تبلیغات
چگونه ثروتمند شویم-مدیر خوب- تبلیغات- بازاریابی -فروش موفق- good manager - مطالب موفقیت شغلی
 
درباره وبلاگ


وبلاک تخصصی بازار سرمایه خواندنی های جذاب -بورس-اخبار اقتصادی-بانک وبیمه-بازاریابی وتبلیغات-مدیر موفق-پزشکی-عکسهای توریستی کشورها

مدیر وبلاگ : وحید شیرزاد
موضوعات
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :



چگونه ثروتمند شویم-مدیر خوب- تبلیغات- بازاریابی -فروش موفق- good manager
ما به راحتی میتوانیم ثروتمند شویم
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM

بازاریابی
آیا «رایگان» تنها یک واژه پنج حرفی است؟


سه پروفسور دانشکده تجارت لندن به نام‌های لامبرچت، نافل و یلکاسیم اخیرا پژوهشی را به پایان رسانده‌اند که نشان می‌دهد: مشتریانی که برای یک برنامه تلفنی که درآن دقایق مکالمه «رایگان» محاسبه می‌شد، ثبت‌نام کرده بودند در واقع هزینه بیشتری را برای استفاده تلفنی شان درآن ماه پرداختند. بورلی گلدبرگ گزارش می‌دهد که «رایگان» اصطلاحی است که تجار و فروشندگان در بازاریابی محصولات وخدمات خود باید با احتیاط از آن استفاده کنند.


وقتی امروز به بازار کنونی بریتانیا وارد می‌شویم، اغلب درک معنی واقعی واژه «رایگان» بی‌فایده است. امروز بازاریابان در فروشگاه‌های بزرگ با استفاده از استراتژی «یکی بخرید، یکی رایگان ببرید» مشتریان خود را جذب می‌کنند.
در بریتانیا استفاده از این استراتژی برای افزایش مصرف نوشیدنی‌های انرژی زا - و متعاقبا، پیامدهای آن - واکنش شدیدی را به راه انداخت. بسیاری گفته اند چنین استراتژی بازاریابی، مصرف بیش از اندازه این محصولات را تقویت می‌کند و افراد جامعه را در معرض بیماری‌های مختلفی قرار می‌دهد.
البته فقط این محصولات نیستند که تحت تاثیر عرضه‌های «رایگان» قرار گرفته اند. اخیرا دیلی میل گزارش داده است که یکی از هر پنج مشتری که از فروشگاه‌های با عرضه «یکی بخرید و یکی رایگان ببرید» خرید کرده‌اند، کالاهای خریداری شده را دور ریخته‌اند. مشکل چیست؟ مقدار زیادی از کالاهای خریداری شده در قفسه‌های خانه باقی می‌مانند و تاریخ مصرفشان می‌گذرد. بر اساس این تحقیق مشتریان به طور متوسط 165 پوند در سال را صرف خرید کالاهایی می‌کنند که از آنها استفاده‌ای نمی‌برند.
برای هیچ
«رایگان» واژه قدرتمندی است. فریبندگی چیزی برای هیچ روشن است. برای مثال، عرضه کنندگان خدمات مخابراتی برای جذب مشتریان بیشتر و وفادار به شرکت خود برنامه‌هایی را با ارائه دقایق «رایگان» به جای برنامه‌های هزینه‌ای عرضه می‌کنند. آنها این کار را به این دلیل انجام می‌دهند که عموما مصرف‌کنندگان به محصولات یا خدمات رایگان، نسبت به موقعیتی که شرکت هزینه‌ای را برای همان محصولات تعیین کرده است، پاسخی متفاوت می‌دهند. مصرف کنندگان چنین خدماتی شیرینی و جذابیت این پیشنهاد همیشه در ذهنشان باقی خواهد ماند و در مقابل برای عرضه‌کنندگان چنین خدماتی نیز نتایج باورنکردنی و قابل توجهی به دست خواهدآمد.
در مقاله دیگری استاد بازاریابی دانشگاه کلمبیا، به بررسی قیمت‌گذاری شرکت‌های مخابراتی و ارائه طرح‌های رایگان پرداخت. آنها تاثیرات جایگزینی ساختارهای دوبخشی هزینه (قیمت براساس دسترسی ماهانه و مداوم یا قیمت‌گذاری بر اساس میزان هر واحد مصرف)را با طرح‌های قیمت‌گذاری سه بخشی بررسی کردند. به طوری که در طرح‌های قیمت‌گذاری سه بخشی یک قیمت‌گذاری جدید براساس مصرف بیش از یک واحد یا بسته انتخابی توسط مشتری ایجاد می‌شود. درون این سهمیه هیچ‌گونه هزینه کاربری برای هر دقیقه مصرف در نظر گرفته نمی‌شود و با انتخاب یکی از سرویس‌های شرکت این بسته رایگان به آنها داده می‌شود: به مشتریان گفته می‌شود که استفاده درون این سهمیه «رایگان» است. برای تعیین تاثیرات این سیاست بازاریابی یعنی «مصرفی که برای آن هزینه پرداخت شده است، ولی از آن به عنوان طرح «رایگان» یاد می‌شود»، محققان داده‌هایی را برای قیمت‌گذاری انتخاب و کاربری مشتریان یک شرکت تلفن همراه در جنوب آسیا را بررسی کردند. داده‌ها شامل یک نمونه تصادفی از 5831 مشتری در یک دوره یک ساله بود. در طی دوره مشاهده شان، شرکت طرح‌های سه بخشی را در کنار طرح‌های دوبخشی موجود قرار داد، به این ترتیب آنهامی توانستند مجموعه یکسانی از مشتریان را تحت دو سیاست قیمت‌گذاری مختلف مشاهده کنند.
نتایج نشان داد «وقتی حرف از رایگان است، مسلما مشتریان تمایل بیشتری برای استفاده از مصرف رایگان نشان می‌دهند. بنابراین در طرح‌های سه بخشی، مشتریان 9/83 درصد ارزش‌گذاری بیشتری را برای خدمات، نسبت به طرح‌های دوبخشی داشتند.اما بر اساس نتایج کسی که بیشترین سود را کسب کرده است شرکت مخابراتی است، نه مشتریان.ارائه طرح‌های سه بخشی که در آن یک بسته خدماتی رایگان لحاظ شده بود به طور قابل ملاحظه‌ای درآمد عرضه کننده را افزایش دادند. این پژوهش همچنین نشان داد که با کاهش هزینه و قراردادن طرح‌های رایگان، عرضه کنندگان می‌توانند کل درآمد‌ها را 9/3 درصد افزایش دهند. به علاوه، این گواه بر این نتیجه بود که عرضه‌کنندگان می‌توانستند درآمدها را با افزایش ارجحیت انتخاب طرح سه بخشی، بیشتر افزایش دهند.
برای مدیران بازاریابی آموزه‌های روشنی از این پژوهش برای یادگیری وجود دارد:
• شرکتی که از قیمت‌گذاری اقلامی یا دقیقه‌ای استفاده می‌کند باید آگاه باشد تا آزمایشات میدانی را پیش از اجرای طرح‌های قیمت‌گذاری جدید انجام دهد. این مطالعه نشان می‌دهد که مشتریان اغلب رفتارشان را بر اساس دریافت اینکه چه چیزی می‌تواند یک معامله خوب باشد تغییر می‌دهند.
• یک شرکت باید تصمیم بگیرد که چگونه می‌تواند به شکل مناسبی از واژه «رایگان» استفاده کند. این مطالعه به دنبال این است که چطور یک شرکت می‌تواند فروشش را با تکیه بر جنبه‌های مختلف «رایگان» تقویت کند.
• شرکتی که از ظرفیت محدودی برخوردار است تا تقاضای عمومی را برای اقلام رایگان برآورده سازد باید مواظب باشد تا چنین برنامه‌هایی را به صورت فزاینده‌ای ترویج ندهد.
• در آخر، شرکتی که از برنامه‌های غیرخطی قیمت‌گذاری یعنی تاکتیکی که به مشتری پیشنهاد می‌کند «یکی بخر، دیگری را با تخفیف یا رایگان ببر». استفاده می‌کند، همان‌طورکه اساتید اشاره می‌کنند، «نه تنها هزینه را برای مشتریان مشخص می‌کند بلکه مشخصه‌های دریافتی خدمات را نیز تغییر می‌دهد، بنابراین انتخاب و استفاده مشتریان را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد». این یکی از ابعاد جدید پژوهش‌های قیمت‌گذاری است، در حالی که به طور گسترده‌ای تصور بر این بوده است که مشتریان فقط چیزی را که در توان مالی‌شان باشد می‌خرند یا استفاده می‌کنند.
در بازاریابی فروشگاه‌های بزرگ، بانک‌ها، شرکت‌های مخابراتی و بسیاری از بازارهای دیگر واژه «رایگان» بدون هیچ محدودیتی مورد استفاده قرار می‌گیرد. می‌توان گفت سوال بزرگ‌تری که این مطالعه مطرح می‌کند و از حوزه پژوهشی استادان فراتر می‌رود، این است:آیا زمان آن فرا نرسیده است تا دولت در استفاده از واژه «رایگان» در برنامه‌های بازاریابی شرکت‌ها، مداخله کند.




نوع مطلب : موفقیت شغلی، 
برچسب ها : رایگان، موفقیت شغلی،
لینک های مرتبط :


شنبه 25 شهریور 1391 :: نویسنده : وحید شیرزاد
حتی اگر خرافاتی نباشید، توصیه های خوب و قدرتمندی لابه لای این خط ها وجود دارد. این متن توسط مؤسسه ی آنتونی رابینز برای موفقیت شما فرستاده شده است و تا بحال 10 بار در سرتاسر جهان فرستاده شده است .
 

 
1) به مردم بیش از آنچه انتظار دارند بدهید و این کار را با شادمانی انجام دهید .
2) با مرد یا زنی ازدواج کنید که عاشق صحبت کردن با او هستید. برای اینکه وقتی پیرتر می شوید، مهارت های مکالمه ای مثل دیگر مهارت ها خیلی مهم می شوند .
3) همه ی آنچه را که می شنوید باور نکنید، همه ی آنچه را که دارید خرج نکنید و یا همان قدر که می خواهید نخوابید.
4) وقتی می گویید: دوستت دارم. منظورتان همین باشد .
5) وقتی می گویید :متاسفم. به چشمان شخص مقابل نگاه کنید .
6) قبل از اینکه ازدواج کنید حداقل شش ماه نامزد باشید .
7) به عشق در اولین نگاه باور داشته باشید .
8) هیچ وقت به رؤیاهای کسی نخندید. مردمی که رؤیا ندارند هیچ چیز ندارند.
9) عمیقاً و با احساس عشق بورزید. ممکن است آسیب ببینید ولی این تنها راهی است که به طور کامل زندگی می کنید .
10) در اختلافات منصفانه بجنگید و از کسی هم نام نبرید .
11)مردم را از طریق خویشاوندانشان داوری نکنید .
12) آرام صحبت کنید ولی سریع فکر کنید .
13) وقتی کسی از شما سوالی می پرسد که نمی خواهید پاسخ دهید، لبخندی بزنید و بگویید :چرا می خواهی این را بدانی؟
14) به خاطر داشته باشید که عشق بزرگ و موفقیت های بزرگ مستلزم ریسک های بزرگ هستند .
15) وقتی کسی عطسه می کند به او بگویید :عافیت باشد .
16) وقتی چیزی را از دست می دهید، درس گرفتن از آن را از دست ندهید .
17) این سه نکته را به یاد داشته باشید: احترام به خود، احترام به دیگران و مسئولیت همه کارهایتان را پذیرفتن.
18) اجازه ندهید یک اختلاف کوچک به دوستی بزرگتان صدمه بزند .
19) وقتی متوجه می شوید که که اشتباهی مرتکب شده اید، فوراً برای اصلاح آن اقدام کنید .
20) وقتی تلفن را بر می دارید لبخند بزنید، کسی که تلفن کرده آن را در صدای شما می شنود .
21) زمانی را برای تنها بودن اختصاص دهید .




نوع مطلب : موفقیت شغلی، مدیر خوب، فن مذاکره موفق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 17 دی 1390 :: نویسنده : وحید شیرزاد
چه کسانی باهوشند؟ آنها که نمره بالایی در مدرسه و دبیرستان و دانشگاه می آورند؟ آنها که در شغل شان موفق هستند؟ آنها که محقق و دانشمند و نابغه اند؟ نظریه هیا جدید روانشناسی می گویند همه اینها به علاوه خیلی های دیگر!
 برترین ها به نقل از هفت صبح : نظریه های جدید هوش می گویند انسان ها فقط یک نوع هوش ندارند. چطور می شود این هوش ها را در خود شناخت؟

چه کسانی باهوشند؟ آنها که نمره بالایی در مدرسه و دبیرستان و دانشگاه می آورند؟ آنها که در شغل شان موفق هستند؟ آنها که محقق و دانشمند و نابغه اند؟ نظریه هیا جدید روانشناسی می گویند همه اینها به علاوه خیلی های دیگر! آنها می گویند ورزشکارها، هنرمندها، تراشکارها و هر شغل دیگری که به ذهن تان می رسد آدم های باهوشی هستند. آنها می گویند تست های سنتی روان شناسی که هوشبهر (IQ) را می سنجند فقط توانایی های منطقی – ریاضی زبان شناختی و تا حدی عملی ما را می سنجند. درصورتی که بسیاری از توانایی های دیگر در آدمیزاد وجود دارد که به معنای واقعی نشان دهنده هوش هستند.



بر همین اساس نظریه پرداز جدیدی به نام گاردنر می گوید هوش های متنوع تری در آدمیزاد وجود دارد. او هفت نوع هوش شناسایی کرده است: هوش زبان شناختی، هوش تصویری، هوش موسیقایی، هوش بدنی، هوش منطقی، هوش میان فردی و هوش درون فردی. گاردنر می گوید اگر ما بتوانیم رشته تحصیلی و شغل مان را براساس نوع هوش مان انتخاب کنیم، رضایت بیشتری از زندگی مان خواهیم داشت.

در این مطلب می خواهیم بگوییم که چطور می شود نوع هوش مان را تشخیص دهیم و براساس آنچه رشته های تحصیلی و شغلی را انتخاب کنیم.

هوش زبان شناختی

هر نوع توانایی ذهنی که به کلمه ها ربط داشته باشد نشان دهنده هوش زبان شناختی است.

نشانه های هوش زبان شناختی

- کتاب ها برایش خیلی مهم هستند

- می توانند قبل از خواندن، صحبت کردن یا نوشتن، کلمات را در ذهن شان بشنوند

- از سرگرم کردن خود و دیگران با لغاتی که تلفط سخت یا بی معنی دارند لذت می برند

- موقع حرف زدن بیشتر از چیزهایی که شنیده یا خوانده اند استفاده می کنند

چه شغل هایی به دردشان می خورد؟

کتابدار، مسئول بایگانی، متصدی (موزه، کتابخانه، نمایشگاه و...)، ناشر، مترجم، نویسنده یا گوینده رادیو و تلویزیون، روزنامه نگار، وکیل، منشی، معلم زبان فارسی یا انگلیسی.



هوش منطقی – ریاضی

کسانی که توانایی انجام محاسبات ریاضی شان قوی است، کسانی که استدلال های منطقی را خوب می فهمند و البته خوب هم استدلال می کنند و خلاصه هرکسی که دودوتا چارتا کردن خوب سرش می شود بهره بالایی از هوش منطقی – ریاضی دارد. م عمولا در مدارس ما به این نوع هوش خیلی بها داده می شود.




نشانه های هوش منطقی – ریاضی

- به را حتی می توانند حساب و کتاب های شان را ذهنی انجام دهند

- ارگوها، ترتیب یا تسلسل منطقی رویدادها را دنبال می کنند

- معتقدند که تقریبا هر مطلبی یک توضیح عقلایی دارد

- دوست دارند نقص های روشنی که در گفتار و رفتار مردم و محیط زندگی و محل کار آنها پیدا می شود را پیدا کنند

چه شغل هایی به دردشان می خورد؟

حسابرس، حسابدار، مامور خرید، کارگزار بیمه، ریاضیدان، محقق، آمارگر، کارشناس سیستم های رایانه ای، کارشناس مالی، کارشناس فنی، دفتردار، معلم و استاد علوم پایه و تجربی.




هوش فضایی


هرچه کسانی که از نظر کلامی باهوش هستند توی ذهن شان کلمه دارند، آدم هایی با هوش فضایی توی ذهن شان تصویر دارند. آنها از هر چیزی می توانند یک تصویر در ذهن شان بسازند.

نشانه های هوش فضایی

- نسبت به رنگ ها حساس هستند

- گاهی با یک دوربین عکاسی یا فیلمبرداری آنچه در اطراف می بینند را ضبط می کنند

- از حل پازل ها، مازها و سایر معماهای بصری لذت می برند

- خواب هایی که می بینند کاملا واضح است

- معمولا می توانند در نواحی ناشناخته مسیر را درست پیدا کنند

- ترجیح می دهند نوشته هایی را بخوانند که تصویرهای زیادی دارند

چه شغل هایی به دردشان می خورد؟

مهندس، نقشه بردار، معمار، نقشه کش شهری، گرافیست، دکوراتور داخلی، عکاس، معلم هنر، مخترع، نقشه کش، خلبان، کارشناس آثار هنری، مجسمه ساز.



هوش موسیقایی

اگر وقتی می گویند ریتم، زیر و بم، تن صدا و نغمه تقریبا هیچ تفاوتی بین شان درک نمی کنید مطمئن باشید که هوش موسیقایی پاینی دارید اما اگر می توانید صدای سنتور را از بین ملغمه ای از سازها تشخیص دهید و می فهمید کی یک نفر دارد فالش می خواند احتمالا هوش موسیقایی بالایی دارید.



نشانه های هوش موسیقایی

- وقتی که یک نت موسیقی اشتباه نواخته می شود می توانند تشخیص دهند

- یک ساز می نوازند

- زندگی بدون موسیقی برایشان بی ارزش است

- اگر یک آلبوم مخوسیقی را یک یا دوبار گوش کنند می توانند آن را درست بخوانند

چه شغل هایی به دردشان می خورد؟

نوازنده، سازنده آلات موسیقی، فروشنده آلات موسیقی، خواننده، معلم موسیقی.



هوش جسمی – حرکتی

ورزشکارها یک گروه بزرگ از هوشمندان بدنی حرکتی را تشکیل می دهند.

البته غیر از این گروه کسان دیگری هم هستند که مهارت های حرکتی شان بالا است.

نشانه های هوش جسمی – حرکتی

- حداقل یک رشته ورزشی را به صورت حرفه ای پیگیری می کنند

- برایشان مشکل است که یک مدت طولانی بدون تحرک بنشینند

- بهترین ایده ها وقتی به ذهن شان می رسد که مدت طولانی قدم می زنند یا می دوند یا یک فعالیت جسمی دیگر انجام می دهند

- دوست دارند اوقات فراغت شان را در طبیعت بگذرانند

- هنگام صحبت کردن با دیگران خیلی زیاد از حرکات دست یا شکل های دیگر زبان بدن استفاده می کنند

- خودشان را آدم های منظم و آراسته ای می دانند

چه شغل هایی به دردشان می خورد؟

فیزیوتراپیست، فعال در صنعت توریسم، بازیگر، مانکن، کشاورز، مکانیک، نجار، صنعتگر، معلم تربیت بدنی، کارگر کارخانه، ورزشکار حرفه ای، محیط بان و جواهرساز.



هوش میان فردی

آدم هایی که می توانند خیلی خوب و زود با افراد دیگر رابطه برقرار کنند، می توانند خوب احساسات آنها را تشخیص دهند و درک کنند و البته خوب  آنها را مدیریت و رهبری کنند از هوش میان فردی برخوردارند.

نشانه های هوش میان فردی

- ورزش های گروهی را به ورزش های فردی ترجیح می دهند

- وقتی با مشکلی مواجه می شوند به جای حل آن ترجیح می دهند از فرد دیگری کمک بگیرند.

- تلاش برای تعلیم دادن یک فرد یا گروه برایشان لذت بخش است و می دانند این کار را چطور باید انجام دهند

- خودشان را یک مدیر خوب می دانند

- در میان جمع، احساس آرامش و آسودگی می کنند

چه شغل هایی به دردشان می خورد؟

سرپرست، مدیر، مدیر مدرسه، کارمند اداری، داور، جامعه شناس، مردم شناس، مشاور، روان شناس، پرستار، مسئول روابط عمومی، فروشنده، مسئول آژانس مسافرتی، مدیر روابط عمومی.



هوش درون فردی

خودشناسی هم احتیاج به هوش دارد. کسانی که خیلی خوب درون خودشان ر ا می کاوند و از این درون کاوی در جهت هدف های زندگی شان استفاده می کنند هوش درون فردی بالایی دارند. این نوع آدم ها بسیار مستقل و فردیت یافته اند.



نشانه های هوش درون فردی

- همیشه اوقات تنهایی شان را به فکر کردن به مسائل مهم زندگی می گذرانند

- عقایدی دارند که آنها را از جمع مجزا می کند

- اهداف مهمی در زندگی دارند که همیشه به آنها فکر می کنند

- دیدگاه واقعی بینانه ای نسبت به نقاط ضعف و قوت خودشان دارند

- خودشان را فردی با اراده یا از لحاظ فکری مستقل می دانند

- دفترچه خاطرات یا یادداشت روزانه شخصی دارند

چه شغل هایی به دردشان می خورد؟

روان شناس، مشاور، عالم الهیات، برنامه ریز، کارآفرین.





نوع مطلب : موفقیت شغلی، تجارت موفق، چگونه ثروتمند شویم؟بامدیریت خوب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


متل (Mattel) بزرگ‌ترین كمپانی اسباب بازی‌سازی در دنیا است که در سال 1945 توسط «هارولد مت متسون» و «الیوت هندلر» در ایالت کالیفرنیای جنوبی آمریکا تاسیس شد.

باربی

نام متل از ترکیب «مت» و «ال» ساخته شده است. این شرکت، ابتدا قاب عکس تولید می‌کرد و سپس به ساخت مبلمان خانه و در نهایت به تولید اسباب بازی روی آورد. این کمپانی در سال 1955 با کلوپ میکی ماوس برای تبلیغ اسباب بازی‌ها به همکاری در نمایش‌های تلویزیونی پرداخت که موجب دگرگونی ساختاری در تجارت اسباب بازی شد.

در ۱۹۵۶ به دلیل علاقه دختر هندلر به عروسک‌های کاغذی، طرح ساخت عروسک را دنبال کردند. روث هندلر هنگام مشاهده بازی دخترش باربارا با عروسک‌های کاغذی متوجه شد او از بازی دادن آنها در نقش بزرگسالان لذت می‌برد. آن زمان اغلب عروسک‌ها به شکل کودکان خردسال ساخته می‌شدند. روث ایده ساخت عروسکی با اندام بزرگسالان را به شوهرش الیوت پیشنهاد نمود؛ اما وی به عنوان مدیر شرکت متل اشتیاقی به این پیشنهاد نشان نداد.

در همان سال روث در سفر به آلمان به عروسکی که «بایلد‌لی‌لی» نامیده می‌شد برخورد نمود که عینا مطابق آن چیزی بود که در سر می‌پروراند. او سه عدد از این عروسک‌ها را خریداری کرد. یکی را به دخترش داد و دوتای دیگر را به متل برد.

عروسک لی‌لی اولین بار در سال ۱۹۵۵ در آلمان به فروش رفته بود و اگر چه در آغاز به بزرگسالان فروخته می‌شد، اما به تدریج محبوبیتی بین کودکان به‌دست آورد و از پوشاندنش با قطعاتی که جداگانه در دسترس بودند، لذت می‌بردند.

روث پس از بازگشت به آمریکا با کمک مهندسی به نام جک رایان اقدام به طراحی عروسکی مشابه نمود و به نام دخترش باربارا نام باربی را بر آن نهاد.

جک تا سال 1991 طراح تغییرات باربی در کمپانی متل بود. وی قبل از آن در پنتاگون (وزارت جنگ آمریکا) طراح موشک‌های اسپارو و‌هاوک بود. شرکت متل او را به خاطر تخصص و استعدادش در شناخت فرم بدن انسان استخدام کرد.اولین سری عروسک باربی که برای اولین بار در نهم ماه مارس سال ۱۹۵۹ در شهر نیویورک به نمایش گذاشته شده بود، در ژاپن ساخته شد و در سال نخست حدود ۳۵۰ هزار عدد از آن به فروش رفت.

باربی به زودی در صف اول اسباب بازی دختران در غرب قرار گرفت. در سال 1959 هر عروسک باربی به قیمت سه دلار فروخته می‌شد، اما اکنون هر عروسک باربی اصل ساخت کمپانی متل تا 4500 دلار قیمت دارد.

در 1961 کمپانی متل، عروسک «کن» را تولید کرد. این عروسک پسری بود با لباس‌های شیک و موهای قهوه‌ای که برگرفته از نام پسر آقای هندلر رییس کمپانی متل بود. بعدها نام آن در سال 1963 عروسک میچ و در سال 1965 عروسک اسکیپر به جمع کن و باربی پیوستند.

اولین باربی سیاهپوست و اولین باربی اسپانیایی تبار در سال 1980 ارائه شد. باربی برای اینکه بتواند نقش تربیتی خود را ایفا کند باید پاسخگوی تمامی سلایق و علاقه‌ها می‌بود و در نقش‌های گوناگونی ظاهر شد؛ باربی با بیش از 80 شغل مختلف از جمله: پرستار، معلم، خلبان، نوازنده موسیقی، دامپزشک و حتی باستان شناس به بازار آمد. همچنین برای پذیرش این عروسک از سوی ملیت‌های گوناگون باربی با حفظ اصالت خود در رنگ‌ها و ملیت‌های گوناگون هندی، آفریقایی، چینی و ... نیز تولید شد. اولین حیوان خانگی متعلق به باربی، یک اسب بود و تاکنون بیش از 40 حیوان دیگر نیز برای او ساخته شده است.پرفروش‌ترین عروسک باربی، باربی گیسو بلند بود. بزرگ‌ترین طراحان لباس دنیا به کمک کمپانی متل شتافته و به طراحی ظریف و زیبای لباس‌های گوناگون باربی می‌پرداختند. مد لباس‌های باربی شامل طرح‌هایی از گوچی، دولچه و گابانا، ورساچه و ژیوانشی بود که اغلب تجملاتی و متعلق به طبقه ثروتمند جامعه بودند.

در اوایل دهه 90 باربی نظامی به ارتش پیوست؛ یک گروهبان پزشک که در میان توفان شن مشغول خدمت بود. در سال 1999 با به عهده گرفتن نقش مکمل در فیلم داستان اسباب بازی2، یک ستاره جدی سینما شد. در سال 2000، یک باربی کاندیدای ریاست‌جمهوری هم به بازار آمد که اهداف سیاسی‌اش ایجاد امکانات برای دختران و بالا بردن سطح تحصیلات بود.در سال 2001 عروسک باربی در اولین فیلم کامپیوتری خود به نام باربی و فندق شکن ظاهر شد و از آن پس تاکنون فیلم‌های کامپیوتری، انیمیشن و سینمایی زیادی در مورد باربی تولید شده است.یکی از باربی‌های موفق اخیر، باربی راپونزل است (راپونزل شخصیت افسانه‌ای است که موهای بلندش به آزادی او از برج بلندی که در آن اسیر است، کمک می‌کند) این عروسک در سال 2002 همزمان در یک روز در 59 کشور به بازار آمد. این بزرگ‌ترین معرفی کالا در تاریخ شرکت متل بود. باربی هنوز به همان محبوبیت قبل باقی مانده است و در هر دقیقه سه عروسک باربی در نقطه‌ای از جهان به فروش می‌رسد. این موفقیت بزرگی برای شرکت متل و دلیل عمده فروش 6 میلیارد دلاری آنها در سال گذشته است.
باربی

در میان عروسک‌هایی که تاکنون ساخته شده باربی از ویژگی‌های منحصر به فردی برخوردار است؛ چرا که باربی تنها یک عروسک نیست، بلکه یک تبادل فرهنگی است و به همین خاطر متخصصین فراوانی در تولید، طراحی، تبلیغ و توزیع آن نقش آفرینی نموده‌اند.

یکی از نکات جالب توجه در حمایت رسانه‌ای از باربی سایت اینترنتی آن است. کودکان پس از ورود به سایت می‌توانند بازی کنند، با باربی در کنار دریا قدم بزنند یا در منزل جشن تولد بگیرند و ... که همین امر جذابیت بسیار بالایی برای آنها ایجاد نموده است.فراگیری و فروش قابل‌توجه محصولات جانبی با مارک باربی مانند لوازم‌التحریر، کیف و کفش و ... باعث رونق بیش از پیش اقتصادی این عرصه گردیده و زمینه تولید آن با کیفیت‌های گوناگون به منظور تامین سطوح مختلف درآمدی را فراهم نموده است. هم‌اکنون بیش از 31 هزار کارمند مختلف در سراسر جهان برای متل کار می‌کنند.
 




نوع مطلب : نابغه های ثروتمند دنیا، موفقیت شغلی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 10 دی 1390 :: نویسنده : وحید شیرزاد

برای شهروندانی كه نزدیك به سه دهه محصولات غذایی مهرام را مصرف می كنند جالب است بدانند كه بنیانگذار این كارخانه غذایی چه كسی بوده است.شاید برایشان جذاب باشد كه بدانند چه كسی با فرستادن شاخه گل و كارت تبریك در روز تولد فروشندگان محصولات مهرام سعی در شناخت محصولات كارخانه اش در بین مارك ها و برند های مختلف داشت.
شاید بعد از گذشت چندین سال برایتان جالب باشد كه چه كسی با خرید كارخانه سركه از پسر پهلوی اولین سس را وارد سفره های ایرانی ها كرد. آن زمان كه هنوز طریق مصرفش را نمی دانستیم. مردی كه با گذشت بیش از نیم قرن از فعالیتش در عرصه اقتصاد روزی 12 ساعت با انرژی كار می كند و هنوز هم مثل روزهای جوانی اش از بیكاری نفرت دارد. شاهرخ ظهیری كه این روزها هیچ گونه فعالیت اقتصادی ندارد، تنها دلمشغولی اش، حضور در هیات نمایندگان اتاق بازرگانی وصنایع ومعادن تهران است.
 
به گزارش خبرآنلاین؛ پدر صنایع غذایی ایران. این لقب این روزها بیشترازهمیشه برازنده شاهرخ ظهیری است.بیش از 60سال است كه سابقه مدیریت در شركت های تولید مواد غذایی دارد ودراین مدت چند نام معروف به صنایع غذایی ایران اضافه كرده است.
 
 
از مهرام كه فرجام خوبی برایش نداشت تا گراندیس كه پاتوق این روزهایش است.دراین میان سری هم به شركت های تولید كننده آب معدنی می زند و انجمن آب های معدنی را هم اداره می كند.شاهرخ ظهیری در دوره ششم عضو هیات رییسه اتاق تهران بود و در عین حال درچند تشكل دیگر بخش خصوصی عضویت دارد.
 
 
شاهرخ ظهیری را به واسطه شركت مهرام می شناسند اما سایه نام ظهیری هم تا ابد روی مهرام سنگینی می كند.داستان فروش مهرام به رسول تقی گنجی بسیار خواندنی است و البته عبرت آموز.عبرت آموز به این دلیل كه به ما می گوید" ضرورتی ندارد به همه ادم های اطرافمان اعتماد كنیم".مهرام را گنجی هرطور كه بود از ظهیری گرفت و بابتش پول زیادی نپرداخت.ظهیری هنوز داغ مهرام را درسینه دارد اما مهرام،زنده و سرحال پس از 12سال دوری ازظهیری،زیر سایه نام خانواده گنجی نفس می كشد.

 
شاهرخ ظهیری كه او را به واسطه بیش از نیم قرن تلاش وكارآفرینی، پدر صنایع غذایی نام نهاده اند، در سال 1309 در ملایر به دنیا آمد. پدرش ملایری بود و مادر،تهرانی و شاهرخ نخستین ثمره زندگی آنها محسوب می شد. پدرش تجارت پیشه كرده بود و فرش به این شهر و آن شهر می برد اما روزگار به كام نبود و بازار به كسادی گرایید به این ترتیب ظهیری و خانواده اش ملایر را ترك كردند و به تهران كوچیدند.
دست برقضا، خانواده مادری شاهرخ ظهیری هم تاجر بودند و با بازرگانان روس، مبادله می كردند. پس از مهاجرت خانواده به تهران، خواهرش آذرمیدخت به دنیا آمد كه بعدها به حرفه معلمی روی آورد. برادر كوچكش نیز چندی بعد به دنیا پا گذاشت. با اینكه شاهرخ ظهیری چندصباحی را به شغل معلمی گذراند، اما هرمز، برادر كوچك او، حرفه پزشكی را در پیش گرفت تا آنجا كه به ریاست بیمارستان آمریكایی سابق و ساسان فعلی تهران نیز رسید. هرمز ظهیری استادی دانشگاه USC كالیفرنیای جنوبی را نیز در كارنامه دارد. شاهرخ ظهیری، دوران دبستان و دبیرستان را در قم گذراند. شغل پدر، خانواده را پس از دو سال زندگی در تهران به قم كوچاند. در سال 1314 و در زمان اوج قدرت رضاشاه، ریاست اداره انحصار تریاك كه زیرنظر وزارت مالیه بود، به پدر شاهرخ ظهیری رسید و به ناچار خانواده راهی قم شد. ظهیری، دوران دبیرستان را در رشته ادبی و در دبیرستان حكیم نظامی قم به پایان رساند. پس از آن از سد كنكور كه آن موقع چندان بلند و غول آسا نبود، گذشت و در رشته حقوق دانشگاه تهران به ادامه تحصیل پرداخت. ظهیری البته در كنار تحصیلات دبیرستانی، مدتی هم به تحصیلات حوزوی مشغول بود و با مسائل فقهی آشنایی داشت كه همین عامل در گرایش او به رشته حقوق دانشگاه تهران موثر بود. 
    

   
معلمی با 64 تومان حقوق

شاهرخ ظهیری، اولین شغل خود را در حرفه معلمی دبستان تجربه كرد. در زمانی كه او تازه سال پنجم دبیرستان را به اتمام رسانده بود پدرش بر اثر ابتلابه سل دار فانی را وداع گفت. بنابراین سرپرستی خانواده به شاهرخ ظهیری رسید. دولت وقت آن زمان شرایط اشتغال را برای او با معافی كفالت سربازی و سپس استخدام در اداره فرهنگ قم با مدرك تحصیلی پنجم دبیرستان فراهم كرد. تاریخ استخدام او مهرماه 1328 بود در حالی كه 18 سال بیشتر نداشت. از حقوق 64 تومانی تدریس، ماهانه 10 تا 12 تومان آن خرج اجاره خانه می شد. با این حال هزینه خانواده ظهیری از محل دیگری نیز تامین می شد روی یك دستگاه كامیون كه از پدر او به ارث رسیده بود راننده ای گماشته شده بود كه بخشی از هزینه های خانواده را تامین می كرد. با این حال، شاهرخ ظهیری همزمان با تدریس در كلاس چهارم دبستان در سال 1329 با قبولی در كنكور در رشته حقوق دانشگاه تهران تحصیلات دانشگاهی را آغاز كرد. ظهیری یكی از دلایل اصلی علاقه به تحصیل در رشته حقوق را روحیه شیخوخیت و كدخدامنشی خود می داند. او می گوید: »از همان دوران جوانی برای حل و فصل مشكلات دیگران و رفع اختلاف های موجود میان افراد، خود را شایسته نشستن بر جایگاه داوری و قضاوت می دیدم.«

 

       
 700 تومان درآمد در دهه 30
ظهیری، سال دوم تحصیل در دانشكده حقوق را می گذراند كه از اداره فرهنگ قم درخواست انتقال به تهران را داد. اما به جای انتقال به تهران به شهرستان كرج منتقل و در یكی از دبیرستان های كرج به تدریس تاریخ و ادبیات مشغول شد. حال حقوق ماهانه او 150 تومان بیشتر شده بود. حقوق بازنشستگی پدر و درآمدی كه از محل كامیون حمل بار به دست می آمد مجموع درآمد خانواده را در آن زمان به ماهی 600 تا 700 تومان رسانده بود. این درآمد 700 تومانی زندگی خوب و مرفه ای برای خانواده ظهیری در دهه 30 به ارمغان آورده بود.
 
 

اشتغال در كارخانه درخشان یزد
اما تمام دغدغه شاهرخ ظهیری جوان در معلمی خلاصه نمی شد. او كارآفرینی را در اندیشه خود می پروراند، در حالی كه تحقق چنین آرزویی از مسیر كارمندی دولت و حرفه معلمی نمی گذشت. بنابراین در سال 1337 ضمن تدریس در دبیرستانی به نام سد كرج در تهران، صبح ها در فروشگاه مركزی كارخانه پارچه بافی درخشان یزد با حقوق ماهانه 350 تومان مشغول به كار شد. او در آن زمان موفق شده بود برای تدریس به دبیرستان های تهران منتقل شود.
   
   
عشق جنتی
شاهرخ ظهیری هرچند حرفه معلمی را از ابتدا برای خود برگزیده بود اما این شغل چندان نیز برای او شگون نداشت. تدریس در دبیرستان دخترانه جنت در محله قلهك تهران واقعه ای را برای شاهرخ ظهیری رقم زد كه به زعم وی پس از گذشت بیش از نیم قرن هنوز در قلب و روح خود آن را حس می كند. تعریف حال و هوای آن روزگار از زبان ظهیری خواندنی است: «در آن زمان من جوانی مجرد بودم كه به قول دوستان انسان خوش برخوردی هم بودم. باید كم كم خود را برای ازدواج و تشكیل خانواده آماده می كردم. بعد از مدتی تدریس در دبیرستان جنت، یكی از دانش آموزان دبیرستان كه دختر بسیار خوش برخورد، ساعی و در عین حال زیبا و جذابی بود، توجه مرا به سوی خودش جلب كرد. این توجه رفته رفته به دلبستگی عمیقی به آن دختر در قلب من تبدیل شد. پس از مدتی احساس كردم آن دختر هم متقابلابه من علاقه و دلبستگی پیدا كرده است.»


 ظهیری خاطره اش را اینگونه ادامه می دهد: « هر دو سخت عاشق و دلبسته هم شده بودیم. از آن عشق هایی كه مشابه آن را بیشتر در كتاب ها و فیلم های سینمایی می توان سراغ گرفت. شب و روز از عشق آن دختر آرام و قرار نداشتم. می دانستم كه او هم وضعیتی شبیه به من دارد. »

 
اما این عشق سوزان سرانجام سوزان تری داشت: « ... برای خواستگاری كسی را همراه خود نبردم. پدر دختر درباره شغل و حرفه ام سوال كرد. گفتم لیسانس حقوق هستم و شغل اصلی ام دبیری آموزش وپرورش است. در بازار هم كار می كنم. اما پدر دختر در نهایت سنگدلی گفت به معلم جماعت دختر نمی دهم. »
 
آنگونه كه ظهیری می گوید، آن دختر به اجبار پدر به ازدواج یك جناب سرهنگ درمی آید، اما پس از مدتی دست به خودكشی می زند. عشق بی سرانجام به آن دختر و طعنه پدر خانواده دختر مورد علاقه شاهرخ ظهیری جوان سنگ بنایی شد برای جهش به سوی كسب و كار. فروشگاه منسوجات كارخانه درخشان یزد در مقابل سبزه میدان تهران، برای شاهرخ ظهیری در حكم ایستگاه اول قطاری بود كه او را تا قله صنعت غذایی ایران رساند.

 
 كارخانه درخشان یزد علاوه بر فاستونی، پتوهای مرغوبی را تولید می كرد كه باب دل اكثر مردم آن دوره بود. این فروشگاه را فردی به نام هراتی هدایت می كرد كه از بستگان نزدیك شاهرخ ظهیری بود. فروشگاه درخشان یزد در عین حال سالانه میلیون ها متر پارچه موردنیاز تهیه یونیفورم های ماموران و افسران شهربانی كل كشور را تامین می كرد. ظهیری خود می گوید، اولین روزی كه برای كار وارد فروشگاه شد، چهارپایه ای به او دادند و تا مدت ها او در گوشه ای از فروشگاه روی آن می نشست و رفت وآمد مشتریان را نظاره می كرد.

 
 اما این برای ظهیری جوان و تحصیلكرده و در عین حال اتوكشیده آن زمان خوشایند نبود. پس باید به دنبال راهی می گشت تا قابلیت های خود را در عرصه كسب وكار نشان دهد. سرانجام نقطه جهش در فروشگاه درخشان یزد زده شد.صبح یكی از همان روزهایی كه شاهرخ ظهیری خود را به فروشگاه محل كار می رساند، اتفاق مهمی می افتد. از رئیس اداره تداركات شهربانی وقت نامه ای می رسد كه هراتی را در شوك فرو می برد. در آن نامه اعلام شده بود كه شهربانی دیگر قصد خرید پارچه یونیفورم از درخشان یزد را ندارد. در آن زمان، شهربانی كل كشور همه ساله میلیون ها متر پارچه موردنیاز تهیه یونیفورم ماموران و افسران خود را از كارخانه درخشان یزد خریداری می كرد و از محل فروش آن سود خوبی نصیب كارخانه درخشان یزد می شد. اما نامه فسخ قرارداد شهربانی كل كشور وقت با درخشان یزد، تهدید بزرگی برای ادامه كار این كارخانه محسوب می شد. پس شاهرخ ظهیری باید دست به كار می شد. او هراتی، مسوول فروشگاه را مجاب كرد كه می تواند این مشكل را حل كند و دو روز فرصت خواست.

 
شاهرخ ظهیری كه در آن زمان اواخر سال سوم دانشكده حقوق را می گذراند و تا گرفتن لیسانس حقوق فاصله ای نداشت، صبح فردای آن روز قدم زنان راهی شهربانی كل كشور شد. از پلكان ورودی كاخ شهربانی بالارفت و سراغ دفتر رئیس اداره تداركات را گرفت، اما نگهبان مسلح كاخ مانع ورود او شد. اصرار او باعث می شود راه دفتر افسر نگهبان را به او نشان دهند. ظهیری در این باره می گوید: « آن روز موفق شدم وقت ملاقاتی برای صبح فردای آن روز با عالی ترین مقام شهربانی كل كشور به دست آورم.»

 
ساعت 6 صبح روز بعد در دفتر تیمسار رئیس اداره تداركات شهربانی حاضر شدم. فرصت زیادی نداشتم، پس شروع كردم: « جناب تیمسار من كارمند فروشگاه كارخانه درخشان یزد هستم. گویا امسال دستور فرموده اید كه شهربانی دیگر از كارخانه ما پارچه نخرد. در حالی كه پارچه های كارخانه درخشان یزد به تصدیق همه اهل فن هم كیفیت بالایی دارد و هم قیمت آن بسیار منصفانه و رقابتی است. بنابراین امروز خدمت رسیده ام تا تقاضا كنم آن دستور را لغو بفرمایید، چون اگر دستور جنابعالی اجرا شود علاوه بر خسارت سنگین به كارخانه، من و عده زیادی از كاركنان آن بیكار و رزق و روزی خود را از دست خواهیم داد. »  صحبت های آن روز و آن ساعت شاهرخ ظهیری اثر خود را گذاشت.

 
تیمسار بی آنكه پاسخی به او بدهد گوشی تلفن را برداشت و به آجودان خود با لحن خشك و آمرانه دستور داد: « پارچه امسال را هم از درخشان یزد بخرید. » این اقدام ظهیری در آن زمان سر و صدای زیادی در بازار به پا كرد و باعث شد تا بسیاری از تجار سرشناس آن وقت بازار برای شاهرخ ظهیری جوان حساب جداگانه ای باز كنند. هراتی، مسوول فروشگاه نیز مبلغ 500 تومان پاداش برای او در نظر گرفت.
   
   
ترخیص كار شركت ماشین های فلاحتی
عزم و اراده شاهرخ ظهیری، راه را برای موفقیت او هموارتر كرد. كارفرمای او وضع مالی مساعدی پیدا كرد و تصمیم گرفت فعالیت خود را به حوزه های دیگری هم گسترش دهد. بنابراین شركتی به نام شركت ماشین های فلاحتی تاسیس و نمایندگی ماشین های كشاورزی نظیر تراكتور و كمباین را از شركت آستین انگلیس گرفت و همزمان موفق به اخذ نمایندگی اتومبیل های بی ام و از آلمان غربی آن زمان شد. محل شركت جدید در جاده قدیم شمیران، شریعتی امروز بود. در آن زمان، كه مقارن بود با سال 1332 و دوران پس از كودتای 28 مرداد، ظهیری به دستور هراتی از فروشگاه كارخانه درخشان یزد به شركت ماشین های فلاحتی منتقل و مسوولیت گشایش اعتبارات اسنادی امور گمركی و ترخیص خودروها و ماشین آلات وارداتی از گمرك خرمشهر را به دست گرفت
    
   

شیخ كانوو!

در دهه 30 خورشیدی، هنوز خط مونتاژ خودروی پیكان توسط برادران خیامی در ایران به راه نیفتاده بود. بنابراین خودروهای مورد نیاز كشور از آمریكا، انگلیس، آلمان و فرانسه و برخی كشورهای اروپایی وارد ایران می شد. ترخیص خودروهای سواری كه توسط شركت ماشین آلات فلاحتی وارد گمرك خرمشهر می شد برعهده شاهرخ ظهیری بود. مراحل ارسال این خودروها به تهران نیز روش خاصی داشت كه ظهیری خود مسوول آن بود. خودروهای سواری به صورت كاروانی توسط راننده هایی كه برای آنها در نظر گرفته می شد، راهی تهران می شدند.

 
ظهیری در این باره می گوید: « من سوار بر یك خودرو و در پیشاپیش كاروان خودروها به راه می افتادم. سرعت حركت خودروها از 10 كیلومتر در ساعت شروع می شد و از نیمه راه تا تهران به حدود 80 كیلومتر در ساعت می رسید. راننده ها محلی و اهل همان خرمشهر بودند. خرمشهری ها به كسی كه با خودرو در پیشاپیش كاروان حركت می كرد «شیخ كانوو » می گفتند كه كلمه كانوو در زبان محلی معادل همان كلمه convoy انگلیس و شیخ هم به معنی رئیس و پیشقراول كاروان بود.»                                                                                                      

 

انتقال به شركت ایران و غرب
پیشرفت كاری شاهرخ ظهیری رفته رفته او را به وزنه ای كارآمد در فضای كسب و كار آن زمان تبدیل كرده بود تا آنجا كه هراتی روزی ظهیری را به دفتر محل كار كشانده و خطاب به او می گوید: « شما به لقمه بزرگ برای دهان من تبدیل شده اید، چرا كه آقای صراف زاده پیغام داده و از من خواسته كه شما را برای همكاری نزد ایشان بفرستم.»

 
صراف زاده همشهری هراتی و از ثروتمندان و كارخانه داران معروف یزدی و نماینده مردم یزد در مجلس شورای ملی وقت بود. او سمت ریاست كمیسیون بودجه مجلس را هم برعهده داشت و فردی بسیار پرنفوذ بود. در آن زمان، صراف زاده یكی از سهامداران اصلی شركت « ایران و غرب» بود.

 
 دفتر این شركت در خیابان شاهرضای سابق و انقلاب فعلی در مجاورت هتل تهران پالاس قرار داشت. اسداللـه علم وزیر دربار و دكتر بوشهری كه در آن زمان شوهر اشرف پهلوی خواهر شاه سابق بود، از شركای صراف زاده بودند. آن سه نفر بعدها گروهی را به نام گروه ماه تاسیس كردند كه نوعی شركت هلدینگ محسوب می شد. به هر حال، شاهرخ ظهیری برای ادامه فعالیت راهی شركت ایران و غرب شد. پس از مدتی كوتاه كه شاهرخ ظهیری در شركت ایران و غرب به فعالیت مشغول شد، به مدیرعاملی یكی از شركت های تابعه آن به نام شركت مهكشت رسید كه در كار واردات ماشین آلات كشاورزی بود. این شركت زیرمجموعه شركت هایی بود كه زیر عنوان گروه ماهماه موتور ، ماهیار ، ماهساز كه سهامداران آن علم وزیر دربار، مهدی بوشهری شوهر اشرف پهلوی و صراف زاده بودند. شاهرخ ظهیری در آن مقطع علاوه بر مدیرعاملی شركت مهكشت، مدیر فروش شركت ایران و غرب نیز بود. به صورت هلدینگ كار می كردند. دیگر شركت های این گروه عبارت بودند از شركت

   
   
اخراج از كاخ اشرف

یكی دیگر از كارهای شاهرخ ظهیری در شركت مهكشت علاوه بر اداره شركت، این بود كه به عنوان منشی مخصوص مهدی بوشهری شوهر اشرف پهلوی تعیین شد. بوشهری از كودكی در فرانسه تحصیل كرده بود و در آن كشور اقامت داشت، هرچند به زبان فارسی صحبت می كرد اما سواد نوشتن و خواندن به زبان فارسی را نداشت،بنابراین ظهیری برای انجام امور اداری و مكاتبات بوشهری دركنار او قرار گرفت. یكی از وظایف ظهیری در آن برهه، رساندن چك ها و گزارش نامه های مالی به بوشهری برای امضا بود، به همین خاطر كارت مخصوصی برای ورود به كاخ او و اشرف پهلوی كه در سعدآباد مستقر بود، صادر شده بود.


 ظهیری خاطره تلخی از آن دوران دارد: « در یكی از روزها حدود ساعت 10 صبح بود كه من روی مبلمان طبقه همكف كاخ در انتظار بوشهری نشسته بودم. به ناگاه متوجه شدم كه اشرف از پله ها پایین می آید. او تا چشمش به من افتاد گفت: شما كی هستید و اینجا چه كار می كنید؟ گفتم من معاون آقای بوشهری هستم و كارهای امضایی را خدمت شان آورده ام. گفت: با چه مجوزی وارد كاخ شده اید؟ من كارت مخصوص را به ایشان نشان دادم. گفت: این منزل شخصی است نه اداره! غلط كرده اید كه وارد منزل من شده اید! كارت را از من گرفت و به سربازان نگهبان كه مسلح بودند دستور داد مرا از كاخ اخراج كنند.»

 
 ظهیری جوان و پرغرور با این برخورد دیگر هیچگاه به شركت ماه بازنگشت اما دست از فعالیت نیز نكشید. او بلافاصله در شركت آفتاب شرق در خیابان فردوسی كه متعلق به محلوجی ها (اكبر، اصغر، خلیل) بود، به سمت مدیر فروش تراكتورها مسی فرگوسن انگلیس منصوب و مشغول به كار شد. اما دست تقدیر، سرنوشت دیگری را برای او رقم زد.

 
با آمدن سرلشكر ریاحی به وزارت كشاورزی، سیاست های دولت وقت درخصوص تهیه و تامین ماشین آلات كشاورزی دستخوش تغییر شد. به اینگونه كه وزارت كشاورزی قراردادی برای ساخت تراكتور با كشور رومانی منعقد كرد و به این ترتیب اولین كارخانه تراكتورسازی در تبریز راه افتاد. بعد از تاسیس این كارخانه، كسب و كار شركت آفتاب شرق كه در كار واردات تراكتور و سایر ماشین آلات كشاورزی بود كساد شد. پس از آن بود كه ظهیری به كار دولتی روی آورد. او به مدت چهار سال در سمت مدیر مالی   در سازمان آب و برق گیلان مشغول شد. پس از چهار سال فعالیت در گیلان، او دیگر نتوانست در آن دیار بماند و عازم تهران شد. ظهیری در بازگشت به تهران بار دیگر ارتباط خود را با تشكیلات شركت ایران و غرب و شخص صراف زاده برقرار كرد. به توصیه صراف زاده و شركا ظهیری برای راه اندازی یك شركت صنایع غذایی ترغیب شد.

 
در آن زمان صنایع غذایی در ایران از محدوده تولید كمپوت و رب گوجه فرنگی و تولیدات فله ای دیگری چون خیارشور و ترشی فراتر نمی رفت. محصولات آمریكایی و اروپایی نیز بازار ایران را در دست داشتند. ظهیری به دلیل توجه روزافزون مصرف كنندگان به محصولات كنسرو شده به این سمت رفت و مقدمات تاسیس شركت مهرام را فراهم كرد. سال 1349 بود و ظهیری اولین دفتر شركت مهرام را در پاساژ سلامت واقع در خیابان سعدی جنوبی راه اندازی كرد. رقبای بزرگی نیز در دور و اطراف مهرام در آن زمان وجود داشتند. قبلاشركت كنسروسازی یك و یك در دشت مرغاب استان فارس احداث شده بود. چند ماه پس از راه افتادن مهرام، شركت كنسروسازی چین چین خراسان فعالیت خود را شروع كرد. با این حال، ظهیری از میان محصولات كنسروی و غذایی، تولید سس را انتخاب كرد. ایده تولید سس مهرام البته به پیشنهاد باجناق شاهرخ ظهیری بازمی گردد.
 
ظهیری خود در این باره می گوید: « در آن زمان باجناق من با یك ایرانی دیگر در بورسیه معروف صنایع غذایی كرافت ( kraft) آمریكا كه محصولاتش به تمام دنیا صادر می شد، كارآموزی كرده بودند. آنها بعد از بازگشت به ایران به من پیشنهاد كردند كه یك كارخانه تولید سس راه اندازی كنیم. قبول كردم و به وزارت صنایع رفتم و مجوز احداث یك كارخانه تولید سس را در شهر صنعتی البرز قزوین گرفتم. »
 
در عین حال، در سال 1351 در حالی كه اولین محصولات تولیدی مهرام رفته رفته جای خود در میان مصرف كنندگان ایرانی باز می كرد، ظهیری با 30 سال خدمت كه پول پنج سال آن را یكجا به حساب دولت ریخته بود، خود را از خدمات دولتی بازنشسته كرد
    
   

خرید كارخانه وردا از پسر اشرف
استاندارد كرافت آمریكا، شرایط ویژه ای را برای تولید سس تعریف می كرد. شرایطی كه در ایران آن زمان دست و پای شاهرخ ظهیری را برای تولید سس مهرام بسته بود. براساس این استاندارد، درصد اسید سس تولیدی باید پایین تر از سركه های معمولی می بود. بنابراین تولید محصول سس مهرام به سركه مرغوب و استاندارد نیاز داشت، در حالی كه آن نوع سركه در بازار آن موقع پیدا نمی شد. پس ظهیری باید راه چاره ای برای تولید سس مهرام می اندیشید. در آن زمان كارخانه تولید سركه وردا در تهران فعالیت داشت كه متعلق به شهرام پهلوی نیا، پسر اشرف پهلوی بود.

 
 این كارخانه قادر بود سركه استاندارد مورد نیاز شاهرخ ظهیری را تامین كند. ظهیری برای خرید این كارخانه وارد مذاكره شد و در نهایت توانست وردا را به مبلغ 30 میلیون تومان از شهرام پهلوی نیا خریداری كند. با خرید كارخانه وردا، مهرام وارد مرحله تولید شد. ظهیری بلافاصله دو خط تولیدی یكی از انگلیس و دیگری از آلمان در مهرام به راه انداخت. كارخانه سركه وردا را هم با ماشین آلاتی كه از آلمان وارد كرد بازسازی نمود.

 
در شروع كار، شركت مهرام برای تولید هفت نوع سس ، یعنی سس مایونز ، سس فرانسوی ، سس هزار جزیره ، سس ایتالیایی ، سس ساندویچ و سس ماهی و كچاپ برنامه ریزی كرده بود. ظرفیت رسمی تولید كارخانه نیز در آن زمان 2 تا 3 تن معادل 100 كارتن بود. اما جا انداختن فرهنگ مصرف سس مهرام در میان ایرانیان آن زمان برای ظهیری و تیم او به مراتب سخت تر از راه اندازی كارخانه بود. مردم آن زمان تاكنون چنین محصول غذایی را نه چشیده و نه حتی دیده بودند. بنابراین ظهیری دست به ابتكاری جالب زد.
   
   
تاكتیك روانی برای جلب مشتری

دستیابی به آن هدف نیز نیازمند پیاده كردن یك سلسله تاكتیك های روانی بود كه شاهرخ ظهیری درباره آن چنین توضیح می دهد: « روزها كارمان این بود كه كامیون های پخش محصولات مهرام را به پیچ شمیران می فرستادیم. بلافاصله افراد آموزش دیده ای را نیز به عنوان مشتری به مغازه های پیچ شمیران می فرستادیم و هركدام انواعی از محصولات مهرام را خریداری می كردند. مغازه دار هم كه می دید برای محصولات ما آن همه مشتری پیدا شده، رفته رفته میل بیشتری به خرید از ما پیدا می كرد. به این ترتیب فروش محصولات مهرام در مدت كوتاهی رونق گرفت.»

 
كارخانه مهرام، در ابتدای انقلاب اسلامی با مشكلاتی مواجه شد. اما با شكستن اعتصاب ها، كارگران به واحدهای تولید بازگشتند و فعالیت مهرام نیز از سر گرفته شد. شروع جنگ تحمیلی نیز بر تولید مهرام اثر گذاشت كه از آن جمله می توان به واردات مواد اولیه و بسته بندی محصولات مهرام اشاره كرد. اما مزایایی نیز در دامان مهرام گذاشت چراكه با بسته شدن درهای مملكت به روی ورود كالاهای مشابه خارجی، محصولات مهرام در كشور جای خود را باز كرد.


مهرام در قفسه فروشگاه های آمریكایی

داستان صادرات محصولات مهرام به آمریكا نیز شنیدنی است. در آن زمان، ایران به زیر تیغ تحریم ایالات متحده رفته بود. اما ظهیری موفق شده بود محصولات مهرام را به آمریكا صادر كند. او در این باره می گوید: »ما ناچار بودیم محصولات خود را از طریق دوبی به آمریكا صادر كنیم. محموله صادراتی ما 15 روزه با كشتی از دوبی به آمریكا می رسید. یكی از حامیان ما در آن زمان آقای نهاوندیان معاونت وزارت بازرگانی سابق و رئیس فعلی اتاق بازرگانی ایران بود كه ما را تشویق می كرد به هر مقدار كه شده محصولات مهرام را به آمریكا و كانادا صادر كنیم. محموله های صادراتی مهرام در بندر لس آنجلس در غرب آمریكا از كشتی تخلیه و از آنجا میان فروشگاه های معتبر آمریكا توزیع می شد و مشتریان پروپاقرصی هم داشت.« 
    
   

ظهیری در اتاق بازرگانی

پس از خاتمه جنگ تحمیلی، مشكلات اقتصادی به گونه ای دیگر بر سر جامعه صنعتی ایران خراب شد. بانك مركزی در آن زمان اعتبارات شركت های خصوصی را تا 50 درصد كاهش داد و به این ترتیب واحدهای تولیدی بخش خصوصی برای خرید و تامین مواد اولیه با مشكل مواجه شدند. شركت مهرام نیز كه تا پیش از این در قالب سهامی خاص فعالیت می كرد به ناچار به سهامی عام
تبدیل شد و با ورود 50 درصد سرمایه شركت به بورس جان تازه ای گرفت.

 
شاهرخ ظهیری در آن زمان بود كه دیگر توان اداره مهرام را در خود ندید. بالارفتن سن و بیماری قلبی او باعث شد از مدیریت مهرام كناره گیری كند. با این حال پایگاه دیگری برای ادامه فعالیت ظهیری فراهم بود. او در زمان اداره مهرام همكاری مستمری با اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران داشت و همزمان با برگزاری اولین دوره انتخابات اتاق به عضویت هیات نمایندگان پارلمان بخش خصوصی درآمده بود. ظهیری بیش از 30 سال است كه عضو اتاق بازرگانی تهران است و طی دو دوره اخیر در سمت عضو هیات رئیسه اتاق تهران و به عنوان خزانه دار اتاق تهران مشغول به فعالیت است.
 



نوع مطلب : نابغه های ثروتمند ایران، چگونه ثروتمند شویم؟بامدیریت خوب، داستان زندگی میلیاردرها، زندگی مردان بزرگ، موفقیت شغلی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


ثروتمند ترین زن خانه دار جهان!!!


از او به عنوان ثروتمند ترین زن خانه دار ساکن آمریکا یاد می کنند. او متخصص فنون خانه داری است و توانسته شرایط مالی خوبی را برای خانواده اش فراهم کند و ...
 
معمولا این طور به نظر می رسد که زنان خانه دار نمی توانند زیادی پولدار شوند اما مارتا هلن کستیرا  Martha Helen Kostyra نشان داد که این ایده نمی تواند درست باشد. مارتا که هم اکنون زنی تقریبا سالمند ( سالمند جوان ) به شمار می رود، عاشقانه از مادرش یاد می کند و خود را مدیون زحمات والدینش می داند. مارتا کستیرا در شبانه روز بیش از 4 ساعت نمی خوابد و می گوید که تصمیم دارد از این به بعد توجه خود را روی سالادها و تزئینات آنان معطوف کند.


Martha Helen Kostyra مارتا نخستین فرزند دختر یک خانواده متوسط هلندی است که در 13 August  1941 میلادی در ایالت New Jersey  به دنیا آمد. پدر و مادرش بعد از او صاحب پنج فرزند دیگر شدند و سال ها در یک آپارتمان کوچک زندگی می کردند.

از Martha به عنوان ثروتمند ترین زن خانه دار ساکن آمریکا یاد می کنند. او متخصص فنون خانه داری است و توانسته شرایط مالی خوبی را برای خانواده اش فراهم کند. زندگی Martha چندان به خوبی نمی گذشت و آنها سالها در یک آپارتمان کوچک زندگی می کردند، تا اینکه پدر خانواده پس از چند سال سعی و تلاش توانست خانه ای در یکی از شهرهای همان ایالت خریداری کند.

در خانواده او، کار مادر فقط پختن غذا، نان، کیک، ودوختن لباس بود و با آن کارها می کوشید به اقتصاد خانواده کمک کند، تا ناچار نباشند پولی بابت خرید نان یا لباس بپردازند. والدین Martha به نظام اخلاقی سخت کوشی اعتقاد داشتند. مادرش از کودکی به او یاد داده بود که چطور آشپزی کند و Martha همانطور که بزرگ می شد، هنر حسابگر بودن را در کنار کار خانه داری به خوبی یاد می گرفت. او چون ناچار بود هرسال بخشی از تعطیلات تابستان را در کنار پدربزرگ و مادربزرگش در شهر بوفالو بگذراند، از وقتی که دختر کوچکی بیش نبود، در کنار آنها کارمی کرد و یاد می گرفت که چطور میوه ها و سبزی ها را کنسرو کند و یا مربا بپزد.انجام آن کارها که احتیاج به کسب مهارتهایی داشت، بعدها در زندگی او نقش مهمی ایفا کرد.   Martha مارتا  بسیاری از مهارت های خانه داری را که امروز از آنها استفاده می کند، مدیون پدربزرگ و مادربزرگش است. وی در کنار کارهای خانه و کارهای باغبانی، درس هم می خواند و عاشق مطالعه بود.

او هنگام تحصیل در دبیرستان برای تامین خرج تحصیل خود، تصمیم گرفت به New York برود و در آنجا کار کند. Martha در سال 1961 با Andy stewart اندی استورت ازدواج کرد، اما همسرش نیز توان مالی مناسبی نداشت و به همین دلیل، Martha و Andy به کمک هم خانه کوچک خود را تعمیر کردند و آن را به زیباترین شکل ممکن آراستند، این اقدام نخستین کار Martha در رشته دکوراسیون بود.

در سال 1965 تنها فرزند Martha به نام Alexis الکسیس متولد شد. به همین دلیل Martha و همسرش تصمیم گرفتند به خانه بزرگتری اسباب کشی کنند و به همین دلیل، یک اتاق از ساختمان مدرسه ای را خریدند و آن را از نو ساختند. Martha که از بچگی بسیار اهل حساب و کتاب بود، پس از چندی تصمیم گرفت با رها کردن کار خود در خانه وارد بورس شود. او به عنوان یکی از دلالان بورس مشغول به کار شد و به رغم مشکلات بیشمار، تجارب زیادی را کسب کرد. Martha یاد گرفت که تاجران چگونه می اندیشند و چگونه عمل می کنند و با توانایی و پشتکاری که داشت، توانست موفق شود.

خانه بعدی Martha در شهر West Port قرارداشت. او که از بورس خارج شده بود، تصمیم گرفت کار مرمت و دکوراسیون خانه را شخصا انجام دهد و با کمک شوهرش حیاط آن خانه را با درختان میوه، بوته های توت، انواع سبزی و گل ها آراستند.

Martha در دوران بازسازی آن خانه تصمیم گرفت با تهیه و تدارک غذاهای خانگی درآمد کسب کند و از آنجا که همواره از انجام کارهای خانه داری لذت می برد، توانست به تجاربی سود آور مشغول شود. او در ابتدا با چاپ آگهی در روزنامه های محلی شروع به کار کرد.نخستین کار Kostyra تهیه غذا برای یک جشن عروسی کوچک بود. پس از آن، کار خوب Martha برای برگزاری جشن عروسی به گوش همه رسید و به تدریج رونق گرفت.در همان زمان Andy همسر Martha شرکت کوچکی دایر و برای معرفی شرکت خود مهمانانی از بین ناشران، ویراستاران و شخصیت های مهم شهر دعوت کرد. از آنجا که Martha تدارک مفصلی برای پذیرایی دیده بود، هنر و سلیقه او توجه میهمانان را جلب کرد. در نتیجه نوشتن نخستین کتاب پذیرایی و تدارک غذا توسط ناشران به او سپرده شد و Martha کتابی با عنوان "پذیرایی کردن" نوشت. این کتاب در سال 1982 به چاپ رسید و تا امروز نسبت به کتاب های مشابه هنوز بهترین فروش را دارد. Martha Kostyra بعدها دو کتاب دیگر هم منتشر کرد که هردو با استقبال بی نظیری مواجه شد.
 

او با کوشش فراوان در یکی از شبکه های تلویزیونی حاضر شد و میزبانی جشن ویژه شکرگزاری در تلویزیون را به عهده گرفت. Martha در این حرفه دوستان و دشمنان بسیاری پیدا کرد اما آنان هیچ گاه نتوانستد او را متوقف کنند و از همین رو، او به عنوان متخصص فنون خانه داری تا کنون کتاب های متعددی نوشته و سخنرانی های زیادی را انجام داده است. امروزه Martha Helen Kostyra که به نام stewart  Martha مارتا استوارت نیز شناخته می شود، تحت عنوان یک بانوی خانه دار ثروتمند، شهرت زیادی در آمریکا دارد.

متاسفانه در جریان همین موفقیت ها، Martha از همسرش جدا شد و این اتفاق آغاز رنج بزرگی در زندگی او شد. اما Martha برای فرار از غم ناشی از جدایی، خود را با سخت کارکردن مشغول و خانه های دیگری را بازسازی و دکورسازی کرد.

به گفته او، هدف دیگرش از انجام دکوراسیون های خانگی، انتشار مجله ای شبیه کتابش بود. مجله ای که شیوه پذیرایی از میهمانان را آموزش بدهد یا اینکه چطور یک خانه باید تزئین شود.
 
در نهایت Martha در سال 1990 به هدفش رسید و رویایش با انتشار مجله ای به نام "زندگی" به حقیقت پیوست. امروزه همه بانوان آمریکایی او را صمیمانه دوست دارند و به وجودش افتخار می کنند. او که عنوان" تاثیرگذارترین زن آمریکایی "را به خود اختصاص داده، به راستی یک زن خستگی ناپذیر است که انرژی فوق العاده ای دارد و یکی از زنان کارآفرین، ثروتمند و موفق جهان به شمار می آید.

امید که تمام زنان خانه دار به کار و هنر خود جدی تر فکر کنند.
 
 
 




نوع مطلب : نابغه های ثروتمند دنیا، چگونه ثروتمند شویم؟بامدیریت خوب، مدیریت وزنان، موفقیت شغلی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


کودک پرورشگاهی و بی خانمان دیروز،میلیاردر امروز+عکس


جان پل جونز دوجوریا در ۱۳ آوریل سال ۱۹۴۴ همسایگی اکوپارک در لس‌آنجلس در ایالت کالیفرنیا متولد شد. پدر او مهاجری ایتالیایی و مادرش مهاجری یونانی بود. والدین جان پل زمانی که او دو ساله بود از هم جدا شدند.

والدین جان پل زمانی که او دو ساله بود از هم جدا شدند. جان پل در ۹ سالگی به همراه برادر بزرگ‌ترش برای اینکه کمک خرج خانواده باشند، شروع به فروش کارت‌های کریسمس و روزنامه کردند. این دو برادر حوالی ساعت ۳ صبح از خواب بیدار می‌شدند تا بتوانند روزنامه‌ها را به درب منزل مشتریان تحویل دهند. زمانی که معلوم شد مادر آنها قادر نیست زندگی فرزندانش را تامین کند،‌ آنها را به پرورشگاه فرستادند.

 

به نوشته «دنیای اقتصاد»، دوجوریا بیشتر دوران جوانی خود را در دسته‌های خیابانی در شرق لس‌آنجلس گذراند، اما زمانی که معلم ریاضی‌اش در دبیرستان جان مارشال به او گفت هرگز در هیچ کاری در زندگی موفق نخواهد شد، تصمیم گرفت تغییر کند.

جان پل دوجوریا در سال ۱۹۶۲ از دبیرستان فارغ‌التحصیل شد. او دو سال را در نیروی دریایی ایالات متحده‌گذراند و پس از آن در شغل‌های مختلفی چون سرایداری، لوله‌کشی گاز، تعمیر دوچرخه تا فروش دائره المعارف‌ها، ماشین‌های فتوکپی و حتی فروش بیمه‌های عمر مشغول به کار شد. جان پل که در دهه دوم زندگی خود بود و بیش از آن مغرور بود که دست کمک به سوی کسی دراز کند، ناگهان خود را فردی بی خانمان و فقیر یافت که قوطی‌های نوشابه و کنسرو را می‌فروخت تا پول اندکی به دست آورد و کمی‌ غذا برای خود بخرد.
او حتی شب‌ها در ماشین می‌خوابید. اما مهم نبود که چقدر این وضعیت سخت باشد. او به هر حال توانست این وضعیت را پشت سر بگذارد. در نهایت سرنوشت دوجوریا زمانی که توانست در جایگاه بازاریابی اولیه مجله تایمز استخدام شود، تغییر کرد. کمی ‌بعد او به عنوان مدیر انتشار مجله در لس‌آنجلس انتخاب شد.
دوجوریا اولین بار زمانی که در سال ۱۹۷۱ به استخدام یک شرکت تخصصی پیشتاز در زمینه تولید محصولات سالن‌های آرایشگاه در آمریکا درآمد با دنیای محصولات مراقبت از مو آشنا شد. البته او به خاطر مخالفت‌هایش بر سر استراتژی‌های کسب و کار از این کار اخراج شد. دوجوریا در سال ۱۹۸۰ به همراه دوستش، پل میشل که یک آرایشگر بود، شرکت جان پل میشل سیستمز را با دریافت وامی‌۷۵۰ دلاری راه اندازی کرد. پل میشل در آن زمان یکی از تاثیرگذارترین طراحان موی آمریکا بود. آنها لوسیون‌ها و مجموعه‌هایی مخصوص مو و روش‌هایی برای مدل دادن به مو را ارائه کردند که در آن زمان بسیار انقلابی بود.
دوجوریا و میشل در ابتدا خود برای فروش محصولاتشان به آرایشگاه‌ها می‌رفتند و از استراتژی ای استفاده می‌کردند که تا آن زمان استفاده نشده بود. آنها محصولات خود را به شکل رایگان در آرایشگاه‌ها به نمایش گذاشته و امتحان می‌کردند.
پل میشل در سال ۱۹۸۹ از دنیا رفت و پسرش،‌ آگوست، به زودی راه پدرش را دنبال کرد و به شکلی خستگی‌ناپذیر کار کرد تا احترام همکارانش در شرکت را به دست آورد.
امروزه شرکت جان پل میشل سیستمز بیش از ۹۰ محصول مراقبت از مو را تولید می‌کند که در بیش از ۹۰ هزار آرایشگاه در ایالات متحده و در بیش از ۴۵ کشور دنیا به فروش می‌روند. فروش سالانه این شرکت در حدود ۹۰۰ میلیون دلار است.
دوجوریا که به یافتن منابع انرژی جایگزین علاقه دارد به تامین مالی اولین پالایشگاه نفت دوستدار طبیعت در تونس کمک می‌کند. او همچنین روی اتومبیل‌هایی که با انرژی خورشیدی کار می‌کنند سرمایه گذاری کرده است. دوجوریا علاوه بر شرکت اصلی خود در حوزه‌های زیاد و متنوع دیگری سرمایه گذاری کرده است. وی همچنین میلیون‌ها دلار به جنبش‌های خیریه متنوع کمک مالی کرده که به واسطه این کمک‌ها جوایز متعددی نیز دریافت کرده است. او اعتقاد دارد که هر کدام از انسان‌ها در هر روز مسوولیتی دارد برای این که این دنیا را به مکانی بهتر برای زندگی تبدیل کند. او همچنین بر این باور است که هیچ کاری در دنیا ارزش انجام دادن را ندارد، مگر اینگه از انجام آن لذت ببرید.

جان پل دوجوریا ازدواج کرده و ۶ فرزند و ۴ نوه دارد. وی در حال حاضر ساکن اوستین در ایالت تگزاس است.
 





نوع مطلب : چگونه ثروتمند شویم؟بامدیریت خوب، نابغه های ثروتمند دنیا، داستان زندگی میلیاردرها، زندگی مردان بزرگ، کارمندان، موفقیت شغلی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 10 دی 1390 :: نویسنده : وحید شیرزاد

بیکاری که طراح شغل شد !؟


امروزه در عصر ارتباطات و فناوریهای نوین ، نه تنها همگام شدن با مهارتهای جدید نیازی اساسی است، بلکه آموزش در ارائه مطالب نیز از ملزومات عصر حاضر تلقی می شود .
 
 جیسون آلبا ، کارآفرینی است که با تحقیقات و تلاشهای گسترده خود توانست در رشته معرفی مشاغل تجاری ، مدیریت ، مشاوره و بازاریابی گامهای بلندی بردارد و پلی میان رشته های دانشگاهی با بازارهای تجاری، مهارتهای مختلف و آشنایی افراد تحصیلکرده با مشاغل مختلف ایجاد کند . برای آشنایی بیشتر مخاطبان گفتگویی با وی انجام داده ایم

.

 

 
مشاغل تجاری زیادی وجود دارند و کارآفرینان اغلب با استفاده از هوش خود همیشه با طرح های نوین ابداعات جدیدی انجام می دهند . اغلب افراد در بازار تجارت ، اجرای طرح های تجاری و مراحل اولیه بازاریابی ناکام می مانند . آیا در مورد شما نیز چنین اتفاقاتی رخ داده است ؟
 
همیشه دوست داشتم یک کارآفرین و انسانی متفاوت باشم . در ابتدا خود من نیز به دنبال شغل مناسبی بودم . اما هرگز فکرنمی کردم که بتوانم شغلی بهتر ابداع کنم . هنگامی که در جستجوی شغل مناسبی بودم متوجه شدم که کارجویان مختلفی به سازمانهای مختلف رجوع می کنند و خواستار کارمناسبی هستند ولی اغلب کارفرمایان توجه چندانی به آنها نشان نمی دهند . دوره استخدام آنها نیز کوتاه بود . بنابراین به فکر راه مناسبی بودم تا این معضل را حل کنم . در واقع کارجویان علیر غم تخصص و مهارت ، معرف مناسبی برای ورود به شرکتها نداشتند . همین موضوع باعث شد که اولین جرقه های ایجاد یک بنگاه کاریابی و مشاوره شغلی به ذهنم خطور کند . با توجه به مهارتهای مدیریتی که داشتم بنگاهی تخصصی در زمینه مشاوره ، معرفی مشاغل ، لیست شرکتها ، کارخانجات و بسیاری از مهارتها ، با گروهی پنج نفره آغاز کردم .
 
  زمانیکه فعالیت تجاری خود را آغاز کردید انتظارداشتید که به چنین رشدی برسد ؟
 همیشه به دنبال شغل مستقلی بودم . نمی خواستم که کارفرما بر درآمدم نظارت داشته باشد و طبق اصول و قوانین وی کار پیش برود . در اوایل ،کار بسیار پیچیده و دشوار بود . تعداد مراجعه کنندگان محدود بود و اغلب افراد متخصصی بودند که به دلیل رفت و آمدهای زیاد و طولانی مدت به شرکتهای مختلف انگیزه کافی برای ادامه کار را نداشتند . دلیل دوم بی انگیزگی آنان اشتغال در شرکتی مغایر با تحصیلات و مهارت آنها بود . کم کم پس از گذشت مدتی کوتاه آنها با مشاوره های من ، مسیر اصلی اشتغال خود را بازیافتند و درآن موفق شدند .

  چه زمانی متوجه شدید که باید تمام وقت خود را به این کار اختصاص دهید و این شغل به مرحله سوددهی رسیده است ؟
 شغل شناسی و تحقیق درباره مشاغل مختلف و معرفی آنها کار بسیار وقت گیر و طاقت فرسایی بود . من باید به مراکز دانشگاهی و موسسات مختلفی برای تحقیق و بررسی درباره مشاغلی میرفتم که اهمیت و کاربرد بسیار بالایی در جامعه نداشتند . گاهی اوقات ماهها وقت خود را صرف بررسی شغلی می کردم که تا کنون کس دیگری زوایا ، ابعاد ، بازتاب و نقش و اهمیت آن را دراجتماع بررسی نکرده بود . پس از آن باید این اطلاعات و یافته های جدید را به صورت یادداشت هایی جداگانه به اساتید و متخصصان نشان می دادم و پس از تایید آنان به صورت کتاب راهنمای شغلی عرضه می کردم تا مثلا جوان تحصیلکرده ای درشهری دیگر با خواندن این کتاب راهنمای شغلی ، مسیر زندگی اش را تغییر دهد و آگاهانه وارد حرفه های جدید شود . پس از مدتی ، از تماسها ، ایمیل ها و بازتابهایی که کتابها و یادداشتهای من درمیان مردم ایجاد می کرد. فهمیدم که کارم مورد توجه افراد زیادی قرار گرفته است و همین برای من کافی بود . زیرا از این طریق می توانستم به فارغ التحصیلان زیادی کمک کنم .
 
  شما درجایگاه یک کارآفرین ، خودتان فعالیتتان را آغاز کردید و همانطور که گفتید این کار مورد علاقه شماست. فعالیتتان را چگونه ارزیابی می کنید و چه طرحی برای آینده این کار دارید ؟
 درپاسخ به سوال شما باید بگویم تمام کارهایی که انجام دادم ، حاصل تجربیات ، مشاوره ها ، راهنماییها و مهارتهایی بوده که طی چندین نوبت کار پاره وقت در شرکتها ، موسسات و مطالعه درباره سیرتحول تجاری در کشورهای مختلف بدست آمده است . اگر دراین حرفه به موفقیت هایی دست یافته ام ، حاصل بررسی ، تحقیق درباره مشاغل مختلف ، رشته های دانشگاهی متفاوت و نیاز بازارهای تجاری و شرکتهای بین المللی است که هرروز در حال گسترش و پیشرفت هستند . اگر در زمینه های مختلفی مانند : طرحهای مدیریتی ، تحلیل بازارهای تجاری ، طراحی شبکه و وب ، توسعه و فناوریهای نوین ، عرضه و فروش ، حمایت از مخاطبان و غیره ، مهارتهای لازم را نداشتم ، باید وقت و هزینه زیادی برای آموزش و یادگیری آنها پرداخت می کردم . استعداد و تواناییهای لازم برای اجرای چنین پروژه هایی از ویژگیهای یک کارآفرین نمونه محسوب می شود . چنین امتیازاتی در همان آغاز کار به من درارائه طرحی تجاری و اجرای آن کمک شایانی کرد. برای این کار علیرغم اینکه خود من طراحی و مدیریت مشاغل تجاری را انجام می دهم ، از یک طراح و مدیر پروژه کمک گرفتم و از مشاوره های او نیز استفاده کردم . برای کارهای تولیدی نیز از یک مدیر تولید ممتاز بهره گرفتم .
 شما علیرغم مهارتها و تواناییهای خودتان و سالها تجربه و تحصیل در پروژه های مدیریتی ، از مهندسین و مدیران دیگری برای طرح تجاری خود استفاده کردید . می توانید دلیل این کار را توضیح دهید؟

تمام این افراد از دوستان دوران دانشکده خود من بودند گروه 5 نفره ما با سخت ترین شرایط اینکار را آغاز کرد . هرکدام از این دوستان بهترینهای رشته خودشان هستند . مهندس ، طراح ، حمایت کننده مالی ، مدیر و مشاور  تیم 5 نفره مرا تشکیل می دهند . سرعت فوق العاده عالی در ارائه طرحها و ظرفیت بالا ، از ویژگیهای این افراد است . بنابراین ابتدا من در مورد مشاغل مختلف تحقیق می کردم و آنها را به صورت کتابهای راهنمای شغلی عرضه می کردم  سپس با کمک دیگر دوستانم به مدیریت ، مشاوره و تولید طرحهای تجاری در یک بنگاه کارآفرینی پرداختیم . پس از ارائه چند طرح به شرکتهای تجاری ، آنها در پروژه های دیگر ما را حمایت کردند و بدین ترتیب فعالیت تجاری ما گسترش یافت و خودمان مبتکر طرح های نوین تجاری و معرفی مشاغل جدید از جمله تجارت الکترونیک و فروش آنلاین شدیم .
 هدف شما از اینکار آگاهی کارجویان با مشاغل جدید بود و تا حد زیادی دراین کار موفق نیز شدید . چگونه توانستید با رقیبان خود مقابله کنید و حتی فراتر از آنان طرح های خود را گسترش دهید ؟
سوال بسیار بجایی بود . من نیز مانند بسیاری از شرکتهای دیگر در ابتدای راه بودم و رقابت برای من زیاد مهم نبود . اما کم کم با افزایش درخواستها برای اجرای طرحهای تجاری گروه 5 نفره ما نیز به فکر افزایش شعبه های تجاری خود افتادم . بنگاه کاریابی ما درآغاز تنها به ارائه خدمات تجاری ، مشاوره ، مدیریت تولید ، معرفی مشاغل جدید و معرفی کارجویان به شرکتهای تجاری می پرداختگروه 5 نفره ما پس از چند ماه تبدیل به یک تیم پیمانکار طرح های تجاری شد . این جهش از یک سو بسیار حساس و سرنوشت ساز بود و از سوی دیگر فوق العاده خطرناک . زیرا ما هیچگونه تجربه ای در این زمینه نداشتیم و بیشتر بنیان کار ما مشاوره ای و دانشگاهی بود . انتخاب بسیار دشواری بود ولی با کمک های بی دریغ دوستانم توانستم موفق شوم و به یکی از شرکتهای مشاوره ای و پیمانکاری در طرحهای تجاری عظیم تبدیل شویم . اما از آنجاییکه من کارم را از همان بنگاه کارآفرینی آغاز کرده بودم تصمیم گرفتم تا آن بنگاه و کارجویان را نیز اداره کنم . بنابراین کارجویان را متناسب با رشته های تحصیلی و مهارتهایشان در طرحهای تجاری خودمان و دیگر شرکتهای تجاری شرکت دادم و درجایگاه نیروهای تخصصی از آنان استفاده کردم . با گسترش طرح های تجاری ، شعبه های کارآفرینی و تجاری ما نیز افزایش یافت و به رقابت با دیگر شرکتهای تجاری پرداختیم .
. سعی ما بیشتر معرفی و مشاوره شغلی بود . اما پس از گذشت چند ماه از آغاز فعالیت ، مدیریت طرح های تجاری نیز به کار ما افزوده شد .
 درپایان حرفی برای مخاطبان و کارجویان دارید ؟
تنها توصیه من این است که كارجویان آگاهانه و با تحصیلات و مهارت کامل وارد بازارهای تجاری شوید . شغل موقت ممکن است درظاهر متناسب با مهارت و شخصیت شما نباشد . اما بهترین تجربه کاری شما محسوب می شود . خود من نیز از همین مشاغل کوچک و پاره وقت درهنگام تحصیل در دانشگاه کارم را آغاز کردم .

 
در پایان باید بگویم كه درتمام مراحل زندگی صحنه های تلخ و شیرینی وجود دارند که موجب شادی ، غرور و افتخار می شوند . گاهی نیز گذر زمانه روی ناخوشی به خود می گیرد و کام شما را تلخ می کند . بنابراین با سختی هایش دلسرد و ناامید نشوید و از شادی ها و موفقیت هایش مغرور.
 




نوع مطلب : نابغه های ثروتمند دنیا، داستان زندگی میلیاردرها، کارمندان، موفقیت شغلی، مدیریت کسب وکار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 28 آذر 1390 :: نویسنده : وحید شیرزاد


کیفیت زندگی شغلی (QWL)






کیفیت زندگی شغلی (QWL)









Quality of work Life"" در فارسی به "کیفیت زندگی شغلی " ترجمه شده است و امروز در مبحث بهره وری به عنوان یک راهبرد مدیریت منابع انسانی جایگاه ویژه ای را به خود اختصاص داده است . QWL"" به زبان ساده مجموعه شرایطی است که باعث یا مانع رضایت مندی کارکنان شرکت می شود رضایت مندی یا نارضایت مندی ای که باعث ارتقاء یا کاهش بهره وری در شرکت می گردد .
براین اساس گفته می شود شرکت یا سازمانی که بتواند انرژی و خلاقیت کارکنان را برای برآورده ساختن اهداف مجموعه بسیج کند ، توانسته است از راهبرد QWL"" در جهت مطلوب – ارتقای سطح بهره وری مجموعه – به درستی استفاده نماید . از این لحاظ QWL"" همچنین می تواند راهبردی مدیریتی برای ایجاد تغییرات در شرکت به منظور تحقق رضایت مندی شغلی کارکنان و به تبع آن افزایش بهره وری ، هم باشد .
● توصیه
گام اول برای ایجاد تغییرات در جهت افزایش رضایت مندی شغلی می تواند این باشد : تلاش برای شناخت فردیت و به زبان ساده تر ویژگی های شخصیتی افرادی که با آنها کار می کنید . در سایه این شناخت احتمالی ، شما می توانید مطابق با روحیات فردی هر یک از کارکنان با آنها برخورد کنید ، و در سایه شناسایی استعدادهای هر یک از افراد ، وظایف و مسوولیت ها را به درستی تقسیم نمایید . فراموش نکنید شما به عنوان مدیر ، اتفاقا به جز ارتقای بهره وری در حوزه تحت مدیریت تان ، کار دیگری ندارید ، پس توجه به "کیفیت زندگی شغلی" را دست کم نگیرید . خیال نکنید با توجه به بازار کار نامطلوب کشور ، صرف دل مشغولی امنیت شغلی ، کارکنان را دلبسته کار نگه می دارد .
پس وقت را تلف نکنید و اگر رتق و فتق مشکلات روزمره شرکت و غرزدن های همسر و فرزندان از حضور کوتاه مدت در خانه ، حوصله ای برایتان باقی گذاشته ، به "QWL" کارکنانتان هم بها دهید : گام اول شناخت فردیت آنهاست ، برای دست یابی به این هدف ، اول باید از پشت میزتان تکانی بخورید ... روزهای بعد ، پیشنهادهای دیگری نیز خواهیم داشت .




نوع مطلب : موفقیت شغلی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 28 آذر 1390 :: نویسنده : وحید شیرزاد



























بهترین شغلها کدامند؟






بهترین شغلها کدامند؟









مجله Money و سایت اینترنتی salary.com صدها شغل را با در نظر گرفتن میزان رشد، درآمد، استرس و سایر فاکتورها مورد بررسی قرار دادند و پس از آن به فهرستی از بهترین مشاغل حال حاضر دست پیدا کردند که در زیر به پنج مورد از بهترین آنها اشاره می کنیم.

مهندسین نرم افزار به علت نوع خاص کاری که انجام می دهند، بطور مجازی تقریبآ در تمامی رشته های علمی، اقتصادی و... مورد نیاز هستند. به همین دلیل بیشترین سرعت رشد را در میان عنوانهای شغلی در آمریکا دارند. طراحی، برنامه نویسی، تولید و تست نرم افزارهای کامپیوتری به یک سری مهارتهای پیشرفته ریاضی، هوش و خلاقیت نیاز دارد که یک مهندس نرم افزار باید از آنها بهره ببرد.
از مهمترین محاسن این شغل می تواند به شرکت در پروژه هایی که از آخرین تکنولوژی ها در آن استفاده می شود اشاره کرد.
اما از معایب آن باید به این موضوع اشاره کنیم که هرچه در شرکت بزرگتری کار کنید، امکان استفاده از خلاقیت ها کمتر می شود. مسئله استفاده از نیروهای پیمانکاری (Outsourcing) هم از دیگر معضلاتی است که کارمندان این تخصص که شاغل شرکتها هستند با آن درگیر هستند.
همچنین خستگی چشم و دردهای کمر، زانو ومشکلات دست و مچ از بیماری های رایج این شغل بحساب می آید.
مهندسین کامپیوتر از معدود افرادی هستند که می توانند درآمدی شش رقمی داشته باشند، یعنی حتی بیش از یک میلیون دلار در سال!

درخواست فعالیت در کالج های تخصصی، دانشگاهی و مدارس عالی و فنی نیز همچنان در حال صعود است. این نیاز در بخش خصوصی بویژه در رشته های مرتبط با پزشکی و تجارت بسیار به چشم می خورد.
از محاسن این شغل می توان به آزادی نسبی در برنامه ریزی فعالیت های روزانه، امکان صرف وقت برای مطالعه، تحقیق و بروز خلاقیت را نام برد.
از معایب این نوع از فعالیت کاری می توان به مشکلات تصحیح اوراق امتحانی دانشجویان و پایین بودن حقوق اشاره کرد. هرچند حقوق یک رئیس دانشگاه سالانه در حدود ۵۵۰،۰۰۰$ است اما اکثرا اساتید حتی کمتر از نصف این مبلغ را دریافت می کنند.

بیست سال پیش هیچ کس نمی گفت می خواهم در آینده مشاور مالی شوم. اکنون بیش از ۳۰۰ برنامه آموزشی در دستور کار دانشگاه های مختلف برای تربیت متخصصین مالی و MBA است.
وکلا و حسابدارها مجذوب این حرفه پردرآمد هستند و روزبروز بر طرفداران این رشته افزوده می شود. با کم شدن حقوق بازنشستگی و اجبار بازنشستگان به داشتن آگاهی از نحوه سرمایه گذاری، پس انداز و ...، برنامه ریزی مالی دیگر مختص ثروتمندان و شرکتها نیست.
از محاسن این شغل آن است که با داشتن توانایی های آن می توانید بدون هیچ چیز، در بازار بورس اقدام به سرمایه گذاری و خرید و فروش سهام کنید و به کسب درآمد بپردازید و از پول آن برای خود کار کنید، یک مغازه کوچک داشته باشید یا یک شرکت بزرگ.
اما این شغل نیز برای خود معایبی دارد، کاغذ بازی و تشریفات اداری از بزرگترین دردسرهای این حرفه است. استرس نیز از دیگر مشکلاتی است که در این شغل باید با آن کنار بیایید.
بالاترین درآمد در این رشته مختص مشاوران مالی شرکتهایی است که کارشان اداره سهام مشتری است، چیزی در حدود ۲۰۰،۰۰۰$ سالانه.

همه ما می دانیم که امروزه نیروهای متخصص و توانمند شرکتها جزو با ارزشترین سرمایه های آنها هستند و یکی از اهداف اصلی یک مدیر منابع انسانی برنامه ریزی برای نگهداری و گسترش این منابع با ارزش است.
مدیر منابع انسانی امروزه، دیگر خود را درگیر کاغذ بازی های استخدامی و اداری نمی کند و بیشتر بعنوان یکی از استراتژیست های رده بالای شرکت محسوب می شود.
از محاسن این شغل می توان به زیبایی نفس این کار که بالابردن اشتیاق به کار در کارکنان است اشاره کرد و اینکه شما بعنوان یک مدیر HR در حال ساخت فرهنگ سازمانی شرکت هستید.
از بزرگترین مشکلات این شغل هم باید به مبارزه بی امان با سنتهای بجا مانده در شرکت، اشاره کرد که برای خود دردسرهای بسیاری دارد.
مدیران معمولی منابع انسانی در حدود ۲۸۵،۰۰۰$ درآمد سالانه دارند و ندرتآ در رده های بالای شرکتهای بسیار بزرگ، حقوق سالانه ممکن است به یک میلیون دلار هم برسد.

برای پزشکان، بدترین قسمت کار پر کردن فرم های بیمه و سایر اوراق اداری است. این موضوع عامل اصلی محبوبیت و بالا بودن درجه علاقه به این شغل در میان بسیاری از مردم است. هر پزشک به کمک اقلآ یک دستیار نیاز دارد!
بخصوص که این دستیارها بتدریج با اصول اولیه بهداشت و مراقبت از بیماران آشنا می شوند و بار بزرگی را از دوش پزشکان بر می دارند. آنها حتی می توانند پس از طی آموزشهای لازم در رشته های خاص درجه تخصص نیز بگیرند.
از محاسن این شغل می توان به ساعت کار سبک آن که بین ۳۵ تا ۴۰ ساعت در هفته است اشاره کرد. همچنین امکان فعالیت در این شغل بصورت نیمه وقت نیز وجود دارد که آنرا محبوب بسیاری که وقت کافی ندارند می نماید.
نداشتن جای پیشرفت زیاد از جمله معایبت این شغل است و اینکه بالاترین درآمد ممکن چیزی در حدود ۱۰۰،۰۰۰$ در سال برای یک دستیار متخصص قلب است.
۱. مهندس نرم افزار Software Engineer ۲. استاد دانشگاه College professor ۳. مشاور مالی Financial adviser ۴. مدیر منابع انسانی Human Resources Manager ۵. دستیار پزشک Physician assistant
money.cnn.com






نوع مطلب : موفقیت شغلی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 28 آذر 1390 :: نویسنده : وحید شیرزاد














راهنمایی برای تغییر شغل






راهنمایی برای تغییر شغل









ویژگی های غالب در هر فرد است که او را به سوی انتخاب شغل جدید سوق می دهند و تمرکز شما بر روی توانایی هایتان به شما هویتی خاص می دهد.
علایق شما، امتیاز استراتژیک شما، رفتار شما، توانایی های آموزشی و توانایی های حرفه ای شما از مواردی هستند که می توانند به شما در انتخاب شغل مورد نظرتان کمک کنند.
اگر قصد تغییر شغل دارید؛ علایق شما، راهنمای شما به سوی انتخاب مطلوب خواهند بود. باید مورد علاقه را به خوبی بشناسیم. در تبیین علایق خود تنها به سرگرمی ها بسنده نكنید. به ایده ها، سؤالات و فلسفه هایی كه نظر شما را جلب می كند بیشتر توجه نمایید. ممكن است علاقه ای از قبل در شما وجود داشته یا در حال تكوین باشد و یا ناگهان ظهور كند.
اگر شما حوصله به خرج دهید وامتیاز استراتژیک خودتان را به وضوح مشخص کنید، خواهید توانست در جایی مناسب کاری متناسب با خود را پیدا کنید.
شیوه کار شما به رفتار شما بستگی دارد. اگر شما رفتار خود را به خوبی بشناسید، می توانید فعالیت مورد نظر را انتخاب و روابطی را برقرار کنید که بر اساس نقاط قوت شما شکل گرفته است. بدین ترتیب می توانید یا از وارد شدن به محیط هایی که مناسب شما نیست خودداری کنید و یا رفتار خود را با افراد و محیط سازگار نمایید.
حتی اگر قصد دارید تغییری عمده در سیر شغلی خود ایجاد کنید، این را بدانید که رفتار شما تغییر نخواهد کرد. شیوه کار کردن شما به همان شکل باقی خواهد ماند. شغلی که انتخاب می کنید تأثیر چندانی در رفتار شما نخواهد داشت. در واقع، این ویژگی های غالب در فرد هستند که او را به سوی انتخاب شغل جدید سوق می دهند. به عنوان مثال، مدیری که به دیگران توجه می کند، عملگراست و به دیگران حسن نیت دارد.
شما طی تحصیلات و دیگر فعالیتهای آموزشی به کسب توانایی های آموزشی و توانایی های حرفه ای می پردازید و در جریان اشتغال نیز توانایی های کاری به دست می آورید. مجموع این توانایی ها ماهیت کار شما را مشخص می کند. برای تهیه فهرستی از قابلیت های خود، از مدارک تحصیلی و استعدادهای پایه شروع کنید.
تخصص و تجربیات خود در شیوه ها، سیستم ها و نرم افزارها را فراموش نکنید.
به مهارت هایی که طی فعالیت های داوطلبانه به دست آورده اید نیز توجه کنید.
وقتی که فهرست شما تکمیل شد، مشخص کنید که علاقه مند به استفاده از کدام یک از توانایی ها هستید و کدام یک را می خواهید کنار بگذارید. ممکن است در رشته ای تبحر داشته باشیم بدون آنکه به آن احساس علاقه کنیم.
خیلی ها بی آنکه تفکری درباره علاقه مندیهای خود داشته باشند، وارد بازار کار می شوند. آنان تخصص خود را در زمینه هایی توسعه می دهند که در حقیقت متناسب با روحیه آنان نیست، از طرفی هم جرأت نمی کنند کار خود را تغییر دهند زیرا معتقدند که هزینه سنگینی باید بپردازند. در نتیجه، سیر شغلی آنها ثابت می ماند، در حالی که بر میزان نارضایتی آنها افزوده می گردد. گرچه مجموعه هایی از توانایی ها را می توان از یک زمینه شغلی به زمینه ای دیگر انتقال داد.
تمرکز شما بر روی توانایی هایتان به شما هویتی خاص می دهد که بیشتر بر مبنای قابلیت های شماست تا تعلق شما به سازمانی خاص.
ارزش ها و انگیزه ها مفهومی واقعی به شغل شما می دهند.
تأمل در باره ارزش ها، تأثیری مهم در روند رشد شغلی دارد. این عناصر معرف بخش اعظمی از امتیاز استراتژیك شما هستند. افرادی كه بیشترین رضایت را از شغل خود دارند، بیش از همه خود را با الزامات شغلی و انتظارات كارفرما هماهنگ كرده اند. در چنین حال و هوایی، موفقیت شغلی خود به خود تضمین می شود.
به دست آوردن ثروت نیز یكی از قوی ترین انگیزه هاست. مهم آن است كه فرد، حداقل در قبال خودش صادق باشد و در هر یك از مراحل شغلی و زندگی خصوصی، اولویت های خود را به وضوح مشخص كند.







نوع مطلب : موفقیت شغلی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب