تا من بنشینم، بعد خودش نشست.

3. رفتیم داخل اتاق، دختر گفت: من آماده ام به سوالات شما پاسخ بدم ابتدا شما شروع کنین. موقع ورود و خروج هم صبر کرد ابتدا من وارد شم یا خارج شم، پسندیدم.

4. اتاق صحبت کردنمون خیلی زیبا تزئین شده بود و پر از گلدونهای طبیعی بود که با سلیقه و صبر و حوصله زیاد پرورش یافته بود. پسندیدم.

5. زمستون بود و اتاق صحبت دختر و پسر کوچک بود و بخاری نزدیک میز بود. دختر گفت: اگر حرارت بخاری اذیتتون می کنه شما این طرف بنشینید و من نزدیک بخاری می شینم. از این حرکتش خوشم آمد.

6. شیرینی و کیک پذیرایی را دختر درست کرده بود و میوه پذیرایی رو هم خیلی هنرمندانه آراسته بودن از دختر خوشم آمد.

7. تمام خونه تابلوهای نقاشی و خط دختر خانم بود با اینکه فوق لیسانس گرفته بود هم به درسش رسیده بود هم به هنرش. خیلی خوشم آمد.

8. دختر گفت: مهمترین مساله زندگی من تربیت صحیح فرزندانم هست و اینکه شوهری که بهش جواب مثبت دادم از من خرسند باشه. ادبیاتش ما رو کشت و قبول کردیم.

9. من ژله و کرم کارامل خیلی دوست دارم. اتفاقاً آخر مراسم با ژله و کرم کارامل دست پخت دختر از ما پذیرایی کردن. پسندیدم.

10. خواهر و مادر علی: وای علی یک دختر برات پیدا کردیم ماه، تو مراسم افطاری خونه خاله ات دیدیمش.(دختر همسایه پایینی خاله ات می شه) همچین پذیرایی می کرد و با اعتماد به نفس می آمد و می رفت، بیا و ببین. کل مجلس رو گردوند. اخلاق 20. طوری برخورد می کرد انگار سال هاست هم رو می شناسیم. موهای بلندی داشت که معلوم میشه خیلی با سلیقه و تمیز و باحوصله است.

11. مادر و خاله ام رفته بودن منزل خانمم دیده بودند خیلی منزلشون تمیز و با سلیقه چینده شده پسندیده بودند، اینقدر تعریف کردند که منم تحت تاثیر حرفاشون قرار گرفتم و خدا رو شکر راضی ام از زنم.

12. تو خواستگاری دستشویی ام گرفت. هر کار کردم دیدم نمی تونم تحمل کنم و اجازه گرفتم رفتم دستشویی، تا حالا دستشویی به این شیکی و با سلیقه ای ندیده بودم. همون باعث شد از خانواده همسرم خوشم بیاد.

13. باغچه خونه عروس خیلی زیبا بود منم عاشق باغچه ام، با دید مثبت رفتم تو خونه عروس و پسندیدم.

14. دو سوال دختر از پسر می پرسه: 1. اگر یه روز غذای شما آماده نباشه؛ عصبانی می شوید و الم شنگه به پا می کنید؟ دوستم میگه: نه. 2. اگر اختلاف نظری بین من و والدینتون پیش بیاد چه کار می کنید؟ دوستم میگه: سعی می کنم عادلانه قضاوت کنم. هنوز تو اون شرایط قرار نگرفتم ولی اگر بخوام والدینم رو کنار بذارم فکر می کنم لایق این نیستم که همسر خوبی باشم چون هوای والدینم رو نداشتم. دختر میگه: از همین جوابتون خوشم آمد و بدون هیچ شرط و شروط دیگه ای با 114 سکه مهریه ازدواج می کنند. دوستم از رفاقت و صمیمت زنش بعد از 4 سال خیلی راضیه و همیشه میگه: زندگیم رو مدیون مادرزنم هستم که به اختلافات ما دامن نمی زنه و هوای من رو داره.

15. دوستم میگه: پدر عروس گفت: یک سوال دارم مردانه جواب بده، اهل کار هستی و به  زن و بچه ات تعهد داری یا نه؟ گفتم بله، الان که مجردم صبح تا شب کار می کنم. پدر دختر گفت: مبارکه و نه مهریه خواست و نه خرج عروسی. پدر دختر گفت: با گذشت زمان هرکار تونستیم دوتا خانواده باهم می کنیم. نتونستیم هم کسی توقعی نداره، اصل اینه که دو تا جوون زندگی مستقلی تشکیل بدن و پشتیبان هم باشن.(3.5 ساله ازدواج کرده و خیلی با پدرخانمش رفیقه و همیشه میگه زندگی با آرامش کامل 100% یعنی زندگی من، بعد میگه این کم ادعایی نیست ولی من این ادعا رو دارم)

16. گفتگوی دو تا از دوستانم تو دانشگاه رو براتون می ذارم، از دوره لیسانسم. اولی: یک خانواده خیلی خوش برخورد تازه اومدن تو همسایگیمون، دختر خیلی خوشگل و آسی دارن. مامانم هم دیده اش، پسندیده با مامان دختره هم صحبت کرده. دومی: خوب خره بچسب زود برو جلو، خوشگل ها رو زود می برن. اولی: آخه می خوایم بیشتر بشناسیمشون، معلوم نیست کی هستن، چه کاره ان. دومی: خوب از همسایه های قبلی شون تحقیق کنین. اولی: داریم همون کارو می کنیم. پسرای هاشمیه همه تو نخ دختره ان. دومی: اِ، مگر خونه شما هاشمیه است؟ اولی: آره، هاشمیه... است. دومی: ته کوچه می شینین؟ اولی: آره. دومی: کره خر اون خواهر منه. اولی: نه بابا، اونا فامیلشون ... هست. دومی: خوب این ادامه فامیلمه. اولی: من که حرف بدی نزدم گفتم می خوایم با مامانم بیایم خواستگاری. دومی: تو غلط کردی ... و ...( البته این آقا با همون دختر ازدواج کرد)




نوع مطلب : همسران و خانواده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


قتل و آتش زدن جسد مرد جوان با دروغ زن جوان!

مرد میانسال و دخترش که در انتقامی کور، پس از قتل مرد جوانی، جسد را در خودرویش به آتش کشیده بودند، در جریان ردیابی‌های کارآگاهان پلیس استان البرز دستگیر شدند.اوایل آبان امسال کارآگاهان پلیس آگاهی استان البرز از کشف خودروی سمند سوخته ای در بیابان‌های منطقه حصار کرج باخبر شدند. مأموران پس از حضور در محل دریافتند، خودرو به عمد و با نفت به آتش کشیده شده، در حالی که جسد مردی در داخل آن بوده است.

کشف این موضوع باعث طرح فرضیه قتل از سوی کارآگاهان شد. در ادامه با حضور قاضی حسینی – بازپرس ویژه قتل کرج – تحقیقات برای افشای این ماجرای مرموز آغاز شد. فرضیه قتل زمانی قوت گرفت که پزشک جنایی با معاینه جسد اعلام کرد دست‌و‌پای مقتول قبل از مرگ با طناب بسته شده بود.

پس از بررسی‌های مقدماتی جسد به پزشکی قانونی منتقل شد و تیمی از کارآگاهان اداره مبارزه با جرایم جنایی تجسس‌ها را آغاز کردند.

مأموران در نخستین گام با بررسی شماره پلاک خودروی سمند، هویت مالک آن به نام «پویا» را شناسایی کردند. اما زمانی که سراغ مرد جوان رفتند، خانواده‌اش مدعی شدند پویا از دو روز قبل به طرز مرموزی ناپدید شده است و هیچ اطلاعی از او ندارند. خانواده مرد جوان سپس با مراجعه به پزشکی قانونی جسد سوخته او را شناسایی کردند.

با شناسایی هویت مقتول، روند رسیدگی به این پرونده وارد مرحله تازه‌ای شد. خانواده مقتول در جریان تحقیقات ادعا کردند او روز قبل از کشف جسد، با خودروی سمند خود از خانه خارج شد و دیگر بازنگشت.

از سوی دیگر با توجه به سرقت نشدن خودروی مقتول و نوع جنایت، تیم جنایی احتمال دادند او قربانی انتقامجویی شده باشد. پزشک جنایی هم پس از معاینه جسد، علت مرگ را اصابت ضربه‌های کارد اعلام کرد.

مأموران سرانجام با ردیابی‌های تخصصی، پلیسی متوجه ارتباط مقتول با زن جوانی به نام «ناهید» شدند. ناهید در جریان تحقیقات مقدماتی منکر هرگونه ارتباطی با مقتول شد، اما با مشاهده مستندات پرونده لب به اعتراف گشود و گفت: پویا دوست همسرم بود و ما هر از گاهی با یکدیگر تلفنی صحبت می‌کردیم، اما من از ماجرای قتل او بی‌خبر هستم. کارآگاهان که متوجه تناقض‌گویی‌های زن جوان شده بودند، به بازجویی‌ها از او ادامه دادند تا اینکه ناهید جزئیات قتل پویا به دست پدرش را فاش کرد.

او درباره انگیزه این جنایت گفت: مدتی قبل پدرم فهمید که من با پویا ارتباط دارم، از من خواست که به آن رابطه پایان دهم. من هم به دروغ ادعا کردم پویا مزاحم من است. روز حادثه پدرم به من گفت پویا را به بهانه‌ای به خانه‌ام دعوت کنم. ابتدا تصور کردم می‌خواهد با او حرف بزند، اما وقتی مرد جوان وارد خانه شد، پدرم بدون این‌که حرفی بزند، با کارد به طرفش حمله کرد و او را کشت.

بعد هم دست‌و‌پای او را بست و روی صندلی عقب خودروی سمند مقتول خواباند و خود نیز پشت فرمان نشست و رفت. وقتی برگشت ادعا کرد خودرو را آتش زده است. با این اعترافات پدر ناهید هم دستگیر شد که او در بازجویی‌ها با اعتراف به قتل گفت:

تصور می‌کردم مقتول با دخترم ارتباط پنهانی دارد و به خاطر سوء‌ظن او را کشتم و جسدش را در داخل خودرویش به آتش کشیدم. متهمان پس از اعتراف به این جنایت با دستور بازپرس شعبه اول دادسرای کرج روانه زندان شدند



نوع مطلب : جدیدترین اخبار بامزه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


ارتباط زن متاهل با چندین مرد بالاخره کار دستش داد!

کارآگاهان پلیس آگاهی شهرستان نوشهر ۱۸ فروردین امسال از کشف جسد مرد جوانی در خانه مجردی‌اش در این شهر با خبر شدند.تیم جنایی در نخستین تحقیقات دریافتند، مقتول سال گذشته به خاطر اختلاف‌های خانوادگی از همسرش جدا شده و تنها زندگی می‌کرد. از آنجا که خانه مقتول هدف دستبرد قرار نگرفته بود، کارآگاهان احتمال دادند او قربانی انتقامی کور شده است.

در ادامه نیز با بررسی تماس های مقتول مشخص شد او با زنی به نام شهین ارتباط پنهانی دارد. با افشای این موضوع شهین دستگیر و برای تحقیقات به اداره آگاهی منتقل شد. در بازرسی خانه زن جوان نیز لباس مردانه آغشته به خون کشف شد.

زن جوان در جریان تحقیقات با انکار ارتباط با مقتول گفت: چند روز قبل همسرش با لباس خونین و حالتی آشفته وارد خانه شد. ادعا کرد در خیابان با چند پسر جوان درگیر شده است.

از سوی دیگر کارشناسان تشخیص هویت نیز با بررسی لباس خونین اعلام کردند لکه‌های خون متعلق به مقتول است.

همسر او نیز هم پس از دستگیری گفت: از آنجا که با همسرش اختلاف شدید دارد شهین برای انتقامجویی به دروغ وی را قاتل معرفی کرده است.

با وجود این مرد جوان تا زمان رفع ابهام‌ها به اتهام قتل، روانه زندان شد. کارآگاهان که به روابط پنهانی شهین مشکوک شده بودند او را به طور نامحسوس تحت نظر گرفتند. پس از ۷۰ روز تحقیقات گسترده مشخص شد شهین هفت خط تلفن همراه دارد و با مردان غریبه نیز در تماس است. بررسی این تماس ها نیز نشان داد، پسر جوانی به نام مهدی عامل اصلی جنایت است که با دستور زن خیانتکار حسین را به قتل رسانده است.

با افشای این موضوع شهین دوباره دستگیر شد و این بار چاره‌ای جز اعتراف ندید. وی گفت: ۶ ماه قبل از جنایت با حسین – مقتول – آشنا شدم . او اوایل به من بشدت ابراز علاقه می‌کرد و برایم کادوهای گرانقیمت می‌خرید اما پس از چند ماه رفتار او تغییر کرد. وقتی این تغییر رفتار را دیدم تصمیم گرفتم رابطه ام را تمام کنم اما او تهدید کرد موضوع را به همسرم می گوید.

به دنبال راه چاره ای بودم تا اینکه دو ماه قبل با مهدی آشنا شدم. او مرد جسوری بود و مدعی بود دلباخته‌ام است. یک روز ماجرای رابطه‌ام با حسین را برایش تعریف کردم و از او خواستم کمکم کند تا وی را از سر راه زندگی‌ام بردارم.

مهدی هم قبول کرد و با کمک یکی از دوستانش به نام محمد این کار را انجام داد. بعد هم برای اینکه همسرم را از زندگی‌ام حذف کنم لباس‌های خون‌آلود مقتول را در خانه گذاشته و با صحنه‌سازی شوهرم را به عنوان قاتل معرفی کردم. از مردان متنفر بودم و می خواستم از آنها انتقام بگیرم.

به دنبال این اعتراف‌ها، عملیات گسترده برای دستگیری دو متهم به قتل آغاز شد و مأموران مهدی را هنگام فرار از نوشهر دستگیر کردند. همدست او هم در حوالی تنکابن شناسایی و به دام افتاد. سه متهم به قتل پس از اعتراف، با قرار قانونی روانه زندان شده و شوهر زن خیانتکار نیز آزاد شد.

پس از تحقیقات جنایی و بازسازی صحنه قتل دادستان نوشهر سه متهم را مجرم شناخت و پرونده را با صدور کیفرخواست به دادگاه کیفری استان مازندران فرستاد. قرار است زن خیانتکار و دو قاتل اجیر شده بزودی پای میز محاکمه قرار بگیرند.





نوع مطلب : جدیدترین اخبار بامزه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


ماجرای جوان ۲۴ ساله که قربانی ارتباط پنهانی با زن متاهل شد

اسرار قتل میوه‌فروش دوره‌گردی که اواخر ماه گذشته مفقود شده بود با اعترافات زنی که با وی ارتباط پنهانی داشت فاش شد. زنی روز ۲۴ آذر به پلیس آگاهی تهران رفت و خبر داد پسر ۲۴ساله‌اش به نام جعفر مفقود شده است. او گفت: «پسرم میوه‌فروش دوره‌گرد است و دیروز نیز مثل همیشه برای فروش میوه از خانه خارج شد اما دیگر خبری از او نیست.»

کارآگاهان برای افشای سرنوشت جعفر فهرست مکالمات تلفنی و پیامک‌های وی را به دست آوردند و فهمیدند او با زنی ۳۸ساله به نام شهلا در ارتباط بوده و آن دو پیامک‌هایی را برای هم ارسال می‌کردند.

به همین سبب شهلا بازداشت شد و تحت بازجویی قرار گرفت. او ابتدا گفت اصلا جعفر را نمی‌شناسد اما وقتی دید این انکارها فایده‌ای ندارد فاش کرد این مرد توسط شوهرش به قتل رسیده است.

شهلا در اعترافاتش گفت: «من همیشه از جعفر میوه می‌خریدم. یک روز وقتی شوهرم حسن به سفر رفته بود باز هم سراغ جعفر رفتم و میوه خریدم و او فهمید شوهرم در خانه نیست. آن شب زنگ در به صدا درآمد و من صدایی شبیه به صدای شوهرم را شنیدم و فکر کردم او زودتر از سفر برگشته است اما وقتی در را باز کردم ناگهان جعفر داخل آمد.

او دستمالی را جلو دهانم گرفت و من بی‌هوش شدم. وقتی به خودم آمدم فهمیدم آن مرد به من تجاوز کرده است. او از خانه‌ام فرار کرده بود. بعد از آن از لحاظ روحی به شدت آشفته بودم و شوهرم بعد از برگشتن از سفر متوجه این موضوع شد اما هرچه سوال کرد حقیقت را نگفتم. من نمی‌توانستم آن اتفاق را تحمل کنم.

برای همین تصمیم به خودکشی گرفتم اما مرا به موقع به بیمارستان رساندند و نجات پیدا کردم. بعد از آن وقتی به خانه برگشتم حسن من را به باد کتک گرفت تا حقیقت را به او بگویم. من هم توضیح دادم چه اتفاقی افتاده است. بعد از آن حسن با همدستی پسرعمویش سراغ جعفر رفتند و او را کشتند.»

ماموران بعد از شنیدن این اعترافات دو متهم مرد را بازداشت کردند. حسن در بازجویی‌ها همان حرف‌های همسرش را تکرار کرد اما کارآگاهان که احتمال می‌دادند شهلا موضوعی را پنهان می‌کند به بازجویی از وی ادامه دادند تا اینکه این زن دیروز در جلسه بازپرسی که در داسرای جنایی تشکیل شد اعترافاتش را تغییر داد و گفت: «من از چهار ماه قبل با جعفر رابطه داشتم و او همیشه از من می‌خواست از شوهرم جدا شوم تا با هم ازدواج کنیم. جعفر خیلی به من ابراز علاقه می‌کرد و البته من هم او را دوست داشتم. وقتی شوهرم به سفر رفت جعفر به خانه ما آمد و با هم رابطه برقرار کردیم، اما بعد از آن دچار عذاب وجدان شدم و تصمیم به خودکشی گرفتم. بعد از مرخص شدن از بیمارستان به شوهرم گفتم جعفر به زور به من تعرض کرده است.»

او ادامه داد: «وقتی شوهرم دروغ من را باور کرد خواست جعفر را به خانه بکشانم بعد حسن و پسرعمویش او را کشتند و جسدش را در بیابان‌های رباط‌کریم انداختند.»

در حال حاضر تحقیقات از متهمان در حالی ادامه دارد که جنازه مقتول پیدا شده است.





نوع مطلب : جدیدترین اخبار بامزه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شرکت سرمایه گذاری قطری که توسط نخست وزیر قطر اداره می شود، مالک جدید باشگاه پاریسن ژرمن است و با خریدن دیوید بکام سعی دارند توجه جهانیان را به سمت تیم شان جلب کنند.
شرکت قطری، پیمانکار اصلی منابع گازی مشترک ایران و قطر است که سالانه بیش از 150 میلیارد دلار درآمدزایی دارد. رقمی که 10 برابر درآمد ایران از این سفره گازی مشترک است.
 
دلارهای گازی ایران در جیب دیوید بکام !!! + اینفوگراف




نوع مطلب : جدیدترین اخبار بامزه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


منحرفی که صبح زود دختر جوانی را گیر انداخته بود به چیزی که سزاوارش بود رسید. این دختر تسلیم نشد و شروع به کتک زدن وی نمود.
«شاین دیجیزس» ۲۲ ساله که در محله کوئین نیویورک زندگی می کند ساعت ۱۰ صبح روز ۲۳ اکتبر برای کار به مغازه اش می رفت که حمله صورت گرفت.
او به مسیر قطار در متروی میدان یونین واقع در منهتن نگاه می کرد که ببیند خبری از قطار هست یا نه، در همین حین مردی به او چسبید و محکم نگهش داشت.
شاین دیجیزس

«شاین دیجیزس، محصلی که درس خوبی به منحرف مزاحم داد. این مرد در ایستگاه متروی میدان یونین منهتن مزاحم دختر شده بود»

با نزدیک شدن قطار این مرد شانه های او را رها کرد و طوری که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده سوار شد. اما شاین او را دنبال کرد و کتکش زد پس از آن عکسش را گرفت





نوع مطلب : جدیدترین اخبار بامزه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 37 )    ...   2   3   4   5   6   7   8   ...   
 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب
 
   
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو