تبلیغات
چگونه ثروتمند شویم-مدیر خوب- تبلیغات- بازاریابی -فروش موفق- good manager - مطالب goodmanager
 
درباره وبلاگ


وبلاک تخصصی بازار سرمایه خواندنی های جذاب -بورس-اخبار اقتصادی-بانک وبیمه-بازاریابی وتبلیغات-مدیر موفق-پزشکی-عکسهای توریستی کشورها

مدیر وبلاگ : وحید شیرزاد
موضوعات
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :



چگونه ثروتمند شویم-مدیر خوب- تبلیغات- بازاریابی -فروش موفق- good manager
ما به راحتی میتوانیم ثروتمند شویم
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
دوشنبه 15 اسفند 1390 :: نویسنده : وحید شیرزاد

قیمت از نظر لغوى یعنى سنجش، ارزیابى، اندازه و معیار. قیمت در بازار عبارت است از ارزش مبادله اى كالا و خدمت كه به صورت واحد پول بیان مى شود. بر این اساس قیمت گذارى به طور ساده یعنى تعیین قیمت براى كالا یا خدمت . قیمت گذارى فعالیتى است كه باید تكرار شود و فرآیندى مداوم و پیوسته است این تداوم ناشى از تغییرات محیطى و عدم ثبات شرایط بازار است كه لزوم جرح و تعدیل قیمت را ایجاد مى كند.


چه روشها یا كانالهاى توزیع در دسترس ما هستند؟
وظیفه كانالهاى توزیع ،انتقال كالاها با روشى مناسب ازتولیدكننده ها به مصرف كننده هاست .در كالاهاى مصرفى سریع الانتقال مثل خمیر دندان ،چیپس ،لبنیات و....ارزش فروش فردى زیاد نیست لذا براى بدست آوردن سود قابل قبول باید به فروش با حجم زیاد تكیه كرد.بنابراین باید كانالهاى متفاوتى پیداكنیم.در كالاهى پر حجم و كم سود باید بازارهایى را كه در آنها محصولات بتدریج توزیع مى شوند، گسترش دهیم ،تاسود را از محصولات متنوع در بین تولید كنندگان متنوع بدست آوریم.انتخاب كانالها ى توزیع با در نظر گرفتن موارد ذیل انجام مى شود :
۱-نوع محصول: كالاهاى كوچك با حجم زیاد مثل شكلات از زنجیره توزیع طولانى ترى برخور دارند تا محصولات سنگین كه حمل و نقل آن مشكل است (مثلا مبلمان كه نمونه ارایه مى شود و پس از سفارش از كارخانه ساخت و ارسال مى گردد.)
۲-بازار : محصولات صنعتى از كانالهایى غیر از محصولات مصرفى ارایه مى گردند.(مثل لامپ اتومبیل)
۳- نوع شركت : یك شركت كوچك نیازمند به واسطه هاست زیرا توان مالى هزینه هایى همچون هزینه حمل و نقل یا نمایندگى را ندارد.
چگونه مى توان ازترویج فروش بهترین استفاده را كرد
ترویج فروش عبارتست از عملكرد بازاریابى كه براى رسیدن به اهداف با اضافه كردن ارزشهاى ملموس اضافى به محصول یا خدمات اقدام، و در جهت آن تلاش مى كند.
آگهى ها ممكن است در ایجاد آگاهى نسبت به محصول یا خدمت خیلى موثر باشد اما ضرورتا به خرید منجر نمى شود آگهى تا جایى كه به نقش آن در برنامه كلى بازاریابى مربوط مى شود مى تواند به عنوان یك فعالیت استراتژیك در نظر گرفته شود در حالى كه ترویج هاى فروش یك تاكتیك است.
آگهى با هدف فروش طولانى مدت و جا انداختن كالا در بازار است ولیكن در ترویج فروش هدف افزایش فروش كوتاه مدت یا امتحان یك محصول جدیداست.
فروش رو در رو( فروش شخصى)
فروش رو در رو ، ارائه مشخص محصولات به مشتریان بالقوه را شامل مى شود كه هم براى بازارهاى مصرفى و هم براى بازارهاى صنعتى مهم است . فروش شخصى شاید مهمترین قسمت از شبكه ارتباطى در بازارهاى صنعتى و مصرفى با دوام باشد. فروش رو در رو موثرترین و در عین حال گران ترین نوع فروش مى باشد.
انتخاب رسانه مناسب یكى از عناصر مهم در كار ارتباطات مدیریتى
انتخاب از بین فهرست رسانه هاى موجود صورت خواهد گرفت و وسایلى كه مورد توجه قرار مى گیرد عبارتند از :رسانه هاى خبرى (رادیو و تلویزیون)، آگهى مطبوعاتى ،پوسترها،نمایشگاهها و مكاتبات مستقیم كه براى مقاصد متعدد انجام مى شود.
مثلا اگر از فهرست اولیه روزنامه انتخاب شده باشد ،با ید در انتخاب بهترین و پر بیننده ترین روزنامه انتخاب شود.
ارزیابى نتایج برنامه هاى ارتباطات:
پس از سرمایه گذارى مقدار زیادى پول و صرف زمان در روشهاى متعدد ارتباطى با مصرف كنندگان و مشتریان احتمالى ،ضرورى است كه كارشناسان ارتباطات اقدام به ارزیابى نتایج كار خود بنمایند تا مطمئن شوند كه آن طرح ها در رسیدن به اهداف مورد نظر موفق بوده اند یاخیر ویا اینكه از نظر هزینه به صرفه بوده اند یا خیر؟



نوع مطلب : goodmanager، فن مذاکره موفق، مدیریت بازاریابی و تبلیغات، 
برچسب ها : بازاریابی، فن مذاكره، تكنیك های موفقیت در مزاكرات، روش های نو بازاریابی، بازاریابی اجتماعی، یاران بزرگ خراسان، باربری بزرگ خراسان، وحید شیرزاد، سعید اكبری،
لینک های مرتبط :


 یک بازاریاب ماهر باید روانشناسی هم بداند و هرچه بیش‌تر در این زمینه اطلاع داشته باشد، موفق‌تر است، همچنین باید بداند رفتار او منجر به واکنش‌های خاصی از طرف مردم می‌شود

انسان طبیعتا موجودی کنجکاو است و به طور کلی کنجکاوی یکی از قوی‌ترین محرک‌های انسان است. کنجکاوی در هر زمان و هـــــر مکان، همــــراه همیشگی انسان‌هاست و مهم این است که هر شخصی چگونه از آن استفاده می‌کند. بیان، نگرش، طرز رفتار، شکل ظاهری و پوشش، ادب، کنجکاوی، مخاطب‌شناسی و... امروزه همگی جزو لاینفک موفقیت یا عدم موفقیت یک بازاریاب به شمار می‌آید. به طور کلی یک بازاریاب ماهر باید روانشناسی هم بداند و هرچه بیش‌تر در این زمینه اطلاع داشته باشد، موفق‌تر است، همچنین باید بداند رفتار او منجر به واکنش‌های خاصی از طرف مردم می‌شود، به این رو باید در پرتو چنین دانشی، از واکنش‌های خاص آن‌ها نتایج سودمندی بگیرد و حتی‌الامکان از اشتباهات جلوگیری کند. انسان طبیعتا موجودی کنجکاو است و به طور کلی کنجکاوی یکی از قوی‌ترین محرک‌های انسان است. کنجکاوی در هر زمان و هـــــر مکان، همــــراه همیشگی انسان‌هاست و مهم این است که هر شخصی چگونه از آن استفاده می‌کند. یک بازاریاب باید تا جایی که می‌تواند و در هر زمان، از این عامل و شاخص مهم استفاده کند و آن را به کار گیرد. به طور مثال باید بتواند با استفاده از این حس خود، تمایل و علاقهء مشتریان را شناسایی کرده و در جهت ایجاد و تثبیت قرارداد با مشتریان به کار گیرد. به طور کلی می‌توان گفت، برقراری ارتباط موفق با مشتریان از طریق کنجکاوی ما در علایق و نیازهای مشتریان حاصل می‌شود چرا که مشتریان مختلف علایق و سلایق مختلفی دارند، برای برخی کیفیت مهم‌تر است و برای برخی قیمت، برای برخی رفتار فروشنده مهم‌تر از کالایی است که می‌خرند و برای گروهی دیگر نه. مثلا باید بدانیم که صرفا ارزان بودن کالایی، تنها شاخص موردپسند مشتری نیست چرا که گروهی از مردم، دوست دارند احساس کنند که می‌توانند بهترین‌ها را بخورند و بپوشند و اگر با آن‌ها طوری رفتار شود که استطاعت چیزی را ندارند، دل آزرده می‌شوند. مردم عمدتا بیش‌تر چیزها را با قیمت و ارزش مادی تخمین می‌زنند، حتما ضرب‌المثل معروف «مردم عقلشان به چشمشان است» را شنیده‌اید. این ضرب‌المثل حتی در میان سایر جوامع نیز مصداق دارد. برای نمونه فروشگاه بزرگی در حومهء لس‌آنجلس در شب عید کریسمس، کلاهی را به مبلغ 1000دلار به معرض نمایش گذاشته بود، جمعیت خانم‌هایی که برای دیدن آن کلاه آمده بودند آنقدر زیاد بود که همهء‌آن‌ها در فروشگاه نمی‌گنجیدند و عده‌ای در بیرون فروشگاه منتظر ورود بودند. بازاریاب موفق نیز باید این عامل را در روانشناسی فروش به کار بگیرد. مثلا اگر شرکت ما با روش مناسبی در حال تبلیغ است ولی بهره مناسبی از این تبلیغات نمی‌برد، کافی است در گوشه‌ای از تبلیغات خود یا در سایت خود بگوییم انجام این تبلیغات برای ما 000ر100دلار هزینه داشته است و بکوشیم تا این موضوع را بر سر زبان‌ها بیندازیم، این موضوع وقتی انجام شود، انبوهی از توجه را به خود جلب می‌کند و نتایج درخشانی در برخواهد داشت، همچنین نوع گفتار و اصطلاحاتی که در بازاریابی و تبلیغات از آن استفاده می‌کنیم بسیار مهم است چرا که نحوهء گویش ما می‌تواند منجر به برداشت‌ها و عکس‌العمل‌های متفاوتی از سوی مخاطبان شود، مثلا خیلی از افراد این‌گونه تبلیغ می‌کنند: «برای یک هفته محصول ما را امتحان کنید، اگر مایل نبودید پول شما را پس خواهیم داد.» معنای این جمله آن است که چنانچه مشتری از کالای خریداری شده راضی نباشد، تمام پول پرداختی وی یک هفته پس از خرید پس داده خواهد شد. حال به این جمله دقت کنید: «اگر محصول ما مورد پسند شما واقع شد، پس از یک هفته پول آن را پرداخت کنید.» ملاحظه می‌شود معنایی که از این جمله استناد می‌شود، دقیقا همان معنای جملهء بالایی است با این تفاوت که این جمله برای مشتریان خیلی چشمگیرتر واقع می‌شود و تمایل بیش‌تری در آن‌ها ایجاد می‌کند تا محصول مزبور را امتحان کنند. درستی این موضوع در آزمایشی که سال 2003از سوی شرکت پرولینک ( Prolink )، تولیدکنندهء دوربین‌های عکاسی و لوازم جانبی آن، در بازار تایوان انجام شد مشخص شد و طی یک دورهء دو ماهه، تعداد مشتریان این شرکت بیش از 36درصد افزایش یافت. گادفری هریس، از تبلیغاتچی‌های بزرگ و نویسندهء چندین کتاب در زمینهء تبلیغات و بازاریابی، تفاوت در شیوهء بیان را این‌گونه مطرح می‌کند: تصور کنید دو نفر پیش من می‌آیند و هرکدام خرید یک اسب را به من پیشنهاد می‌دهند. هردوی آن‌ها ادعاهای یکسانی دارند که اسب‌ها خوب و مهربان هستند و حتی یک بچه می‌تواند روی آن سوار شود. یکی از آن‌ها می‌گوید: «این اسب را فقط برای یک هفته امتحان کن، اگر ادعای من درست نبود پولت را پس می‌دهم.» دیگری نیز همین جمله را تکرار می‌کند ولی اضافه می‌کند: «این اسب را فقط برای یک هفته امتحان کن، اگر ادعای من درست بود بیا و پول اسب را به من بده.» من طبیعتا اسب دومی را می‌خرم. نکته‌ای که در این مورد وجود دارد وکمتر کسی به آن توجه دارد این است که مشتریان ما و به طور عام همهء انسان‌ها، واکنش بیش‌تری به شنیدن کلمات مثبت و تاییدکننده دارند و آن‌چه سبب شد تا مشتریان شرکت پرولینک افزایش یابد، به کاربردن عبارتی چون «موردپسند واقع شدن» در مقابل «مایل نبودن» بود که تاثیر مثبتی در نگرش و تصمیم‌گیری مشتریان داشت. امروزه کالاهای بی‌شماری با انواع متعددی از مارک‌های مختلف در بازار موجود است که تفاوت چندانی از نظر کارآیی در رفع نیازهای مشتریان ندارند، از این رو آن‌چه تمایز محصولات را در تسخیر بازار سبب می‌شود، نوع نگرشی است که مصرف‌کنندگان به محصولات مختلف دارند. البته روش‌های مختلفی برای ایجاد نگرش مثبت نزد خریداران وجود دارد که دستیابی به آن‌ها کار دشواری نیست، کافی است همان‌طور که گفته شد از حس کنجکاوی خود استفاده کرده و آن را تقویت کنید. مثلا اگر از شما پرسش شود که برای افزایش فروش نوعی کتاب تخصصی به گروهی از بازرگانان معتبر و پرسابقه چه روشی را برمی‌گزینید، چه می‌گویید؟ این دقیقا همان پرسشی است که یک ناشر کوچک لندنی از خود کرد و زمانی که پاسخ مناسبی برای آن دریافت، سود کلانی به جیب زد. وی زمانی که در فروش کتاب‌های خود با شکست روبه‌رو شد، دست به ابتکار جالبی زد که از طریق آن توانست محصول خود را در نظر گروه مخاطبش (بازرگانان معتبر و پرسابقه) چشمگیر کند و کاری کند که طی مدت کوتاهی کتاب مزبور به چاپ پنجم برسد. اقدام او این بود که نام خریداران را با چاپ حروف طلاکاری شده روی کتاب حک کرد. این کار انجام شد و با تغییرات بسیار جزئی در مورد نحوهء اطلاع‌رسانی، به زودی هزاران جلد کتاب فروخته شد. در واقع وی با حک کردن اسم‌ها با طلا به کتاب‌ها، در نظر خریداران ارزش افزونی بخشید چرا که هرگاه شخصی بداند که چیزی با اسم خودش به او تعلق خواهد داشت، تلاش می‌کند تا آن را به دست آورد حتی اگر مجبور باشد مبلغی پول بابت آن بپردازد. استفاده از طلا نیز شیوه‌ای هوشمندانه بود زیرا حک نام افراد با طلا، ارزش مثبت افزونی را در نظر آن‌ها ایجاد می‌کند. به طریق مشابهی مشخص شده است که هر پیشنهادی که به یک گروه خاص از افراد محدود شود، خیلی موثرتر از پیشنهادی است که به گروه عمده‌ای از مردم می‌شود، مثلا پیشنهادی که برای خرید محصولی به خانم‌‌های خانه‌دار می‌شود، موثرتر از پیشنهادی خواهد بود که به خانم‌ها - به طور کلی- می‌شود زیرا با بیان کلمهء «خانه‌دار»، هنگام خطاب قرار دادن در واقع محرک‌های ذهنی این گروه بیش‌تر تحریک شده و برای واکنش آماده‌تر می‌شوند، در واقع بیان کلمهء «خانه‌دار»، امتیازی است که برای گروه خاصی از زن‌ها- نه همهء آن‌ها- در نظر گرفته شده است و کسانی که محق امتیاز آشکاری هستند نهایت تلاش خود را برای دستیابی به آن می‌کنند و حتی گاهی سختی‌های زیادی را نیز تحمل می‌کنند. یکی دیگر از مواردی که یک بازاریاب موفق باید همواره به آن توجه داشته باشد، موضوعاتی است که به واسطهء آن امکان حس منفی افراد، حتی برای مدتی کوتاه فراهم آید و سپس با استفاده از موقعیت به وجود آمده و اصلاح آن‌چه در ذهن مخاطب شکل گرفت است از آن بهترین بهره را ببرد; برای مثال چند سال پیش، یکی از تبلیغاتچی‌های بنام ایران دست به ابتکار جالبی در زمینهء تبلیغ و فروش ماشین لباسشویی زد; وی با گزینش شعار «ما با خانم‌های خانه‌دار ارتباط داریم» و درج آن در تبلیغات محصول مورد نظر، میلیون‌ها تومان سود عاید شرکت خود کرد. درج چنین عبارتی در تبلیغ یک کالا، به سرعت واکنشی منفی و تدافعی را در ذهن مخاطب ایجاد می‌کرد و آن‌ها را به تعقیب تمام متن آگهی وامی‌داشت. در انتها نیز مخاطب مزبور با امکانات و مزایای ماشین لباسشویی آشنا می‌شد، ضمن این‌که تا مدت‌ها این تبلیغ را برای دوستان و آشنایان خود تعریف می‌کرد. ناگفته نماند در این زمینه رعایت چارچوب‌های قانونی و پرهیز از خطا امری کاملا حیاتی و مهم است چرا که کوچک‌ترین لغزشی، عواقب جبران‌ناپذیری خواهد داشت. به هر رو برای بازاریابی موفق روش‌های بی‌شماری وجود دارد. بعضی افراد به طور غریزی آن‌ها را می‌شناسند و برخی دیگر این مراحل را با تجربه فرامی‌گیرند، اما بخش عظیمی از آن‌ها را می‌توان از طریق دیگران آموخت و زمانی که با روش‌های موفقیت‌آمیز آن‌ها آشنا شدیم، بهتر است آن را برای استفاده در موارد مشابه به خاطر بسپاریم، رعایت این موارد مهم هستند. یک پیشنهاد یکسان که با روش‌های متفاوتی به وجود آمده، ممکن است بازدهی‌های متفاوتی در بر داشته باشد. از این رو در گنجینهء تجربیات باید بهترین روش را به گونه‌ای پیدا کنیم




نوع مطلب : goodmanager، مدیریت بازاریابی و تبلیغات، 
برچسب ها : بازاریابی، فن مذاكره، بازار، شناخت صحیح مذاكره، تكنیك های موفقیت در بازاریابی، بازاریاب خوب، یاران بزرگ خراسان، باربری بزرك خراسان، وحیدشیرزاد، سعیداكبری،
لینک های مرتبط :


جمعه 25 آذر 1390 :: نویسنده : وحید شیرزاد

10 ways to be a good manager during a recession

March 17, 2009, 9:30 AM PDT

It’s tough enough to be an effective manager when the economy is strong. But making the right decisions, keeping staff focused, and maintaining IT service levels may seem next to impossible when you’re managing through an economic crisis. Here are some ideas for keeping yourself and your team afloat.


It’s clear that the current recession is not going to be a fleeting phenomenon. Managers need to learn how to lead under extraordinary marketplace pressures and decreased morale, amid pay cuts, spending cuts on strategic projects, and staff reductions. As a leader, you can get through this mess in a positive manner if you take the time to think carefully about the needed cuts, how are you are going to deliver the news, and how you can keep people motivated and productive on the job after the axe has fallen.

Note: This article is also available as a PDF download.

1: Be objective and fair and gather facts

Before you make any critical decisions — such as whether to shutter a project or cut 10 percent of your IT staff — evaluate all the options as if you were analyzing a software package, so that you can make a cogent case for your plan. If you’re choosing between IT projects, “Think of it like a debate class,” advises Kathy Gallo, managing principal of New York City-based executive coaching firm Marshall Goldsmith Partners. Assess choices with a thorough fact-gathering, prioritization, and analysis process, not a gut reaction.

2: Allow your staff to help make the tough decisions

Making painful cuts might be a little easier if employees have a hand in shaping them. Maybe some flextime or telecommuting would help employees cope with salary or benefits reductions. Helen Cooke, managing director with executive coaching firm Cooke Consulting Group in Haddon Heights, NJ, tells of a story she heard recently in which an executive brought his staff into a room and asked them if they would rather the company do some layoffs or require a 10 percent cut in pay and benefits. (They jumped at the latter.) “It’s all about being creative and open to the possibilities without spending a lot of money.” She recommends brainstorming sessions with employees and/or soliciting ideas through an internal web site.

3: Talk often — and do it in person

Yes, you’ve heard it before, but it’s true: Get out there and talk to your people often about what’s going on with the company, impending consequences, and what’s positive in the company’s future. Experts concur that this is something leaders don’t do enough of, or handle the wrong way. Be as transparent as possible. Don’t tell white lies. Don’t surprise everyone with bad news if you’ve known about it for weeks. Don’t send out an e-mail when you could organize a Web conference or a group meeting. All of these things erode trust and make managers seem like impersonal clods, which makes for an unhappy workforce.

4: Walk the walk

Are you going to Hawaii with your spouse a month after announcing layoffs? Maybe you shouldn’t. Did you cut yourself out of the salary reduction plan? Maybe you should reconsider. You get the picture.

5: Get creative about cuts

If there’s any possible way you can save money without affecting your staff, look at those options first. Evaluate vendors: Are you getting the best deal? Maybe it’s worth hiring an operational consultant to ensure you can get better contracts. Are you operating in a “green” fashion in terms of power management on your computer and networking equipment, minimizing use of lights and heat, reducing paper usage through double-sided printing, and so on? Again, ask your staff for ideas. These days, they might care less about free soda and coffee.

6: Be yourself

When life gets choppy, some people have a tendency to take on a different persona to make things all better. Think happy! Be energetic! If the cheerleader style is your normal modus operandus, says Cooke, feel free to crank it up a notch for the benefit of your grousing employees. Take them out for a beer on Friday afternoon. Hire a comedian for an hour’s worth of fun. Give a pumped-up talk over a brown bag lunch. Because the power of positive thinking is huge. But if you’re not the first to laugh at jokes, and you’re cranky before having three cups of coffee, don’t act out of character. Your people will see through it pronto. (However, do take your team out for a beer on Friday afternoon, regardless.)

7: Do layoffs right

If you have to do layoffs, you owe it to your staff to spend the maximum effort possible in doing them accurately (this means you’ve done a thorough analysis of options), sensitively, and with full disclosure about how and why the cuts were made. “If executives aren’t good at communicating that downline, it can have a really negative impact and foster distrust,” says Cooke. She also advises that companies not cut corners on severance packages, and if possible, offer some sort of benefits continuation or outplacement services. “If people staying at the company have a sense that, wow this is unfair, they may not stay loyal to you.”

8: Don’t give up on professional development

This falls under the category of “Don’t ignore the employees who have been saved.” Those left behind after layoffs are mind-boggled about their own future, not to mention the extra workload they will undoubtedly have to handle. Give them the benefit of your time through 1-on-1 meetings to discuss their issues, concerns, and career goals. Provide talented employees the opportunity to job shadow, cross-train, or even simply sit in on meetings with other groups to expose them to different career paths, Cooke advises. Sometimes, the best education is free.

9: Keep up the fight for business alignment and ROI

In this economic climate, there’s no better time to stay true to the core IT goals of delivering business value and maximizing efficiencies. The more you can show you are being responsible and strategic to your staff and higher-ups, the better for everyone. “We are keeping our heads down and making sure what we have continues to demonstrate the value technology brings to the business,” says Bruce Whitely, CIO of beer distributor J.J. Taylor Inc., based in Jupiter, FL. “To this end we are implementing a task-tracking tool to better document what technology does on a day to day basis.”

10: Look to the future

Everyone is stuck in the present right now: survival. For a change, spend a few hours each week thinking about, and talking about, your company and department’s future. What can you do that will deliver unique value to customers (internal and external) when the economy begins to recover? What can you do now that will help the business survive until then? This can be a positive and healthy way to deal with the stress of the moment. “Reminding ourselves and each other and staff about what is in our control can be very helpful,” Cooke says.

Get IT Tips, news, and reviews delivered directly to your inbox by subscribing to TechRepublic’s free newsletters.





نوع مطلب : goodmanager، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب