تبلیغات
چگونه ثروتمند شویم-مدیر خوب- تبلیغات- بازاریابی -فروش موفق- good manager - مطالب مدیریت وزنان
 
درباره وبلاگ


وبلاک تخصصی بازار سرمایه خواندنی های جذاب -بورس-اخبار اقتصادی-بانک وبیمه-بازاریابی وتبلیغات-مدیر موفق-پزشکی-عکسهای توریستی کشورها

مدیر وبلاگ : وحید شیرزاد
موضوعات
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :



چگونه ثروتمند شویم-مدیر خوب- تبلیغات- بازاریابی -فروش موفق- good manager
ما به راحتی میتوانیم ثروتمند شویم
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM

ثروتمند ترین زن خانه دار جهان!!!


از او به عنوان ثروتمند ترین زن خانه دار ساکن آمریکا یاد می کنند. او متخصص فنون خانه داری است و توانسته شرایط مالی خوبی را برای خانواده اش فراهم کند و ...
 
معمولا این طور به نظر می رسد که زنان خانه دار نمی توانند زیادی پولدار شوند اما مارتا هلن کستیرا  Martha Helen Kostyra نشان داد که این ایده نمی تواند درست باشد. مارتا که هم اکنون زنی تقریبا سالمند ( سالمند جوان ) به شمار می رود، عاشقانه از مادرش یاد می کند و خود را مدیون زحمات والدینش می داند. مارتا کستیرا در شبانه روز بیش از 4 ساعت نمی خوابد و می گوید که تصمیم دارد از این به بعد توجه خود را روی سالادها و تزئینات آنان معطوف کند.


Martha Helen Kostyra مارتا نخستین فرزند دختر یک خانواده متوسط هلندی است که در 13 August  1941 میلادی در ایالت New Jersey  به دنیا آمد. پدر و مادرش بعد از او صاحب پنج فرزند دیگر شدند و سال ها در یک آپارتمان کوچک زندگی می کردند.

از Martha به عنوان ثروتمند ترین زن خانه دار ساکن آمریکا یاد می کنند. او متخصص فنون خانه داری است و توانسته شرایط مالی خوبی را برای خانواده اش فراهم کند. زندگی Martha چندان به خوبی نمی گذشت و آنها سالها در یک آپارتمان کوچک زندگی می کردند، تا اینکه پدر خانواده پس از چند سال سعی و تلاش توانست خانه ای در یکی از شهرهای همان ایالت خریداری کند.

در خانواده او، کار مادر فقط پختن غذا، نان، کیک، ودوختن لباس بود و با آن کارها می کوشید به اقتصاد خانواده کمک کند، تا ناچار نباشند پولی بابت خرید نان یا لباس بپردازند. والدین Martha به نظام اخلاقی سخت کوشی اعتقاد داشتند. مادرش از کودکی به او یاد داده بود که چطور آشپزی کند و Martha همانطور که بزرگ می شد، هنر حسابگر بودن را در کنار کار خانه داری به خوبی یاد می گرفت. او چون ناچار بود هرسال بخشی از تعطیلات تابستان را در کنار پدربزرگ و مادربزرگش در شهر بوفالو بگذراند، از وقتی که دختر کوچکی بیش نبود، در کنار آنها کارمی کرد و یاد می گرفت که چطور میوه ها و سبزی ها را کنسرو کند و یا مربا بپزد.انجام آن کارها که احتیاج به کسب مهارتهایی داشت، بعدها در زندگی او نقش مهمی ایفا کرد.   Martha مارتا  بسیاری از مهارت های خانه داری را که امروز از آنها استفاده می کند، مدیون پدربزرگ و مادربزرگش است. وی در کنار کارهای خانه و کارهای باغبانی، درس هم می خواند و عاشق مطالعه بود.

او هنگام تحصیل در دبیرستان برای تامین خرج تحصیل خود، تصمیم گرفت به New York برود و در آنجا کار کند. Martha در سال 1961 با Andy stewart اندی استورت ازدواج کرد، اما همسرش نیز توان مالی مناسبی نداشت و به همین دلیل، Martha و Andy به کمک هم خانه کوچک خود را تعمیر کردند و آن را به زیباترین شکل ممکن آراستند، این اقدام نخستین کار Martha در رشته دکوراسیون بود.

در سال 1965 تنها فرزند Martha به نام Alexis الکسیس متولد شد. به همین دلیل Martha و همسرش تصمیم گرفتند به خانه بزرگتری اسباب کشی کنند و به همین دلیل، یک اتاق از ساختمان مدرسه ای را خریدند و آن را از نو ساختند. Martha که از بچگی بسیار اهل حساب و کتاب بود، پس از چندی تصمیم گرفت با رها کردن کار خود در خانه وارد بورس شود. او به عنوان یکی از دلالان بورس مشغول به کار شد و به رغم مشکلات بیشمار، تجارب زیادی را کسب کرد. Martha یاد گرفت که تاجران چگونه می اندیشند و چگونه عمل می کنند و با توانایی و پشتکاری که داشت، توانست موفق شود.

خانه بعدی Martha در شهر West Port قرارداشت. او که از بورس خارج شده بود، تصمیم گرفت کار مرمت و دکوراسیون خانه را شخصا انجام دهد و با کمک شوهرش حیاط آن خانه را با درختان میوه، بوته های توت، انواع سبزی و گل ها آراستند.

Martha در دوران بازسازی آن خانه تصمیم گرفت با تهیه و تدارک غذاهای خانگی درآمد کسب کند و از آنجا که همواره از انجام کارهای خانه داری لذت می برد، توانست به تجاربی سود آور مشغول شود. او در ابتدا با چاپ آگهی در روزنامه های محلی شروع به کار کرد.نخستین کار Kostyra تهیه غذا برای یک جشن عروسی کوچک بود. پس از آن، کار خوب Martha برای برگزاری جشن عروسی به گوش همه رسید و به تدریج رونق گرفت.در همان زمان Andy همسر Martha شرکت کوچکی دایر و برای معرفی شرکت خود مهمانانی از بین ناشران، ویراستاران و شخصیت های مهم شهر دعوت کرد. از آنجا که Martha تدارک مفصلی برای پذیرایی دیده بود، هنر و سلیقه او توجه میهمانان را جلب کرد. در نتیجه نوشتن نخستین کتاب پذیرایی و تدارک غذا توسط ناشران به او سپرده شد و Martha کتابی با عنوان "پذیرایی کردن" نوشت. این کتاب در سال 1982 به چاپ رسید و تا امروز نسبت به کتاب های مشابه هنوز بهترین فروش را دارد. Martha Kostyra بعدها دو کتاب دیگر هم منتشر کرد که هردو با استقبال بی نظیری مواجه شد.
 

او با کوشش فراوان در یکی از شبکه های تلویزیونی حاضر شد و میزبانی جشن ویژه شکرگزاری در تلویزیون را به عهده گرفت. Martha در این حرفه دوستان و دشمنان بسیاری پیدا کرد اما آنان هیچ گاه نتوانستد او را متوقف کنند و از همین رو، او به عنوان متخصص فنون خانه داری تا کنون کتاب های متعددی نوشته و سخنرانی های زیادی را انجام داده است. امروزه Martha Helen Kostyra که به نام stewart  Martha مارتا استوارت نیز شناخته می شود، تحت عنوان یک بانوی خانه دار ثروتمند، شهرت زیادی در آمریکا دارد.

متاسفانه در جریان همین موفقیت ها، Martha از همسرش جدا شد و این اتفاق آغاز رنج بزرگی در زندگی او شد. اما Martha برای فرار از غم ناشی از جدایی، خود را با سخت کارکردن مشغول و خانه های دیگری را بازسازی و دکورسازی کرد.

به گفته او، هدف دیگرش از انجام دکوراسیون های خانگی، انتشار مجله ای شبیه کتابش بود. مجله ای که شیوه پذیرایی از میهمانان را آموزش بدهد یا اینکه چطور یک خانه باید تزئین شود.
 
در نهایت Martha در سال 1990 به هدفش رسید و رویایش با انتشار مجله ای به نام "زندگی" به حقیقت پیوست. امروزه همه بانوان آمریکایی او را صمیمانه دوست دارند و به وجودش افتخار می کنند. او که عنوان" تاثیرگذارترین زن آمریکایی "را به خود اختصاص داده، به راستی یک زن خستگی ناپذیر است که انرژی فوق العاده ای دارد و یکی از زنان کارآفرین، ثروتمند و موفق جهان به شمار می آید.

امید که تمام زنان خانه دار به کار و هنر خود جدی تر فکر کنند.
 
 
 




نوع مطلب : نابغه های ثروتمند دنیا، چگونه ثروتمند شویم؟بامدیریت خوب، مدیریت وزنان، موفقیت شغلی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 26 آذر 1390 :: نویسنده : وحید شیرزاد

وبلاگی برای مدیران موفق

در این مقاله به اشتغال زنان به عنوان مدیر در كشور پرداخته شده است. برخی اطلاعات آماری در این زمینه ارائه میشود و دو پرسش در خصوص اشتغال زنان در عرصه مدیریت مطرح میگردد و براساس پژوهشهای انجام شده به آنها پاسخ داده میشود. در پایان تعدادی راهكار برای فراهم آوردن زمینه اشتغال زنان در پستهای مدیریتی ارائه میشود.

تاریخ جهان شاهد نقش بسیار عظیم و غیرقابل انكار زنان در حوادث گوناگون است. امروزه كه مباحث توسعه كشورهای جهان مطرح میباشد، نقش زنان در این فرآیند به شدت مورد توجه قرار گرفته است. برگزاری جلسات، سمینارها و كنگرههای متعدد در خصوص جایگاه زنان و نقش آنان در توسعه حكایت از این موضوع حیاتی دارد.

با كمی دقت میتوان دریافت كه برگزاری این گونه برنامهها نشان از موضوع نه چندان خوشایند دیگری نیز دارد و آن این است كه تاكنون یا حداقل در سدههای اخیر نقش زنان به عنوان نیمی از جمعیت جهان در حال توسعه نادیده گرفته شده كه این امر نشان از وجود تبعیضات و نابرابریهای جنسیتی در زمینههای گوناگون سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و غیره دارد. جامعه انسانی از عدم حضور واقعی زنان در عرصههای مختلف لطمات جبران ناپذیری دیده و بدین خاطر در دو دهه اخیر درصدد جبران این نقیصه بر آمده است.

برای رسیدن به تعادل، برابری و رفع تبعیضات و در نتیجه توسعه بهتر و كاملتر جامعه، نیاز به آن است كه زنان بتوانند در فرآیند تصمیمگیری در سطوح مختلف جامعه شركت نمایند. خوشبختانه در بسیاری از كشورها این تلاشها، موفقیتهای چشمگیری را در پی داشته است. از آن جمله میتوان به كشورهایی همچون نروژ، دانمارك و فنلاند اشاره نمود كه بیش از ۴۰ درصد مناصب تصمیمگیری در اختیار زنان است. متأسفانه در بسیاری از كشورهای جهان سوم این مسأله چندان شایان توجه نیست و تنها تعداد محدودی از زنان در پستهای مدیریتی و مهم تصمیمگیری كشور قرار دارند. در ایران علیرغم آن كه قانون اساسی كشور راه را برای تصدی اكثر مناصب تصمیمگیری برای زنان باز گذاشته با این وجود تنها ۸/۲ درصد مشاغل مدیریتی در كشور به زنان اختصاص یافته است.

ممكن است برای خواننده این سؤال پیش آید كه به راستی چه ضرورتی به مدیریت زنان در بخشهای گوناگون جامعه وجود دارد؟

در پاسخ به این سؤال بایستی اذعان داشت كه امروزه توانمندسازی زنان و مشاركت كامل آنان بر پایه برابری، در همه زمینهها از جمله در فرآیند تصمیمگیری و مدیریت جامعه یكی از پیش نیازهای توسعه پایدار میباشد كه كشور ما سخت بدان نیازمند است. در جوامعی كه هنوز تعادل مطلوب و قابل قبول و مشاركت عادلانه زن و مرد در فعالیتهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی فراهم نشده و فرصت منصفانه بروز خلاقیت و استعداد انسانها برقرار نگردیده است و فرآیند توسعه آن گونه كه انتظار داشتهاند موفق نبوده است. تداوم و شتاب توسعه هنگامی رخ خواهد داد كه زن و مرد و دوشادوش یكدیگر مسئولیت توسعه را بر عهده بگیرند.

از سوی دیگر كسب مشاغل مدیریتی توسط زنان علاوه بر آن كه زنان را در مقابله با تبعیضاتی چون معیارهای استخدامی نابرابر، دستمزدهای نابرابر، فرصتهای آموزشی حرفهای نابرابر، دسترسی نابرابر به منابع تولیدی و امكانات نابرابر در ارتقای شغلی تواناتر میكند، سبب بالا رفتن اعتماد به نفس، كسب یك هویت مستقل و بهبود وضعیت و رشد اجتماعی آنان میشود كه كل جامعه از آن منتفع خواهد شد.

علاوه بر این، رشد دختران و زنان تحصیل كرده دانشگاهی و پیشی گرفتن آنان از مردان جامعه در چند ساله اخیر نمود پیدا كرده است كه لزوم بحث مدیریت زنان را بیش از پیش مطرح میسازد.

سؤال دیگر این است كه چرا علیرغم آن كه بستر قانونی این موضوع وجود دارد، به عنوان كشوری در حال توسعه نیازمند فعال شدن زنان جامعه هستیم و همه مسئولان نظام بر اهمیت این موضوع اذعان دارند اما در موضوع مدیریت زنان پایین ترین نرخها را داریم.

پاسخ این سؤال را میتوان در معدود تحقیقاتی یافت كه در این زمینه در كشور صورت گرفته است. در تحقیقی كه در سال ۱۳۸۱ در مورد علل عدم دستیابی زنان به پستهای مدیریتی در بین كاركنان و مدیران چند سازمان به انجام رسیده نشان میدهد كه اگر چه مدیران و كاركنان مورد پرسش و كارایی و قابلیت زنان در عرصههای مدیریتی و پستهای بالای سازمانی واقفند اما تنها ۶ درصد از كاركنان مرد و پست مدیریت را برای زنان مناسب میدانند. ۳۰ درصد كارمندان مرد از این كه مافوقشان زن باشد احساس خوشایندی ندارند. اگر چه همه مدیران مورد پرسش بر این باور بودند كه زنان شایستگی لازم برای تصدی پستهای بالای سازمانی را دارند اما بیش از ۸۰ درصد آنان مدیریت را كاری مردانه میدانند و بیش از ۵۰ درصد معتقدند كه مردان در كارهای مدیریتی موفقتر از زنانند و خلاقیت بیشتری از خود نشان میدهند. در مجموع نتایج این پژوهش نشان داد كه عواملی همچون :

·         مسئولیتها و محدودیتهای خانوادگی

·         تجربه كمتر زنان نسبت به مردان در این عرصه

·         فراهم نبودن شرایط لازم در جامعه، همچون نبود زنان در پستهایی چون وزارت و غیره

·         وجود برخی ویژگیهای جنسیتی زنان

·         عدم تمكین كاركنان از مافوق خانم

·         اعتماد پایین تر زنان نسبت به مردان در این عرصه از نظر جمعیت نمونه

به عنوان مهمترین عوامل عدم به كارگیری زنان در پست مدیریتی برشمرده شده است.

به طور كلی ماحصل این تحقیق این بود كه اگر چه بسیاری از تصمیمگیران و افراد جامعه به قابلیت و توان زنان جامعه در عرصه مدیریتی واقفند اما به دلیل حاكم بودن «نگرش جنسیتی» در سازمانها و ادارات مورد مطالعه، حتی در شرایط تخصصی برابر، برتری از آن مردان است.

البته گفتنی است كه حدود ۱۰درصد كاركنان زن مورد مطالعه نیز مدیریت را مردانه تلقی میكنند و حدود ۱۸ درصد بر این باورند كه زنان جامعه اعتماد و ریشه لازم جهت تصدی پستهای بالای سازمان را ندارند.

اما سؤال اساسی دیگر این است كه به راستی ریشه وضعیت موجود، كلیشهها و تصورات جنسیتی حاكم در كجاست؟ و چه عواملی سبب شده كه جامعه نتواند از این پتانسیل بالقوه جهت توسعه بیشتر استفاده كند؟

به طور كلی بسیاری از اندیشمندان اجتماعی، عوامل جامعهپذیری در هر جامعه را سه عامل خانواده، مدرسه و رسانهها میدانند. با نگاهی گذرا در مییابیم كه این سه كارگزار عمده باعث تولید و باز تولید این گونه از نگاه‌‌ها در جامعه شده و میشوند چنان كه بسیاری از افراد وضعیت موجود در جامعه را امری طبیعی و عادی تصور میكنند.

در برخی از خانوادههای پدرسالار ایرانی، نقشها و رفتارها بر اساس معیارها و ارزشهای مردانه پایهگذاری و الگوسازی شده است و این الگوسازیها قادر به تشخیص و ارج نهادن به نقش اثر بخش زنان در سازمان و جامعه نیست.

این نوع خانوادهها زن را موجودی اندرونی، وابسته و مرد را موجودی بیرونی و مستقل بار میآورند. این فرهنگ تنها وظیفه و نقش زن را فرزندآوری، نگهداری كودكان، نظافت و پخت و پز ترسیم مینماید و فعالیتهای زنان را تحت الشعاع وظایف خانوادگی قرار میدهد و در فعالیتهای سیاسی- اجتماعی نیز نقش زنان به میزان چشمگیری كاهش مییابد.

ویژگیهای رفتاری منتسب و مثبت مردان به مراتب بیشتر از زنان، ویژگیهای اجتماعیتر و مبتنی بر هوش و ابتكار غالباً مختص مردان است و ویژگیهای زنان عمدتاً فردی و غیر پویاست.

همانگونه كه نتایج نشان میدهد گاه برخی از الگوی جنسیتی حاكم بر كتب درسی و برنامههای آموزشی برداشتهای سنتی را در اذهان تقویت میكند. این امر امكان دارد سبب شود تا دانش آموزان دختر كه زنان آینده جامعه هستند، نیروی خود را دست كم بگیرند و دارای شخصیتی فاقد خلاقیت و اعتماد به نفس شوند و به سوی پذیرش كارهای كم مهارت با وجهه اجتماعی پایین گرایش پیدا كنند. چنانكه گفته شد این عدم اعتماد به نفس در بعضی از زنان وجود دارد به نحوی كه حدود ۱۸ درصد كارهای مدیریتی را مختص مردان و مردان را در این زمینه موفق تر از زنان میدانند.

این طرز تفكر و نگرش كه ازبرخی از خانوادهها شروع میگردد سبب شده نه تنها مردان نگاه سنتی به زنان داشته باشند بلكه اكثر زنان نیز دارای همان نگرش باشند و بسیاری از آنان قابلیتهای خود را مناسب ایفای نقشهای اجرایی سطح بالا ندانند.

با توجه به مطالب گفته شده میتوان راهكارهایی را جهت حل این مسأله و فراهم آوردن شرایط مناسب تر جهت فعال تر نمودن نیمی از جامعه ارائه نمود:

  • ایجاد فرصتهای لازم برای تأسیس انجمنها، مؤسسات، سازمانها و به طور كلی مراكز تجمع زنانه برای آگاهی از كم و كیف پتانسیلهای موجود.
  • برگزاری دورههای آموزشی برای زنان و آشنایی با حقوق خود، فراهم كردن زمینههای خودباوری در زنان و آگاه كردن آنها از قابلیتها و تواناییهای فردیشان.
  • برگزاری سمینارها و تشكیل كارگاههای آموزشی برای آشنا شدن مدیران، سیاستگذاران و تصمیمگیران با مقوله جنسیتی و فواید حضور مؤثرتر زنان در رده‌‌های بالای تصمیمگیری.
  • تشویق و ترغیب مدیرانی كه از زنان در سطوح بالای سازمانی استفاده میكنند و امكان به ثبوت رسانیدن لیاقت آنان را با دادن فرصتهای لازم فراهم میآورند.
  • معرفی زنان برتر و مقایسه عملكرد آنان با مردان همپایه آنان.
  • تلاش در جهت تنظیم كتب درسی متناسب با مسائل روز و تأكید بر مفاهیمی چون خانواده مشاركتی.
  • عمل مسئولان نظام از رئیس جمهور تا نمایندگان مجلس به شعارهای انتخاباتی شان در مورد زنان.
  • انجام پژوهشهای علمی در باب مسائل زنان بویژه در مباحث اشتغال، مدیریت و نقش آنان در توسعه كشور




نوع مطلب : مدیریت وزنان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب