درباره وبلاگ


وبلاک تخصصی بازار سرمایه خواندنی های جذاب -بورس-اخبار اقتصادی-بانک وبیمه-بازاریابی وتبلیغات-مدیر موفق-پزشکی-عکسهای توریستی کشورها

مدیر وبلاگ : وحید شیرزاد
موضوعات
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :



چگونه ثروتمند شویم-مدیر خوب- تبلیغات- بازاریابی -فروش موفق- good manager
ما به راحتی میتوانیم ثروتمند شویم
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
شنبه 24 دی 1390 :: نویسنده : وحید شیرزاد
به گزارش مشرق به نقل از مهر، وب سایت خبری تحلیلی "عرب نیوز" در این باره می نویسد: زنان در عربستان سعودی از فناوری مدرن از جمله فیس بوک برای جاسوسی علیه شوهران خود استفاده می کنند.
در این گزارش از چندین زن نام برده شده که پرونده و شکایاتی را در پلیس عربستان علیه شوهران خود مطرح کرده اند.

زنان عربستان برای جاسوسی از شوهران خود با اسامی جعلی درفیس بوک عضو شده وبا درخواست عضویت درصفحه شوهران خود به برنامه های پنهانی آنها پی می برند.

"ام عمار" یکی از شاکیان در عربستان می گوید: من از شوهرم خواستم تا در فیس بوک من را به عنوان یکی از اعضای صفحه خود بپذیرد و زمانی که این اتفاق افتاد شروع به کنکاش در بین دوستان او کردم.

وی گفت : شوهرم در تلاش بود تا من را ببیند، اما پس از مدتی متوجه شد زنی که او تلاش می کند تا ببیند همان همسر خود است.

در این گزارش همچنین از زنان دیگری نیز نام برده شده است که از طریق فیس بوک و شبکه های اجتماعی در تلاش بوده اند تا همسران خود را غافلگیر کرده و به برنامه های پنهانی آنها پی ببرند.

نهادهای مسئول در عربستان درباره این اقدامات هشدار می دهند و عقیده دارند که چنین روندی می تواند از سوی شوهران آنها تحت تعقیب قرار گیرد.





نوع مطلب : همسران و خانواده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 24 دی 1390 :: نویسنده : وحید شیرزاد
خلاصه:

مشاوران بازاریابی west pacific ، در نظر دارند که سرویس های بازاریابی برای محیط های تجاری تعیین شده اندونزی ،آسیا و ناحیه west pacific ارائه دهند.

این طرح در جستجوی این است که رشد عمده ای در فروش و سود کمپانی ، از طریق مشاوره توزیع ( در سطح عمده فروشی ) ، مشاوره پروژه‌ای ، جستجو و تحقیق بازار و تجزیه تحلیل صنعتی ، امکان سنجی ، تجزیه و تحلیل استراتژیک و سرویس‌های گزارش دهی ، در مقایسه با سال گذشته ، ایجاد کند.

ویژگی‌های برجسته این طرح هدف‌گیری‌های آن هستند که بر روی حاشیه سود ( خالص و ناخالص ) متمرکز شده اند. دستیابی به اهداف در زمینه افزایش سود و درآمد، از طریق اتخاذ یک رویکرد فعال نسبت به مشتریان منتخب، همکاری با عرضه‌کنندگان تکنولوژی و عرضه‌کنندگان خدمات مهندسی مشهور ممکن می‌شود، زیرا این رویکردها به کاهش رقابت، تثبیت قیمتها و کاهش ریسک، کمک می‌کند.

Business Plan مربوط به بازاریابی این گروه که در اینجا مطرح می‌شود، بر پایه تحقیقات بازاریابی 5 ساله شکل گرفته است که از مارس 1996 الی نوامبر 2000 ادامه داشته است.

داده های بدست آمده در این پژوهش ، اندازه و رشد بازار و اجزاء اصلی تجاری در مناطق مختلف ، نیاز مشتریان ، گرایشهای مصرفی مشتریان و رفتار مصرف را ارزیابی کرده است و پیش‌بینی شده که این روندها در پنج سال آینده نیز به همین شکل ادامه پیدا کنند.

گروه مشاوران west pacific معتقدند که می‌توانند شکافهای موجود در زمینه بازاریابی را بپوشانند و از اجزاء برنامه جدید خود ، سود حاصل کنند.

اهداف:

گروه مشاوران west pacific در نظر دارد که یک سود عادلانه در زمینه سرویس دهی در دو نوع زیر حاصل کند:
( BTOB ) ( Business to Business ) ( بین تامین کنندگان )
( BTOC ) ( Business to Customer ) ( بین تامین کنندگان و مشتری )

در زمینه دستیابی به این هدف ، شرکت باید به ارقام زیر دست یابد:
فروش 1/2 میلیون دلار در سال 2001
5/2 میلیون دلار در سال 2002
3 میلیون دلار در سال 2003
6/3 میلیون دلار در سال 2004
3/4 میلیون دلار در سال 2005
حاشیه ناخالص متوسط 18/80%
درآمد خالص از طریق فروش 1/44% در سال 2001
04/45 %در سال 2002
9/45 % در سال 2003
69/46 % در سال 2004
و حدود 50% در سال 2005

ماموریت:

گروه مشاوران بازاریابی west pacific ، به شرکت ها ،‌ نهادهای دولتی ، نهادهای غیردولتی و افراد حقیقی ، سرویس‌های مشاوره قابل اعتماد ، با کیفیت بالا و با قیمت مناسب ، برای برآورده‌سازی اهداف گوناگون ، عرضه می‌کند.

سرویس‌های این گروه شامل:
توسعه تجاری
توسعه بازار
هوش بازار (تکنولوژی‌های هوشمند بازار)
تجزیه و تحلیل بخش های صنعتی
توسعه سیستم کانال‌ها در مقیاس جهانی
همکاری در زمینه فروش محصولات شرکتهای بین‌المللی ، در بازارهای اندونزی

در حال حاضر ، بازارهای اندونزی با مشکلاتی از قبیل کمبود انگیزه برای سرمایه‌گذاری مواجه‌اند. با آگاهی از دشواری‌‌ها ، گروه مشاوران west pacific ، بعد از پایان تحصیلات 5 ساله ، به این نتیجه رسیده است که مشتریان بالقوه ، انجام کارها به روشهای هوشمندتر و با پشتیبانی قوی و مؤثر نخبگان بازار ، علاق‌مند هستند.

این مشاوران عقیده دارند که می‌توانند راه‌حل ها و ارزش آفرینی‌های مؤثری به این مشتریان ، ارائه دهند.

مشاوران اجرائی عمده این شرکت ، بیش از 14 سال با برخی از کمپانی‌های مطرح بین‌المللی ( که اصلیت آنها آمریکایی است ) همکری کرده اند و لذا دانش وسیعی در زمینه محیط‌های تجاری آسیا ، اندونزی و اقیانوسیه ، دارا می‌باشند.

عوامل موفقیت کلیدی (بحرانی):

گروه مشاورین west pacific، بر دو عامل کلیدی برای موفقیت ، تمرکز کرده است :
عوامل داخلی
عوامل خارجی (عوامل مرتبط به محیط تجاری)

بررسی عوامل داخلی:

این شرکت احساس می‌کند که موفقیت خود را از طریق برخی عوامل داخلی کنترل می‌‌کند :

قدرت فروش و بازاریابی:

سرویس‌هایی که این شرکت ارائه می‌دهد ، بصورتی جذاب ارائه می‌شوند تا همواره یک درصد مشخص و بالایی از مشتریان در زمینه‌های BZB و BZC متقاضی این سرویس‌ها باشند.

این شرکت به عنوان یک ارائه دهنده سرویس های تجاری و ارائه دهنده سرویس های مشاوره ای ، در زمینه کسب شهرت به عنوان یک نام تجاری معتبر ، موفق بوده است و همواره به ارزش آفرینی برای مشتریان خود ، پرداخته است.

متعهد در برآورده سازی تعهدات:

مشتریان، خریدار ویژگی نیستند بلکه خریدار سود می‌باشند. برای فهمیدن مفهوم "‌سود " ، نیاز به ارائه یک ادعا و اثبات آن می‌باشد. این کمپانی در ارائه ادعا و اثبات آن ، موفق بوده است.

توسعه دید (isibility ) برای ایجاد روشهای جدید تجاری:

همکاری این شرکت در تعامل on-line با مهره های معروف تکنولوژی‌های تجاری الکترونیکی ، یک امر لازم است. دو نمونه از این مهره‌های اصلی ، palo AHO software و BZB to day می‌باشند.

همچنین، ایجاد همکاریهای استراتژیک با شرکتها ، نهادهای دولتی ، غیردولتی ، خصوصی ، منطقه‌ای ، ادارات دولتی و غیردولتی و افراد حقیقی نیز ، یک الزام می‌باشد.

سرویس‌های با کیفیت بالا و مؤثر در ایجاد و خشنودی مشتری:

هر آنچه که توسط این شرکت فروخته می‌شود ، گارانتی شده است. بنابراین سرویس‌های خدماتی شرکت ، دقیقا"‌ آنچه را که مشتری می‌خواهد و به نحو احسن ، انجام می‌دهند. خشنودی و رضایت طولانی مدت مشتری ، یک عامل کلیدی برای بقای شرکت تلقی می‌شود.

ایجاد موقعیت های چندگانه با استفاده از تخصص گرایی:

مشاوران west pacific ، قادر به ایجاد موقعیت‌های چندجانبه می‌باشند. از انواع این موقعیت‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
توسعه تجاری
توسعه بازار
سیستم هوشمند بازار " Market Mielligine "
تجزیه و تحلیل بخشهای صنعت
توسعه سیستم کانال‌ها در مقیاس جهانی
همکاری در زمینه فروش برای کمپانی‌های بین‌المللی در بازارهای اندونزی

تیم مدیریت کلیدی:‌

تیم مدیریت، متمرکز و دارای پشتوانه‌ای محکم در بازاریابی،‌ مدیریت ،‌سرمایه‌گذاری و امور مالی و توسعه سرویس‌ها می‌باشد. این شرکت، به تیم مدیریتی خود، ایمان دارد.

بررسی عوامل خارجی (محیط تجاری)

سواحل آسیایی قیانوس آرام ، هم اکنون در محیطی جذاب به سر می‌برد.
فرآیند تغییر از " اقتصاد قدیم " به " اقتصاد جدید جهانی " منجر به رشد سریع در زمینه تجارت الکترونیک ، گردش سرمایه و آزادسازی ، در منطقه شده است.

ز آنجایی که اقتصاد جدید ، منجر به ساختارهای جدید تجاری ، ساختارهای جدید صنعتی و ساختارهای جدید نهادی شده است، " تعریف مشتری " در آن نیز ، دچار تغییر شده است.

مشتریان از " متقاضیان راه حل " به " متقاضیان ارزش " و از " مشتری " به " همکار تجاری " تغییر یافته اند. شرکت مشاوران west pacific ، بر روی تثبیت روابط با کمپانی ها ، نهادهای دولتی، ادارات دولتی منطقه‌ای، نهادهای غیر دولتی و افراد حقیقی ، به عنوان همکاران تجاری ، تمرکز کرده است.

خلاصه‌ای راجع به کمپانی:

پایه‌گذاران این شرکت ،‌ بازاریابان سابق شرکتهای بزرگ چند ملیتی در زمینه‌های مهندسی ، ساختمانی و همچنین بازریابان با تجربه در بازارهای جهانی می‌باشند. این افراد ابتدا کمپانی بزرگتری به نام pacific global trading portal را پایه کار قرار دادند تا سرویس‌های ctoc,Btoc,BtoB ( مشتری به مشتری ) خود را بصورت رسمی ارائه دهند.

کمپانی مادر در سال 1999 توسط Jaka.Legawa و رقبای تجاری او از شیکاگو ، کنراس و سنگاپور ، شکل گرفت. کمپانی کوچکتر west pacific در سال 2000 توسط همان سرمایه‌گذاران ، پایه‌ریزی شد.

مالکیت شرکت:

شرکت مشاوره توسط یک فرد اندونزیایی به نام Terbates ، در جاکارتا در سال 2000 شکل گرفت.

محل قرارگیری کمپانی:‌

محل قرارگیری کمپانی در یکی از نقاط استراتژیک ، در قلب منطقه تجاری اندونزی ، در جاکارتا در Komplek Pertanian می‌باشد.
تاریخچه سود و زیان شرکت :

سرویس‌های شرکت مشاوره‌ای west pacific:

این شرکت، یک شرکت مشاوره‌ای بر اساس e-business ( کسب و کار الکترونیک ) می‌باشد ک سرویس‌هایی با کیفیت بالا به مشتریان خود ارائه می‌دهد که همانطور که قبلا" گفته شد، این سرویس‌ها به شرح زیر هستند:
سرویس‌های توسعه تجاری
سرویس‌های توسعه بازار
سیستم هوشمند بازار
تجزیه و تحلیل بخش‌های مختلف صنعت
سیستم توسعه کانال‌ها در مقیاس جهانی
همکاری در سیستم توزیع

همچنین شرکت قادر به ارائه سرویس‌های مشاوره خود ، در شکل‌های مختلف می‌باشد تا مشتریان بتوانند از مزیت‌های بیشتری استفاده کنند. این سرویس‌ها شامل:
مشاوره عمده‌فروشی
مشاوره پروژه‌ای
تحقیقات بازار وتجزیه و تحلیل بخش‌های صنعت
امکان سنجی
تحلیل استراتژیک و گزارش‌دهی

مزایای رقابتی:

خط مشی شرکت ف همکاریهای تجاری به جای رقابت کردن می‌باشد که علت آن ارزش آفرینی برای مشتریان ،‌ علاوه بر ارائه راه حل می‌باشد.

مشاوران، پژوهشگرن بازار ئ عرضه‌کنندگان:
ارتباطات توسعه یافته
دسترسی به بازارهای جدید
ارائه محصولات در سطح گسترده‌تر
هزینه‌های کمتر تجاری
روش‌های جدید ایجاد ارزش

مزیت‌ها برای فراهم آورندگان تکنولوژی و تولیدکنندگان:
هزینه‌های کمتر فروش
دسترسی به بازارهای بیشتر
هزینه مناسب‌تر برای شناخته شدن ( مطرح شدن )

مزیت‌ها برای افراد حقیقی:
آسایش خرید
تحویل به موقع
به روزرسانی‌های مداوم
دسترسی بیشتر به محصولات و سرویس‌ها
قیمتهای بهتر

طبقه‌بندی بازار:

گروههای مشتریان بالقوه ( به ترتیب اهمیت ) به شرح زیر می‌باشند:‌
اتحادیه‌های بزرگ
کمپانی‌های متوسط
شرکتهای کوچک
ادارات دولتی منطقه‌ای
آکادمی‌ها
مشتری‌های فردی ( حقیقی )

استراتژی هدف گیری بازار:

طبق طبقه‌بندی گفته شده، کمپانی بنا به ترتیب گفته شده ،‌بر روی مشتریان خود تمرکز می‌کند.

الگوهای خرید در رقابت:

تحقیقات اخیر نشان داده است که هزینه‌های مشاوره در اندونزی ، بعد از تحولات اقتصادی ، 12% کاهش یافته است. این در حالی است که دستمزد مشاوران و مهندسان حدود 25% نسبت به متوسط ، افزایش یافته است. این مساله بدین خاطر است که دستمزد نیروی کار حرفه‌ای در اندونزی ، کمترین تعداددر سطح جهانی است ، حتی با توجه به رشد متوسط 20% در سال گذشته.

استراتژی فروش:

شرکت همواره اقدام به یافتن مشتریان خود از طریق ترکیبی از روابط اجتماعی و الکترونیکی می‌کند.
استراتژی شرکت دارای رویکردی به نام " استراتژی فروش انفرادی " می‌باشد که در آن به مشتریان اجازه داده می‌شود که در تولید آن چیزی که دقیقا" مورد نظر آنهاست، شرکت کنند.

خلاصه ای از نحوه مدیریت:

شرکت از 17 نفر کارمند، سه نفر مدیر میانی و یک مدیر عالی تشکیل شده است.
فلسفه مدیریت شرکت بر اساس مسئولیت‌پذیری و اعتماد دو طرفه، شکل گرفته است. افرادی که در این شرکت کار می‌کنند، به کار خود علاقه دارند، زیرا محیط این شرکت، خلاقیت عمیق‌نگری، رقابت، ارتباطات بهتر و موفقیت را گسترش می‌دهد.

سه شاخه اصلی مدیریت شامل:
فروش و بازاریابی
احد عملیاتی
مدیریت تجاری خارجی می‌باشد.

دپارتمان‌های تحت نظر واحد فروش و بازاریابی به شرح زیر هستند‌ :‌
فروش
بازاریابی
واحد محصولات و خدمات
واحد تحقیقات و توسعه
روابط عمومی

دپارتمان‌هایی که تحت نظر واحد مدیریت تجاری خارجی می‌باشند به شرح زیر هستند:
حسابداری
اجرائی
مدیریت منابع انسانی





نوع مطلب : مدیر خوب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 24 دی 1390 :: نویسنده : وحید شیرزاد
مسائل جنسی، ریشه بسیاری از طلاقها
آمارها بیانگر آن است كه بیش ترین علل و عوامل مستقیم و یا غیرمستقیم افزایش طلاق در میان خانواده ها عدم تعامل سازنده و مفید میان زن و شوهر است. زنان بر این باورند كه با اختیار شوهر، توانسته اند به همه چیزهایی كه می خواستند دست یابند و ستون استوار بنیاد خانواده را در اختیار گرفته اند و به اهداف خود رسیده اند. در حالی كه نگه داشت چیزی سخت تر از به دست آوردن آن است. مردان در دست زنان و یا در كنار ایشان همانند ماهی بسیار لغزنده هستند. از این رو نمی توان از گریزپایی آنها سخن نگفت و امید داشت كه همواره پای بند خانه و خانواده باشند مگر آن كه انگیزه های قوی و شدید آنان را در محیط خانواده حفظ كند.
در ریشه یابی طلاق همواره از مسایل جنسی به صراحت و یا كنایه سخن گفته شده است. بطوری كه از نظر برخی كارشناسان مسائل خانواده، بیش از 50درصد طلاقها ریشه در مسائل جنسی دارد. مردان پیش از آن كه به جا و مكان و غذا اهمیت دهند به مسایل جنسی اهمیت می دهند. از این رو گفته اند ریشه مشكلات خانوادگی را می بایست در خلوت گاه ایشان جست.
بر پایه آموزه های قرآنی و فرمان الهی، زنان و مردان می بایست در شبانه روز سه وعده را خلوت كنند و در این سه زمان حتی فرزندان نیز نباید در خلوت گاه ایشان وارد شوند. (سوره نور 58) در این سه خلوت زن می بایست خود را به اشكال مختلف بیاراید و از هرگونه آرایش و زینت بهره برد.

نحوه تعامل خصوصی زن و شوهر
در روایات و روان شناسی جنسی درباره خلوت گاه و تعامل زن و شوهر در این مدت، گفته شده كه آنان در این مدت با یك دیگر درباره مسایل خصوصی سخن بگویند و معاشقه نمایند و هرگز درباره مسایلی سخن نگویند كه كدورت زا باشد و مشكلات بیرون از خلوتگاه را به درون خلوتگاه بكشاند و عیش را منقص گرداند و آتش محبت را به آب سرد سخنان درشت خاموش سازد بلكه هر سخنی كه مهر و محبت را بیافزاید و عاملی برای جذب و جلب به سوی یك دیگر باشد بر زبان رانند.
به هر حال عرضه كردن زن به مرد در خلوتگاه و حریم كاملا خصوصی، اصلی قرآنی و حكمی الهی است كه نمی توان از آن چشم پوشید. از این رو گفته اند بسیاری از مشكلات و درگیری های میان زن و شوهر در طول روز ارتباط تنگاتنگی با خلوت گاه ایشان دارد. هرگاه مسایل خلوتگاه حل شود اغلب مشكلات دیگر به خودی خود حل می شود. اگر مردی درباره پوشش زن و یا غذا و نحوه بچه داری و مانند آن اشكالی می گیرد ریشه آن را می بایست در جای دیگر جست و این گونه چیزها بهانه هایی بیش نیستند.
در این حریم خصوصی، بچه ها و دیگر كسان حاضر در محیط خانواده نمی بایست وارد شوند. در دستورهای قرآنی و نبوی این مسئله بارها مورد تأكید قرار گرفته كه زن و شوهر می بایست از خوابگاه مستقل و مجزایی برخوردار باشند تا از هر حیث آسوده خاطر باشند.

حسن التبعل، رفتاری جهادی
اما علی(ع) در كلمات قصار نهج البلاغه (شماره 136) در عبارتی كوتاه اما پرمغز می فرماید: جهاد المرآه ، حسن التبعل= جهاد زن، نیكوشوهرداری كردن است. به تحقیق و با اطمینان می توان گفت تمام رمز و رازهای خوشبختی و سعادت یك زوج مسلمان و مؤمن در همین عبارت كوتاه نهفته است و شاید بتوان ادعا كرد كه پیرامون همین عبارت موجز، مقالات متعدد و حتی كتاب ها نوشت.
تجربیات زندگی بسیاری از خانواده های مسلمان نشان می دهد كه اغلب معضلات و ناهنجاریهای خانوادگی و اختلافات میان همسران ناشی از عمل نكردن به این جمله نورانی امیر بیان است ازاین رو با توجه به اهمیت موضوع و در ادامه مقاله، به بازخوانی حسن التبعل یعنی نیكوترین شیوه شوهرداری در آموزه های قرآنی می پردازیم.

تبعل و بعل در لغت
بعل در زبان عربی به معنای رئیس و رب النوع و بت و صنم و مانند آن آمده است. در آیات قرآن هرگاه این واژه به كار رفته مراد از آن شوهر و جفت زن است به جز در آیه 125 سوره صافات كه به معنای بت و صنم می باشد. خداوند در این آیه می فرماید: اتدعون بعلا و تذرون احسن الخالقین؛ آیا بعل را به عنوان خدای خویش می خوانید و از او درخواست كمك دارید و خدایی را كه بهترین آفریدگان است رها می سازید؟ به نظر می رسد كه در این آیه مراد از بعل، خدایی است كه در میان اقوام قدیمی لبنان در منطقه بعلبك مورد پرستش بوده است. حضرت الیاس(ع) كه مأمور به سوی ایشان بود آنان را به پرستش خدایی دعوت می كند كه بهترین آفریدگار است ولی آنان نمی پذیرند.
به نظر طبری در تفسیر كبیر او، بعل در این كاربرد واژه ای عربی از واژگان اهل یمن است كه به معنا ومفهوم رب و پروردگار وخدایگان است. از این رو می توان گفت كه معنای آن چندان تفاوتی با معنای مالك و صاحب كه در آرامی و یا سامی ریشه داشته نخواهد داشت؛ زیرا محققان براین باورند كه واژه بعل از ریشه سامی و یا آرامی است و در زبان وادبیات ایشان به معنای مالك و صاحب و پروردگار به كار می رفته است. برخی دیگر براین باورند كه اقوام سامی به زمینی كه دارای آب كافی بود و نیازی به آبیاری نداشته و در آن زمین درختان میوه خوبی به عمل می آمد سرزمین بعل می گفتند كه در حقیقت پروردگار و رب درختان و گیاهان خود بوده و نیازی به آبیاری آسمانی (باران) یا زمینی از راه نهر ندارد.
از این رو شوهر و جفت زن را بعل گفته اند كه در حقیقت خدایگان زن و پروردگار اوست و به نوعی مالكیت و سروری دارد. در كاربردهای اقوام كهن برای بیان مفاهیمی مهم چون شوهر، احترام و بزرگی و سیادت و آقایی مطرح و مهم بوده است. از این رو از واژگانی بهره گرفته می شد كه در حد و اندازه پرستش بوده است.
در برخی از اقوام، شوهر چنان از جایگاه بلند برخوردار بود كه در حكم خدایگان و در شأنیت پرستش بوده است. از این رو واژه ای كه برای بیان پروردگاری و رب النوعی و یا صنم و بت استفاده می شد برای شوهر نیز به كار می رفته است. بنابراین معنا و مفهوم بعل در كاربردهای اصیل آن به معنای پروردگار خانه و سرور و سالار بوده است.

معناشناسی حسن
اما واژه حسن به ضم حاء كه در زبان پارسی به معنی نیكویی است، در حوزه های مختلف، معنایی متنوع و متعدد دارد. با این همه در یك امر مشترك می باشد و آن مسئله زیباشناختی به عنوان مؤلفه و مقوم اصلی است. هر چیزی هر چند خیر و خوب باشد ولی نیكو نیست. نیك و نیكو چیزی است كه از نظر ذوقی و عاطفی و زیبایی، شخص را به وجد و ذوق می آورد. از این رو تاكید بسیاری در این واژه بر جنبه های روان شناختی و زیباشناختی آن شده است. نیكو، هر امر پسندیده ای است كه زیبایی را نیز همراه خود دارد و زمینه اعجاب و شگفتی دیگران را فراهم می كند و عواطف و احساسات آنان را برمی انگیزد.
حسن خلق كه در آیات قرآنی از آن سخن به میان آمده و حتی پیامبر با عنوان «علی خلق عظیم» مورد تمجید و ستایش خداوند قرار گرفته به معنای نرم خویی، پاكیزه گفتار بودن و با روی گشاده و زیبا با دیگران برخورد كردن است.(جامع السعادات، ج1، ص 306)
بنابراین با توجه به كاربردها و مصادیقی كه قرآن برای حسن خلق بیان داشته می توان گفت كه حسن التبعل چیزی در مایه های رفتارها و هنجارهای نیك و حتی فراتر از آن است.

خلوت سه گانه و اهمیت آن
یكی از بهترین و نیكوترین روش های همسرداری به طور كلی و شوهرداری به طور خاص آن است كه زن و شوهر در شبانه روز سه وعده با یكدیگر تنها باشند: پیش از نماز صبح و سحرگاهان، هنگام چاشت(ظهر) و هم چنین بعد از نماز عشاء.( نور 58)
در این زمان هیچ یك از بستگان از كوچك و بزرگ نباید راه یابند و اگر فرزندان به بلوغ جنسی رسیده اند می بایست همانند دیگران هنگام ورود به خلوت، از پدر و مادر اجازه ورود بگیرند.
خلوت های سه گانه آن چنان مهم و اساسی است كه پیامبر اكرم(ص) می فرماید: نشستن مرد در كنار همسر خود در پیشگاه خداوند دوست داشتنی تر از اعتكاف و شب زنده داری در مسجد خود (مسجدالنبی در مدینه) است. (تنبیه الخواطر ج2 ص 122)
مرد در این خلوت گاه، باید محبت خود را به زن ابراز كند و از پنهان كردن آن بپرهیزد؛ زیرا زنان با شنیدن محبت مردان اعتماد به نفس خاصی می یابند. از این رو پیامبر بزرگوار(ص) می فرماید: این گفته مرد به همسر خویش كه دوستت دارم هیچ گاه از قلب او بیرون نمی رود. (كافی ج5 ص 569)
هر یك از زن و مرد باید به اشكال مختلف مهر و محبت خویش را بیان و آشكار سازند. چه این مسئله با گفتن كلمه ای باشد و یا دادن شاخه گلی و یا هر چیزی كه زن از آن خوشش می آید. از این رو حتی خریدن تنقلاتی جزئی و چیزهایی كه زن بدان علاقه مند است یكی از شیوه های بیان و ابراز مهر و محبت بشمار می رود. پیامبر(ص) در این باره می فرماید: مردی كه برای همسرش لقمه می گیرد نزد خداوند پاداش دارد. (المحجه البیضاء ج3 ص 7) به این معنا كه این عمل وی نه تنها بازتاب دنیوی و افزایش مهر و محبت میان زن و شوهر خواهد داشت بلكه بازتاب اخروی نیز به ارمغان می آورد و شخص در آخرت از پاداش آن بهره مند می شود.
زن در خلوت گاه باید خود را عرضه كند. و لذا در اسلام پیش قدمی زن در مسایل جنسی و عرضه كردن پیشنهاد از سوی او امری مستحب دانسته شده است. استحباب به این معنا خواهد بود كه این عمل وی مانند لقمه گرفتن مردان برای زن، آثار دنیوی و اخروی و پاداش را دربردارد و فقط یك رفتار اجتماعی و هنجاری نیك به شمار نمی رود بلكه امری مورد تایید و تاكید دین و شارع به عنوان یك عمل دینی و حكم شرعی شمرده می شود.
پیامبر(ص) در بیان ضرورت اعلام آمادگی جنسی زن می فرماید: «علیها ان تطیب باطیب طیبها و تلبس احسن ثیابها و تزین باحسن زینتها و تعرض نفسها علیه غدوه و عیشه و اكثرمن ذلك حقوقا بر زن به عنوان یك واجب (یا حكم استحبابی) شرعی است كه از خوشبوترین عطرها استفاده كند و زیباترین لباس ها را بپوشد و خود را به نیكوترین وجه بیاراید و بامدادان و شامگاهان خود را بر شوهر عرضه كند و اعلام آمادگی نماید. این از حقوق شوهر می باشد و حقوق شوهر بیش از این چیزی است كه گفته شد.
تاكید آن حضرت بر عرضه كردن در دو وقت به معنای مخالفت با حكم سه وقت قرآن نیست بلكه تنها از باب نمونه مواردی را مطرح می سازد و از بیان بسیاری از موارد و مصادیق خودداری می ورزد و در یك كلمه می افزاید كه حقوق شوهر بیش از آن چه گفته شده می باشد تا زن خود با توجه به شرایط شوهر و علاقمندی وی اقدام كند تا شوهر وی نیازی به دیگری پیدا نكند و در دام وسوسه های شیطانی نیفتد.
چنان كه گفته شد و آمارها نیز نشان می دهد، بسیاری از اختلافات میان زن و شوهر از این ناحیه است. شما زنانی را دیده اید كه در هنگام بیرون رفتن گویی، خود را برای عروسی و میهمانی آرایش می كنند و جامه های بسیار زیبا و آرایش بسیار نیكو می كنند و از همه روش های خودنمایی بهره می گیرند ولی همین كه به خانه می آیند آرایش را با توجیه بد بودن در نزد فرزندان می شویند و جامه های زیبا را از تن خارج می كنند و به شكلی معمولی در خانه می گردند. مردی كه در بیرون با چنین زنانی حتی بطور لحظه ای و گذرا مواجه شود سپس درخانه با شكلی دیگر روبه روگردد در درون خویش احساس كمبود می كند و به شكل مطلوب ارضا نمی شود در حالی كه دیدگاه اسلام عكس این رفتار را تأیید می كند .

آماده باش دایمی
یكی از حقوق مردان بر زنان به عنوان حسن تبعل آن است كه زن خود را همواره در حوزه مسائل جنسی آماده نشان دهد مگر در مواردی كه دین از آن بازداشته است. البته در همان موارد خاص و ممنوع نیز به اشكال دیگر خود را درمعرض بهره برداری جنسی قرار دهد و زمینه های استمتاع شوهر را فراهم آورد به گونه ای كه مرد هیچ احساس كمبود و نیاز جنسی نكند. این آماده باش هرچند كه در آیه 57 سوره نور نیز بیان شده ولی در روایات به شكلی مشخص مطرح شده است. در بسیاری از روایات بر این نكته تاكید شده كه زن می بایست همواره درحالت آماده باش دایم جنسی باشد.
در روایت است كه زنی از پیامبر(ص) درباره حقوق شوهر پرسید: آن حضرت فرمود: ولاتمنعه نفسها و ان كانت علی ظهر قتب؛ بر زن است كه خود را از شوهرش بازندارد و بگذارد تا وی از او كام بگیرد حتی اگر بر روی كوهان شتر باشد.
این روایت بدترین حالت را تجسم كرده كه در جریان سفر و آن هم در روی شتر و بار كجاوه اگر مردی از زن خویش بخواهد كه از وی كام گیرد می بایست خود را آماده كند و از آن بازندارد. در حقیقت آماده باش دایمی جنسی برای جلوگیری از هرگونه احساس نیاز، امری است كه می بایست زن به عنوان حق شوهر بشناسد و از آن كوتاهی نكند. از این رو گفته اند یافتن شوهر آسان تر از حفظ آن است؛ زیرا مردان با دیدن غرایز جنسی شان تحریك می شوند و احساس نیاز می كنند و اگر این نیاز برآورده نشود، از راههای دیگر ارضا می شوند كه یا گناه است و یا با عقد موقت و دایم با زن دیگری برآورده می شود.
تاكید آیات و روایات بر خودنمایی و آراستگی زنان برای شوهران از این روست كه مردان با مشاهده و دیدن، عواطف و احساسات جنسی شان برانگیخته شود. از این رو زن موظف است خود را در حالت آماده باش قرار دهد تا شوهر وی به زنی دیگر گرایش نیابد و استمتاع نجوید.
مسائل جنسی در خانواده هم در حوزه تشكیل و هم بقای آن نقش اساسی دارد. تفكر این كه این امور در زمانی كاسته می شود و یا تقلیل می یابد و یا از میان می رود تفكر نادرست و دور از واقع است. مردان برخلاف زنان دارای تمایلات جنسی قوی ای هستند. شاید یكی از علل و حكمت های تعدد زوجات و عقد موقت مسئله گرایش های شدید جنسی مردان باشد كه هرگز فروكش نمی كند و زنان گاه به عللی نمی توانند آن را برآورده سازند و مشكلات خانوادگی را سبب می شود. خانه غالبا زمانی آرامش می یابد كه مرد از نظر جنسی ارضا شود و نیازهای جنسی او برآورده گردد.
اگر این تمایلات جنسی در خانه و به شكل صحیح و محبت آمیز تأمین نشود به اشكال مختلف در جامعه خود را نشان می دهد و فساد و تباهی اجتماعی را به دنبال خواهد داشت. از این رو زن باید پروانه وار پیرامون شوهر بچرخد و همه گونه وسایل و آرامش روحی و روانی و جنسی وی را برآورده سازد. امام باقر(ع) می فرماید: هر زنی كه یك لیوان آب به شوهرش بدهد از یك سال روزه داری و شب زنده داری برایش برتر است. (وسایل الشیعه ج 14 ص 123)
اصولا جهاد نفس و جهاد اكبر و اصغر زن در زندگی خانوادگی و در شوهرداری و حسن التبعل وی می باشد. زنان اگر بخواهند ثوابی كسب كنند نیازی نیست كه شب زنده داری كنند و برای نماز شب برخیزند و یا روزهای بلند و گرم را روزه مستحبی بگیرند و یا برای جنگ و جهاد در راه خدا به جبهه بروند. برای به دست آوردن پاداش اخروی همه این امور كافی است كه فقط خوب شوهر داری كنند. از این رو یك لیوان آب به شوهر دادن برابر با ثواب و پاداش یك سال شب زنده داری و روزه داری می باشد. (ر.ك به: زن در آینه جلال و جمال، آیت الله جوادی آملی ص 398)
امام باقر(ع) هم چنین می فرماید: زن برای رضا و خشنودی خدا تنها رضایت شوهر را اصل قرار دهد. با این كار است كه رضایت و خشنودی خدا را نیز به دست می آورد و اگر شوهر خشمگین شود خشم الهی را به دنبال خواهد داشت.

رضایت شوهر، عامل ثبات خانواده
زنان می بایست به هر شكلی شده رضایت شوهر را به دست آورند. از این رو شوهر در اندیشه و تصویر اسلامی چون پروردگار صاحب حق و مالك شمرده شده است و از جایگاه بلندی برخوردار می باشد. زن برای به دست آوردن رضایت و خشنودی خدا نمی بایست نمازهای بسیار و یا طولانی بخواند و یا روزه های مستحبی بگیرد. همین كار را می تواند با رضایت شوهر به دست آورد و از پاداش آن بهره مندگردد. از این رو در اسلام جز نمازهای واجب و آن هم در خانه از آنان خواسته نشده و حتی نهی شده است كه زنی نمازش را طولانی كند و شوهر را سركار بگذارد و خود را در كنار شوهر ننشاند و عشوه نكند و روزه های مستحب حتی بی اذن شوهر باطل و گناه است و نمازهای مستحبی از استحباب خارج می شود.
به هر حال جهاد و دین داری زن در شوهرداری وی خلاصه می شود. چنانكه امیر مومنان علی(ع) می فرماید: جهاد زن آن است كه خود را بیاراید و زیبایی خویش را آشكار كند و برای شوهرش آراستگی نماید. (نهج البلاغه كلمات قصار شماره 136)
آنچه بیان شد تنها نمونه هایی كوچك از روش های نیك شوهرداری است و حتی اگر این كوچك ترین و مصادیق مطرح شده مراعات گردد بسیاری از خانه ها از وضعیت كنونی بیرون می رود و آرامش در خانه ها حكمفرما می شود ولی مساله این است كه حتی در همین اندازه مسایل رعایت نمی شود و در نتیجه طلاق و جدایی در جامعه افزایش می یابد. به سخن پیامبر(ص) آنچه گفته شده، بخشی از حقوق شوهران است و حق شوهر بیش از این چیزهایی است كه بیان شده است. البته بدیهی است كارها و رفتارهای دیگری نیز وجود دارد كه از مصادیق حسن التبعل است كه برای آشنایی با آنها می توان به كتابهای مربوط به اخلاق خانواده مراجعه كرد.

یك نكته ضروری
مجموع آنچه بیان شد ممكن است برای خواننده مقاله چنین القا كند كه نگارنده این سطور فردی متعصب و یا مردسالار و یا دارای گرایشاتی از این قبیل است و یك طرفه به قاضی رفته است در حالی كه چنین قضاوتی قطعا بدور از انصاف و واقعیت است و باید به این نكته اذعان كرد كه اگر اسلام این همه بر حقوق مرد تأكید می كند، متقابلا بر حق فراوان زن نیز در زندگی زناشویی تأكید دارد و آیات قرآن و روایات بسیار بر ضرورت رعایت حقوق زن در زندگی و فراهم كردن آسایش و آرامش او، خوشرفتاری با وی و عدم ظلم و اجحاف در حق او تأكید می ورزند كه پرداختن به این مقوله نوشتار مستقل و جداگانه ای را می طلبد و شاید در آینده به آن نیز بپردازیم. بدون تردید هدف نگارنده از نگارش این مقاله و مقالاتی از این دست، آشناكردن هر یك از زن و شوهر نسبت به حقوق و وظایف یكدیگر است تا از رهگذر آموزه های حیاتبخش دینی، زندگی توأم با آرامش، رفاه و محبت و دور از تنش و نابهنجاری را بدست آورند و لذت زندگی را بطور واقعی تجربه كنند.





نوع مطلب : همسران و خانواده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 24 دی 1390 :: نویسنده : وحید شیرزاد
طرح کسب و کار سندی مکتوب است که جزئیات کسب و کار پیشنهادی را مشخص میکند. این سند باید ضمن تشریح موقعیت کنونی، نیازها، انتظارات و نتایج پیش بینی شده را شرح دهد و کلیه جوانب آن را ارزیابی کند.

طرح هم برای صاحب آن و هم برای حمایت کنندگان مالی آن، به دلایل زیر لازم است:

۱- مهم آن است که مالک درباره هدف خود از کسب و کار و منابعی که برای آن نیاز دارد به دقت فکر کند. این موضوع در برآورد میزان سرمایه مورد نیاز، به وی کمک خواهد کرد.
۲- بعید به نظر میرسد که مالک کسب و کار، برای راه اندازی آن سرمایه کافی داشته باشد. حمایت کنندگان مالی-بانکها یا سرمایه گذاران ریسکی-باید متقاعد شوند که سرمایه گذاری در کسب و کار جدید، منطقی و درست است.
۳- فرض بر این است که اگر کسب و کار ایده خوبی نداشته باشد، هم برای صاحب آن و هم برای حمایت کنندگان مالی آن، باید این موضوع را در مرحله برنامه ریزی و قبل از هدر رفتن مقدار زیادی از زمان و هزینه، شناسایی کنند.

اجزای یک طرح کسب و کار:

۱- اهداف کلی
۲- مشخصات مجری طرح و همکاران
۳- تعریف و توصیف کسب و کار
۴- تحلیل استراتژی بازار
۵- تحلیل مالی
۶- خلاصه

طرح کسب و کار نشان دهنده چیست؟

آماده کردن یک طرح کسب و کار نتیجه نهایی روند طرح ریزی نیست ، بلکه تحقق طرح ، هدف نهایی است. با این وجود نوشتن طرح یک مرحله میانی مهم است. طرح نشان می دهد که بمنظور یک کسب و کار محرز ، بررسیهای دقیق در ایجاد کسب و کار انجام شده است و برای راه اندازی آن کارآفرین ، وظیفه اش را انجام داده است.

هدف طرح

وجود یک طرح کسب و کار رسمی ، صرفنظر از اندازه کسب و کار آن ، به همان اندازه که برای راه اندازی مهم است برای یک کسب و کار برقرار ( محرز ) نیز مهم است.

این طرح چهار عمل اصلی را بصورت زیر انجام می دهد:

۱- به مدیر یا کارآفرین کمک می کند که جوانب و پیشرفت پروژه یا کسب و کارش را مشخص ، متمرکز و بررسی کنند.
۲- یک چهارچوب منطقی و حساب شده ایجاد می کند تا در آن یک حرفه بتواند توسعه یابد و تدابیر مربوط به آن حرفه را در چند سال آینده دنبال می کند.
۳- بعنوان ماخذ و مبنایی برای مذاکره با اشخاص ثالث مانند سهامداران ، دفاتر نمایندگی ، بانکها ، سرمایه گذاران و ... بکار می رود.
۴- معیاری را برای سنجش وضعیت واقعی کسب و کار در برابرآنچه که باید باشد، ارائه می دهد.

همانطور که دو شغل مثل هم وجود ندارد و بنابراین طرحهای کسب و کار مانند هم نیز وجود ندارد. از آنجائیکه ، برخی موضوعات در طرح به یک طیفی از کسب و کارها مرتبط هستند بنابراین این امر مهم است که مفاد و مندرجات طرح ها با امور فردی متناسب باشد. با این حال ، بیشتر طرح ها از یک ساختار آزموده شده و نظر عمومی بر روی ( در مورد ) آماده سازی طرحی ک بطور وسیعی قابل اجراست متابعت می کنند.

طرح کسب و کار می بایست نگرشی واقع بین از پیش بینی ها ومقاصد بلندمدت داشته باشد. این دید و نگرش چهارچوبی را به وجود می آورد که طرح باید در آن فعالیت کند و نهایتا" یا موفق می شود یا شکست می خورد. برای مدیران و یا کارآفرینانی که به دنبال حمایت خارجی هستند ، آماده کردن یک طرح جامع ، موقیت را در افزایش بودجه ها یا تجهیز پشتیبان ضمانت نخواهد کرد. عدم وجود یک طرح منطقی ، یقینا شکست را حتمی خواهد کرد.

اهمیت پروسه

ایجاد یک طرح کسب و کار رضایت بخش امری پردردسر ، اما ضروری است ، روند برنامه ریزی ، مدیران یا کارآفرینان را وادار می کند که کاملا دریابند آنچه را که می خواهند بدست بیاورند و اینکه چطور و کی آنرا انجام دهند. حتی اگر هیچ حمایت خارجی هم نیاز نباشد ، طرح کسب و کار می تواند برای دوری گزیدن از اشتباهات یا تشخیص فرصتهای پنهانی نقش حیاتی را بازی کند.

برای عده بسیار زیادی از کارآفرینان و طراحان ، روند طرح ریزی (‌ فکر ، مذاکره ، تحقیق ، تجزیه و تحلیل ) به اندازه طرح نهایی و یا حتی بیشتر از آن مفید است.

بنابراین حتی اگر به یک طرح رسمی نیاز ندارید ، درباره روند طرح ریزی بطور دقیقی فکر کند. این کار می تواند سود زیادی برای طرح کسب و کار شما داشته باشد.

هفته های بسیار زیاد کار سخت و پیش نویسهای متعدد را از زمان بروز طرح تا گرفتن حق کار پیش بینی کنید. یک طرح مکتوب واضح با بسته بندی جذاب سبب خواهد شد تا حامیان ، سرمایه گذاران و ... آسانتر به آن گرایش پیدا کنند . یک طرح کسب و کار کاملا آماده نشان خواهد داد که مدیران یا کارآفرینان، کار را می شناسند و آنها را برای پیشرفت طرح بر حسب فرآوریها ، مدیریت ، سرمایه ها و مهمتر از همه بازارهای اقتصادی و رقابت اندیشیده اند





نوع مطلب : مدیر خوب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


نوشتن یک برنامه خوب تجاری پیش نیاز انجام درست وظایف می‌‌باشد .از این رو ، صرف وقت برای تهیه آن از طریق لحاظ کردن ۱۰ مرحله مقدماتی ذیل ، مفید فایده خواهد بود :

۱- از خود بپرسید چرا یک برنامه تجاری می نویسید . این کار سرمایه تان را افزایش می دهد یا همانند راه بردی برای پیشبرد تجارت است؟

۲- برای شروع تجارت ابتدا اهدافتان را برای سه تا پنج سال آینده فهرست کنید.

۳- به طور واضح مخاطب تان را معین کنید.

4 – یک جدول محتویات بنویسید تا دقیقا" بدانید که به چه بخشهایی برای تحقیق و اطلاعاتی را برای تقویت شان نیاز دارید.

۵- از اطلاعاتی که برای تحقیق نیاز خواهید داشت لیستی تهیه کنید . به عنوان مثال ، به شاخص آمار در مورد آمارگیری نفوس مخاطبان خود ، رقیبان ، مرکز تجارت ،و از این قبیل احتیاج دارید.

۶- منابع تحقیقی را فهرست کنید که سودمند ترین باشند ، مانند سایت های معتبر.

۷- فهرست تیم مدیریت را بنویسید . اگر به قابلیتهای بعضی ها مطمئن نیستید ، الان وقتش است که تصمیم بگیرید که آیا در هیئت مدیره باشند یا نباشند . بیوگرافی هریک را جمع آوری کنید.

۸- تالیف تمام کلید های اسناد مالی تان راآغاز کنید . بعدا" می توانید تصمیم بگیرید که در بر نامه تجاری تان کدامیک را مورد استفاده قرار دهید.

۹- نمو نه برنامه های تجاری را بخوانید . از آنجا که بیشمار برنامه های تجاری پیش از برنامه شما آغاز شده اند. نیازی به ابداع مجدد این چرخه نیست . به عنوان راهنما به دنبال برنامه تجاری باشید که بیشترین شباهت را به نمونه آزمایشی خودتان دارد . همچنین می توانید با دیگر صاحبان تجارت گفت گویی داشته باشید، کسانی که برنامه هایی داشته اند ودر این اثنا تجربیاتی کسب کرده اند.

۱۰- تعیین کنید از چه نرم افزاری برای نوشتن برنامه تجاری استفاده خواهید کرد‌. می توانید از برنامه ابتدایی گرفته تا نرم‌افزار‌های برنامه تجارت، هر کدام که سطح نیاز شما را برآورده می کند مورد استفاده قرار دهید .





نوع مطلب : مدیر خوب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


امروزه ما در دنیایی زندگی می كنیم كه ناگزیرازارتباط وبرخورد با دیگران هستیم آنچه مسلم است كه هیچ كس قادر نیست بدون كمك ومساعدت وارتباط با دیگران ، نیازهای معمولی خود را برطرف سازد .حال سئوالی كه اینجا مطرح می شود این است كه چگونه باید با دیگران ارتباط برقرار كنیم وجهت افزایش این ارتباط چه كارهایی باید انجام دهیم یا اینكه چه كارهایی نباید انجام دهیم.

در معاشرت باید با روی گشاده ونرمی ومهربانی با همه رفتار نمود وتند خویی با هركس كه باشد بد است اگر خود را در سطح دیگران قرار دهیم واز زبان آنها برای انتقال نقطه نظرهای خود استفاده كنیم ،اغلب به نتیجه دلخواه می رسیم وبا دیگران در سطح خود آنها ظاهر شدن همان برقراری ارتباط موثرمی باشد بعضی ها گمان می كند كه ارتباط فقط شامل حرف زدن ،نوشتن ویا بحث كردن است ، اینها از عناصر مهم ارتباطی هستند ولی در واقع ارتباط را رفتاری می گوییم كه پیامی در خود دارد كه توسط طرف مقابل ما درك می شود، خواه شفاهی باشد یا غیر شفاهی ،آگاهانه یا ناآگاهانه ، عمدی و…. ولی اگر ادراك شود ،جنبه پیام ارتباطی پیدامی كندوهمین عدم درك پیام رابطه رامختل،معشوق ونارسامی سازد.

ارتباطات عامل ومنشا بسیاری از شادیها وغصه ها و رنجها زندگی است ، زندگی شاد ، زندگی سرشار از دوستی است . روشن است كه با افراد متفاوت ، رفتارهای متفاوتی خواهیم داشت تاكید بر خصوصیات مشترك ارتباط را موثر می كند ، ما انسانها با یكدیگر مشتركات فراوان داریم ،با كمی تمرین می توان خود را همراه دیگران بیابیم و با آنها دوست وهم رای شویم.



شیوه های افزایش ارتباط خود با دیگران :



1-صریح وصادق بودن:

سعی كنیم در روابط خود با دیگران صریح وصادق باشیم ، در گفته های خود صریح وصمیمی باشیم واز هر نوع ابهامی اجتناب كنیم ، چون اگر منظور خود را با صراحت بیان نكنیم طرف مقابل ما به اشتباه می افتد وبه حدس وگمان متوسل می شود واز واقعیت دور می گردد.



2- احساسات خود را بیان كردن:

بااحساس خود روراست باشیم ، سعی كنیم مشكلات زندگی واحساساتی كه داریم،باهمسر وشریك وباطرف مقابل خوددر میان بگذاریم .حتی اگر گمان كنیم كه باعث ناراحتی آنها میشود اگر می خواهیم با طرف مقابل خود ارتباطی معقول ومنطقی بر پایه تفاهم داشته باشیم ، بهترین روش روراست بودن است واحساس خود را باوی در میان گذاشتن است .

اگر مشكلی را حل نشده باقی بگذاریم ویا موضوعی را كه مداقه وگفتگو در باره آن الزامی است به میان نكشیم ، مثل این است كه دمل چركین ودردناكی را سرجایش گذاشته وبه حال خود رها كرده باشیم .



3- زمینه مشترك ونكات مشابه را یافتن :

درجست وجوی زمینه های مشترك باشیم، سعی كنیم در ارتباطمان بیشتر ا نكات مشترك ومشابه را بیابیم .

اهداف ونیازها ونگرانیها را از نظر او نگاه كنیم وبرای اینكه شرایط طرف مقابل را درك كنیم باید اموراو را از دید ونظر او ببینیم وبا پرس وجو ، از اموری كه نگرانی او باعث شده ، متوجه گردیم ،همین نكات مشترك زمینه های مساعدی هستند كه شالوده همدلی ووحدت وتفاهم را برروی آن می توان بنا كرد ، عبارتی مثل : ((من وتو هردو همین را می خواهیم ))را می توان بیان نمود.



4- همدلی وهمدردی كردن:

سعی كنیم با شخص احساس مشترك داشته باشیم . شادی وغم خود به حساب آوریم وموقعی كه او احساس غم می كند ما نیز با او همدرد وهم غم شویم وبالعكس مساعی ما این باشد كه سیستم حسی فردارتباط برقرار كنیم .



5- شنونده خوبی بودن:

شنونده خوبی باشیم وگوش كردن را یاد بگیریم .گوش كردن به سخن وكلام دیگری موجب می شود تا او در نهایت آرامش خیال ، به طور واقع ، منویات قلبی واحساسات خود را با ما در میان بگذارد وبرایمان احترام قائل شود وآماده شنیدن نظرات ما شود.



6- سیستم روحی افراد را شناختن وتقلید از آنها:

برای این كار باید به دقت به افراد چشم بدوزیم وبه سخنان آنها به دقت گوش فرا دهیم وببینیم غالبا" از چه نوع كلماتی استفاده می كنند آنگاه با استفاده از همان نوع كلمات ، تقلید از لحن صدا،حالات وحركات چشم ها به گونه ای با آنها نحوه فكر وعملكرد ذهنی شان مطابق باشد.



7- شخصیت افراد در نظر گرفتن:

باید ببینیم طرف مقابل ما چه شخصیتی دارد ، برون گراست یا درون گرا ، برای صمیمیت با درون گرایان باید ببینیم چه ایده ها وارزشهای برای آنها اهمیت دارد و آنگاه بكوشیم تا با توجه به چارچوبهای ذهنی شان با آنها رفتار كنیم وصحبت كنیم وبالعكس ، برای همدلی با برون گرایان به آنها نشان دهیم كه آنچه می گویند وعمل می كنند با اندیشه ورفتار مردم هماهنگ است.



8- تقویت نمودن عزت نفس :

برای تقویت عزت نفس خودباید با تعمق در ژرفای وجود از دنیای پیچیده درون خود آگاه شویم ، به كاستی هایمان پی ببریم ، جهت گیری هایمان را در قبال رویدادهای مردم وشرایط گوناگون بشناسیم وبه فكر اصلاحشان باشیم وبا كمك حرمت نفس وارزشی كه برای خودمان قائل هستیم حق انتخابمان چندبرابرمیشود وارتباطمان با دیگران به نحو چشمگیری بهبود می یابد .



9- محترم شمردن احساس طرف مقابل :

همواره رفتاری احترام آمیزداشته باشیم واحساس طرف مقابلمان رامحترم بشماریم،كوچك كردن همدیگر،به خصوص درحضور دیگران درمناسبات وروابط ،اثرتخریبی دارد،رفتار توام باظرافت وملایمت نه فقط شامل رفتار مودبانه می شود،بلكه صفا وصداقت واقعی واعتمادكامل نیز در بردارد.



10- سكونت نمودن :

سكوت پیامی اعجاز گر در امر ارتباط است ویكی از جنبه های مهم ارتباط است ، مشروط بر اینكه حاوی پیامی باشد، سكوت می تواند در مناسبات انسان عشق ورضایت وخشنودی وتفاهم دوگانه واحساسها را منتقل سازد.



11- عدم افراط در موعظه:

منظورمان را به صورت سخنرانی ونصیحت خشك تو خالی بیان نكنیم . موعظه می تواند جنبه افراطی ومخرب درروابط داشته باشدومابایدسعی كنیم حداعتدال رانگاه داریم وبرای سخنانمان ارزش قائل شویم وجایی كه ازمانظرمی خواهند ، نظر بدهیم .



12- موفقیت و وقت شناس بودن :

یادبگیریم كه چه وقت شوخی وچه وقت جدی باشی،هیچگاه طرف مقابلمان رادست نیدازیم ،ازگفتن جملات وكلماتی كه باراخلاقی وفرهنگی مناسبی ندارنددربیان منظورمان ، خوداری نماییم ،شوخی كردن بایدباتوجه به موقعیت وزمان خاصی باشد .



13- مخالف نمودن به شیوه مناسب :

یاد بگیریم كه چگونه بدون بحث وجدلهای مخرب ، مخالفت خود را نشان دهیم ، جرو بحثها غالبا" بابلند كردن صدا ، دادوفریاد ، خشم وغضب ، همراه است . بحث وجدلها تا حدود زیادی تحت تاثیر گرایشات وخلق وخوی افراد درگیر مباحثه قرار می گیرد .

اكثریت مردم فاقد روحیه خود پسندانه افراطی هستند ، به این علت با تسلطی كه بر نفس خود دارند می توانند از درگیری واهانت خود داری كنند .كسی كه می خواهد شمارا خشمگین كندتاازكوره در برویدبهترین راه مقابله باآن برگزیدن روشن سازنده به جای عكس العمل وروش مخرب ومنفی است كه اوبه آن توسل جسته است .



14-یكی بودن قول وعمل :

سعی كنیم قول وعملمان یكی باشد .هنگامی كه خودمان برای گفته های خود ارزش قایل نیستیم ، چه انتظاری می توان داشت كه دیگران قولها وسخنان ما را محترم بشمارند .

هنگامی كه ما قول می دهیم كاری را انجام دهیم سعی كنیم آن را به مرحله عمل برسانیم واگر ناتوان در انجام آن هستیم هرگز خود مكلف به وعده ای كه از عهده آن بر نمی آییم ، نكنیم روراست وصادقانه بگوییم نمی توانیم .پس برای اینكه دیگران را به خوبی درك كنیم باید بتوانیم اطلاعات را به خوبی از آنها كسب كنیم واین امر منوط به توانایی ما در دقیق گوش كردن ، دقت نظر ، همدلی ، طرح سئوالات مفید وسودمند واحترام متقابل است .

احترام با سیستم حسی فرد دیگر ، مشاهده همه چیز از نگاه او وسر در آوردن از نیازها وعلایقش به ما كمك می كند كه اطلاعات را به نحوی دریافت كنیم كه به سهولت قایل فهم وهضم باشد . دو عامل اساسی ارتباط ، همان درك شدن ودرك كردن است .

زندگی یك مسابقه صرف نیست،می توانیدبا اشخاص به گونه ای رفتار كنید كه هركس خودرا یك برنده در نظر بگیرد واحساس پیروزی كند. شرایط پیروز شدن یكی وباختن دیگری هرگز به نفع كل نیست. همگام شدن نه تنها روی دیگران ، بلكه روی ما نیز تاثیر قابل ملاحظه ای بر جای می گذارد .وقتی با دیگران همگام می شویم در واقع به دورن آنها می رویم ودر ذهن آنهاجا می گیریم ودر ارتباطمان باید سعی مان در افزایش وارتفاء بیش ازبیش این رفتارهاباشدودرنتیجه تجربه ای از آنها پیدا كنیم.همگام شدن موثربه ماامكان می دهد با دیگران برخورد همدلانه وبه یاد ماندنی داشته باشیم .





نوع مطلب : مدیر خوب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بهترین روش برقراری ارتباط با دیگران مبتنی بر پرسش کردن است . در این شیوه ارتباط گیری سؤالاتی که با حالت استفهام شروع می شوند مانند چرا، چگونه و چطور تکنیک هائی هستند برای ایجاد ارتباط با سایر اشخاص .

اما آیا طرح هر پرسش می تواند زمینه ارتباط دو جانبه ای را که مورد انتظار است فراهم نماید؟ برای نمونه جهت ایجاد ارتباط با یک بیمار کدام سؤال بهتر است ؟

1- چرا گوشه گیر شده ای ؟

2- چطور می توانی با سایرین بیشتر معاشرت نمائی ؟



بدون شک ، پرسش دوم مناسب تر به نظرمی رسد زیرانه تنها ادامه ارتباط را میسر می سازد، بلکه برخلاف پرسش اول که پاسخ آن آری یا نه است به قطع ارتباط نمی انجامد.

پس برای ایجاد ارتباط با سایر اشخاص باید در زمینه هائی که خوشایند آنان است سؤال نمود. بدین ترتیب ارتباط شما با شخص موردنظر به راحتی برقرار خواهد شد.

بنابراین برای ارتباط پایدار نباید انتخاب پرسش مناسب را فراموش کرد. گام بعدی در برقراری ارتباط دوجانبه گوش دادن به صحبت های مخاطب است .

وقتی سؤال می کنید به جواب آن گوش فرا دهید به گونه ای که گوینده مطمئن باشد آنچه می گوید شما به عنوان شنونده ای خوب آنرا دریافت می کنید.

پس می توان نتیجه گرفت زمانی که سؤال می کنید ولی شنونده ای خوب نیستید و دنبال مطلبی دیگر در ذهن خود می گردید و یا چشم و گوش را به سایر جهات می سپارید، گوینده به تدریج از گفتن بازمی ماند. از این رو، لازمه ایجاد ارتباط مناسب دو جانبه خوب گوش دادن یا (شنونده خوب بودن ) است .

گام سوم در جهت ایجاد ارتباط دو جانبه ، داشتن روابط انسانی و ابراز عواطف انسانی است ، همه انسانها بدون استثناء از عواطف و محبت انسانی لذت می برند، اهمیت به خواستهای معقول انسانها گامی است اصولی در برقراری و تداوم ارتباطات .

در نتیجه بی اعتنایی به احساسات و عواطف و نیازهای انسانی و عدم توجه به فضائل انسانی ، گوینده را در ایجاد ارتباط با شکست مواجه خواهد ساخت . لذا ضروری است که با هر شخصی با توجه به سن ، جنس ، شغل و تحصیلات وی ارتباط خاص ایجاد نمود، به عنوان مثال ایجاد ارتباط با یک پزشک با مشکلات خاص حرفه خود با یک بازرگان با معضلات و خواسته های مختص به خود، تفاوت دارد.

از این رو، توجه به مشکلات مخاطب و ایجاد روابط انسانی با وی ، شما را در ایجاد ارتباط دو جانبه خوب و پایدار یاری می نماید. گام چهارم در برقراری ارتباطی مؤثر، قرارگرفتن در موج رفتار و گفتار شنونده است .

برخی از افراد هنگام صحبت طرف مقابل ، در افکار خود فرو می روند و به جای اینکه شنونده ای خوب برای گوینده باشند و به اظهارات و علایق و مشکلات گوینده توجه نمایند و در فرصت مناسب عنان صحبت را بر سر مسائل مورد علاقه و مهم گوینده برای رسیدن به مقاصد مورد نظر پیش ببرند دنبال مطلبی در ذهن خود می گردند تا به صورت کلیشه ای و قالبی برای طرف مقابل مطرح نمایند.

پنجمین گام برای ایجاد ارتباط دو جانبه و تداوم آن داشتن زبان مشترک با اوست . بدیهی است بدون ابزار ارتباطی قابل فهم و درک ، طرفین مذاکره خیلی زود از تداوم ارتباط باز می مانند و از روال بحث منحرف می شوند.

بنابراین در هر موقعیتی داشتن ابزار ارتباطی یکسان اجتناب ناپذیر است . به عنوان مثال در مصاحبه شخصی که به فارسی تکلم می کند با فردی انگلیسی زبان ، رسیدن به هدف خاص در شرایطی موفقیت آمیز است که یکی از طرفین با زبان طرف مقابل آشنائی کامل داشته باشد.

بنابراین نظر به کاربرد زبان به عنوان یک وسیله ارتباطی ، نباید فراموش کرد که حتی با وجود زبانی مشترک با مخاطب ، برای ایجاد ارتباط عمیق با وی می یابد شیوه صحبت کردن با فرهنگ و جایگاه اجتماعی مخاطب متناسب باشد تا امکان ارتباطی راحت برای مخاطب فراهم آید.





نوع مطلب : مدیر خوب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 24 دی 1390 :: نویسنده : وحید شیرزاد
قانون های ذهنی می گن خوشبختی یعنی رضایت. مهم نیست ... چی داشته باشی یا چقدر، مهم اینه که از همونی که داری راضی هستی یا نه؟! چون یه وقتهایی آدم خیلی چیزها داره اما باز هم احساس خوشبختی نداره! و بر عکسش ... پس یه قانون وجود داره، که می گه:

میزان خوشبختی = میزان رضایت
حالا این سوال مهم پیش می یاد که چه طوری میشه در کل زندگی احساس رضایت کرد؟

زندگی مجموعه ای از لحظه هاست! چون پشت این لحظه، لحظه ی بعدیه و پشت اون لحظه ی بعدی و بعدی و ... پس، اگه می خوای در کلیت بزرگ زندگی راضی باشی اول باید تمرین کنی تا در لحظه راضی باشی. استاد می گفت:

"اگه کسی تصمیم بگیره فقط توی لحظه ی اکنون راضی باشه، بعد، به لحظه ی بعدی، که رسید، باز در لحظه ی اکنون راضی باشه و بعد به لحظه ی بعدی که رسید باز ... می دونی چی می شه؟

اون فقط برای راضی و شاد بودن در یک لحظه تلاش کرده، اما یک دفعه می بینه پنج ساله که راضی و خشنوده! اگه کسی از لحظه ی اکنونش ناراضی باشه، بعد، از لحظه ی بعد هم ناراضی باشه، بعد ... یکهو به خودش می یاد و می بینه پنجاه سالشه و همه ی این پنجاه سال رو نا راضی بوده!"

به همین دلیل دانشمندان ذهنی به لحظه ی اکنون می گن: لحظه ی ابدی اکنون.
شرط رضایت اینه که در لحظه ی ابدی اکنون راضی و شاد باشی

اصلا" مهم نیست داری در لحظه ی اکنون چی کار می کنی، فقط تصمیم بگیر مراقبه کنی که از هر کاری که داری در لحظه انجام میدی احساس رضایت و شادی کنی. به این کار می گن مراقبه ی لحظه ی ابدی اکنون. این کار، اتفاقا" بر خلاف تصور، کار خیلی راحتی نیست. دانشمندان ذهنی معتقدند در هر عمل و کاری که انجام میشه یه مقداری انرژی نهفته است و ما فقط در صورتی که روی اون کار مراقبه داشته باشیم میتونیم اون انرژی رو دریافت کنیم.

ببینین، مثلا" من از صبح شروع می کنم. از خواب بیدار می شیم، می ریم مسواک می زنیم و در همون حال به صد تا چیز فکر می کنیم غیر از مسواک زدن. بعد می ریم صبحونه می خوریم در حالی که فکرمون هزار جای دیگه است غیر از صبحانه خوردن. بعد... در واقع هر کاری که داریم انجام می دیم به همه چیز فکر می کنیم غیر از همون کار. این باعث می شه انرژی پنهان کارها رو دریافت که نمی کنیم، هیچ! کلی هم انرژی ذخیره شده مان را الکی خرج می کنیم!

شاید از مراسم چای در چین یا ژاپن شنیده باشین. اون در واقع یه جور مراقبه در لحظه ی ابدی اکنونه.
تمرین هایی برای درک و لذت بردن در لحظه ی ابدی اکنون:
تمرین 1

برای خودتون یه استکان چای بریزین. با دقت سعی کنید فقط به کاری که دارین می کنین، فکر کنین. بعد در یه جای آروم بنشینید و با آرامش چای رو میل کنید. به این فکر کنید که با هر جرعه ی چای، همه ی انرژی موجود در آن را دریافت می کنید و لذت می برید. به لحظه لحظه ی خوردن چای دقت کنید. (اگه فکر دیگه ای اومد توی ذهنتون، خودتون رو شماتت نکنید. فقط آروم سعی کنید دوباره به خوردن چای برگردید.) بعد از اتمام، حتما" در دفتر مراقبه از خودتون تشکر کنید.
تمرین 2

مراقبه کنید در زمان مسواک زدن فقط به مسواک زدنتون فکر کنین. سعی کنید از این کار لذت ببرید.
تمرین 3

مراقبه کنید زمان خوردن غذا فقط به خوردن غذا فکر کنید. مجسم کنید با هر لقمه، انرژی موجود در غذا به همه ی سلول های بدنتون میرسه. از هر لقمه ی اون لذت ببرید.

نکته:

غذایی که با مراقبه خورده میشه هرگز باعث چاقی های موضعی نمیشه. (در واقع وقتی ما غذا می خوریم در حالی که به صد چیز غیر از خوردن غذا فکر می کنیم، باعث انباشته شدن اون در جاهای نامناسب می شیم. بر عکسش هم صادقه. یعنی کسانی که هر چیزی که می خورن، چاق نمی شن، اگه روی غذا خوردن آگاهانه، مراقبه کنن، همه ی انرژی موجود در غذا رو دریافت می کنن. حتی می تونین مجسم کنین که دوست دارین غذا در چه قسمتی از بدن شما باعث چاقی بشه! وقتی دارین غذا می خورین توی دلتون با لقمه هاتون حرف بزنید! از لقمه ی نون و پنیر صبحتون بخواهید که همه ی نیروش رو به شما انتقال بده. (نخندین! جدی می گم! این یکی از مراقبه های هندوهاست!)
تمرین 4

این تمرین برای سیگاری هاست. اگه روی کشیدن هر سیگار مراقبه کنید، خیلی زودتر ارضا می شید و به تدریج تعداد سیگارهاتون کم و کمتر می شه.

به تدریج خودتون رو عادت بدید که هر کاری که دارین انجام می دین، فقط به اون فکر کنید و تصور کنید با این کار همه ی انرژی نهفته در اون کار رو دارین دریافت می کنین. خیلی سخته، اما شدنیه! شاید باورتون نشه اما به تدریج حتی از کارهایی که دوست نداشتید، به شدت لذت می برید. این قانون رو به یاد بسپرین: بر هر چیز که تمرکز کنیم، انرژی اون رو دریافت می کنیم. (در بعضی از مکاتب هندی حتی بر گریه کردن و اندوه هم مراقبه می کنند و معتقدند از اون هم میشه انرژی دریافت کرد اما چون این بحث دیگه ایه و باید فرق بین ایجاد ماند با دریافت انرژی از اندوه رو بدونیم خواهش می کنم فعلا" در این مورد اقدامی نکنید!)
یک حکایت

خوب می خوام یه حکایت از یه گورو ی ( استاد بزرگ) هندی بگم که توی یه کتاب خوندم. اون با مریدانش دسته جمعی با هم، در جایی بیرون شهر، زندگی می کردند. همه ی مرید های اون موظف بودند سالها پیش اون زندگی کنند و آموزش ببینند. یک روز یه نفر به اون استاد مراجعه می کنه و می گه شما چه طوری به این قدرت رسیدین که می تونین با نگاه دیگران رو شفا بدین؟ وقتی من مرید شما بشم، در طی این همه سال که باید پیش شما بمونم، چه تمرین هایی انجام میدیم؟ در طول روز چه کار می کنیم؟

استاد می گه: ما صبح ورزش می کنیم. بعد صبحانه می خوریم. بعد کار می کنیم تا ناهار. بعد ناهار می خوریم. کمی استراحت می کنیم، باز کار می کنیم و شب می خوابیم!

اون شاگرد عصبانی میشه و میگه امکان نداره! ما همه ی این کارها رو انجام می دیم اما قدرت شما رو نداریم. استاد می گه: هرگز شما مثل ما این کارها رو انجام نمیدید. شما صبحانه می خورید، کار می کنید، تفریح می کنید، در حالی که به چیز دیگه ای دارین فکر می کنین، اما ما وقتی صبحانه می خوریم فقط به خوردن اون فکر می کنیم! وقتی کار می کنیم فقط به اون کار فکر می کنیم. وقتی.....

بنابراین شما هیچ انرژی ای دریافت نمی کنید! اما ما همه ی انرژی های موجود در طبیعت رو دریافت می کنیم و با بخشیدن فقط مقداری از اون به بیمارها، باعث شفای اون ها میشیم!
خوب و حالا تمرین آخر

یک بار دیگه این پست رو بخون و تصمیم بگیر همه ی انرژی موجود در کلمات اون رو دریافت کنی. لبخند بر لب داشته باش. حالا آماده باش تا در لحظه ی ابدی اکنون، شاد و راضی باشی. از همین حالا شروع کن! چون امروز اولین روز از روز های باقیمانده ی عمر توست!





نوع مطلب : دانستنیهای وعجایب جذاب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


تفاوت کشورهای ثروتمند و فقیر، تفاوت قدمت آنها نیست.
برای مثال کشور مصر بیش از 3000 سال تاریخ مکتوب دارد و فقیر است!

اما کشورهای جدیدی مانند کانادا، نیوزیلند، استرالیا که 150 سال پیش وضعیت قابل توجهی نداشتند، اکنون کشورهایی توسعه یافته و ثروتمند هستند.

تفاوت کشورهای فقیر و ثروتمند در میزان منابع طبیعی قابل استحصال آنها هم نیست.



ژاپن کشوری است که سرزمین بسیار محدودی دارد که 80 درصد آن کوه هایی است که مناسب کشاورزی و دامداری نیست اما دومین اقتصاد قدرتمند جهان پس از آمریکا را دارد.

این کشور مانند یک کارخانه پهناور و شناوری می باشد که مواد خام را از همه جهان وارد کرده و به صورت محصولات پیشرفته صادر می کند.



سوئیس کشوری که اصلاً کاکائو در آن به عمل نمی آید اما بهترین شکلات های جهان را تولید و صادر می کند. در سرزمین کوچک و سرد سوئیس که تنها در چهار ماه سال می توان کشاورزی و دامداری انجام داد، بهترین لبنیات (پنیر) دنیا تولید می شود.

سوئیس کشوری است که به امنیت، نظم و سختکوشی مشهور است و به همین خاطر به گاوصندوق دنیا مشهور شده است (بانک های سوئیس).

افراد تحصیل کرده ای که از کشورهای ثروتمند با همتایان خود در کشورهای فقیر برخورد دارند برای ما مشخص می کنند که سطح هوش و فهم نیز تفاوت قابل توجهی در این میان ندارد. نژاد و رنگ پوست نیز مهم نیستند. زیرا مهاجرانی که در کشور خود برچسب تنبلی می گیرند، در کشورهای اروپایی به نیروهای مولد و فعال تبدیل می شوند.
پس تفاوت در چیست؟

تفاوت در رفتارهای است که در طول سال ها فرهنگ و دانش نام گرفته است.
وقتی که رفتارهای مردم کشورهای پیشرفته و ثروتمند را تحلیل می کنیم، متوجه می شویم که اکثریت غالب آنها از اصول زیر در زندگی خود پیروی می کنند:
اخلاق به عنوان اصل پایه
وحدت
مسئولیت پذیری
احترام به قانون و مقررات
احترام به حقوق شهروندان دیگر
عشق به کار
تحمل سختی ها به منظور سرمایه گذاری روی آینده
میل به ارائه کارهای برتر و فوق العاده
نظم پذیری





نوع مطلب : دانستنیهای وعجایب جذاب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یكی از تجربیات هر فرد در محیط كار، دوستی، دشمنی و در یك كلام رابطه با همكاران خود است. شما از همكار یا همكاران خود در محیط كار چه برداشتی دارید و چه رابطه‌ای بین شما و آنها حكمفرماست؟
آیا آنها را به چشم كسانی می‌بینید كه دائم شما را زیر نظر دارند تا از كارتان خرده بگیرند و علیه شما شایعه‌پراكنی كنند یا آن‌كه دوستی صمیمانه‌ای بین شما و آنها حكمفرماست كه باعث می‌شود در مواقع بحرانی كار به آنها پناه ببرید، از آنها ایده و كمك بگیرید و درباره مسائل مختلف كاری با آنها مشورت كنید.
شاید هم این رابطه دو طرفه، یك رابطه خنثی باشد، به طوری كه هم آنها نسبت به شما و هم شما نسبت به آنها بی‌تفاوتید و جز سلام و علیكی كوتاه، حرفی میانتان رد و بدل نمی‌شود.

با این حال برای بیشتر افراد بی‌تجربه پیش می‌آید با كسی همكار می‌شوند كه واقعا نمی‌توانند حتی برای یك لحظه هم، كار با آنها را تحمل كنند. در چنین شرایطی اگر به دنبال راه‌هایی برای رفع این خصومت نباشید تنش موجود، محیط كار را برای شما به جهنمی غیرقابل تحمل بدل می‌كند و آسایش را از شما و حتی دیگر همكارانتان سلب می‌كند.
آیا به راستی ادامه كار در چنین شرایطی واقعا غیرممكن است؟ آیا نمی‌توان امید داشت دو فرد كه با یكدیگر تفاهم ندارند و هم عقیده نیستند به خاطر مصلحت خودشان با یكدیگر خوب ‌شوند؟
جك لیمپتون، مدیر فروش در شركت حمل و نقل دیوز در بوستون می‌گوید: «من همكاری دارم به اسم تونی، ولی وقتی كار فرمایمان به ما گفت كه اگر یاد نگیریم با هم همكاری كنیم هر دو اخراج خواهیم شد حسمان نسبت به هم عوض شد و یاد گرفتیم به عقاید و خصوصیات یكدیگر احترام بگذاریم و رفتاری دوستانه در پیش بگیریم. من به هوش و درایت او احترام می‌گذارم و توانایی‌هایش را تـحـسین می‌كنم. ما در حال حاضر تیم موفق و در عین حال غیرقابل شكستی را تشكیل داده‌ایم.»



تشابه، دشمن تفاهم



به گفته دیوید هارد كسل، استاد علوم اجتماعی در دانشگاه مریلند، همكارانی كه از نظر اخلاقی شبیه هم هستند لزوما با یكدیگر رفتاری دوستانه ندارند. آنها كه شخصیت‌های شبیه هم دارند، بیشتر دچار اختلاف با یكدیگر می‌شوند.

این استاد دانشگاه به منظور بررسی علت اختلافات میان همكاران با كارمندان مختلف، درباره خصوصیات آن دسته از همكارانی كه با یكدیگر سازش نداشتند با آنها مصاحبه كرد. جواب همگی آنها حاكی از آن بود كه همكارانی كه با یكدیگر خوب نیستند و به دشمنی با یكدیگر بر می‌آیند، بیشتر از آن‌كه خصوصیات متفاوتی داشته باشند مشتركات زیادی بین خود دارند و همین نقطه اشتراك، گاهی باعث می‌شود نتوانند یكدیگر را تحمل كنند و برتری یكی بر دیگری را بپذیرند.

به اعتقاد دكتر هارد كسل، اگر همكارانی كه با یكدیگر خوب نیستند مجبور به كار با یكدیگر شوند پس از مدتی با یكدیگر از در سازش وارد خواهند شد، زیرا معمولا شخصیت‌‌های مشابه، روش‌های مشابهی برای انجام كارهای مختلف دارند.

حال اگر شما در شرایطی قرار گرفتید كه اختلاف عقیده و دشمنی با یك همكار، محیط كارتان را برای شما و دیگر همكارانتان غیرقابل تحمل كرده چه می‌توانید بكنید و چاره كار شماچیست؟ با راهكارهای زیر شاید بتوان بخشی از این تنش را از بین برد.

به محض مشاهده هر گونه تیرگی در روابط و بروز اختلاف، آن را میان خود حل كنید.

كارشناسان معتقدند نباید اجازه داد دامنه اختلافات به جایی كشیده شود كه دو طرف علاقه‌ای به حل كردن این اختلاف یا توانایی لازم برای انجام این كار نداشته باشند. اگر یك گفتگوی ساده و فارغ از تظاهر نمی‌تواند به حل اختلافتان كمك كند، از یك همكار دیگر (نفر سوم) برای وساطت كمك بگیرید یا از او بخواهید برای رفع این اختلاف، پـیـشـنهادهای خودش را به شما ارائه كند.

بسیاری از روان‌شناسان معتقدند در چنین شرایطی، كمك خواستن از برخی همكاران با تجربه و با سابقه، بهترین كار است. كارمندان قدیمی و با سابقه می‌توانند به همكاران جدید و تازه استخدام خود درباره روابط حرفه‌ای در محیط كار، راهنمایی‌های لازم را بدهند و بدین ترتیب از بروز بسیاری از این تنش‌ها در آینده جلوگیری كنند.

در بسیاری از كشورها و در بسیاری از محیط‌های اداری، این مساله به یك سنت دیرینه تبدیل شده است و بسیاری از اختلافات پیش از آن‌كه به چشم بیاید حل می‌شوند. در تلاش برای یافتن علت اختلافات خود با همكارانتان برآیید و از آن برای رسیدن به راهكاری برای حل اختلافتان استفاده كنید.

در این فرآیند ممكن است به توصیه یا مشاوره دیگران هم نیاز داشته باشید، زیرا گاهی بالا گرفتن دامنه اختلافات باعث می‌شود هر دو طرف ایراد كار خود رانبینند و تنها در صدد تلافی برآیند. با این حال، با كمی تامل و دقت در رفتار خود یا طرف مقابل خواهید توانست به بخشی از علت این اختلاف آگاهی پیدا كنید.

اگر شدت اختلاف،‌ قدرت هر گونه واقع بینی را از شما سلب كرده است، ‌از دیگران كمك بگیرید تا بتوانید وضعیت موجود را آن‌گونه كه هست (و نه آن‌گونه كه غرورتان دوست دارد در تخیلات شما بسازد) تصور كنید. یافتن علت اختلافات، ‌درست مثل یافتن علت یك بیماری، ‌گام اول برای هر اقدامی است.

یك پزشك تا وقتی نداند چه ویروسی علائم خاص را در بیمارش ایجاد می‌كند، نمی‌تواند داروی لازم را برای او تجویز كند.



با تصور صحنه آشتی، یك گام به جلو بردارید



می‌‌توانید در ذهنتان نمایشی را بازی كنید كه در آن هر دو تصمیم می‌گیرید با هم آشتی كنید و اختلافتان راكنار بگذارید. جواب‌های طرف مقابل را پیش‌بینی كنید و جواب‌های خودتان را آماده كنید. این‌گونه برای یك آشتی واقعی آمادگی بیشتری خواهید داشت.



بر احساسات منفی خود فائق آیید



اگر با همكارانتان اختلاف نظر دارید در مواجهه با او، جلوی خشم و احساسات منفی خود را بگیرید، زیرا این خود زمینه‌ساز بروز اختلافات جدید یا عمیق شدن اختلاف موجود میان شما می‌شود. به جای فكر كردن به دعوایی كه داشتید و حرف‌هایی كه در آن دعوا با یكدیگر رد و بدل كردید، بر احساسات خود مسلط شوید و به هدف اصلی كه از بین بردن و رفع اختلاف است فكر كنید.

هیچ وقت پیش خودتان فكر نكنید كه طرف مقابل شما علاقه‌ای به سازش و رفع اختلاف ندارد.

به گفته روان‌شناسان، اختلاف میان 2 همكار به لحاظ عاطفی برای هر دو طرف دعوا ناگوار است. سینیتا‌ برون استین، روانپزشك و مشاور اجتماعی در كالج برین ماور می‌گوید:

«بیشتر كارمندان نمی‌دانند اختلافات آنها با دیگران چه لطمه‌ای بر كار و بازدهی شغلی طرف دیگر دعوا می‌گذارد. او نیز مسلما از این‌كه نمی‌تواند كاری برای بهبود اوضاع انجام دهد متاثر است و شاید حتی تلاش خود را برای حل كردن اختلافش با شما انجام دهد، اما از دید شما پنهان می‌ماند. تجربه ثابت كرده همكارانی كه زمانی باهمدیگر اختلاف داشتند پس از سازش، دوستی صمیمانه‌ای با یكدیگر بر قرار می‌كنند.»



اختلاف را فراموش كنید



به این فكر كنید اگر 2 نفری كه انرژی خود را صرف دعوا می‌كنند، همان انرژی را وقف كار و بالا بردن بازده‌ كاری خود كنند چه منافع هنگفتی نصیب خود آنها و كارفرمایانشان خواهد شد. اگر قرار بود به خاطر این اختلاف، ‌یكی از دو طرف، اخراج یا به بخش دیگری منتقل شود، این امر منتفی می‌شد.

به عبارت دیگر یكی از بزرگ‌ترین محاسن حل اختلاف در محیط اداری به دست آوردن امنیت و ارتقای شغلی است. از سوی دیگر، انجام بسیاری از طرح‌های تیمی یا گروهی، مستلزم مشاركت و همدلی همه اعضا است. در مواردی كه این گونه اختلافات دیده می‌شود بازده كل گروه پایین می‌آید و حتی انجام بسیاری از كارها منتفی می‌شود.



اگر هیچ راهی وجود نداشته باشد



حتما این ضرب‌المثل قدیمی را شنیده‌اید كه می‌گوید دوری و دوستی. در محیط كاری چنین ضرب‌المثلی برای كسانی كه نمی‌توانند اختلاف عقاید با یكدیگر را تحمل كنند صدق می‌كند.

اگر تمام راه‌های بالا را آزمودید و موثر نبود با دورماندن از كسانی كه با آنها اختلاف نظر دارید، به كاهش تنش‌های ایجاد شده كمك ‌كنید و حــداقــل روابــط حــرفــه‌ای‌تـان را خـدشـه‌دار نـكـنـیـد. به همین منظور ممكن است مجبور شوید تقاضای جابه‌جایی یا منتقل شدن به بخش دیگری را بكنید.





نوع مطلب : مدیر خوب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


افراد دشوار، كسانی هستند كه معمولا باعث مزاحمت می‌شوند و اغلب این افراد با راه‌حل‌های منطقی نیز متقاعد نمی‌شوند. در حقیقت مشكل بودن این افراد به صورت همیشگی است و اغلب آنها سلطه‌جو، پرخاشگر، شاكی و بی‌مسوولیت هستند.

این افراد در هر شكل و لباسی ظاهر می‌شوند و خصوصیت مشتركشان در این است كه رفتار و برخورد آنها همیشه برای دیگران ایجاد مشكل می‌كند.

بعضی مدیران سازمان‌ها سعی می‌كنند از روبه‌رو شدن با افراد دشوار اجتناب كنند ولی این دسته از مدیران از این امر غافلند كه هرقدر آنها از برخورد با افراد دشوار دوری كنند، آنها در سازمان بیشتر رشد خواهند كرد ولی اگر واقعا در رفتار با افراد دشوار موفق شوند، دشوار بودن افراد در سازمان از بین می‌رود، اما اگر بخواهند با این افراد رفتار مناسبی داشته باشند، باید دریابند چرا آنها دشوار هستند و مشكلات رفتاری آنها چه هزینه‌ای بر سازمان تحمیل می‌كند.

شما در جامعه شاید اصلا به فردی كه به شما صدمه می‌زند، نزدیك نشوید چون او فردی دشوار به شمار می‌آید، اما ارتباط با افراد دشوار در محل كار اجتناب‌ناپذیر است و متاسفانه در رضایت شغلی شما تاثیر دارد، فشار عصبی شما را افزایش می‌دهد و در توانایی شما در انجام كارها تاثیر سوء می‌گذارد.

اگر شما فرد دشواری را به عنوان همكار یا مدیر دارید كه دائما با كارها و اعمال او در ارتباط هستید، مسلما ضربان قلب شما دائما بالا می‌رود و فشار خونتان افزایش می‌یابد و دیگر پیامدهای ناخوشایند درون شما اتفاق می‌افتد.

این برخوردها سلامت جسمی و روحی شما را به خطر می‌اندازد و به طور كلی این افراد، اوقات زندگی شما را در سازمان ناخوشایند می‌كنند. آنها نه تنها اثر بدی در سلامت روحی و جسمی شما دارند بلكه در توانایی شما برای انجام كارهای روزمره‌تان نیز اثر می‌گذارند كه این خود هزینه‌ای برای شماست.

برخی افراد استعداد و ظرفیت فوق‌العاده‌ای دارند كه مشكلاتی را كه افراد دشوار ایجاد می‌كنند، تحمل كنند. این افراد به نحو شگفت‌انگیزی قادرند بدون این‌كه افراد دشوار تاثیری سوء در سلامت روحی و جسمی آنها داشته باشند، زندگی كنند.

اگر شما جزو این افراد هستید، می‌توان گفت اقبال بلند و روحیه خوبی دارید. ولی با تمام این شرایط، اهمیت برخورد با افراد دشوار كمرنگ و بی‌اثر نمی‌شود؛ كاركنانی كه در ارتباط با این افراد هستند، چه مافوق‌ها و چه زیردست‌ها از این تاثیر بركنار نیستند و هرچه این افراد دشوارتر باشند و تعداد آنها زیادتر باشد، تاثیر آنان نیز بیشتر است، یعنی می‌توانند تاثیرات بدی نیز بر مشتریان، كاركنان، بخش منابع انسانی و امور كاركنان و حتی دیگر واحدهایی داشته باشند كه هیچ‌گونه ارتباطی با افراد دشوار ندارند.



به طور كلی تاثیر افراد دشوار بر دیگران به این شرح است:

- كند كردن پیشرفت كار

- ‌لذت نبردن از كار

- اتلاف وقت بیش از حد در برخورد با آنها

- كاهش بهره‌وری و رضایت شغلی

- استعفا و جابه‌جایی افراد

- اتلاف وقت در جلسات

- از بین رفتن ارتباط خوب با مشتریان

- تبدیل دیگران به افراد دشوار



مورد اخیر یكی از مهم‌ترین‌ آنهاست. زیرا وقتی فرد دشواری در سازمان وجود دارد و با او برخورد صحیح و منطقی نشود، رفتار او دیگران را نیز به این امر تشویق می‌كند. در این‌گونه موارد، رفتار فرد دشوار مانند یك بیماری مسری می‌تواند به دیگران نیز سرایت كند.



دلایل مشكل دار بودن افراد دشوار



دلایل متعددی وجود دارد كه افراد را در سازمان‌ها جزو افراد دشوار طبقه‌بندی می‌كنند كه موارد زیر نمونه‌هایی از آنهاست:

1- یاس و ناامیدی در بهبود كیفیت كار: افرادی كه در سازمان برای بهبود كیفیت كار تلاش جدی می‌كنند، وقتی پس از مدت مدید نمی‌‌توانند به هدف خود نائل شوند دچار یاس و ناامیدی می‌شوند و خود، فردی دشوار می‌شوند.

2-‌ عجز و ناتوانی در ارائه بموقع خدمات: عدم ارائه بموقع خدمات، فرد را دچار تنش می‌كند و این تنش رفتار، او را دشوار می‌نماید. رفتارهای غیرمنطقی ناشی از عجز و ناكامی شامل پرخاشگری، دلیل‌تراشی یا بهانه‌جویی، رفتار واپسگرایانه (انجام اعمال خارج از سن)‌، تثبیت یا خوگرفتگی، تسلیم، بی‌قیدی و بی‌تفاوتی است.

3-‌ بی‌توجهی به آنان: فرد دشوار اگر از راه مثبت نتواند مورد توجه دیگران قرار گیرد، سعی می‌كند از راههای منفی، توجه دیگران را به خود جلب كند كه تداوم این كار فرد را در قالب افراد دشوار قرار می‌دهد.

4- انتظارات غیرواقع‌بینانه فرد از سازمان

5-‌ فشار عصبی ناشی از كار: پیامدهای این فشار عصبی از نظر شخصی و هم سازمانی در كوتاه مدت و بلند‌مدت ویرانگر است و فرد را از وظایف عادی منحرف می‌كند و جزو افراد دشوار قرار می‌دهد.

6- تقویت و پاداش: دلیل رفتار بعضی افراد دشوار، این است كه مقابل برخی رفتارهای خاص، پاداش دریافت می‌‌كنند و این رفتار در آنها تقویت شده است مانند قطع كردن صحبت دیگری برای جلب توجه بیشتر.







ادامه دارد





نوع مطلب : مدیر خوب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 24 دی 1390 :: نویسنده : وحید شیرزاد
اولین تاثیر در برخورد اولیه، معمایی ظریف است. اگر آن را باز كنید، هر بخش‌اش را به روشنی می‌بینید و متوجه می‌شوید كه چه تاثیری بر كل دارد. این تاثیرات كاملا به طور منظم اتفاق می‌افتد، به طوری كه بندرت متوجه آنها می‌شویم. تاثیر خوب گذاشتن اولیه، نشانه احترام است.
شما در واقع به طرف دیگر می‌گویید برایم مهم است كه درباره من چه قضاوتی می‌كنی. می‌خواهم در حضور تو به بهترین شكل ظاهر شوم. این به مراتب بهتر از این است كه بگویید من این هستم یا قبول كن یا نكن.

تاثیرگذاری روی افراد، موضوع مهمی است، زیرا یادآوری‌های بعدی را به وجود می‌آورد. تاثیر اول، نخستین و شاید تنها فرصت مناسبی است كه به افراد بگوییم ما چگونه انسانی هستیم. به همین دلیل می‌گوییم تاثیر اول در این زمینه كه دیگران شما را چگونه می‌بینند، از اهمیت فراوانی برخوردار است. این تاثیرگذاری بخصوص در دنیای امروز اهمیت فراوانی دارد.‌ تا قرن‌ها مردم در همان مكانی كه متولد می‌شدند، زندگی می‌كردند. در آنجا با مردمی كه كاملا شناخته شده بودند، ارتباط برقرار می‌كردند و معاشرت، كار و تجارت داشتند.

اكنون در عصری زندگی می‌كنیم كه مردم به خانه‌ها و شهرهای جدید اسباب‌كشی می‌كنند، تغییر شغل می‌دهند، دوستان جدید پیدا می‌كنند و با سرعتی بسیار بیشتر از گذشته، رابطه‌ها و ارتباطات را به وجود می‌آورند. اولین جلسات آنقدر پشت سر هم اتفاق می‌افتد كه بندرت متوجه آنها می‌شویم. ممكن است هر روز با شخص جدیدی آشنا شویم و صحبت كنیم. این شخص ممكن است متصدی صندوق یك فروشگاه باشد یا كسی در باشگاه ورزشی یا همكار یا مشتری جدید.

در این برخوردها، گاه درباره وضع هوا حرف می‌زنیم. گاه درباره شرایط زندگی‌مان و بدین گونه درك جدیدی از دیگران به دست می‌آوریم. بر اساس این روابط متقابل كوتاه، این غریبه‌ها تصویری از ما در ذهنشان نقش می‌بندد كه در نتیجه آن، از ما خوششان می‌آید یا بالعكس.

این یك واقعیت است كه افراد بسرعت و ناخواسته از شما برداشت می‌كنند. آنها با توجه به حرف‌ها و رفتارهای اولیه‌تان از شما برداشت می‌كنند. برداشت آنها در برخورد اول به این اشاره دارد كه فكر می‌كنند شما همیشه این گونه عمل می‌كنید، حتی اگر این تصورشان اشتباه باشد.

می‌توان گفت در نگاه اول، افراد نمونه كوچكی از شما را می‌بینند و بخش باریكی از زندگی شما را لمس می‌كنند؛ اما همین نمونه كوچك، صددرصد اطلاعاتی است كه آنها درباره شما دارند و به طور ناخودآگاه فرض می‌كنند این مختصر آگاهی، تصویر دقیقی از كل شخصیت شماست.

بررسی‌های روانشناختی نشان داده است افراد هنگام ارزیابی دیگران به اطلاعات اولیه‌ای كه به دست می‌آورند، بهای بیشتری می‌دهند تا اطلاعاتی كه بعد به دست می‌آورند. به عبارت دیگر، به احتمال زیاد افراد آنچه را در شروع كسب می‌كنند، درست و صحیح می‌پندارند.

برای مثال، اگر در اولین جلسه آشنایی، رفتار گرم و محبت‌آمیزی از خود بروز دهید، برداشتی از شما به دست می‌آید كه دیگران به گرم و صمیمی بودن شما اعتقاد پیدا می‌كنند و اگر حتی بعدا گوشه‌گیر و در خود فرورفته ظاهر شوید، برایشان مهم نیست یا اصلا متوجه نمی‌شوند. اگر اطلاعات اولیه منفی باشند، بیشتر از اطلاعات مثبت تاثیر بر جای می‌گذارند. به عبارت دیگر، برای از میان برداشتن اولین تاثیر منفی باید رفتارهای مثبت فراوانی را به نمایش بگذارید.

یكی از اشتباهات افراد در نخستین برداشت از رفتار طرف مقابل این است كه فكر می‌كنند اگر كسی یك ویژگی مثبت دارد، دارای مجموعه‌ای از دیگر صفات مثبت هم هست؛ در حالی كه ممكن است او آنها را نداشته باشد. برای نمونه شاید كسی كه به نظرتان تیزبین رسیده است، در آن واحد باهوش، دوست‌داشتنی و موفق ارزیابی كنید؛ هرچند ممكن است این خصوصیات را در او مشاهده نكرده باشید و شخص نیز فاقد این خصایص باشد.



زبان بدن در اولین برخورد



داوری لحظه‌ای و فوری بزرگ‌ترین بخش تاثیر اول است و در این داوری، زبان بدن یكی از عناصر بسیار مهم به نظر می‌رسد. به طور كلی اقداماتی كه در لحظه اول برخورد، بشدت توی ذوق می‌زند و مانع ارتباطی ایجاد می‌كند عبارتند از خاراندن سر، جویدن عصبی گوشه لب‌ها، دوری از تماس چشمی، قوز كردن یا بی‌انعطاف ایستادن و ... .

در اولین برخورد، وقتی فرد لبخند نمی‌زند، حالت بدنی خشكی دارد، به افراد نگاه نمی‌كند، باعث می‌شود افرادی را كه به او نزدیك می‌شوند، ناامید كند. انسان‌ها به طور كلی از كسانی استقبال می‌كنند كه پر انرژی و گشاده‌رو باشند و لبخند یكی از مطمئن‌ترین زبان تن است. لبخند به دیگران می‌گوید در آن لحظه خاص شما خوشحال یا راضی هستید.

وقتی به كسی لبخند می‌زنید، نورون‌های منعكس‌كننده او از هم باز و شاد می‌شوند و متقابلا لبخندی را به نمایش می‌گذارد و آگاهانه یا ناآگاهانه احساس می‌كند روی شما تاثیر خوشایندی گذاشته‌اند.

لبخند نزدن، افراد را خنثی و بی‌تفاوت نشان می‌دهد. توجه به این نكته نیز مهم است كه لبخند زمانی واقعی برداشت می‌شود كه چشم‌ها و بقیه بخش‌های صورت را هم دربرگیرد. در ضمن مهم‌ترین جنبه لبخند در تاثیرگذاری اولیه، رنگ دندان‌های شماست. در دنیای امروز داشتن دندان‌های زرد، رنگ مرده‌ای به شخص می‌دهد. وضع ظاهر شما نیز در تاثیرات اولیه نقش تعیین كننده‌ای دارد. در واقع وضع ظاهرتان نخستین اطلاعاتی است كه دیگران از شما می‌گیرند.

وقتی لباس آراسته و تمیز بپوشید این پیام را منتقل می‌كنید كه از اعتماد به نفس فراوان برخوردارید و به دنیای پیرامونتان بها می‌دهید. برای خوب به نظر رسیدن لزوما نباید زیبا و خوش‌چهره باشید. البته، زیبا بودن چیز بدی نیست، اما داشتن اطمینان خاطر و اعتماد به نفس مهم‌تر است. اگر خوب، خوشایند و مورد اعتماد به نظر برسید ارتباط را جذب می‌كنید و طرف مقابل را در موقعیت آرامی قرار می‌دهید. متخصصان بر این عقیده‌اند كه تاثیرگذاری اولیه با برنامه‌نویسی ذهن ما برای ارزیابی و طبقه‌بندی كردن در رابطه است.

ما اطلاعاتی جمع‌آوری می‌كنیم تا بدانیم طرف مقابل چگونه با ما همخوانی دارد. در جلسه آغازین وقتی می‌خواهید نظر مساعد طرف مقابل را جلب كنید، لازم است همه توجهتان را به طرف مقابل بدهید. در اینجا، تماس چشمی از اهمیت بسزایی برخوردار است. سعی كنید در 70 درصد وقت، تماس چشمی برقرار كنید.

وقتی در چشم‌های طرف مقابل نگاه می‌كنید در واقع به او می‌گویید حرفی كه می‌زند معنی‌دار و برای شما مهم است. برقراری تماس چشمی برای نشان دادن اعتماد و اطمینان ضرورت دارد.

در برخی فرهنگ‌ها ناتوان بودن در برقراری تماس چشمی نشانه بی‌ادبی است، نشانه نداشتن اعتماد به نفس است و در مواردی اشخاص ممكن است تصور كنند شما یك فرد دروغگو هستید. این را هم بدانید كه در بعضی از نقاط دنیا مانند آسیای جنوبی، نگاه كردن در چشم نشانه بی‌ادبی است. در حالی كه برقراری تماس چشمی تا حدی مفید و خوب است، اگر پیوسته در چشم‌های دیگران نگاه كنید كار خوبی نكرده‌اید.

با برقراری ارتباط چشمی و سر تكان دادن به افراد، به آنها احساس مثبتی را منتقل و خود را دست‌یافتنی‌تر معرفی می‌كنید. متخصصان آداب معاشرت بر این نكته تاكید دارند كه قاطعیت محكم دست دادن در شكل‌گیری تاثیرات، نقش تعیین‌كننده‌ای ایفا می‌كند. روان‌شناسان پی برده‌اند كه دست دادن محكم همراه با نمایش گذاشتن قدرت، مدت طول كشیدن دست‌دادن و برقراری ارتباط چشمی مناسب تاثیر مثبتی برداشتی كه شخص در اولین جلسه روی دیگران می‌گذارد، دارد.

پس درست و مناسب دست بدهید، چرا كه دست دادن نامناسب جواب «نه» طرف مقابل را برای شما به همراه دارد. همچنین لازم است با تمام وجود به طرف مقابل گوش بدهید. گاه وقتی برای اولین بار كسی را ملاقات می‌كنیم شاید برایمان دشوار باشد كه با تمام وجود به حرف‌های او گوش بدهیم و این اشتباه بسیار بزرگی است. وقتی به حرف‌های كسی گوش می‌دهید باید گهگاه سرتان را به سمتی خم كنید تا علاقه خود را به صحبت‌های او نشان داده باشید.

مساله مهم دیگر در برقراری ارتباط موثر بلندی و كوتاهی صداست. ممكن است بلندای صدای شما با دیگران تفاوت داشته باشد. اگر بیش از اندازه بلند حرف می‌زنید چه بسا آن را طبیعی و نشانه اعتماد به نفس‌تان تلقی كنید، اما شاید دیگران آن را به حساب تكبر و نیاز به جلب توجه كردنتان بگذارند. اگر خیلی آهسته صحبت كنید، شاید خودتان آن را به حساب تواضع و فروتنی خود بگذارید، اما در نظر دیگران فاقد اعتماد به نفس ظاهر می‌شوید. پس باید بكوشید بلندای صدایتان با طرف مقابل همخوانی داشته باشد.

شما در اولین ملاقات، از سرنخ‌هایی كه دیگران به شما می‌دهند استفاده می‌كنید. شما هم این سرنخ‌ها را به دیگران می‌دهید. سرنخ‌هایی كه می‌گویند از من فاصله بگیر یا من مناسب صحبت با تو هستم. متوجه باشید یا نباشید، سرنخ‌هایی دارید كه دیگران می‌فهمند تا چه اندازه باز و گشوده هستید. با حالت بدنتان، نگاه كردنتان و این كه چگونه به افراد واكنش نشان می‌‌دهید، سرنخ‌ها را مخابره می‌كنید.

مساله فقط این نیست كه چه می‌گویید و چقدر صحبت می‌كنید، بلكه حركت شما هم مهم است. زبان بدن شما، در این مورد كه تا چه اندازه در نظر طرف مقابل خود مورد پسند قرار می‌گیرید، نقش مهمی ایفا می‌كند. بنابراین توجه داشته باشید بدن خود را چگونه حركت می‌دهید و حركت چهره‌تان، روی دوست‌داشتنی بودن شما در نظر دیگران تاثیر می‌گذارد.

در پایان می‌توان گفت اگر بدانید افراد آن اندك خصوصیت اولیه را كه در شما می‌بینند به حساب صددرصد شخصیت شما می‌گذارند، می‌توانید درباره اطلاعاتی كه درباره خودتان مخابره می‌كنید دقیق‌تر و حساب‌شده‌تر رفتار كنید.

در واقع همه ما دست‌كم در مواقعی تاثیرگذاری اولیه بدی داریم. این بخشی از انسان بودن ماست. از طرف دیگر قرار نیست همه از شما خوششان بیاید و این اشكالی ندارد. اگر واقعا می‌خواهید ارتباط مثبتی ایجاد كنید، می‌توانید بر رفتار منفی اولیه خود فایق آیید و با كمی سعی و تلاش رابطه مثبتی را ایجاد كنید.





نوع مطلب : مدیر خوب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 24 دی 1390 :: نویسنده : وحید شیرزاد
رضایت سخنرانان به یک سخنرانی متوسط‌، ریشه اصلی کثرت سخنرانی‌های بد است. سخنرانان اصلا به کیفیت جایگاه سخنرانی اهمیت نمی‌دهند و ‌ایراد سخنرانی در یک جایگاه با کیفیت پایین، آنها را راضی می‌کند.
چه کاری برای بهبود کیفیت نامطلوب سخنرانی‌های مدیران باید انجام داد؟ من 3 مرحله سریع پیشنهاد می‌دهم که مدیران از همین الان می‌توانند در پیش بگیرند تا کیفیت سخنرانی بعدیشان را بالا ببرند. مراحل سه گانه از نظر مفهومی ‌پیچیده ولی از نظر اجرا نسبتا آسان است.


مرحله اول: مخاطبان خود را در دسته‌های مختلف قرار داده و سازماندهی کنید.

ذهن ناخودآگاه ما به طور مداوم چهار منطقه مختلف از فضای بین ما و دیگران را به دقت رصد می‌کند. ما‌این رادار ناخودآگاه و به طور ناباورانه‌ای ماهر را تقویت کرده‌ایم تا ما را برای ارائه سخنرانی‌های عمومی‌هدایت کند. فاصله 12 قدم یا بیشتر با مخاطبان، فضای عمومی‌ (اصطلاحا فضای غیرصمیمانه) محسوب می‌شود و ما معمولا اهمیت زیادی به کسانی که فاصله‌ای بیشتر از12 قدم با ما دارند نمی‌دهیم.
فاصله بین 12 قدمی‌تا 4 قدمی ‌فضای اجتماعی خوانده می‌شود. ما توجه نسبتا بیشتری به افراد ‌این منطقه داریم، گاهی به آنها نگاه می‌کنیم ولی مخاطب اصلی خود به حساب نمی‌آوریم.

فاصله 4 قدمی ‌تا 5/1 قدمی‌فضای خصوصی به حساب می‌آید و ما توجه خیلی بیشتری به افراد‌ این فضا داریم و در حقیقت، می‌خواهیم تماس چشمی‌مان را با یکی از افراد ‌این منطقه به طور مداوم حفظ کنیم. از لحاظ روانی آن شخص به اندازه‌ای به ما نزدیک است که تشویق به متمرکز ماندنمان بکند.

بالاخره‌، فاصله 5/1 قدمی‌تا صفر قدمی‌فضای صمیمانه و محرمانه نامیده می‌شود و تنها کسانی به‌ این منطقه راه دارند که ما اطمینان زیادی به آنها داریم مانند همسر، اعضای خانواده و دوستان نزدیک.



الزامات یک سخنرانی عمومی‌ چیست؟

پشت جایگاه سخنرانی ‌ایستادن به ‌این معناست که شما می‌خواهید فاصله بیشتر از 12 قدم را با افراد حفظ کنید و ‌این نشان‌دهنده آن است که شما به طور ناخودآگاه تمایلی برای ارتباط برقرار کردن با دیگران ندارید. بنابراین یکی از راه‌های بالا بردن کیفیت سخنرانی شما‌ این است که رابطه خودتان را با مخاطبانتان با پایین آمدن از جایگاه سخنرانی و وارد شدن به جمع افرادی منتخب از منطقه خصوصی گرم‌تر و نزدیک‌تر نمایید.
به لطف مانیتورهای نصب شده در چند نقطه سالن سخنرانی، وقتی شما از جایگاه پایین می‌آیید رشته کار از دستتان در نمی‌رود، بلکه ‌این کار به ارائه بهتر سخنرانی کمک می‌کند؛ بنابراین می‌توانید به راحتی در حین‌اینکه راه می‌روید به سخنرانی‌تان ادامه دهید.

وقتی می‌خواهید مطلب مهمی ‌را بیان کنید به طرف مخاطبان منتخب خود حرکت کنید و وقتی می‌خواهید تنفس اعلام کرده یا موضوع را عوض کنید، از آنها دور شوید. این طبقه‌بندی یک راه ساده و آسان برای‌ایجاد و توسعه ارتباط با مخاطبان است بدون ‌اینکه نیازی به بلند کردن صدایتان باشد.

مرحله دوم: به مستمعان گوش کنید.

تمام ارتباطات موفق، دوطرفه هستند و گوش کردن به مستمعان یک روش بسیار خوب برای افزایش کاریزمای شما است.‌ این امر باعث خواهد شد که مستمعان در حالی که تمام توجه شان به شما است روی صندلی‌هایشان میخکوب شوند.
حال سوال ‌اینجا است که چگونه باید به مستمعان گوش کرد؟ بهترین راه‌این است که وقفه‌های منظم در سخنرانیتان، برای در دست گرفتن نبض مستمعان حداقل هر بیست دقیقه و ترجیحا هر ده دقیقه داشته باشید. از مخاطبان بپرسید آیا آنها سوالی یا نظری دارند یا می‌خواهند تجربیات خودشان یا اطرافیانشان را در مورد موضوع بحث با شما در میان بگذارند؟
می‌توانید پرسش و پاسخ را به آخر سخنرانی موکول کنید اما تاثیر آن کاهش می‌یابد، زیرا ممکن است مخاطبان سوالی را که 10 دقیقه پیش داشتند فراموش کنند.
در عین حال مهم‌ترین نکته آن است که وقتی چیزی را از مخاطب می‌پرسید، باید منتظر پاسخ آن بمانید. اگر صرفا به‌این خاطر که استرس زیادی دارید فقط یک یا دو ثانیه صبر کنید و با ‌این تصور که کسی چیزی ندارد بگوید بلافاصله سخنان خود را ادامه دهید، ‌این موضوع را به مخاطب القا کرده‌اید که دوست دارید متکلم الوحده باشید، زیرا طی یک سخنرانی‌این سخنران است که قانون وضع می‌کند.
نکته مهم دیگر ‌اینکه وقتی به مخاطب گوش می‌کنید باید با تمام وجود ‌این کار را انجام دهید. یعنی‌اینکه هر کار فیزیکی که انجام می‌دادید را متوقف کنید، به طور کامل به طرف سوال‌کننده برگردید و تمام حواستان به او باشد.
این کار به طور شگفت‌آوری برای سخنرانان پرمشغله سخت است، اما برای ‌اینکه نشان دهید با تمام وجود به مخاطب خود اهمیت می‌دهید، بسیار ضروری است. بسیاری از سخنرانان، سوال مخاطب را قبل از پایان متوجه می‌شوند و شروع به جواب دادن می‌کنند؛ ‌این کار اصلا حرفه‌ای نیست و به‌ این معنی است که شما برای مخاطب خود ارزش قائل نیستید و سخنان او را لایق شنیدن نمی‌دانید.


مرحله سوم: قبل از سخنرانی تقریبا برای 3 دقیقه روی احساسات خود تمرکز کنید.

بسیاری از مدیران اجرایی اشتباها فکر می‌کنند که مدیریت یعنی احساساتی نبودن. ‌این یک اشتباه بسیار بزرگ است. مدیران موفق و پر جذبه‌ای مانند استیو جابز یا شخصیت سیاسی محبوبتان را در ذهن خود مجسم کنید.

ابراز احساسات مردم به ‌این افراد به خاطر اشتیاق و علاقه زیاد به موضوع بحث آنها، استدلالات آنها یا محصول تولید شده توسط آنها می‌باشد. جذابیت و کاریزما، بر خاسته از تمرکز روی احساسات مسری و قدرتمند مانند لذت، اشتیاق و خشم است.

بنابراین، چند لحظه قبل از ‌اینکه برای سخنرانی روی صحنه بروید با تمام وجود، ‌این احساسات را در خودتان بیدار کنید و به آنها اجازه جولان بدهید. اگر‌ این کار را تمرین کنید با جذابیت و انرژی بالا روی صحنه حاضر خواهید شد و مردم در شما غرق خواهند شد.

چگونه باید تمرکز کرد؟

ابتدا احساساتتان را شناسایی کنید و به زمانی فکر کنید که ‌این احساس را تجربه کرده‌اید آن زمان را دوباره با تمام وجود برای چند دقیقه درست قبل از سخنرانی با به‌ کارگیری تمام حواس پنجگانه در ذهنتان مجسم کنید.

تجربه چه مزه‌ای می‌داد؟ چه بویی می‌داد؟ چه صدایی داشت؟ چه جنسی بود و چه شکلی داشت؟ این صفوف احساسات را یکی پس از دیگری تجربه کنید. خودتان را در آن زمان خاص مجسم کنید و احساسات را وارد زندگی کنید. سپس به صحنه بروید و مطمئن باشید که همه را به شدت تحت تاثیر قرار خواهید داد.

این 3 میانبر را تمرین کنید تا شاهد موفقیت و ارتقایتان روی صحنه و داشتن ارتباطات وسیع‌تر در جامعه باشید.





نوع مطلب : مدیر خوب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 24 دی 1390 :: نویسنده : وحید شیرزاد
مدیران در هر زمان و مکانی باید آماده ارائه مطالب مختلف، به مخاطبان متفاوت باشند. مدیران در این سخنرانی‌ها به دنبال اطلاع‌رسانی، ترغیب یا تاثیرگذاری بر تصمیمات یا بهبود عملکرد هستند.





در داخل سازمان ممكن است با گروهی از كاركنان یا همه همكاران صحبت كنند و در بیرون برای گروه‌های اجتماعی، مطبوعات یا سازمان‌های دیگر سخنرانی کنند. به خاطر داشته باشید آمادگی برای چنین سخنرانی‌هایی حیاتی است؛ زیرا یك نطق ضعیف می‌تواند شالوده‌ای را كه هفته‌ها به دقت طراحی شده است، به کلی ویران كند.

اگر می‌خواهید سخنرانی ماندگاری داشته باشید به نكات زیر توجه كنید:


1 – اضطراب خود را كنترل كنید.


عالی‌ترین سخنرانان نیز قبل از ارائه سخنرانی فارغ از استرس نیستند. مطالعات نشان می‌دهد سخنرانان بزرگی مانند باب‌هاپ و جانی كارسون نیز قبل از شروع سخنرانی ضربان قلبشان افزایش می‌یابد؛ ولی به محض شروع سخنرانی به حالت عادی برمی‌گردند.

اضطراب قسمتی از یك ارائه خوب است، آن را بپذیرید. با توجه به این موضوع یك روش برای كاهش اضطراب، پیش ارائه است. در این روش قبل از سخنرانی واقعی، خود را به صورت ذهنی در شرایط سخنرانی قرار می‌دهید. احساس این اضطراب‌ها قبل از سخنرانی واقعی، به كنترل استرس در هنگام سخنرانی كمك می‌كند.


2 – با اعتماد به نفس شروع كنید.


هنگامی كه یك سخنران به سمت تریبون می‌رود مخاطبان نگاه می‌کنند، گوش می‌دهند و توجه خواهند كرد؛ بنابراین پرانرژی و جذاب شروع كنید. لبخند بزنید و از حضورشان ابراز رضایت کنید. مراقب زمان باشید و سراسیمه نشوید. صحبت‌های مقدماتی را بدون مراجعه به یادداشت‌هایتان بیان كنید؛ به گونه‌ای سخن بگویید كه در آخر سالن نیز شنیده شود. آرام، مطمئن و با تسلط به نظر برسید.

3 – فورا با مخاطبان رابطه برقرار كنید.

نشان دهید كه از بودن در جایگاه سخنران خوشحال هستید و مخاطبانتان را دوست دارید. از آنها به خاطر فرصت صحبت با آنها قدردانی كنید. تلاش كنید تا حد ممكن با حضار ارتباطات چشمی داشته باشید. اگر با تعریف و ستایش از مخاطبان، مهارت‌هایشان، موفقیت شان در پروژه فعلی یا حضورشان در آنجا و غیره شروع كنید، ضرر نخواهید کرد. كاری كنید كه از حضور شما در آنجا احساس رضایت كنند.


4 – نطق خوبی ارائه دهید.


سرزندگی، جذابیت، فصاحت، بلاغت و همچنین آهنگ صدا در یك نطق خوب موثراند. به نكات زیر توجه كنید:
* تصور كنید با افرادی سخن می‌گویید كه به خوبی می‌شناسید. گفت‌وگو كنید نه اینكه یك متن را بخوانید. طبیعی و راست بایستید. صدای خود را به ردیف‌های آخر برسانید. ضرب آهنگ صدای خود را برای جلب مخاطبان تغییر دهید.
* همان طور كه صحبت می‌كنید به ترتیب به افراد نگاه كنید.
* از ژست‌های مختلف استفاده كنید؛ ولی مواظب باشید گیج‌كننده نباشد.
* شوخ طبع باشید و فقط هنگامی از لطیفه‌ها استفاده كنید كه به‌موضوع بحث مربوط باشند.
* مخاطبان را موعظه نكنید. صداقت نشان دهید. پیام‌هایتان را باور داشته باشید و مشتاق به بیان آنها باشید.
* نكات مهم را بیان کنید. قبل از مطرح كردن نقطه‌ای كلیدی برای تاكید بر آن نكته مكث كنید، بعد از آن برای در ذهن ماندن مطلب نیز مكث كوتاهی داشته باشید.
* قدم به قدم نطق كنید. با شدت كم شروع كنید و به تدریج به شدت آن بیفزایید.

5 – از خطاهای رایج بین سخنرانان دوری كنید.


كارهایی هستند كه هیچ گاه نباید انجام دهید:
* هرگز از روی متن نخوانید یا سر خود را در پشت نوشته‌هایتان پنهان نكنید. چهره به چهره سخن بگویید.
* از بی قراری و قدم زدن‌های بی‌مورد و كارهای آزاردهنده‌ای مثل در آوردن صدای كلید‌ها و چرخاندن آن اجتناب كنید.
* آشفته نباشید.
* هیچ گاه با خودتان رقابت نكنید. اگر مطالبی را برای مشاهده سایرین توزیع می‌كنید، صحبت كردن را تا پایان ملاحظه عموم متوقف كنید.
* از یادداشت‌هایتان تا زمانی كه به آنها احتیاج ندارید، استفاده نكنید و بعد از استفاده بلافاصله آنها را كنار بگذارید.
* هنگامی كه باید سكوت كنید از كلماتی مانند «اوم» و «آآ» اجتناب كنید.
* هیچ گاه از زمان خودتان تجاوز نكنید. به گفته مارك تواین «گناهكاران كمتری بعد از 20 دقیقه اول یك موعظه نجات می‌یابند.»

6 – نكات كلیدی را منتقل كنید.

مواظب باشید مخاطبان خود را از دست ندهید. نكات اصلی را خلاصه كنید. به مخاطب كمك كنید تا بتواند ایده‌های ارائه شده را سازماندهی و درون‌سازی كند. تكرار و دوباره‌گویی برای ارتباط اثربخش حیاتی است.


7 – بر مخاطبانتان تاثیر بگذارید.

به مخاطبان نگاه كنید و به چگونگی واكنش آنها به سخنانتان توجه كنید. آیا آنها پیام شما را می‌گیرند؟ یا در حال خمیازه كشیدن، خواندن یا پاك كردن ناخن‌هایشان هستند؟ به نشانه‌های غیر‌كلامی توجه كنید. در حقیقت آنها بازخورد‌های ارزشمندی هستند. سبك خود را با آنها تطبیق دهید و مضمون را اصلاح كنید. از سوالات استراتژیك و تصاویر متفاوتی استفاده كنید.


8 – سخنرانی خود را قاطعانه به پایان برسانید.


هنگامی توقف كنید كه مخاطبان هنوز با شما باشند. بهتر است آنان بدانند، پایان نزدیك است. به نكات اصلی دوباره اشاره كنید. می‌توانید برای تقویت ایده‌های ارائه شده پیشنهاد خاصی را به مخاطبان برای انجام یا تفكر در روزهای آتی بدهید. آنها را با چیزی بیشتر از یك اشتیاق گرم ترك كنید. آنها را با یك تفكر یا ایده قابل یادآوری ترك كنید. تاثیر آخر، آخرین تایید است.


فراموش نکنید :


به مخاطبانی كه دغدغه اصلی شما پیام‌رسانی به آنها است، به اندازه كافی علاقه‌مند باشید. هنگامی كه شما بیشتر به انتقال بهتر پیام فكر می‌كنید و كمتر به اینكه مردم چه فكری نسبت به شما می‌كنند، سخنران بهتری می‌شوید؛ بنابراین به خودتان اجازه دهید تا انرژی خود را در راه مثبتی آزاد كنید.





نوع مطلب : مدیر خوب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


ابتدا سراغ احساسات فرد عصبانی بروید: احساسات و مشکلات فرد عصبانی باید قبل از هر اقدام دیگری مورد توجه قرار بگیرند تا فرد عصبانی بتواند به صورت سازنده رفتار کند.

هر چه فرد عصبانی تر باشد، توجه کردن به احساسات او و شنیدن حرف‌هایش اهمیت بیشتری می‌یابد. حل کردن مشکلات با افراد عصبانی معمولا چیزی جز اتلاف وقت نیست. مگر در صورتی که ابتدا به حرف‌های فرد عصبانی گوش داده شود و او آماده برقراری ارتباط باشد.


از همان ابتدا شروع به خنثی کردن بمب کنید



افراد عصبانی حتی قبل از اینکه دهانشان را باز کنند و به فرد مقابل حمله کنند، عصبانیت‌شان را از طریق چهره‌شان به نمایش می‌گذارند. یکی از راه‌های خنثی کردن بمب عصبانیت این افراد این است که قبل از انفجار عصبانیت آنها شما دست پیش را بگیرید.

برای مثال زمانی که فرد الف به فرد ب می‌رسد و می‌بیند که او عصبانی است، از همان ابتدا می‌تواند بگوید: «سلام ب. حالت خوش به نظر نمی‌رسد. مشکلی پیش آمده است؟» به همین راحتی فرد الف می‌تواند حالت محترمانه‌تری به صحبتی که می‌خواهد شروع شود، بدهد.


سعی کنید مدعی باشید، نه غیر فعال یا مهاجم

شما حق دارید زمانی که فردی از خط قرمز خودش در مقابل شما عبور کرده است، پاسخ او را بدهید. حتی در این موارد اگر شما پاسخ مناسب را ندهید، افراد زورگو ممکن است فکر کنند که شما در مقابل آنها کم آورده‌اید و به آن گونه رفتار در مقابل شما ادامه دهند.

البته حواستان باشد که شما هم در مقابل عصبانی نشوید و تنها سعی در حل کردن مشکل طرف مقابل داشته باشید. برای مثال در مورد فرض فرد الف و ب، فرد الف می‌توانست واکنشی شبیه جمله زیر نشان دهد: «الف، من به تو در حل کردن مشکلت کمک می‌کنم، ولی برای این کار لازم است که تو ابتدا آرام شوی تا من بتوانم از تو چند سوال بپرسم.»
توجه کنید که این جمله در عین اظهار همدردی حالتی مدعی گونه دارد. حال اگر فرد الف به عصبانی بودن خودش ادامه دهد، ب می‌تواند این گونه پاسخ دهد که «الف، اگر تو به سوالات من پاسخ بدهی، من می‌توانم در حل کردن مشکل به تو کمک کنم، ولی اگر بخواهی صدایت را بلند کنی، من از تو می‌خواهم که بروی. کدام یک را ترجیح می‌دهی؟»


جمله کلیدی: «این کار روی من تاثیر ندارد»

افراد پرخاشگر و سو استفاده کننده، همواره به دنبال افرادی هستند که بتوانند با استفاده از رفتار پرخاش گرانه‌شان کنترلشان کنند. در صورت برخورد کردن با چنین افرادی، جمله مهم برای ابراز کردن این است که:

«این کاری که تو می‌کنی، روی من تاثیری نمی‌گذارد. تو نمی‌توانی به من زور بگویی، مجبور به بحث‌های بی‌فایده کنی، توهین کنی یا از بحث کردن با من و مغلوب کردنم احساس رضایت به دست بیاوری.» به محض اینکه افراد زورگو بفهمند که قادر به کنترل کردن شما نیستند، احتمالا به سراغ افرادی خواهند رفت که قربانیان بهتری برای رفتار کنترلگرشان باشند.
بسیاری از مشاجرات تنها به این دلیل روی می‌دهند که یکی از دو طرف مجادله یا هر دو، از جملات تحریک کننده استفاده می‌کنند. معمولا مشاجراتی که به این شیوه روی می‌دهند، برای روابط بسیار مضر هستند. یاد گرفتن کلماتی که می‌توانند منجر به دعوا شوند و جایگزین کردن آنها با کلمات دیگر، کار چندان دشواری نیست.


روی هر چیزی که تمرکز کنید، مقدار بیشتری از آن نصیبتان می‌شود


این یک اصل کلی در زندگی است. زمانی که فردی با شما به صورت توهین آمیز برخورد می‌کند، این شما هستید که تصمیم می‌گیرید در مقابل، رفتاری مشابه از خودتان نشان دهید یا رفتاری سازنده را پیش بگیرید.

اگر شما تنها به فکر جواب دادن حرف‌های او و آسیب زدن به دشمن با حرف‌هایتان باشید، می‌توانید مطمئن باشید که شما کل صحبتتان را به آن سو خواهید راند، ولی اگر شما صحبتتان را به شكلی سازنده حرکت دهید و تنها روی ضد حمله کردن تمرکز نکنید، در این صورت به فرد عصبانی اجازه ادامه دادن حرف‌های ناراحت کننده‌اش را نمی‌دهید، چرا که جهت بحث را تغییر داده‌اید.
سعی کنید به سرعت و بلندی صدایتان توجه کنید. زمانی که افراد، عصبانی می‌شوند، صدایشان بلندتر می‌شود و با سرعت بیشتری حرف می‌زنند. به این ترتیب زمان کمتری هم به فکر کردن حین حرف زدن تحصیص می‌دهند و احتمال گفتن حرف‌هایی که بعدها پشیمانی به دنبال داشته باشد هم بیشتر می‌شود.

پس حواستان باشد تا آنجا که می‌توانید آرام و آهسته صحبت کنید. زمانی که فردی حرف ناراحت کننده ای به شما می‌زند، قبل از پاسخ دادن به او ابتدا فکر کنید. سعی کنید به صورت آگاهانه سرعت حرف زدنتان را کم کنید که پاسخی که می‌دهید، پاسخی عصبانی و ناراحت کننده‌نباشد.





نوع مطلب : مدیر خوب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


ـ نظام پذیرش و بررسی پیشنهادها در دستگاهها در قالب وظایف شورای تحول اداری وزارتخانه‎ها و كمیسیونهای تحول اداری دستگاههای وابسته یا واحدهای تابعه انجام می‎شود فعالیت می‎نماید و دارای اركان زیر است:

تبصره: شوراها و كمیسیونهای تحول اداری جهت انجام نظام پذیرش و بررسی پیشنهادها می‎توانند كمیته تخصصی تشكیل دهند و اهدای جوایز و پرداخت پاداش با پیشنهاد كمیته و تصویب شورا یا كمیسیون مربوط مجاز می‎باشد.


2ـ تركیب كمیته‎های تخصصی نظام پذیرش و بررسی پیشنهادها

1ـ اعضاء كمیته‎های تخصصی نظام پذیرش و بررسی پیشنهادها براساس پیشنهاد شورای تحول اداری و تصویب رئیس شورای مربوطه تعیین می‎گردد.



3ـ وظایف نظام پذیرش و پیشنهادها

2ـ1ـ اجرای برنامه‎های تشویقی و زمینه‎سازی فرهنگی و آموزشی برای برانگیختن كاركنان به ارائه پیشنهاد

2ـ2ـ ساماندهی چگونگی دریافت، ثبت ، رسیدگی و پذیرش یا رد پیشنهادها و پاسخ دادن به پیشنهاد دهندگان و نظارت بر انجام امور

2ـ3ـ بررسی پیشنهادهای دریافت شده بمنظور ارجاع آنها به كارشناسان و متخصصان در صورت لزوم

2ـ4ـ تصویب پیشنهادهای پذیرفته شده و ارسال گزارش لازم برای هر یك از واحدها حسب مورد جهت بررسی قابلیت اجرایی پیشنهاد و جهت اجراء از مقامات ذیصلاح و ابلاغ دستور اجرا به واحدهای مربوطه

2ـ5ـ پیگیری و نظارت بر اجرای پیشنهادهای پذیرفته شده و نیز پیش‎بینی سازوكار مناسب برای اهداء پاداش و جایزه به پیشنهادهای پذیرفته شده و نظارت برآن



4ـ بودجه نظام پذیرش و بررسی پیشنهادها

بودجه نظام پذیرش و بررسی پیشنهادها از محل اعتبارات بودجه جاری، مازاد درآمد موضوع تبصره ذیل ماده 76 قانون برنامه سوم، اعتبارات خارج از شمول، محل صرفه‏جویی‎های ناشی از اجرای نظام پذیرش و سایر منابع با استفاده از اختیارات مربوط دستگاه در چارچوب مقررات تآمین خواهد شد.



5ـ روش ارائه پیشنهادها

كاركنان می‎توانند در چارچوب دستورالعمل، پیشنهادهای خود را به صورت فردی یا گروهی از طریق صندوق پیشنهادها یا بطور حضوری یا ثبت در دبیرخانه شورا ارسال دارند.

تذكر: كلیه پیشنهادها به غیر از موارد زیرقابل قبول می‎باشد:

1. پیشنهاد‎های تكراری كه همانند آنها قبلاً‌ ارائه شده باشد.

2. پیشنهادهایی كه تنها به ذكر و توضیح مشكل پرداخته و راه‎كاری همراه ندارد.

3. پیشنهادهایی كه در زمان دریافت در دستور كار دستگاه قرار داشته باشد.



6ـ زمینه‎های پیشنهاد

ارائه پیشنهاد توسط كاركنان می‎تواند در تمامی زمینه‎های، تخصصی، اختصاصی و عمومی دستگاه و در جهت بهسازی و اصلاح نظامها و فعالیتهای دستگاه باشد و در چارچوب نظام اداری نیز پیشنهادها می‎بایست مرتبط با «برنامه تحول در نظام اداری» مطرح و ارائه گردد.



7ـ دامنه امتیازها

كاركنان دستگاه می‎توانند در زمینه‎های مذكور و زیرمجموعه‎های مباحث آن كه با وظایف و هدفهای نظام پذیرش و بررسی پیشنهادها سازگار باشند پیشنهادهای خود را طرح و ارائه نمایند. در صورتیكه به تشخیص مراجع ذیربط نتایج در حد مورد انتظار از آنها منتج شود طبق جدول زیر به پیشنهاد آنان حداقل و حداكثر امتیاز تعلق می‎گیرد تعیین حداقل و حداكثر امتیاز این نتایج برعهده شورای تحول اداری و كمیسیونهای تحول اداری در مركز و كمیسیونهای تحول اداری در استان ذیربط خواهد بود.

ردیف
نتایج مورد انتظار از پیشنهادها

1
افزایش كیفیت و كمیت خدمات سازمان برحسب وظایف قانونی محوله

2
ایجاد برنامه‎های تازه ابتكاری در زمینه‎های فعالیت‎های سازمان

3
جاب رضایت مردم از خدمات و فعالیتهای سازمان

4
صرفه‎جویی و كاهش هزینه‎های دولت

5
ابداع روشهای تازه جهت تولید محصول یا ارائه خدمت برای افزایش رضایتمندی مراجعان

6
بهبود مناسبات و پیوندهای سازمان با دیگر نهادها و سازمانها اجرایی عمومی و خصوصی و شفافیت ارتباطات (تأمین كنندگان ـ مشتریان )

7
اصلاح و بهبود مقررات، آیین‎نامه‎ها و دستورالعملهای كاری، ساختار سازمانی، گردش كار و نظام تصمیم‎گیری

8
افزایش رضایت و انگیزه در كاركنان و بهبود امور رفاهی كاركنان بدون هزینه






8ـ تعیین امتیاز و پرداخت پاداش و جایزه پیشنهادها

امتیاز هر پیشنهاد پذیرفته شده از سوی كمیته تخصصی براساس دامنه امتیازها و میزان پاداش تعیین و پس از تأیید شورای تحول اداری یا كمیسیونهای تحول اداری در مركز و كمیسیون تحول اداری در استان با توجه به اعتبارات موجود مشخص می‎گردد:



9ـ مراحل اجرایی پیشنهاد:

9ـ1ـ پیشنهادها پس از وصول و بررسی اولیه توسط دبیرخانه در صورت واجد شرایط عمومی بودن برای بررسی به كمیته تخصصی ارائه می‎گردد.

9ـ2ـ كمیته تخصصی پیشنهادها را بررسی كرده و نظر خود را درباره درستی و سودمندی پیشنهاد روی برگه‎هایی كه به این منظور تهیه شده است منعكس نموده و بر این اساس، پاداش پیشنهاد دهنده را با توجه به جدول امتیازها تعیین می‎نمایند و برای تأیید نهایی به شورا یا كمیسیون تحول اداری ذیربط ارسال می‎نمایند.

9ـ3ـ گزارش كمیته تخصصی در شورا یا كمیسیون تحول اداری جهت تأیید و نیز تعیین میزان امتیازات مقدماتی به بحث گذاشته می‎شود.

9ـ4ـ پیشنهادهایی كه بعد از اظهار‎نظر كمیته تخصصی مورد تأیید شورا با كمیسیون قرار می‎گیرد بمنظور اظهارنظر كاربردی و قابلیت اجرایی به واحد یا واحدهای ذیربط ارسال می‎گردد.

تذكر: آندسته از پیشنهادهایی كه مورد تأیید قرار نمی‎گیرند به طرق مقتضی و صرفاً به دلیل توسعه امر مشاركت تقدیر و مراتب به اطلاع پیشنهاد دهنده رسانده می‎شود.

9ـ5ـ واحد یا واحدهای ذیربط موظفند در ظرف زمانی تعیین شده اظهارنظر مشورتی نمایند و نتیجه را بطور مستدل به شورا یا كمیسیون ارسال دارند.

9ـ7ـ به پیشنهادهایی كه پس از اظهارنظر واحد تخصصی مربوطه و تأیید در كمیته تخصصی به تصویب شورا یا كمیسیون می‎رسد متناسب با اهمیت آنها طبق جدول یا جداولی كه به تصویب شورا یا كمیسیون رسیده است جایزه یا پاداش تعلق می‎گیرد، كه در مراسم عمومی و در حضور كاركنان اهداء می‎شود.

9ـ8ـ پیشنهادهای پذیرفته شده برای اجرا به واحد ذیربط ارسال می‎گردد و شورا یا كمیسیون بطور مستقیم و یا از طریق كمیته تخصصی نظام پذیرش به منظور اطلاع از چگونگی اجراء، و اخذ نتایج، موضوع را پیگیری می‎نماید.

9ـ9ـ پیشنهادات ارائه شده به شورا یاكمیسیون ، در صورتیكه منجر به تغییرات كمی و كیفی تعیین كننده‎ای در خدمات و فعالیتهای دستگاه گردد از لحاظ امتیازات استخدامی و ارتقاء شغلی ( به ویژه مسیر ارتقاء شغلی) و آئین‎نامه مربوط به كاركنان خلاق و نوآور ملاك عمل قرار خواهد گرفت.





نوع مطلب : مدیر خوب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 24 دی 1390 :: نویسنده : وحید شیرزاد
یک طرح خوب می تواند شما را برای یک شروع قوی و ثابت قدم ماندن در طی مسیر یاری کند.
یکی از ابتدایی ترین گام ها به سوی راه اندازی یک کسب و کار نگارش یک طرح تجاری است. لیندا پنسیون می گوید:"تا وقتی که کسب و کارها به دردسر نیفتاده اند، یک طرح تجاری تهیه نمی کنند. آنها به سرمایه یا یک همکار نیازمندند و متوجه می شوند که به یک طرح تجاری نیاز دارند پس ناگهان سراسیمه می شوند."
طرح تجاری به عنوان یک راهنما برای تصمیم گیری در طول زندگی کاری تان همراهتان خواهد بود. اولین سوال این است که آیا باید در اولین فرصت شروع به کار کرد یا نه. دومین مزیت طرح تجاری این است که وام دهندگان و سرمایه گذاران و تمام کسانی را که قبل از تخصیص سرمایه یا تصویب وام طرح تجاری طلب می کنند را راضی نگه می دارد. طرح شما به عنوان پلی ارتباطی میان شما و همکاران، هم پیمانان ، فروشندگان، کارمندان و حتی مشتریانتان در خدمتتان خواهدبود.

گام اول – قبل از شروع به نوشتن، ابزارها و منابعی را که می توانند یاری رسان باشند بیابید.

علاوه بر کتابها، برنامه های نرم افزاری نیز می توانند از عهده این مسئولیت برآیند. شما می توانید از مرکز توسعه صنایع کوچک، دانشگاهها، دانشکده ها، کلاسهای خصوصی و کنفرانس ها کمک بگیرید. نباید تمامی کارها را بر دوش مشاورین بیاندازید. البته حقوق مشاوران با تجربه از ساعتی سیصد دلار به پایین است و عموما کیفیت کاری آنها در ارتباط مستقیم با حقوق دریافتی شان است. پنسیون می افزاید که استخدام یک مشاور هزینه ای در حدود 5 الی 10 هزار دلار در پی خواهد داشت.

گام دوم – اندیشه هایتان را با اعداد و ارقام پشتیبانی کنید.

به یاد داشته باشید که یک طرح تجاری همزمان باید کیفی و کمی باشد. پنسیون براین عقیده است که :" یک طرح تجاری فقط شامل نگارش تصورات و دیدگاههایتان از کارتان نیست. بلکه تفسیر آن با شرایط مالی قابل محاسبه، اهمیت دارد." و این به آن معناست که شما در کنار نیاز به توضیحاتی در مورد طرحتان به اعداد و ارقامی نیاز دارید که تا حد امکان دقیق باشند. با نگارش بخش نظری و مفهومی طرح شروع کرده و بعد به بخش های مالی برسید. پنسیون می گوید:" مفاهیم را با واحد پول بیان کنید." به طور مثال با موضوع تبلیغات شروع کنید، اینکه هرچند وقت یکبار، در چه اندازه هایی و در چه مکانهایی تبلیغات خواهید داشت. اینگونه می توانید هزینه تبلیغاتتان را محاسبه کنید و حاصل یک عدد خواهد بود که شما می توانید برای هزینه های تبلیغات از آن بهره بگیرید." بخش نظری و مفهومی طرحتان بدون بخش مالی فاقد ارزش و کاربری است.

گام سوم – هنگام برآورد و پیش بینی هزینه ها واقع بین باشید.

پنسیون می گوید:" اشتباه متداول هنگام نگارش یک طرح تجاری، تخمین خلاف واقع درآمدها و هزینه هاست." بازار هدف خود را به یک موقعیت خوشایند و مناسب محدود کرده و هزینه ها و درآمدهای خود را طبق این بازار تخمین بزنید. با شناسایی خریداران مستعد شروع کنید و سپس این افراد را از لیستتان حذف کنید: افرادی که برای خرید آمادگی ندارند، سوددهی لازم را ندارند، نمی توانند راه حل های شمارا پشتیبانی کنند و یا خدمات شما را به عنوان یک نیاز تلقی نمی کنند."

گام چهارم – دست کم جریان نقدینگی ماهیانه را برای سال اول برآورد کنید.

بر عقیده پنسیون:" نقدینگی بخش بحرانی و بسیار مهم طرح است." همچنین باید یک برآورد کلی از سود و زیان خود طی یک سال و یک ترازنامه تهیه کنید. نقاط احتمالی شکست و نقاطی که درآنها فروش جوابگوی هزینه ها خواهد بود، را تعیین کنید. با مراجعه به نسبت های اختصاصی صنعتی به چاپ رسیده، نسبت های مالی مختص کار خودرا جستجو کنید و مطمئن شوید که فرضیاتتان واقع بینانه بوده است. پنسیون می گوید:" اگر شغل سبزی فروشی نیم درصد سود دهی دارد و شما برای آن 28 درصد سود تخمین زده اید، احتمالا بهتر است در مورد آرزوهایتان تجدید نظر کنید."

گام پنجم – به بازاریابی توجه ویژه ای داشته باشید.

ابتدا هدف گذاری کنید: به تجزیه و تحلیل بازار، شناسایی بازارهای هدف، جستجوی رقبا و ارزیابی جهت گیری های بازار بپردازید. سپس سیاست و تدبیری برای بازاریابی بیاندیشید. که شامل دسته بندی تان به فروش، ترفیعات، تبلیغات، روابط عمومی ، فعالیت در شبکه های ارتباطی، ساخت جامعه، سرویس دهی به مشتریان و دیگر ابزارها و مسیرهای بازاریابی باشد. طرح را تهیه کنید که سیاست های بازاریابی رقبا را قابل اجرا کند. معیارهایی را در نظر بگیرید تا از وقوع صددرصد طرح هایتان آگاه شوید.





نوع مطلب : مدیریت کسب وکار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 24 دی 1390 :: نویسنده : وحید شیرزاد
برای بررسی و شناخت هوش هیجانی، بهتر است در ابتدا معنای اجراء آن یعنی ”هوش و هیجان“ را بدانیم.
هیجان چیست؟

هیجان، حالت عاطفی هوشیاری یا خودآگاهی است که در آن مفاهیمی همچون شادی، غم، ترس، نفرت یا علاقه، تجربه می شود. هیجان از حالت های شناختی و ارادی متمایز است، به عبارتی، هیجان، مربوط به احساس ها به ویژه جنبه های خوشایند و ناگوار فرآیند ذهنی است.
هوش چیست؟

هوش، دارای تعریف های متفاوتی است که یکی از نزدیکترین تعریف ها به این مبحث، ”هوش را عبارت از مجموعه های توانائی های شناختی می داند که امکان کسب دانش و یادگیری و چگونگی حل مشکل ها را فراهم می سازد“.
هوش هیجانی چیست؟

هوش هیجانی باید به هر حال، ترکیب دو حالت از سه حالت ذهن یعنی شناخت عاطفه یا هوش و هیجان باشد. دو روانشناس معروف ”پیتر سالووی“ و ”جان مدیر“ ۱۹۹۷، هوش هیجانی را اینگونه تعریف کرده اند: ”هوش هیجانی توانائی درک هیجان ها و عاطفه ها به منظور دستیابی و ایجاد هیجان هائی است تا ضمن کمک به تفکر بهتر، بتواند به شناخت هیجان ها و عواطف بپردازد و در ضمن، هماهنگی لازم میان عواطف و احساس ها برای ارتقاء عاطفی و هوشی را فراهم آورد“. ”دانیل گلمن“ هوش هیجانی را به عنوان آگاهی نسبت به عواطف خود، مدیریت عواطف، برانگیختن خود، شناسائی عواطف دیگران و تنظیم روابط با دیگران تعریف نموده است.
آیا هوش هیجانی قابل اندازه گیری است؟

از نظر علمی، امکان اندازه گیری هوش هیجانی وجود دارد؛ چرا که با تهیه پرسشنامه و آزمونی که در شبکهٔ جهانی اینترنت موجود است، می توان سطح هوش هیجانی را اندازه گیری نمود. هوش هیجانی می تواند باعث نتیجه های دلخواه و مثبت در روابطمان با دیگران و خودمان شود و پیامدهای مثبتی مثل شادی، خوش بینی، موفقیت های کاری، تحصیلی و شخصی به دنبال داشته باشد. اگر دارای سطح بالائی از هوش هیجانی باشیم، می توانیم انتظار نتیجه های عملکرد مطلوب افزایش فروش، موقعیت تحصیلی، ازدواج موفق، رواط دوستانه و صمیمی با دیگران و برخورداری از سلامت جسمی و روانی را داشته باشیم. یکی از مهمترین توانائی های هوش هیجانی در کیفیت انسانی، این است که می توان آن را آموخت و در طول زندگی بهبود بخندید. بهرهٔ هوشی (IQ) به عباراتی مفهومی ایسنا و تثبیت شده در افراد است، در حالی که هوش هیجانی (EQ) یک صفت یا خصیصهٔ قابل بحث است و کاربرد وسیعی در توسعه و رشد منابع انسانی دارد.
خود آزمون هوش هیجانی

۱) آیا می توانید احساس های خود را بازشناسی کنید و بگوئید در هر موردی به طور دقیق، چه احساسی دارید؟ بلی خیر

۲) آیا می توانید بین احساس های گوناگونی که دارید، تمایز قائل شوید؟ بلی خیر

۳) آیا می دانید چه احساسی دارید و از چه راهی آن را نشان می دهید؟ بلی خیر

۴) آیا می توانید احساس ها، افکار و باورهایتان را از طریق روش های غیر مخرب ابراز کنید؟ بلی خیر

۵) آیا همان طور که هستید به خودتان احترام می گذارید و خود را می پذیرید؟ بلی خیر

۶) آیا در بیشتر مواقع، احساس اعتماد به نفس و امنیت دارید؟ بلی خیر

۷) آیا نسبت به آنچه که دیگران در مورد شما می گویند، احساس خوبی دارید؟ بلی خیر

۸) آیا به قابلیت ها و توانائی های خود آگاه هستید؟ بلی خیر

۹) آیا به خودتان می گوئید که یک زندگی با معنا، غنی و کامروا دارید؟ بلی خیر

۱۰) آیا نسبت به دستاوردهایتان احساس رضایتمندی می کنید؟ بلی خیر

۱۱) آیا نسبت به آنچه فکر می کنید و انجام می دهید، خودگردان و خودکنترل هستید؟ بلی خیر

۱۲) آیا از وابستگی هیجانی دیگران فارغ هستید؟ بلی خیر

به ازاء هر پاسخ ”بلی“ ۱ امتیاز به خود بدهید.

نتیجه: امتیاز بین ۱۰ تا ۱۲ نشان دهنده درجه بالای هوش هیجانی است.
با انجام دادن آزمون چه چیزی را یاد می گیرید؟

اول از همه و نیز مهمتر از همه، آزمون به شما می گوید که کدام مهارت ها، نقاط قوت شما است و کدام نقاط، احتیاج به تقویت دارد. با انجام دادن این آزمون دربارهٔ تمایل ها و رفتار هایتان، چیزهای بیشتری یاد خواهید گرفت. در حالی که بدون انجام دادن آزمون، نمی توانستید به آنها پی ببرید.
ده توصیه برای بهبود هوش هیجانی

۱) مسئولیت عواطف و کامیابی ها را بپذیرید.

۲) به جای برچسب زدن به رفتار و انگیزه های دیگران احساس های خودتان را بازنگری کنید.

۳) مهارت های مؤثر سازش جویانه را برای حالت خاص روانی توسعه دهید. یاد بگیرید وقتی هیجان زده هستید، آرامش خود را حفظ کنید و برعکس، وقتی احساس خمودگی و ضعف می کنید، پرتلاش و پرتحرک باشید.

۴) به دنبال کسب پیروزی باشید و از شرایط منفی، درس زندگی بیاموزید.

۵) با خودتان صادق باشید. احساس های منفی تان را بپذیرید و به دنبال یافتن منشاء آنها باشید. به دنبال راه حل هائی باشید تا به طور جدی بتوانید مشکل ها را حل کنید.

۶) به احساس های دیگران احترام بگذارید و به آنها نشان دهید برایشان احترام قائل هستید.

۷) از افرادی که به احساس های شما احترام نمی گذارند یا قبولتان ندارند، دوری کنید.

۸) دو برابر آنچه حرف می زنید، گوش کنید.

۹) به ارتباط های غیرکلامی اهمیت ندهید، وقتی با دیگران ارتباط برقرار می کنید به چهره آنها نگاه کنید، به لحن صدای آنها توجه کنید. علایم تن گفتاری (حرکت های بدن) را به ذهن بسپارید و آنها را مدنظر قرار دهید.

۱۰) بدانید بهبود هوش هیجانی به زمان نیاز دارد و صبر و حوصله کنید و عجله نکنی





نوع مطلب : دانستنیهای وعجایب جذاب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 24 دی 1390 :: نویسنده : وحید شیرزاد
دنبال کردن یک نمای کلی از طرح یک کسب و کار به عنوان یک راهنما به کار گرفته می شود. شما می توانید آن را بصورت یک الگو برای کار خود قرار دهید. تفکیک یک برنامه به چندین جزء می تواند به شما در ایجاد یک برنامه قابل اجرا کمک کند.

مقدمه:

مقدمه یک کسب و کار شامل بیان کردن و توصیف کردن جزئیات یک کسب وکار و اهداف آن می باشد.
بررسی مالکیت کسب و کار و ساختار قانونی آن
لیست مهارتها و تجربه هائی که شما را وارد یک کسب و کار می کند
بررسی مزیت ها و برتریهائی که کسب وکارشما نسبت به سایر رقبای شما دارد

بازاریابی:
بررسی تولیدات و خدماتی که ارائه می شود
شناسائی نیاز مشتری برای ارائه خدمات شما
توضیح اینکه چگونه محصولات شما تبلیغ می شوند و فروخته می شوند
توضیح استراتژی نرخ گذاری

مدیریت مالی:
وضیح مقدارسرمایه اولیه هر یک از شرکاء
ایجاد بودجه ماهیانه برلی یکسال اول
انتظار سود حاصل از سرمایه گذاری و گردش وجوه ماهیانه برای یکسال اول
پیش بینی برنامه صورت حساب درآمد و ترازنامه مالی برای دو سال
بررسی سود و زیان حاصله
شرح ترازنامه شخصی و روش جبران خدمت کردن
مطرح کردن اینکه چه کسی حساب سما را بررسی می کند و چگونه آنرا نگهداری می کند

عملکرد(بهره برداری):
توضیح اینکه چگونه یک کسب و کار بر اساس اطلاعات روز اداره می شود
توضیح اجاره و نحوه عملکرد شخصی
مطرح کردن بیمه، توافقنامه استیجاری و نتیجه مربوط به کسب و کار شما
مبلغ وسایل و لوازم مورد نیازبرای فراهم کردن محصولات و خدمات شما
میزان تولید و ارائه خدمات

حتی موفقیت در یک کسب و کار به نام آن نیز وابسته است.

حال باید نحوه بازار یابی را نیز بدانیم:

چرا تحقیقات بازاریابی ضروری است؟

کار اصلی مدیران بازاریابی تعریف نیازهای مصرف‌کنندگان به منظور تدوین و اجرای استراتژی‌ها و برنامه‌های بازاریابی با هدف تامین نیازهای مشتریان است. در این خصوص دستیابی مدیران به اطلاعات مربوط به مشتریان، رقبا و دیگر نیروهای موجود در بازار امری ضروری است.

تبلیغات هرگونه ارایه و پیشبرد غیرشخصی ایده، کالا یا خدمات توسط یک تبلیغ‌کننده است که اهدافی همچون ایجاد آگاهی،‌ ترغیب، یادآوری و تقویت کردن را دنبال می‌کند و پیشبرد فروش مجموعه‌ای از ابزارهای محرک گوناگون است که اهداف آن ارایه انگیزه خرید و در کوتاه‌مدت خرید سریع‌تر یا بیشتر کالا یا خدمات است.

بررسی تبلیغات در مواردی مانند کسب اطلاعات مربوط به مخاطبان رسانه‌ها، تعیین میزان موفقیت برنامه‌های تبلیغاتی، ارایه پیام‌های جذاب‌تر، برنامه‌ریزی تبلیغات به‌طور اثربخش و انتخاب رسانه‌ها و روش‌های موثرتر تبلیغات، مدیران را یاری می‌کند.






نوع مطلب : مدیر خوب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بین کسی که عاشق شده است و کسی که تنها شخصی را دوست دارد تفاوتهایی است.

Difference between "somebody you love" and "somebody you like".
نکات زیر به شما کمک خواهد کرد تا این تفاوت را درک کنید:

1ـ هنگام دیدن کسی که عاشق او هستید تپش قلب شما زیاد شده و هیجان زده خواهید شد اما هنگامی که کسی را می بیند که آنرا دوست دارید احساس سرور و خوشحالی می کنید.

In front of the person you love, your heart beats faster,
but in front of the person you like, you get happy.

2ـ هنگامی که عاشق هستید زمستان در نظر شما بهار است ولیکن هنگامیکه کسی رادوست دارید زمستان فقط فصلی زیبا (زمستانی زیبا ) است.

In front of the person you love, winter seems like spring,
but in front of the person you like, winter is just beautiful winter.

3ـ وقتی به کسی که عاشقش هستید نگاه می کنید خجالت می کشید و لیکن هنگامی که به کسی که دوستش دارید می نگرید لبخند خواهید زد.

If you look in to the eyes of the one you love, you blush,
but if you look in to the eyes of the one you like, you smile.

4ـ وقتی که در کنار معشوقه خود هستید نمی توانید هر آنچه را در زهن دارید بیان کنید اما در مورد کسی که دوستش دارید شما توانایی آنرا دارید.

In front of the person you love you cannot say every thing on your mind,
but in front of the person you like you can.

5ـ در مواجه شدن با کسی که عاشقش هستید خجالت میکشید و یا حتی دست و پای خودرا گم میکنید اما در مورد فردی که دوستش دارید راحت تر بوده و توانایی ابراز وجود خواهید داشت.

In front of the person you love you tend to get shy,
but in front of the person you like you can show your own self.

6ـ شما نمی توانید به چشمان کسی که عاشقش هستید مستقیم و طولانی نگاه کنید (زل بزنید) اما می توانید در حالیکه لبخندی بر لب دارید مدتها به چشمان فردی که دوستش دارید نگاه کنید.

You can’t look straight in to the eyes of the one you love,
but you can always smile in to the eyes of the one you like.

7ـ وقتی معشوقه ی شما گریه می کند شما نیز گریه خواهید کرد و اما در مورد کسیکه دوستش دارید سعی بر آرام کردن او می کنید.

When the one you love crying, you cry with them,
but when the one you like crying you end up comforting.

8ـ احساس عاشق بودن و درک آن از طریق نگاه ( دیدن ) است اما درک دوست داشتن بیشتر از طریق شنوایی است ( از طریق ابراز علاقه به صورت کلامی )

The feeling of love starts from the eyes,
but the feeling of like starts from the ears.

9ـ شما می توانید یک رابطه ی دوستی را پایان دهید اما هرگز نمیتوانید چشمان خود را بر احساس عاشق بودن ببندید چرا که حتی اگر اینکار را بکنید عشق همچنان قطره ای در قلب شما و برای همیشه باقی خواهد ماند.

So if you stop liking a person you used to like, all you need to do is cover your ears,
but if you try to close your eyes, love turns in to a drop of tear and remains in your heart for ever…





نوع مطلب : همسران و خانواده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 64 )    ...   8   9   10   11   12   13   14   ...   
 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب
 
   
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic