تبلیغات
چگونه ثروتمند شویم-مدیر خوب- تبلیغات- بازاریابی -فروش موفق- good manager - مطالب تجارت موفق
 
درباره وبلاگ


وبلاک تخصصی بازار سرمایه خواندنی های جذاب -بورس-اخبار اقتصادی-بانک وبیمه-بازاریابی وتبلیغات-مدیر موفق-پزشکی-عکسهای توریستی کشورها

مدیر وبلاگ : وحید شیرزاد
موضوعات
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :



چگونه ثروتمند شویم-مدیر خوب- تبلیغات- بازاریابی -فروش موفق- good manager
ما به راحتی میتوانیم ثروتمند شویم
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM

افراد مشهور و پولدار هر یک داستان های جالبی برای خود دارند و خواندن سرگذشت هر یک از آنها می تواند راهگشای خوبی برای آنان که انگیزه موفقیت دارند، باشند.

 فرقی نمی کند اپرا وینفری باشی یا پیر امیدیار! مهم این است که بخواهی موفق شوی و خسته و درمانده نشوی در این راه سخت، اگر هم شدی دوباره خودت، خودت را شارژ کنی و ادامه راه...

در این راه البته شنیدن حرف های کسانی که موفق شده اند و درس گرفتن از تجربه گران سنگشان چون چشمه آب جوشانی است در بیابان.

در این ایمیل 10 جمله از 10 شخصیت مشهور و پولدار دنیا را عینا برای شما نقل می کنیم، بقیه اش دیگر با خودتان:

 

1.  اپرا وینفری، مجری، بازیگر و تهیه کننده آمریکایی، ثروت: 2/7 میلیارد دلار

شما به آن چیزی میرسید که به آن باور دارید. جایگاهی که امروز دارید، ریشه در باوری دارد که داشته اید.

 

2. پیر امیدیار، موسس و رئیس ایرانی شرکت eBay ثروت: 6/7 میلیارد دلار

آنچه ما هر روز اینجا میگوییم این است که موفقیت ما کاملا بستگی به موفقیت هم گروه ها و موفقیت اجتماعمان دارد

 

3.کارل آلبرشت، کارآفرین آلمانی و موسس فروشگاه های زنجیره ای آلدی، ثروت: 25/4 میلیارد دلار

زندگی معمولی انسان بی برنامه، سردرگم، بی هیجان و ناخوشایند به نظر می آید. تنها آنهایی که به ماجراهای زندگی به عنوان شانسی از میان شانس ها نگاه می کنند که خودشان آن را برای خودشان ایجاد کرده اند، می توانند کنترل زندگی خود را کاملا در دست بگیرند.

 

4.موکش آنبانی، تاجر بزرگ هندی و صاحب صنایع ریلاینس ، ثروت: 22/3 میلیارد دلار

من فکر می کنم باور بنیادین ما این است که برای ما رشد و پیشرفت، روشی برای زندگی است و می بایست همواره در حال رشد و پیشرفت باشیم.

 

5.مایکل بلومبرگ، یکصد و هشتمین شهردار و صاحب شبکه بورسی نیویورک، ثروت: 22 میلیارد ریال

کار و تلاش سخت مبنای موفقیت در شرکت من بوده است

 

6. ولید بن طلال آل سعود، شاهزاده سعودی، ثروت: 18 میلیارد دلار

 

اگر بخواهم کاری را انجام دهم، یا کامل و بی نقص انجام می دهم یا اصلا به سراغش نمی روم

 

7. مایکل دل، موسس شرکت کامپیوتری دل کامپیوترز، ثروت: 15/9 میلیارد دلار

با کنجکاوی و نگاه به فرصت ها با روشی تازه است که ما همیشه راه و مسیر خود در دل را مشخص می کنیم

 

8.چارلز کوچ، مدیرعامل شرکت صنایع کوچ، دومین شرکت بزرگ خصوصی در آمریکا ، ثروت: 25 میلیارد دلار

نقش کسب و کار تولید کالاها و خدماتی است که زندگی مردم را بهتر کند.

 

9.اندرو کارنگی، صنعتگر آمریکایی-اسکاتلندی، موسس شرکت فولاد کارنگی، ثروت: 298/3 میلیارد دلار

کسی که یک کسب وکار یا اعتبار آن را تمام و کمال برای خود بخواهد، نمی تواند کسب و کاری عالی راه اندازی کند

 

10.تونی هسیه، مدیرعامل فعلی فروشگاه آنلاین کفش و لباس زاپوس، ثروت: 840 میلیون دلار

تعریف نهایی موفقیت این است: شما می توانید با از دست دادن همه آنچه دارید، مشکل پیدا نکنید. شادی ها بر مبنای عوامل بیرونی نیستند.





نوع مطلب : راهكارهای موفقیت، نابغه های ثروتمند دنیا، چگونه ثروتمند شویم؟بامدیریت خوب، زندگی مردان بزرگ، تجارت موفق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 12 تیر 1391 :: نویسنده : وحید شیرزاد
مروز برای موفق شدن در یک کار و تجارت، باید انعطاف‌پذیر باشید، برنامه‌ریزی خوب داشته باشید و مهارت‌های سازمانی را بدانید. خیلی افراد با این فکر کاری را شروع می‌کنند که با روشن کردن کامپیوترها یا باز کردن در شرکتشان، پول پارو خواهند کرد. اما واقعیت این است که پول درآوردن خیلی سخت‌تر از آن چیزی است که فکر می‌کنید. به همین دلیل باید برای برنامه‌ریزی وقت بگذارید تا موفق شوید. نکات زیر می‌تواند کمکتان کند:

۱- سازماندهی داشته باشید.

برای موفق شدن در کاری باید سازماندهی داشته باشید. سازماندهی به شما کمک می‌کند کارها را تکمیل کنید و طبق برنامه پیش روید. یک راه خوب برای این کار این است که یک لیست برنامه روزانه داشته باشید و جلوی هر کاری را که انجام می‌شود، یک تیک بزنید. این کار مطمئنتان می‌کند که چیزی را فراموش نکنید و همه کارها را یک به یک انجام دهید.

۲- جزئیات را ثبت کنید.

همه تجارت‌های موفق جزئیات را ثبت می‌کنند. با ثبت گزارشات دقیق و جزئی، می‌فهمید که کارتان در چه وضعیت مالی قرار دارد و با چه چالش‌های احتمالی روبه‌رو خواهد شد. فقط دانستن این، وقت لازم برای ایجاد استراتژی‌‌هایی برای غلبه بر موانعی که ممکن است از موفقیت و پیشرفت کارتان جلوگیری کند، فراهم می‌کند.

۳-  رقبایتان را تحلیل کنید.

رقابت، سازنده بهترین نتایج است. برای موفق شدن نباید از مطالعه کردن و درس گرفتن از رقبایتان بترسید. ممکن است آنها کاری درست انجام می‌دهند که می‌توانید برای درآوردن پول بشتر در تجارتتان از آن استفاده کنید.

۴- ریسک‌ها و پاداش‌ها را بشناسید.

رمز موفق شدن این است که ریسک‌های حساب‌شده بکنید تا به رشد کارتان کمک کند. سوال خوبی که می‌توانید بپرسید این است که، “چه معایبی دارد؟” اگر بتوانید به این سوال پاسخ دهید، می‌فهمید که در بدترین حالت چه اتفاقی خواهد افتاد. این اطلاعات به شما کمک می‌کند بتوانید ریسک‌های حساب‌شده‌ای بکنید که می‌تواند پاداشی عالی برای تجارتتان داشته باشد.

۵- خلاق باشید.

همیشه به دنبال راه‌هایی برای ارتقای کارتان باشید تا آن را در بین رقبا متمایز و برجسته کنید. باید درک کنید که شما همه چیز را نمی‌دانید و باید از ایده‌ها و نگرش‌های جدید برای کارتان استقبال کنید.

۶- متمرکز باشید.

اینکه کار یا تجارتی را شروع کرده‌اید به این معنی نیست که فوراً به پول خواهید رسید. زمان می‌برد که مردم شما را بشناسند، به همین علت باید روی رسیدن به اهداف کوتاه‌مدتتان تمرکز کنید و بگذارید بقیه اتفاقات به موقع خود روی دهد.

۷- آماده فداکاری باشید.

شروع یک کار جدید سخت است اما وقتی درها را باز کردید، کارتان شروع شده است. در بسیاری از موارد، باید خیلی بیشتر از زمانی که برای بقیه کار می‌کردید زمان بگذارید. درعوض باید فداکاری کنید، مثلاً مجبور می‌شوید وقت کمتری را صرف خانواده و دوستانتان کنید تا موفق شوید.

۸- خدماتی عالی ارائه دهید.

تجارت‌های موفق زیادی هستند که فراموش می‌کنند ارائه خدمات عالی به مشتریان اهمیت زیادی دارد. اگر شما خدمات بهتری را به مشتریانتان ارائه کنید، آنها تمایل بیشتری برای مراجعه به شما خواهند داشت تا به رقبایتان.

۹- استوار و ثابت‌قدم باشید.

ثبات‌قدم رمز پول درآوردن در یک کار است. باید هر روز برای موفق شدن پشتکار داشته باشید. این عادت‌های مثبتی در طولانی‌مدت ایجاد می‌کند که کمکتان می‌کند به مرور زمان سود ببرید.

نتیجه‌گیری

شروع و اداره یک کار موفق می‌تواند سخت و درعین‌حال سودآور باشد. موفقیت نیاز به تمرکز، نظم و ثبات قدم دارد. اما موفقیت یک شبه ایجاد نمی‌شود—نیاز به تمرکز طولانی‌مدت دارد و باید در موقعیت‌های چالش‌انگیز و دشوار، پشتکار و استواری لازم را داشته باشید.





نوع مطلب : تجارت موفق، مدیریت کسب وکار، 
برچسب ها : تجارت موفق، تجارت، قانون تجارت، موفقیت در تجارت، چگونه تاجر موفقی باشیم، موفقیت در كار،
لینک های مرتبط :


شنبه 17 دی 1390 :: نویسنده : وحید شیرزاد
چه کسانی باهوشند؟ آنها که نمره بالایی در مدرسه و دبیرستان و دانشگاه می آورند؟ آنها که در شغل شان موفق هستند؟ آنها که محقق و دانشمند و نابغه اند؟ نظریه هیا جدید روانشناسی می گویند همه اینها به علاوه خیلی های دیگر!
 برترین ها به نقل از هفت صبح : نظریه های جدید هوش می گویند انسان ها فقط یک نوع هوش ندارند. چطور می شود این هوش ها را در خود شناخت؟

چه کسانی باهوشند؟ آنها که نمره بالایی در مدرسه و دبیرستان و دانشگاه می آورند؟ آنها که در شغل شان موفق هستند؟ آنها که محقق و دانشمند و نابغه اند؟ نظریه هیا جدید روانشناسی می گویند همه اینها به علاوه خیلی های دیگر! آنها می گویند ورزشکارها، هنرمندها، تراشکارها و هر شغل دیگری که به ذهن تان می رسد آدم های باهوشی هستند. آنها می گویند تست های سنتی روان شناسی که هوشبهر (IQ) را می سنجند فقط توانایی های منطقی – ریاضی زبان شناختی و تا حدی عملی ما را می سنجند. درصورتی که بسیاری از توانایی های دیگر در آدمیزاد وجود دارد که به معنای واقعی نشان دهنده هوش هستند.



بر همین اساس نظریه پرداز جدیدی به نام گاردنر می گوید هوش های متنوع تری در آدمیزاد وجود دارد. او هفت نوع هوش شناسایی کرده است: هوش زبان شناختی، هوش تصویری، هوش موسیقایی، هوش بدنی، هوش منطقی، هوش میان فردی و هوش درون فردی. گاردنر می گوید اگر ما بتوانیم رشته تحصیلی و شغل مان را براساس نوع هوش مان انتخاب کنیم، رضایت بیشتری از زندگی مان خواهیم داشت.

در این مطلب می خواهیم بگوییم که چطور می شود نوع هوش مان را تشخیص دهیم و براساس آنچه رشته های تحصیلی و شغلی را انتخاب کنیم.

هوش زبان شناختی

هر نوع توانایی ذهنی که به کلمه ها ربط داشته باشد نشان دهنده هوش زبان شناختی است.

نشانه های هوش زبان شناختی

- کتاب ها برایش خیلی مهم هستند

- می توانند قبل از خواندن، صحبت کردن یا نوشتن، کلمات را در ذهن شان بشنوند

- از سرگرم کردن خود و دیگران با لغاتی که تلفط سخت یا بی معنی دارند لذت می برند

- موقع حرف زدن بیشتر از چیزهایی که شنیده یا خوانده اند استفاده می کنند

چه شغل هایی به دردشان می خورد؟

کتابدار، مسئول بایگانی، متصدی (موزه، کتابخانه، نمایشگاه و...)، ناشر، مترجم، نویسنده یا گوینده رادیو و تلویزیون، روزنامه نگار، وکیل، منشی، معلم زبان فارسی یا انگلیسی.



هوش منطقی – ریاضی

کسانی که توانایی انجام محاسبات ریاضی شان قوی است، کسانی که استدلال های منطقی را خوب می فهمند و البته خوب هم استدلال می کنند و خلاصه هرکسی که دودوتا چارتا کردن خوب سرش می شود بهره بالایی از هوش منطقی – ریاضی دارد. م عمولا در مدارس ما به این نوع هوش خیلی بها داده می شود.




نشانه های هوش منطقی – ریاضی

- به را حتی می توانند حساب و کتاب های شان را ذهنی انجام دهند

- ارگوها، ترتیب یا تسلسل منطقی رویدادها را دنبال می کنند

- معتقدند که تقریبا هر مطلبی یک توضیح عقلایی دارد

- دوست دارند نقص های روشنی که در گفتار و رفتار مردم و محیط زندگی و محل کار آنها پیدا می شود را پیدا کنند

چه شغل هایی به دردشان می خورد؟

حسابرس، حسابدار، مامور خرید، کارگزار بیمه، ریاضیدان، محقق، آمارگر، کارشناس سیستم های رایانه ای، کارشناس مالی، کارشناس فنی، دفتردار، معلم و استاد علوم پایه و تجربی.




هوش فضایی


هرچه کسانی که از نظر کلامی باهوش هستند توی ذهن شان کلمه دارند، آدم هایی با هوش فضایی توی ذهن شان تصویر دارند. آنها از هر چیزی می توانند یک تصویر در ذهن شان بسازند.

نشانه های هوش فضایی

- نسبت به رنگ ها حساس هستند

- گاهی با یک دوربین عکاسی یا فیلمبرداری آنچه در اطراف می بینند را ضبط می کنند

- از حل پازل ها، مازها و سایر معماهای بصری لذت می برند

- خواب هایی که می بینند کاملا واضح است

- معمولا می توانند در نواحی ناشناخته مسیر را درست پیدا کنند

- ترجیح می دهند نوشته هایی را بخوانند که تصویرهای زیادی دارند

چه شغل هایی به دردشان می خورد؟

مهندس، نقشه بردار، معمار، نقشه کش شهری، گرافیست، دکوراتور داخلی، عکاس، معلم هنر، مخترع، نقشه کش، خلبان، کارشناس آثار هنری، مجسمه ساز.



هوش موسیقایی

اگر وقتی می گویند ریتم، زیر و بم، تن صدا و نغمه تقریبا هیچ تفاوتی بین شان درک نمی کنید مطمئن باشید که هوش موسیقایی پاینی دارید اما اگر می توانید صدای سنتور را از بین ملغمه ای از سازها تشخیص دهید و می فهمید کی یک نفر دارد فالش می خواند احتمالا هوش موسیقایی بالایی دارید.



نشانه های هوش موسیقایی

- وقتی که یک نت موسیقی اشتباه نواخته می شود می توانند تشخیص دهند

- یک ساز می نوازند

- زندگی بدون موسیقی برایشان بی ارزش است

- اگر یک آلبوم مخوسیقی را یک یا دوبار گوش کنند می توانند آن را درست بخوانند

چه شغل هایی به دردشان می خورد؟

نوازنده، سازنده آلات موسیقی، فروشنده آلات موسیقی، خواننده، معلم موسیقی.



هوش جسمی – حرکتی

ورزشکارها یک گروه بزرگ از هوشمندان بدنی حرکتی را تشکیل می دهند.

البته غیر از این گروه کسان دیگری هم هستند که مهارت های حرکتی شان بالا است.

نشانه های هوش جسمی – حرکتی

- حداقل یک رشته ورزشی را به صورت حرفه ای پیگیری می کنند

- برایشان مشکل است که یک مدت طولانی بدون تحرک بنشینند

- بهترین ایده ها وقتی به ذهن شان می رسد که مدت طولانی قدم می زنند یا می دوند یا یک فعالیت جسمی دیگر انجام می دهند

- دوست دارند اوقات فراغت شان را در طبیعت بگذرانند

- هنگام صحبت کردن با دیگران خیلی زیاد از حرکات دست یا شکل های دیگر زبان بدن استفاده می کنند

- خودشان را آدم های منظم و آراسته ای می دانند

چه شغل هایی به دردشان می خورد؟

فیزیوتراپیست، فعال در صنعت توریسم، بازیگر، مانکن، کشاورز، مکانیک، نجار، صنعتگر، معلم تربیت بدنی، کارگر کارخانه، ورزشکار حرفه ای، محیط بان و جواهرساز.



هوش میان فردی

آدم هایی که می توانند خیلی خوب و زود با افراد دیگر رابطه برقرار کنند، می توانند خوب احساسات آنها را تشخیص دهند و درک کنند و البته خوب  آنها را مدیریت و رهبری کنند از هوش میان فردی برخوردارند.

نشانه های هوش میان فردی

- ورزش های گروهی را به ورزش های فردی ترجیح می دهند

- وقتی با مشکلی مواجه می شوند به جای حل آن ترجیح می دهند از فرد دیگری کمک بگیرند.

- تلاش برای تعلیم دادن یک فرد یا گروه برایشان لذت بخش است و می دانند این کار را چطور باید انجام دهند

- خودشان را یک مدیر خوب می دانند

- در میان جمع، احساس آرامش و آسودگی می کنند

چه شغل هایی به دردشان می خورد؟

سرپرست، مدیر، مدیر مدرسه، کارمند اداری، داور، جامعه شناس، مردم شناس، مشاور، روان شناس، پرستار، مسئول روابط عمومی، فروشنده، مسئول آژانس مسافرتی، مدیر روابط عمومی.



هوش درون فردی

خودشناسی هم احتیاج به هوش دارد. کسانی که خیلی خوب درون خودشان ر ا می کاوند و از این درون کاوی در جهت هدف های زندگی شان استفاده می کنند هوش درون فردی بالایی دارند. این نوع آدم ها بسیار مستقل و فردیت یافته اند.



نشانه های هوش درون فردی

- همیشه اوقات تنهایی شان را به فکر کردن به مسائل مهم زندگی می گذرانند

- عقایدی دارند که آنها را از جمع مجزا می کند

- اهداف مهمی در زندگی دارند که همیشه به آنها فکر می کنند

- دیدگاه واقعی بینانه ای نسبت به نقاط ضعف و قوت خودشان دارند

- خودشان را فردی با اراده یا از لحاظ فکری مستقل می دانند

- دفترچه خاطرات یا یادداشت روزانه شخصی دارند

چه شغل هایی به دردشان می خورد؟

روان شناس، مشاور، عالم الهیات، برنامه ریز، کارآفرین.





نوع مطلب : موفقیت شغلی، تجارت موفق، چگونه ثروتمند شویم؟بامدیریت خوب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



برای كامیابی در کار باید با مشكلات  و فراز و نشیب های زندگی مبارزه نمود ؛ پس هیچگاه بـر اثـر بروز سختی ها و شكست ها نـاامید نشوید: روند زندگی و کار به بازی فوتبال می ماند كه تا آخرین دقیقه مـمـكـن است سرنوشتش تغییر كند.

اگر شما به خودتان ایمان داشته باشید هیچ چیز نمی تواند سـد راهتان شود. حـتی جملات دلسرد كننده نزدیكترین كسانتان نیز نخواهد توانست شما را از حركت باز دارد.

در این جا 20 قانون طلایی كـه شـمـا را در طـی مسیر یاری می رساند، بیان شده است.

1- حتی رئیس هم باید آستین هایش را برای كار كمی بالا بزند.

زیردستان خـود را وادار بـه انـجـام كـاری نـكنید كه خودتان تاكنون انجامش نداده اید یا رغبتی به انجام دادنش ندارید. اگر رئـیس یا سـردسته گروهی هسـتـیـد باید خودتان سرمشق و الگوی دیگران قرار بگیرید ، آنگاه دیگر کسی در انجام كار با شما بحث نخواهد كرد.

2- اندکی شـانـس و اقبال، بهتر از كوهی از دانش و خردمندی است.

شما هر قدر هم که زیرك و باهوش باشید لحظاتی در زنـدگـی وجـود دارند كه باید خودتان را آماده رویـارویـی بـا آنـهـا كـنـیـد. حتـی یـك مـرد خـردمند و دانا نیز پاهایش روی یخ لیز می خورد. هیچگاه اهمیت زمان و مكان مناسب انجام كارهایتان را دست كم نگیرید.

3- در ازای هر سخنی كه می گویید، اجـازه دهید دشمنتان (یا رقیبتان) 10 سخن بگوید.

هر قدر كـه شـما بـا سخنان خود اطلاعاتی را برای رقیب یا دشمنتان آشكار و افشا کنید، وی قدرت بیشتری برای ضربه وارد كردن و صدمه زدن به شما در اختـیـار خواهد داشـت. بگذارید رقیبتان سخن بگوید چون داشتن «اطلاعات» قدرت است و آن كه اطـلاعات دارد می تواند ویرانگر باشد.

4 - پول نقد، پول نقد است حتی اگر از شكم فیل بیرون بیاید.

زمانی كه شما اسكناس در دست دارید هیچ «اما» و «اگر»ی وجود نخواهد داشت : تـنها پول نقد است كه وجود دارد. چك همیشه در معرض بـرگـشـت خـوردن است و كـارت اعتـباری هـم مختص آدم های زودباور؛ اما پول نقد همواره پول نقد است.

5 - هیچگاه 100% هیچ چیز را برای هیچكس برملا نكنید.

اگر خیال دارید میلیونر شوید بهتر است هیچگاه تمام جزئیات برنامه و نقشه خود را به كسی نگویید. همواره چیزی را نزد خودتان نگاه دارید. اگر مجبور به افشای آن شدید تنها 75 تا 90 درصد آن را برملا سازید. همان 10%از شما حفاظت خواهد كرد (و همچنین ضمانت می کند كه آن ایده متعلق به شماست).

6 -هنگام خشم و عصبانیت، تصمیم نگیرید.

آدم های باهوش و محـتـاط نیک می دانند كه برای درست اندیشیدن به آرامش ذهن  نیاز دارند. هنگامی كه عصبانی  هستید، از روی خشم  و غضب ، و نـه از روی مـنطق صحبت خواهید كـرد. احـسـاسـات و هیـجـانات خـود را كنترل كنید . این یكی از مهمترین قوانین است. زمانی كه عصبانی  هستید تهدیدهایی می كنید كه قادر به عملی كردن آنها نیستید یا تصمیماتی اتخـاذ می كنید كه در آیـنده پشیمانی به بار خواهند آورد.

7- مرد است و قولش.

هیچگاه نباید زیر قولتان بزنید. همواره سر قول و حـرفـتان بمانید ( البته بهتر كه هیچگاه قولی به كسی ندهید ولی معلوم است كه بعضی ها نـمـی تـوانـنـد جـلوی خودشان را بگیرند). درست زمانـی كه طرف مقابل دیـگر بـه شـما اعـتـماد  نـداشـته باشد همان لحظه است كه او را از دست داده اید.

8- دهانـتـان را بـسـتـه نـگاه داریـد و اگـر مـجبور به گفتن دروغ هستید، ساده و مختصر بگویید!

اگر حـرف و سـخن خـوشـایـند و جـالبـی بـرای گـفتن ندارید بهتر است كه اصلاً هیچ چیز نگویید. حتـی اگـر حـرفـی بـرای گـفـتـن داریـد آن را بـازگـو نـكنید چرا كه سرانجام سبب افشای موضوعی می گردد كه فردی كه از آن مطلع می گـردد، قادر است از آن برای ضربه وارد كردن به شما استفاده كند. اگر دهانتان بـسته باقی بماند، اشتباهات همان جایی خواهند رفت كه دایناسورها رفتند.

9- بهترین روش برای جاخـالی دادن از تیرهای رقبا آن است كه هیچگاه در تیررس آنان قرار نگیرید.

هرگز خود را در موقعیت های دردسر ساز قرار ندهید. (هیچـگاه با رقیب سرسخت خود در یک محل قرار نگیرید تا او نتواند مستقیماً سر شما را نشانه بگیرد.)

10- حواستان را جمع کنید: گاهی اوقات رقبای شما وقتی می بینند که توان مقابله منصفانه با شما را ندارند ، قوانین بازی را به نفع خود تغییر می دهند یا کلاً آنها را نقض می کنند.

اشخاصی که همواره خواهان پیروزی هستند گاه به جای رعایت قوانین بازی ، از قوانین جانبی و میان بر استفاده می کنند.

11 - هرگز خیانت و خائن را به آسانی نبخشید.

برخی عادت دارند از گناه  و تقصیر گناهكار به راحتی بگذرند و او را مورد بخشش قـرار دهنـد، كه این عمل باعث ترغیب فرد خاطی به تكرار عمل خویش خواهد شد.

12- هـرگـاه مـردد بـودید كـه آیا بهتر است دشمنتـان از شـمـا هراس داشته باشد یا آنـكـه مـورد احـترامش باشید همیشه گزینه ترس را برگزینید

.

محترم بـودن فـوق الـعـاده عالی است امـا عـنـصر ترس بهتر از آن است. ترس  بازدارنده بهتری نسبت به مورد احترام بودن است چون دشـمـن را در مسـیر خـود متوقف می كند.

13- كنار هر مرد موفقی یك زن موفق وجود دارد.

هر مردی برای كسب موفقیت  به پایداری و استقامت یك زن بزرگوار نیاز دارد. یك مرد بدون خانواده، یك مرد كامل نخـواهد بود. در مـقـابـل، یـك هـمـسر بـد و نـامـنـاسب شـما را از شكوفایی استعدادها و قابلیت هایتان باز می دارد.

14- هیچ چیز پایدار و همیشگی نیست.

به خاطر بسپارید : از عشق  گرفته تا ثروت ، مـوفقیت در تجارت ، زیبارویی و حتی موهای پرپشت سرتان ، هیچ یك پایدار نخواهند ماند.

15- هرگاه به نبرد كسی می رویــد، همیشه ضربه اول را شما بزنید ، و چنان محكم و با قدرت هم بزنید كه به ضربه دیگری نیاز نداشته باشید.

هنگامی كه منازعه و درگیری اجنتاب ناپذیر است ، همیشه اولین ضربه را شما وارد كنید. با ایـن عـمل دشـمـن و حـریف را غافلگیر می كنید و اگر ضربه شما به اندازه كافی محكم و كاری باشد، می توانید دشمنتان را كاملاً کله پا كنید.

16- هـرگـاه خـواسـتید اقدام به انجام كاری كنید، همواره مدت زمان مـحـقـق گشـتن آن را بیشتر، و پاداش و ثـمـره آن را كمتر برآورد كنید.

حـتـی بـهترین طرح ها و نقشه ها ممكن است بی ثمر و نافرجام گردد. اغـلـب اوقـات مـا به مـنـظور دسـتـیابـی  بـه خـواسـتـه هایمان ملزم به تلاش و كوشش هستیم و این بدان مفهوم است که همواره باید صبور  و شـكیـبا  باشیم. دست بالا گرفتن كار و دست كم گرفتن پاداش آن سبب می گردد شما هیچگاه مأیوس و ناامید نشوید.

17- دوستانتان را نزدیك خود نگاه دارید، دشمنانتان را نزدیكتر.

مردم همیشه در درك این گفته دچار سوء تفاهم می شوند، یـعنی می پندارند باید رفاقت صمیمانه ای با دشمنانشان داشته باشند. امـا واقعیت آنست كه شما باید منتـهـای تـلاش خـود را بكنید تا اعمال و حركات دشمنانتان را تحت نظر خویش داشته باشید. مثلاً ترتیبی بدهید که از اقدامات وی آگاهی داشته باشید، افكارش را پیش بینی کنید و از نـقـاط ضعفش كمال استفاده را ببرید.

18- برای «پول درآوردن» باید پول خرج كرد.

اگر پولی را خرج می کنید و بعد هزینه آن پول  ، سود بیشـتـری را عایدتان خواهد كرد، پس نگران پول خرج كردن نباشید. اگر ایده ای برای تجارت و كسب و كار دارید ، از بـانك وام بگیرید. بـه كارمندان خود حقوق و دستمزد شایان توجه بدهید، بـرای مـشـاوره با متخصصین و جویا شدن از رهنمودهایشان پول پرداخت كنید. به این ترتیب اگر شـما كـاسـب یـا تـاجـر بـاهـوشـی بـاشـیـد همیشه در اوج خواهید بود.

شما هر قدر هم که زیرك و باهوش باشید لحظاتی در زنـدگـی وجـود دارند كه باید خودتان را آماده رویـارویـی بـا آنـهـا كـنـیـد. حتـی یـك مـرد خـردمند و دانا نیز پاهایش روی یخ لیز می خورد.

19- «متمركز بودن» و «پشتكار» دو عنصر حیاتی موفقیت هستند.

اگر شما به خودتان ایمان داشته باشید هیچ چیز نمی تواند سـد راهتان شود. حـتی جملات دلسرد كننده نزدیكترین كسانتان نیز نخواهد توانست شما را از حركت باز دارد.

20- هیچكس شكست ناپذیر نیست.

ثروت نمی تواند ضامن شكست ناپذیری و وفـاداری باشد. كـافی اسـت كمی مغرور و از خود راضی شوید آنگاه خواهید دید كه نزدیكترین دوستانتان نیز از شما روی برمی گردانند.






نوع مطلب : تجارت موفق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 28 آذر 1390 :: نویسنده : وحید شیرزاد













چگونه یک طرح تجاری تنظیم کنیم؟






چگونه یک طرح تجاری تنظیم کنیم؟









اگر قصد دارید فعالیت جدیدی را در دنیای تجارت آغاز کنید، من از این تصمیم حمایت می کنم. اما آیا برنامه ای مشخص برای این کار در نظر گرفته اید؟ منظورم یک" برنامه" با حرف "ب" بزرگ و برجسته است. در غیر این صورت اقدام شما چیزی جز خیال پردازی بیهوده نخواهد بود.
باور کنید مساله را بیش از حد بزرگ نمی کنم. برنامه و طرح تجاری شما بانک ها و سازمان های گوناگون را وادار می کند به شما وام پرداخت کنند. درواقع با تنظیم راه کارهای مناسب موفقیت شرکت خود را تضمین می کنید و مطابق برنامه ای مشخص گام برمی دارید.
اگر با هزینه ای اندک شرکت خود را راه انداخته اید، به بسیاری ازاین رهنمودها نیازی ندارید.
اما در هر صورت باید برنامه ای طراحی کنید که خطوط کلی اهداف، هزینه های احتمالی، روش های بازاریابی و راه های گریز از مشکلات فرضی را در بر داشته باشد. این برنامه نقشه عبور موفق یا انحراف از جاده در فعالیت شغلی است.
در ادامه ۹ روش سودمند برای تضمین موفقیت در این راه به شما پیش نهاد می کنم:








۱. تهیه خلاصه ای دقیق از اهداف مورد نظر شغلی. این خلاصه روند فعالیت شغلی شما را به اطلاع موسسات مالی و اعتباری می رساند و در واقع مهم ترین معرف شما به این مراکز است. اگر نتوانید اهمیت شغل خود را به مامور مربوطه بقبولانید کاری از پیش نمی برید. این برنامه هم چنین ابزار ارتباطی کارکنان و مشتریان احتمالی شما به عنوان پشتیبان فعالیت های شما است. ۲. تاریخچه ی مختصر شرکت. تاریخچه فعالیت و نحوه پیدایش شرکت را به وضوح توضیح دهید. ۳. اهداف شرکت.در چند پاراگراف کوچک اهداف بلند مدت و کوتاه مدت خود را بیان کنید: فکر می کنید درچه مدت به رشد نهایی مورد نظر خود برسید؟ مشتریان احتمالی شما چه کسانی هستند؟ ۴. بیوگرافی تیم مدیریت. در این مرحله باید نام و سوابق گروه مدیریت و مسئولیت های این افراد را در دسترس و اطلاع عموم قرار دهید. ۵. خدمات یا تولیدات احتمالی مورد نظر شرکت. در این بخش باید به بررسی تفاوت های تولیدات شما با محصولات موجود در بازار بپردازید. ۶. پاسخ بازار با تولیدات یا خدمات شرکت. به خاطر داشته باشید که شما باید موسسات مالی، کارکنان و دیگران را قانع کنید که بازار تولیدات شما رشدی فراوان خواهد داشت. برای این کار باید تحقیق کنید. اگر شرکت کوچکی را اداره می کنید باید میزان استقبال مشتریان را در شعاع بی نهایت برآورد کنید. اگر شرکت شما خدمات روی خط ارایه می کند یا شیوه تجارت کهن را با این روش درآمیخته است، باید با تبلیغ مناسب، میزان تقاضا را افزایش دهید. یک گزارش تحقیقاتی از موسسه تحقیق فورستر هزاران دلار هزینه در بر دارد. با این حال شما می توانید اطلاعات ابتدایی و پایه ای را از موتورهای جستجو و دایرکتوری ها به دست آورید. ۷. برنامه ای مشخص برای بازاریابی. آیا شما چگونه حضور خود را در عرصه تجارت به اطلاع جهان تجارت می رسانید؟ آیا فقط به روش بازاریابی دهان به دهان اکتفا می کنید؟(من این روش را توصیه نمی کنم مگر آن که به اندازه کافی مشهور باشید) آیا در روزنامه، تلویزیون یا صفحات وب تبلیغ می کنید؟( یا در هر سه رسانه). آیا از ابزارهای بازاریابی الکترونیکی برای عضویت شرکت خود در موتورهای جستجو استفاده می کنید؟ هم چنین شما باید از همین ابتدا مشخص کنید که چه میزان بودجه برای این بخش در نظر گرفته شده است؟ ۸. پیش بینی ۳ یا ۵ ساله وضعیت مالی شرکت. این بخش در واقع برآورد مالی چند ساله و روش تحقق این پیش بینی ها است. هم چنین باید میزان وام مورد نیاز شرکت را در این قسمت ذکر کنید. صحت این برآورد موفقیت یا شکست مالی شرکت را تعیین می کند. اگر در انتخاب الگوی مناسب مالی شرکت دچار تردید هستید می توانید از کارشناسان امور مالی کمک بگیرید. این کار ارزش هزینه کردن را دارد. ۹. تنظیم برنامه ای برای گریز از خطرات احتمالی. تمام شرکت های بزرگ و موفق روش هایی برای اجتناب از وضعیت خطر و نجات از آن در نظر می گیرند. در این بخش باید رشد درآمد، بازدهی، موفقیت و عدم موفقیت در بازار را در نظر بگیرید.




نوع مطلب : تجارت موفق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چکیده :

در این مقاله قصد داریم ویژگی های یک تجارت خوب که هم در آغازو هم درحین فعالیت اصولی است را برایتان بیان کنیم زیرا تمامی شرکتها و تجارتها به نحوی از انحا شروع به فعالیت می کنند اما چه عامل یا عواملی وجود دارد که تضمین کننده شروع و بقایی سالم است ؟

عامل موفقیت بستگی به عوامل زیادی دارد که ما در این مقاله به 10 مورد از مهمترین آنها اشاره خواهیم کرد.

با پیروی از این اصول سعی کنید میزان موفقیت خود را چند برابر نماید.

مقدمه :

همان طوری که درچکیده مطلب اشاره گردید در این مقاله ما قصد داریم که 10 ویژگی کلیدی و قابل اجرا که خیلی ساده و راحت قابل انجام هستند را برایتان بیان کنیم تا بنای فعالیت خود، که همان شروع تجارت است را قوت بخشیده و بهتر بتوانید در بازار رقابت از رقبا به طرز سالم پیشی بگیرید، و یکه تاز بازار رقابت سالم باشید.

10عملکرد مهم و کاربردی برای شروع یک تجارت موفق.

1)  آن چیزی را که به آن علاقه دارید انجام دهید .

شما برای شروع و ادامه یک تجارت تمام وقت و انرژی خود را صرف آن رشته می کنید، بنابراین شما باید کاری را شروع کنید که واقعاً به آن علاقه مندید زیرا اگربه کاری که هیچ علاقه ای به آن ندارید دست بزنید، بعداز مدتی از آن خسته خواهید شد و دست از کار خواهید کشید .

بنابراین آن مدتی نیز که صرف آن تجارت یا کار کرده اید، به هدرخواهید داد . اما اگر کاری را که به آن علاقه دارید آغاز کنید اگر در آن کار نیزهرچقدر جلو تر روید با انگیزه تر خواهید شد و پیشرفت های زیادی خواهید کرد .

پس آن کار را که واقعاً از ته دل می خواهید، انجام دهید . تا به پیشرفت های مالی و موقعیتی برسید .

2)  وقتی که کارمندید، شروع به تجارت کنید .

البته این به این معنی نیست که شما برای تجارت باید استخدام باشید . و اگر استخدام نباشید نمی توانید شروع به تجارت کنید . این بدین معنی است که برای شروع تجارت باید یک تکیه گاه مالی داشته باشید و بعداز آن اقدام کنید . این طور نباشد که اصلاً پول نداشته باشید . و در این حین به یک کار تجاری خیلی بزرگ اقدام نمایید . پس حتماً برای شروع یک تجارت که منجر به موفقیت شود شما نیازمند یک پشتوانه مالی هستید تا شما را در آغاز ودر طول مدت تجارت ساپورت و حمایت نماید .

3)  تنهایی انجام ندهید .

شما حتماً به یک حمایت کننده که ممکن است یک فرد یا یک تیم یا یک گروه باشد نیاز خواهید داشت . البته فقط در آغاز نیست بلکه در طول مدت تجارت نیز نیازمند خواهید بود اما برای شروع بیشتر نیازمندید یک دوست صمیمی یا یکی از اعضای فامیل یا خانواده که بتوان به راحتی و بدون دغدغه در مورد امور تجارت با او صحبت کرد و او هم با دلسوزی به حرفهای شما گوش کند و شما را آرام نماید خیلی بهتر می تواند در رفع استرسها و فشارهای آغازین تجارت موفق موثر واقع شود . پس یک دوست صمیمی و واقعی را هیچ وقت از دست ندهید . اگر هم ممکن باشد او را به استخدام شرکت خود در آورید .

4) مشتریاتنتان را قبلاً پیدا کنید .

قبل از اینکه تجارتتان را آغاز کنید حتماً مشتریان را پیدا کنید . این طور نباشد که با خود فکر کنید که اول باید شرکت را تاسیس کنیم و فعالیت آن را شروع کنیم ، . بعد اقدام به جذب مشتری کنیم بلکه باید سعی شود مشتری را در هر حالت جذب کرد حتی اگر قبل از تاسیس باشد . زیرا که سیستم تجارت شما وابستگی تام و تمام به مشتری دارد و خواهد داشت . پس جزء جدا نشدنی تجارت خود (مشتری) را از دست ندهید آگهی های متفاوت و متنوع به شبکه های مختلف مثل اینترنت بدهید.

همیشه انتظار نداشته باشید که به این زودی مشتری یا بی خواهید کرد ، شاید گاهاً خیلی زمان بر باشد .

5)  طرح تجاری برای خود بنویسید.

طرح تجاری باعث خواهد شد که شما تمامی مراحل تجاری خود را روی کاغذ بیاورید و از دوباره کاری ها و هدر دادن وقت و زمان خود جلوگیری خواهید کرد.

اولین فایده یک طرح تجاری این است که شما را به یک تجارتی که به موفقیت ختم می شود رهنمود می سازد

6)  تحقیق کنید .

شما برای شروع یک تجارت از هر کس که می تواند شما را یاری کند پرس و جو کنید تا یک تجارت موفق را بنا نهید . و قدم در بازار تجارت بگذارید اما این فقط شروع کار است و نقش تحقیق گر را به شما می دهد . در حالیکه شما باید در صنعت و حرفه ای که می خواهید به آن پا گذارید باید حرفه ای و کارشناس باشید به همین دلیل خود را در حرفه ای که می خواهید شروع کنید، حرفه ای کنید . مثلاً با عضو شدن در انجمنهای تخصصی رشته خود یا عضویت در ماهنامه ها و سایتهای مرتبط .

7)  از افراد حرفه ای کمک بگیرید .

اگر شما یک شرکت تجاری کوچک را مدیریت می کنید و در آن موفق هستید به شما تبریک می گوییم اما حتماً به یاد داشته باشید که نباید فکر کنید چون یک شرکت کوچک را می توانید به طور فردی و تنها مدیریت کنید پس حتماً یک شرکت بزرگ را نیز به تنهایی می توانید مدیریت کنید . شما در یک شرکت بزرگ ،افراد متخصصص و حرفه ای، مثلاً یک حسابدار ، بایگان ، وکیل ، و.... نیاز دارید . که یک سری حرفه های تخصصی هستند و شاید شما در این حرفه ها مهارت و تخصص لازم را ندارید پس هیچوقت سعی نکنید که به تنهایی همه این کارها را انجام دهید . زیرا هم زمان بر است و هم ممکن است کیفیت لازم را نداشته باشد .

پس حتماً از سایر افراد متخصص و مجرب استفاده کنید تا در مدیریت شرکتهای بزرگ نیز موفق تر عمل کنید .

8)  پول پس انداز کنید .

برای شروع یک تجارت که منجر به موفقیت شود ، شما باید پول پس اندازداشته باشید . نکته مهمتر اینکه شما برای شروع یک تجارت باید قبل از شروع، پول کافی داشته باشید، نه اینکه تجارت را شروع کنید و بعد به بانک در خواست وام دهید .

پس سعی کنید پول مورد نیاز خود را اول تهیه کنید و بعداً به شروع اقدام کنید، تا در وسط فعالیت تجارت یا حتی در ابتدای آن دچار ضعف و شکست نشوید .

این نکته خیلی مهم است . دلیل اکثرافراد ی که شروع به تجارت می کنند اما بعد از مدتی شکست می خورند نیز همین مورد است .

9)  حرفه ای عمل کنید .

تمام افرادی که می خواهند از شما خرید کنند یا اینکه وارد تجارت با شما شوند یا حتی سهام شرکت شما را بخرند، دوست دارند شما را به عنوان یک شرکت حرفه ای پندارند .

به عنوان مثال یک خط تلفن مجزای تجاری یا یک E-mail تجاری یا یک شماره فکس تجاری و....داشته باشید.

اینها به تجارت شما رسمیت و اعتبار می بخشند.

10)  کارهای خود را از همان ابتدا قانونی آغاز کنید .

همواره سعی کنید کارهای خود را قانونی انجام دهید . به عنوان مثال حتماً پروانه و مجوز شروع را بگیرید یا خود را به اداره مالیات و ارگانهای مربوط از قبل معرفی کنید اینها باعث می شود که هم وجهه شما در پیش ادارات مربوطه بالا رود و هم باعث می شود که دیگر شما مجبور نباشید که در وسط تجارت فعالیتتان را متوقف کنید و دوباره به همان نقطه اول شروع برگردید وکارهایی که باید در ابتدا انجام می دادید در وسط فعالیت خود، انجام دهید.

نتیجه گیری:

اصولی که در بالا با عنوان" نکته هایی عملی و کاربردی برای مدیریت شروع یک تجارت موفق" اشاره شد نتیجه تحقیقاتی بوده است که از تجارب شرکتهای موفقی که با پیروی از این اصول امروزه به عنوان چند شرکت برتر از آنها یاد می شود می باشد.

پس با پیروی و الگو برداری از این اصول، موفقیت خود را درشروع کار تجارت تضمین نمائید.

منابع و ماخذ:

1. Manage your position Martin, 2003.

2. How to start a business, Business .com.2006.

3. How we can write a business plan.

4. How Bridgestone became a success.2003.

5. Don't fear of being a business man. Martin, Feb, 2005.

6. Excel team .com, about business, Mar 2007.

7. about .COM, about business, Susan Ward, Mar 2007.

 





نوع مطلب : تجارت موفق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب