تبلیغات
چگونه ثروتمند شویم-مدیر خوب- تبلیغات- بازاریابی -فروش موفق- good manager - مطالب اروپاواقتصاد
 
درباره وبلاگ


وبلاک تخصصی بازار سرمایه خواندنی های جذاب -بورس-اخبار اقتصادی-بانک وبیمه-بازاریابی وتبلیغات-مدیر موفق-پزشکی-عکسهای توریستی کشورها

مدیر وبلاگ : وحید شیرزاد
موضوعات
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :



چگونه ثروتمند شویم-مدیر خوب- تبلیغات- بازاریابی -فروش موفق- good manager
ما به راحتی میتوانیم ثروتمند شویم
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
داستان اقتصاد هندوستان روز به روز جدی‌تر شده و پر رنگ تر جلوه می‌کند! گزارشی که به تازگی توسط موسسه «نایت فرانک» که در سال 1896 تاسیس شده نشان می‌دهد هندوستان با زیر پا گذاشتن چین به عنوان بزرگترین اقتصاد جهان سر بلند خواهد کرد.

 این گزارش در اصل بخشی از گزارش ثروت سال 2012 است که بر اساس بررسی‌های دقیق از پولزایی، خطرات اقتصادی و سیاست‌های اقتصادی بازارهای مختلف جهانی تهیه شده است. در این گزارش به مقایسه بزرگترین اقتصادهای جهان در سال 2010 و 2050 پرداخته شده است که بر این اساس برترین اقتصاد جهان در سال 2010 ایالات متحده آمریکا اعلام شده اما برترین اقتصاد جهان درسال 2050 به پیش بینی این گزارش کشور هندوستان خواهد بود. ایالات متحده در سال 2050 رتبه سومین اقتصاد بزرگ جهان را به خود اختصاص خواهد داد.

10 اقتصاد برتر جهان به این ترتیب پیش بینی شده‌اند:

1-هندوستان

از سال 1991 زمانی که آزادسازی اقتصادی، هندوستان را از قید و بند رشد آرام رها کرد و دریچه‌های آن را به سوی اقتصاد جهانی گشود، هندوستان هرگز حتی یک قدم به عقب بر نداشت. این گزارش پیش بینی کرده است هندوستان در آینده با رهایی از مسائل جاری اجتماعی، سیاسی و اقتصادی خود می‌تواند به راس هرم اقتصاد جهانی برسد.

2-چین

چندان تعجبی ندارد که چین در این گزارش رتبه دومین اقتصاد بزرگ جهان در سال 2050 را به دست آورده باشد. رشد این کشور طی دو دهه گذشته چیزی کمتر از یک معجزه نبوده است. این کشور با عبور از سد ژاپن و دستیابی به دومین رتبه بزرگان اقتصاد جهان در سال 2050 جایگاه آمریکا را به خطر انداخته و انتظار می‌رود تا سال 2020 بر این کشور غلبه کند. با این همه رشد تدریجی اقتصاد این کشور آرامتر از هندوستان خواهد بود.

3-آمریکا

ابرقدرت بودن اقتصادی ایالات متحده به لطف درآمد ناخالص داخلی این کشور همچنان حفط خواهد شد و این کشور را در میان سه اقتصاد برتر جهان، البته در رتبه سوم نگه خواهد داشت. آمریکا به واسطه مصرف گرایی بالا، توانایی‌های نوآورانه و قدرت‌های تکنولوژیکی در میان برترین اقتصادهای جهان باقی خواهد ماند.

4-اندونزی

این کشور یکی از سریع السیرترین رشدهای اقتصادی جهان را دارا است و از این رو تا سال 2050 به عنوان چهارمین اقتصاد بزرگ جهان معرفی خواهد شد. شاید دیدن نام اندونزی در میان بزرگان اقتصاد جهان عجیب به نظر بیاید اما وجود منابع طبیعی گسترده و رو به رشد بودن اقتصاد این کشور توانایی بالقوه‌ای را در آن ایجاد کرده تا با رشد پر سرعت، خود را در میان بزرگان جهان جا دهد. دولت کنونی این کشور با پشتیبانی از سرمایه گذاری بخش خصوصی و خارجی به رشد اقتصادی کشور کمک زیادی کرده است. این مسیر تا رشد 6.8  درصدی اقتصاد این کشور تا سال 2050 ادامه خواهد داشت.

5-برزیل

پیش بینی گزارش ثروت سال 2012 برزیل را پنجمین اقتصاد بزرگ جهان پیش بینی کرده است. این کشور از بریتانیا که در مارچ 2012 به عنوان ششمین اقتصاد برتر جهان معرفی شد پیشی گرفته و از سرعت رشد خود طی دهه‌های آینده نخواهد کاست. برزیل به لطف حضور ثروت و منابع طبیعی بیکران، کشاورزی پر رونق، تولید و صنایع خدماتی قدرتمند قادر خواهد بود در سال‌های آینده به چنین رتبه‌ای از رشد دست پیدا کند.

6-نیجریه

این کشور سال‌ها است که رشد اقتصادی پایدار و تاثیرگذاری را از خود نشان داده است. اتکای اصلی این کشور بر صنعت نفت است که 80 درصد از درآمد ناخالص داخلی کشور را پوشش می‌دهد اما با این حال نیجریه تلاش دارد تا سهم کشاورزی و تجارت را نیز در این رشد اقتصادی افزایش دهد. نیجریه به پیش‌بینی گزارش جدید در سال 2025 از آفریقای جنوبی که عنوان کنونی برترین اقتصاد آفریقا را در اختیار دارد، عبور خواهد کرد و جایگاه ششم خود را در سال 2050 حفظ خواهد کرد.

7-روسیه

ابرقدرت سابق و تنها وزنه تعادل ایالات متحده آمریکا طی دهه‌های گذشته از رشد اقتصادی نسبتا پایداری برخوردار بوده است که این پایداری به واسطه وجود منابع طبیعی از قبیل گاز، نفت، ذغال و فلزات قیمتی مستحکم تر شده است. شاید نشانه‌هایی از تزلزلات اجتماعی یا سیاسی در این کشور دیده شود اما کوچکترین اثری از تزلزل در رشد اقتصادی روسیه به چشم نمی‌آید.


8-مکزیکو

این کشور شاید مسائل جدی مرتبط با فقر، بی‌ثباتی‌های اجتماعی و نابرابری اقتصادی داشته باشد اما همچنان قدرت اقتصادی بزرگی است که بر چرخ سرمایه اش چند تریلیون دلاری در حرکت است. طی دو دهه گذشته مکزیکو بنیان ریزاقتصاد که منجر به ایجاد رشد پایدار اقتصادی، کاهش تورم و بهبود درآمد سرانه شده را بهبود بخشیده است. این کشور در حال حاضر در مسیر بهبود زیرساخت‌ها است، حرکتی که برای رشد صنایع تولیدی حیاتی به شمار می‌رود.


9-مصر

کشوری که زمانی دارای اقتصادی کاملا متمرکز بود و به تدریج به سوی اقتصاد بازارمحور رو آورد، به واسطه چندین تحول بزرگ مالی توانست از افزایش سرمایه گذاری خارجی بهره ببرد و رشد ناخالص داخلی آن پنج درصد افزایش پیدا کرد. در حال حاضر تحولات سیاسی و نظامی که در این کشور رخ داده که مصر را دچار فلج شدگی سیاسی کرده است و صندوق بین المللی پول نیز وام دادن به این کشور را به تاخیر می‌اندازد. با وجود اینکه کشاورزی در رشد اقتصادی این کشور اهمیت بالایی دارد، تولیدات و خدمات نیز نقش بزرگی در رشد درآمد ناخالص داخلی به عهده دارند.

10-ژاپن

سرزمین خورشید درخشان به سقوط خود از جایگاه دومین اقتصاد بزرگ جهان ادامه خواهد داد و تا سال 2050 به عنوان دهمین اقتصاد بزرگ جهان شناخته شود. ژاپن پس از دهه تباهی 1990 رشد آرام و کسادی اقتصادی را تجربه کرد. این کشور در حال حاضر در حال التیام زخم‌های دو فاجعه طبیعی زمین لرزه و سونامی است که در سال گذشته گریبانگیرش شد، بلایایی که اقتصاد این کشور را به همراه شهرها و روستاهای این کشور ویران کرد. با وجود اینکه رشد اقتصادی این کشور با کندی مواجه شده است ژاپن همچنان یکی از نقاط مهم و حیاتی برای تولیدات پیشرفته تکنولوژیکی، خودرو و صنایع الکترونیکی است.




نوع مطلب : اخبار اقتصادی، اروپاواقتصاد، 
برچسب ها : ژاپن، مكزیكو، مصر، روسیه، نیجریه، برزیل، اندونزی، امریكا، چین، هندوستان،
لینک های مرتبط :


مصاحبه‌ای با ریچارد تالر، محقق علوم رفتاری
ترغیب جهان به سیاست‌گذاری عمومی

مكنزی
مترجم:عادله جاهدی
به گفته ریچارد تالر، محقق علوم رفتاری، اطلاعات عمومی و خصوصی هر دو شفاف‌تر خواهند شد. این مساله برای برخی شرکت‌ها، یک فرصت و برای برخی دیگر تهدید به حساب می‌آید.


ریچارد تالر، استاد برجسته دانشگاه شیکاگو، از سال گذشته، به «سازمان ترغیب» که توسط دولت بریتانیا تاسیس شده، سیاست‌گذاری‌هایی را توصیه کرده که رفاه عمومی را با ایجاد گزینه‌های بهتری برای شهروندان ارتقا دهد.
این سازمان نام خود را از کتاب «ترغیب: ارتقای تصمیم‌گیری در مورد سلامت، ثروت و شادی» گرفته است که ریچارد تالر و کاس سانستین، استاد دانشکده حقوق دانشگاه هاروارد آن را بر اساس ایده‌هایی از اقتصاد رفتاری در سیاست‌گذاری عمومی نوشته‌اند. تالر و سانستین دقت و حساسیت زیادی بر تمایلات بشر نظیر تکیه و تاکید بر یک ارزش اولیه، استفاده از حسابداری ذهنی برای تفکیک هزینه‌های مختلف و متاثر شدن از وضع موجود دارند. آنها استدلال می‌کنند که سیاست‌گذاران می‌توانند مردم را به پس‌انداز بیشتر، سرمایه‌گذاری بهتر، مصرف هوشمندانه‌تر، صرفه‌جویی در مصرف انرژی و زندگی سالم‌تری ترغیب کنند.
تالر در این گفت‌وگو با دان لووالو استاد دانشگاه سیدنی و آلن وب یکی از اعضای موسسه مک کینزی، به توصیف برخی از اقدامات اولیه سازمان ترغیب می‌پردازد که همزمان به منظور افزایش حجم اطلاعاتی که دولت‌ها و شرکت‌ها در اختیار افراد قرار می‌دهند صورت گرفته است. محیط اطلاعاتی شفاف‌تری که توسط تالر به تصویر کشیده می‌شود، شامل ملزومات عمیقی برای رهبران تجاری است. تالر معتقد است که استراتژی‌های مبتنی بر سرپوش‌گذاری بر انتخاب مصرف‌کننده، استراتژی‌های دراز مدت خوبی نخواهند بود.
فصلنامه مک کینزی: در وهله اول دیدگاه شما در مورد نحوه تاسیس سازمان ترغیب چیست؟
ریچارد تالر: من درست پس از چاپ کتاب ترغیب، با دیوید کامرون و جورج آسبورن آشنا شدم. یکی از کارمندان جوان آنها، کتاب را خوانده و به آنها پیشنهاد کرده بود. آقای کامرون کتاب را پسندید و آن را در لیست‌ خوانش‌های ضروری حزب سیاسی توری قرار داد. خوشبختانه، خوانش این کتاب فقط یک تدبیر حزبی نبود و آنها پس از گردهمایی در دفتر حزب، تصمیم گرفتند به راهکارهای آن جامه عمل بپوشانند.
اهالی خیابان داونینگ، این گروه را «سازمان ترغیب» می‌نامند، اما نام رسمی آن «تیم بینش رفتاری» است. گروهی از کارمندان روشنفکر دولت در این تیم در تلاشند تا موسسات را به سوی تدبیر راهی برای نحوه کاربرد این بسته راهبردی در عملیات‌های اجرایی شان سوق دهند. اینکه بگوییم این آغاز یک مدیریت جدید است یا اینکه مردم از عقاید من استقبال خواهند کرد یا نه، مشکل است. البته گشاده رویی و تا حدی اشتیاق مردمی که با من صحبت می‌کنند، واقعا مرا شگفت زده کرده است. مطمئنم که افرادی هم در مورد ایده‌های من بدگمان هستند، اما حداقل فعلا این تردید را نشان نداده‌اند.
در این گفت‌وگوها پیام اصلی‌تان چه بود؟
تکیه کلام معروف من در کتاب «ترغیب» این است: «آسان کنیم». وقتی می‌گویم آسان کنیم، منظورم این است که اگر می‌خواهیم کسی را به کاری ترغیب کنیم، آن را برایش آسان کنیم. اگر می‌خواهیم مردم غذاهای سالم‌تری مصرف کنند، باید مواد غذایی سالم‌تری در رستوران‌ها عرضه کرده، دسترسی به آنها را آسان‌تر کرده و آنها را خوشمزه تر درست کنیم. از این رو در تمامی جلسات، می‌گویم: «آسان کنید». معنی‌اش واضح است، اما راحت فراموش می‌شود.
به نظر شما کدام یک از عقایدتان بیشترین تاثیرگذاری را داشته است؟
ظاهرا دو دسته از عقایدم مورد توجه بیشتری قرار گرفته است. یکی کار روی ایده تغییر پیش فرض‌ها است که تا به حال نیز کاربرد داشته است.
سازمان ترغیب یک کمیته مشاوره دارد و ما در همان اولین جلسه از آنها خواستیم که کاری در مورد اهدای عضو انجام دهند. ایده‌ای که من بر آن اصرار داشتم «انتخاب بی‌درنگ» بود. در ایلینویز وقتی می‌خواهید گواهینامه رانندگی‌تان را تمدید کنید، از شما می‌پرسند «مایلید اعضای بدنتان را اهدا کنید؟» و همین امر تعداد افراد موجود در لیست اهدا کنندگان اعضا را دو برابر کرده است.
بنابراین در انگلستان نیز تصمیم به انجام این کار گرفته شد و نخست از ثبت نام موتور سیکلت و مراجعه به خدمات درمانی ملی شروع کردند، چون در انگلستان تمام مردم اتومبیل شخصی ندارند و تقریبا همه برای خرید موتور سیکلت ثبت نام می‌کنند.
بنابراین، پیش‌فرض‌هایی که تاکنون مستمری‌های بازنشستگی در انگلستان از آن متاثر بوده‌اند، در حال حرکت به سوی اهدای عضو هستند. دومین ایده‌ای که مورد استقبال قرار گرفت چه بود؟
دومین ایده که مورد توجه قرار گرفت، در رابطه با اطلاعات است که سازمان ترغیب، گزارش مفصلی در مورد آن نوشته و جالب اینجا است که آنها شرکت‌های بسیاری را متقاعد کرده‌اند که به پشت میزها بیایند و به طرح‌ریزی برای این مساله کمک کنند.
یک اصل کلی آن است که اگر دولت، اطلاعات الکترونیکی و قابل دانلود خود را منتشر کند، اتفاقات خیلی خوبی می‌افتد. یک نمونه از این مورد در سانفرانسیسکو مثال زدنی است که سیستم حمل‌ونقل سریع سال‌ها در تمام اتوبوس‌ها و قطارهایش از جایگاه‌های GPS برخوردار بود. اتاق کنترل بزرگی نیز برای این امر تدارک دیده شده بود که مشاهده انتقال اطلاعات را فراهم می‌کرد. آنها اطلاعاتی را که از قبل در درسترس داشتند به صورت آنلاین و در فرمتی که طراحان برنامه قادر به کار با آنها باشند، ارائه می‌کردند. حالا هم گوشی‌های iPhone قادر به تعیین موقعیت آنها هستند و زمان رسیدن اتوبوس بعدی را به مسافران اعلام می‌کنند.
بنابراین، بخش اول این است که دولت اطلاعات را منتشر کند. بخش دوم هم ترغیب شرکت‌ها به انتشار اطلاعات است. یکی از اهداف در اینجا شفاف‌سازی کامل قیمت‌هاست. هدف دیگر، ترغیب شرکت‌هاست که اطلاعات مورد نیاز شما را جمع‌آوری کرده و در اختیارتان قرار دهند. به عنوان مثال من برای به‌روزرسانی برنامه‌های گوشی هوشمندم، مایلم به فایلی دسترسی داشته باشم که بتوانم در یک وب سایت آن را بارگذاری کرده و شیوه استفاده از گوشی هوشمندم را در موتور جست‌وجو ثبت کنم و برای این امر گوشی من نیاز به یک سری امکانات دارد. حتی اگر من قصد خرید گوشی جدیدی را داشته باشم، گوشی فعلی‌ام شاید بتواند بر حسب حجم اطلاعات کاربردی و ثبت شده ام، مدل جدیدی را به من پیشنهاد کند.
واحد ترغیب برای سیاست‌گذاری اطلاعات چه ملزومات تجاری را اتخاذ کرده است؟
ریچارد تالر: من به مقرراتی که قادر به بهبود شرایط رقابتی بوده شدیدا معتقدم. این مقررات شرکت‌هایی را گریزان کرده و شرکت‌هایی را جذب می‌کند. واضح است که رویکرد فاحش برخی شرکت‌ها گمراه کننده است. هدف آنها به جای «آسان کردن»، ایجاد مشکل است: آنها روش قیمت‌گذاری را پیچیده می‌کنند و به آسانی باعث گمراه شدن مصرف کننده می‌شوند و از این راه پول هنگفتی به دست می‌آورند.
«در اینجا برای شرکت‌هایی که می‌خواهند رقابتی سالم داشته باشند، فرصتی فراهم می‌شود» در حال حاضر، پیدا کردن یک شرکت مسافربری هوایی ارزان از شیکاگو به
سان فرانسیسکو خیلی آسان است، اما دسترسی به تمام نرخ‌های مربوط به این سفر آسان نیست، به ویژه اگر بار سفرتان سنگین باشد. البته حاشیه‌های زیادی در مورد شرکت‌های کارت‌های اعتباری وجود دارد. تمام درآمد این شرکت‌ها از دیرکرد در پرداخت‌ها و افزایش نرخ‌های بهره به دست می‌آید. این شرکت‌ها هزینه‌های گزافی را تعیین کرده و با ایجاد محدودیت‌هایی برای شما، مثلا تا شش نوبت استفاده از کارتتان برای خرید قهوه، هر بار 25 دلار از پولتان کم می‌کنند.در دنیای رویایی من، با همین برنامه‌های انتشار اطلاعات، مصرف‌کنندگان خیلی آسان به خریدارانی هوشمند تبدیل می‌شوند چون انتشار اطلاعات موجب افزایش وب‌سایت‌های ارائه کننده خدمات خرید می‌شود.
این بدان معنی نیست که ما می‌خواهیم مصرف‌کنندگان وقت خود را صرف جست‌وجو در جداول و صفحات الکترونیکی کنند، بلکه هدف ما این است که آنها فقط با یک کلیک بتوانند وارد وب‌سایتی شده و مطلع شوند که به عنوان مثال شرکت ارائه‌کننده کارت اعتباریشان صدها دلار بابت کارمزد دریافت می‌کند یا اینکه اگر مثلا از فلان شرکت، کارت اعتباری تهیه کنند، هر زمانی که بیش از اندازه خرج کنند، پیام کوتاهی به آنها ارسال شده و بدین طریق مخارج آنها را تا
50 درصد کاهش می‌دهد.بسیاری از شرکت‌ها به این ایده با ترس و واهمه نگاه می‌کنند و در واقع این ترس باید برای برخی از آنها وجود داشته باشد، اما شرکت‌هایی که می‌خواهند رقابت سالمی داشته باشند، بهتر است به این ایده به عنوان یک فرصت نگاه کنند. اگر ما واقعا در اجرای این ابتکارات در ایجاد شفافیت و تسهیل خرید موفق شویم، آنگاه در سطحی کاملا متفاوت، یک فضای رقابتی خواهیم داشت. شرکت‌هایی که با حسن نیت تمام، موفقیت خود را در ارائه بهترین محصولات و رفتار منصفانه با مشتری دانسته و خود را در معرض سوء نیت‌ها می‌بینند، باید از این ابتکار استقبال کنند، اما شرکت‌هایی که در کار خود حسن نیت ندارند با چنگ و دندان با من خواهند جنگید.
شما محیطی شفاف‌تر را به عنوان دنیای رویایی تان توصیف کردید. آیا می‌توانید به جایی اشاره کنید که این امر به زودی در آن محقق شود؟
ریچارد تالر: کمیسیون ایمنی محصولات مصرفی در آمریکا (CPSC) یک وب سایت ملی تدارک دیده است که مردم می‌توانند شکایات خود را درباره محصولاتی نظیر گهواره نوزاد در آن مطرح کنند. این شکایت توسط دو نفر از دوستان بسیار عزیزم مطرح شده بود که پسربچه 18 ماهه شان در یک گهواره دچار خفگی شد و از بین رفت.
اکنون شرکت‌هایی هستند که با این شیوه مخالفند چون می‌گویند برخی از این شکایت‌ها می‌تواند از روی غرض ورزی و با سوء نیت باشد. البته درست است که برخی از افراد نظرات و داوری‌های نادرستی در مورد کالاها و خدمات داشته باشند و حتی بهترین کالاها نیز بدخواهانی دارند، اما یک کالای خوب می‌تواند این بدگویی‌ها و شایعات را با مدیریت خود کنترل و رفع کند. اگر شما واقعا نسبت به محصولات خود مطمئن هستید، پس نباید نگران نظرات بی‌اساس دیگران باشید.
آنچه شرکت‌ها باید درک کنند آن است که این نوع ابتکار برای ایجاد شفافیت هنوز یك اقدام نا تمام است. راهش این است که دولت را به سمت تعیین یک آزمون دو ساله برای محصول تولیدی سوق دهیم. البته این از نظر یک تولیدکننده، اوضاع را بدتر می‌کند.
همه ما اشتباه می‌کنیم و هیچ کس هم از عمد گهواره‌ای نمی‌سازد که نوزادی را خفه کند، اما برخی مواقع گهواره‌هایی ساخته می‌شوند که والدین، اجزایش را اشتباه به‌هم وصل می‌کنند. یک گهواره باید به شیوه‌ای ساخته شود که هیچکس در نصب یا راه‌اندازی آن دچار اشتباه نشود و اگر هم کسی متوجه شود که نحوه‌ای از راه‌اندازی اشتباه گهواره می‌تواند برای نوزاد، خطرناک باشد، باید آن را به اطلاع شرکت سازنده‌اش برساند.
حل این مسائل با شکایت از سوی مصرف‌کننده بد اقبال، منوط به عدم افشا است و این اصلا چیز خوبی نیست. روش‌هایی که مبتنی بر سرپوش‌گذاری بر انتخاب مصرف‌کننده هستند، روش‌های طولانی مدت خوبی نیستند. من شرکت‌ها را به کسب درآمد از راهی تشویق می‌کنم که به دراز مدت می‌اندیشد و این را در نظر می‌گیرد که چگونه در جهانی که همه چیزش روشن و شفاف است،
سر پا بمانند.




نوع مطلب : اروپاواقتصاد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سیاست‌گذاری عمومی
جنبش توسعه پایدار در اروپا

مترجم: طلیعه لطفی‌زاده
پیتر مدن* طی کنفرانسی در لس‌آنجلس 5 رویه کسب‌وکار اروپا را مطرح کرد. او آینده اقتصادی و تجاری اروپا را با توجه به این رویه‌ها پیش‌بینی می‌کند.


متخصصین توسعه پایدار در ایالات متحده، تمایل دارند آنچه در اروپا می‌گذرد را دقیقا زیر نظر داشته باشند. کارهای نوآورانه برخی از شرکت‌های اروپایی – مانند «ام‌اند اس» و «یونیلور» – نقش شرکت‌ها را در توسعه پایدار نشان می‌دهد. اتحادیه اروپا هنوز تنها بلوک جهان است که در زمینه ایجاد استانداردها و قوانین زیست‌محیطی پیشرو است. و به‌رغم گرفتاری‌های فعلی‌اش، اروپا هنوز بزرگ‌ترین بلوک اقتصادی دنیا است.
در کنفرانسی در سان فرانسیسکو از من خواسته شده بود که در سخنرانی‌ام به آخرین رویه‌هایی که شرکت‌های اروپایی برای کسب‌وکار پایدار به کار می‌برند، بپردازم. که من 5 رویه را انتخاب کردم.
اولین رویه زیر سوال بردن اصول و قواعد نظام سرمایه‌داری است. بحث من فقط درمورد چادرهای معترضین جنبش «آکیوپای (اشغال)» نیست، بلکه درمورد نگرانی‌های عمیق مدیران بیزنس‌های بزرگ نیز است. هنگام ظهور اولین دوره بحران مالی، کسب و کارها تمایل داشتند که اوضاع را سریع‌تر به روال عادی بازگردانند و شاهد بودیم که اصول اقتصادی به هیچ عنوان زیر سوال قرار نگرفتند.
با بازگشت دوباره رکود اقتصادی، همراه با چشم‌انداز بحران مالی در اتحادیه اروپا، بسیاری از مدیران رده بالایی که با من صحبت می‌کنند، نگرانی عمیقی نسبت به آینده سیستم اقتصادی ابراز می‌دارند. جالب است که ببینیم بی‌اعتمادی‌های مطرح شده در محافل خصوصی به بیرون هم راه پیدا خواهند کرد یا خیر.
دوم اینکه، هم اکنون تمرکز زیادی برروی تغییر رفتار مصرف کننده از طریق برندها وجود دارد. شرکت‌های پیشرویی مانند «یونیلور» آگاهند که اگر بخواهند اثرات جانبی زیانبار زیست‌محیطی خود را کاهش دهند باید ابتدا رفتار مصرف کنندگانشان را تغییر دهند و پس از تمام توجهی که در سال‌های گذشته روی زنجیره تامین بوده است، هم اکنون توجه برندها به رفتار متقابل با مشتریان معطوف شده است. بسیاری از اینها هنوز در حد نظریه هستند و عملی نشده‌اند، اما به زودی شاهد ابتکارات جدیدی در این زمینه خواهیم بود مانند «یک گیاه زنده» که شعار فروشگاه‌های «بی اند کیو» است و «پسماندهایتان را دوست داشته باشید»، که فروشگاه‌های زنجیره‌ای «سینزبریز» شعار خود قرار داده است.
سومین رویه این است که اکوسیستم‌ها بخش مورد توجه جدیدی در مبحث گرمایش زمین هستند. با رشد روزافزون جمعیت و با توجه به اینکه علم روز به روز ترسناک‌تر می‌شود، منابعی که زمین برای ما فراهم می‌کند روز به روز بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرند، از آب نوشیدنی گرفته تا مواد اولیه زنجیره تامین. اقتصاد اکوسیستم‌ها و تنوع زیستی که در اروپا بنیان گذاری شده است در جهت ارزش دادن به این منابع طبیعی به کار گرفته می‌شود و شرکت‌های بیشتری از «گردهمایی برای آینده» می‌خواهند که برای ادغام اقتصاد اکوسیستم در استراتژی‌های توسعه پایدارشان راهکارهایی به آنها ارائه دهند.
چهارم، ما شاهد یک رویه «همه چیز هوشمند» هستیم؛ از ساختمان‌های هوشمند و شهرهای هوشمند تا نمودارهای هوشمند، حتی یک سیاره هوشمندتر. با کمبود بودجه، مخصوصا در بخش عمومی، مردم بیشتر روی سرمایه‌گذاری – برای – پس‌انداز، مدیریت کارآ و درآمد بیشتر از دارایی‌هایشان، تکیه می‌کنند و با توجه به اینکه، ما هرچه را می‌توانستیم در اروپا بسازیم، تاکنون ساخته‌ایم؛ توجه‌ها روی نوسازی است: اضافه کردن لایه هوشمند به زیرساخت‌های موجود. به خصوص، چنین به نظر می‌رسد که اكنون زمانه شهرهای هوشمند است؛ آن هم با جریان یافتن کمک‌های مالی جدیدی از سوی هیات‌های اروپایی، سرمایه‌گذاری شرکت‌هایی مانند «زیمنس» و «فیلیپس» و کنفرانس شهرهای هوشمند که در پاییز به میزبانی یک شهر هوشمند برگزار می‌شود.
در آخر اینکه، ما ممکن است با یک اروپای دو سرعته مواجه باشیم. چنین بازسازی‌ای به رکود بیشتر آن دامن خواهد زد که مطمئنا به ضرر توسعه پایدار خواهد بود و ممکن است نقش اروپا به عنوان پیشرو در زمینه محیط زیست را تضعیف کند. هرچند، من گمان می‌کنم که در یک اروپای دوسرعته در زمینه هزینه‌ها و استانداردهای زیست محیطی، نهایتا تعادل برقرار خواهد شد. بله، ما شاهد عقب ماندگی‌هایی خواهیم بود. اما همچنین انتظار می‌رود که برخی از کشورها با سرعت و نیروی بیشتری اقدام به همکاری کنند و به موفقیت دست یابند. آلمان، بزرگ‌ترین اقتصاد اروپا، در قلب این گروه جای خواهد داشت و با توجه به آخرین تصمیم این کشور مبنی بر توقف تدریجی انرژی هسته‌ای، انتظار می‌رود که بیشتر از آنچه که هست، طرفدار پروپا قرص انرژی پاک شود. خب اینها 5 رویه ای بودند که من بر اساس آخرین برخوردهایم با افراد مختلف و کار در «گردهمایی برای آینده» انتخاب کردم. برخی از آنها تازه در حال شکل‌گیری هستند، بقیه به وضوح قابل رویت‌اند. به چه رویه‌ای اشاره نکردم؟
* پیتر مدن مدیر شركت «forwm for the future» است.
منبع: گاردین




نوع مطلب : اروپاواقتصاد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب