تبلیغات
چگونه ثروتمند شویم-مدیر خوب- تبلیغات- بازاریابی -فروش موفق- good manager - مطالب چگونه ثروتمند شویم؟بامدیریت خوب
 
درباره وبلاگ


وبلاک تخصصی بازار سرمایه خواندنی های جذاب -بورس-اخبار اقتصادی-بانک وبیمه-بازاریابی وتبلیغات-مدیر موفق-پزشکی-عکسهای توریستی کشورها

مدیر وبلاگ : وحید شیرزاد
موضوعات
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :



چگونه ثروتمند شویم-مدیر خوب- تبلیغات- بازاریابی -فروش موفق- good manager
ما به راحتی میتوانیم ثروتمند شویم
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
چهارشنبه 10 دی 1393 :: نویسنده : وحید شیرزاد

با درآمد کم چگونه ثروتمند شویم؟

با درآمد کم چگونه ثروتمند شویم؟
یک بودجه ماهانه که تمامی هزینه های اولیه شما را پوشش دهد، مقرر کرده و مقدار کمی را هم برای تفریح و سرگرمی کنار بگذارید. هیچگاه از این مقدار در خرج کردن فراتر نروید.


شکی نیست که همه می خواهند پولدار شوند؛ کتاب های زیادی در این باره نوشته شده، افراد بسیاری با ادعای اینکه می توانند راه های ثروتمند شدن سریع را به شما بیاموزند، کلاس هایی برگزار می کنند. در روزنامه ها و اطراف شما، افراد ثروتمندی نکته هایی برای پولدار شدن بیان می کنند و گروهی هم تضمین می دهند که می توانند شما را در مدت کوتاهی ثروتمند سازند. با وجود این، بیشتر این روش ها در دنیای واقعی جوابگو نیستند و دلیلش این است که مهم ترین جزء فرایند ثروتمند شدن شما، خودتان هستید. بدون دانش عمیق، ریسک پذیری، انعطاف پذیری، اراده، زمان و... این توصیه ها و روش ها مسلما راه به جایی نمی برند. در هر صورت ما هم در این مطلب قصد داریم چند نکته را برای ثروتمند شدن به شما گوشزد کنیم. اگر پولدار نشدید، بدانید تقصیر خودتان بوده است.

1 - ثروتمند شدن از طریق یک حرفه
دانش آکادمیک فرا بگیرید
مهم نیست که دانش شما در رشته مورد نظر با تحصیل در مقطع دوره فوق لیسانس دانشگاه صنعتی شریف حاصل شده باشد یا اینکه از طریق ثبت نام در یک دوره آموزشی بدان دست یافته باشید بلکه باید دانش فیلد مطلوب کاری خود را در حد قابل قبولی داشته باشید. حتی مواردی که رویکرد کاملا تئوریک دارند، در بعضی مواقع در پروژه های واقعی به کمک شما آمده و باعث تمایز شما از سایر همکاران تان می شود. در ضمن، هنگام استخدام نیز رزومه علمی شما تاثیر بهتری از سوابق نامعلوم و حتی غیرمعتبر کاری در نزد کار فرما خواهد داشت.

حرفه آینده تان را درست انتخاب کنید
اگر اولویت اول شما کسب ثروت و زندگی راحت در آینده است، خیلی دنباله رو علاقه خود به رشته خاصی نباشید. به نتایج تحقیقاتی که در مورد متوسط درآمد مشاغل مختلف انجام شده، نگاه کنید تا ببینید در کدام رشته ها که به علایق شما نزدیک ترند، احتمال ثروتمند شدن بیشتر است. به طور مثال احتمال ثروتمند شدن شما در نقش یک مهندس مالی بیشتر از یک استاد دانشگاه خواهد بود.

مکان درستی را برای فعالیت شغلی انتخاب کنید
به جایی بروید که شغل های بهتر و بیشتری وجود دارد. مثلا به عنوان کارشناس مسائل مالی و بورس، زمینه کاری بهتر و امکان رشد بیشتری در تهران برای شما وجود خواهد داشت تا در یک شهرستان کوچک.

ابتدا شغلی برای کسب تجربه پیدا کنید
تا می توانید برای جاهای مختلف درخواست کار بفرستید و مصاحبه بروید. هنگامی که کار مورد نظر را یافتید آن را نگه دارید و سعی کنید تجارب لازم برای موفقیت های آینده را کسب کنید. تا پیدا شدن یک کار مناسب نیز می توانید در یک شرکت معتبر کارآموزی کنید و تجربه کسب کنید.

شغل و کارفرمایتان را تغییر دهید
با این کار می توانید دستمزد خود را افزایش داده، تجارب کاری و غیرکاری مختلف به دست آورده و ریسک بیکاری آینده به دلیل تک بعدی بودن را کاهش دهید. از اینکه این کار را بارها انجام دهید واهمه نداشته باشید. اگر شما کارمند با ارزشی باشید، حتی ممکن است کارفرمای فعلی تان برای نگه داشتن شما، افزایش حقوق و سایر مزایا را در نظر بگیرد. ممکن است وابستگی به شرایط فعلی، ترس از محیط و کار جدید یا وفاداری شغلی، شما را در این اقدام سست کند، اما به یاد داشته باشید برای پیشرفت باید مدام در حرکت باشید، بنابراین برای یافتن موقعیت های تازه گوش به زنگ باشید.

تجارت شخصی راه اندازی کنید
بیشتر افراد موفق یک درآمد جانبی به جز حقوق ثابت ماهانه دارند که گاهی از این کارهای جانبی درآمد بیشتری عایدشان می شود. این کار تمرکز و وقت زیادی می طلبد و استرس زیادی به شما وارد می کند، اما بعد از چند وقت که به سوددهی رسید، شما می توانید نتیجه آن را ببینید. علاوه بر درآمد بیشتر، شما این مزیت را خواهید داشت که رئیس خود باشید و زمان های کاری خودتان را تنظیم کنید. پیشنهاد می کنیم پس از کسب تجربه در یک زمینه خاص و به دست آوردن دانش جنبه های مختلف آن، تجارت خود را شروع کنید.

2 - ثروتمند شدن از طریق سرمایه گذاری
سرمایه گذاری کردن در تحصیل
حتی اگر موفق نشدید از طریق کنکور وارد دانشگاه شوید، با هزینه شخصی به دانشگاه بروید. مطمئن باشید با انتخاب رشته صحیح بعدها چند برابر هزینه سرمایه گذاری شده برای تحصیل خود را به دست خواهید آورد. برای مثال اگر شخصی که به تجارت علاقه مند است، مدرک MBA بگیرد، هزینه تحصیل خود را بعدها در کمتر از یک سال به دست خواهد آورد.

در بازار های مالی سرمایه گذاری کنید
بازارهای مالی محل مناسبی برای چند برابر کردن پول شما هستند. اگر خود را به دانش لازم مجهز کنید و فرد فرصت​شناسی باشید قادر خواهید بود چند برابر درآمد سالانه خود را از این طریق به دست آورید. خرید سهام شرکت های معتبر و اوراق قرضه راهی مطمئن برای ایجاد درآمد فرعی است. برای افراد ریسک پذیرتر، سرمایه گذاری در بازار بورس، سود بیشتری به دنبال خواهد داشت. در کنار اینها نباید از سرمایه گذاری روی طلا و ارز غافل شد. این بازارها در شرایط بحران های اقتصادی داخلی یا جهانی، به طرز شگفت آوری سودآوری دارند.

در مستغـــلات سرمــایه گـــذاری کنید
خریداملاک استیجاری یا زمین در مکان های رو به رشد، سرمایه گذاری است که شما همواره برنده آن خواهید بود. با توجه به افزایش جمعیت و در نتیجه بالا رفتن تقاضا برای مسکن و همچنین املاک تجاری، می توانید انتظار یک سود تضمین شده را داشته باشید. اگر فرد ریسک پذیری نیستید می توانید با خرید یک واحد استیجاری، نه تنها از افزایش سرمایه خود مطمئن شوید، بلکه از اجاره ماهانه آن استفاده کنید. اگر هم وقت و انرژی کافی دارید و به دنبال سود بالا هستید، پیشنهاد می شود به صورت فردی یا مشارکتی اقدام به ساخت وساز کنید.

وقت خود را سرمایه بدانید
به جای اینکه چند ساعت در روز را به بطالت صرف کنید، سعی کنید برای کل روزتان برنامه ریزی داشته باشید. از هر زمانی برای یادگیری مطالبی مانند ساز و کارهای اقتصادی، عملکرد شرکت های بورس، مدل های ریاضی ساده و پیشرفته تحلیل مالی و ... استفاده کنید.
 
از خریدهایی که ارزش آنها در آینده پایین خواهد آمد، اجتناب کنید
به طور مثال خرید یک ماشین گران قیمت، اقدام جالبی از لحاظ اقتصادی به شمار نمی آید، زیرا صرف نظر از میزان کاری که از آن می کشید، بعد از ۵ سال، ارزش آن به میزان زیادی افول خواهد کرد.

ثروتمند بمانید
ثروتمند شدن سخت است، اما ثروتمند ماندن حتی از آن هم سخت تر است. دارایی شما همواره از بازار تاثیر می پذیرد و بازار هم که پستی و بلندی های خود را دارد. اگر شما در زمانی که بازار در شرایط خوبی به سر می برد، بی خیال باشید و استفاده حداکثر را نبرید، در زمان رکود محکوم به شکست و بازگشت به پله نخست خواهید بود. اگر ارتقایی در حقوق خود داشتید یا سهامتان سوددهی خوبی داشت، این مبلغ اضافه را پس انداز یا سرمایه گذاری کنید، زیرا قریب به یقین با روزهای سخت مواجه خواهید شد.
 
3 - ثروتمند شدن از طریق پس انداز روزانه
چند حساب پس انداز باز کنید
بهتر است هر فردی بیش از یک حساب پس انداز داشته باشد تا با ریختن مقداری از درآمد ماهانه در حساب های دیگر از خرج های اضافی جلوگیری کند. به طور مثال، بهتر است هر زمان که حقوق خود را دریافت کردید و همان ابتدا درصدی از پولتان را در حساب مخصوصی بریزید و کارت آن را همیشه در منزل نگه دارید. یک حساب مخصوص خرج منزل و یک حساب هم برای تفریحات ماهانه داشته باشید.
 
بودجه بندی کنید
یک بودجه ماهانه که تمامی هزینه های اولیه شما را پوشش دهد، مقرر کرده و مقدار کمی را هم برای تفریح و سرگرمی کنار بگذارید. هیچگاه از این مقدار در خرج کردن فراتر نروید.

به ماشین و منزل سطح پایین رضایت دهید اما قانع نباشید
معمولا انتظاری را که از یک منزل ویلایی دارید، یک آپارتمان هم برآورده می سازد. آپارتمان مسکونی را می توان با یک نفر دیگر شریک شد و به یک ماشین دست دوم رضایت داد. در یک کلام تجمل گرا نباشید. با این کار ماهانه مقدار زیادی پول پس انداز خواهید کرد تا اینکه روزی برسد که بتوانید بهترین منزل و ماشین را بخرید بدون اینکه چیزی از درآمدزایی شما کم شود.






نوع مطلب : چگونه ثروتمند شویم؟بامدیریت خوب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


افراد مشهور و پولدار هر یک داستان های جالبی برای خود دارند و خواندن سرگذشت هر یک از آنها می تواند راهگشای خوبی برای آنان که انگیزه موفقیت دارند، باشند.

 فرقی نمی کند اپرا وینفری باشی یا پیر امیدیار! مهم این است که بخواهی موفق شوی و خسته و درمانده نشوی در این راه سخت، اگر هم شدی دوباره خودت، خودت را شارژ کنی و ادامه راه...

در این راه البته شنیدن حرف های کسانی که موفق شده اند و درس گرفتن از تجربه گران سنگشان چون چشمه آب جوشانی است در بیابان.

در این ایمیل 10 جمله از 10 شخصیت مشهور و پولدار دنیا را عینا برای شما نقل می کنیم، بقیه اش دیگر با خودتان:

 

1.  اپرا وینفری، مجری، بازیگر و تهیه کننده آمریکایی، ثروت: 2/7 میلیارد دلار

شما به آن چیزی میرسید که به آن باور دارید. جایگاهی که امروز دارید، ریشه در باوری دارد که داشته اید.

 

2. پیر امیدیار، موسس و رئیس ایرانی شرکت eBay ثروت: 6/7 میلیارد دلار

آنچه ما هر روز اینجا میگوییم این است که موفقیت ما کاملا بستگی به موفقیت هم گروه ها و موفقیت اجتماعمان دارد

 

3.کارل آلبرشت، کارآفرین آلمانی و موسس فروشگاه های زنجیره ای آلدی، ثروت: 25/4 میلیارد دلار

زندگی معمولی انسان بی برنامه، سردرگم، بی هیجان و ناخوشایند به نظر می آید. تنها آنهایی که به ماجراهای زندگی به عنوان شانسی از میان شانس ها نگاه می کنند که خودشان آن را برای خودشان ایجاد کرده اند، می توانند کنترل زندگی خود را کاملا در دست بگیرند.

 

4.موکش آنبانی، تاجر بزرگ هندی و صاحب صنایع ریلاینس ، ثروت: 22/3 میلیارد دلار

من فکر می کنم باور بنیادین ما این است که برای ما رشد و پیشرفت، روشی برای زندگی است و می بایست همواره در حال رشد و پیشرفت باشیم.

 

5.مایکل بلومبرگ، یکصد و هشتمین شهردار و صاحب شبکه بورسی نیویورک، ثروت: 22 میلیارد ریال

کار و تلاش سخت مبنای موفقیت در شرکت من بوده است

 

6. ولید بن طلال آل سعود، شاهزاده سعودی، ثروت: 18 میلیارد دلار

 

اگر بخواهم کاری را انجام دهم، یا کامل و بی نقص انجام می دهم یا اصلا به سراغش نمی روم

 

7. مایکل دل، موسس شرکت کامپیوتری دل کامپیوترز، ثروت: 15/9 میلیارد دلار

با کنجکاوی و نگاه به فرصت ها با روشی تازه است که ما همیشه راه و مسیر خود در دل را مشخص می کنیم

 

8.چارلز کوچ، مدیرعامل شرکت صنایع کوچ، دومین شرکت بزرگ خصوصی در آمریکا ، ثروت: 25 میلیارد دلار

نقش کسب و کار تولید کالاها و خدماتی است که زندگی مردم را بهتر کند.

 

9.اندرو کارنگی، صنعتگر آمریکایی-اسکاتلندی، موسس شرکت فولاد کارنگی، ثروت: 298/3 میلیارد دلار

کسی که یک کسب وکار یا اعتبار آن را تمام و کمال برای خود بخواهد، نمی تواند کسب و کاری عالی راه اندازی کند

 

10.تونی هسیه، مدیرعامل فعلی فروشگاه آنلاین کفش و لباس زاپوس، ثروت: 840 میلیون دلار

تعریف نهایی موفقیت این است: شما می توانید با از دست دادن همه آنچه دارید، مشکل پیدا نکنید. شادی ها بر مبنای عوامل بیرونی نیستند.





نوع مطلب : راهكارهای موفقیت، نابغه های ثروتمند دنیا، چگونه ثروتمند شویم؟بامدیریت خوب، زندگی مردان بزرگ، تجارت موفق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 17 دی 1390 :: نویسنده : وحید شیرزاد
چه کسانی باهوشند؟ آنها که نمره بالایی در مدرسه و دبیرستان و دانشگاه می آورند؟ آنها که در شغل شان موفق هستند؟ آنها که محقق و دانشمند و نابغه اند؟ نظریه هیا جدید روانشناسی می گویند همه اینها به علاوه خیلی های دیگر!
 برترین ها به نقل از هفت صبح : نظریه های جدید هوش می گویند انسان ها فقط یک نوع هوش ندارند. چطور می شود این هوش ها را در خود شناخت؟

چه کسانی باهوشند؟ آنها که نمره بالایی در مدرسه و دبیرستان و دانشگاه می آورند؟ آنها که در شغل شان موفق هستند؟ آنها که محقق و دانشمند و نابغه اند؟ نظریه هیا جدید روانشناسی می گویند همه اینها به علاوه خیلی های دیگر! آنها می گویند ورزشکارها، هنرمندها، تراشکارها و هر شغل دیگری که به ذهن تان می رسد آدم های باهوشی هستند. آنها می گویند تست های سنتی روان شناسی که هوشبهر (IQ) را می سنجند فقط توانایی های منطقی – ریاضی زبان شناختی و تا حدی عملی ما را می سنجند. درصورتی که بسیاری از توانایی های دیگر در آدمیزاد وجود دارد که به معنای واقعی نشان دهنده هوش هستند.



بر همین اساس نظریه پرداز جدیدی به نام گاردنر می گوید هوش های متنوع تری در آدمیزاد وجود دارد. او هفت نوع هوش شناسایی کرده است: هوش زبان شناختی، هوش تصویری، هوش موسیقایی، هوش بدنی، هوش منطقی، هوش میان فردی و هوش درون فردی. گاردنر می گوید اگر ما بتوانیم رشته تحصیلی و شغل مان را براساس نوع هوش مان انتخاب کنیم، رضایت بیشتری از زندگی مان خواهیم داشت.

در این مطلب می خواهیم بگوییم که چطور می شود نوع هوش مان را تشخیص دهیم و براساس آنچه رشته های تحصیلی و شغلی را انتخاب کنیم.

هوش زبان شناختی

هر نوع توانایی ذهنی که به کلمه ها ربط داشته باشد نشان دهنده هوش زبان شناختی است.

نشانه های هوش زبان شناختی

- کتاب ها برایش خیلی مهم هستند

- می توانند قبل از خواندن، صحبت کردن یا نوشتن، کلمات را در ذهن شان بشنوند

- از سرگرم کردن خود و دیگران با لغاتی که تلفط سخت یا بی معنی دارند لذت می برند

- موقع حرف زدن بیشتر از چیزهایی که شنیده یا خوانده اند استفاده می کنند

چه شغل هایی به دردشان می خورد؟

کتابدار، مسئول بایگانی، متصدی (موزه، کتابخانه، نمایشگاه و...)، ناشر، مترجم، نویسنده یا گوینده رادیو و تلویزیون، روزنامه نگار، وکیل، منشی، معلم زبان فارسی یا انگلیسی.



هوش منطقی – ریاضی

کسانی که توانایی انجام محاسبات ریاضی شان قوی است، کسانی که استدلال های منطقی را خوب می فهمند و البته خوب هم استدلال می کنند و خلاصه هرکسی که دودوتا چارتا کردن خوب سرش می شود بهره بالایی از هوش منطقی – ریاضی دارد. م عمولا در مدارس ما به این نوع هوش خیلی بها داده می شود.




نشانه های هوش منطقی – ریاضی

- به را حتی می توانند حساب و کتاب های شان را ذهنی انجام دهند

- ارگوها، ترتیب یا تسلسل منطقی رویدادها را دنبال می کنند

- معتقدند که تقریبا هر مطلبی یک توضیح عقلایی دارد

- دوست دارند نقص های روشنی که در گفتار و رفتار مردم و محیط زندگی و محل کار آنها پیدا می شود را پیدا کنند

چه شغل هایی به دردشان می خورد؟

حسابرس، حسابدار، مامور خرید، کارگزار بیمه، ریاضیدان، محقق، آمارگر، کارشناس سیستم های رایانه ای، کارشناس مالی، کارشناس فنی، دفتردار، معلم و استاد علوم پایه و تجربی.




هوش فضایی


هرچه کسانی که از نظر کلامی باهوش هستند توی ذهن شان کلمه دارند، آدم هایی با هوش فضایی توی ذهن شان تصویر دارند. آنها از هر چیزی می توانند یک تصویر در ذهن شان بسازند.

نشانه های هوش فضایی

- نسبت به رنگ ها حساس هستند

- گاهی با یک دوربین عکاسی یا فیلمبرداری آنچه در اطراف می بینند را ضبط می کنند

- از حل پازل ها، مازها و سایر معماهای بصری لذت می برند

- خواب هایی که می بینند کاملا واضح است

- معمولا می توانند در نواحی ناشناخته مسیر را درست پیدا کنند

- ترجیح می دهند نوشته هایی را بخوانند که تصویرهای زیادی دارند

چه شغل هایی به دردشان می خورد؟

مهندس، نقشه بردار، معمار، نقشه کش شهری، گرافیست، دکوراتور داخلی، عکاس، معلم هنر، مخترع، نقشه کش، خلبان، کارشناس آثار هنری، مجسمه ساز.



هوش موسیقایی

اگر وقتی می گویند ریتم، زیر و بم، تن صدا و نغمه تقریبا هیچ تفاوتی بین شان درک نمی کنید مطمئن باشید که هوش موسیقایی پاینی دارید اما اگر می توانید صدای سنتور را از بین ملغمه ای از سازها تشخیص دهید و می فهمید کی یک نفر دارد فالش می خواند احتمالا هوش موسیقایی بالایی دارید.



نشانه های هوش موسیقایی

- وقتی که یک نت موسیقی اشتباه نواخته می شود می توانند تشخیص دهند

- یک ساز می نوازند

- زندگی بدون موسیقی برایشان بی ارزش است

- اگر یک آلبوم مخوسیقی را یک یا دوبار گوش کنند می توانند آن را درست بخوانند

چه شغل هایی به دردشان می خورد؟

نوازنده، سازنده آلات موسیقی، فروشنده آلات موسیقی، خواننده، معلم موسیقی.



هوش جسمی – حرکتی

ورزشکارها یک گروه بزرگ از هوشمندان بدنی حرکتی را تشکیل می دهند.

البته غیر از این گروه کسان دیگری هم هستند که مهارت های حرکتی شان بالا است.

نشانه های هوش جسمی – حرکتی

- حداقل یک رشته ورزشی را به صورت حرفه ای پیگیری می کنند

- برایشان مشکل است که یک مدت طولانی بدون تحرک بنشینند

- بهترین ایده ها وقتی به ذهن شان می رسد که مدت طولانی قدم می زنند یا می دوند یا یک فعالیت جسمی دیگر انجام می دهند

- دوست دارند اوقات فراغت شان را در طبیعت بگذرانند

- هنگام صحبت کردن با دیگران خیلی زیاد از حرکات دست یا شکل های دیگر زبان بدن استفاده می کنند

- خودشان را آدم های منظم و آراسته ای می دانند

چه شغل هایی به دردشان می خورد؟

فیزیوتراپیست، فعال در صنعت توریسم، بازیگر، مانکن، کشاورز، مکانیک، نجار، صنعتگر، معلم تربیت بدنی، کارگر کارخانه، ورزشکار حرفه ای، محیط بان و جواهرساز.



هوش میان فردی

آدم هایی که می توانند خیلی خوب و زود با افراد دیگر رابطه برقرار کنند، می توانند خوب احساسات آنها را تشخیص دهند و درک کنند و البته خوب  آنها را مدیریت و رهبری کنند از هوش میان فردی برخوردارند.

نشانه های هوش میان فردی

- ورزش های گروهی را به ورزش های فردی ترجیح می دهند

- وقتی با مشکلی مواجه می شوند به جای حل آن ترجیح می دهند از فرد دیگری کمک بگیرند.

- تلاش برای تعلیم دادن یک فرد یا گروه برایشان لذت بخش است و می دانند این کار را چطور باید انجام دهند

- خودشان را یک مدیر خوب می دانند

- در میان جمع، احساس آرامش و آسودگی می کنند

چه شغل هایی به دردشان می خورد؟

سرپرست، مدیر، مدیر مدرسه، کارمند اداری، داور، جامعه شناس، مردم شناس، مشاور، روان شناس، پرستار، مسئول روابط عمومی، فروشنده، مسئول آژانس مسافرتی، مدیر روابط عمومی.



هوش درون فردی

خودشناسی هم احتیاج به هوش دارد. کسانی که خیلی خوب درون خودشان ر ا می کاوند و از این درون کاوی در جهت هدف های زندگی شان استفاده می کنند هوش درون فردی بالایی دارند. این نوع آدم ها بسیار مستقل و فردیت یافته اند.



نشانه های هوش درون فردی

- همیشه اوقات تنهایی شان را به فکر کردن به مسائل مهم زندگی می گذرانند

- عقایدی دارند که آنها را از جمع مجزا می کند

- اهداف مهمی در زندگی دارند که همیشه به آنها فکر می کنند

- دیدگاه واقعی بینانه ای نسبت به نقاط ضعف و قوت خودشان دارند

- خودشان را فردی با اراده یا از لحاظ فکری مستقل می دانند

- دفترچه خاطرات یا یادداشت روزانه شخصی دارند

چه شغل هایی به دردشان می خورد؟

روان شناس، مشاور، عالم الهیات، برنامه ریز، کارآفرین.





نوع مطلب : موفقیت شغلی، تجارت موفق، چگونه ثروتمند شویم؟بامدیریت خوب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سرگذشت مشهورترین میلیاردرهای جهان

پی یر،امیدیار Pierr Omidyar

ثروتمند ترین ایرانی جهان

جفری بیزوس  Jeff  Bezos

کتابفروش میلیاردر

ریچارد برانسون  Richard Branson

به فکر ساختن هتلی در فضا



پی یر،امیدیار Pierr Omidyar

ثروتمند ترین ایرانی جهان

 

مجله فوربس درلیست سالیانه خود که به معرفی ثروتمندترین افراد جهان می پردازد برحسب ویژگی های مشترک ، پولدارهای جهان را در گروه بندی های مختلفی قرار می دهد تا علاقه مندان بتوانند این افراد رااز منظرهای دیگری هم مقایسه کنند.

پی یرامیدیار، مرد ایرانی تبار 42 ساله ای که توانسته است باداشتن 7/7 میلیارد دلار خود رادر رده پولدارترین افراد جهان قراردهد ، قبل از این که از چهل سالگی عبور کند در رده دوم فهرست میلیاردرهای زیر چهل سال این مجله قرارداشت .

پی یر امیدیار معروف ، موسس و مدیر شبکه eBay  است . حتما کسانی که با اینترنت سرو کار و دارند بانام این شبکه آشنا هستند . درسایت eBay  مردم از سراسر جهان می توانند، مثل جمعه بازار اجناسی رابرای فروش در این سایت اینترنتی قرار دهند تا بازدید کنندگان سایت درصورت تمایل مبلغی رابرای خرید آن جنس پیشنهاد دهند. حال هرکسی که مایل باشد می تواند رقم بالاتری پیشنهاد دهد و شخص فروشنده درنهایت کالای خود را به بالاترین پیشنهاد عرضه شده می فروشد. ازجمله محصولاتی که دراین سایت به فروش می رسد فرش ایرانی ، تمبر ، کامپیوترهای لپ تاپ ، دوربین های درجیتالی و مکانیکی و ..... است .

اما هرازچندگاهی دراخبار رسیده ، از فروش اجناس جالبی دراین سایت باخبر می شویم ، مانند پدری که بدلیل شیطنت فرزندانش و برای تنبیه آنان ، اسباب بازی های آن ها رادر eBay به حراج گذاشت و یافروش پای مجسمه برنزی صدام که از راه های غیرقانونی سراز آلمان در آورده بود.

به هر حال سایت eBay موفقیت خود را به اثبات رسانده وتاکنون توانسته است حجم قابل توجهی درآمد برای پرویز امیدیار دست و پا کند. به گونه ای که ثروت وی در سال 2008 توسط مجله فوربس 7/7 میلیارد دلار اعلام شد.

پی یر امیدیار که در پاریس به دنیا آمده ، فرزند پدر و مادری ایرانی است . گرچه تاکنون هیچ وقت درایران زندگی نکرده است . کمترکسی هم جز خود ایرانی ها براین موضوع تاکید دارند که وی ایرانی است .

پرویز امیدیار در 21 ژوئن 1967 متولد شد و همراه خانواده اش در سن 6 سالگی به ایالات متحده آمریکا مهاجرت کرد و در واشنگتن دی سی دوران مدرسه را پشت سر گذاشت . هنوز در دبیرستان مشغول تحصیل بود که علاقه مندی بسیاری به برنامه نویسی کامپیوتری از خود نشان داد. درسال 1988 دررشته علوم کامپیوتری از دانشگاه توفتس فارغ التحصیل شد و سپس به شرکت کۀریس (claris) ملحق شد تا درآنجا برای شرکت اپل ، کامپیوتر " مک درا " (macdraw) راتهیه کند .

امیدیار جوان در سن 28 سالگی eBay را راه اندازی کرد ولی صرفا به عنوان یک فعالیت تفریحی و جانبی به این سایت نگاه می کرد. خدماتی که امیدیار در eBay قرار داده بود در ابتدا مجانی بود ، اما در ادامه مجبورشد برای تهیه و پرداخت هزینه ISP مبلغی رابابت خدمات از مشتریان دریافت کند . امیدیار و همسرش از جمله خیرخواهان مشهور هستند و پیوسته در تلاشند تافرهنگ اقدامات خیرخواهانه و انسان دوستانه را گسترش دهند و دراین خصوص با بنیادهای خیریه بسیاری در ارتباط بوده و هستند.

باید گفت امیدیار در رسیدن به این موفقیت با سختی های زیادی رو به رو بوده است  و همچنین سایت eBay که از سایت های پرمخاطب اینترنتی است و بازدیدکنندگان فراوانی دارد، همواره مدنظر شیادان و کۀهبرداران بوده است . بسیاری از شیادان دراین سایت اجناسی را برای فروش در معرض دید بازدید کنندگان گذاشته اند که هرگز وجود خارجی نداشته است . البته دراین مورد اقدامات زیادی صورت گرفته و بسیاری از این شیادان به دام ماموران پلیس در سراسر جهان گرفتار شده اند.

ارزش سهام شرکت ابداعی امیدیار در طول 3 سال به 2 میلیارد دلار رسید. به نوشته روزنامه نیویورک تایمز در سال 2002 بیش از 75 هزار نفر از طریق فروش اجناس از طریق سایت eBay اوضاع خود را سرو سامان دادند . فروشندگان باانصاف در سایت eBay زمانی که خواهان فروش کالایی هستند ، ابتدا از تمامی سطوح عکس هایی واضح برای خریداران تهیه می کنند و آن را در سایت قرار می دهند و سپس موبه مو جزییات آن را شرح می دهند . به عنوان مثال اگر گوشی موبایلی برای فروش به حراج گذاشته می شود . دقیقا معایب و جزییات مربوطه حتی در این مورد که در کدام قسمتهای دستگاه خط افتاده است ، ذکر می شود. آن ها همچنین در صورت تمایل هزینه پست کالا را نیز تقبل می کنند و درغیراین صورت مبلغ جداگانه ای رابابت پست دریافت می کنند.

پی یر امیدیار در سال 2005 باهمکاری همسرش یک بنیاد خیریه به نام Tufts Microfinance Fund  باسرمایه اولیه 100 میلیون دلار به راه انداخت . اودراین بنیاد به دانشجویان توانمند اما نیازمند از نظر مالی بورسیه می دهد.

درسال 2008 به رغم بحران اقتصاد جهانی این موسسه از محل فعالیت های اقتصادی خود 63/2 میلیون دلار سود به دست آورد.

 

 

جفری بیزوس Jeff  Bezos

کتابفروش میلیاردر

 

Amazon.com سایتی است که درآن انواع و اقسام اجناس را می توان یافت . اما مهمترین محصولی که دراین سایت به فروش می رسد، کتاب است . محال است که کتابی به زبان انگلیسی رانتوان در این سایت پیدا کرد مگر این که واقعا وجود خارجی نداشته باشد! علاقه مندان به کتاب می توانند نام نویسنده و یاقسمتی از موضوع مورد بحث را در قسمت جست وجوی سایت وارد کنند و کتاب مورد نظر خودرا بیابند . امکان یافتن کتاب های دست دوم نیز برای کاربر وجود دارد .  جست و جوگران کتاب  معمولا دراین سایت باتخفیف ویژه مواجه می شوند و می توانند کتاب مورد نظررا از طریق پست دریافت کنند.

البته تنها محصولی که دراین سایت به فروش می رسد کتاب نیست بلکه CD های موسیقی ، DVD   ، نوارهای ویدئو ، اسباب بازی ،‌وسایل الکترونیکی ،‌دوربین های عکاسی ،‌نرم افزار ،‌ جواهرات ،‌ ساعت و بطورخلاصه ،‌ همه چیز دراین سایت برای فروش موجود است . کسی که برای اولین بار ایده راه اندازی این سایت به ذهنش خطورکرد کسی نیست جز جفری بیزوس .

جفری بیزوس که اکنون رییس اجرایی سایت آمازون است . در 12 ژانویه سال 1964 در " نیومکزیکو" متولد شد. اجداد مادرش از اولین ساکنان ایالت تگزاس بودند و از نسل های گذشته 25 هزار ایکر زمین به او ارث رسید. او در دوران کودکی استعداد فراوانی از خود نشان می داد حتی زمانی که تازه به راه افتاده بود با آچار به جان اسباب خانه می افتاد.

جفری زمانی به دنیا آمد که مادرش هنوز دهه دوم زندگی اش را به پایان نرسانده بود. اوتنها چندماه پس از اولین سالگرد ازدواج شان از پدر جفری جدا شد . زمانی که جفری 4 ساله بود ،‌مادرش دوباره ازدواج کرد. ناپدری جفری ، " مایک بیزوس" درکوبا به دنیا آمده بود و زمانی که تنها 15 سال داشت به تنهایی به آمریکا فرارکرده و خود را وارد دانشگاه کرده بود.

مایک بیزوس پس از ازدواج بامادر جفری ، خانواده جدید را به هیوستون برد و در اکسون به عنوان مهندس مشغول به کار شد. " جفری" از همان دوران کودکی علاقه بسیاری به علوم نشان می داد. او از " آژیر برقی" استفاده می کرد تا خواهر و برادر کوچکترش را از ورود به اتاقش باز دارد. "جفری" همچنین گاراژ اتومبیل خانواده را به آزمایشگاه خود تبدیل کرده بود تا پروژه های علمی خودرا درآن آزمایش کند . دردوران تحصیل جفری دردبیرستان ، خانواده او به ایالت فلوریدا نقل مکان کردند و در میامی مستقر شدند . او دردوران تحصیل عاشق کامپیوترها شد و همچنین توانست عنوان شاگرد اولی را در کلاس از آن خود کند. جفری در حالی به دانشگاه پرینستون وارد شد که قصد داشت دررشته فیزیک تحصل کند . اما چرخ روزگار و تصمیم خود او باعث شد که دوباره به سمت علاقه اش ، یعنی کامپیوتر رود و دراین رشته و مهندسی الکترونیک فارغ التحصیل شود. بعدازاین که جف از دانشگاه فارغ التحصیل شد، به منطقه بورس بازی های آمریکا یعنی "وال استریت" رفت و در آنجا مشغول به کار شد. درآن زمان نیاز وال استریت به فارغ التحصیلان کامپیوتر زیاد بود. چراکه آنها لازم داشتند تقاضای بازار را از طریق فعالیت های کامپیوتری بسنجند .

او سپس به Fitel رفت و درآنجا که شرکتی برای ساخت شبکه تجارت بین المللی بود، مشغول به کارشد. بعد از مدتی به shaw رفت و درآنجا استخدام شد.

Shaw شرکتی بود که منحصرا در خصوص کار کامپیوترها در بازار بورس فعالیت می کرد. درحالی که جف در آنجا مشغول به کار بود ، باهمسر آینده خود یعنی خانم مکنزی آشنا شد. او به سرعت مراحل ترقی را در shaw طی کرد و معاون ارشد رییس شرکت شد.

دراین زمان شبکه اینترنت ، به طور اختصاصی توسط وزارت دفاع ساخته شده بود تا کامپیوترها رادر حالت اورژانس مثل زلزله و بۀیای طبیعی و نیز مانند حمله دشمن به هم متصل نگه دارد. در طول سالیان مراکز دولتی و تحقیقاتی به انتقال و ارتباطات با نهادهای مشابه از طریق اینترنت پرداختند . بااین حال درسال 1994 هنوز صحبتی درباره تجارت اینترنتی نبود. اما روزی در فصل بهار جف متوجه شد که استفاده از اینترنت هرسال دوهزارو 300 درصد رشد دارد و به این ترتیب فکر راه اندازی سایتی تجاری دراینترنت به ذهنش خطور کرد و خیلی زود مقدمات آن را فراهم کرد . پس از سبک سنگین کردن های بسیار به این فکر افتاد که فروش کتاب ازهمه چیز دراینترنت منطقی تر به نظر می رسد، ازاین رو وارد لوس آنجلس شد و روز بعد به Booksellers convertion American رفت و همه چیز را درباره فروش کتاب فرا گرفت . اومتوجه شد که کتابروشان عمده پیش از این لیست کتابهای خودرا به صورت کامپیوتری در آورده اند و فقط نیاز دارند تا مکانی رابرای عرضه آن داشته باشند . جف نیز هیچ جای مناسبی جز اینترنت برای نشان دادن لیست کتب فروشندگان پیدا نکرد.

به این ترتیب ، در 16 جولای 1995 جف سایت خود را به روی جهانیان باز کرد و در طول 30 روز و تنها بااستفاده از 300 تست کننده سایت توانست بینندگان آمازون از سراسر جهان را به سوی خود جذب کند و دراین مدت به 50 ایالت آمریکا و 45 کشور جهان کتاب صادرکرد.

اوهم اکنون همچنان مدیرعامل و بنیان گذار Amazon است و درسال 2008 مجله تایم نام اورا  در شمار یکصد فرد مشهور و موفق جهان قرار داد. گفتنی است که این شماره سالیانه تایم به بانفوذترین افراد جهان شامل هنرمندان ، دانشمندان و چهره های ماندگار بین المللی می پردازد.   

 

ریچارد برانسون  Richard Branson

به فکر ساختن هتلی در فضا

افراد ماجرا جو در منتهی الیه خوشیختی و بدبختی قرار می گیرند . چه بسا ماجرا جویی اشخاصی چون ریچارد برانسون آنها را در زمره افراد میلیاردر و ثروتمند جهان قرار می دهد و ماجراجویی عده دیگر، سرشان را به باد می دهد. ریچارد برانسون فردی ماجراجوست که هر تجارتی که به آن عشق می ورزد خود را درگیر آن می کند ، از دخالت در صنعت موسیقی گرفته تاراه اندازی شرکت های هواپیمایی . البته برانسون از آن دست افرادی است که بیم آن می رود براثر ماجراجویی های افراطی آخر سر بلایی سر خود آورد.

او فردی است که آرزوی گشتن به دور دنیا به وسیله یک بالن یا مسافرت به فضا را در سر داشته است . حتی در نظر دارد باگرفتن صد هزار پوند، مسافران را توسط فضا پیمایی که در دست طراحی دارد ، به فضا ببرد ودرصورت امکان ، هتلی آنجا تاسیس کند تا مسافران فضا چندی را نیز در هتل ریچارد برانسون به سربرند ! او چند سال قبل قراردادی 14 میلیون پوندی امضا کرد تا فضا پیمایی باقابلیت حمل مسافر تحت نظرش فعالیت کند.

ریچارد برانسون که شهروند بریتانیا محسوب می شود و درآنجا لقب  " سر" دریافت کرده ، گفته بود که چنین فضا پیمایی در سال 2007 فعالیت خود را آغاز خواهد کرد، اما بنظر می رسد که تحقق چنین ایده ای بیش از این ها طول بکشد و هم اکنون مراحل اولیه این طرح دردست کار است .

اسم فضا پیما نیز از هم اکنون مشخص است ؛ IRGIN GALACTIC  ریچارد به شبکه خبری B.B.C گفته است نزدیک به سه هزار نفر تمایل دارند با VIRGIN GALACTIC  به فضا صفر کنند . البته باید از ریچارد که می خواهد هتلی هم در فضا تاسیس کند پرسید که آیا این کار اقتصادی خواهد بود ؟ هر چند به نظر می رسد برای ریچارد ماجراجو که حاۀ میلیاردر شده ، مسایل مالی آن قدرها هم اهمیت نداشته باشد. در واقع این حرف کاملا درست است که هر چه انسان وسع مالی اش کم یا سطح کاری اش پایین باشد ،‌50 یا 100 دلار هم برایش مهم خواهد بود و ما نمونه آن را هرروزه در اجتماع می بینیم . از طرفی هرقدر شخصی ثروت بیشتر داشته باشد ، دیگر از روی نیاز به پول در آوردن فکر نمی کند ، بلکه از طریق تفریح و گشت و گذار ( مانند ریچارد برانسون ) به دنبال تولید ثروت بیشتر خواهد رفت . البته چه بسا این خود باعث نوآوری های سودمند شود.

سر ریچارد برانسون در جولای 1950 به دنیا آمد . این شخصیت بریتانیایی عمده شهرتش را به خاطر موفقیت زیاد Virgin ، نامی که در عرصه های مختلف تجارت فعالیت می کند ، به دست آورده است .

برانسون در ابتدا Virgin Records راه اندازی کرد . Virgin Records گروههای مختلف موسیقی را به جهانیان معرفی کرد و هم اکنون نیز CD  های موسیقی بسیاری از خوانندگان و نوازندگان مشهور جهان ، توسط مارک Virgin عرضه می شود. او با رقبایش همچون بچه های لجباز رفتار می کند که عادت دارند بگویند: " مال من از مال تو بزرگ تر است" . به خاطر همین خصومت بوده است که از هواپیماهای ایرباس 600-340 A در خط هوایی خود استفاده می کند.

برانسون ماجرا جو ، تاکنون چندین بار تلاش کرده دور دنیا را به وسیله بالن هوایی طی کند . اما هیچ وقت از شکست مایوس نشده است . بالنی که ریچارد با آن تلاش کرد رکورد دار شود ، اولین بالنی بود که از اقیانوس اطلس رد می شد و از نظر حجم با 5130/65 متر مکعب بزرگ ترین بالنی بود که با سرعت 209 کیلومتر در ساعت در حرکت بود . ریچارد برانسون در سال 1991 موفق شد مسافت 6727 کیلومتری بین ژاپن و کانادا رابا بالن طی کند.

او در سال 1984 شرکت هواپیمایی Virgin atlantic airways  را تاسیس کرد. او همچنین در سال 1999 شرکت Virgin Mobile را راه اندازی کرد و یک شرکت هواپیمایی که فقط در اروپا فعالیت می کند ، به نام Virgin Express راهم دایر کرد .

ریچارد در اکتبر 2003 اعۀم کرده بود که برای رسیدن به آرزوی دیرینه اش (گشتن دور دنیا) با "استیوفاست"  همکاری خواهد کرد . "استیوفاست" خود یکی از بالن سواران حرفه ای است .

ریچارد در تحصیل نیز حداقل به طور افتخاری موفق بوده است ؛ در سال 1993 دانشگاه Loughborough university در رشته فن شناسی به او مدرک دکتری افتخاری داد . در سال 1999 ملکه پیر انگلستان به پاس فعالیت های او در عرصه تجارت و نیز به خاطر تلاش های بسیاری که برای خوشنامی بریتانیا داشت به ریچارد برانسون لقب شوالیه داد و از آن موقع ، او سر ریچارد برانسون نامیده می شود.

برانسون علاوه براینکه به اقتصاد علاقه دارد ، بازی در فیلم و سریال های تلویزیونی رانیز دوست دارد . او به طور افتخاری در سریال های پربیننده "Friends " گارد ساحلی و سریال انگلیسی "only fools and horses" شرکت کرده است . او همچنین در شوی شبکه تلویزیونی Fox باعنوان میلیاردر سرکش شرکت کرده است .

در سال 2002 شبکه بی . بی . سی از بین مردم انگلیس یک نظر سنجی در باره 100 شخصیت برتر بریتانیا انجام داد که ریچارد برانسون درآن نظر سنجی دررده هشتادو پنجم قرار گرفت . در سال 1992 شرکت "Virgin Records" توسط ریچارد برانسون به مبلغ 550 میلیون پوند به "EMI" فروخته شد. بعد از فروش "Virgin Records" این شرکت به پخش ترانه های خوانندگان جدید آن زمان چون "رولینگ استون" ،‌ "جنت جکسون" ،"‌کمیکال برادرز" و "اسپایس گرلز"  ادامه داد.

شرکت هواپیمایی "Virgin Atlantic" ریچارد برانسون نیز پروازهای بین قاره ای بریتانیا انجام می دهد، مقصدهای اصلی این شرکت هواپیمایی آمریکایی شمالی ،‌کشورهای کارائیب ،‌ آفریقا و  آسیاست .  قبل از شکل گیری " Virgin Atlantic " ، شرکت  هواپیمایی

" British Atlantic Airways " که مسافران خود را از بریتانیا به جزایر فالکلند جابجا می کرد ، فعال بود که ریچارد برانسون با خرید این شرکت آن را تبدیل به" Virgin Atlantic " کرد . این شرکت ، از رقبای سرسخت و همیشگی British Atlantic به شمار می رود . در سال 1999 ، 49 درصد از سهام " Virgin Atlantic "  به قیمت 225/1 میلیارد پوند به شرکت هواپیمایی سنگاپور ایرلاینز فروخته شد. در آگوست 2002 نیز اولین شرکت هواپیمایی محسوب شد که از هواپیماهای ایرباس 600-340 A در مسیرهای پرواز خود استفاده می کرد. این شرکت همچنین 6 فروند هواپیمای غول پیکر ایرباس A 380  S سفارش داده که امیدوار است تا سال 2006 آنها را دریافت کند. شرکت"Virgin Mobile " نیز در کشورهای انگلستان ، آمریکا و استرالیا فعالیت می کند و امیدوار است در بازار کانادا نیز وارد شود.





نوع مطلب : نابغه های ثروتمند دنیا، چگونه ثروتمند شویم؟بامدیریت خوب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


اشلی دختر 17 ساله ای که میلیونر است

دختر هفده ساله‌ای که میلیونر است احتمالا باید شخصیت جالبی داشته باشد. تعجب نکنید؛ ثروتش حاصل ارث و میراث نیست. او با قدرت، تلاش و ابتکار خود توانسته است این سرمایه را کسب کند. اشلی نام همین دختر خوش‌فکر است.

از زمانی ‌که اینترنت به عنوان ابزاری برای کسب درآمد به کار رفت، قواعد کسب ‌و ‌کار سنتی کاملا از بین رفت و به این ترتیب همه افراد با هر سن و سالی توانستند مهارت‌ها و توانایی‌های خود را نه در حد کشوری بلکه در حد بین‌المللی بروز دهند. چرا که در فضای اینترنت بازاری به وسعت کره زمین و مشتریانی بیش از نهصد میلیون نفر وجود دارد و کافی است که درصد بسیار کوچکی از این افراد از خدمات شما استفاده کنند در این صورت اتفاقی که برای "اشلی" دختر 17 ساله افتاد برای شما نیز خواهد افتاد. در سال 2004 یعنی زمانی که اشلی تنها 14 سال داشت سایتش را با عنوان whatever life راه‌اندازی کرد و توانست در عرض 2 سال درآمد ماهانه خود را از هشت دلار پول توجیبی مادرش به 70 هزار دلار برساند. اشلی این سایت را برای نمایش کارهای طراحی خود ایجاد کرد و سرمایه‌گذاری او تنها 8 دلاری بود که از مادرش گرفته بود! با وجود این‌که به گفته خودش در یادگیری و استفاده از زبان HTML بسیار کندفهم بود، سایتش را خودش ایجاد کرد اما جز تعداد محدودی از دوستانش، شخص دیگری علاقه‌ای به کارهایی که او روی سایت قرار داده بود، نشان نداد و نتوانست بازدیدکننده دیگری به سایتش بیاورد تا این‌که راه‌حل جالبی را برای این مشکل پیدا کرد. در آن موقع اشلی در سایت MySpace عضو بود و تازه با Customize کردن صفحه پروفایل خود در آن سایت آشنا شده بود، بنابراین تمام تلاشش را کرد و برای پروفایل خود یک طرح مناسب ایجاد کرد. بعد از آن هم‌کلاسی‌هایش از او خواستند تا برای پروفایل آن‌ها نیز طرحی ایجاد کند. اشلی از این فرصت استفاده کرد و طرح‌هایی که برای قالب پروفایل در سایت MySpace به کار می‌رفت را روی سایت خود قرار داد و از دوستانش خواست که از روی سایت طرح‌های مورد علاقه خود را انتخاب کنند و در سایت MySpace استفاده‌ کنند. او کم‌کم طرح‌های بیشتری را ایجاد کرد و روزانه چندین طرح مختلف را روی سایتش قرار می‌داد. در سال 2005 ترافیک سایت او به حدی افزایش یافت که مجبور بود برای سایتش یک سرور اختصاصی اجاره کند اما هزینه اجاره ماهانه سرور اختصاصی بیش از پول اندکی بود که او به دست می‌آورد. بنابراین به فکر کسب درآمد بیشتر افتاد و راه‌حل آن را در آگهی‌های گوگل دید. او در ابتدا فکر می‌کرد 50 دلار در ماه یک نتیجه رضایت‌بخش است اما چک 2790 دلاری گوگل برای او بسیار غیرمنتظره بود به طوری‌که مادرش اعتراف کرد این مقدار پول بیشتر از حقوق ماهیانه‌اش است. هم‌اکنون زندگی و کسب‌وکار اشلی در یک خانه 2 طبقه که آن را 250 هزار دلار خرید، متمرکز شده است و خواهر 8 ساله و مادرش با او در این خانه زندگی می‌کنند (پدر او در سن 42 سالگی بر اثر سکته قلبی فوت کرد). در سال 2006 یکی از شرکای تجاری سایت MySpace پیشنهاد خرید سایت اشلی را به قیمت بیش از 5/1 میلیون دلار به او ارائه کرد اما اشلی تقاضای آن‌ها را رد کرد و سه ماه بعد مجددا مدیران این شرکت با او تماس گرفتند و پیشنهاد جدیدی را مطرح کردند: 700 هزار دلار پول نقد، یک خودروی گران‌قیمت و شوی اینترنتی شخصی او با بودجه تبلیغاتی 2 میلیون دلار. اما اشلی در جواب به آن‌ها گفت: «من این سایت را از هیچ ایجاد کردم و می‌خواهم ببینم تا کی می‌توانم آن‌ را حفظ کنم».  سایت اشلی در حال حاضر هفت میلیون بیننده در ماه دارد و هر ماه 60 میلیون بار صفحات سایت او بازدید می‌شود و درآمد ماهیانه او نیز هم اینک بیش از 70 هزار دلار است.





نوع مطلب : نابغه های ثروتمند دنیا، چگونه ثروتمند شویم؟بامدیریت خوب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 10 دی 1390 :: نویسنده : وحید شیرزاد

برای شهروندانی كه نزدیك به سه دهه محصولات غذایی مهرام را مصرف می كنند جالب است بدانند كه بنیانگذار این كارخانه غذایی چه كسی بوده است.شاید برایشان جذاب باشد كه بدانند چه كسی با فرستادن شاخه گل و كارت تبریك در روز تولد فروشندگان محصولات مهرام سعی در شناخت محصولات كارخانه اش در بین مارك ها و برند های مختلف داشت.
شاید بعد از گذشت چندین سال برایتان جالب باشد كه چه كسی با خرید كارخانه سركه از پسر پهلوی اولین سس را وارد سفره های ایرانی ها كرد. آن زمان كه هنوز طریق مصرفش را نمی دانستیم. مردی كه با گذشت بیش از نیم قرن از فعالیتش در عرصه اقتصاد روزی 12 ساعت با انرژی كار می كند و هنوز هم مثل روزهای جوانی اش از بیكاری نفرت دارد. شاهرخ ظهیری كه این روزها هیچ گونه فعالیت اقتصادی ندارد، تنها دلمشغولی اش، حضور در هیات نمایندگان اتاق بازرگانی وصنایع ومعادن تهران است.
 
به گزارش خبرآنلاین؛ پدر صنایع غذایی ایران. این لقب این روزها بیشترازهمیشه برازنده شاهرخ ظهیری است.بیش از 60سال است كه سابقه مدیریت در شركت های تولید مواد غذایی دارد ودراین مدت چند نام معروف به صنایع غذایی ایران اضافه كرده است.
 
 
از مهرام كه فرجام خوبی برایش نداشت تا گراندیس كه پاتوق این روزهایش است.دراین میان سری هم به شركت های تولید كننده آب معدنی می زند و انجمن آب های معدنی را هم اداره می كند.شاهرخ ظهیری در دوره ششم عضو هیات رییسه اتاق تهران بود و در عین حال درچند تشكل دیگر بخش خصوصی عضویت دارد.
 
 
شاهرخ ظهیری را به واسطه شركت مهرام می شناسند اما سایه نام ظهیری هم تا ابد روی مهرام سنگینی می كند.داستان فروش مهرام به رسول تقی گنجی بسیار خواندنی است و البته عبرت آموز.عبرت آموز به این دلیل كه به ما می گوید" ضرورتی ندارد به همه ادم های اطرافمان اعتماد كنیم".مهرام را گنجی هرطور كه بود از ظهیری گرفت و بابتش پول زیادی نپرداخت.ظهیری هنوز داغ مهرام را درسینه دارد اما مهرام،زنده و سرحال پس از 12سال دوری ازظهیری،زیر سایه نام خانواده گنجی نفس می كشد.

 
شاهرخ ظهیری كه او را به واسطه بیش از نیم قرن تلاش وكارآفرینی، پدر صنایع غذایی نام نهاده اند، در سال 1309 در ملایر به دنیا آمد. پدرش ملایری بود و مادر،تهرانی و شاهرخ نخستین ثمره زندگی آنها محسوب می شد. پدرش تجارت پیشه كرده بود و فرش به این شهر و آن شهر می برد اما روزگار به كام نبود و بازار به كسادی گرایید به این ترتیب ظهیری و خانواده اش ملایر را ترك كردند و به تهران كوچیدند.
دست برقضا، خانواده مادری شاهرخ ظهیری هم تاجر بودند و با بازرگانان روس، مبادله می كردند. پس از مهاجرت خانواده به تهران، خواهرش آذرمیدخت به دنیا آمد كه بعدها به حرفه معلمی روی آورد. برادر كوچكش نیز چندی بعد به دنیا پا گذاشت. با اینكه شاهرخ ظهیری چندصباحی را به شغل معلمی گذراند، اما هرمز، برادر كوچك او، حرفه پزشكی را در پیش گرفت تا آنجا كه به ریاست بیمارستان آمریكایی سابق و ساسان فعلی تهران نیز رسید. هرمز ظهیری استادی دانشگاه USC كالیفرنیای جنوبی را نیز در كارنامه دارد. شاهرخ ظهیری، دوران دبستان و دبیرستان را در قم گذراند. شغل پدر، خانواده را پس از دو سال زندگی در تهران به قم كوچاند. در سال 1314 و در زمان اوج قدرت رضاشاه، ریاست اداره انحصار تریاك كه زیرنظر وزارت مالیه بود، به پدر شاهرخ ظهیری رسید و به ناچار خانواده راهی قم شد. ظهیری، دوران دبیرستان را در رشته ادبی و در دبیرستان حكیم نظامی قم به پایان رساند. پس از آن از سد كنكور كه آن موقع چندان بلند و غول آسا نبود، گذشت و در رشته حقوق دانشگاه تهران به ادامه تحصیل پرداخت. ظهیری البته در كنار تحصیلات دبیرستانی، مدتی هم به تحصیلات حوزوی مشغول بود و با مسائل فقهی آشنایی داشت كه همین عامل در گرایش او به رشته حقوق دانشگاه تهران موثر بود. 
    

   
معلمی با 64 تومان حقوق

شاهرخ ظهیری، اولین شغل خود را در حرفه معلمی دبستان تجربه كرد. در زمانی كه او تازه سال پنجم دبیرستان را به اتمام رسانده بود پدرش بر اثر ابتلابه سل دار فانی را وداع گفت. بنابراین سرپرستی خانواده به شاهرخ ظهیری رسید. دولت وقت آن زمان شرایط اشتغال را برای او با معافی كفالت سربازی و سپس استخدام در اداره فرهنگ قم با مدرك تحصیلی پنجم دبیرستان فراهم كرد. تاریخ استخدام او مهرماه 1328 بود در حالی كه 18 سال بیشتر نداشت. از حقوق 64 تومانی تدریس، ماهانه 10 تا 12 تومان آن خرج اجاره خانه می شد. با این حال هزینه خانواده ظهیری از محل دیگری نیز تامین می شد روی یك دستگاه كامیون كه از پدر او به ارث رسیده بود راننده ای گماشته شده بود كه بخشی از هزینه های خانواده را تامین می كرد. با این حال، شاهرخ ظهیری همزمان با تدریس در كلاس چهارم دبستان در سال 1329 با قبولی در كنكور در رشته حقوق دانشگاه تهران تحصیلات دانشگاهی را آغاز كرد. ظهیری یكی از دلایل اصلی علاقه به تحصیل در رشته حقوق را روحیه شیخوخیت و كدخدامنشی خود می داند. او می گوید: »از همان دوران جوانی برای حل و فصل مشكلات دیگران و رفع اختلاف های موجود میان افراد، خود را شایسته نشستن بر جایگاه داوری و قضاوت می دیدم.«

 

       
 700 تومان درآمد در دهه 30
ظهیری، سال دوم تحصیل در دانشكده حقوق را می گذراند كه از اداره فرهنگ قم درخواست انتقال به تهران را داد. اما به جای انتقال به تهران به شهرستان كرج منتقل و در یكی از دبیرستان های كرج به تدریس تاریخ و ادبیات مشغول شد. حال حقوق ماهانه او 150 تومان بیشتر شده بود. حقوق بازنشستگی پدر و درآمدی كه از محل كامیون حمل بار به دست می آمد مجموع درآمد خانواده را در آن زمان به ماهی 600 تا 700 تومان رسانده بود. این درآمد 700 تومانی زندگی خوب و مرفه ای برای خانواده ظهیری در دهه 30 به ارمغان آورده بود.
 
 

اشتغال در كارخانه درخشان یزد
اما تمام دغدغه شاهرخ ظهیری جوان در معلمی خلاصه نمی شد. او كارآفرینی را در اندیشه خود می پروراند، در حالی كه تحقق چنین آرزویی از مسیر كارمندی دولت و حرفه معلمی نمی گذشت. بنابراین در سال 1337 ضمن تدریس در دبیرستانی به نام سد كرج در تهران، صبح ها در فروشگاه مركزی كارخانه پارچه بافی درخشان یزد با حقوق ماهانه 350 تومان مشغول به كار شد. او در آن زمان موفق شده بود برای تدریس به دبیرستان های تهران منتقل شود.
   
   
عشق جنتی
شاهرخ ظهیری هرچند حرفه معلمی را از ابتدا برای خود برگزیده بود اما این شغل چندان نیز برای او شگون نداشت. تدریس در دبیرستان دخترانه جنت در محله قلهك تهران واقعه ای را برای شاهرخ ظهیری رقم زد كه به زعم وی پس از گذشت بیش از نیم قرن هنوز در قلب و روح خود آن را حس می كند. تعریف حال و هوای آن روزگار از زبان ظهیری خواندنی است: «در آن زمان من جوانی مجرد بودم كه به قول دوستان انسان خوش برخوردی هم بودم. باید كم كم خود را برای ازدواج و تشكیل خانواده آماده می كردم. بعد از مدتی تدریس در دبیرستان جنت، یكی از دانش آموزان دبیرستان كه دختر بسیار خوش برخورد، ساعی و در عین حال زیبا و جذابی بود، توجه مرا به سوی خودش جلب كرد. این توجه رفته رفته به دلبستگی عمیقی به آن دختر در قلب من تبدیل شد. پس از مدتی احساس كردم آن دختر هم متقابلابه من علاقه و دلبستگی پیدا كرده است.»


 ظهیری خاطره اش را اینگونه ادامه می دهد: « هر دو سخت عاشق و دلبسته هم شده بودیم. از آن عشق هایی كه مشابه آن را بیشتر در كتاب ها و فیلم های سینمایی می توان سراغ گرفت. شب و روز از عشق آن دختر آرام و قرار نداشتم. می دانستم كه او هم وضعیتی شبیه به من دارد. »

 
اما این عشق سوزان سرانجام سوزان تری داشت: « ... برای خواستگاری كسی را همراه خود نبردم. پدر دختر درباره شغل و حرفه ام سوال كرد. گفتم لیسانس حقوق هستم و شغل اصلی ام دبیری آموزش وپرورش است. در بازار هم كار می كنم. اما پدر دختر در نهایت سنگدلی گفت به معلم جماعت دختر نمی دهم. »
 
آنگونه كه ظهیری می گوید، آن دختر به اجبار پدر به ازدواج یك جناب سرهنگ درمی آید، اما پس از مدتی دست به خودكشی می زند. عشق بی سرانجام به آن دختر و طعنه پدر خانواده دختر مورد علاقه شاهرخ ظهیری جوان سنگ بنایی شد برای جهش به سوی كسب و كار. فروشگاه منسوجات كارخانه درخشان یزد در مقابل سبزه میدان تهران، برای شاهرخ ظهیری در حكم ایستگاه اول قطاری بود كه او را تا قله صنعت غذایی ایران رساند.

 
 كارخانه درخشان یزد علاوه بر فاستونی، پتوهای مرغوبی را تولید می كرد كه باب دل اكثر مردم آن دوره بود. این فروشگاه را فردی به نام هراتی هدایت می كرد كه از بستگان نزدیك شاهرخ ظهیری بود. فروشگاه درخشان یزد در عین حال سالانه میلیون ها متر پارچه موردنیاز تهیه یونیفورم های ماموران و افسران شهربانی كل كشور را تامین می كرد. ظهیری خود می گوید، اولین روزی كه برای كار وارد فروشگاه شد، چهارپایه ای به او دادند و تا مدت ها او در گوشه ای از فروشگاه روی آن می نشست و رفت وآمد مشتریان را نظاره می كرد.

 
 اما این برای ظهیری جوان و تحصیلكرده و در عین حال اتوكشیده آن زمان خوشایند نبود. پس باید به دنبال راهی می گشت تا قابلیت های خود را در عرصه كسب وكار نشان دهد. سرانجام نقطه جهش در فروشگاه درخشان یزد زده شد.صبح یكی از همان روزهایی كه شاهرخ ظهیری خود را به فروشگاه محل كار می رساند، اتفاق مهمی می افتد. از رئیس اداره تداركات شهربانی وقت نامه ای می رسد كه هراتی را در شوك فرو می برد. در آن نامه اعلام شده بود كه شهربانی دیگر قصد خرید پارچه یونیفورم از درخشان یزد را ندارد. در آن زمان، شهربانی كل كشور همه ساله میلیون ها متر پارچه موردنیاز تهیه یونیفورم ماموران و افسران خود را از كارخانه درخشان یزد خریداری می كرد و از محل فروش آن سود خوبی نصیب كارخانه درخشان یزد می شد. اما نامه فسخ قرارداد شهربانی كل كشور وقت با درخشان یزد، تهدید بزرگی برای ادامه كار این كارخانه محسوب می شد. پس شاهرخ ظهیری باید دست به كار می شد. او هراتی، مسوول فروشگاه را مجاب كرد كه می تواند این مشكل را حل كند و دو روز فرصت خواست.

 
شاهرخ ظهیری كه در آن زمان اواخر سال سوم دانشكده حقوق را می گذراند و تا گرفتن لیسانس حقوق فاصله ای نداشت، صبح فردای آن روز قدم زنان راهی شهربانی كل كشور شد. از پلكان ورودی كاخ شهربانی بالارفت و سراغ دفتر رئیس اداره تداركات را گرفت، اما نگهبان مسلح كاخ مانع ورود او شد. اصرار او باعث می شود راه دفتر افسر نگهبان را به او نشان دهند. ظهیری در این باره می گوید: « آن روز موفق شدم وقت ملاقاتی برای صبح فردای آن روز با عالی ترین مقام شهربانی كل كشور به دست آورم.»

 
ساعت 6 صبح روز بعد در دفتر تیمسار رئیس اداره تداركات شهربانی حاضر شدم. فرصت زیادی نداشتم، پس شروع كردم: « جناب تیمسار من كارمند فروشگاه كارخانه درخشان یزد هستم. گویا امسال دستور فرموده اید كه شهربانی دیگر از كارخانه ما پارچه نخرد. در حالی كه پارچه های كارخانه درخشان یزد به تصدیق همه اهل فن هم كیفیت بالایی دارد و هم قیمت آن بسیار منصفانه و رقابتی است. بنابراین امروز خدمت رسیده ام تا تقاضا كنم آن دستور را لغو بفرمایید، چون اگر دستور جنابعالی اجرا شود علاوه بر خسارت سنگین به كارخانه، من و عده زیادی از كاركنان آن بیكار و رزق و روزی خود را از دست خواهیم داد. »  صحبت های آن روز و آن ساعت شاهرخ ظهیری اثر خود را گذاشت.

 
تیمسار بی آنكه پاسخی به او بدهد گوشی تلفن را برداشت و به آجودان خود با لحن خشك و آمرانه دستور داد: « پارچه امسال را هم از درخشان یزد بخرید. » این اقدام ظهیری در آن زمان سر و صدای زیادی در بازار به پا كرد و باعث شد تا بسیاری از تجار سرشناس آن وقت بازار برای شاهرخ ظهیری جوان حساب جداگانه ای باز كنند. هراتی، مسوول فروشگاه نیز مبلغ 500 تومان پاداش برای او در نظر گرفت.
   
   
ترخیص كار شركت ماشین های فلاحتی
عزم و اراده شاهرخ ظهیری، راه را برای موفقیت او هموارتر كرد. كارفرمای او وضع مالی مساعدی پیدا كرد و تصمیم گرفت فعالیت خود را به حوزه های دیگری هم گسترش دهد. بنابراین شركتی به نام شركت ماشین های فلاحتی تاسیس و نمایندگی ماشین های كشاورزی نظیر تراكتور و كمباین را از شركت آستین انگلیس گرفت و همزمان موفق به اخذ نمایندگی اتومبیل های بی ام و از آلمان غربی آن زمان شد. محل شركت جدید در جاده قدیم شمیران، شریعتی امروز بود. در آن زمان، كه مقارن بود با سال 1332 و دوران پس از كودتای 28 مرداد، ظهیری به دستور هراتی از فروشگاه كارخانه درخشان یزد به شركت ماشین های فلاحتی منتقل و مسوولیت گشایش اعتبارات اسنادی امور گمركی و ترخیص خودروها و ماشین آلات وارداتی از گمرك خرمشهر را به دست گرفت
    
   

شیخ كانوو!

در دهه 30 خورشیدی، هنوز خط مونتاژ خودروی پیكان توسط برادران خیامی در ایران به راه نیفتاده بود. بنابراین خودروهای مورد نیاز كشور از آمریكا، انگلیس، آلمان و فرانسه و برخی كشورهای اروپایی وارد ایران می شد. ترخیص خودروهای سواری كه توسط شركت ماشین آلات فلاحتی وارد گمرك خرمشهر می شد برعهده شاهرخ ظهیری بود. مراحل ارسال این خودروها به تهران نیز روش خاصی داشت كه ظهیری خود مسوول آن بود. خودروهای سواری به صورت كاروانی توسط راننده هایی كه برای آنها در نظر گرفته می شد، راهی تهران می شدند.

 
ظهیری در این باره می گوید: « من سوار بر یك خودرو و در پیشاپیش كاروان خودروها به راه می افتادم. سرعت حركت خودروها از 10 كیلومتر در ساعت شروع می شد و از نیمه راه تا تهران به حدود 80 كیلومتر در ساعت می رسید. راننده ها محلی و اهل همان خرمشهر بودند. خرمشهری ها به كسی كه با خودرو در پیشاپیش كاروان حركت می كرد «شیخ كانوو » می گفتند كه كلمه كانوو در زبان محلی معادل همان كلمه convoy انگلیس و شیخ هم به معنی رئیس و پیشقراول كاروان بود.»                                                                                                      

 

انتقال به شركت ایران و غرب
پیشرفت كاری شاهرخ ظهیری رفته رفته او را به وزنه ای كارآمد در فضای كسب و كار آن زمان تبدیل كرده بود تا آنجا كه هراتی روزی ظهیری را به دفتر محل كار كشانده و خطاب به او می گوید: « شما به لقمه بزرگ برای دهان من تبدیل شده اید، چرا كه آقای صراف زاده پیغام داده و از من خواسته كه شما را برای همكاری نزد ایشان بفرستم.»

 
صراف زاده همشهری هراتی و از ثروتمندان و كارخانه داران معروف یزدی و نماینده مردم یزد در مجلس شورای ملی وقت بود. او سمت ریاست كمیسیون بودجه مجلس را هم برعهده داشت و فردی بسیار پرنفوذ بود. در آن زمان، صراف زاده یكی از سهامداران اصلی شركت « ایران و غرب» بود.

 
 دفتر این شركت در خیابان شاهرضای سابق و انقلاب فعلی در مجاورت هتل تهران پالاس قرار داشت. اسداللـه علم وزیر دربار و دكتر بوشهری كه در آن زمان شوهر اشرف پهلوی خواهر شاه سابق بود، از شركای صراف زاده بودند. آن سه نفر بعدها گروهی را به نام گروه ماه تاسیس كردند كه نوعی شركت هلدینگ محسوب می شد. به هر حال، شاهرخ ظهیری برای ادامه فعالیت راهی شركت ایران و غرب شد. پس از مدتی كوتاه كه شاهرخ ظهیری در شركت ایران و غرب به فعالیت مشغول شد، به مدیرعاملی یكی از شركت های تابعه آن به نام شركت مهكشت رسید كه در كار واردات ماشین آلات كشاورزی بود. این شركت زیرمجموعه شركت هایی بود كه زیر عنوان گروه ماهماه موتور ، ماهیار ، ماهساز كه سهامداران آن علم وزیر دربار، مهدی بوشهری شوهر اشرف پهلوی و صراف زاده بودند. شاهرخ ظهیری در آن مقطع علاوه بر مدیرعاملی شركت مهكشت، مدیر فروش شركت ایران و غرب نیز بود. به صورت هلدینگ كار می كردند. دیگر شركت های این گروه عبارت بودند از شركت

   
   
اخراج از كاخ اشرف

یكی دیگر از كارهای شاهرخ ظهیری در شركت مهكشت علاوه بر اداره شركت، این بود كه به عنوان منشی مخصوص مهدی بوشهری شوهر اشرف پهلوی تعیین شد. بوشهری از كودكی در فرانسه تحصیل كرده بود و در آن كشور اقامت داشت، هرچند به زبان فارسی صحبت می كرد اما سواد نوشتن و خواندن به زبان فارسی را نداشت،بنابراین ظهیری برای انجام امور اداری و مكاتبات بوشهری دركنار او قرار گرفت. یكی از وظایف ظهیری در آن برهه، رساندن چك ها و گزارش نامه های مالی به بوشهری برای امضا بود، به همین خاطر كارت مخصوصی برای ورود به كاخ او و اشرف پهلوی كه در سعدآباد مستقر بود، صادر شده بود.


 ظهیری خاطره تلخی از آن دوران دارد: « در یكی از روزها حدود ساعت 10 صبح بود كه من روی مبلمان طبقه همكف كاخ در انتظار بوشهری نشسته بودم. به ناگاه متوجه شدم كه اشرف از پله ها پایین می آید. او تا چشمش به من افتاد گفت: شما كی هستید و اینجا چه كار می كنید؟ گفتم من معاون آقای بوشهری هستم و كارهای امضایی را خدمت شان آورده ام. گفت: با چه مجوزی وارد كاخ شده اید؟ من كارت مخصوص را به ایشان نشان دادم. گفت: این منزل شخصی است نه اداره! غلط كرده اید كه وارد منزل من شده اید! كارت را از من گرفت و به سربازان نگهبان كه مسلح بودند دستور داد مرا از كاخ اخراج كنند.»

 
 ظهیری جوان و پرغرور با این برخورد دیگر هیچگاه به شركت ماه بازنگشت اما دست از فعالیت نیز نكشید. او بلافاصله در شركت آفتاب شرق در خیابان فردوسی كه متعلق به محلوجی ها (اكبر، اصغر، خلیل) بود، به سمت مدیر فروش تراكتورها مسی فرگوسن انگلیس منصوب و مشغول به كار شد. اما دست تقدیر، سرنوشت دیگری را برای او رقم زد.

 
با آمدن سرلشكر ریاحی به وزارت كشاورزی، سیاست های دولت وقت درخصوص تهیه و تامین ماشین آلات كشاورزی دستخوش تغییر شد. به اینگونه كه وزارت كشاورزی قراردادی برای ساخت تراكتور با كشور رومانی منعقد كرد و به این ترتیب اولین كارخانه تراكتورسازی در تبریز راه افتاد. بعد از تاسیس این كارخانه، كسب و كار شركت آفتاب شرق كه در كار واردات تراكتور و سایر ماشین آلات كشاورزی بود كساد شد. پس از آن بود كه ظهیری به كار دولتی روی آورد. او به مدت چهار سال در سمت مدیر مالی   در سازمان آب و برق گیلان مشغول شد. پس از چهار سال فعالیت در گیلان، او دیگر نتوانست در آن دیار بماند و عازم تهران شد. ظهیری در بازگشت به تهران بار دیگر ارتباط خود را با تشكیلات شركت ایران و غرب و شخص صراف زاده برقرار كرد. به توصیه صراف زاده و شركا ظهیری برای راه اندازی یك شركت صنایع غذایی ترغیب شد.

 
در آن زمان صنایع غذایی در ایران از محدوده تولید كمپوت و رب گوجه فرنگی و تولیدات فله ای دیگری چون خیارشور و ترشی فراتر نمی رفت. محصولات آمریكایی و اروپایی نیز بازار ایران را در دست داشتند. ظهیری به دلیل توجه روزافزون مصرف كنندگان به محصولات كنسرو شده به این سمت رفت و مقدمات تاسیس شركت مهرام را فراهم كرد. سال 1349 بود و ظهیری اولین دفتر شركت مهرام را در پاساژ سلامت واقع در خیابان سعدی جنوبی راه اندازی كرد. رقبای بزرگی نیز در دور و اطراف مهرام در آن زمان وجود داشتند. قبلاشركت كنسروسازی یك و یك در دشت مرغاب استان فارس احداث شده بود. چند ماه پس از راه افتادن مهرام، شركت كنسروسازی چین چین خراسان فعالیت خود را شروع كرد. با این حال، ظهیری از میان محصولات كنسروی و غذایی، تولید سس را انتخاب كرد. ایده تولید سس مهرام البته به پیشنهاد باجناق شاهرخ ظهیری بازمی گردد.
 
ظهیری خود در این باره می گوید: « در آن زمان باجناق من با یك ایرانی دیگر در بورسیه معروف صنایع غذایی كرافت ( kraft) آمریكا كه محصولاتش به تمام دنیا صادر می شد، كارآموزی كرده بودند. آنها بعد از بازگشت به ایران به من پیشنهاد كردند كه یك كارخانه تولید سس راه اندازی كنیم. قبول كردم و به وزارت صنایع رفتم و مجوز احداث یك كارخانه تولید سس را در شهر صنعتی البرز قزوین گرفتم. »
 
در عین حال، در سال 1351 در حالی كه اولین محصولات تولیدی مهرام رفته رفته جای خود در میان مصرف كنندگان ایرانی باز می كرد، ظهیری با 30 سال خدمت كه پول پنج سال آن را یكجا به حساب دولت ریخته بود، خود را از خدمات دولتی بازنشسته كرد
    
   

خرید كارخانه وردا از پسر اشرف
استاندارد كرافت آمریكا، شرایط ویژه ای را برای تولید سس تعریف می كرد. شرایطی كه در ایران آن زمان دست و پای شاهرخ ظهیری را برای تولید سس مهرام بسته بود. براساس این استاندارد، درصد اسید سس تولیدی باید پایین تر از سركه های معمولی می بود. بنابراین تولید محصول سس مهرام به سركه مرغوب و استاندارد نیاز داشت، در حالی كه آن نوع سركه در بازار آن موقع پیدا نمی شد. پس ظهیری باید راه چاره ای برای تولید سس مهرام می اندیشید. در آن زمان كارخانه تولید سركه وردا در تهران فعالیت داشت كه متعلق به شهرام پهلوی نیا، پسر اشرف پهلوی بود.

 
 این كارخانه قادر بود سركه استاندارد مورد نیاز شاهرخ ظهیری را تامین كند. ظهیری برای خرید این كارخانه وارد مذاكره شد و در نهایت توانست وردا را به مبلغ 30 میلیون تومان از شهرام پهلوی نیا خریداری كند. با خرید كارخانه وردا، مهرام وارد مرحله تولید شد. ظهیری بلافاصله دو خط تولیدی یكی از انگلیس و دیگری از آلمان در مهرام به راه انداخت. كارخانه سركه وردا را هم با ماشین آلاتی كه از آلمان وارد كرد بازسازی نمود.

 
در شروع كار، شركت مهرام برای تولید هفت نوع سس ، یعنی سس مایونز ، سس فرانسوی ، سس هزار جزیره ، سس ایتالیایی ، سس ساندویچ و سس ماهی و كچاپ برنامه ریزی كرده بود. ظرفیت رسمی تولید كارخانه نیز در آن زمان 2 تا 3 تن معادل 100 كارتن بود. اما جا انداختن فرهنگ مصرف سس مهرام در میان ایرانیان آن زمان برای ظهیری و تیم او به مراتب سخت تر از راه اندازی كارخانه بود. مردم آن زمان تاكنون چنین محصول غذایی را نه چشیده و نه حتی دیده بودند. بنابراین ظهیری دست به ابتكاری جالب زد.
   
   
تاكتیك روانی برای جلب مشتری

دستیابی به آن هدف نیز نیازمند پیاده كردن یك سلسله تاكتیك های روانی بود كه شاهرخ ظهیری درباره آن چنین توضیح می دهد: « روزها كارمان این بود كه كامیون های پخش محصولات مهرام را به پیچ شمیران می فرستادیم. بلافاصله افراد آموزش دیده ای را نیز به عنوان مشتری به مغازه های پیچ شمیران می فرستادیم و هركدام انواعی از محصولات مهرام را خریداری می كردند. مغازه دار هم كه می دید برای محصولات ما آن همه مشتری پیدا شده، رفته رفته میل بیشتری به خرید از ما پیدا می كرد. به این ترتیب فروش محصولات مهرام در مدت كوتاهی رونق گرفت.»

 
كارخانه مهرام، در ابتدای انقلاب اسلامی با مشكلاتی مواجه شد. اما با شكستن اعتصاب ها، كارگران به واحدهای تولید بازگشتند و فعالیت مهرام نیز از سر گرفته شد. شروع جنگ تحمیلی نیز بر تولید مهرام اثر گذاشت كه از آن جمله می توان به واردات مواد اولیه و بسته بندی محصولات مهرام اشاره كرد. اما مزایایی نیز در دامان مهرام گذاشت چراكه با بسته شدن درهای مملكت به روی ورود كالاهای مشابه خارجی، محصولات مهرام در كشور جای خود را باز كرد.


مهرام در قفسه فروشگاه های آمریكایی

داستان صادرات محصولات مهرام به آمریكا نیز شنیدنی است. در آن زمان، ایران به زیر تیغ تحریم ایالات متحده رفته بود. اما ظهیری موفق شده بود محصولات مهرام را به آمریكا صادر كند. او در این باره می گوید: »ما ناچار بودیم محصولات خود را از طریق دوبی به آمریكا صادر كنیم. محموله صادراتی ما 15 روزه با كشتی از دوبی به آمریكا می رسید. یكی از حامیان ما در آن زمان آقای نهاوندیان معاونت وزارت بازرگانی سابق و رئیس فعلی اتاق بازرگانی ایران بود كه ما را تشویق می كرد به هر مقدار كه شده محصولات مهرام را به آمریكا و كانادا صادر كنیم. محموله های صادراتی مهرام در بندر لس آنجلس در غرب آمریكا از كشتی تخلیه و از آنجا میان فروشگاه های معتبر آمریكا توزیع می شد و مشتریان پروپاقرصی هم داشت.« 
    
   

ظهیری در اتاق بازرگانی

پس از خاتمه جنگ تحمیلی، مشكلات اقتصادی به گونه ای دیگر بر سر جامعه صنعتی ایران خراب شد. بانك مركزی در آن زمان اعتبارات شركت های خصوصی را تا 50 درصد كاهش داد و به این ترتیب واحدهای تولیدی بخش خصوصی برای خرید و تامین مواد اولیه با مشكل مواجه شدند. شركت مهرام نیز كه تا پیش از این در قالب سهامی خاص فعالیت می كرد به ناچار به سهامی عام
تبدیل شد و با ورود 50 درصد سرمایه شركت به بورس جان تازه ای گرفت.

 
شاهرخ ظهیری در آن زمان بود كه دیگر توان اداره مهرام را در خود ندید. بالارفتن سن و بیماری قلبی او باعث شد از مدیریت مهرام كناره گیری كند. با این حال پایگاه دیگری برای ادامه فعالیت ظهیری فراهم بود. او در زمان اداره مهرام همكاری مستمری با اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران داشت و همزمان با برگزاری اولین دوره انتخابات اتاق به عضویت هیات نمایندگان پارلمان بخش خصوصی درآمده بود. ظهیری بیش از 30 سال است كه عضو اتاق بازرگانی تهران است و طی دو دوره اخیر در سمت عضو هیات رئیسه اتاق تهران و به عنوان خزانه دار اتاق تهران مشغول به فعالیت است.
 



نوع مطلب : نابغه های ثروتمند ایران، چگونه ثروتمند شویم؟بامدیریت خوب، داستان زندگی میلیاردرها، زندگی مردان بزرگ، موفقیت شغلی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


ثروتمند ترین زن خانه دار جهان!!!


از او به عنوان ثروتمند ترین زن خانه دار ساکن آمریکا یاد می کنند. او متخصص فنون خانه داری است و توانسته شرایط مالی خوبی را برای خانواده اش فراهم کند و ...
 
معمولا این طور به نظر می رسد که زنان خانه دار نمی توانند زیادی پولدار شوند اما مارتا هلن کستیرا  Martha Helen Kostyra نشان داد که این ایده نمی تواند درست باشد. مارتا که هم اکنون زنی تقریبا سالمند ( سالمند جوان ) به شمار می رود، عاشقانه از مادرش یاد می کند و خود را مدیون زحمات والدینش می داند. مارتا کستیرا در شبانه روز بیش از 4 ساعت نمی خوابد و می گوید که تصمیم دارد از این به بعد توجه خود را روی سالادها و تزئینات آنان معطوف کند.


Martha Helen Kostyra مارتا نخستین فرزند دختر یک خانواده متوسط هلندی است که در 13 August  1941 میلادی در ایالت New Jersey  به دنیا آمد. پدر و مادرش بعد از او صاحب پنج فرزند دیگر شدند و سال ها در یک آپارتمان کوچک زندگی می کردند.

از Martha به عنوان ثروتمند ترین زن خانه دار ساکن آمریکا یاد می کنند. او متخصص فنون خانه داری است و توانسته شرایط مالی خوبی را برای خانواده اش فراهم کند. زندگی Martha چندان به خوبی نمی گذشت و آنها سالها در یک آپارتمان کوچک زندگی می کردند، تا اینکه پدر خانواده پس از چند سال سعی و تلاش توانست خانه ای در یکی از شهرهای همان ایالت خریداری کند.

در خانواده او، کار مادر فقط پختن غذا، نان، کیک، ودوختن لباس بود و با آن کارها می کوشید به اقتصاد خانواده کمک کند، تا ناچار نباشند پولی بابت خرید نان یا لباس بپردازند. والدین Martha به نظام اخلاقی سخت کوشی اعتقاد داشتند. مادرش از کودکی به او یاد داده بود که چطور آشپزی کند و Martha همانطور که بزرگ می شد، هنر حسابگر بودن را در کنار کار خانه داری به خوبی یاد می گرفت. او چون ناچار بود هرسال بخشی از تعطیلات تابستان را در کنار پدربزرگ و مادربزرگش در شهر بوفالو بگذراند، از وقتی که دختر کوچکی بیش نبود، در کنار آنها کارمی کرد و یاد می گرفت که چطور میوه ها و سبزی ها را کنسرو کند و یا مربا بپزد.انجام آن کارها که احتیاج به کسب مهارتهایی داشت، بعدها در زندگی او نقش مهمی ایفا کرد.   Martha مارتا  بسیاری از مهارت های خانه داری را که امروز از آنها استفاده می کند، مدیون پدربزرگ و مادربزرگش است. وی در کنار کارهای خانه و کارهای باغبانی، درس هم می خواند و عاشق مطالعه بود.

او هنگام تحصیل در دبیرستان برای تامین خرج تحصیل خود، تصمیم گرفت به New York برود و در آنجا کار کند. Martha در سال 1961 با Andy stewart اندی استورت ازدواج کرد، اما همسرش نیز توان مالی مناسبی نداشت و به همین دلیل، Martha و Andy به کمک هم خانه کوچک خود را تعمیر کردند و آن را به زیباترین شکل ممکن آراستند، این اقدام نخستین کار Martha در رشته دکوراسیون بود.

در سال 1965 تنها فرزند Martha به نام Alexis الکسیس متولد شد. به همین دلیل Martha و همسرش تصمیم گرفتند به خانه بزرگتری اسباب کشی کنند و به همین دلیل، یک اتاق از ساختمان مدرسه ای را خریدند و آن را از نو ساختند. Martha که از بچگی بسیار اهل حساب و کتاب بود، پس از چندی تصمیم گرفت با رها کردن کار خود در خانه وارد بورس شود. او به عنوان یکی از دلالان بورس مشغول به کار شد و به رغم مشکلات بیشمار، تجارب زیادی را کسب کرد. Martha یاد گرفت که تاجران چگونه می اندیشند و چگونه عمل می کنند و با توانایی و پشتکاری که داشت، توانست موفق شود.

خانه بعدی Martha در شهر West Port قرارداشت. او که از بورس خارج شده بود، تصمیم گرفت کار مرمت و دکوراسیون خانه را شخصا انجام دهد و با کمک شوهرش حیاط آن خانه را با درختان میوه، بوته های توت، انواع سبزی و گل ها آراستند.

Martha در دوران بازسازی آن خانه تصمیم گرفت با تهیه و تدارک غذاهای خانگی درآمد کسب کند و از آنجا که همواره از انجام کارهای خانه داری لذت می برد، توانست به تجاربی سود آور مشغول شود. او در ابتدا با چاپ آگهی در روزنامه های محلی شروع به کار کرد.نخستین کار Kostyra تهیه غذا برای یک جشن عروسی کوچک بود. پس از آن، کار خوب Martha برای برگزاری جشن عروسی به گوش همه رسید و به تدریج رونق گرفت.در همان زمان Andy همسر Martha شرکت کوچکی دایر و برای معرفی شرکت خود مهمانانی از بین ناشران، ویراستاران و شخصیت های مهم شهر دعوت کرد. از آنجا که Martha تدارک مفصلی برای پذیرایی دیده بود، هنر و سلیقه او توجه میهمانان را جلب کرد. در نتیجه نوشتن نخستین کتاب پذیرایی و تدارک غذا توسط ناشران به او سپرده شد و Martha کتابی با عنوان "پذیرایی کردن" نوشت. این کتاب در سال 1982 به چاپ رسید و تا امروز نسبت به کتاب های مشابه هنوز بهترین فروش را دارد. Martha Kostyra بعدها دو کتاب دیگر هم منتشر کرد که هردو با استقبال بی نظیری مواجه شد.
 

او با کوشش فراوان در یکی از شبکه های تلویزیونی حاضر شد و میزبانی جشن ویژه شکرگزاری در تلویزیون را به عهده گرفت. Martha در این حرفه دوستان و دشمنان بسیاری پیدا کرد اما آنان هیچ گاه نتوانستد او را متوقف کنند و از همین رو، او به عنوان متخصص فنون خانه داری تا کنون کتاب های متعددی نوشته و سخنرانی های زیادی را انجام داده است. امروزه Martha Helen Kostyra که به نام stewart  Martha مارتا استوارت نیز شناخته می شود، تحت عنوان یک بانوی خانه دار ثروتمند، شهرت زیادی در آمریکا دارد.

متاسفانه در جریان همین موفقیت ها، Martha از همسرش جدا شد و این اتفاق آغاز رنج بزرگی در زندگی او شد. اما Martha برای فرار از غم ناشی از جدایی، خود را با سخت کارکردن مشغول و خانه های دیگری را بازسازی و دکورسازی کرد.

به گفته او، هدف دیگرش از انجام دکوراسیون های خانگی، انتشار مجله ای شبیه کتابش بود. مجله ای که شیوه پذیرایی از میهمانان را آموزش بدهد یا اینکه چطور یک خانه باید تزئین شود.
 
در نهایت Martha در سال 1990 به هدفش رسید و رویایش با انتشار مجله ای به نام "زندگی" به حقیقت پیوست. امروزه همه بانوان آمریکایی او را صمیمانه دوست دارند و به وجودش افتخار می کنند. او که عنوان" تاثیرگذارترین زن آمریکایی "را به خود اختصاص داده، به راستی یک زن خستگی ناپذیر است که انرژی فوق العاده ای دارد و یکی از زنان کارآفرین، ثروتمند و موفق جهان به شمار می آید.

امید که تمام زنان خانه دار به کار و هنر خود جدی تر فکر کنند.
 
 
 




نوع مطلب : نابغه های ثروتمند دنیا، چگونه ثروتمند شویم؟بامدیریت خوب، مدیریت وزنان، موفقیت شغلی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


کودک پرورشگاهی و بی خانمان دیروز،میلیاردر امروز+عکس


جان پل جونز دوجوریا در ۱۳ آوریل سال ۱۹۴۴ همسایگی اکوپارک در لس‌آنجلس در ایالت کالیفرنیا متولد شد. پدر او مهاجری ایتالیایی و مادرش مهاجری یونانی بود. والدین جان پل زمانی که او دو ساله بود از هم جدا شدند.

والدین جان پل زمانی که او دو ساله بود از هم جدا شدند. جان پل در ۹ سالگی به همراه برادر بزرگ‌ترش برای اینکه کمک خرج خانواده باشند، شروع به فروش کارت‌های کریسمس و روزنامه کردند. این دو برادر حوالی ساعت ۳ صبح از خواب بیدار می‌شدند تا بتوانند روزنامه‌ها را به درب منزل مشتریان تحویل دهند. زمانی که معلوم شد مادر آنها قادر نیست زندگی فرزندانش را تامین کند،‌ آنها را به پرورشگاه فرستادند.

 

به نوشته «دنیای اقتصاد»، دوجوریا بیشتر دوران جوانی خود را در دسته‌های خیابانی در شرق لس‌آنجلس گذراند، اما زمانی که معلم ریاضی‌اش در دبیرستان جان مارشال به او گفت هرگز در هیچ کاری در زندگی موفق نخواهد شد، تصمیم گرفت تغییر کند.

جان پل دوجوریا در سال ۱۹۶۲ از دبیرستان فارغ‌التحصیل شد. او دو سال را در نیروی دریایی ایالات متحده‌گذراند و پس از آن در شغل‌های مختلفی چون سرایداری، لوله‌کشی گاز، تعمیر دوچرخه تا فروش دائره المعارف‌ها، ماشین‌های فتوکپی و حتی فروش بیمه‌های عمر مشغول به کار شد. جان پل که در دهه دوم زندگی خود بود و بیش از آن مغرور بود که دست کمک به سوی کسی دراز کند، ناگهان خود را فردی بی خانمان و فقیر یافت که قوطی‌های نوشابه و کنسرو را می‌فروخت تا پول اندکی به دست آورد و کمی‌ غذا برای خود بخرد.
او حتی شب‌ها در ماشین می‌خوابید. اما مهم نبود که چقدر این وضعیت سخت باشد. او به هر حال توانست این وضعیت را پشت سر بگذارد. در نهایت سرنوشت دوجوریا زمانی که توانست در جایگاه بازاریابی اولیه مجله تایمز استخدام شود، تغییر کرد. کمی ‌بعد او به عنوان مدیر انتشار مجله در لس‌آنجلس انتخاب شد.
دوجوریا اولین بار زمانی که در سال ۱۹۷۱ به استخدام یک شرکت تخصصی پیشتاز در زمینه تولید محصولات سالن‌های آرایشگاه در آمریکا درآمد با دنیای محصولات مراقبت از مو آشنا شد. البته او به خاطر مخالفت‌هایش بر سر استراتژی‌های کسب و کار از این کار اخراج شد. دوجوریا در سال ۱۹۸۰ به همراه دوستش، پل میشل که یک آرایشگر بود، شرکت جان پل میشل سیستمز را با دریافت وامی‌۷۵۰ دلاری راه اندازی کرد. پل میشل در آن زمان یکی از تاثیرگذارترین طراحان موی آمریکا بود. آنها لوسیون‌ها و مجموعه‌هایی مخصوص مو و روش‌هایی برای مدل دادن به مو را ارائه کردند که در آن زمان بسیار انقلابی بود.
دوجوریا و میشل در ابتدا خود برای فروش محصولاتشان به آرایشگاه‌ها می‌رفتند و از استراتژی ای استفاده می‌کردند که تا آن زمان استفاده نشده بود. آنها محصولات خود را به شکل رایگان در آرایشگاه‌ها به نمایش گذاشته و امتحان می‌کردند.
پل میشل در سال ۱۹۸۹ از دنیا رفت و پسرش،‌ آگوست، به زودی راه پدرش را دنبال کرد و به شکلی خستگی‌ناپذیر کار کرد تا احترام همکارانش در شرکت را به دست آورد.
امروزه شرکت جان پل میشل سیستمز بیش از ۹۰ محصول مراقبت از مو را تولید می‌کند که در بیش از ۹۰ هزار آرایشگاه در ایالات متحده و در بیش از ۴۵ کشور دنیا به فروش می‌روند. فروش سالانه این شرکت در حدود ۹۰۰ میلیون دلار است.
دوجوریا که به یافتن منابع انرژی جایگزین علاقه دارد به تامین مالی اولین پالایشگاه نفت دوستدار طبیعت در تونس کمک می‌کند. او همچنین روی اتومبیل‌هایی که با انرژی خورشیدی کار می‌کنند سرمایه گذاری کرده است. دوجوریا علاوه بر شرکت اصلی خود در حوزه‌های زیاد و متنوع دیگری سرمایه گذاری کرده است. وی همچنین میلیون‌ها دلار به جنبش‌های خیریه متنوع کمک مالی کرده که به واسطه این کمک‌ها جوایز متعددی نیز دریافت کرده است. او اعتقاد دارد که هر کدام از انسان‌ها در هر روز مسوولیتی دارد برای این که این دنیا را به مکانی بهتر برای زندگی تبدیل کند. او همچنین بر این باور است که هیچ کاری در دنیا ارزش انجام دادن را ندارد، مگر اینگه از انجام آن لذت ببرید.

جان پل دوجوریا ازدواج کرده و ۶ فرزند و ۴ نوه دارد. وی در حال حاضر ساکن اوستین در ایالت تگزاس است.
 





نوع مطلب : چگونه ثروتمند شویم؟بامدیریت خوب، نابغه های ثروتمند دنیا، داستان زندگی میلیاردرها، زندگی مردان بزرگ، کارمندان، موفقیت شغلی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


وارن بافت ، ثروتمندترین مرد جهان




وارن بافت ، دومین مرد ثروتمند دنیا ، توصیه هایی به شما جوانان کرده است :
- پول انسان را نمی سازد ، بلکه انسان پول را می سازد .
- تا حد امکان ساده زندگی کنید
- به دنبال مارک های معروف نباشید ، آن چیزهایی رو بپوشید که به شما احساس راحتی می دهد .
- پول خود را به خاطر چیزهای غیر ضروری هدر ندهید ، تنها به خاطر چیزهایی خرج کنید که واقعا به آنها نیاز دارید .
- این زندگی شماست ؛ چرا به دیگران این فرصت را می دهید که برای زندگی تان تعیین تکلیف کنند ؟
برگرفته از روزنامه آسیا.





نوع مطلب : چگونه ثروتمند شویم؟بامدیریت خوب، نابغه های ثروتمند دنیا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


ایده های خود را چگونه برای پولدار شدن پرورش دهیم؟


من کم نظیر نیستم. من بینظیر نیستم. من پولدار نیستم. من بهترین نیستم. این جملات، بعضی اوقات برای ما خاطره اند و یا شـــاید هم برای ما یک همراه اند. بیایید کمی راحت تر باشیم. من نمی خوام شمارو گیج کنم و یا بیش از حد امیدوار کنم. همه  ی ما ها میدونیم که یک روز، شانس در خونه ی ما رو خواهد زد و مطمئنم که همینطور هم میشه. ولی شما آماده ی پذیرایی از اونو دارید. زیاد ولخرجی لازم نیست. از خودتون واسش مایه بزارید. شانس خیلی غذای ایده دوست داره. یعنی ایده خوراک شانس هست. البته نه این ایده های معمولی. حالا بیشتر توضیح میدم.

ایده چیست؟

ایده ها را هرگونه جمع بندی و نتیجه گیری یا تعمیم که بر پایه علم ، آگاهی عمومی ، مبانی فلسفی و پیش فرض های عرفی باشد ، تعبیر می کنند. علاوه بر این ، در تعاریف ، ایده ها را بگونه ای دسته بندی و تعبیر می کنند که این ویژگی ها را در بر داشته باشند.

ایده رو بیشتر بشکافیم. ایده باید با علم و آگاهی فردی همراه باشه. همیشه یه ایده ی خوب، پایه ی یه ایده عالی هست. و یا یه ایده کوچیک، پایه یه ایده بزرگ هست. مثلا: ایده استیو جابز پس از اخراجش از دانشگاه، ساخت یک کامپیوتر جیبی، و فروش اون به فروشگاه سر کوچش بوده. همین ایده خوب باعث شد تا Apple I ساخته بشه. همین ایده کوچیک حالا، ایده های بزرگی مثل Mac Book Pro  یا iPhone رو بوجود اورده. (ایده ی دیگر را در پست، دوست عزیزم مهرداد نایب ببینیم)

دسته بندی ایده ها


علاوه بر این ، در تعاریف ، ایده ها را بگونه ای دسته بندی و تعبیر می کنند که این ویژگی ها را در بر داشته باشند. - خلاق باشند.
- نوآورانه باشند.
- مبتنی بر حل – مساله باشند.
همچنین در بررسی ادبیات ایده پردازی با این درس ها نیز روبرو می شویم.
- ایده پردازی ، پیوند دقیقی با تفکر انتقادی دارد.
- ایده پردازی بر نوعی خلاقیت و یا تفکر خلاق مبتنی است.
برای اینکه با ایده آشنا بشیم و یاد بگیریم که چطوری یه ایده ی خوب طراحی کنیم باید با تفکر انتقادی و تفکر خلاق آشنا بشیم.

تفکر انتقادی و تفکر خلاق

به تفکری انتقادی می گیم که براساس سنجش و ارزیابی دقیق از اتفاقات و مشاهده ها پیش بره و با در نظر گرفتن همه عوامل مربوط و شیوه درست منطقی به نتایجی برسیم که قابل لمس هستن و خیلی های دیگه هم ممکنه که بتونن به همون نتایج برسن.
براساس تفکر انتقادی اطلاعات ما به وسیله مشاهده ، تجربه ، دلایل و ارتباط با دیگران به دست می یاد . اطلاعاتی رو هم که به دست آوردیم براساس ملاک های صحیح و درست و به دقت و همچنین براساس سندهای معتبر ، روشن و بدون هیچ ابهام ، بی طرف و منصفانه ارزیابی و قضاوت می شه .
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
خوب برای اینکه هم دلتون و هم گونه ها تون از اون حالت زوم شدگی در بیان، یه زنگ تفریح براتون گذاشتم که یکم سره حال بیاید.

یارو با خوشحالی به دوستش میگه بالاخره این پازل رو بعد از 3 سال حل كردم . دوستش میگه: 3 سال زیاد نیست؟ میگه: نه بابا رو جعبه اش نوشته 3 تا 5 سال!

در مسابقه اسب‌دوانی یه نفر صد هزار دلار روی اسب شماره 28 شرط‏بندی كرد و اتفاقا برنده 500 هزار دلار شد.
مسئول برگزاری مسابقه از او پرسید: چطور این همه پول رو روی اسب شماره‌ 28 شرط‏بندی كردی؟
گفت: دیشب خواب دیدم كه دائما جلوی چشمم یك عدد 6 و یك عدد 8 می‏آد.
مسئول برگزاری پرسید: 6 و 8 چه ربطی به 28 داره؟
یارو گفت: مگه شیش هشت تا 28 تا نمی‏شه؟
                                                                                                                                            منبع: سایت ایران جک
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

مراحل و اجزای تفکر انتقادی چیه ؟

- باید بتونیم افکار و دیدگاه هامون رو دسته بندی کنیم و اون ها رو بر اساس موضوعات مختلف طبقه بندی کنیم. این یکی از اجزای مهم تفکر انتقادی هست.
- برای ادعاهامون ، مثلا برای این که درستی حدس و پاسخ خودمون برای یه رویداد رو مشخص کنیم ، باید دلیل داشته باشیم .
- باید بتونیم کلمات و تعبیرهای خودمون در مورد هر موضوع و رویداد رو درست انتخاب کنیم و برای اون دلیل داشته باشیم و همینطور بتونیم اون رو ارزیابی کنیم.
- دلایل خودمون رو از طریق جمع آوری اطلاعات بدست آورده باشیم.
- بتونیم ، با استفاده از اطلاعاتی که داریم ، حدس ها و تحلیل خود در مورد یک موضوع ، مساله یا رویداد رو ارزیابی کنیم و بالاخره به جمع بندی و نتیجه گیری برسیم و یه قضاوتی از موضع یا مساله و پدیده داشته باشیم.
البته باید توجه کنیم که تفکر انتقادی حتما و لزوما باعث نمی شه که به حقیقت یا نتیجه گیری درست و صحیح دست پیدا کنیم .
-هیچ کس در هیچ کجا نمی تونه بیاد بگه همه اطلاعات رو داره . خیلی از اطلاعات وجود داره که ممکنه کشف نشده باقی بمونن ، جهت گیری هر کسی می تونه مانعی برای جمع آوری و ارزیابی درست اطلاعات بشه .

تفکر انتقادی چه سؤالهایی رو به ما یاد می ده ؟

- چه هدفی رو دنبال می کنیم ؟
- آیا می خوایم نتیجه گیری کنیم ؟
- اصلاً چرا فکر می کنیم درست می گیم یا حق با ماست ؟
- منبع اطلاعاتی ما چیه ؟
- چه جور اطلاعات و فرضیه هایی باعث نتیجه گیری ما شد ؟
- اگه اشتباه کنیم چه اتفاقی می افته ؟
- آیا می تونیم دو تا منبع نام ببریم که با دلایل ما مخالف بوده ، دلیلشم بگم ؟
- چه جوری به این نتیجه رسیدیم که چیزی رو که می گیم درسته و حقیقت داره ؟
- آیا برای اون چیزی که می گیم می تونیم دلیل دیگه ای هم بیاریم ؟

تفکر خلاق

به تفکری خلاق می گیم که ابتکار و کشف و نوآوری توش وجود داره یعنی با این تفکر می تونیم این کارها رو انجام بدیم خلاقیت یا خلق کردن یا به وجود آوردن به نوع فرآیند ذهنی هست که مسئولیت تولید ایده ها و مفاهیم جدید و یا ارتباط بین این ایده ها و مفاهیم رو به عهده داره . از نظر علمی به وجود اومدن تفکر خلاق بیشتر به اصالت تناسب موضوع اشاره داره . حالا بیایین امروزی تر بگیم : خلاقیت بیشتر به معنی به وجود آوردن ایده ها و چیزهای نو و یا ابتکار در موضوع های هنری که متخصصان به عنوان یک ورزش علمی ، هنری یا اجتماعی و فن آوری قبولش دارن .

ویژگی های افراد خلاق

اونهایی که اهل تفکر خلاق هستن این ویژگی ها رو دارن :
- انگیزه برای پیشرفت بیشتر – کنجکاوی فراوان – علاقه زیاد به نظم و ترتیب – قدرت گفتن اینکه من هم هستم و همچنین داشتن اعتماد به نفس – شخصیت غیر معمول – پشتکار زیاد – استقلال – دارای طرز تفکر انتقادی – دارای انگیزه های بالا و دانش زیاد – سرشار از اشتیاق و احساس – زیبا پسند ، اشتیاق فراوان به مسائل اجتماعی دارای قدرت تأثیر گذاری بر دیگر مردم
برای اینکه « تفکر خلاق » رو تقویت بشه چه کار می تونیم بکنیم ؟
- هدف و انگیزه رو مشخص و تشخیص بدیم .
- مهارتهای پایه رو ایجاد و به دست بیاریم .
- تشویق شدن برای به دست آوردن دانش مربوط به حوزه های مشخص و تخصصی
- برانگیختن و تشویق روحیه کنجکاوی و کشف کردن
- به وجود آوردن انگیزه به خصوص انگیزه های درونی
- تشویق و تقویت نمودن اعتماد به نفس
- دقت و اصرار داشتن در سبقت از دیگران و ارایه توانایی های خودمون
- بالا بردن سطح باورها و عقایدمون درباره خلاقیت
- ارایه فرصت هایی برای انتخاب کردن و کشف
- گسترش دادن و بهتر کردن توانایی های خودمون . حالا مدیریتی ( مثلاً مدیریت خود ) یاد دادن فنون و راههایی برای آسان کردن عملکردهای خلاقانه
- به وجود آوردن تعادل

جمع بندی :

حالا سوال این است که چگونه می توانیم یک ایده طراحی کنیم؟
به عنوان مثال ، ما در کلان شهر – تهران با مسایل مختلفی روبرو هستیم. محیط زیست ، ترافیک ، خدمات شهری و مسایلی از این قبیل.
حالا می خواهیم که ایده ای را در یکی از این حوزه ها طراحی کنیم.
با در نظر گرفتن آنچه که در مورد شهر تهران و آن حوزه خاص می دانیم و با رعایت آنچه در مورد تفکر انتقادی و خلاق می دانیم ، به عنوان مثال می خواهیم در مورد مسایل زیست – محیطی ، ایده ای را طراحی کنیم . برای این کار سعی می کنیم که این مراحل کلی را طی نمائیم :
1. اطلاعات لازم در مورد وضعیت آن حوزه را جمع آوری کنیم.
2. اطلاعات مان را دسته بندی کنیم.
3. تحلیلی در مورد آن اطلاعات ارایه کنیم.
4. سعی کنیم که این اطلاعات و تحلیل ها را به گونه تازه و نوآورانه یا جدیدی ببینیم. طوری که قبلا کمتر به این شکل تحلیل شده باشد.
5. انتخاب های موجود شهر برای مدیریت این مساله را در نظر بگیریم.
6. فرضیه ها و حدس هایی را در مورد راه حل های احتمالی و مناسب آن مساله در نظر بگیریم.

و در آخر سخن من با دوستان ببینم

ایده رو همیشه بزرگ فرض نکنید. کوچکترین ایده، بزرگترین ایده هم می تونه باشه. شما باید ذهنتون رو نسبت به همه چیز کنجکاو کنید. یعنی چی؟ یعنی اینکه حالا که داری به مانیتورت نگاه میکنی و داری نوشته های منو دنبال میکنی، با خودت فکر کردی که این مانیتور چطور این کارو میکنه. یا اینکه اگه داری از مطالب من بر روی کاغذ نکته برداری می کنی، اصلا فکر کردی چرا خود کار به همین سادگی کار تو رو راه میندازه و یا اصلا چرا داری از مطالب من نت بر میداری، حتماً خوب بوده. پس همیشه ایده رو پرورش بده که ارزش پرورش دادن رو داشته باشه.
در ضمن من چند تا گلگی از دوستان دارم. با توجه به وقتی که من بر روی این مباحث و مقالات میزارم توقع دارم که مطالب من در وبلاگ ها و وب سایت ها کپی نشه. و این خواهش رو از مسئولین سایت ببینم نیز دارم که مقالات ما رو بیشتر مورد حمایت خودش قرار بده(البته که با ایده های برتر میشه اینکارو کرد). من در سایت های زیادی نوشتم که همین کپی کردن مطالبم باعث شده که دیگه ننویسم.
راستی نحوه نوشتن رو تغییر دادم، اینطوری بهتر نیست.



نوع مطلب : چگونه ثروتمند شویم؟بامدیریت خوب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


من برای میلیونر شدن عجله دارم!


اگر شما فقط یک اتاق ، یک خط تلفن و سی روز زمان برای کسب در‌آمد از اینترنت داشتید ، چکاری با آن‌ها می توانستید انجام دهید؟ خوب جالب نتیجه ائی از این برنامه نیمه مدون می‌توان گرفت که ممکن است برای خیلی‌ها ، خیلی مفید باشد. اینکه من در طی این مدت سی ماه چکاری انجام می‌دادم ، بماند برای فرصتی مناسب و طراحی هیجان انگیز اما آنچه اکنون در زمینه این برنامه کسب در‌آمد اینترنتی در سی روز می‌توانم به شما ارائه کنم نظر «گری ناکلز» یکی از بازاریاب های موفق کسب در‌آمد اینترنتی است.


گری ناکلز، و میلیونر شدن در 30 روز

 «گری» به من لطف کرده و اولین کسی است که جواب این سئوال را برای من باز پس فرستاده. گری می گوید:
روز اول را به دنبال برنامه‌ریزی برای مشخص نمودن یک چارت برای کاری که باید در این سی روز انجام دهم ، می گذرانم. من می‌خواهم از اینترنت کسب در‌آمد کنم پس باید کالا یا کالاهائی برای فروش تهیه کنم ، مشتری هائی برای آن بیابم و مکانی برای کشاندن این مشتریان به آنجا و فروش به آن‌ها و همه این کارها باید تنها در سی روز انجام شود.

کار اول

خوب اول از همه باید مشخص کنم که هر کدام این کارها به چند روز زمان نیاز دارد و هر کدام چقدر از زمان مرا صرف خود خواهد نمود. همه این مطالب را طی یک روز کاری بدرستی و مطابق با واقعیات بگونه ائی تنظیم می‌کنم که بتوان در یک ماراتن سی روزه بدون اینکه بعد از سی روز مرده ائی نشسته بر پشت رایانه باشم از اینترنت کسب در‌آمد کرده باشم. مطالبی مانند میزان هزینه هائی که باید برای گسترش کار در ماه های بعد و قدم‌های بعدی تهیه نمود هم در این برنامه‌ریزی باید بخوبی بیان شده باشند. در‌ واقع من در ماه اول باید بتوانم به میزانی کسب در‌آمد نمایم که بتوانم وضعیت موجود را سرپا نگه دارم و از کسب در‌آمد اینترنتی ام هزینه هائی هم برای گسترش و بهبود کار بدست آورده باشم.

کار دوم و برنامه ریزی

همه این مطالب نقش بسیار مهمی برای برنامه ائی که در کسب در‌آمد اینترنتی ام برای این یک ماه می ریزم ، بازی می‌کنند و برنامه مدون روز اول باید شامل همه این‌ها باشد. درنهایت اما ریز جزئیات نهائی کار را همین برنامه روز اول مشخص خواهد نمود و قبل از آن نمی‌توان در مقاله ائی اینچنین به برنامه‌ریزی برای بعد آن پرداخت. اما احتمالاً کارهائی که انجام خواهم داد چیزی نزدیک به شکل زیر خواهد بود: سه روز زمان برای تهیه کالا و مصالح فروش صرف می کنم. کالا را می‌توان از مکانی مانند Clican یا برنامه‌های نمایندگی فروش مانند آنکه قابل اعتماد نیز باشند و سرعت مناسبی در انتقال پول به حساب من داشته باشند پیدا نمود. نکته مهم در انتخاب کالا بررسی روزنامه‌ها و اخبار مربوط به داغترین کالاهائیست که می‌توان در کسب در‌آمد اینترنتی فروخت. همچنین سلسله مقالاتی برای ارائه به مشتریان آینده‌ام به عنوان مصالح فروش ( این مصالح فروش اصطلاحی است که بازاریابان کسب در‌آمد اینترنتی به هدیه هائی که به همراه کالای اصلی به مشتری می‌دهند می‌گویند که پیشتر در مقاله های همین پایگاه درباره آن‌ها صحبت نموده ایم. هادی ) نیز باید کاربردی و عملی و علمی باشند.

تهیه ابزارهای اولیه، راه رسیدن به آن

  تهیه آن‌ها نیز نیازمند صرف مقداری وقت برای تحقیقاتی بیشتر از اینترنت خواهد بود: کتابخانه‌های عمومی ، دانشگاه‌ها و مؤسسات تحقیقاتی و آماری. در نهایت بعد از اینکه مشخص شد می‌خواهم چه چیزی بفروش برسانم ، پنج روز زمان صرف تهیه محل فروش خود می کنم. یک هاست و دامین ارزان‌قیمت که با بهای کمی می‌توان در اینترنت تهیه نمود و یک نرم‌افزار طراحی پایگاه و مقداری سلیقه ، رنگ ، طرح ، هیجان و عکس نیز کارهائیست که در پنج روز آینده انجام می دهم. تمام تلاش خود را در این پنج روز می نمایم که پایگاهی بر اساس اصول بازاریابی کسب در‌آمد اینترنتی و مدرن و «یوزرفرندلی» (شاید معنی فارسی آنرا بتوان گفت کاربر پسند) طراحی نمایم که بتواند کارهای فروش را بخوبی انجام دهد.

حساب های اینترنتی

تهیه حساب‌های اینترنتی مانند پی پل و ایجاد دگمه های خرید و اتصال آن به پایگاهم نیز جزء این پنج روز به حساب می آید.

ردیابی مشتری

در نهایت بعد از گذشت هشت روز من کاملاً برای فروش آماده‌ام اما هنوز یک کار دیگر هم هست مربوط به بازاریابی که باید آنرا بپرسم! اینکه مشتریان من بیشتر در کجای اینترنت پاتوق می اندازند؟ روز نهم به برنامه‌ریزی برای یافتن این پاتوق ها و حمله سراسری به این نقاط خواهد گذشت. احتمالاً این مکان ها که می‌توانند دارای مشتریان بالقوه مناسب برای پایگاه من باشند مکان هائی از جنس فروم ها یا پایگاه های وب دو هستند بنابر این من با شناسائی آن‌ها برنامه مفصلی برای تهاجم به این مکان ها ایجاد می کنم. در پایگاه ها وب دوئی مانند  … حساب‌های کاربری ایجاد می‌کنم و طی دو هفته بعد تمام وقت خود را صرف اتصال به دیگران و ارائه مصالح فروش به آن‌ها و تزریق اطلاعات به آن پایگاه ها خواهم نمود.

فروم ها را نیز پر از سئوالات و جواب هائی خواهم نمود که در زیر هر کدام از آن‌ها امضائی با یک متن زیبا برای تشویق خواننده به ورود به پایگاهم باشد. لیست ایمیل هائی که از دوستان آشنایان و مشتریان سابقم دارم ( به شرطی که در این ماراتن بتوان از آن استفاده نمود ) را هم همیشه به دنبال خودم دارم و در طی این مدت ایمیل هائی با صداقت و بیان واقعیت صرف به آن‌ها خواهم نوشت و از ایشان تقاضا خواهم نمود که در صورت امکان ایمیل مرا برای لیست دوستانشان ارسال نموده و سری هم به پایگاه من بزنند!

با مداومت در چنین برنامه ائی احتمالاً در اواخر هفته سوم می‌توانم بسرعت به جمع نمودن پول لازم برای آنچه نیازمند تهیه آنم بپردازم! فکر می‌کنم این برنامه بسیار به آنچه در ابتدای آن طراحی شود مربوط باشد اما احتمالاً خارج از این راس مطالب نخواهد بود.




نوع مطلب : چگونه ثروتمند شویم؟بامدیریت خوب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چطور از راه دانش ثروتمند شوید


 

چطور از راه دانش ثروتمند شوید

علم بهتر است با ثروت

ترجمه: مریم افضلی
وقتی صحبت پول درآوردن از راه علم و دانش و این چیزها می شود،كسی به آزمایشگاه های Armani و میكروسكوپ های زراندود شده، فكر نمی كند. واقعیت این است كه از راه علم هم می شود پولدار شد. در این مطلب، شیوه های ساده ای ارائه شده كه به راحتی به شما كمك می كند از راه دانش و فن آوری ثروتمند شوید.

اختراع كنید

ادای بیل گیتس را درآوردن، برای یك مخترع تازه كار، انگیزه ای است كه یك روز گرم و طاقت فرسا را در كارگاه خود سپری كند. اگر پیشرفت های علم نرم افزار راست كارتان نیست و ماشین های پیچ و مهره ای قدیمی را ترجیح می دهید، نگاهی به اختراع جیمز دیسون بیندازید. او ساعت ها برای اختراع جاروبرقی ها وقت صرف كرد كه در نهایت مدلی را كه در بالا می بینید اختراع كرد كه 800 میلیون دلار برایش درآمد داشت.

كتابی پرفروش بنویسید

استفان هاوكینگ، كتاب تاریخچة زمان را نوشت كه بیشتر از 9 میلیون نسخه فروخت. فروش چشمگیر یك همچین كتاب پیشرفته و در عین حال عامه فهمی نشان می دهد كه چطور یك كتاب علمی خوب می تواند جیب نویسنده اش را پر كند. یكی از پرفروش ترین كتاب های سال 2005 ، كتاب اطلاعات عمومی خلاصه ای از تاریخچة تقریبا همه چیز نوشتة بیل بریسون بود كه 300 هزار نسخة آن فروش رفت و حدود 4 میلیون دلار سود، نصیب نویسنده اش كرد.

دنیا را تغییر دهید

در سال 2004 بنیاد X-Prize به طراحان فضاپیمای Spaceship one متعلق به تیم برت روتان كه توانست ایدة سفر تفریحی به فضا را به واقعیت تبدیل كند، 10 میلیون دلار جایزه داد. حالا این مؤسسه به دنبال موارد دیگر است و مبلغ جایزه را برای افرادی كه بر روی انرژی، ژنتیك، نانوتكنولوژی، پزشكی و محیط زیست تحقیق كنند و نتایج درست و حسابی دربیاورند، افزایش داده است. اگر روش مؤثری برای درمان سرطان سراغ دارید، بد نیست با آن ها تماس بگیرید. آن ها برای طراحی یك شاتل برای قرن 21 هم 20 میلیون دلار جایزه می دهند. بد نیست بدانید كه خانوادة ایرانی انصاری ، صاحبان بنیاد X-Prize هستند.

انرژی تجدیدپذیر را تسخیر كنید

اگر بتوانید به كمك زمین بیایید و یك حالی به نحوة تولید انرژی بدهید، پول اساسی به جیب خواهید زد. ژنگر ونگ شی ، نوع جدید سلول های خورشیدی با ارزش 5/2 میلیارد دلار تولید كرده است. در حالی كه تولسی تایی، مالك بزرگ ترین نیروگاه بادی آسیا تنها یك میلیارد دلار ثروت دارد. البته اگر گازهای گلخانه ای مانع نمی شدند، برای همیشه می توانستید روی سوخت های فسیلی حساب كنید. موری ادواردِ كانادایی با روش جدید حفر چاه نفتی، صاحب یك میلیارد دلار شد.

جایزه تمپلتون را صاحب شوید

اخیرا پروفسور جان بارو ، جایزة 4/1 میلیون دلاری تمپلتون را برای تحقیق در مورد درك واقعیت های روح و روان از آنِ خود كرد. او تاحالا 17 كتاب و 400 مقالة علمی منتشر كرده است. اگر به نظرتان كار خیلی سختی است، می توانید به جایزة 3/1 میلیون دلاری نوبل فكر كنید.

بر صنعت بزرگ داروسازی فرمانروایی كنید

اغلب دانشمندان ثروتمند، داروساز هستند. سال گذشته دكتر فیلیپ فراست با سهمی حدود 300 میلیون پوند در شركت داروسازی،دو سال پیاپی درصدر فهرست مولكول شناسان میلیونر قرار گرفت. البته این در مقابل سود 10میلیارد دلاری آدولف مركل كه شركت داروسازی Phoenix Pharmahandle را به امپراتوری 20میلیارد دلاری تبدیل كرد، بسیار ناچیز است.

به اعداد فكر كنید


گروه GIMS دسامبر گذشته به عدد اول بزرگی با 052/152/9 رقم دست یافتند. برای اطلاعات بیشتر به سایت [لینک ها فقط برای اعضا قابل نمایش هستند.برای عضویت کلیک کنید.] مراجعه كنید.
۱۰۰ هزار دلار جایزه به اولین كسی كه عدد اولی با 10 میلیون رقم پیدا كند، داده می شود.
شرط بندی كنید
بسیاری از دانشمندان به شرط بندی علاقه دارند. جیمز آنان ، هواشناس انگلیسی با دو دانشمند روسی، ده هزار دلار سر آیندة زمین شرط بندی كرده. این دو دانشمند روسی گفته اند كه پیش بینی ها در مورد پدیدة گرم شدن زمین، اغراق آمیز است. دانشمندان دیگری نیز در مورد روند كهولت انسان و حیات در مریخ، با مبالغ سنگین شرط بندی كردند. در سال 2004 استفان هاوكینگ ، پس از این كه نظر خود را در مورد تئوری سیاه چاله ها كه خودش آن را ارائه داده بود، تغییر داد، شرط را باخت.

تجارت اینترنتی راه بیندازید

صنعت دات كام در یك چشم به هم زدن رونق گرفت. با نگاهی اجمالی به فهرست پولدارهای جهان، متوجه می شوید كه یك مهندس كامپیوتر چقدر می تواند از اینترنت پول در بیاورد.
لری پیج و سرگی برین كار خود را از گاراژ دوستشان آغاز كردند و حالا سرمایة هر كدامشان 12 میلیارد دلار است. در این میان پیر امیدیار با راه اندازی eBay در سال 1995، 10میلیارد دلار سود داشته است.

اشتباه دوگری را ثابت كنید

آبرگ دوگری متخصص امراض پیری در دانشگاه كمبریج، معتقد است مردمی كه امروز زندگی می كنند، شانس این را كه تا هزار سال زنده باشند دارند. او حاضر است ادعای خود را ثابت كند. وی آن قدر از گفتة خودش مطمئن است كه به همراه مجلة Technology Review (وابسته به دانشگاه MIT) برای كسی كه بتواند خلاف این ادعا را ثابت كند، 20 هزار دلار جایزه تعیین كرده است.

منبع: Focus، جولای 2006

هفته نامه همشهری جوان



نوع مطلب : چگونه ثروتمند شویم؟بامدیریت خوب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


10 قدم برای جذب انسانها، ایده ها و فرصتهای عالی
10 قدم برای جذب انسانها، ایده ها و فرصتهای عالی
برای لذت بردن از یک زندگی راحت، ساده، آرام، با برکت، غنی و پرموفقیت، چه کار می کنید؟ آیا برای به دست آوردن زندگی دلخواه خود حاضرید به هر کاری تن دهید؟ حتی اگر اینکارها با آنچه اکنون می کنید کاملاً مغایر باشد؟

های پرشین دات کام

1. حقیقت را بگویید

منظور این نیست که فقط دروغ نگویید. گفتن حقیقت حد مشخصی دارد، که با در نظر گرفتن آن هم خودتان احساس آزادی و راحتی خواهید کرد و هم دیگران به سمتتان جلب می شوند. باید سعی کنید حقیقت را از موضع عشق بگویید، نه از موضع قدرت یا ترس.

2. خودتان باشید

منطقی باشید. خودتان را به همان صورت که هستید قبول کنید. اگر ما این چیزی هستیم که اکنون هستیم، فقط به خاطر انتخاب هایی بوده که در زندگیمان کرده ایم. قبول کردن این مسئله این قدرت را به ما می دهد تا بتوانیم باز انتخاب کنیم. اگر خود را آنطور که واقعاً هستید به دیگران نشان دهید، ممکن است نتوانید بعضی ها را به سمت خود جذب کنید، اما مطمئن باشید که آنها را هم تحت تاثیر قرار می دهید.

3. در زمان حال زندگی کنید

اگر در زمان حال زندگی کنید، می توانید با جریان روز همراه باشید. مراقب آنچه در اطرافتان و به شما می گذرد، باشید. در زمان حال است که می توانید کسی یا چیزی را به خود جذب کنید، نه در گذشته یا آینده.

4. نگذارید با کمبود انرژی مواجه شوید

اگر امکانات برایتان فراهم باشد، همه کار می توانید انجام دهید. اما باید اول با گسترده کردن مرزهای خود، بالا بردن استانداردها و حل مسائل و مشکلات مربوط به گذشته موانع را از سر راهتان بردارید. تا آماده نباشید، قدرت جذب کردن به سراغتان نمی آید، پس خود را آماده کنید.

5. بر پیروزی فائق شوید

اکثر ما عقیده داریم که اگر ما پیروز شویم، دنیا به ما باخته است و اگر دنیا پیروز شود، ما باخته ایم. این درست نیست. سعی کنید از جنبه ای به مسائل نگاه کنید که همه امکان پیروز و موفق شدن را داشته باشند.

6. بخشیدن، گرفتن است

کاملاً صحیح است، لذت در بخشیدن است! همه ما چیزی برای بخشیدن و اهداء کردن داریم. پس شما هم ببخشید. اما اگر فکر می کنید چیز زیادی برای عرضه به دیگران ندارید، سعی کنید مهارتهای جدید یاد بگیرید. وقتی بتوانید کمی از خودتان و هدایایتان را به دیگران اهداء کنید، جذاب تر می شوید.

7. خودخواه باشید

بسیار از خود مراقبت کنید. تلاش کنید تا نیازهایتان را برآورده کنید. معمولاً وقتی به چیزی نیاز دارید، از شما فراری می شود. اما شما دست از تلاش برندارید. تا می توانید پول، عشق، شانس، دوست و...برای خود ذخیره کنید. با اینکار مثل آهن ربایی خواهید توانست آنچه نیاز دارید را به سمت خود جذب کنید.

8. هوشیاری خود را بالا ببرید

جذابیت پدیده ای بسیار دقیق و ظریف است. تا زمانیکه نتوانسته اید هوشیاریتان را درمورد خودتان، اطرافیانتان و طرز تفکرتان بالا ببرید، قادر نخواهد بود آن را به دست آورید.

9. مسئولیت پذیر باشید

ما آن چیزی را به سمت خود جذب می کنیم، که آمادگیش را داشته باشیم. با تلاش و کوشش، خود را برای بهترین ها آماده کنید. مسئولیت جذاب کردن خودتان بدون تلاش میسر نیست، اما مطئن باشید که نتیجه ی خوبی عایدتان خواهد شد.

10. از انجام دادن به بودن تغییر کنید

با دقت به آنچه انجامش می دهید، ببینید به چه کسی تبدیل می شوید. از چه رو اینکار را انجام می دهید، عشق یا ترس؟ چطور می توانید این را بفهمید؟ از نتیجه کار.

حال، سوال این است...

برای لذت بردن از یک زندگی راحت، ساده، آرام، با برکت، غنی و پرموفقیت، چه کار می کنید؟ آیا برای به دست آوردن زندگی دلخواه خود حاضرید به هر کاری تن دهید؟ حتی اگر اینکارها با آنچه اکنون می کنید کاملاً مغایر باشد؟

منبع : mardoman.net






نوع مطلب : چگونه ثروتمند شویم؟بامدیریت خوب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


رمز موفقیت میلیونر های خود ساخته


رمز موفقیت میلیونر های خود ساخته
رمز موفقیت میلیونر های خود ساخته
رویاهای خود را به صورت اهدافی مشخص و روشن روی کاغذ بیاورید. شاید بزرگترین کشف در تاریخ بشر این باشد...

حس هدفمندی را در خود پرورش دهید:

رویاهای خود را به صورت اهدافی مشخص و روشن روی کاغذ بیاورید. شاید بزرگترین کشف در تاریخ بشر این باشد:« شما همان می شوید که اغلب به آن فکر می کنید.» دو عاملی که بیش از هر چیز دیگر بر زندگی شما تاثیر می گذارد یکی این است که اغلب اوقات به چه چیز فکر می کنید و دوم اینکه چگونه به آن فکر می کنید. افراد موفق بیشتر اوقات به اهدافشان فکر می کنند، در نتیجه، مدام به اهدافشان نزدیکتر شده و اهداف نیز مرتبا به آنها نزدیک تر می شوند. هر آنچه بیشتر اوقات به آن فکر کنید در زندگی تان رشد می کند. اگر در مورد اهدافتان فکر ، صحبت و تجسم کنید ، موفقیت شما بسیار بیشتر از کسی خواهد بود که اغلب در مورد نگرانی ها و مشکلات فکر و صحبت می کند.

در اینجا یک فرمول ساده ی هفت مرحله ای برای هدف گذاری و نحوی دست یابی به آن ذکر می شود که می توانید برای میلیونر شدن از آن استفاده کنید.

1-دقیقا مشخص کنید در هر حوزه از زندگی به خصوص در مورد وضعیت مالی تان چه می خواهید؟ اغلب مردم هرگز چنین کاری نمی کنند.

2-خواسته های خود را به صورت اهدافی مشخص و روشن یادداشت کنید. با انجام این کار، واقعه ی شگفت انگیزی بین مغز و دست شما اتفاق می افتد.

3-برای دست یابی به هر یک از اهداف ، زمان خاصی را معین کنید. اگر هدفی بزرگ باشد، انرا به اهداف کوچکتر تقسیم کنید و برای انجام هر یک مهلتی تعیین کنید.

4-لیستی از کلیه ی اقداماتی که برای دست یابی به هدفتان ضروری است تهیه کنید و ایده های جدیدی را که به فکرتان خطور می کند مرتبا به لیست اضافه کنید تا تکمیل شود.

5-لیست تکمیل شده را بر حسب درجه اهمیت، اولویت بندی کنید تا برنامه های کارتان به دست آید.

6-براساس این برنامه بلافاصله کار را شروع کنید. تعداد اهداف و برنامه های بزرگی که به علت تنبلی و تاخیر هرگز به ثمر نمی رسند حیرت انگیز است.

7-از همه مهمتر اینکه هر روز کاری کنید که شما را حداقل یک گام به مهمترین هدفتان نزدیکتر کند. در هر کاری که مصمم به انجام آن باشید تعهد به عمل روزانه موفقیت های درخشان به بار می آورد.

قانون جذب

قانون جذب قانونی انتزاعی است و به طور خلاصه بیان می کند که هر آنچه در ذهن انسان تصور شود اعم از خوب یا بد، زشت یا زیبا و ... در دنیای واقعی نمود خواهد یافت. سرعت و شدت به واقعیت پیوستن این تصویر ذهنی به شدت تمرکز روی آن موضوع و وضوح تصویر آن در ذهن بستگی دارد.

قانون جذب میگوید هر چه فکر کنی همان می شود

ایستادگی نکنید

با هرچه مقابله کنید، ایستادگی می کند.

به ضمیر ناخود آگاهتان دروغ بگویید.

ضمیر ناخود آگاه شما به طور شگفت انگیزی فرق بین خیال و واقعیت و راست و دروغ را نمی فهمد.

پول به آسانی در اختیار شماست...

اندیشه های خود را نسبت به ثروت و پول عوض کنید ==> (ای به قربانت تراول های من...) (فکر این که پول کافی برای همه وجود ندارد را با زباله هایتان به سطل آشغال بیاندازید.)

اعلام آرزو ها...

در یک هفته 100 آرزوی خود را لیست کنید و هفته ای یک بار آن ها را مرور کنید. با این کار به کائنات فرمان می دهید که چیزهایی را که می خواهید برای شما فراهم کند

طرز تهیه آرزو ...

برای آرزوهایتان زمان دقیق تعیین كنید و آنها را روی كاغذ بیاورید.توجه داشته باشید كه آرزوهای شما نباید دست نیافتنی و غیر ممكن باشد، مثلا نباید آرزو كنید كه دوستتان تبدیل به خرس یا جامدادی شود! آرزوهای شما باید واضح، روشن و ممكن باشد. همچنین آرزوها نباید به كسی آسیب برساند.

نوشتن آرزوها مراحلی داره كه در زیر تعدادی از اونها رو ذكر می كنم،حتما به این نكات توجه كنید تا انشاا... به هدفتون برسید:

1.هدف و آرزو باید با باورهای شما هماهنگی داشته باشد. (برای تغییر باورها می تونید از تكرار استفاده كنید... با 21 روز تمرین و تكرار، هر چیزی ملكه ی ذهن انسان می شه.)

2.اهداف را باید با زمان حال بنویسید. (مثلا: من ماهیانه 1000،000 تومان حقوق دارم.)

3.باید دقیقا مشخص كنید كه در چه تاریخی باید به آرزوی خود برسید. (مثلا: من در تاریخ: 1387/02/07 یه شغل پردرآمد دارم و یا در تاریخ 1387/07/19 من با دختر مورد علاقه ام، با فلان مشخصات ازدواج كردم.)

4.وقتی آرزوهاتون رو می نویسید باید تا می تونید از آرزوهاتون ذوق كنید. احساسات ما در رسیدن به آرزوهامون تاثیر مستقیم دارن.

منبع : persian4ugroup.com




نوع مطلب : چگونه ثروتمند شویم؟بامدیریت خوب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 10 دی 1390 :: نویسنده : وحید شیرزاد

بازی فکری و جذاب گردش پول


آیا تا کنون از خود پرسیده‌اید که چرا

عده‌ای غرق در رفاه و آسایش و ثروت هستند

و عده‌ای دیگر در زیر آوار مشکلات مالی دست و پا می‌زنند؟

فکر می‌کنید علت پولدار شدن ثروتمندان چه بوده است؟

آیا بخت و اقبال یار آنها بوده است؟

آیا مشیت الهی این بوده است که فقط عده کمی طعم شیرین موفقیت و ثروت را بچشند؟

·شالوده و اساس هر موفقیتی، آموزش است. ولی متأسفانه سیستم آموزشی ما چه در مدرسه و چه در دانشگاه، ما و فرزندان ما را با تعلیمات مالی و اقتصادی مورد نیاز برای ورود به دنیای واقعی کسب و کار آماده نکرده و نمی‌کند. به همین خاطر است که اکثر افرادی که به ثروت‌های بیکران دست یافته‌اند کسانی هستند که آموزشهای مالی و مهارتهای کسب و کار را یا ازپدران خود در منزل و در پشت میز شام آموخته اند و یا کسانی هستند که مدرسه یا دانشگاه را نیمه تمام رها کرده‌اند و این آموزشها را در محیط واقعی و از طریق آزمون و خطا به دست آورده اند.

آیا این افراد را می شناسید؟

توماس ادیسون           مؤسس               جنرال الکتریک

بیل گیتس                   مؤسس              میکروسافت

پیر امید یار                 مؤسس                               ebay

کنراد هیلتون              مؤسس              هتلهای هیلتون

محمود خیامی             مؤسس               ایران خودرو

هنری فورد                  مؤسس              فورد موتور

تِد ترنر                        مؤسس                                CNN

والت دیسنی               مؤسس               والت دیسنی

بهروز فروتن                مؤسس               مواد غذایی بهروز

و ...

همه و همه نوابغی هستند که یا به مدرسه و دانشگاه نرفته اند و یا اگر رفته اند آن را نیمه تمام رها کرده اند.

آیا تا به حال متوجه شده‌اید که چقدر معلم بی‌پول در اطرافتان وجود دارد، همینطور حسابدار، بانکدار و استاد دانشگاه، در حالیکه اکثر آنها افراد تحصیل کرده، باهوش و سخت‌‌کوشی هستند!

از آنجا که در مدارس و دانشگاهها دیدگاه ثروتمندان در مورد پول آموزش داده نمی‌شود، به همین خاطر نگرش فرزندان در مورد پول درمحیط خانواده و از طریق پدر و مادرها شکل می‌گیرد.

اما چگونه توقع داریم فرزندان دانش مالی را بیاموزند در حالی که پدر و مادرها خود از دانش مالی بی‌بهره ‌اند!

چگونه توقع داریم فرزندان، سرمایه‌گذار بار بیایند درحالی که پدر و مادرها خودشان از ریسک کردن در هراسند! به همین خاطر است که اصول ثروتمند شدن در خانواده‌های ثروتمند از نسلی به نسل دیگر سینه به سینه منتقل می‌شود و اکثریت جامعه از آموزش‌های مالی ثروتمندان به فرزندانشان بی‌نصیب می‌مانند.

·با توجه به ضعف‌های بزرگ موجود در سیستم آموزشی فعلی آقای رابرت کیوساکی (نویسنده کتاب پرفروش پدر پولدار، پدر بی‌‌پول و مؤسس شرکت Richdad) در آمریکا، دست به طراحی یک بسته آموزشی در قالب یک بازی به نام «گردش پول» زده‌اند و در این بسته آموزشی، آموزشهای مالی را که در مدارس و خانواده‌ها به دست فراموشی سپرده شده است، را در فضایی مفرّح به افراد آموزش می‌دهند. این بسته آموزشی که با استقبال فوق‌العاده جامعه جهانی  روبرو شده و به زبان های زنده مختلفی ترجمه شده است، دنیای واقعی زندگی و کسب و کار را در فضایی مجازی شبیه سازی کرده و به افراد امکان می‌دهد تا در اثر تکرار این بازی تفکرات غلط مالی خود را که مانع پیشرفت و ثروتمندیشان می‌شود شناسایی کنند و با اصلاح آن مثل ثروتمندان بیندیشند.

این بسته آموزشی از طریق آخرین روشهای علم روان‌شناسی مثل NLP ، روشهای نفوذ به ضمیر ناخودآگاه و ... اصول، تکنیک‌ها و عادات رفتاری و ذهنی ثروتمندان را به شما می‌آموزد و آنها را در وجودتان درونی می‌کند.

چگونه؟

مثال زیر موضوع را روشن‌تر می‌کند.

اولین جلسه رانندگی خود را به یاد بیاورید. چقدر سخت بود که باید تمام اعمال رانندگی را آگاهانه و به صورت همزمان انجام می دادید. تمرکز بر روی یک عمل شما را از اعمال دیگر غافل می کرد. مثلاً در هنگام تعویض دنده کنترل ماشین را از دست می دادید. ولی اکنون     می توانید بدون این که فکر کنید با استفادة همزمان از گاز، کلاچ، ترمز و فرمان، ماشین را به درستی هدایت کنید. حتی این اتفاق برای شما پیش آمده است که برای مدت مدیدی رانندگی کنید در حالی که غرق در افکار روزمره هستید و ناگهان به خود می آیید و می بینید بدون این که توجه کرده باشید مسیر را درست آمده‌اید و ماشین را به درستی هدایت کرده اید.

می‌دانید علت چیست؟

شما در اثر تمرین، ممارست و تکرار در رانندگی ماهر شده‌اید، اصول رانندگی را به ضمیر ناخودآگاه خود سپرده اید و حالا بدون این که فکر کنید به سرعت می‌توانید در لحظه تصمیم‌گیری کنید و ماشین را به درستی هدایت کنید.

در واقع ثروتمندان نیز در اثر تمرین و تکرارِ اصول سرمایه‌گذاری، شناسایی فرصت‌ها را به ضمیر ناخودآگاه خود سپرده اند و با مشاهده فرصت‌ها به سرعت آنها را شناسایی و شکار می کنند.

شما هر چه بازی گردش پول را بیشتر انجام دهید، علاوه بر یادگیری اصول سرمایه‌گذاری، شناخت موقعیت‌های طلائی اقتصادی، شناخت بازار املاک و مستغلات، شناخت بازار بورس و انواع سهام، شناخت انواع کسب و کارها و ...  می‌توانید اصول، تکنیک‌ها و قواعد آنها را به ضمیر ناخودآگاهتان بفرستید و بدون این که با آزمون و خطا در دنیای واقعی پول و وقت خود را از دست دهید، شم مالی و نبوغ مالی خود را بیدار ‌کنید.

ü       شما از طریق این بستة آموزشی:

ü        یاد می‌گیرید بجای این که برای پول کار کنید، کاری کنید تا پول برایتان کار کند.

ü       از وابستگی مالی رهایی می‌یابید و به استقلال مالی می‌رسید.

ü       بر ترس از شکست غلبه می‌کنید و قدرت ریسک پذیریتان را افزایش می‌دهید.

ü       یاد می‌گیرید به جای زحمت بی ثمر، با هوشمندی  کسب ثروت کنید.

ü       با اصول سرمایه‌گذاری، حسابداری، اقتصاد و بطور کلی مدیریت مالی آشنا می‌شوید و می‌توانید آنها را به فرزندانتان انتقال دهید.

ü       فرصت‌های طلائی اقتصادی را به سرعت شناسائی می‌کنید و می‌توانید آنها را شکار کنید.

ü       به تفکرات اشتباه مالیتان پی می‌برید و بعد از انجام بازی مثل ثروتمندان می‌اندیشید.

ü       در هنگام تحولات اقتصادی بجای ترس از دست دادن پول، می‌توانید پول بیشتری بدست آورید.

ü       یاد می گیرید بدون ترک شغل فعلی خود با به گردش درآوردن صحیح پولتان و از محل سود سرمایه گذاریها و داراییهایتان کسب ثروت کنید.

ü       یاد می‌گیرید با سرمایه‌ کم شروع به سرمایه‌گذاری کنید و بتدریج به سرمایه‌گذاری خبره تبدیل شوید.

ü       حسابداری نوینی را فرا می‌گیرید که شما را قادر می‌سازد مدیریت مالی زندگی خود را به دست بگیرید.

·شرکت مدیریت سرمایه روزبهان نماینده انحصاری شرکت Richdad  در ایران این بسته آموزشی را با توجه به فرهنگ ایرانی بومی‌سازی و تولید کرده و با قیمت بسیار کمتر از نمونه خارجی آن به بازار عرضه نموده است. این بسته آموزشی در امریکا ، کانادا و اروپا به قیمت 200 دلار عرضه می‌شود و شرکت مدیریت سرمایه روزبهان برای امکان استفاده هرچه بیشتر خانواده‌های ایرانی از این بسته آموزشی ارزشمند، آن را به قیمت 15900 تومان همراه با دفترچه آموزشی و لوح فشرده رایگان در اختیار خانواده‌های ایرانی قرار داده و افتخار دارد با همکاری کلینیک کارآفرینی دانشگاه تهران اقدام به برگزاری کارگاه ها و کلاسهای آموزشی آن نموده است. والدین ایرانی همچنین می‌توانند با انجام بازی با فرزندانشان دانش مالی مورد نیاز برای ورود به دنیای واقعی را در فضایی دوستانه و مفرح به فرزندانشان آموزش دهند و اوقات فراغت آنها را هر چه بیشتر غنی سازند. دانشی که متأسفانه در مدارس و دانشگاه ها به آنان آموزش داده نمی شود.

·به خاطر داشته باشید که نبوغ و شمّ مالی یک جریان فکری است که ما و فرزندان ما را قادر به حل و فصل مشکلات مالی مان می‌سازد. اگر شما امروز یک کارمند، معلم، سرایدار یا حتی یک جوینده کارباشید، باز هم قادر خواهید بود به خودتان و همه کسانی که دوستشان دارید و مایل هستید به استقلال مالی برسند، این مطالب را آموزش دهید. آرزوی ما این است که این بسته آموزشی به کمک تک تک افراد جامعه بیاید و به همگان آگاهی دهد که قادرند به سعادت، خوشبختی و رفاه برسند در صورتی که خود واقعاً خواستارش باشند.

آیا هنوز فکر می‌کنید ثروتمندان به صورت اتفاقی و شانسی و با معجزه ثروتمند شده‌اند؟

آیا فرزندان افراد متوسط جامعه باید برای همیشه قربانی ضعف سیستم آموزشی و فقدان آموزشهای مالی والدین‌شان شوند؟

آیا بهتر نیست به جای اینکه قدری پول به فرزندانتان بدهید اصول سرمایه گذاری و ثروتمندی را به آنها بیاموزید؟

آیا وقت آن نرسیده است بالاخره روزی فرزندان ما آموزشهای مورد نیاز برای ورود به دنیای واقعی را بیاموزند؟

آیا وقت آن نرسیده است تا آستینهایمان را بالا بزنیم و با فراگیری اصول دنیای واقعی کسب و کار و آموزش آن به فرزندانمان ضعف مفرط موجود در سیستم آموزشی را جبران کنیم؟

و بالاخره آیا وقت آن نرسیده است تایک بار برای همیشه با فراگیری اصول ثروتمندی، امروز خود و فردای فرزندانمان را متحول کنیم؟






نوع مطلب : چگونه ثروتمند شویم؟بامدیریت خوب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


در زمانی كه بیشتر مردم به هر قیمتی می‌خواهند از رنج كشیدن و بودن در شرایط سخت اجتناب كنند، افراد موفق قدر و ارزش كار كردن و بودن در شرایط سخت را می‌فهمند.
پرشین استار - آدم های موفق خودشان را با افرادی كه با آنها هم فكر هستند، متحد می‌كنند. آنها اهمیت و ارزش قسمتی از یك گروه بودن را می‌دانند و می توان گفت آدم های موفق 30 فرق کلی با دیگران دارند که دانستن آنها بد نیست :

1. فرصت‌هایی را می‌بینند و پیدا می‌كنند كه دیگران آنها را نمی‌بینند.

2. از مشكلات درس می‌گیرند، در حالی كه دیگران فقط مشكلات را می‌بینند.

3. روی راه‌حل‌ها تمركز می‌كنند.

4. هوشیارانه و روشمندانه موفقیت‌شان را می‌سازند، در زمانی كه دیگران آرزو می‌كنند موفقیت به سراغ‌شان‌ آید.

5. مثل بقیه ترس‌هایی دارند ولی اجازه نمی‌دهند ترس آنها را كنترل و محدود كند.

6. سوالات درست را به شیوه صحیح از خود می‌پرسند. سوال‌هایی كه آنها را در مسیر مثبت ذهنی و روحی قرار می‌دهد.

7. به ندرت از چیزی شكایت می‌كنند و انرژی‌شان را به خاطر آن از دست نمی‌دهند. همه چیزی كه شكایت كردن باعث آن است فقط قرار دادن فرد در مسیر منفی‌بافی و بی‌ثمر بودن است.

8. سرزنش نمی‌كنند (واقعا فایده‌اش چیست؟) آنها مسوولیت كارهایشان و نتایج كارهایشان را تماما به عهده می‌گیرند.

9. وقتی ناچارند از ظرفیتی بیش از حد ظرفیت‌شان استفاده كنند همیشه راهی را برای بالا بردن ظرفیت‌شان پیدا می‌كنند و بیشتر از ظرفیت‌شان از خود توقع دارند. آنها از آنچه دارند به نحو كارآمدتری استفاده می‌كنند.

10. همیشه مشغول، فعال و سازنده هستند. هنگامی كه اغلب افراد در حال استراحت هستند آنها برنامه‌ریزی کرده و فكر می‌كنند تا وقتی كه كارشان را انجام می‌دهند استرس كمتری داشته باشند.

11. خودشان را با افرادی كه با آنها هم فكر هستند، متحد می‌كنند. آنها اهمیت و ارزش قسمتی از یك گروه بودن را می‌دانند.

12. بلندپرواز هستند و دوست دارند حیرت‌انگیز باشند. آنها هوشیارانه انتخاب می‌كنند تا بهترین نوع زندگی را داشته باشند و نمی‌گذارند زندگی‌شان اتوماتیك‌وار سپری شود.

13. به‌وضوح و دقیقا می‌دانند كه چه چیزی در زندگی می‌خواهند و چه نمی‌خواهند. آنها بهترین واقعیت را دقیقا برای خودشان مجسم و طراحی می‌كنند به جای اینكه صرفا تماشاگر زندگی باشند.

14. بیشتر از آنكه تقلید كنند، نوآوری می‌كنند.

15. در انجام كارهایشان امروز و فردا نمی‌كنند و زندگی‌شان را در انتظار رسیدن بهترین زمان برای انجام كاری از دست نمی‌دهند.

16. آنها دانش‌آموزان مدرسه زندگی هستند و همواره برای یادگیری روی خودشان كار می‌كنند. آنها از راه‌های مختلفی مثل تحصیلات آموزشگاهی، دیدن و شنیدن، پرسیدن، خواندن و تجربه كردن یاد می‌گیرند.

17. همیشه نیمه پر لیوان را می‌بینند و توانایی پیدا كردن راه درست را دارند.

18. دقیقا می‌دانند كه چه كاری باید انجام دهند و زندگی‌شان را با از شاخه‌ای به شاخه‌ای دیگر پریدن از دست نمی‌دهند.

19. ریسك‌های حساب‌شده‌ای انجام می‌دهند؛ ریسك‌های مالی، احساسی و شغلی.

20. با مشكلات و چالش‌هایی كه برایشان پیش می‌آید سریع و تاثیرگذار روبه‌رو می‌شوند و هیچ وقت در مقابل مشكلات سرشان را زیر برف نمی‌كنند. با چالش‌ها روبه‌رو می‌شوند و از آنها برای پیشرفت خودشان بهره می‌برند.

21. منتظر قسمت و سرنوشت و شانس نمی‌مانند تا آینده‌شان را رقم بزند. آنها بر این باورند كه با تعهد و تلاش و فعالیت، بهترین زندگی را برای خودشان می‌سازند.

22. وقتی بیشتر مردم كاری نمی‌كنند؛ آنها مشغول فعالیت هستند. آنها قبل از اینكه مجبور به كاری بشوند، عمل می‌كنند.

23. بیشتر از افراد معمولی روی احساسات‌شان كنترل دارند. آنها همان احساساتی را دارند كه ما داریم ولی هیچ‌گاه برده احساسات‌شان نمی‌شوند.

24. ارتباط‌گرهای خوبی هستند و روی رابطه‌ها كار می‌كنند.

25. برای زندگی‌شان برنامه دارند و سعی می‌كنند برنامه‌شان را عملی كنند. زندگی آنها از كارهای برنامه‌ریزی نشده و نتایج اتفاقی عاری است.

26. در زمانی كه بیشتر مردم به هر قیمتی می‌خواهند از رنج كشیدن و بودن در شرایط سخت اجتناب كنند، افراد موفق قدر و ارزش كار كردن و بودن در شرایط سخت را می‌فهمند.

27. ارزش‌های زندگی‌شان معلوم است و زندگی‌شان را روی همان ارزش‌ها بنا می‌كنند.

28. تعادل دارند. وقتی از لحاظ مالی موفق هستند، می‌دانند كه پول و موفقیت مترادف هم نیستند. آنها می‌دانند افرادی كه فقط از نظر مالی در سطح مطلوبی قرار دارند، موفق نیستند. این در حالی است كه خیلی‌ها خیال می‌كنند پول همان موفقیت است. ولی آنها دریافته‌اند كه پول هم مثل بقیه چیزها یك وسیله است برای دستیابی به موفقیت.

29. اهمیت كنترل داشتن روی خود را درك كرده‌اند. آنها قوی هستند و از اینكه راهی را می‌روند كه كمتر كسی می‌تواند برود، شاد می‌شوند.

30. از خودشان مطمئن هستند.




نوع مطلب : چگونه ثروتمند شویم؟بامدیریت خوب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 9 دی 1390 :: نویسنده : وحید شیرزاد
چگونه میلیونر شویم ؟
نشریاتی چون تایم، واشینگتن پست و نیویورک تایمز، بارونز فوربز، فورچون، وال استریت جورنال، فایننشال تایمز و بسیاری دیگر از نشریاتی که در زمینه اقتصاد یا فاینانس به فعالیت می‌پردازند به طور مستمر مقالاتی در مورد وی به چاپ رسانده‌اند. وی خود را پیرو مکتب اتریشی در اقتصاد می‌داند.

- آیا هیچ وقت فکر می‌کردید که روزی به جایی که‌امروز هستید خواهید رسید؟ 

خیر، من هم مثل تمامی افرادی که به چنین موقعیتی دست یافته‌اند، غافلگیر شده‌ام. من مطمئنا می‌خواستم که در زندگی به جای خوبی برسم و حاضر بودم که برای آن به سختی کار کنم. من همیشه می‌خواستم که زود بازنشسته شوم، ولی هیچ وقت فکر نمی‌کردم که این اتفاق قبل از چهل سالگی‌ام به وقوع بپیوندد. 

- وقتی متوجه شدید که اولین میلیون ثروت خود را به دست آورده‌اید آیا وسوسه شدید که کمی کندتر به کارتان ادامه دهید؟ 

به روشنی روزی را که ارزش خالص دارایی‌ام به‌ یک میلیون دلار رسید، به یاد دارم، نوامبر 1977. آن موقع 35 سال داشتم، و می‌دانستم که برای انجام کاری که می‌خواستم در 37 سالگی – سنی که تصمیم گرفته بودم در آن برای ماجراجویی دست از کار بکشم – انجام دهم
به بیشتر از اینها نیاز دارم. 

- رمز موفقیت شما در چیست؟ 

من اصلا باهوش‌تر از قسمت اعظمی از مردم نیستم، بلکه انگیزه‌ام برای کار و تحمل سختی، از آنها بیشتر بود. من آماده بودم تا عقل سلیم را بیازمایم. اگر همه‌ یك جور فکر کنند باز هم دلیل نمی‌شود که اشتباه نکنند و اگر بتوانید بفهمید که همه دارند اشتباه می‌کنند، به راحتی می‌توانید مقدار زیادی پول درآورید. 

- استراتژی سرمایه‌گذاری شما چیست؟ 

ارزان می‌خرم و گران می‌فروشم. من سعی می‌کنم کالایی را پیدا کنم که ارزان باشد و یک تغییر مثبت در حال اتفاق افتادن باشد. سپس به قدری مطالعه و پژوهش می‌کنم که قانع شوم درست فکر می‌کردم. البته آن کالا هم باید به قدری ارزان باشد که اگر هم اشتباه کرده باشم خیلی ضرر نکنم. معمولا هر باری که اشتباه می‌کنم به این دلیل است که به‌اندازه‌ کافی بررسی و مطالعه نکرده‌ام.
هیچ وقت ارزش «انجام مسوولیت» را دست کم نگیرید. در دهه‌ 1960، جنرال موتورز موفق‌ترین شرکت جهان بود. یک روز، یک تحلیلگر جنرال موتورز به جلسه‌ هیات مدیره رفت و این پیغام را به آنها داد: «ژاپنی‌ها دارند می‌آیند.» آنها این حرف وی را جدی نگرفتند. ولی سرمایه‌گذارانی که مطالعه و بررسی‌های خودشان را درست و دقیق انجام می‌دادند سهام جنرال موتورز خود را فروختند و به جایش سهام تویوتا خریدند.
من در حال حاضر به دنبال خرید هیچ سهامی نیستم. ولی اگر چیزهایی وجود داشته باشند که در حال حاضر از لحاظ ارزشی دست کم گرفته شده باشند، برخی کالاهای اولیه و برخی از ارزها هستند. 

- بهترین سودی که کردید کی و چگونه بود؟ 

کوانتوم فاند. وقتی در سال 1970 شرکت را تاسیس کردیم، من تنها 600دلار ته جیبم داشتم. بعد از 10 سال دارایی ما 4200 برابر شده بود.
- آیا می‌خواهید آنقدر ادامه دهید تا بالاخره سقوط کنید؟ 

خیر. این روزها من ساعات بسیار کمی از روز را صرف کار می‌کنم، چرا که دو دختر کوچک دارم و می‌خواهم بیشترین وقت ممکن را با آنها بگذرانم.
هر دو دختر ما دایه‌‌ای چینی دارند و زبان چینی را به خوبی صحبت می‌کنند. برای نسل آنها، انگلیسی و چینی مهم‌ترین زبان‌ها خواهند بود. 

- آیا هیچ حقوق بازنشستگی دارید؟ 

من حقوق بازنشستگی ندارم و امیدوارم که نیازی به آن نداشته باشم. من دارایی‌هایم را جمع کرده‌ام و با استفاده از آنها زندگی می‌کنم. 

- چه فعالیت‌هایی در زمینه‌های خیریه انجام می‌دهید؟ 

من به دانشگاه‌ها و دانشجویان و دانش‌آموزان سراسر دنیا کمک مالی می‌کنم و اعتقادم بر این است که به جای دانشگاه‌ها بیشتر به دانشجویان و دانش‌‌آموزان باید کمک کنم؛ چرا که آنها بیشتر از مدیران و مسوولان به کمک مالی نیاز دارند. 

- آیا اهل ولخرجی و افراط هستید؟ 

من دوبار به دور دنیا سفر کرده‌ام. بار اول سال 1990 حرکت کردم و با موتور سیکلت در22 ماه 6 قاره را در نوردیدم. بار دوم که در سال 1999 شروع شد، من و همسرم در 3 سال، به 116 کشور دنیا سفر کردیم. 

- آیا می‌خواهید ثروتتان را به بچه‌هایتان انتقال دهید؟ 

من همیشه به این موضوع فکر کرده‌ام، اگر شما خیلی به بچه‌هایتان پول بدهید، آنها را لوس می‌کنید. من وصیت نامه‌ام را طوری تنظیم کرده‌ام که تا سن سی سالگی شان چیز زیادی بهشان نرسد.
من به دانشگاه‌هایی چون ییل و آکسفورد رفته‌ام و تعداد زیادی از بچه‌های افراد ثروتمند را دیده‌ام که هیچ‌وقت نیازی به کار و سختی کشیدن نداشته‌اند. من می‌خواهم که بچه‌هایم تحصیلات خوبی داشته باشند و محیط کار را تجربه کرده باشند. 
تحصیلات و لزوم به کار کردن زندگی مرا عوض کرد و مرا از مرداب آلاباما به اقیانوس جهان پرتاب کرد. 

- در هنگام رکود مردم با پول‌هایشان باید چه کار کنند؟ 

روی چیزهایی سرمایه‌گذاری کنید که از آنها سر در می‌آورید. اشتباهی که بیشتر مردم مرتکب می‌شوند این است که بنا به حرف مجلات و برنامه‌های تلویزیونی سرمایه‌گذاری می‌کنند.
بسیاری از مردم در مورد چیزهایی اطلاعات زیادی دارند و باید روی همان چیزها سرمایه‌گذاری کنند. این شیوه‌‌ای است که آدم را ثروتمند می‌کند.
شما با سرمایه‌گذاری روی چیزهایی که هیچ در مورد آنها نمی‌دانید، هیچ سودی نخواهید کرد.




نوع مطلب : چگونه ثروتمند شویم؟بامدیریت خوب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 9 دی 1390 :: نویسنده : وحید شیرزاد

چگونه ثروتمند شویم

روزی تاجری ثروتمند یک قایق ماهیگیری کرایه کرد تا برای استراحت روزانه با آن به دریا برود . 

خورشید می در خشید و مرد ثروتمند از ماهیگیر جوان وخوشحالی که قایق ماهیگیری اورا میان آب های بندر هدایت می کرد خوشش آمده بود . 

تاجر ثروتمند گفت :جوان من می توانم رموز موفقیت را به تو یاد بدهم البته اگر با دقت گوش کنی . 

ماهیگیر جوان در حالی که ماهی های  صیدشده صبح را جمع می کرد ٬جواب داد :باشد . 

تاجر با این که از برخورد معمولی ماهیگیر جوان کمی ناراحت شده بود  به توضیحاتش ادامه داد. 

پیش از هر چیز قیمت خود را دو برابر کن .تو قایق خوب وتمیزی داری و می دانی که ماهی ها در کجا بیشتر هستند . 

ماهیگیر جوان که توجهش به خرچنگ کوچکی که در موج های روی ساحل بازی می کرد جلب شده بود جواب داد:چرا باید چنین کاری بکنم ؟ 

مرد تاجر احساس کرد در جواب مرد جوان عصبانیت موج می زند ٬گفت :چون با این کار می توانی قایق دوم وسوم خود را نیز خریداری کنی ودر نتیجه افراد بیشتری به تو مراجعه خواهند کرد و ماهی های بیشتری نیز صید خواهی کرد . 

اگر سخت کار کنی در آمد کافی خواهی داشت تا تمام قایق های این منطقه را بخری . 

ماهیگیر جوان در حالی که به پشت می خوابید تا آخرین اشعه های ملایم آفتاب بعد ظهر را جذب کند پرسید :اما چرا باید چنین کاری بکنم ؟ 

مرد ثروتمند که دیگر عصبانی شده بود پاسخ داد :زیرا با این کار ثروتمند خواهی شد وسپس می توانی افرادی را استخدام کنی که این کار را برایت انجام دهند وخودت وقتت را با ماهیگیری واستراحت زیر نور آفتاب سپری کنی . 

ماهیگیر جوان خردمندانه سری تکان داد و گفت :آه ٬عالی به نظر می رسد ! 

من حالا هم همین کار را می کنم . 

 

پ.ن:آقای همسر اعتراض کرده اند که وبلاگت حال وهوای قبل خود را از دست داده است .قبلا بیشتر شعر می نوشتی ومطالبی از این دست اما الان همه چیز در این وبلاگ یافت می شود. 

 به نظر شما دوستان چه جوری بهتر این که همیشه یک جور باشه یا نه متنوع وقاطی پاطی ؟ 

ما در وبلاگ دیگرمان خاطراتمان را می نویسیم (دوران خوش )یه خاطره آبکی نوشتیم از بس آقای همسر گفت اون بیچاره را هم آپ کن اگه دوست داشتین بخونین ممنون. 

ما از آقای همسر بخاطر این همه لطف ومهربانی صمیمانه تشکر می کنیم .





نوع مطلب : چگونه ثروتمند شویم؟بامدیریت خوب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 9 دی 1390 :: نویسنده : وحید شیرزاد
چگونه ثروتمند شویم؟؟؟
افراد ثروتمند و میلیونر خود ساخته باهوش تر و برتر از شما نیستند. اما آنها از یك سری اسرار ویژه برای ثروتمند شدن بهره گرفته اند كه شما نیز میتوانید با پیروی از آنها حداقل كسب و كار خود را رونق بخشید.


























۲. یك تصویر خاص از مقصد مسیر خود در ذهن تان ترسیم كنید. هر اندازه این تصویر مشخص تر و خاص تر باشد امكان دستیابی شما به آن بیشتر خواهد بود. ۳. به گونه ای رفتار كنید كه گویی شما مالك كسب و كارتان میباشید. ولو آنكه برای شخص و شركت دیگری كار میكنید. این نگرش شما بذرهای موفقیت و استقلال شغلی را در سرنوشت شما خواهد كاشت. ۴. شغل خود را دوست داشته باشید. چنانچه به آن علاقه مند نمیباشید آن را رها كنید. با "نه" گفتن به شغلی كه تنها برای پول انجامش میدهید شغل دلخواه خود را همچون آهن ربا جذب خود خواهید كرد. ۵. یك گروه خوش فكر تشكیل دهید. با افرادی كه متعهد به ایجاد یك شغل بزرگ هستند جلسه تشكیل دهید. اندیشه ها و ایده های خود را با یكدیگر در میان بگذارید و از یكدیگر پشتیبانی كنید. ۶. همواره ضوابط اخلاق كاری را رعایت كنید. ۷. پیشرفت و بهبودی دائم و بی وقفه در شغل خود را سر لوحه اعمال خود قرار دهید. همیشه به علم خود بیفزایید. ۸. به شغل خود بعنوان یك خدمت رسانی بنگرید. یاری رساندن به دیگران كسب و كار شما را رونق خواهد بخشید. ۹. از تمام جزئیات و ریزه كاریهای شغل خود آگاهی یابید. این پیشه شماست. ۱۰. مترصد فرصتها باشید. هر لحضه ممكن است بر در شما بكوبد. آیا شما آماده هستید؟ ۱۱. تناسب اندام خود را حفظ كنید. ذهن توانمند جسم نیرومندی پدید می آورد. بدن ضعیف معلول ذهن ضعیف میباشد. سلامت جسمانی و روانی شما اساس موفقیت شما در زندگی میباشد. ۱۲. زندگی خود را اولویت بندی كنید. ابتدا كارهای مهم تر را به انجام رسانید. ۱۳. پیش از آنچه مشتری انتظار دارد به وی خدمت ارائه دهید. این عمل اعتماد سازی كرده و مشتریان شما را افزایش میدهد. ۱۴. فرد منظبطی باشید. زندگی خود را از فعالیتها و افرادی كه موجبات پیشرفت و بالنگی شما را فراهم می آورند، پر كنید. فعالیتهایی كه بر زندگی شما اثر منفی می گذارند را از خود دور سازید. ۱۵. نخست به خودتان پرداخت كنید. این نخستین قانون متمولان است. پس انداز را هیچگاه فراموش نكنید. ۱۶. هر از چند گاهی تنهایی را تجربه كنید. در زمان تنهایی به ندای درون و اندیشه های ذهن خود گوش فرا دهید و برنامه ریزیهای خلاقانه كنید. ۱۷. بسوی برتری گام بردارید. بهترین را ارج دهید و به كمتر از آن قانع نباشید. ۱۸. صداقت و درستكاری بهترین سیاست است. خود و خواسته های خود را بشناسید و آنها را همیشه صادقانه بیان دارید. ۱۹. در روند تصمیم گیری سریع عمل كرده و در تغییر آنها كند و آهسته باشید. ۲۰. شكست گزینه شما نخواهد بود. تمام افكار شما باید بر موفقیت متمركز باشد. شما باید موفق گردید. ۲۱. در دستیابی به اهدافتان مصمم باشید. پافشاری سرسختانه اعتماد بنفس شما را تقویت كرده و شما را به پیروزی نهایی نزدیك میكند. ۲۲. بر خلاف جریان آب شنا كنید.هیچگاه از ایده ها،عقاید و رویكردهای نو نهراسید. ۲۳. بروی فرصتها تمركز كنید و نه بروی موانع. ۲۴. سه عنصر ترس، پشت گوش اندازی و تنبلی را از زندگی خود بیرون اندازید. ۲۵. به خاطر داشته باشید اغلب افرادی كه در كنار شما زندگی میكنند از پیشرفت و ثروتمند شدن شما خوشنود نخواهند شد و ممكن است در این مسیر مرتبا شما را از دستیابی به اهدافتان دلسرد سازند. تنها به اهداف خود بیندیشید و آنها را نادیده بگیرید. ۲۶. یاد بگیرید خودخواه باشید. خودخواهی به معنی نادیده گرفتن حقوق دیگران نیست. بلكه به مفهوم ارج نهادن به خواسته ها و آرزوهای خودتان و مقدم دانستن آنها بر خواسته های دیگران است. ۲۷. حال اگر فرد بد شانسی نباشید حتما پولدار میشوید!
۱. رویاهای بزرگی در سر داشته باشید. افكار بزرگ زندگی شما را متحول خواهد ساخت.




نوع مطلب : چگونه ثروتمند شویم؟بامدیریت خوب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 9 دی 1390 :: نویسنده : وحید شیرزاد

چگونه ثروتمند شویم؟

همیشه بیشتر از آنچه از شما انتظار می رود فعالیت کرده و سعی کنید با سرعتی که در کار دارید رقیبهایتان را پشت سر بگذارید.(در خط سرعت ترافیک سبک تر است.) روی این جمله دقت کنید در مشورت برای درآمدی بهتر از کسانی که افکار منفی دارند دوری کنید چنین افرادی انرژیتان را هدر می دهند و روحیه تان را ضعیف می کنند. خلاقیت ذاتی خود را از قوه به فعل درآورید.همیشه بدنبال پیدا کردن راههای بهتر سریعتر و آسانتر برای فروش بیشتر کالا یا خدمات خود باشید.هرگز به کمتر از عالی بودن رضایت ندهید توانایی شما نامحدود است. همیشه یک آدم مثبت و خوش بین تمام عیار باشید.تنها به چیزهایی که می خواهید فکر کنید تنها درباره همان ها حرف بزنید.

به این جمله خوب فکر کنید تصور نکنید که اجناس ارزان قیمت پول شما را پس اندازمی کند برای مثال تعداد لباسهایی را که می خواهید بخرید نصف کنید و در عوض برای هر لباس دو برابر هزینه کنید. لباسهای گران ارزان تر تمام می شوند چون می شود دفعات بیشتری آنها را پوشید.تمام ذهنتان را روی باارزشترین کاری که می توانید بکنید متمرکز کنید و تا به انجام رساندن آن دست از کار نکشید.

موفقیت اقتصادی عوامل بسیاری دارد که به طور حتم اقتصاددانان و کسانی که از قوانین مربوطه تبعیت می کنند نتایج بهتری خواهند دید. در زیل بخشی از این قوانین را می خوانید.

قانون پس انداز:

رمز دستیابی به استقلال مالی از طریق پس انداز این است که پول را کنار بگذارید و هرگز به هیچ دلیلی به آن دست نزنید.

قانون برآیند:

موفقیت مالی بزرگ برآیند صدها بلکه هزارها تلاش کوچک است که ممکن است هرگز توسط کسی دیده یا تحسین نشده باشد.برای ثروتمند شدن هیچ راه سریع یا آسانی وجود ندارد.

قانون جذب:

جمع آوری پول موجب میشود که پول بیشتری به سوی شما جذب شود.

در حین جمع آوری پول تفکر مثبت در مورد آن شما را تبدیل به چیزی شبیه آهن ربا می کندبا این تفاوت که شما پول را به سوی خود جذب می کنید.

قانون اشتیاق:

برای ثروتمند شدن باید اشتیق شدیدی برای این کار داشته باشید. اشتیاقی اندک یا علاقه ای مختصر کافی نیست.

شدت علاقه خود را می توانید با مشاهده فعالیتهای خود بسنجید.آیا این فعالیتها با ثروتمند شدن مطابقت دارند یا نه؟

قانون هدف:

قطعیت هدف نقطه آغاز ثروتمند شدن است. برای ثروتمند شدن باید تصمیم بگیرید که دقیقا چه می خواهید. آن را یادداشت کنید و سپس برای دستیابی به ان برنامه ریزی کنید. تمام مردمان موفق افکارشان را روی کاغذ می آورند.

قانون ثروتمند کردن:

تمام ثروتهای پایدار از طریق ثروتمند کردن دیگران از راههای مختلف بوجود می آید.هر چه بیشتر تمرین کنید که در بالا بردن کیفیت زندگی دیگران سهیم شوید ثروتمند شدن شما بیشتر تضمین می شود.

قانون کار آفرینی:

مطمئن ترین راه برای ثروتمند شدن این است که کار موفقی را برای خود طرح ریزی کنید و به مرحله اجرا درآورید.

هیچ کس با کار کردن برای دیگران ثروتمند نمی شود. تولیدات یا خدمات شما کافی است تنها ده درصد بهتر از رقیبانتان باشد تا راه را برای ثروتمند شدن شما هموار کند.

قانون خود ساختگی:

بهترین و مطمئن ترین راه برای راه اندازی یک کار جدید این است که بدون سرمایه یا با مقدار اندک شروع کنید و سپس مرحله به مرحله با استفاده از سود حاصله پیش بروید.کسانی که با پول خیلی کم شروع میکنند در مقایسه با کسانی که با پول خیلی زیاد شروع میکنند احتمال موفقیت بیشتری دارند.

قانون امادگی برای شکست:

آمادگی شما برای شکست خوردن تنها معیار واقعی تمایل شما برای ثروتمند شدن است. اگر می خواهید سریع تر موفق شوید امادگی شکست خود را دو برابر کنید.

قانون ریسک:

در هر کاری بین میزان ریسک پذیری و احتمال شکست رابطه ای مستقیم وجود دارد. کار آفرینان موفق کسانی هستند که برای سود بیشتر خطرات کار را تجزیه و تحلیل می کنند و به حداقل می رسانند.

         پارئتو می گوید:

        همه ما برای همه کارها پول نداریم اما برای مهمترین

        کارها پول داریم.

 





نوع مطلب : چگونه ثروتمند شویم؟بامدیریت خوب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 2 )    1   2   
 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب