درباره وبلاگ


وبلاک تخصصی بازار سرمایه خواندنی های جذاب -بورس-اخبار اقتصادی-بانک وبیمه-بازاریابی وتبلیغات-مدیر موفق-پزشکی-عکسهای توریستی کشورها

مدیر وبلاگ : وحید شیرزاد
موضوعات
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :



چگونه ثروتمند شویم-مدیر خوب- تبلیغات- بازاریابی -فروش موفق- good manager
ما به راحتی میتوانیم ثروتمند شویم
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM

میان این همه رقیب، شما نیز شرکتی دارید، محصول یا خدماتی را عرضه می کنید، اما صدای شما را کسی نمی شنود، آگهی های تبلیغاتی شما را کسی نمی بیند و آدرس سایت وبی را که بر روی اینترنت برده اید کسی نمی داند. چیزهای بسیاری هست که شرکت های تبلیغاتی به شما نمی گویند …

شما حتماً می دانید که در دنیای امروز، برای کالا یا خدماتی که ارائه می کنید، در سرتاسر دنیا، صدها، شاید هزاران و حتی میلیونها رقیب دارید. آیا می دانید که همه آنها نیز درست مثل شما، می میرند برای اینکه یک مشتری بیشتر داشته باشند و یک جنس یا یک نوع از خدمات خود را بیشتر از شما بفروشند. شما با شروع و آغاز فعالیت خود به عنوان یک تولید کننده، یا فروشنده کالا یا خدمات و ورود به این بازار پر سر و صدا و شلوغ، خودتان را حسابی به درد سر انداخته اید. «شما» بایستی بیشتر و فعالانه تر کار کنید و این را به «شما» بگویم که در این راه، شرکت های تبلیغاتی «شما» – که به فکر ساده تر کردن کار برای خودشان هستند – بسیاری از مطالبی را که باید به شما بگویند، نمی گویند و شاید هرگز به شما نگویند.

می خواهم «شما» را برای چند لحظه هم که شده به «میدان ونک» در تهران ببرم. در چهار گوشه میدان، افرادی در حال پخش کردن «آگهی های تبلیغاتی و بروشورهای رنگارنگ» میان عابران هستند. من، یک روز، ۳ ساعت از وقتم را گذاشتم تا در گوشه و کنار این میدان شلوغ و پر رفت و آمد به بررسی و مطالعه این شیوه تبلیغاتی احمقانه در سال ۲۰۰۳ بپردازم. حاصل این مطالعه را در اینجا می آورم تا شاید آنها که پول و سرمایه خود را به چاپ و توزیع Flyer های تبلیغاتی اختصاص می دهند این آگاهی را داده باشم که ۳۵ درصد از عابران آنقدر با عجله عبور می کنند، که توزیع کننده Flyer های تبلیغاتی به گردشان هم نمی رسد، ۳۵ درصد از آنهایی که از کنار توزیع کننده ها رد می شوند از دریافت آگهی های تبلیغاتی امتناع می ورزند و از ۳۰ درصد باقیمانده، تنها ۵ درصدشان آگهی دریافت شده را بر روی زمین نمی ریزند – آن را نگه می دارند تا اولین سطل آشغالی که در نزدیکی است، همانجا آن را رها می کنند، ۲۵ درصد دیگر، کاغذ ها را از توزیع کننده می گیرند و چند قدم آن طرف تر روی زمین می اندازند و می روند پی کارشان. – ببینید، من متخصص آمار نیستم و با یک روش پرسش و پاسخ از توزیع کننده ها و زیر نظر داشتن آنها و حتی یک گپ و گفتگوی ساده با عابران به این نتیجه رسیده ام. ۹۵ درصد از عابران (مردم) از شرکت هایی که این نوع تبلیغ می کنند ناراضی هستند و شرکت هایشان را شرکت هایی بی اعتبار و بی ملاحظه می دانند که باعث کثیف تر شدن شهر می شوند. یکی از عابران می گفت، من از این کاغذها استفاده می کنم، با بعضی از آنها کفشم را گرد گیری می کنم و با بعضی دیگر، اگر پشتشان سفید باشد – منظور اینکه پشت کاغذ چیزی چاپ نشده باشد – از آن به عنوان کاغذ یادداشت در طول روز استفاده می کنم و بعد در انتهای روز آن را دور می اندازم.

ببینید… این چیزی نیست که فقط مربوط به تهران و یا کشور خودمان باشد، در جاهای مختلف دنیا، شرکت ها برای شناساندن و تبلیغ کالا یا خدمات خود دست به چنین شیوه هایی می زنند، اما شرکت های تبلیغاتی یا چاپخانه ها و تزیع کنندگان به آنها نمی گویند که این شیوه ها اثری ندارد و در واقع هیچکسی تبلیغ آنها را نمی بیند (البته باید گفت که درصد بسیار کمی آن تبلیغ را می بینند) – به نظر من اینها هم SPAM هستند منتها SPAM در سطح کوچه و خیابان و روی در و دیوار به صورت برچسب های تبلیغاتی.

شرکت ها اگر فقط ۵۰ درصد از آنچه که روی تبلیغات چاپی خود هزینه می کنند، روی «روابط عمومی»شان سرمایه گذاری کنند، به ROI بالاتری می رسند.

متاسفانه آنچه در میان شرکت ها مرسوم است یک فاجعه ملی است که ما در سالهای اخیر بیش از پیش دچارش شده ایم. منشی های شرکت ها که به عنوان تلفنچی اولین گره برای جوش دادن ارتباط های تجاری هستند، بدترین رفتار را با افراد تماس گیرنده دارند. بسیاری از منشی ها، به جای پاسخگویی، انگار با مشتری دعوا دارند، به بهانه اینکه کار دارند یا سرشان خیلی شلوغ است، با بی ادبی هرچه تمام تر، به یک کلمه پاسخ سربالا دادن و بی اهمیت جلوه دادن مشتری، گوشی را حتی بدون خداحافظی قطع می کنند. ببینید، روزی صد هزار آگهی یک صفحه ای و نیم صفحه ای در پر تیراژترین روزنامه های صبح یا عصر بدهید و بعد منشی شما یا مسئول (خراب کردن) روابط عمومی شما بخواهد با مشتری تان اینگونه بد و ناشایست رفتار کند، به هیچ دردی نمی خورد.

برای سرمایه گذاری در کار و کسب و تجارتتان، به جای چپ و راست تبلیغ دادن، بروشور و کاتالوگ چاپ کردن، یک کلاس آموزش برای منشی ها و روابط عمومی شرکتتان بگذارید و آنها را آموزش دهید، اگر آموزش دیدند و درست عمل کردند، می مانند، اگر نه بروند به کارهای مهمترشان بپردازند و با پول و سرمایه، اعتبار و آبروی شرکتتان بازی نکنند. این تلفنچی ها، منشی ها و بازاریاب ها و مسئولان روابط عمومی شما، در حکم نمایندگان شرکت شما با مشتری هایتان در ارتباط هستند و اگر رفتارشان نامناسب، بد و همراه با بی ادبی باشد، گویی شما را اینگونه در پیش چشم مردم ترسیم می کنند.

 تابان خواجه نصیری

web site:tablighcity.com





نوع مطلب : مدیریت تبلیغات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


متخصصین بازاریابی به شما خواهند گفت که یک طرح ریزی خوب برای بهبود و توسعه روابط عمومی غالبا خیلی موثرتر از تبلیغات است.این مقاله طی شش مرحله ساده در ایجاد و گسترش هسته اصلی طرح روابط عمومی به شما کمک می کند.
مرحله ۱: تعریف و نوشتن اهداف شما برای تبلیعات و طرحهای رسانه ای
چگونه طرح روش روابط عمومی خود را طراحی می کنید؟ آیا طراحی شما به منظور:
کارشناسی روی همکاران شما، مطبوعات و جراید،یا ارباب رجوع و مشتریان شما می باشد؟


ایجاد حسن نیت برای مشتریان،تهیه کنندگان یا عموم مردم می باشد؟
جا انداختن و بالا بردن اعتبار مارک تجاری و تصاویر حرفه ای شرکت شماست؟
آگاه کردن و ایجاد یک درک خوب از شرکت و خدمات شماست؟
کمک کردن به شما برای معرفی یک سرویس یا محصول جدیدی به بازار است؟
فروش و راههای رسیدن به آن است؟
خنثی کردن فشار حاصل از تبلیفات منفی و یا بحران شرکت است؟ممکن است متعجب شوید که چرا در ابتدای این مقاله که هدف آن چگونگی ایجاد و گسترش طرحهای تبلیغاتی می باشد این سئوالات از شما پرشیده می شود؟جواب ساده است .در حقیقت مهمترین چیز برای موفقیت در امور رسانه ای و تبلیغات تشخیص و تعریف هدف است.با ایجاد یک هدف شفاف در ذهن شما کار اصلی و بنیادی را برای تکمیل سایر مراحل این مقاله انجام داده اید.

مرحله ۲: اهداف حود را برای رسیدن به هدف مرحله یک تعیین نمایید.بسیار مهم است که اهداف شما معین،قابل اندازه گیری،نتیجه بخش و زمان آن مشخص شده باشد.این اهداف باید در راستای اهداف حرفه ،فروش و بازاریابی شما نیز باشد.

مرحله ۳ : مشخص کنید که چه کسانی مستمعین شما برای این طرح هستند.پیام کلیدی شما چه باید باشد؟

مرحله ۴ : یک برنامه زمانی برای اجرای طرح روابط عمومی خود بنویسید.بین طرح روابط عمومی خود و امور فروش و بازاریابی هماهنگی برقرار کنید.

مرحله ۵ : طرح حمله تبلیغاتی خود را مشخص کنید.از چه ابزار تبلیغاتی برای رساندن پیام خود به عموم استفاده می کنید؟مثلا ممکن است شامل موارد ذیل باشد:
مطبوعات و جراید
مقالات
کنفرانسهای خبری ،مصاحبه و …
رادیو،تلویزیون یا مصاحبه های مطبوعاتی
سمینارها

مرحله ۶ : نتیجه هرکدام از شیوه های روابط عمومی خود را بنویسید و بعد از انجام هر کدام ازاین شیوه ها نتایج را بررسی کنید.آیا به مقاصد و اهداف تعیین شده خود برای این شیوه رسیده اید؟آیا باید طرح اصلی را تغییر دهید؟اگر باید تغییر دهید چرا و چگونه؟

محمد سهرابی
متخصص و کارشناس تجارت الکترونیک

 web site:tablighcity.com





نوع مطلب : مدیریت تبلیغات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 چگونه در سازمان خود بهترین روند مدیریت ارتباط با مشتری را پیاده سازی کنیم؟

۱- پیش از آنکه تکنولوژی CRM را به سیستم خود وارد کنید، استراتژی خود را برای تمرکز بر مشتریان تعیین کرده و بهبود ببخشید .

۲- پروژه CRM خود را به قسمت های کوچکتر و اجرایی تر تقسیم کرده و گام به گام پیش روید تا با استفاده از تجاربی که در مسیر کسب می شوند، پروژه را گسترده تر نمایید . ۳- هرگز حجم داده های خود را هر چند ناچیز ویا فراوان دست کم نگیرید. داده ها و اطلاعات کسب شده را بررسی کنید. جمع آوری داده ها بدون بررسی، تحلیل و تجزیه تنها صرف هزینه و وقت می باشد .

کدام بخش پروژه CRM را اجرا می کند؟

استراتژی های CRM و فناوری اطلاعات با هم در یک راستا حرکت می کنند و تعیین استراتژی ها تنها بر عهده یک گروه در سازمان نیست اما در حقیقت، بخش تجاری است که نرم افزارهای مربوطه را به کار گرفته و مسئولیت پروژه با آن است. البته در این میان مدیر بخش فناوری اطلاعات نقش عمده ای بر عهده دارد .

چه عاملی باعث شکست پروژه CRM می شود؟

از همان ابتدای کار، کمبود ارتباطات میان افراد دخیل در چرخه ارتباط با مشتری به تصویری ناقص از مشتری منجر می شود. ارتباطات کم و غیر موثر باعث عدم اجرای صحیح تکنولوژی توسط افراد
می شود. می توان نتیجه گرفت که ارتباطات میان افراد دخیل در پروژه عامل اصلی موفقیت یا شکست پروژه CRM است .

CRM در کدام نوع ازکسب و کارها پیاده سازی می شود؟

دربسیاری از کسب وکارهایی که با تکنولوژی روز پیش می روند، صنایع ارتباطاتی، سرویس های مالی و اقتصادی، خرده فروشی و بنگاه های با تکنولوژی بالا .

در کدام صنایع CRM پیاده سازی نمی شود؟

در صنایع سنگین – به عنوان یک قاعده، هرچه صنعت از مشتری نهایی فاصله داشته باشد، اهمیت CRM کمتر و کمتر می شود .

برگرفته از: /parsifa.com

 web site:tablighcity.com





نوع مطلب : مدیریت تبلیغات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


تبلیغات رفته رفته تمامی صحنه های تلویزیون را به تسخیر خود در می آورد. تکنولوژی های جدید تبلیغات، نه تنها ظاهر واقعی اشیا و مکان ها را به صورت آگهی های تبلیغاتی تغییر می دهند، بلکه اصالت تبلیغات در رسانه تلویزیون، محتوای برنامه ها را نیز تحت الشعاع قرار داده است. صنعت تلویزیون و تبلیغات که گذشته ای نه چندان دور را پشت سر خود دارد (از آغاز دهه ۱۹۵۰) در حال حاضر، یکی از بزرگترین عرصه های بازرگانی با هزینه های میلیارد دلاری برای ابرشرکت هاست، اما آینده تبلیغات می رود تا تلویزیون را به یک آگهی تبلیغاتی طولانی تبدیل کند.
«وجود تبلیغات، اصالتاً برای عرضه چیزهایی است که مردم نیازی به آنها ندارند.»


فقط افراد کاملاً ناآگاه معتقدند که هیچ تأثیری از تبلیغات تلویزیونی نمی پذیرند. کل رسانه تلویزیون مبتنی بر تبلیغات است. ابرشرکت های چند ده میلیارد دلاری که شبکه های تلویزیونی را اداره می کنند- مانند سونی، والت دیزنی، جنرال الکتریک، تایم وارنر، ای. تی. اندتی، کام کست، نیوز کرپ، ویا کام و…- نمی توانستند بدون تلویزیون، به اندازه فعلی بزرگ شوند. بدون صحبت کردن از تبلیغات، سخن گفتن از تلویزیون ممکن نیست.
هدف از تبلیغات چیست؟ به زبان ساده، تبلیغات آرزو و هوس یک محصول و یا نام جدید و معروف را ایجاد می کند. هدف از تبلیغ آن است که به گونه ای با تجارب خرید در مصرف کننده، رابطه برقرار شود. وقتی افراد چیزی می خرند، تصمیماتی اساسی در مورد نیازشان، هزینه آن کالا و ارزش آن محصول می گیرند. یکی از مورد قبول ترین مدل هایی که رفتار مصرف کننده را تجزیه و تحلیل می کند، مدل زیر است که گام های متوالی برای خرید را به نحو زیر می داند:
۱٫ شناخت مسئله: مصرف کننده تصمیم می گیرد که نیازمند چیزی است.
۲٫ جستجو: مصرف کننده در مورد راه های برآورده کردن نیاز خود، اطلاعات جمع آوری می کند.
۳٫ ارزش گذاری گزینه های رقیب: مصرف کننده، نکات مثبت و منفی جایگزین ها را ارزش گذاری می کند.
۴٫ تصمیم گیری: مصرف کننده تصمیم می گیرد که چه چیزی بخرد.
۵٫ خرید: او کالای مورد نظر خود را می خرد.
۶٫ ارزش گذاری پس از خرید: مصرف کننده ارزیابی می کند که آیا چیزی که خریده است، دقیقاً نیاز او را برطرف می کند.
تبلیغات موفق، تبلیغاتی است که سعی می کند به یکی از این مراحل متصل شود. در دنیای مدرن، تبلیغات برای غذا، لباس، حمل و نقل و سرپناه صورت نمی گیرد، بلکه برای نوع خاصی از غذا مثلاً سوپ کمپل و نوعی بخصوص از لباس مثلاً لباس های جین لویس و یا ماشینی مخصوص مثل نیسان و… صورت می گیرد. جری ماندر که در گذشته رئیس یک کمپانی تبلیغاتی بوده است و نویسنده کتاب «چهار استدلال برای حذف تلویزیون» می باشد، می گوید که تبلیغات چی ها گاهی مدعی می شوند که صرفاً با ارائه اطلاعات و ارائه خدمات برای اینکه کی و کجا می توان یک نیاز را برآورده کرد، به نیازهای مردم پاسخ مناسب می دهند.
او در کتاب خود نشان می دهد، مردمی که به دنبال غذا و لباس هستند بدون وجود تبلیغات نیز چنین چیزهایی را جستجو خواهند کرد و خواهند یافت. انسان آن میزان منابع اطلاعاتی لازم را در اختیار دارد که بدون تبلیغات بتواند نیازهای خود را برآورده کند. او می گوید: «فهرست ۲۵ تبلیغات چی برتر ایالات متحده را در نظر بگیرید. این تبلیغات چی ها، محصولات زیر را به فروش می رسانند: صابون، شوینده ها، لوازم آرایش، داروهای شیمیایی، غذاهای آماده، تنباکو، الکل، ماشین و نوشیدنی ها که البته همه اینها در وسعتی بیش از میزان نیاز افراد وجود دارند. اگر این محصولات جداً مورد نیاز بودند، دیگر تبلیغ نمی شدند.»گذشته

صنعت تلویزیون در سالهای دهه ۱۹۵۰، هنگامی که دستگاههای تلویزیون با قیمتی مناسب و قابل خرید به خانه های مردم راه یافتند، شکوفا شد. در کنار برخی تبلیغات بازرگانی کوتاه، کلیه برنامه های تلویزیون، یک تأمین کننده مالی واحد داشتند. مثلاً برنامهFire Stone Hour وComedy Haur در شبکه NBC یک تأمین کننده مالی واحد داشتند و برنامه مشهور I Love Lucy نیز همین طور. با رشد قدرت و محبوبیت تلویزیون، توانایی تبلیغات تلویزیونی نیز بیشتر مورد توجه قرار گرفت. زمان تلویزیون گرانتر شد و تبلیغات کوتاه تر شدند. در اواسط دهه ۱۹۵۰، تبلیغات تلویزیونی، کوتاه و به همراه آوازها صورت می گرفت. در سال ۱۹۵۵، شبکه NBC تبلیغات برنامه «ملکه یک روزه» را با نرخ هر دقیقه ۴ هزار دلار به فروش رساند. میلیون ها تلویزیون در سال فروخته می شد و برنامه سازان و تبلیغات در تلویزیون با هم برای فروش کالاهایشان رقابت می کردند.
در ۱۹۶۵ تلویزیون ها رنگی شدند و در دهه ۱۹۷۰، شعرهای تبلیغات تلویزیونی دهان به دهان می چرخید. در دهه ۱۹۸۰ با همه گیر شدن تلویزیون های کابلی و تبلیغات شبکه های ESPN و CNN وMTV تبلیغات تلویزیونی به حد انفجار رسید. در طول این سه دهه، تبلیغات تلویزیونی از دنیای واقعی جدا شد و هر چه بیشتر غیرواقعی و فانتزی شد. هنگامی که مین جوگرین بازیگر مشهور فوتبال، لباس ورزشی کثیف خود را به عنوان بزرگداشت به یک کودک هدیه داد، کوکاکولا یک کودتا در عرصه تبلیغات ایجاد کرد. کوکاکولا همین تحول اساسی را در سال ۱۹۸۴ تکرار کرد، هنگامی که موهای مایکل جکسون در هنگام یک بازی تبلیغاتی آتش گرفت. کامپیوترهای اپل در همین سال با یک تبلیغات گسترده و قوی توانستند پدیده تبلیغات سال شوند. در همین سالها، تبلیغات با بکارگیری رقص و آواز اشیاء و شخصیتهای کارتونی و… وفور یافت.
همه این تبلیغات که از بازیگران فوتبال، ستارگان پاپ، خوانندگان، شخصیت های کارتونی، ماشینهای سریع و زنان زیبا و اصطلاحات فراگیر و شیک صورت می گرفت، هیچ ارتباطی با خود کالاها نداشت. آوازه خوان هایی که در بالای یک تپه، آوازی برای تبلیغ کوکاکولا می خوانند، هیچ اطلاعاتی در مورد محل تولید کوکاکولا و ارزش غذایی محتویات آن ارائه نمی کنند. و… تبلیغات تلویزیونی در مورد واقعیت نبوده و به حقایق نمی پردازند. هدف این تبلیغات، چیزی دیگر است.
تلویزیون یک شیوه زندگی را می فروشد؛ تلویزیون نوعی از انتخاب را می فروشد؛ حتی در جایی که هیچ انتخابی وجود ندارد. دونا ولفولک کراس(۲) در کتاب «سخن رسانه، چگونه تلویزیون مغز شما را می سازد»، می¬نویسد:
«وظیفه تبلیغات تلویزیونی تبلیغ کیفیت های خاصی است که یک محصول فاقد آنهاست و اگر واقعاً هیچ نیازی به یک محصول وجود نداشته باشد، تبلیغاتچی باید آنرا ایجاد کند. او باید به شما اثبات کند که اگر این کالا را نخرید، سلامتی و شادی شما به خطر خواهد افتاد».
کراس بیان می دارد که برخی از کالاهایی که در تلویزیون تبلیغ می شوند، با وعده هایی کاملاً دروغ همراه هستند. مثلاً در یک آگهی تبلیغاتی مشهور، میان تنفس افراد و رفع اختلال دستگاه تنفسی، با دهان شویه ها رابطه برقرار می¬شود، حال آنکه هیچ رابطه ای میان این دو از سوی متخصصان اعلام نشده است. چنین تبلیغاتی، آگهی های غلط را به اذهان عمومی وارد می سازد.
تبلیغ Wonder Bread یکی از مثال های عالی این دروغ پردازی هاست. این شرکت کالاهای خود را برای کودکان به عنوان «بخشی از یک کودکی تمام عیار» معرفی می  کند و مدعی است که کالای ما «مغذی» است. این شرکت معلوم نمی کند که منظورش از مغذی بودن، دقیقاً چیست. ماده اصلی این نان، گندم سفید است که مواد غذایی و مقوی اصلی آن از میان رفته است. آرد سفیدی که این شرکت استفاده می کند، مضر نیست اما روند پخت این نان باعث می شود که ویتامینها و مواد معدنی دیگر موجود در این آرد هم از میان برود. با این وضع، نان تولیدی این شرکت یکی از بهترین و مقوی ترین نان هایی است که مردم می شناسند، چرا که تبلیغات تلویزیونی چنین می گوید، حال آنکه واقعیت اصلاً این گونه نیست.
پروفسور Wonder در تبلیغات تلویزیونی خود می گوید: «سلول های عصبی در مغز شما نیازمند کلسیم برای انتقال علایم هستند و در صورت کمبود کلسیم، انتقال علایم به کندی صورت می گیرد». هدف از این تبلیغ تلویزیونی این است که وانمود کند، کلسیم موجود در این نان، حافظه و عملکرد مغز کودکان را افزایش می دهد. کمیسیون بازرگانی فدرال آمریکا، از تولید کننده این نان ها به علت پخش این تبلیغات دروغین شکایت کرده است. این شرکت بسیاری دیگر از محصولات غذایی معروف آمریکایی را نیز تولید می کند و بزرگترین فروشنده نان در کل کشور و توزیع کننده نان و کیک های کوچک در کل آمریکا است.
یکی از خصوصیاتی که نان تولیدی این شرکت واجد آن است، خصلت سفیدی است. تبلیغات تلویزیونی با تأکید بیش از حد بر سفیدی، خالص بودن و استرلیزه بودن، افراد را دچار سوءظن و کج خیالی در این زمینه می کنند. ماندر در این مورد می گوید: «شاید نیاز به تمیزی، جدی باشد؛ اما آنگونه که تبلیغات چی ها می گویند، نیست. تمیزی را می توان از طریق آب و کمی پودر معمولی به دست آورد. حتی صابون های معمولی (صابون چربی) برای این کار کافی است. بزرگترین تمدنهای جهان، برای میلیونها سال، از همین طریق تمیزی را حفظ کرده اند. آنچه تبلیغ می شود، چیزهای دیگری است: سفیدی است که چیزی فراتر از تمیزی است. استرلیزه کردن است که از میان بردن همه جرم هاست، کف دار بودن است که یک عامل آرایشی و جانبی است و شیک و جدید بودن است که یک جایگزین برای اطمینان عمومی است».
کراس در موافقت با ماندر می نویسد: « آمریکای در چنگال شرکت ها، به طور مداوم عوامل جدیدی را ابداع میکند تا از این طریق نیازهایی برای محصولات خود ایجاد کند… چیزهایی شبیه تولیداتی برای مقابله با عرق زیر بغل، شوره سر و خارش بدن و…».
او استدلال می کند که تبلیغات تلویزیونی رویکردی مبتنی بر سه مرحله «ببین، بخواه و بخر» ایجاد می کنند که آثار آن بر همه بخشهای اقتصادی و نژادی جامعه وارد می شود. تبلیغات فقط با هدف تأثیرگذاری بر تصمیمات مربوط به خرید، آن هم با ایجاد این تصور غلط که این کالاها وضعیت زندگی را بهبود می بخشند، عمل می کنند. آیا واقعاً فرقی می کند که شما کدام مارک از آدامس را بجوید و یا این که در کدام پمپ بنزین، بنزین بزنید؟ به راستی علامت پشت شلوار جین چه اهمیتی دارد؟ وظیفه تبلیغات این است که این ملاکها را عمده کند.
جنبه دیگر تبلیغات این است که «انتخاب» ایجاد کند. وابستگی به یک مارک خاص، برای شرکت ها و تبلیغات چی ها مهم است. به هر حال، یکی از راههای فروش یک کالا، ایجاد رقابت است. آیا تا بحال ندیده اید که در یک نمایش تبلیغاتی، مادری لباس های فرزندش را با دو پودر لباسشویی مختلف می شوید و آنها را با هم مقایسه می کند؟
حال این نکته را در نظر بگیرید که شرکت تولیدی Procter & Gamble شرکتی است که پودرهای شوینده تاید، گین، جیر، پونس، ارا، خبریز، درفت، دریل، اوری سنو و بولد که همگی در زمره «شوینده های برتر» هستند را تولید می کند. از این رو، رقابت میان این انواع شوینده، درآمد حاصله را به یک شرکت اصلی باز می گرداند و اگر به دنبال شوینده ظروف هستید، همین شرکت انواع آن را از قبیل کسکد، مستر کلین، داون، جوی، سالوو و ایوری تولید می کند که با هم رقابت می کنند و برای هر یک از آنها خصوصیات و عناوینی می سازد که به واسطه آنها تبلیغ میشوند.
همه این انواع، اساساً یک کالا هستند که به اشکال مختلفی بسته بندی می شوند. اگر شما از آن دسته افرادی هستید که مارک خاصی از حبوبات را در خانه مصرف میکنید، خوب است بدانید که تنها شرکت General Mills ، ۶۵ نوع مختلف (که فقط در مارک متفاوت هستند) از هر یک از این حبوبات را به بازار عرضه می کند. به همین دلیل است که کراس می گوید: «تبلیغات تلویزیونی با ایجاد آزادی انتخاب، در واقع مردم را فریب می دهند.» چرا که شما به مارک خاصی از یک کالا وابسته می شوید که نه تنها فرقی با مارک دیگر ندارد، بلکه متعلق به همان شرکت است.
خانم کارس می گوید: «ما با انتخاب یک مارک خاص از کالا، در واقع این اعتقاد خود را بروز میدهیم که چیزهای تولید شده توسط شرکتها، می توانند معضلات را حل کنند، ترس ما را از میان ببرند و توخالی بودن ما را پر کنند. این که ما چه مارکی را انتخاب می کنیم، نسبت به این مسئله اساسی که ما از این طریق خرید را می پرستیم و به واسطه زبان تبلیغات تلویزیونی، این احساس در ما تقویت می شود، امری ثانوی و کم اهمیت است.»

حال

تبلیغات تلویزیونی یک تجارت بزرگ است. سایت « عصر تبلیغات » گزارش داد که در سال  ۲۰۰۱، ۶/۱۸  میلیارد دلار صرف تبلیغات در تلویزیون های شبکه ای و ۳/۱۰ میلیارد دلار صرف تبلیغات در تلویزیونهای کابلی شده است. کمیسیون ارتباطات فدرال (FCC ) نیز گزارش داده است که در سال ۲۰۰۲ بیش از ۴۱ میلیارد دلار صرف پخش تبلیغات تلویزیونی در ایالات متحده شده است. در این سال، شرکت جنرال موتورز ۸/۷۷۷ میلیون دلار صرف تبلیغات تلویزیونی در تلویزیونهای شبکه ای کرده است. شرکت Procter & Gamble 7/723 میلیون دلار و شرکت جانسون و جانسون ۴۷۱ میلیون دلار. این در حالی است که این شرکتها و رقبای آنها هزینه های فراوانی را نیز صرف تبلیغات در تلویزیونهای کابلی می کنند.
زمان تبلیغاتی شبکه های تلویزیونی به شدت گرانقیمت است. برنامه های پربیننده تلویزیونی، دریافتهای کلان مالی برای گنجاندن تبلیغات در برنامه خود دارند. در پائیز ۲۰۰۳ شبکه NBC از طریق تبلیغاتی که در برنامه پنجشنبه شب خود انجام داد، درآمد بسیار بالایی داشت. برای یک سری تبلیغات ۳۰ ثانیه ای، شرکت فریندز ۴۷۳ هزار و پانصد دلار و شرکت Will & Grace 414 هزار و ۵۰۰ دلار دریافت می کنند. میزان قیمت این برنامه های تبلیغاتی، به تعداد بینندگان برنامه اصلی بستگی دارد.
مشخص است که با این قیمت ها فقط شرکت های بسیار ثروتمند می توانند به تبلیغات تلویزیونی دست یابند. مطابق بررسی ها، تبلیغات تلویزیونی خصوصاً در ساعت پربیننده تلویزیون، صرفاً به ۱۰۰ شرکت برتر تعلق دارد، چرا که تنها شرکت های بزرگ هستند که می¬توانند برای ۳۰ ثانیه تبلیغ در شبکه CBS ، ۳۲۴/۳۱۰ دلار بپردازند و یا برای ۳ بار تبلیغ ۳۰ ثانیه ای در عصر یک روز بیش از یک میلیون دلار بپردازند.
اما بیشترین پرداخت پول را برای تبلیغات چه چیزی تعیین می کند؟ جواب این است که رده بندی، رده بندی، رده بندی. منظور از رده بندی این است که مراکزی مانند مرکز تحقیقات رسانه ای نیلسون (Nielson ) هر هفته برنامه های تلویزیونی را بر مبنای تعداد بیننده های آنها طبقه بندی و رده بندی می کنند. این آمار بر اساس درصد بینندگان ارائه می شود. مطابق آمار این مرکز، مثلاً در اول سپتامبر ۲۰۰۳، حدوداً ۴/۱۰۸ میلیون خانواده آمریکایی مخاطب تلویزیون بوده اند. یک برنامه پربیننده برنامه ای است که بتواند جمع کثیری از این جمعیت را مخاطب خود قرار دهد؛ به عنوان مثال، در آخرین هفته دسامبر ۲۰۰۳ برنامه «همه ریموند را دوست دارند» از شبکه CBS توانست ۹/۴% از این میزان مخاطب یعنی حدوداً ۱۴ میلیون نفر را به خود جذب کند. هزینه ۳۰ ثانیه تبلیغ در این برنامه، حدوداً یک چهارم یک میلیون دلار بود.
بنابراین، چنان که ویلیام بیکر و جورج دسارت در کتاب مشترک خود آورده اند:
«تبلیغات تلویزیونی، تجارتی از طریق ارائه برنامه نیست. تبلیغات تلویزیونی، تجارت فروش تبلیغات و یا فروش زمان برای تبلیغات نیست، بلکه تبلیغات تلویزیونی به سادگی، تجارتی بر مبنای جمع کردن و فروختن مخاطبان است، به عبارت ساده تر، تجارت تلویزیون در کشور ما (آمریکا) خرید و فروش چشم هاست».
شبکه های تلویزیونی هم اصلاً مراقب کیفیت برنامه های خود نیستند و به همین دلیل است که گاه برنامه هایی قابل قبول و باکیفیت حذف می شوند، زیرا خوب بودن و بد بودن یک برنامه، برای شبکه های تلویزیونی اهمیتی ندارد. تلویزیون نگران کیفیت نیست، تنها چیزی که اهمیت دارد، جذب مخاطب بیشتر است. بیکر و دسارت می نویسند: «برای پخش کننده برنامه ها، بینندگان تبدیل به یک سری عدد می شوند و پولی که آن شبکه از تأمین کننده مالی برنامه ها دریافت می کند، به معنی سرانه ای است که برای هر یک بیننده داده می شود. بنابراین بر اساس مدل بازار، برنامه سازی فقط یک کارکرد دارد: هر برنامه باید هر تعداد که می تواند، مخاطب بیشتر جلب کند. تنها معیار این خواهد بود که این برنامه چند نفر را می تواند جذب کند تا برنامه سازان به اهداف اقتصادی خود برسند».
به عنوان مثال، برنامه سری دوم جیک (Jake 2.0 ) بیش از یک میلیون تماشاچی در هر بار پخش خود دارد؛ با این میزان از بیننده، این برنامه در پائین ترین رتبه ها برای شبکه خود قرار می گیرد و به احتمال قوی، در فصل آینده چنین برنامه ای ادامه نخواهد یافت.

آینده

آینده تبلیغات تلویزیونی را استفاده از تکنولوژی و فرم برای تقویت قدرت فروش تشکیل می دهد. تکنیک های فراوانی وجود دارد که تبلیغات چی ها از آن استفاده می کنند.
یکی از این روش ها، استفاده از یک کالا در جای جای محتوای یک برنامه است که از آن به «مکان یابی محصول» تعبیر می شود. در این روش، به جای صرف پول برای دقایق خاصی برای تبلیغات، برخی شرکت ها نمادها و محصولات خود را در خود برنامه نشان می دهند. با قرار دادن محصولات در درون برنامه های تلویزیونی، تبلیغات چی ها فرصت های بیشماری برای تبلیغ در طول برنامه پیدا می کنند. مثلاً شخصیت فیلم از بطری مارک دار کوکاکولا می نوشد و یا روی یکی از محل های برنامه، مارک یک شرکت حک شده است.در طول سال ۲۰۰۳، هر یک از شرکت های کوکاکولا و فورد (Ford ) و آمریکن آیدل (Idol ) و AT & T ، ۲۶ میلیون دلار صرف این نوع از تبلیغ نموده اند.
وقتی که شخصیت اصلی فیلم سوار یک ماشین فورد می شود و یا یک کامپیوتر قابل حمل (laptop ) مدل اپل (Apple ) همراه خود دارد، آن شرکت برای قرار دادن نماد محصولات خود در فیلم، پول داده است. وقتی تعقیب و گریز یک فیلم توسط ماشین مخصوصی صورت می گیرد، آن شرکت خودروسازی میلیون ها دلار پول پرداخته است. مثلاً شرکت فراری (Ferrari ) برای اینکه مدل i 308 در برنامه (Magnum P.I ) مورد استفاده قرار گیرد، هزینه پرداخته بود.
گاهی از شیوه ای دیگر استفاده می شود. در این شیوه، محصول و یا نماد آن در صحنه واقعی وجود ندارد، اما از طریق دستکاری کامپیوتری در برنامه، آن محصول و یا نماد آن شرکت به نمایش گذاشته می شود. با استفاده از کامپیوتر، این کار هم در مورد برنامه¬های زنده و هم در مورد برنامه های از قبل ضبط شده، ممکن است. به عنوان مثال، شرکت پی. وی. آی (P. V. I : Princton Video Imaqe, INC ) مدعی است که توانایی تبلیغات هم زمان مجازی و تقویت برنامه سازی در هنگام پخش مستقیم برنامه های ورزشی را دارد. این شرکت می تواند در پخش مستقیم یک مسابقه ورزشی، کاری کند که بینندگان پشت لباس هر یک از بازیگران، یک نماد تبلیغاتی خاص را مشاهده کنند.
گاهی تبلیغات دیجیتال چنان ظرافتمندانه صورت می گیرد که تکان دهنده است. مثلاً در پخش مستقیم برنامه تحویل سال نوی «جشن هزاره» در میدان تایمز نیویورک، شرکت CBS از PVI خواست تا با استفاده از تبلیغات دیجیتالی به جای تبلیغات نصب شده NBC در میدان، تبلیغات CBS نمایش داده شود.
یک روش دیگر استفاده از کامپیوتر برای تبلیغات، اضافه کردن کالاها و نمادها پس از ضبط یک برنامه است. در این روش، کالا و یا نماد یک شرکت به صور مختلف در فیلمی که قبلاً تهیه شده است، اضافه می شود. به عنوان مثال، شرکت تلویزیونی TNT در سال ۲۰۰۱ با PVI قراردادی منعقد کرد تا در پخش مجدد سریال «قانون و نظم» (Law & Order ) کالاها و نمادهای تبلیغاتی جدیدی اضافه شوند. در آن زمان، دنی ویلکینسن رئیس وقت شرکت PVI گفت: « شما پخش مجدد این سریال را با کالاهای جدید از شرکت های مختلف آن هم به صورت کاملاً واقعی و تمیز مشاهده خواهید کرد».
این نوع از تبلیغات دیجیتال را باید حیرت انگیز دانست. شخصیت فیلم در این نوع تبلیغات، بدون آنکه بداند از یک کالا با نمادی خاص استفاده می کند. مثلاً روی بطری ای که او از آن نوشیده است مارک یک شرکت جعل می شود. روش دیگر، پاک کردن علائم و کالاهای شرکت هایی است که رقیب شرکت تأمین مالی کننده هستند. مثلاً نمادهای شرکت میلر لایت (Miller Lite ) با هزینه فراوانی که کوکاکولا برای تبلیغات در سریال دوستان (Friends ) پرداخت، از سراسر این سریال حذف شد.
هنگامی که PVI با TNT برای تغییرات سریال قانون و نظم قرارداد بست، یکی از سخنگویان شرکت TNT مدعی شد: «ما همیشه به دنبال راه های مناسب تری برای قوی کردن رابطه تماشاکنندگان و بازاریابان بوده ایم.» به عبارت دیگر، این شبکه خواهان پول درآوردن از هر راهی که ممکن است می باشد، البته به نوعی که برای بینندگان خیلی آشکار نباشد.
استفاده از دستکاری های کامپیوتری برای ایجاد نمادهای تبلیغاتی در تلویزیون، امری رو به افزایش است. با این حال، برخی از شبکه های تلویزیونی از تکنولوژی های دیگر بهره می برند. یک دستگاه سخت افزاری با عنوان ماشین زمان دیجیتال (Piqital Time Machine ) که تولیدی شرکت پرایم ایمیج (Prime Image Ine ) است، به شیوه ای ظرافتمندانه، تصاویر زائد و اضافی را از برنامه های زنده و یا قبلاً ضبط شده حذف می کند و ۱۵ الی ۶۰ ثانیه زمان برای تبلیغات ایجاد می کند. این شرکت توضیح می دهد که محصول آنها «تکه های کوچک از تصاویر تکراری را حذف می کند و در طول کل یک برنامه، وقتی اضافه را برای تبلیغات ایجاد می کند».
شرکت پرایم ایمیج توضیح می دهد که ما در یک برنامه زنده، پخش برنامه را با ۳۰ ثانیه تأخیر آغاز می کنیم اما به مرور زمان و در طول برنامه، این تأخیر را به صفر می رسانیم. به این ترتیب، ما در طول یک برنامه ۳۰ دقیقه ای، ۳۰ ثانیه تبلیغات و ۵/۲۹ دقیقه اصل برنامه را پخش می کنیم.» این شرکت مدعی است اطلاعاتی که در طول این ۳۰ دقیقه حذف می¬شوند، کاملاً غیرقابل شناسایی برای بینندگان هستند.
شرکت هایی که تبلیغات تلویزیونی تولید می کنند نیز از تکنولوژی فشرده سازی استفاده می کنند، اما به شیوه ای دیگر. تکنولوژی فشرده سازی صوتی معمولاً برای تقویت نوع تبلیغات مورد استفاده قرار می گیرد. اکنون استفاده از این روش امری مرسوم شده است که طی آن، تبلیغات چی ها با تقویت صداها، میزان صداهایی را که حساسیت گوش آدمی را بیشتر برمی انگیزند در تبلیغات خود افزایش می دهند و چون اکثر برنامه های تلویزیون از فشرده سازی صوتی استفاده نمی کنند، به نظر می رسد که تبلیغات تلویزیونی صدای بلندتری دارند. در میزان دسیبل های واقعی، فرقی میان برنامه ها و تبلیغات نیست، حال آنکه تکنیک فشرده سازی صوتی اساساً صداهای تبلیغات را تقویت کرده است.
آینده حقیقی تبلیغات تلویزیونی این است که تبلیغات چی ها، میزان تبلیغات هر شبکه و نوع برنامه هایی را که آن شبکه پخش می کند، تعیین خواهند کرد. برخی از اخباری که از سوی FCC (گروه کاری مالکیت رسانه ها) منتشر می شود، حاکی از روندهای آتی صنایع تلویزیونی است.
خبری که تحت عنوان «جوانب تجربی ترجیحات تبلیغات چی ها و محتوای برنامه های تلویزیون» در دسامبر ۲۰۰۳ منتشر شد، بیان می دارد که این تبلیغات چی ها (و نه تماشاگران) هستند که در نهایت، نوع برنامه های پخش شده در تلویزیون را معین می کنند. این خبر توضیح می دهد:
«پخش های تلویزیونی، نشان دهنده یک بازار خاص است؛ در این بازار یک کالای عمومی توسط شرکت هایی خصوصی و منفعت طلب تولید می شود. شبکه های پخش، یک کالای عمومی را عرضه می کنند ولی به طور مستقیم چیزی از تماشاگران دریافت نمی کنند. این شبکه ها درآمد خود را از تلفیق برنامه ها با تبلیغات تحصیل می کنند، که تماشاگران با هدف دریافت آن کالای عمومی آن را می بینند. سپس شبکه ای زمان تبلیغات را به تبلیغات چی ها می فروشند. این عدم وجود رابطه مستقیم میان خریدار و فروشنده در خدمات تلویزیونی، ایجاد عدم سلامتی در بازار می کند. چنان که پیش بینی های تئوریک مدعی هستند، هنگامی که در یک بازار، کالای عمومی تولید و عرضه شود بازار با شکست مواجه می شود. یکی از این شکست های ممکن این است که اهداف برنامه به سوی خواست های تبلیغات چی ها تحریف شود.»
تبلیغات چی ها محتوایی را می پسندند که به بهترین وجهی تبلیغات آنها را پوشش دهد. استفاده از یک تحقیق آماری منحصر به فرد نشان می  دهد که تبلیغات چی ها حاضرند برای برنامه های کمدی و برنامه هایی که از بازیگران جوان استفاده می کنند، پول بیشتری بپردازند، حال آنکه برنامه های خبری و سریال های پلیسی کمتر مورد توجه تبلیغات چی ها قرار می گیرد و حتی پول کمتری برای آنها پرداخت می شود. در این تحقیق آماری مشخص شد که ۷ برنامه خبری، ۵ سریال پلیسی و ۳۸ سریال کمدی از سوی تبلیغات چی ها مورد حمایت قرار گرفته اند بنابراین، این ترجیحات تبلیغات چی ها است که محتوای برنامه ها را مشخص می کند.
توسعه سریع تلویزیون های کابلی و ماهواره ای را حداقل در بخشی از موارد باید محصول شکست تلویزیون های تحت حمایت تبلیغات چی ها دانست. اکنون بیش از هر وقت دیگری در تاریخ تلویزیون، این تبلیغات چی ها هستند که محتوای برنامه ها را تعیین می کنند. تلویزیون همواره متأثر از خواست های تبلیغات چی ها بوده است. در جهان کنترل رسانه ها توسط ابرشرکت ها، نه تنها برنامه ها اختصاصاً با تبلیغات چی ها تنظیم می شوند، بلکه میزان تبلیغات نیز افزایش می یابد.
در خبر دیگری که تحت عنوان «یک تئوری در مورد تمرکز پخش رسانه ای و تبلیغات بازرگانی» در سپتامبر ۲۰۰۲ منتشر شد، آمده است که FCC به این جمع بندی رسیده است که تمرکزهای رسانه ای مورد مطالعه قرار گرفته توسط آنها، نشان از آن دارد که پخش کنندگان به این نتیجه رسیده اند که برای حداکثرسازی سود خود، باید بخش های اختصاص داده شده به تبلیغات را افزایش دهند. مطابق بررسی FCC این امر به معنی افزایش تقاضا برای زمان تبلیغات و افزایش قیمت زمات تبلیغات  خواهد بود.
تبلیغات در تلویزیون رفته رفته زمینه را برای ایجاد تلویزیون تعاملی فراهم می کند. در این تلویزیون، پخش کنندگان آنچه بینندگان می بینند و می خرند را کنترل و ثبت می کنند و آنگاه با بدست آوردن اطلاعات لازم و تهیه یک بانک کامل اطلاعات، خدمات بیشتری را به تبلیغات چی ها عرضه می کنند تا برای هر قشر از مخاطبان تبلیغات  خاصی را هدف گیری کنند. تلویزیون تعاملی با عادات تماشاگران تغییر حالت می دهد، تا سود تبلیغات چی ها را به حداکثر برساند.
هدف از مقاله حاضر این بود که بفهمیم، تلویزیون چیزی جز آوردن تبلیغات  در خانه افراد نیست و شیوه های جدید تبلیغاتی که ذکر شد، تلویزیون را به یک آگهی تبلیغاتی بلندمدت تبدیل خواهد کرد. به این ترتیب، دیگر کسی نمی تواند مدعی شود که «مهم نیست، من تبلیغات  تلویزیونی را نگاه نمی کنم». چرا که اگر کسی تلویزیون ببیند، لامحاله تبلیغات  را تماشا می کند.

منبع: turnoffyourty.com
پانوشت:
۱٫ Ron Kaufman
2. Dona Woolfolk Cross
 web site:tablighcity.com




نوع مطلب : مدیریت تبلیغات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


تبلیغات فن فروشندگى است؛ کلودهاپکینز در خصوص مواردى که یک آگهى را موفق مى کند، مى نویسد:
«درک درست تبلیغات یا حتى آموزش اصول و مبانى آن، باید با دیدى صحیح آغاز شود، تبلیغات فن فروشندگى است. اصول آن اصول فن فروشندگى است. موفقیت ها و شکست ها، در این دو حیطه، بر اثر دلایلى مشابه پدید مى آیند. پس هر پرسش تبلیغاتى باید طبق استانداردهاى فروشندگى پاسخ داده شود. بر این نکته تاکید مى کنم. تنها هدف تبلیغات، افزایش فروش است. سودآورى یا عدم سودآورى آن به میزان فروش بستگى دارد. تبلیغات براى ایجاد یک تاثیر کلى نیست ‎ ؛ براى ثبت نام شما در اذهان مردم نیست. براى کمک به فروشندگان دیگر شما نیست. با آن مثل یک فروشنده رفتار کنید. آن را مجبور به توجیه خود کنید. آن را با دیگر فروشندگان مقایسه کنید. هزینه و نتیجه را حساب کنید. بهانه اى را از یک فروشنده خوب نمى پذیرید، از آن هم نپذیرید. آنگاه چندان به خطا نخواهید رفت.»


وظیفه مهم تهیه کننده آگهى انتقال نکات فروش به مزایایى است که براى خریدار دارد و آگهى دهنده همیشه باید در موقع تهیه آگهی، خودش را به جاى خریدار بگذارد و متوجه باشد که آگهى را از درون چشم خریدار که جنس را مى خرد تهیه نماید نه از نظر تولید کننده جنس که مى خواهد جنس خود را به فروش برساند. پس اولین اصل در تهیه آگهى تبلیغاتى جلب اعتماد مشترى با آموزش صادقانه است.
مهمترین اصل در تبلیغات، تاکید بر منافع مصرف کننده است. وقتى یک آگهى یا نامه تبلیغاتى مى نویسد، هشدار جى آبراهام را به یاد داشته باشید:
«این واقعیت را در نظر داشته باشید که مردم به بزرگى شما هیچ اهمیتى نمى دهند. تنها چیزى که براى آنها مهم است نوع سود، مزیت، خدمت، یا بهبود شخصى ویژه اى است که ارایه مى دهید. شما چگونه زندگى آنها را بهبود خواهید بخشید؟ شما چگونه زندگى راحت ترى براى آنان ارایه خواهید دید؟ آیا آنها را خوش قیافه تر خواهید ساخت؟ آیا آنها را ثروتمندتر خواهید کرد؟ آیا مى خواهند بدانند شما از چه طریقى کیفیت، ارزش، لذت، سودآورى را در زندگى آنها بهبود خواهید بخشید. بازاریاب هاى معدودى واقعاَ به این نکته پى برده اند! مردم اهمیت نمى دهند شما چه مى خواهید! تمام کارهایى که در تبلیغات، در بازاریابی، در فروش انجام مى دهید باید تنها اطلاع رسانى این نکته باشد که شما به چه طریقى به مشتریان فعلى و آتى خود سود خواهید رساند.
چگونه یک آگهى تبلیغاتى بسازیم؟
اولین قدم براى تهیه آگهى جمع آورى اطلاعات لازم براى نوشتن متن آگهى است. اطلاعاتى که تهیه کننده آگهى باید در مورد کالا کسب نماید با پاسخ دادن به هفت پرسش زیر مى توان کسب نمود:

دومین قدم کسب اطلاعاتى درباره مصرف کنندگان کالاى مورد نظر است. تهیه کننده آگهى مى تواند با پاسخ به چهار پرسش زیر ، اطلاعاتى در مورد مصرف کننده کسب نماید:

گام سوم در تهیه آگهى این است که تهیه کننده آگهى به محل سکونت افراد مورد نظر خود توجه کند ‎ ؛ زیرا محلى که افراد در آن سکونت دارند در طرز زندگى آنها و مصرف جنس مورد آگهى موثر مى باشد.
گام چهار در تهیه آگهى تبلیغاتی، تحلیل اطلاعات جمع آورى شده در مراحل قبلى است؛ پس از آنکه تهیه کننده آگهى تمام حقایقى را که به آن احتیاج دارد جمع آورى نمود و در دسترس او قرار گرفت، آن وقت وظیفه او این است که ببیند از بین اطلاعات جمع آورى شده از چه نکات مهم و موثرى براى استفاده در آگهى و فروش جنس مى تواند استفاده نماید.
پس از اینکه تصمیم گرفته شد از چه موضوعى در تبلیغ باید استفاده گردد نوبت به آن مى رسد که مشخص کنیم پیام و منبع پیام باید داراى چه ویژگیهایى باشد. منبع پیام به طور خلاصه باید ویژگیهاى زیر را دارا باشند:

گام پنجم  در تهیه آگهى تبلیغاتى استفاده از جاذبه هاى تبلیغاتى در پیام تبلیغى است؛ هر پیام تبلیغاتى براى اینکه بتواند مخاطب را به سوى محتواى پیام خود جلب کند، از یک نوع جاذبه استفاده مى کند. متداولترین جاذبه هایى که در پیامهاى تبلیغاتى مورد استفاده قرار مى گیرد عبارتند از:
جاذبه منطقى: در جاذبه منطقى به طور مشخص و صریح مزایاى کالا، خود کالا، ویژگیهاى آن و … عنوان مى گردد و از پرداختن به مسایل و موضوعهاى حاشیه اى خوددارى مى گرشود. پیامهایى که کیفیت، صرفه جویی، فایده و کاربرد کالا را نشان مى دهد از جمله پیام هایى است که در آنها از جاذبه هاى منطقى استفاده شده است.
جاذبه خنده و طنز: تبلیغاتى که با محتواى خنده ارایه مى شود، در زمره تبلیغاتى است که بهتر از همه شهرت یافته و در بین تبلیغاتى که به نمایش در مى آید بیشتر از بقیه به یاد مى ماند و در مورد آن صحبت مى شود. در بهره گیرى از جاذبه خنده و طنز در تهیه آگهى باید باید و نبایدهاى را در نظر گرفت؛ از دیدگاه چوین کارشناس تبلیغ بایدها و نبایدهاى تبلیغ با جاذبه طنز به شرح زیر است :
بایدها:

تبلیغ مخاطب را با طنز آشنا کنید و بعد اگر مى توانید از آن خارج کنید.




نباید ها:






جاذبه ترس: بازاریابان برخى از مواقع، در پیامهاى تبلیغاتى از جاذبه ترس استفاده مى کنند تا از این طریق در مخاطب نگرانى به وجود آورند و آنها را تحریک به انجام یا عدم انجام کارى کنند. امروزه مطالعات نشان داده است که پیامهاى ترس آور مى تواند اثربخش باشد مشروط بر این که کارشناس تبلیغ بداند ترس چگونه عمل مى کند. کارشناس تبلیغ قبل از استفاده از تبلیغ با جاذبه ترس باید از نحوه عمل این نوع تبلیغ، میزان استفاده از آن و واکنشهاى متفاوت مخاطبان نسبت به آن اطلاع حاصل کند. همچنین در تبلیغ با محتواى ترس هنگامى که در پیام، توصیه هاى خاص و یا اقدامهاى ویژه اى براى فرد ارایه مى شود به بهترین نحو تاثیر مى گذارد.
براى اینکه تبلیغ با محتواى ترس، اثربخش گردد، پیام تبلیغ باید یک یا چند مورد از انواع اطلاعات زیر را در برگیرد. این اطلاعات به قرار زیر است:





جاذبه اخلاقى: این نوع جاذبه بر تشخیص مخاطبان درباره درست یا غلط بودن چیزى تکیه مى کند. از جاذبه اخلاقى وقتى استفاده مى شود که هدف، وادار کردن مردم به حمایت و طرفدارى از پاره اى از مسایل اجتماعى است.
تکنیهاى اجرایى تبلیغ
گام بعدى در تهیه آگهى تبلیغاتى‏ انتخاب تکنیهاى اجرایى تبلیغ است؛ در این مرحله تهیه کننده آگهى تبلیغاتى باید توجه خود را معطوف به چگونگى اجراى تبلیغ کند؛ بعبارت دیگر وى باید بررسى کند که چگونه جاذبه اى را که براى تبلیغ در نظر گرفته شده است به تصویر بکشد و از چه تکنیکى براى به تصویر کشیدن آن استفاده کند. پیام تبلیغاتى یا جاذبه تبلیغاتى به اشکال متعددى مى تواند ارایه شود که برخى از مهمترین این تکنیکها در زیر آورده شده است:
موزیکال: در این سبک یک یا چند نفر یا چند شخصیت کارتونى نشان داده مى شود که مشغول خواندن آوازى درباره یک کالا هستند. دلیل اصلى استفاده از این شیوه این است که به خاطر سپردن و یادآورى اشعار و ترانه ها ساده است و به راحتى در ذهن حک مى شود.
ارایه تاییدیه: در این روش از یک منبع دوستى داشتنى و قابل اعتماد براى تایید کالا استفاده مى شود. دراین خصوص هم از افراد شهیر و هم افراد غیرمشهور مى توان استفاده کرد. البته بینندگان بیشتر تحت تاثیر افراد مشهور قرار مى گیرند.
داستان گویى: در این تکنیک، بخش گفتارى بر روى تبلیغ خوانده مى شود و گوینده مشهود نیست.
مستندات علمى: در این شیوه مدارک مستند یا تحقیقاتى ارایه مى شود که نشان مى دهد مارکهاى کالاى موضوع آگهى نسبت به یک مارک یا چند مارک تجارى دیگر بهتر است، یا بیشتر مورد پسنده واقع شده است.
تبلیغ دوتکه: در این شیوه دو تبلیغ به هم مرتبط از یک شرکت (معمولاَ هر کدام ۱۵ ثانیه) که یک خط متصل عقیده اى را دنبال مى کند طراحى مى شود و هنگام پخش از تلویزیون در بین این دو تبلیغ یک تبلیغ کاملاَ جداگانه از محصول دیگر مربوط به شرکت دیگر پخش مى گردد که هیچ ربطى به شرکت و محصول ندارد. به عبارت دیگر در این شیوه به پخش تلویزیون گوشزد مى شود که نخست ۱۵ ثانیه اول از تبلیغات ما را پخش کند و سپس بعد از آن تبلیغ یک شرکت دیگر را قرار دهد و سپس بعد از آن مجدداَ قسمت دوم تبلیغ شرکت ما پخش شود.
شایستگى فنى: در این شیوه تواناییهاى فنى شرکت در تولید کالا ارایه مى شود. استفاده از تکنیک «شایستگى فنی» اغلب در مورد لوازم برقى به کار گرفته مى شود.
نماى نزدیک: در این شیوه تلویزیون اساساَ رسانه اى براى خلق تصاویر نماى نزدیک است. نماى نزدیک مى تواند مورد استفاده شرکتها، رستورانها تولید کننده انواع غذاهاى پخته و نیز پیتزا فروشى ها براى نشان دادن غذاهایشان از نزیک جهت ایجاد اشتها در بیننده به کار گرفته شود.
رتوسکوپ: در این تکنیک سکانس هاى انیمشین و واقعى به شکل جداگانه تهیه شده و سپس روی هم ترکیب مى شود. مثلاَ یک پسربچه واقعى ممکن است به نمایش درآید که در حال خوردن صبحانه است و در عین حال یک حیوان به شکل کارتون روى شانه هاى او در حال بالا و پایین پریدن است و با او صحبت مى کند.
مقایسه: در این شیوه کالاهاى شرکت خود با کالاهاى شرکت رقبا مقایسه مى گردد و با مقایسه یک کالا با کالاى دیگر سئوالهاى بیننده پاسخ داده مى شود.
حل مشکل: در این شیوه جنبه مشکل گشا بودن کالا نمایش داده مى شود.
فرد سخنگو: در این تکنیک‏، فردى در جلوى دوربین به نمایش درمى آید و او به طور مستقیم محتواى تبلیغ را براى مخاطب بازگو مى کند. فرد ممکن است مستقیماَ کالا را نشان دهد و یا بر روى تصویر در خصوص آن کالا و جنبه ها و مزایاى مختلف آن صحبت کند. در این تکنیک باید توجه کرد که فرد سخنگو و ارایه کننده تبلیغ باید فردى دوستى داشتنى باشد و از نظر چهره به گونه اى باشد که اعتماد مخاطب را جلب کند. البته نباید این فرد کالا را تحت الشعاع قرار دهد. زیرا هدف ارایه کالاست نه آن فرد.
سبک زندگى: دراین شیوه مناسبت یک کالا با سبک زندگى نشان داده مى شود. براى مثال یک آگهى درباره مواد لبنى همزمان با این که مردانى را در حال ورزش نشان مى دهد، نقش مصرف شیر در ایجاد یک زندگى فعال و توام با سلامتى را گوشزد مى کند.
برشى از زندگى روزمره: روش برشى از زندگى روزمره یک شیوه دراماتیک قدیمى است که در آن بازیگران داستانى را به نمایش مى گذارند و استفاده کننده مارک کالاى تبلیغی، قهرمان داستان است. بیشتر تبلیغاتى که با این تکنیک ارایه مى شود در ابتدا با یک مشکل شروع مى شود که در نهایت مارک کالاى شرکت تبلیغى به عنوان راه حل ارایه مى شود.
انیمیشن (نقاشى متحرک): یکى دیگر از شیوه هاى ارایه پیام، استفاده از نقاشى متحرک است که متداولترین شکل آن، ارایه آن در قالب کارتون است که در میان بچه ها مطبوع و خوشایند به نظر آید و در بین همه سنین شهرت یابد.
سریال (مجموعه تبلیغ): در این شیوه مجموعه تبلیغاتى به دنبال هم و در قالب یک مبارزه تبلیغاتى پخش مى گردد و در واقع هر تبلیغ داستانى را که در تبلیغ قبل بوده است را دنبال مى کند.
خیال پردازى: این سبک درباره کالا یا مصرف آن ، خیال و رویا ایجاد مى کند.
حالت یا ذهنیت پردازى: در این روش، از ترکیب چند روش استفاده مى شود. هدف اصلى در این روش به وجو آوردن ذهنیت و یا حالت خاصى براى کالایى است که قصد فروش آن را داریم. در واقع در این سبک در اطراف کالا حالت یا ذهنیتى ایجاد مى شود نظیر زیبایی، عشق، محبت یا امنیت و آسایش و هیچ گونه سخنى به جز در قالب توصیه درباره کالا به میان نمى آید.منابع:


 web site:tablighcity.com ۱- چه لوازم و مواد و عواملى در جنس به کار رفته است؟ ، ۲- به چه خوبى ساخته شده است؟، ۳- چه استفاده اى دارد؟ ، ۴- چگونه با کالاى رقبا مقایسه مى شود؟ ، ۵- وسیله شناسایى کالا در فروشگاه چیست؟ ۶- قیمت کالا چقدر است؟ و ۷- حقایق مهم درباره خریداران احتمالی؟. ۱- جنس آیا به وسیله مردان- زنان یا هر دو مصرف مى شود؟ ، ۲- چه سنینى بیشتر مصرف مى کنند؟ ، ۳-درآمد مصرف کننده جنس در چه حدود است؟ و ۴- چه کسانى در تصمیم خرید نفوذ دارند؟ ۱- اعتبار منبع ، ۲- جذابیت فیزکى و ظاهرى ، ۳- مورد علاقه مخاطب بودن و ۴- معنادار بودن منبع. ۲- در اوایل ۴- تبلیغ باید ملیح باشد نه مسخره. ۵- مطالب طنز یا خنده آور باید ساده و همه فهم باشد. ۶- پیام خنده و پیام تبلیغ باید یکپارچه باشد. ۱- در تبلیغ، جوک یا لطیفه تعریف نکنید چون خیلى سریع بى مزه مى شود. ۲- هیچ گاه کالا را به تمسخر و خنده نگیرید. ۳- از پایان بندیهایى که موجب تعجب مخاطب مى شود، پرهیز کنید چون این اتفاق فقط یک بار شیرین است و دفعات بعد براى مخاطب براى ماجرا معلوم مى شود. ۴- مطلب طنز یا خنده آور نباید چندان سخت باشد که مخاطب نتواند به راحتى آن را درک کند. ۵- مطلب طنز یا خنده آور نباید کالا را تحت الشعاع قرار دهد. ۶- هر کجا که نمى دانید باید از چه جاذبه و یا تیزرى استفاده کنید، سریع سراغ تبلیغ طنزآلود و خنده آور نروید. ۲- عنوان شود که چگونه رعایت اصول مزبور مشکل را حل خواهد کرد. ۳- از ارایه پیامهاى به شدت ترس آور خوددارى شود؛ زیر ترس بالا در مخاطب نتیجه منفى مغایر با آنچه مورد نظرارایه کننده پیام است مى گذارد. ۴- به مخاطبانى که از سطح آگاهى اندکى برخوردارند و یا عزت نفس کمى دارند، پیامهاى بسیار رعب آور نباید ارایه شود. ۵- مشکل باید به سرعت در تبلیغ حل شود تا نگرانى مخاطب سریع کاهش یابد. ۲- پیش به سوى کارآفرینی، جیمز آر. کوک، مترجم: میترا تیموری، نشر آموزه، اصفهان ، چاپ دوم ۱۳۸۳ ۳- از طنز یا مطالب خنده آور براى بیان نقاط قوت کالا استفاده کنید. ۱- دستورالعمل و توصیه هاى خاص در خصوص این که چگونه باید با موضوع ترس آور روبه رو شده و یا آن را کاهش داد.
۱- مطالب طنز یا خنده آور باید مرتبط با کالا باشد. ۱- مدیریت تبلیغات از دید بازاریابی، محمود محمدیان، تهران، حروفیه، ۱۳۸۲



نوع مطلب : مدیریت تبلیغات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 2 دی 1390 :: نویسنده : وحید شیرزاد
به عنوان صاحب کسب و کار چه بسا درک مشخصی از رنگ پول داشته باشید اما از رنگ کسب و کار چه تصوری دارید؟ بیاموزید که چگونه رنگ مناسب با خلق تصویری مثبت قادر است مشتری را بر خرید از شما ترغیب نماید یا بالعکس دریافت نارسایی از کسب و کار شما به وجود آورد .
علم رنگ‌ها
باور این که رنگ‌ها واجد قدرت تاثیرگذاری بر جسم و ذهن باشند اندکی دشوار به نظر می‌رسد. امروزه دانشمندان می‌دانند رنگ‌ها از توان نفوذ بر فیزیولوژی و حالت ذهنی برخوردارند. مطابق تحقیقات صورت گرفته، دگرگونی در رنگ محیط ۱۴ کودک ناتوان سبب تغییر در میزان فشار خون و نیز تعدیل رفتارهای پرخاشگرانه آنان شده است .


علم رنگ‌ها این بار از سوی پژوشگران بازاریابی جهت تعیین نحوه کاربری این دانش برای تاثیر بر روی دریافت مشتری از کسب و کار مورد مطالعه قرار گرفته است. فحوای رنگ‌ها و کسب و کار شما فحوای رنگ‌ها بر اساس فرهنگ، گونه، نژاد و حتی سن افراد تغییر می‌کند. پس رنگها نه فقط از لحاظ انتخاب بلکه از نظر تناسب با مشتریان مورد نظر حائز اهمیت می‌باشند. به عنوان نمونه هر چند سفید در بسیاری مناطق و فرهنگ‌ها مرتبط با ازدواج بوده و حس بی‌گناهی را القاء می‌کند ولی در فرهنگ‌های شرقی مثل هندوستان بیانگر مرگ است. همچنین رنگها را می‌توان به هدف اشاره به یک فرهنگ خاص تلفیق نمود، در جهان غرب سبز و قرمز در کنار هم مربوط به کریسمس و سیاه و نارنجی‌ نشان جشن هالوین می‌باشند .
شرکت‌های بزرگ و برندهای مشهور جهان نیز از رنگ‌های معینی استفاده می‌کنند. رنگ آبی IBM دلالت بر پایا بودن و محافظه‌کاری دارد و رنگ قهوه‌ای UPS سمبل طور عمر و اعتبار محسوب می‌شود .
بنابراین لازم است معنای رنگ‌ها را در بازاریابی کسب و کار خود در خاطر داشته باشید :
- سفید: قداست – پاکی – جوانی
سفید رنگی است خنثی که می‌تواند در مد و سترون‌سازی در حرفه پزشکی دلالت بر خلوص داشته باشد .
- سیاه: قدرت – برازندگی – پنهان‌کاری
سیاه می‌تواند بهترین و گران‌ترین بازارها را مورد هدف قرار دهد یا در بازاریابی میان جوانان با افزودن نوعی ابهام بر تصویرتان این گروه را جلب نماید .
- قرمز: عشق- هیجان – خطر
قرمز رنگ هشداردهنده است از قرمز برای دمیدن شور و هیجان به مارک تجاری خود بهره ببرید .
- نارنجی: طراوت – انرژی – تفریح
اگر خواهان خلق فضایی سرزنده برای مشتریان می‌باشید از این رنگ غاقل نباشید .
- زرد: شادی – گرمی – هوشیاری
زرد در عین داشتن حس آرامش می‌توانند نقشی مسحورکننده برای کسب و کار شما ایفا نماید .
- سبز: طبیعت – سلامتی – وفور برای ایجاد تاثیر آرامش‌بخش و یا تصویری از رشد و نمو،‌ رنگ سبز گزینه مطلوبی شمرده می‌شود .
- بنفش: شکوه – تدبیر- تجلیل
شاید با افزودن پرده‌ای از رنگ بنفش به ارزش کسب و کارتان اشاره نمایید .
- آبی: صداقت – صلح – اعتماد
احتمالا رنگ آبی مردمی‌ترین و بی‌طرف‌ترین رنگ‌ها در جهان می‌باشد و برای اشاره بر وفاداری مشتریان گزیده‌ای مطمئن به شمار می‌رود. همواره بر نحوه به کارگیری رنگها از لوگو گرفته تا بروشور و کارت‌های ویزیت و بعضا یونیفرم‌ها دقت و وسواس به خرج دهید. آیا رنگ‌های انتخاب شده انعکاس درستی از شخصیت و تصویر کسب و کار شما ارائه می‌دهند؟ در غیر این صورت تردیدی بر ضرورت تجدیدنظر نداشته باشید .
منبع: کارآفرینان امیرکبیربرگرفته از روزنامه تفاهم






نوع مطلب : مدیریت تبلیغات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


تبلیغات عنصری از فرایند رشد و توسعه اقتصادی محسوب می شود و رابطه مستقیم با رونق اقتصاد دارد و یک نیروی محرک و لازمه کشورهای در حال توسعه مانند ایران است که به سوی تجارت حرفه ای در حرکت هستند و بر همین اساس است که استفاده از دانش و فناوری روز تبلیغات می تواند مسیر موفقیت یک شرکت و مدیر را ترسیم نماید.
تبلیغات موثر
ابزاری برای کسب شهرت و اعتبار است و به مدیران کمک می کند تا سریعتر به اهداف خود برسند و یک پل ارتباطی بین خود و مشتری ایجاد نمایند.همیشه به یاد داشته باشید شهرت با برنامه ریزی و پشتکار به دست می آید . هر زمان که کار را شروع کردید دائما آن را دنبال کنید.

مطمئن باشید هر زمان کار را متوقف کنید باید دوباره از اول مسیر کار را شروع کنید. پیدایش شهرت از نقاط کوچک آغاز می شود و کم کم مانند یک بهمن لحظه به لحظه وسیع تر و بزرگ تر می شود.
همواره در مورد کالا و یا خدمات خود صحبت کنید. کار را از مجامع کوچک شروع کنید . در سمینارها و کنفرانس هایی که به گونه ای به محصول و خدمات شما مرتبط می شوند صحبت کنید و محصولات خود را به آنها معرفی کنید. می توانید کار را وسیع تر کنید و در رادیو و تلویزیون به طرق مختلف از مزایای مختلف و خدمات خود صحبت کنید.
تبلیغ
از طریق روزنامه های کثیر الانتشار را فراموش نکنید. چون موجب افزایش آگاهی عمومی هستند. تبلیغ بایستی به گونه ای باشد که موجب افزایش علاقه خواننده به شما و محصول و یا خدماتتان شود. تا کید بیش از حد بر جزییات و یا سادگی بیش از حد تبلیغ هر دو از عوامل کاهش کارایی یک تبلیغ هستند. تبلیغ باید به گونه ای باشد که به راحتی امکانات و روشهای تماس و دسترسی به شما را در اختیار خواننده قرار دهد و او را تشویق به پی گیری پیام تبلیغاتی
روش مرسوم دیگر تبلیغ از طریق انتشار و توزیع کاتالوگ و راهنمای محصولات و خدمات شرکت است. این بسته ها ی اطلاعات باید بسیار تمیز و زیبا به دست مشتری برسد و در عین حال شامل اطلاعاتی در مورد محصول و یا خدمات شما باشد و آن را به مشتری معرفی کند. قراردادن نسخه ای از تبلیغات خود در روزنامه ها، بیوگرافی از شما و شرکت شما مفید است همچنین مدارک قانونی که حاکی از قانونی بودن کار شما و استاندارد بودن محصول و خدمات شماست می تواند موجب جلب اعتماد مشتری بشود.
نماید. تبلیغ از طریق نامه های تبلیغاتی کوچک از روشهایی است که می تواند موثر باشد. می توانید این نامه ها را در قسمت نامه های ادارات و سازمانها قرار دهید و یا به نام مدیران شرکتها ارسال نمایید.
جملات خوب برای تبلیغ را خودتان انتخاب کنید. وقتی می خواهید کار تبلیغ محصول و یا خدمات خود را به شرکتی بسپارید، جملاتی را که می خواهید در وصف کالا و یا خدمات شما مطرح شود، خودتان پیشنهاد کنید. به این ترتیب کسی که کار تبلیغ را به عهده دارد فقط به این جملات رنگ و شکلی تبلیغاتی می دهد و درنهایت این حرف واقعی شماست که به مشتری منتقل می شود .برگرفته از: kasbokar.ir

 web site:tablighcity.com





نوع مطلب : مدیریت تبلیغات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 2 دی 1390 :: نویسنده : وحید شیرزاد

از دیرباز، کف دست باز نشانه ‎‎ی حقیقت، صداقت، بیعت و تسلیم بوده است. بسیاری از سوگندها با قرار دادن کف دست بر روی قلب صورت می ‎گیرد و زمانی که شخصی در حال ادای شهادت در دادگاه است، کف دست خود را نمایان می ‎کند؛ کتاب مقدس را در دست چپ می ‎گیرد و کف دست راست را برای مشاهده ‎ی حضار بالا می ‎برد .
در برخوردهای روزمره، مردم از دو حالت اساسی کف دست استفاده می ‎کنند. در حالت اول، کف دست رو به بالا می ‎باشد که علامت گدایی برای پول یا غذا است. در حالت دوم، کف دست رو به پایین قرار می ‎گیرد، انگار چیزی را پایین نگه داشته یا از بالا آمدنش ممانعت می ‎کند .


یکی از معتبرترین روش ‎ها در تشخیص این که شخصی صادق و شریف است یا خیر‌، مشاهده ‎ی حالات کف دست است . همان طور که یک سگ برای اظهار تسلیم و سلطه ‎پذیری، گردن خود را جلو می ‎آورد، انسان هم از کف دست ‎هایش برای اظهار همین رفتار یا احساس استفاده می ‎کند. به عنوان مثال، زمانی که شخصی می ‎خواهد کاملاً صادق و رک باشد، یک یا هر دو کف دست خود را در برابر طرف مقابل نمایان می ‎کند و احتمالاً می ‎گوید، «بگذار کاملاً رک باشم» زمانی که شخصی رفتاری صادقانه در پیش می ‎گیرد و یا شروع به گفتن حقیقت می ‎کند کف دست ‎هایش یا بخشی از آن ‎ها را برای طرف مقابل نمایان می ‎کند. همانند اکثر حرکات بدن، این حرکت کاملاً ناآگاهانه انجام می ‎شود، و بدین ترتیب شما را متوجه صداقت شخص دیگر می ‎کند. کودک هنگام دروغ ‎گویی یا پنهان کردن یک چیز، کف دست ‎هایش را پشت خود قایم می ‎کند. هم چنین، شوهری که می ‎خواهد به همسر خود دروغ بگوید، دست ‎هایش را در جیب خود می ‎گذارد یا دست به سینه می ‎شود و این حرکت، همسر وی را متوجه کتمان حقیقت می ‎کند .
اغلب به فروشنده ‎ها می ‎آموزند، چنان چه مشتری دلیلی برای نخریدن محصول آن ‎ها ارائه می ‎کند، به کف دست ‎هایش نگاه کنند، زیرا دلایل معتبر فقط با کف دست ‎های نمایان همراه است .استفاده ‎ی عمدی از کف دست برای فریب دادن
این سوال شاید به ذهن خواننده برسد که «اگر کف دست ‎هایم به هنگام دروغ ‎گویی نمایان باشد، مردم گفته ‎ی مرا باور خواهند کرد؟» پاسخ به این سوال آری و خیر است. اگر یک دروغ آشکارا با کف دست ‎های نمایان همراه کنید، شاید برای شنوندگان خود ریاکار به نظر برسید، زیرا خیلی دیگر از حرکاتی که باید به هنگام صداقت نمایان باشند، وجود ندارند و حرکات منفی که هنگام دروغ ‎گویی استفاده می ‎شوند، با کف دست ‎های باز متناقض است .
همان طور که قبلاً ذکر شد، کلاهبردارها و دروغ ‎گوهای حرفه ‎‎ای کسانی هستند که می ‎توانند دروغ ‎های خود را هنرمندانه با علائم غیر کلامی تکمیل کنند. هر چه استفاده ‎ی کلاهبردار از رفتار غیر کلامی حاکی از صداقت به هنگام دروغ ‎گویی ماهرانه ‎تر باشد، حرفه ‎ی او بهتر انجام می ‎شود .
البته می ‎توانید هنگام برقراری ارتباط با دیگران، باز کردن کف دست ‎ها را تمرین نمایید و خود را محق ‎تر جلوه دهید؛ از طرفی، هر قدر که حرکات کف دست ‎های باز تبدیل به یک عادت شود، تمایل به دروغ ‎گویی نیز کمتر می ‎شود. نکته ‎ی جالب این جاست که اکثر مردم به سختی می ‎توانند با کف دست ‎های باز دروغ بگویند و در واقع استفاده از این حرکت، شاید بر کاهش دروغ ‎گویی تأثیر داشته باشد و مردم را تشویق کند که با شما صادق باشند .

قدرت کف دست
یکی از اشارات غیر کلامی که کمترین توجه را به خود معطوف داشته اما از بیشترین قدرت برخوردار است، توسط کف دست انسان ارائه می ‎شود؛ و زمانی که به نحو صحیح مورد استفاده قرار گیرد توشه ‎ای از اقتدار برای استفاده ‎کننده ‎اش فراهم می ‎کند و قدرت صدور فرمان سکوت به دیگران را می ‎دهد .
در حرکات کف دست، سه حالت اصلی وجود دارد: کف دست رو به بالا، کف دست رو به پایین و کف دست بسته با یک انگشت به حالت اشاره. تفاوت بین این سه حالت، با یک مثال مشخص می ‎شود: فرض کنیم که از شخصی درخواست می ‎کنید که جعبه ‎ای را بلند کند و به نقطه ‎ی دیگری در همان اتاق حمل کند. فرض را بر این می ‎گذاریم که شما از یک نوع آهنگ صدا، کلمات و حالت چهره استفاده می ‎کنید و فقط حالت کف دست ‎های خود را تغییر می ‎دهید. حالت کف دست رو به بالا به عنوان یک حرکت غیر تهدید آمیز و سلطه ‎پذیر استفاده می ‎شود که یادآور التماس گدای خیابانی است. شخصی که از او درخواست حرکت دادن جعبه شده است، احساس نمی ‎کند که درخواست همراه با فشار است و در یک وضعیت معمولی مافوق یا زیر دست، از این درخواست احساس تهدیدشدگی نمی ‎کند. زمانی که کف دست برگشته و به سمت پایین است، بلافاصله اقتدار را تداعی می ‎کند. شخصی که از او چنین درخواستی شده، احساس می ‎کند که برداشتن جعبه یک فرمان است و شاید نسبت به شما احساس دشمنی بکند، که این بستگی به نوع ارتباط شما با او دارد .
به عنوان مثال، اگر شخصی که از او این درخواست را نموده ‎اید، همکار هم تراز شما است، می ‎تواند درخواست شما را که با کف دست رو به پایین همراه بوده رد کند؛ اگر کف دست شما به سمت بالا باشد، تمایل بیشتری به پذیرفتن درخواست شما نشان می ‎دهد. اگر شخصی که این درخواست از او می ‎شود، زیر دست شما باشد، این حرکت قابل قبول است زیرا شما از اقتدار لازم برای استفاده از آن برخوردار می ‎باشید .
استفاده از انگشت اشاره یکی از ناراحت کننده ‎ترین اشاراتی است که یک شخص می ‎تواند در حین صحبت کردن به کار ببرد، به خصوص موقعی که همراه با کلمات سخنگو ضربه بزند. اگر شما عادت به این کار دارید، توجه خود را به حرکات کف دست رو به پایین و بالا معطوف نمایید. به زودی در می ‎یابید که رفتار راحت ‎تری توسط شما ایجاد می ‎شود و اثر مثبت ‎تری بر دیگران می ‎گذارید .

مصاحفه (دست دادن )
مصاحفه یادگاری از زمان انسان غارنشین است. هر زمانی که انسان ‎های غارنشین با هم ملاقات می ‎کردند، دست ‎های خود را به هوا می ‎بردند و کف دست را نمایان می ‎کردند تا مشخص شود که هیچ گونه سلاحی در دست ندارند یا پنهان نکرده ‎اند. با گذشت قرن ‎ها، حرکت «کف دست در هوا» اصلاح شد و به کف دست روی قلب و انواع دیگر حرکات تغییر یافت. نوع امروزی این رسم قدیمی برای ادای احترام،‌ قفل کردن کف دست ‎ها درهم و دست دادن است که در اغلب کشورهای انگلیسی زبان، به هنگام شروع ملاقات و نیز خاتمه ‎ی آن، اجرا می ‎شود . دست ‎ها معمولاً بین پنج تا هفت بار حرکت داده می ‎شوند .

دست دادن سلطه ‎پذیر و سلطه ‎گر
با توجه به مطالبی که درباره ‎ی تأثیر فرمان دادن با کف دست رو به بالا و یا رو به پایین گفتیم، حال اجازه دهید اهمیت این دو حالت کف دست را به هنگام دست دادن بررسی نماییم .
فرض کنید برای اولین بار با شخصی آشنا شده ‎اید و طبق رسم همیشگی برای ادای احترام با یکدیگر دست می ‎دهید. با این کار یکی از سه نگرش اساسی از طریق دست دادن انتقال پیدا می ‎کند که عبارتند از سلطه ‎گرانه: «این شخص سعی می ‎کند بر من مسلط باشد. بهتر است مراقب باشم»، تسلیم آمیز: «من می ‎توانم بر این شخص مسلط باشم. او طبق خواسته ‎ی من عمل می ‎کند»، و برابر: «من این شخص را دوست دارم. با هم سازگار خواهیم بود». این سه نگرش می ‎تواند ناآگاهانه انتقال پیدا کند و یا تمرین و کاربری آگاهانه ‎ی روش ‎های دست دادن که در زیر آمده می ‎تواند یک اثر فوری بر شخص داشته باشد. اطلاعات این بخش نمایان ‎گر گوشه ‎ای از نتایج مطالعات مستند روش ‎های کنترلی دست دادن است. نگرش سلطه ‎گرانه، با برگرداندن دست، به طوری که در هنگام دست دادن، کف دست به سمت پایین باشد انتقال پیدا می ‎کند. نیازی نیست که کف دست مستقیماً رو به زمین باشد، اما نسبت به کف دست شخص، می ‎باید به سمت پایین باشد و این برای او بدین معنی خواهد بود که شما مایلید در رابطه ‎تان کنترل و سلطه داشته باشید. مطالعات انجام شده روی پنجاه و چهار مدیر ارشد موفق نشان داد که نه تنها ۴۲ نفر آن ‎ها آغازگر دست دادن بودند، بلکه از روش سلطه ‎گرانه نیز استفاده نمودند .
همان طور که یک سگ برای نشان دادن حالت تسلیم به پشت غلت می ‎خورد یا گردن خود را جلو می ‎آورد، انسان از کف دستی که رو به بالا است، برای نشان دادن تسلیم به دیگران استفاده می ‎کند. این حرکت به خصوص زمانی مهم است که می ‎خواهید طرف مقابل کنترل داشته باشد یا احساس کند که بر وضعیت مسلط است .
البته، با این که دست دادن با کف دست رو به بالا نشان ‎گر تسلیم است، موقعیت ‎های متعادل ‎تری نیز شاید وجود داشته باشد که باید آن ‎ها را در نظر گرفت. به عنوان مثال، شخصی که از آرتروز دست رنج می ‎برد، ناچار است به علت وضعیتش کمتر فشار بیاورد، لذا برگرداندن کف دست او به حالت تسلیم،‌ بسیار آسان است. افرادی که در حرفه ‎ی خود از دست ‎هایشان استفاده می ‎کنند، مانند جراحان و هنرمندان و نوازندگان نیز شاید در دست دادن کمتر فشار بیاورند و این فقط به خاطر مراقبت از دست ‎هایشان است. اشارات و حرکاتی که پس از دست دادن دنبال می ‎شوند، راهنمایی ‎های بیشتری برای سنجش شخص ارائه می ‎دهد ـ شخص مطیع از علائم سلطه ‎پذیر استفاده می ‎کند و شخص سلطه ‎گر علائم پرخاشگرانه ‎تری به کار می ‎برد .
زمانی که دو شخص سلطه ‎گر با یکدیگر دست می ‎دهند، یک مبارزه ‎ی نمادین روی می ‎دهد؛ در حالی که هر یک سعی می ‎کند کف دست دیگری را به حالت تسلیم برگرداند، کف دست هر دو در یک حالت عمودی قرار می ‎گیرد و هر دو در یک حالت عمودی قرار می ‎گیرد و هر یک حس احترام و تفاهم را به دیگری انتقال می ‎دهد. این روش گرفتن دست به طور عمودی، روشی است که یک پدر زمانی که می ‎خواهد به پسرش «دست دادن مثل یک مرد» را یاد بدهد، از آن استفاده می ‎کند .
زمانی که با یک شخص سلطه ‎گر روبه ‎رو می ‎شوید، نه تنها مشکل می ‎توان کف دست او را به حالت تسلیم برگرداند، بلکه انجام این عمل بسیار واضح است. روش ساده ‎ای برای خنثی کردن دست دادن سلطه ‎گرانه وجود دارد که علاوه بر برگرداندن کنترل به سمت شما، با تجاوز به حریم شخصی طرف مقابل، او را ناراحت می ‎کند. برای آموختن این روش «خلع سلاح» باید به تمرین جلو آوردن پای چپ خود در حالی که دست خود را برای دست دادن جلو می ‎آورید، بپردازید. سپس پای راست خود را به جلو بیاورید. و روبه ‎روی او به سمت چپ حرکت کنید و وارد حریم شخصی ‎اش شوید. حال،‌پای چپ خود را به طرف پای راست بیاورد تا این حرکت کامل شود؛ سپس با او دست بدهید .
این شیوه باعث می ‎شود که حالت دست دادن طرف مقابل به حالت تسلیم برگردد. هم چنین باعث می ‎شود که با ورود به حریم خصوصی او، کنترل به دست شما بیفتد. شیوه ‎ی دست دادن خود را بررسی نمایید و مشخص نمایید که هنگام دست دادن، با پای چپ به جلو می ‎روید یا با پای راست. اکثر مردم راست پا هستند؛ از این رو زمانی که با شخصی سلطه ‎گر رو به رو می ‎شوند، در وضعیت نامطلوبی قرار می ‎گیرند زیرا انعطاف کم یا فضای اندکی برای حرکت کردن در قلمرو مصافحه دارند، لذا شخص دیگر کنترل را به دست می ‎گیرد. به تمرین دست دادن با جلو گذاشتن پای چپ بپردازید؛ متوجه می ‎شوید که خنثی کردن یک شخص سلطه ‎گر و در دست گرفتن کنترل، نسبتاً ساده است .

چه کسی اول دست جلو می ‎برد؟
با این که دست دادن به هنگام آشنایی با شخصی برای اولین بار، عموماً یک رسم قابل قبول است، در بعضی موقعیت ‎ها، شاید صحیح نباشد که شما آغازگر دست دادن باشید. نظر به این که دست دادن یک علامت خوش آمدگویی است، قبل از شروع دست دادن، مهم است که چند سوال را از خود بپرسید: آیا از من استقبال می ‎شود؟ آیا این شخص از ملاقات با من خوشحال است؟ فروشنده ‎ها می ‎آموزند که اگر با خریداری که بدون خبر و بدون دعوت به ملاقاتش رفته ‎اند، اول دست بدهند، ممکن است پیامدی منفی به وجود بیاید، زیرا خریدار شاید مایل به استقبال از آن ‎ها نباشد و بدین ترتیب مجبور به انجام کاری شود که دوست ندارد. هم چنین، کسانی که دچار آرتروز می ‎باشند یا آن ‎هایی که دست ‎هایشان ابزار حرفه ‎ی آنان است، شاید اگر مجبور به دست دادن شوند، حالت تدافعی بگیرند. به فروشنده ‎های کارآموز آموخته می ‎شود که در چنین موقعیت ‎هایی بهتر است که منتظر شوند تا طرف مقابل پیش دستی کند و اگر نکرد، سر خود را به علامت سلام تکان دهند .

روش ‎های دست دادن
در دست دادن، فشار آوردن با کف دست به سمت پایین به طور حتم پرخاشگرانه ‎ترین روش است زیرا فرصت کمی به دریافت کننده برای تعیین یک ارتباط برابر می ‎دهد. این نوع دست دادن مختص اشخاص سلطه ‎گر و پرخاشگری است که همیشه آغازگر نیز هستند. محکم دست دادن با کف دست رو به پایین، دریافت کننده را مجبور می ‎کند که به یک حالت سلطه ‎پذیر درآید زیرا او ناچار است در پاسخ، کف دست را رو به بالا بگیرد .
چندین روش جهت خنثی کردن «فشار با کف دست به سمت پایین» وجود دارد. شما می ‎توانید از شیوه ‎ی قدم به راست استفاده نمایید، اما گاهی اوقات این کار دشوار است زیرا دست شخصی که آغاز کننده ‎ی دست دادن است، اغلب سفت و کشیده است و مانع از اجرای این شیوه می ‎شود. یک حرکت ساده، گرفتن بالای دست طرف مقابل قبل از دست دادن با وی است. چنین شیوه ‎ای، شما را تبدیل به طرف سلطه ‎گر می ‎کند زیرا نه تنها کنترل را به دست دارید، بلکه دست شما در وضعیت برتر و روی دست او قرار گرفته، در حالی که کف دست شما نیز رو به پایین است. از آن جایی که این برخورد می ‎تواند برای مهاجم خجل کننده و آزار دهنده باشد، پیشنهاد می ‎گردد با مراقبت و احتیاط به کار گرفته شود .
مصافحه ‎ی «دستکشی» گاهی اوقات مصافحه ‎ی سیاستمداران نیز نامیده می ‎شود. در این نوع دست دادن،‌شخص آغاز کننده یک فرد قابل اعتماد و صادق را در ذهن شخص مقابل تداعی می ‎کند، اما چنان چه این شیوه برای شخصی که به تازگی با او آشنا شده ‎اید به کار برود، تأثیر معکوس می ‎گذارد و شخص مقابل (دریافت کننده ‎ی مصافحه) در مورد قصد و نیت احساس تردید می ‎کند. روش دست ‎کشی باید فقط برای اشخاصی که آشنایی کامل با آغاز کننده ‎ی مصافحه دارند، به کار برود .
تنها تعداد معدودی از مصافحه ‎ها به اندازه ‎ی مصافحه ‎ی «ماهی مرده» غیر قابل پذیرش هستند، به خصوص اگر دست سرد یا نوچ باشد. حس نرمی و بی ‎روحی مصافحه ‎ی «ماهی مرده» آن را به عنوان یک روش غیر دوستانه در سراسر جهان شناسانده و اغلب مردم آن را به افرادی که از نظر شخصیت ضعیف هستند نسبت می ‎دهند که دلیل عمده ‎ی آن برگرداندن راحت کف دست به سمت بالا است. نکته ‎ی جالب این است که بسیاری از مردمی که از این روش استفاده می ‎کنند، از عمل خودناآگاه می ‎باشند،‌ بنابراین بهتر است قبل از این که راجع به روش مورد نظر مصافحه ‎ی خود در آینده تصمیم گیری نمایید، از دوستان خود راجع به روشتان در دست دادن نظر خواهی کنید .
روش «خرد کننده ‎ی انگشتان» علامت انحصاری تیپ پرخاشگر است. متأسفانه، هیچ راه موثری برای بر طرف کردن آن وجود ندارد. مگر توهین کلامی یا یک حرکت فیزیکی مانند کوبیدن مشت به بینی طرف !
روش «دست سفت و کشیده» نیز همانند روش فشار آوردن با کف دست رو به پایین،‌ معمولاً توسط افراد پرخاشگر استفاده می ‎شود که هدف اصلی آن حفظ فاصله و جلوگیری از ورود شما به حریم خصوصی (صمیمی) آغاز کننده ‎ی مصافحه است. این روش هم چنین توسط افرادی که در روستا بزرگ شده ‎اند و از حریم خصوصی بزرگ ‎تری برخوردارند، جهت حمایت از این حریم استفاده می ‎شود. روستاییان البته، هنگام دست دادن به این روش معمولاً به سمت جلو خم می ‎شود یا حتی روی یک پا می ‎ایستند .
روش «گرفتن نوک انگشتان» مانند روش «فشاری» است؛ فقط مسئله اصلی فراموش شده است ـ شخص استفاده کننده از این روش، اشتباهاً انگشتان طرف مقابل را در دست می ‎گیرد. در این روش با این که آغاز کننده ‎ی عمل دست دادن به ظاهر رفتاری علاقه ‎مند نسبت به طرف مقابل دارد، اما در واقع فاقد اعتماد به نفس است. همانند روش «فشاری» هدف اصلی از گرفتن نوک انگشتان، حفظ فاصله ‎ی فیزیکی مناسب و راحت است .
روش «کشیدن طرف مقابل» (دریافت کننده ‎ی مصافحه) به داخل حریم خود، یکی از دو تعبیر زیر را دارد: اول، آغاز کننده دارای شخصیتی نامطمئن است که فقط در حریم شخصی خود احساس امنیت می ‎کند؛ دوم، آغاز کننده از فرهنگی برخوردار است که حریم خصوصی (صمیمی) کوچکی دارد و بنابراین رفتار او طبیعی است .
مقصود از مصافحه ‎ی دو دستی نشان دادن صداقت،‌ اعتماد یا عمق احساسات نسبت به طرف مقابل (دریافت کننده ‎ی مصافحه ) است. در این جا دو عامل مهم باید در نظر گرفته شود. اول، دست چپ برای منتقل ساختن احساسات اضافی که آغاز کننده مایل است انتقال دهد، مورد استفاده قرار می ‎گیرد و میزان آن وابسته به مسافتی است که دست چپ آغاز کننده بر روی دست راست دریافت کننده به سمت بالا حرکت می ‎کند. به عنوان مثال، گرفتن آرنج، به معنای انتقال احساسات بیشتری نسبت به گرفتن مچ دست می ‎باشد و گرفتن شانه، بیش از گرفتن بالای دست انتقال می ‎دهد. دوم این که دست چپ آغاز کننده عامل نفوذ به حریم خصوصی و یا بسیار خصوصی دریافت کننده است .
به طور کلی،‌ در دست گرفتن مچ و آرنج تنها بین دوستان نزدیک یا خویشاوندان قابل قبول است و در این موارد دست چپ آغاز کننده ‎ی مصافحه فقط به حریم خصوصی (صمیمی) گیرنده ‎ی مصافحه نفوذ می ‎کند. در دست گرفتن شانه و بالای دست به معنای ورود به حریم بسیار خصوصی است که حتی ممکن است شامل تماس بدنی نیز بشود. این روش ‎ها می ‎باید فقط در افرادی که یک پیوند نزدیک احساسی دارند به کار رود. اگر آغاز کننده ‎ی مصافحه دلیل خوبی برای مصافحه ‎ی دو دستی نداشته باشد، گیرنده ‎ی مصافحه بدگمان می ‎شود و به نیت آغاز کننده اعتماد نمی ‎کند. این امری عادی است که سیاستمداران هنگام ملاقات با رأی دهندگان و فروشنده ‎ها در ملاقات با مشتریان جدید، مصافحه ‎ی دو دستی به کار ببرند بدون این که متوجه باشند این عمل یک نوع خودکشی اجتماعی است و اثری منفی بر دریافت کننده می ‎گذارد

 web site:tablighcity.com





نوع مطلب : مدیریت تبلیغات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بارها مشاهده شده مدیران شرکت‌ها و کارگزاران تبلیغات با وجود صرف هزینه‌های گزاف در بخش معرفی و تبلیغات، از عدم بازدهی مناسب و نتایج غیرسودمند حرکت‌های تبلیغاتی خود ناراضی هستند. در این‌جا سعی داریم با هدف افزایش بازده سیاست‌های تبلیغاتی به اختصار فهرست ۱۰ اشتباه اصلی را که باید از ارتکاب آن‌ها خودداری کرد مورد بررسی قرار دهیم.
 ۱-تلاش برای دستیابی به هدف‌های لحظه‌ای و خشنودی‌های مقطعی


عموما آن دسته از آگهی‌های تبلیغاتی که بر پایهء سیاست‌های زودگذر و با هدف واکنش فوری از سوی مردم تنظیم و به مورد اجرا در می‌آید به همان نسبت نیز به محض انقضای دورهء معین در طرح پیشنهادی به سرعت به فراموشی سپرده می‌شوند. این واقعیتی است که بعضی مدیران شرکت‌ها و مجریان تبلیغات به جای صرف زمان مناسب و کافی جهت انتشار موارد تبلیغاتی خود و به دست آوردن بازده مناسب سعی دارند با فوریت هر چه تمام‌تر و در کم‌ترین زمان ممکن به حد مطلوبی از بازدهی نایل شوند. در صورتی که معمولا افق دید و سطح نیازها و انتظارات کارگزاران تبلیغات

به منظور کاربست یک ترکیب رسانه‌ای موثر و کارساز هر یک از اجزا و عناصر در ترکیب باید با تکرار مناسب خود ذهنیت پایدار و خوشایندی را در مشتریان ایجاد کنند. با این حال غالبا در به کارگیری ترکیب رسانه‌ای دستیابی به تعداد هر چه بیش‌تر مخاطب با تکرار ناکافی به مرحلهء اجرا در می‌آید. در هر حال فراموش نکنیم که هزینهء ترغیب ۱۰۰ درصد مردم به پیمودن ۱۰ درصد مسیر مورد نظر ما با این‌که ۱۰ درصد مردم را جذب کرده و به ۱۰۰ درصد نتایج مورد نظر نایل شویم با هم برابر است.

عموما مدیران و صاحبان کسب و کار با چنین دیدگاهی به تدریج از درک جایگاه و چگونگی عملکرد شرکت و محصول تولید‌ی‌شان از منظر افکار عمومی خارج از محدودهء کاری خود عاجز می‌شوند. در چنین شرایطی مدیر مربوطه از داخل مجموعهء خود به محیط خارج و آنچه در بیرون می‌گذرد نگاه کرده و سعی دارد خود را برای فردی که از پشت دیوارهای شرکت به داخل توجه دارد توصیف کند. در صورتی که بهتر است به جای قرار گرفتن در داخل موسسه و نگاه به بیرون، خود را در بیرون موسسه فرض کرده و از آن‌جا با نگاه به داخل، مناسبات را مورد ارزیابی و قضاوت قرار دهد.

با آنچه در ذهن مشتری می‌گذرد متفاوت است. ۲- سعی در جذب هر چه بیش‌تر مردم بدون توجه به برآیند منافع حاصله ۳- ادعای صاحبان کسب و کار مبنی بر وقوف کامل بر همهء آنچه باید دانست ۴- ادعاهای تکراری و بی‌اساس تبلیغ‌کنندگان غالبا با طرح شعارهای کلیشه‌ای و خسته‌کننده ادعا می‌کنند که آن‌ها دنبال آن چیزی هستند که مشتری می‌خواهد مثل بالاترین کیفیت و نازل‌ترین قیمت، اما هیچ‌گونه اقدام عملی و شاهدی برای اثبات ادعای خود ارایه نمی‌دهند. در صورتی که باید به آنچه اظهار می‌کنند ایمان داشته باشند. بنابراین چنانچه در آگهی‌های تولیدی و منتشر شده، اطلاعات جدید و چشم‌اندازهای بدیعی را از محصول و خدمات مورد عرضه ارایه ندهید منتظر عواقب و نتایج منفی آن ‌باشید.

رسانه غیرنافذ و فاقد ویژگی‌های رسوب‌کنندگی در اذهان عمومی نظیر برخی روزنامه‌ها و یلو پیج‌‌ها (Yellow Page ) بیش‌تر در مواقعی مورد استفاده واقع می‌شوند که خریداران در جست‌وجو‌ی محصولی برای خرید هستند.از این رو این دسته از رسانه‌ها به دلیل ویژگی‌های ذاتی و تعریف شدهء خود در قلمروی ارتباطات قادر نیستند قبل از ایجاد نیاز از سوی مشتری وی را بدون دعوت قبلی ترغیب و تحریک کنند بنابراین کم‌تر در جهت فضاسازی و مهیا کردن شرایط لازم جهت معرفی و فروش محصولات و خدمات مورد استفاده قرار می‌گیرند. در صورتی که استفاده از رسانه‌های محرک و رسوب‌کننده نظیر رادیو و تلویزیون قلب مشتریان را قبل از حضور در بازار و احساس نیاز و درخواست محصول از سوی ایشان تسخیر می‌کنند.
آگهی- به جای طرح‌ریزی مبارزه  تبلیغاتی
این تصور احمقانه‌ای است اگر خیال کنیم یک آگهی به خودی خود می‌تواند تمام ماجرا را بازگو کند، در صورت داشتن چنین تصوری موثرترین – ترغیب‌کننده‌ترین و به یاد ماندنی ترین آگهی‌ها مثل کرگدنی عمل می‌کند که تنها بر یک نقطه حریف فشار وارد می‌آورد.در صورتی که یک تبلیغ‌کننده با ۱۷ موضوع و عنصر متفاوت برای بازگویی باید حداقل یک طرح در قالب مبارزه تبلیغاتی با آمیزه‌ای از حداقل ۱۷ مضمون آگهی متفاوت را مهیا کند تا با تکرار هر یک از آن‌ها پیام مورد نظر خود را در ذهن مشتریان رسوب داده و آن را تحکیم و قوام بخشد.

بسیاری از مجریان تبلیغات و حرفه‌ای‌های رسانه در مورد سطح کیفی و تیپ شخصیتی مخاطبان خود ارزش و اهمیت بیش از اندازه‌ای قایل می‌شوند. در صورتی که اثر مخرب اظهارات اشتباه و ادعاهای کذب بر رقابت تبلیغاتی ما بیش‌تر از جذب اشتباهی مخاطب و گروه‌های غیرهدف خواهد بود، زمانی که مشاهده کنیم چه بسیار مردمی هستند که با اظهارات صحیح و واقع‌بینانهء ما در زمرهء افراد و گروه‌های هدف و مورد نظر ما قرار می‌گیرند قطعا به این نتیجه خواهیم رسید که همیشه جانب صداقت را رعایت کرده و از مسیر تعادل در بیان اظهارات خود خارج نشویم.
آگهی بدون توجه- به بازتاب‌های ترغیبی و اقناعی
بسیاری از آگهی‌هایی که امروزه تولید و منتشر می‌شوند بیش از آن که جنبه ترغیبی، اقناعی و متقاعدکننده داشته باشند بیش‌تر به جنبه‌های نوآوری و خلاقیت در تهیهء آن‌ها پرداخته می‌شود. آگهی‌هایی که با ساختار حیله‌گرانه، خنده‌دار، اغواگر و در عین حال با افکت‌های خلاقانه تولید و پخش می‌‌شوند اثربخشی عمیق در پی نداشته و نمی‌توانند نقش آگهی‌هایی را ایفا کنند که جنبه باورمند، به یاد ماندنی، اطلاع‌دهنده، تعلیم‌دهنده و ترغیب کننده دارند.
تبلیغات
هدف تبلیغات عبارت است از تشریح جایگاه و معرفی توانمندی‌های شرکت شما و ایجاد روشنگری‌های لازم در مورد شرایط و موقعیت منحصر به فرد شما در زمینه فروش. متاسفانه بسیاری از مجریان تبلیغات صرفا شنیده‌ها و توصیه‌های دریافتی از مردم و اطرافیان خود را ملاک لازم جهت ارزشیابی تبلیغات خود قرار داده و بر مبنای این گونه قضاوت‌ها و طرح دیدگاه‌ها اقدام به تولید آگهی می‌کنند. در واقع زمانی که دچار نوعی با هم ریختگی روانی و سرگردانی می‌شویم نتایج حاصل از حرکت‌های تبلیغاتی خود را با واکنش‌های مخاطبان اشتباه می‌گیریم. به گونه‌ای که برای جبران مافات و جلب ‌نظر هر چه بیش‌تر مخاطب به سراغ تولید آگهی‌هایی می‌رویم که هیچ چیزی برای گفتن ندارند.

موقعیت‌ها و مناسبت‌های ویژه بر مبنای توانایی‌شان در کمک به شما به منظور این که به روشنی موقعیت بازار خود را تعریف کرده و ادعاهای خود را هر چه بیش‌تر به طور علنی ثابت و به منصهء ظهور درآورید باید مورد قضاوت و ارزیابی قرار گیرد. اگر یک درصد مردم که آگهی شما را در ارتباط با یک مناسبت ویژه شنیده‌اند واکنش مثبت نشان داده و تصمیم آمدن به مراسم شما را بگیرند باید به دنبال آن باشید تا از ایستگاه‌های مختلف سطح شهر مردم را با اتوبوس برای اجابت دعوتتان جمع‌آوری کنید. در این صورت سرمایه‌گذاری واقعی و نقطه عطف توجه شما کماکان روی ۹۹ درصد باقی مانده خواهد بود. فکر می‌کنید مشکل کار کجاست و در آگهی‌تان با آن‌ها چه چیز را در میان گذاشته‌اید که پاسخی مناسب به دعوت شما نداده‌اند؟مهندس فریبرز خدایاری
منبع : Entre Preneur
منبع:روزنامه تفاهم
برگرفته از : مرکزکارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف
۵- استفادهء نامناسب- از رسانه‌های غیرنافذ و محرک ۶- تولید ۷- بها دادن بیش از اندازه -به هدف‌گذاری‌های کیفی ۸- تولید زیاد ۹- اشتباه‌ گرفتن واکنش مخاطبان- با نتایج ۱۰- بازاریابی براساس موقعیت‌ها و مناسبت‌های ویژه

 web site:tablighcity.com





نوع مطلب : مدیریت تبلیغات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


در زندگی هر شخص صاحب کسب وکار، یک روز ، با یک سری از ملاقاتها واحترامات تحت الفظی پرشده است .وقتی شما اولین برخورد با مشتری یا هم قطار خود را داشته باشید می خواهید که در مسیر درستی گام بردارید . انجام این عمل ، اولین برخورد وملاقاتهای پس از آن را به خوبی وآسانی میسر می سازد. قدمهای نادرست ، تلاش سختی جهت جبران احتیاج دارد. انرژی خود را برای بعد حفظ کنید واین استراتژی های آسان را جهت یک شروع موفق بکار برید .
۱-هر گاه شخصی را ملاقات می کنید، بایستید.


این مورد به شما اجازه می دهد که با شخص مخاطب در یک حد برابر قرار بگیرید. با باقی ماندن در صندلی خود ، پیغامی با مضمون اینکه ” تصور نمی کنید که شخص مقابل به اندازه کافی توجیهی جهت زحمت ایستادن داشته باشد ” انتقال می دهید .اگر خود را در موقعیتی می بینید که نمی توانید بایستید ، ( مانند زمانی که پشت گلدانی با شاخه های بزرگ هستید !!) عذر خواهی کنید وتوضیح دهید .برای مثال می توانید بگویید : مرا ببخشید نایستادم . برگهای این گلدان مانع دید من می شوند .

احساسات ظاهری شما گویا تر از کلمات می باشند . به نحوی نگاه کنید که شما از ملاقات دیگران ، بدون توجه به آن چیزی که در ذهن دارید خرسند هستید . برای شخصی که زودتر از شما می ایستد ، لبخندی روی صورت بیاورید .

نگاه کردن به اشخاصی که شما ملاقات می کنید ، بیانگر توجه وجلب نظر شما به آنهاست . اگر نگاه شما در جای دیگری باشد ، بیان می کنید که به دنبال شخص دیگری جهت پیشبرد میل تان هستید .


کافی نیست که به فرض بگویید: ” سلام .من ماری جونز هستم .” اطلاعات بیشتری بدهید :”سلام من ماری جونز هستم .من برای شرکت … فعالیت می کنم .”

بعنوان احترام دستخود را دراز کنید. شخصی که ابتدا دست خود را دراز می نماید احساس آسودگی واطمینان می نماید . مطمئن باشید که بخش احترامات فیزیکی شما حرفه ای است . به نحوی دست ندهید که استخوان مچ خرد شود یا خیلی شل دست ندهید . اگر در دست دادن با خانمها وآقایان دستپاچه شدید از آن صرفه نظر کنید .
۲- لبخند بزنید . ۳- تماس چشمی داشته باشید . ۴- بی درنگ خود را معرفی نمایید . ۵- وقتی لازم است ، شرحی شامل اینکه که هستید بیان کنید . ۶- استوار دست بدهید .

 ۷- یاد بگیرید که چگونه یک معارفه روان داشته باشید .
در کسب وکار شما همیشه اشخاص با اهمیت کم را به اشخاص مهم معرفی می کنید . روش این کار به این ترتیب است که ابتدانام افراد مهم را ذکر کنید ، به دنبال آن با کلمات :” میل دارم معرفی کنم …” وسپس نام افراد دیگر را ذکر کنید. مطمئن شوید که مطالبی درباره هر شخص بگویید تا دیگران بدانند چرا آنها رامعرفی می نمایید ومقداری اطلاعات خواهید داشت که با کدام شخص شروع به گفتگو نمایید .

مشتری یا دورنمای کسب وکار مهمتر از رئیس شماست .فقط به خشنودی رئیس خود چشم نداشته باشید .

بسیار متعارف است که فکر کنید چه چیزی می خواهید بگویید وبه دیگران تمرکز نکنید . اگر شما تمرکزداشته باشید وهنگامی که نامی را می شنوید ، تکرار کنید شانس بالاتری از قبل دارید .

همه اشخاص نمی خواهند در جلسات ابتدایی به صورت غیر رسمی نامیده شوند .بهتر است در مسیر رسمی اشتباه کنید تا اینکه دیگران را با چوب وچماق بزنید .هدف شما در بین چند دقیقه ابتدایی ملاقات با اشخاص دیگر دادن احساس راحتی به آنها وسهولتی است که آنها بخواهند با شما کار کنند .
۸- تشخیص دهید که کدام شخص مهمتر است . ۹- به اسامی در ملاقاتها توجه نمایید . ۱۰- اسامی کوچک اشخاصی را که برای دفعه دوم می بینید با اجازه خودشان بکار برید .

وقتی شما برای آن برخوردهای بحرانی ابتدایی قوانین دلگرم کننده ای را رعایت کنید شما یک شروع محکم برای یک ارتباط سود بخش در دراز مدت را خواهید داشت .

مرجع: مجله تجربیات کاربردی کارآفرینان – روزنامه تفاهم
برگرفته از : مرکزکارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف

 web site:tablighcity.com





نوع مطلب : مدیریت تبلیغات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


اگر یک شرکت تمایل دارد که از طریق نام تجاری خود ارتباط عمیق و معناداری با مشتریان خود پیدا کند، ناگزیر است در جست‌وجوی نقاط مشترک، تمایلات و علایق واحد با آن‌ها باشد. نام تجاری باید قادر باشد قلب و روح مخاطب خود را تسخیر کند.
در دنیای امروز که بازارهای آن مملو از محصولاتی است که از لحاظ فیزیکی تفاوت چندانی با یکدیگر ندارند. خلق شخصیت مناسب برای یک نام تجاری، می‌تواند تمایز چشمگیری را ایجاد کند. برای تحقق این امر و خلق نام تجاری که در اذهان و قلوب ملکه و ماندگار شود باید به جست‌وجو و بررسی پرداخت، شناسایی زمینه‌های میان مشتریان از یک سو و نام تجاری از سوی دیگر، از جمله زمینه‌سازی‌های برقراری ارتباطی موثر برای جلب مشتریان بیش‌تر است.

هر نام تجاری، شخصیت خاص خود را دارد. نام‌های تجاری که هویت و اهداف خود را مشخص و متمایز می‌سازد و چهره‌ای ملموس و دوستانه از خود ارایه می‌دهند، قادرند که با مشتریان خود ارتباطی غنی و سودمند برقرار کنند و نه تنها بخشی از قلب و ذهن آن‌ها بلکه بخشی از زندگی روزمرهء مصرف‌کنندگان را تسخیر می‌کند.

دستیابی به چنین رویایی با در دست داشتن هفت کلید طلایی برقراری ارتباط با مشتری دور از دسترس نیست. این هفت کلید در واقع نکاتی را شامل می‌شوند که باید بر وجود آن‌ها و وجه مشترک آن‌ها با مشتریان تاکید شود:

۱-ارزش‌ها (صلح، مساوات، آزادی و…:) یکی از قدرتمندترین ویژگی نزدیک ‌کننده انسان‌ها به یکدیگر، ارزش‌های مشترک میان آن‌هاست. ارزش‌هایی چون صلح جهانی، عدالت، آزادی و فرصت‌های برابر باعث گردهم آمدن مردم، سازمان‌ها، نام‌های تجاری و شرکت‌هایی می‌شود که این ارزش‌ها را باور داشته و فعالیت‌های خود را حول تحقق آن‌ها متمرکز ساخته‌اند.

مردم حاضرند زندگی خود را برای حاکمیت این ارزش‌ها خرج کنند. زمانی که یک نام تجاری وفاداری خود را به یکی از این ارزش‌ها نشان دهد، این مساله به صورت بخشی از هویت آن نام تجاری درخواهد آمد.

بنابراین هر آنچه این نام تجاری بگوید یا انجام دهد به مثابه فراخوانی است از مشتریان خود که به ارزش‌های یکسانی پایبند هستند. این امر زمانی چشمگیرتر می‌شود که کالاها و خدمات ارایه شده توسط این نام تجاری، پاسخگویی نیازها و انتظارات این گروه هدف باشد.

۲-مبانی مشترک (مذهب، قومیت، زبان، فرهنگ، تابعیت، تحصیلات، تخصص، مکان جغرافیایی و…:) یکی دیگر از ویژگی‌های مهم در برقراری یک ارتباط طبیعی و سریع، مبانی و ریشه‌های مشترک است. مردم با نام تجاری که نشان‌دهنده فرهنگ، موقعیت جغرافیایی، مذهب یا پیشینه مشترکی با آن‌هاست، زودتر ارتباط برقرار می‌کنند و به طور طبیعی جذب آن می‌شوند و حتی قبل از برقراری ارتباط به بسیاری از نقاط مشترک مورد نظر پی می‌برند. برای درک بهتر، یک مسافر را در کشوری خارجی تصور کنید این شخص قطعا در جست‌وجوی رستورانی خواهد بود که غذای مورد علاقه وی را داشته باشد.

۳-دغدغه‌های مشترک (سیاست، محیط زیست، حیات وحش و…:) ارزش‌ها و دغدغه‌های مشترک سبب جلب مردم به سوی نام‌های تجاری می‌شود که از مبارزات و فعالیت‌هایی که در زمینه‌های مرتبط رخ می‌دهد، حمایت کند. مثلا افرادی که در جهت حفظ محیط زیست و حیات‌وحش فعالیت می‌کنند به سرعت جذب نام‌های تجاری می‌شوند که فعالیت‌های مشابهی دارند آن‌ها به سرعت به سوی نام‌های تجاری در صنعت اتومبیل ‌سازی گرایش می‌یابند که به تولید و گسترش اتومبیل الکتریکی می‌پردازند. نمونه دیگر افرادی هستند که از طرفداران کاهش وابستگی به نفت و سوخت‌های فسیلی به شمار می‌روند، آن‌ها تمایل به خرید وسایط نقلیه‌ای دارند که به سوخت فسیلی نیاز نداشته باشد. حتی اگر مجبور شوند هزینه بیش‌تری بپردازند (محصولاتی که به محیط‌زیست آسیب نمی‌رسانند)، این کلید طلایی از اهمیت دوچندانی برخوردار است و نباید از توجه به آن غفلت کرد. زیرا همان‌طور که گفته شد مشتریان هدف حتی حاضرند قیمت‌های بالاتری بپردازند، اما کالا و خدمات مورد علاقه‌شان را که برای آرمان‌های آن‌ها ارزش قایل است، خریداری کنند.

۴- علایق و منافع مشترک (ثروت، قدرت، اطلاعات، شهرت و…: )یکی دیگر از مواردی که فاصلهء میان مردم و نام تجاری را کم می‌کند علایق و منافع مشترک است. مردم تمام تلاش خود را در جهت کسب ثروت، قدرت یا دانش بیش‌تر به کار می‌گیرند. نام‌های تجاری که با این گروه‌های مشتریان همبستگی‌های بیش‌تری نشان دهند و یا حتی به آن‌ها در تشخیص و دستیابی به منافع و علایق‌شان یاری رسانند، در برقراری ارتباطی موثر و عمیق موفق‌تر خواهند بود.

۵- شیوهء زندگی مشابه (مد، خانه، رستوران‌ها، نحوه گذراندن تعطیلات و…:) وجود الگوهای مشابه در شیوه و سبک زندگی می‌تواند نقاط مشترک فراوانی بین مردم و حتی بین افراد و نام‌های تجاری، ایجاد کرده و سبب نزدیکی آن‌ها شود. افرادی که سلیقه مشترکی در مد، مسافرت یا نحوه ‌گذران اوقات فراغت دارند مستقیم یا غیرمستقیم به این نتیجه می‌رسند که از الگوهای مشابهی در شیوهء زندگی خود بهره می‌گیرند. افرادی که متعلق به یک طبقهء اقتصادی، اجتماعی هستند عموما الگوهای مشخص را در شیوهء زندگی خود پیاده می‌کنند. البته نباید این مساله را نادیده گرفت که برخی افراد، تلاش می‌کنند شیوه زندگی گروه‌های اجتماعی را نشان دهند که به آن‌ها تعلق ندارند و آرزو دارند که نحوه ‌زندگی آن‌ها به آن صورت به نظر برسد، اما در کل این موضوع تاثیر چندانی بر نحوهء خرید آن‌ها و نام‌های تجاری که با آن‌ها ارتباط برقرار می‌کنند، نمی‌گذارند. نام‌های تجاری موفق، نمادی از یک شیوه زندگی خاص بوده‌اند و به گونه‌ای در اذهان نقش بسته‌اند که محصولات آن‌ها نمادی از یک سبک خاص زندگی به شمار می‌رود به گونه‌ای که مردم با استفاده از آن‌ها، پیام‌های مشخصی را درباره ‌نحوه زندگی خود به دنیای خارج می‌فرستند.

۶- سرگرمی‌های مشابه (ورزش، هنر، موسیقی، مسافرت و…:)‌از داشتن سرگرمی‌های مشابه نیز می‌تواند افراد را به یکدیگر نزدیک و آن‌ها را به سوی نام تجاری جلب کند که به سرگرمی‌های مورد نظر آن‌ها علاقه نشان می‌دهد. مثال‌های فراوانی در این مورد وجود دارد که در بخش ورزش به شدت خودنمایی می‌کنند.

۷- ترجیحات مشابه (غذا، نوشیدنی، اتومبیل، لباس و…:)‌افرادی که ترجیحات مشابهی دارند به طور طبیعی دارای نقاط مشترک بیش‌تری خواهند بود مثل افرادی که به غذای ایتالیایی، شکلات سوییسی یا مینی‌ماینر علاقه دارند، آن‌ها زمینه‌های مستعد بیش‌تری برای نزدیکی و برقراری ارتباط، با یکدیگر می‌یابند. زمانی که یک نام تجاری به برجسته‌سازی ترجیحات گروه هدف خود بپردازد مشتریان خود را به نام تجاری نزدیک‌تر احساس می‌کنند و این امر حتی می‌تواند موجب تحریک مشتریان بالقوه و بالفعل به خرید محصولات جدید یا مدل‌های جدید محصولات قبلی آن نام تجاری شود.

باید به این نکته توجه داشت که هنر برقراری ارتباط، به اندازه یا نوع شرکت بستگی ندارد، بلکه دیدگاه شرکت هدف و رسالت آن است که در این‌جا نقش بزرگی ایفا می‌کند، راز دستیابی به این هفت کلید بسیار ساده است، اما در عین حال می‌تواند بسیار دشوار و پیچیده باشد. یک نام تجاری باید صورت انسانی خود را به نمایش بگذارد، کارهای درست انجام دهد و بهترین‌ها را برای بهبود زندگی مشتریان خود پیشنهاد کند. زمانی که هر آنچه انجام می‌دهیم با تمامی وجود و احساس‌مان آمیخته باشد، این ارتباط شگفت‌انگیز برقرار خواهد شد و کلیدهای طلایی درهای موفقیت را به سوی نام تجاری ما باز خواهند کرد.
منبع: mydocument.ir
برگرفته از : مرکزکارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف

 web site:tablighcity.com





نوع مطلب : مدیریت تبلیغات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 2 دی 1390 :: نویسنده : وحید شیرزاد
بسیاری از شرکت‌ها در هنگام تهیه  آگهی تبلیغاتی خود و یا تیزر، با مشکلی مواجه می‌شوند که پیش از این، آن را یک مزیت به شمار می‌آوردند .
موضوع از این قرار است: «حجم زیادی از اطلاعات، محسنات و ویژگی‌هایی که دلشان نمی‌آید در پیام تبلیغاتی خود به آن اشاره نکنند.» و البته چنین کاری هم به لحاظ محدودیت‌های فضا و زمان آگهی مقدور نیست.
 این‌جاست که این سوال پیش می‌آید: «مهم‌ترین اطلاعاتی را که در یک آگهی تبلیغاتی باید گنجانید، کدام است؟ قیمت؟ سرعت عمل و ملاحظهء مشتری در ارایهء خدمات؟ گواهینامه‌های دریافتی؟ کیفیت؟ خدمات پشتیبانی پس از فروش؟ مارک و نشانهء تجاری؟ یا …»


برای پاسخ به این پرسش، قبل از هر چیزی باید به تفاوت‌های فردی خریداران در موقع خرید توجه کرد. معمولا افراد در هنگام خرید دارای دو نوع کنش روحی و رفتاری متفاوت هستند که به رفتارهای «معامله‌گرانه» و «رفتار روابط جویانه» قابل تفکیک و شناسایی است. بنابراین تعیین مناسب‌ترین محتوا به منظور استفاده در یک پیام تبلیغاتی زمانی میسر خواهد بود که خریداران را بر مبنای دو نوع (تیپ) اشاره شده مورد شناسایی قرار دهیم .
برای درک بهتر موضوع، در ادامهء خصوصیات و ویژگی‌های رفتاری افراد را در الگوهای «معامله‌گر » (Transactional) و «روابط‌گر » (Relational) مورد بازبینی و مطالعه قرار می‌دهیم .
خصوصیات رفتاری خریداران معامله‌گر





خصوصیات رفتاری خریداران روابط‌گر






معمولا افراد واجد هر دو ویژگی مورد اشاره هستند. بنابراین در موقع خرید متناسب با شرایط خاص و نوع کالا ممکن است از یک خریدار معامله‌گر به یک خریدار اهل رابطه یا برعکس تبدیل شوند. از آن‌جا که خریداران معامله‌گر بنا به خصوصیاتی که عنوان شد به طور مداوم در سطح شهر مراکز مختلف را زیرپا می‌گذارند، ممکن است این نتیجهء غلط به دست آید که بیش‌تر خریداران حاضر در سطح بازار را خریداران نوع معامله‌گر تشکیل می‌دهند در حالی که بر پایهء تحقیقات انجام گرفته شده، بیش‌تر خریدها را خریداران روابط‌گر تشکیل می‌دهند. برای روشن‌تر شدن موضوع، آن را در قالب مثالی ساده بررسی می‌کنیم. دو مشتری معامله‌گر هر کدام قبل از تصمیم به خرید، از پنج مرکز فروش اقدام به تحقیق و پرس‌وجو می‌کنند و در هر کدام از پنج مرکز فروش، پرسش‌های متعددی مطرح کرده و آن‌جا را ترک می‌کنند اما هر کدام از این مشتریان، برای خرید تنها به یک فروشگاه مراجعه می‌کنند. این به آن معناست که مجموع فروشگاه‌هایی که دو مشتری معامله‌گر به آن‌ها سر می‌زنند ۱۲‌فروشگاه است و از این تعداد هشت مورد فروش به صورت ناتمام و بدون نتیجه انجام خواهد شد در حالی که سه مشتری نوع روابط‌گر به فروشگاه‌های مورد علاقهء خود مراجعه کرده و پس از خرید به خانه‌های خود بازمی‌گردند. در واقع این مشتریان به سه مرکز فروش مراجعه کرده و سه مورد خرید توسط آن‌ها انجام می‌شود.در این مثال دو خریدار معامله‌گر به ۸۰ درصد فروشگاه‌ها مراجعه می‌کنند اما تنها ۴۰ درصد میزان خرید توسط آن‌ها انجام می‌شود در حالی که سه خریدار روابط‌گر ۲۰ درصد حجم ترافیک مراکز فروش را اشغال می‌کنند اما ۶۰ درصد میزان خرید توسط آن‌ها انجام می‌شود.باید توجه داشت پیامی که استفاده از آن برای خریدار اهل معامله مناسب و صحیح است، به کار بردن آن برای خریداران اهل رابطه غلط و نابجاست. آن‌چه مسلم است این‌که هیچ تبلیغاتی کامل و بدون نقص نیست و یک آگهی که امتیاز بالایی برای یک گروه دارد، امتیاز کاملا پایینی برای دیگری خواهد داشت.از این رو رمز و راز موفقیت در جلب و جذب مشتریان راضی و ماندگار، آن است که از طریق برقراری ارتباطات مفید و سازنده با گروه‌ها و اقشار مختلف جامعه و حاضر در بازار، امتیازات و توانمندی‌های خود را در صحنهء عمل به آن‌ها بشناسانید و با بهره‌گیری از شگردهای خلاق یک روابط‌عمومی پویا و خردمند، مخاطبان را به مشتری تبدیل کنید.دکتر فاطمه احسان
برگرفته از: روزنامه سرمایه
۱-تاکید خریدار معامله‌گر صرفا روی معامله‌ای است که همین امروز در حال انجام است و به امکان خریدهای آینده کم‌تر توجه و علاقه نشان می‌دهد . ۲-خریدار معامله‌گر بیش‌تر به دنبال پرداخت مناسب‌ترین (بخوانید کم‌ترین) بها و قیمت برای محصول است و تنها ترس وی قیمت بالایی است که ممکن است در جریان خرید یک محصول بپردازد . ۳-خریدار معامله‌گر از فرآیند مقایسه و پرس‌وجو قبل از تصمیم نهایی برای خرید و چانه‌زنی در موقع خرید یک کالا لذت می‌برد . ۴-خریداران معامله‌گر خود را نیازمند کمک افراد آگاه و خبره ندانسته و خود به تنهایی تحقیقات مورد نیاز را برای خرید محصول انجام می‌دهند . ۵-از آن‌جا که خریدار معامله‌گر از مقایسه و پرس‌وجو در هنگام خرید لذت می‌برد، بنابراین در ارزیابی قیمت کالا، از هزینهء مرتبط با زمانی که صرف مراجعات مکرر خود به مراکز و محل‌های مختلف می‌شود، غافل است . ۱- خریداران روابط‌گر معاملهء امروز را مبنا و منشایی برای برقراری روابط مستحکم و در نهایت امکان خریدهای بیش‌تر در آینده در نظر می‌گیرند . ۲- خریداران روابط‌گر به محض حصول اطمینان لازم نسبت به مورد معامله، اقدام به خرید می‌کنند و تنها ترس آن‌ها انتخاب و گزینش نامناسب است . ۳- خریداران روابط‌گر به فرآیند مقایسه و پرس‌وجو علاقهء چندانی نشان‌نداده و از این کار لذت نمی‌برند . ۴- خریداران روابط‌گر معمولا به دنبال فرد یا افراد مطلع و آگاهی هستند که به نظرات آن‌ها اعتماد کنند . ۵- این خریداران، در ارزیابی قیمت کالا، هزینه‌های مرتبط با زمان موردمصرف را در نظر می‌گیرند . ۶- خریداران روابط‌گر هنگامی که مکان و مرکزی را مناسب برای خرید تشخیص دادند، به یک مشتری وفادار و دایمی تبدیل خواهند شد .

 web site:tablighcity.com





نوع مطلب : مدیریت تبلیغات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پیش‌بینی رفتارهای خرید مصرف‌کنندگان یک نیاز اساسی برای بازاریابان و فروشندگان است چرا که با تعیین آن کامیاب خواهند شد و در صورت پیش‌بینی نادرست ناکام . اما چگونه می‌توان به این پیش‌بینی، یعنی تعیین نوع رفتارهای خرید مصرف‌کنندگان دست یافت؟
دانش روانشناسی تا حدودی قادر است نوع رفتارهای خرید مصرف‌کنندگان را تعیین کند. برپایه این دانش و با کسب آگاهی از نیازها و محرک‌های درونی مصرف‌کنندگان، می‌توان کالایی متناسب با نیازهای آن‌ها تولید و به آن‌ها عرضه کرد.

 افزون بر آن کارگزاران تبلیغات با شناسایی و درک سبک و نحوه زندگی بیش‌تر مشتریان در بازار هدف و آگاهی از علایق و انگیزه‌های آن‌ها در مراحل مختلف زندگی، قادر خواهند بود با طراحی و ایجاد تبلیغات متناسب با نیازها و خواسته‌های مصرف‌کنندگان به موفقیت بیش‌تری برای هدف‌های از پیش تعیین شده و پیشبرد فروش دست یابند. در ادامه، متکی بر «نظریه سلسله مراتبی نیازهای مازلو» سعی شده چارچوبی فراهم آید تا بازاریابان در پرتو آن بتوانند رفتار خرید یا نیازهای مشتری را پیش‌بینی کنند. به عبارت دیگر با این نگرش، بازاریابان می‌دانند مشتری در جست‌وجوی چه نوع کالا یا کالاهایی است، چه کالاهایی برای او اهمیت بیش‌تری دارد و چه کالاهایی کم‌اهمیت‌ترند .
پیش‌بینی رفتارهای خرید مصرف‌کنندگان براساس مدل مازلو
احساس محدودیت همان نیاز است و انسان دارای نیازهای پیچیده‌ای است. آبراهام مازلو، روانشناسی بود که درباره افراد موفق تحقیق و بررسی کرد. وی سلسله مراتب نیازهای انسان را شناسایی و آن را به پنج طبقه اصلی تقسیم کرد. به عقیده مازلو، به محض این که نیازهای مرحله اول انسان برآورده شود، او وارد مرحله دوم و سپس مرحله سوم و همین طور مراحل بعدی می‌شود. در ادامه به طور خلاصه این مراحل و ارتباط آن‌ها با کالاهای مختلف مورد نیاز مصرف‌کنندگان تشریح می‌شود .
مرحله اول: نیازهای جسمانی (physiological needs)

این گونه نیازها، جزو اصلی زندگی انسان هستند نظیر غذا، آب، سرپناه، هوا و خواب. افرادی که در این مرحله هستند، احتمالا پول زیادی ندارند و تامین غذا و سرپناه و اسباب و لوازم اولیه زندگی باید از اولویت‌های اصلی آن‌ها باشد، بنابراین آن‌ها محصولات ارزان‌تری را خریداری خواهند کرد حتی اگر از کیفیت خیلی خوبی برخوردار نباشند، چرا که آن‌ها قادر به خرید محصولاتی با کیفیت بهتر نیستند. این افراد به هر آنچه که منجر به صرفه‌جویی در هزینه و پس‌انداز پول آن‌ها شود گرایش می‌یابند .
مرحله دوم: نیاز به امنیت (Safty needs)

نظیر احساس امنیت و آرامش خاطری که شما در خانه خود احساس می‌کنید، احساس امنیت مالی یا داشتن روابط مطمئن با دوستان و اعضای خانواده .
مصرف‌کنندگان در مرحله دوم نیاز دارند احساس کنند که در زمان حال و آینده در امنیت و آرامش خاطر خواهند بود. آن‌ها تمایل به خرید محصولاتی خواهند داشت که به کمک آن‌ها احساس آرامش و اطمینان بیش‌تری کنند مثل صندوق‌های پس‌انداز و بازنشستگی، بیمه، نصب دزدگیر برای اتومبیل و منزل، کلاس‌های‌آموزش دفاع شخصی، اسلحه و …
مرحله سوم: نیاز به محبت و تعلق (love and Belonging needs)

نظیر روش‌هایی که فرد برای پذیرش در گروه مورد نظرش برمی‌گزیند، روابطی که فرد با دوستان و خانواده‌اش دارد و همچنین علاقه‌ای که دیگران نسبت به او دارند .
مورد قبول واقع شدن در این مرحله بسیار حائز اهمیت است. هر کسی دوست دارد با سایر افراد تناسب داشته باشد و هیچ‌کس نمی‌خواهد که برچسب بیگانه، غیرعادی یا عجیب و غریب بخورد. افراد در این مرحله از زندگی سعی می‌کنند تا جایی که ممکن است از هنجارها و نرم‌های جاری در اجتماع پیروی می‌کنند، بنابراین بیش‌تر مورد قبول همنوعان و هم‌ردیفان خود قرار می‌گیرند. مرحله ‌سوم همچنین مرحله‌ای است که در آن افراد دوست دارند با سایرین باشند. بسیاری از افراد دوست ندارند برای همیشه تنها بمانند و به همین دلیل به سمت چیزهایی جلب می‌شود که آن‌ها را نزد دیگران و خصوصا جنس مخالف جذاب‌تر جلوه دهد .
افراد در مرحله ‌سوم کالاهای ویژه‌ای نظیر محصولاتی با نام تجاری معتبر، لباس‌های متناسبی که به آن‌ها کمک می‌کند تا بیش‌تر با سایرین منطبق شوند و مورد پذیرش آن‌ها قرار بگیرند، عطریات، لوازم آرایشی و وسایل و کالاهای لوکس و زینتی خریداری می‌کنند .
مرحله چهارم: نیاز به احترام (Esteem needs)

این مرحله شامل نیاز به عزت نفس، احترام گذاشتن و مورد احترام واقع شدن، داشتن اقتدار و همچنین نیاز به حس ارزشمند بودن است. همین که به مرحله چهارم برسیم، این آمادگی را خواهیم داشت که بهتر مراقب خودمان باشیم. فردیت برای افرادی که در این مرحله هستند بسیار حایز اهمیت است. به دلیل آن‌که آن‌ها با خودشان احساس خشنودی می‌کنند و یک حس احترام به خود و عزت نفس خوبی دارند و تمایل ندارند که شبیه هیچ‌کس دیگری باشند. این افراد لباس‌های مرتب و منظمی می‌پوشند تا تحسین خود و سایرین را برانگیزند. با تحسین دیگران شاد می‌شوند، اما با انتقاد دیگران کم‌تر می‌رنجند. مصرف‌کنندگانی که در این مرحله قرار دارند، خواستار آنند که دیگران به آن‌ها احترام بگذارند، به آن‌ها نگاه کنند و برایشان ارزش قایل شوند. افرادی که در مرحله چهارم قرار دارند، برخی از کالاها و خدمات زیر را به دلایلی که به آن اشاره شد خریداری خواهند کرد :
‌)‌ فعالیت‌ها، وسایل، تجهیزات و مواد غذایی سالم برای این‌که سالم‌تر باشند .
‌)‌ کتاب‌هایی که به آن‌ها کمک می‌کنند تا رییس خودشان باشند چرا که خواهان داشتن قدرت و کنترل شرایط هستند .
‌)‌ انجام سرمایه‌گذاری‌ها و داشتن حساب‌های بانکی .
‌)‌ لباس، ماشین و به طور کلی هر چیز گران‌قیمتی که به آن‌ها این قدرت را بدهد که نسبت به دیگران احساس برتری کنند .
مرحله پنجم: نیاز به خودیابی و کمال (Self Actualization needs)
در این مرحله فرد احساس می‌کند به هر آنچه ممکن بود بتواند دست یابد، رسیده است. اگر کسی به این مرحله برسد، به شدت طرفدار و خواستار صلح، دانش و کمال خواهد بود .
این آخرین مرحله است و متاسفانه بسیاری از مردم ممکن است هرگز در طول زندگی خود به این مرحله از زندگی نرسند. با وجود این افرادی که به مرحله پنجم می‌رسند، با خودشان و نوع زندگی‌ای که داشته‌اند احساس خشنودی می‌کنند. آن‌ها چیزهایی خریداری می‌کنند که به آن‌ها احساس لذت و شادمانی می‌دهد و همچنین چیزهایی می‌خرند که به دیگران نیز احساس لذت و شادمانی بدهد .
در برخورد با افراد مختلف چه باید کرد؟
به پرسش اصلی بازگردیم. پرسش اصلی این بود که چطور از این پارادایم – شناخت نیازها و درک سلسله مراتبی بودن آن – برای آگاهی از آنچه در سر مشتریان می‌گذرد استفاده کنیم؟ برای درک این موضوع، بهتر است خود را جای مشتری بگذارید و به این بیندیشید که اگر شما به عنوان مشتری خواهان کالا یا خدمت مورد نظر بودید، چطور فکر کرده و چگونه عمل می‌کردید. به طور مثال اگر خود را در جای مشتری بالقوه یک باشگاه بدنسازی قرار دهید چه چیزهایی انگیزه لازم را برای مراجعه و عضویت در این باشگاه به شما می‌دهد؟
هنگام بررسی برای عضویت در این باشگاه، توجه به هر یک از نکات زیر ممکن است انگیزه لازم را به شما بدهد .
انجام تمرین‌های بدنسازی تا چه حدودی روی تغذیه و سلامت جسمی و روانی شما تاثیر می‌گذارد؟
داشتن آمادگی جسمانی تا چه حد توانایی شما را برای تامین امنیت خود در جامعه و دفاع شخصی افزایش می‌دهد؟
 تناسب اندام تا چه حد بر جایگاه شما در جامعه و پذیرش در گروه‌های مختلف تاثیر می‌گذارد؟
 چقدر تناسب اندام و آمادگی جسمانی بر نوع تفکر و طرز تلقی شما از خودتان تاثیر می‌گذارد؟
 تا چه میزان داشتن تناسب اندام روی خودباوری شما اثر می‌گذارد؟
بیش‌تر مشتریان در ضمیر ناخودآگاه خود این پرسش‌ها را از خود می‌پرسند، بدون آن‌که آگاهانه در موردشان فکر کنند. بنابراین اگر آگاهانه به این پرسش‌ها پاسخ دهید، می‌توانید به بینش و آگاهی لازم از فرآیند‌ی دست یابید که مشتریان هنگام خرید کالا یا خدمت در ذهن خود پردازش می‌کنند و در نهایت به آن‌ها انگیزه لازم را برای خرید محصول می‌دهد. شناخت این فرآیند به شما کمک می‌کند تا روش‌هایی را به طور مشخص تعریف کنید که به وسیله آن‌ها می‌شود توجه مشتریان را به محصول یا خدمت خود معطوف کرده و آن‌ها را ترغیب به خرید کرد .
در صورتی که هنگام برنامه‌ریزی برای انجام فعالیت‌های بازاریابی و تبلیغاتی برای محصول خود به پرسش‌هایی نظیر آنچه پیش از این مطرح شد توجه کرده و پاسخ دهید، آن‌گاه شما یک مزیت بازاریابی قابل لمس خواهید داشت، چرا که توانسته‌اید به پرسش‌هایی که در ضمیر ناخودآگاه مشتریان مطرح می‌شود پاسخ مناسب بدهید .

 web site:tablighcity.com





نوع مطلب : مدیریت تبلیغات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 2 دی 1390 :: نویسنده : وحید شیرزاد

در دنیای رقابتی امروز بقا و موجودیت هر کسب و کاری وابسته به وجود مشتریانی است که مایل به خرید محصولات یا خدمات آن هستند. در مقوله بازاریابی سعی می شود ضمن شناسایی مشتریان و درک خواسته ها و نیازهای آنها ، به صاحبان کسب و کار بیان گردد که مشتری از محصول و یا خدمت ارائه شده از سوی آنها چه انتظاری دارد ، چقدر حاضر است برای آن هزینه کند و نیاز او در چه موقعیت مکانی و زمانی وجود دارد. بنابراین بازاریابی چنان مهم و ضروری است که می توان موجودیت هر کسب و کاری را کاملا وابسته به آن دانست. مقاله زیر بر آن است ضمن اشاره به اهمیت تدوین برنامه بازاریابی به بررسی اجمالی چهار موضوع کلیدی در بازاریابی یعنی تحقیق و بررسی بازار ، استراتژی بازاریابی ، بازاریابی هدف و آمیزه بازاریابی بپردازد.

مقوله ی بازاریابی
یکی از نیازهای ضروری مدیران سازمان ها ، درک و توسعه ی برنامه های بازاریابی برای محصولات و خدماتشان است. جمله ی مشهور هنری فورد که : ” هر رنگ اتومبیل که مشتری بخواهد به او عرضه می کنیم ، به شرط آنکه سیاه باشد!” یادآور بازارهای بسته و انحصاری و دورانی است که تقاضا از عرضه افزون تر بود.اما امروزه عمر اینگونه بازارها برای تولید و فروش محصولات به سر آمده است و در آینده ای نه چندان دور ، اثری از این نوع بازارها باقی نخواهد ماند ، اما بسیاری از مدیران به این موضوع بی توجه اند و تحقیقات متعدد نشان می دهد که یکی از دلایل عمده ی شکست کسب و کارهای کوچک ، نداشتن یک برنامه ی جامع بازاریابی است. گاهی نیز مشاهده می شود که برخی تفاوتی بین دو مفهوم “فروش” و “بازاریابی” قائل نیستند. بازاریابی فعالیتی مشتری گرا و تحقیقات بازاریابی ، تعیین کننده ی میزان تولید و نوع محصول است.
در بازاریابی ارتباط دوطرفه ، اهداف بلند مدت ، کانون توجه نیازهای مصرف کنندگان و تاکید بر کسب سود از راه افزایش رضایت مشتریان است . در صورتیکه در فروشندگی ، اهداف کوتاه مدت ، ارتباط یک طرفه ، کانون توجه محصولات موجود و تاکید بر کسب سود از راه افزایش حجم فروش است.
از طرفی برخی دیگر بازاریابی را تنها منحصر به تبلیغات می دانند ، در صورتی که تکنیکهای بازاریابی طیف وسیعی از علوم اجتماعی ، به ویژه اقتصاد ،
جامعه شناسی و روان شناسی را در برمی گیرد.
از نظر فیلیپ کاتلر صاحب نظر نامدار این عرصه ، بازاریابی فعالیتی انسانی است در راستای بر آوردن نیازها و خواسته ها از طریق فرایند مبادله. در واقع منشا و پایه ی اساسی نظام بازاریابی ، نیازها و خواسته های انسان است.
در راستای استفاده از مقوله ی بازاریابی ، یک شرکت باید :
- مشتریانش را شناسایی و نیازها و الویت آن ها را مشخص کند. (بررسی بازار)
- مزایای رقابتی خود را تجزیه و تحلیل کند. (استراتژی بازار)
- بازارهای خاصی را برای زیر پوشش قراردادن ، انتخاب کند. (بازاریابی هدف)
- و در پایان مشخص کند چگونه می تواند نیازهای مشتریانش را برآورده سازد. (آمیزه ی بازاریابی)
اکنون به بررسی هریک از چهار مفهوم مذکور می پردازیم:

تحقیقات بازار [۱]
به منظور مدیریت اثربخش بازاریابی ، داشتن اطلاعات صحیح درباره ی بازار ضروری است. فرایند بررسی بازار چه در مرحله ی پیش از تولید و چه پس از فروش به کار می آید تا مشکلات ، فرصت های موجود و زمینه های نارضایتی مشتریان را که به آسانی می توان برطرف کرد ، آشکار سازد. این داده ها را می توان از راه طراحی پرسشنامه ای مناسب برای مشتریان کنونی و بالقوه ی (آینده) بنگاه ، به دست آورد و تجزیه و تحلیل کرد.
چه بسا در نتیجه بررسی و تحلیل داده های جمع آوری شده به یک نیاز پاسخ داده نشده مشتریان پی برده و در پی آن ، محصول یا خدمت جدیدی عرضه کرد.فیلیپ کاتلر ، از تحقیقات بازاریابی به عنوان رابط و حلقه ی اتصال میان مدیران بازاریاب و مصرف کنند گان و جامعه یاد می کند و وظیفه ی تحقیقات بازاریابی را تهیه ی اطلاعات کمی و کیفی برای تمام امور بازاریابی می داند.
موقعیت اقتصادی و جغرافیایی ، دگرگونی های جمعیتی و متغیرهای مردم شناسی و رفتاری می بایست به دقت بررسی گردند تا فرصتهای بالقوه و بکر شناخته شوند .استراتژی بازاریابی [۲]
استراتژی بازاریابی شامل مشخص کردن گروههایی از مشتریان (بازار هدف) است که یک بنگاه می تواند در مقایسه با رقبای خود به نحو بهتری خدمت دهی نماید.
در استراتژی بازاریابی ، یک بنگاه تصمیم می گیرد که عرضه ی محصول ، قیمت ، پخش و کوشش های ترویجی اش را متوجه بخش خاصی از بازار کند. (مدیریت آمیزه ی بازاریابی [۴] )
در حالت ایده ال ، استراتژی گزینش شده باید نیازهایی از مشتریان را هدف بگیرد که در حال حاضر در بازار برآورده نشده اند و از ظرفیت لازم برای سوددهی برخوردارند.استراتژی موثر ، به این نکته توجه دارد که یک کسب و کار نمی تواند همه کار برای طیف های مختلفی از مشتریان انجام دهد و باید بازار و توانمندی هایش را بررسی و تحلیل و در پایان بر یک بازار هدف ، تمرکز کند.
بازاریابی هدف [۵]
تمرکز تلاش های بازاریابی بر یک و یا تعداد بسیار کمی از بخشهای کلیدی بازار ، مبنای بازاریابی هدف است. روشهای اصلی برای تقسیم بازار عبارتند از :

هدف از این نوع تقسیم بندی ، تخصص یافتن در برآوردن نیازهای مشتریان در یک منطقه ی جغرافیایی خاص است. برای مثال یک فروشگاه مواد غذایی ممکن است تصمیم بگیرد آگهی های تبلیغاتی اش را فقط برای افرادی که در شعاع یک کیلومتری آن زندگی می کنند ، بفرستد.

با این روش ، بنگاه به دنبال شناخت و تبلیغ برای آن گروه از کسانی است که بیشتر احتمال می رود به خرید محصولات آن بپردازند. متغیرهای مورد استفاده در تقسیم بندی مشتریان عبارتند از :
- متغیرهای مردم شناسی ، مثل میزان درآمد ، سن ، جنسیت ، تحصیلات و …
- متغیرهای روان شناختی مثل شخصیت ، ارزش ها و اهداف
- متغیرهای رفتاری مثل میزان سود طلبی ، میزان استفاده از محصول و وفاداری به آن
۱ . تقسیم بندی جغرافیایی ۲ . تقسیم بندی مشتریان

مدیریت آمیزه ی بازاریابی
چهار متغیر کلیدی برای تصمیم گیری در یک برنامه ی بازاریابی وجود دارد. این چهار متغیر عبارتند از :
- کالا (محصول یا خدمت) [۶]
- ترویج (تبلیغات) [۷]
- پخش ۸
- قیمت گذاری ۹
در مباحث بازاریابی ،این چهار عنصر ، آمیزه ی بازاریابی نام دارند. آمیزه ی بازاریابی ، مشخص می کند که مدیران چگونه این چهار متغیر قابل کنترل در بازاریابی را برای تدوین یک برنامه ی جامع بازاریابی با یکدیگر تلفیق کنند تا پاسخگوی بازار هدف باشند. برای کسب موفقیت در برنامه ریزی بازاریابی ، آمیزه ی بازاریابی یا ۴Ps باید بازتاب خواسته ها و نیازهای مشتریان در بازار هدف باشد. بنابراین ، کارشنا سان بازاریابی برای ارزیابی خواسته های مصرف کنند گان و شناسایی محصولاتی که مصرف کنندگان حاضرند برای آن ها پول بپردازند ، نیازمند تحقیقات بازاریابی هستند. بررسی هریک از این چهار متغیر خود نیازمند بحث مفصلی است ، به این دلیل به ذکر تعریف کوتاهی از هر کدام بسنده می شود.
محصول
مدیریت محصول در بازاریابی با تعیین مشخصات و ویژگی های محصول و خدمات از یک سو و چگونگی ارتباط آن با نیازها و خواسته های مشتری نهایی از سوی دیگر سر وکار دارد.
ترویج (تبلیغات)
این متغیر تصمیم گیری در بازاریابی شامل تمام فعالیت ها و روش های تبلیغاتی و سیاست های تشویقی برای ترویج محصول و نشان تجاری آن است.
قیمت گذاری
عبارت است از فرایند وضع سطوح قیمت ، شامل سیاست های قیمت گذاری ، اعتباری و یا تخفیف برمحصول که عامل اصلی در درآمد کل این متغیر ، به شمار می رود. معمولا قیمت های بالاتر سبب کاهش حجم فروش می شود و بالعکس. البته بعضی از کسب و کارها به علت خدمت ویژه ای که ممکن است ارائه دهند ، می توانند قیمت های بالاتری تعیین کنند.
توزیع
توزیع ، به بیان ساده عبارت است از فرایند رساندن محصول از مرحله ی تولید به عمده فروشی و از عمده فروشی به مشتری.

در ارتباط با مبحث آمیزه ی بازاریابی ذکر دو نکته ضروری است : اول اینکه به طور معمول برای هر کالایی ، یک آمیزه ی بازاریابی جداگانه ای تهیه می شود. دوم اینکه ، برخی از صاحب نظران ، متغیرهای دیگری را نیز به چهار مورد بالا اضافه کرده اند. ازآن جمله می توان به متغیرهای بسته بندی [۸] ، شکل ظاهری [۹] ، روابط عمومی [۱۰] ، قدرت رقبا [۱۱] ، مردم [۱۲] ، مشارکت [۱۳] ، ردگیری [۱۴] ، جلوه ی ظاهری [۱۵] و فرایند [۱۶] اشاره کرد که هریک اهمیت خاص خود را دارند.
عملکرد بازاریابی [۱۷]
پس از آنکه تصمیم گیری در زمینه ی برنامه ی بازاریابی انجام شد ، مدیران کسب و کار باید به ارزیابی عملکرد فعالیتهای انجام شده بپردازند که آیا تصمیم ها به خوبی اجرا شده اند یا خیر. بدین منظور ، استاندارد های عملکرد به کار می آیند تا با استفاده از آن ها نتایج ، تحلیل و ارزیابی شوند. داده های مطمئن در معیارهای صنعتی و عملکرد گذشته ، مبنایی مناسب برای مقایسه با عملکرد کنونی اند. صاحبان کسب و کار لازم است عملکرد شرکت خود را دست کم هر سه ماه یکبار بررسی ، و پاسخی منطقی و مستدل برای سوالات زیر بیابند :

آیا شرکت به گونه ی مشتری مدار عمل می کند؟

آیا کارکنان شرکت مطمئن هستند که نیازهای مشتریان به درستی برآورده می شود ؟ آیا مشتریان از مراجعه ی دوباره به شرکت رضایت دارند؟

آیا برای مشتری آگاهی از اینکه بداند چه چیزی و با چه قیمت رقابتی می خواهد آسان است؟

نتیجه گیری
در این مقاله به اهمیت مقوله ی بازاریابی برای همه ی کسب و کارها اشاره ، و بیان شد که سودآوری یک شرکت که متضمن بقای آن است ، به طراحی برنامه ی جامع بازاریابی بر اساس شناخت نیازهای مشتریان و ارضای آن ها وابسته است.در ادامه ، به شرح مختصرچهار موضوع کلیدی در بازاریابی پرداخته شد. در اینجا باید به این نکته اشاره کرد که با پیدایش فناوری اطلاعات و مطرح شدن مباحثی همچون مدیریت ارتباط با مشتریان [۱۸] و بازاریابی الکترونیکی [۱۹] عرصه ی مدیریت بازاریابی تحولات پیدا کرده است ، اما این تحولات فقط بخشی از پوسته ی این سیستم مدیریتی را در بر می گیرد و در مرکز آن همچنان مدیران به عنوان تنها مراجع برنامه ریزی و تصمیم گیری ، نقش بنیادین خود را حفظ کرده اند.
سخن آخر آن که صاحبان کسب و کار باید توجه داشته باشند ، آنچه برای رسیدن به اهداف بازاریابی هزینه می کنند ، در واقع الزاما در کوتاه مدت اثر بخش نخواهد بود. اما با اجرای برنامه ی جامع بازاریابی می توان به موفقیت در فرایند فروش امیدوار بود.

منابع

Brock, James L., Palmer, James E., Marketing for Small Business: An overview, www.SBA.gov.
فیلیپ کاتلر و گری آرمسترانگ ، اصول بازاریابی ، جلد اول و دوم ، ترجمه دکتر علی پارسائیان.

۳٫ امین حکیم ، برنامه ریزی استراتژیک مدیریت بازار ، مجله تدبیر ، شماره ۱۵۷٫ ۴٫ سید علیرضا فیض بخش بازرگان ، مجید عبدی ، بازاریابی و کار آفرینی ، فصل نامه صنایع ، شماره ۳۳٫

[۱] Market Research
[2] Marketing Strategy
[3] Target Markets
[4] Managing the Marketing Mix
[5] Target Marketing
[6] Product
[7] Promotion
[8] Packaging
[9] Presentation
[10] Public Relations
[11] Power
[12] People
[13] Participation
[14] Probe
[15] Physical evidence
[16] Process
[17] Marketing Performance
[18] Customer Relationship Management
[19] E-Marketing

 web site:tablighcity.com





نوع مطلب : مدیریت تبلیغات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


اجرای یک برنامه تبلیغاتی، مستلزم صرف هزینه است، به این رو تبلیغات به عنوان یکی از سرفصل‌های مالی سازمان‌ها و شرکت‌ها محسوب می‌شود. هزینه‌های تبلیغاتی مشکلی است که تمام شرکت‌ها خصوصا شرکت‌های تجاری کوچک با آن مواجهند. بسیاری از این شرکت‌ها برای جذب و حفظ مشتریان خود به تبلیغات وابسته‌اند. با وجود این، هزینه انجام تبلیغات موثر و مستمر خصوصا در شرایط کنونی بازار و اقتصاد برای بسیاری از این شرکت‌ها طاقت‌‌فرسا و کمرشکن است. به همین دلیل شرکت‌های تجاری همواره به دنبال راهکارهایی هستند که ضمن معرفی خود و تحت تاثیر قرار دادن مشتریان بتوانند هزینه‌های تبلیغاتی خود را نیز تا حد معقولی کاهش دهند. پیدا کردن یک شریک تبلیغاتی مناسب، کاهش تعداد دفعات پخش تبلیغات و روابط عمومی، از جمله این راهکارهاست و به شما به عنوان مدیر یک شرکت تجاری یا سرپرست بخش تبلیغات و بازاریابی می‌تواند در کاهش هزینه‌های تبلیغاتی بسیار کمک کند که در ادامه به اختصار به آن‌ها می‌پردازیم :

● شریک تبلیغاتی
سعی کنید تبلیغاتتان را با تبلیغات شرکت دیگری همراه کنید. به طور مثال به جای این که شرکت شما برای مدت زمان معینی صفحه آخر هفته‌نامه‌ای را برای تبلیغات خود خریداری کند، بهتر است با دادن یک آگهی نصف صفحه، آن را با یک شرکت تجاری دیگر شریک شوید یا این که اجازه دهید آن‌ها با شما شریک شوند. به عبارت دیگر تبلیغات خود را با تبلیغات آن‌ها همراه کنید. به این ترتیب هزینه تبلیغات شما نصف می‌شود. با این که ممکن است به این ترتیب تا حدودی تاثیر و پاسخ مورد انتظار از تبلیغاتتان کاهش یابد، ولی این بهترین روش برای تداوم تبلیغات در بازه زمانی طولانی‌تر و صرفه‌جویی‌در هزینه است . باید توجه داشت که شریک و همراه تبلیغاتی شما از رقبا یا شرکت‌هایی نباشد که بنا به دلایلی تمایل ندارید با آن‌ها مرتبط شوید و در این ارتباط نظارت‌های ضروری را اعمال کنید .

● کاهش تعداد دفعات – پخش آگهی تبلیغاتی
اثربخشی تبلیغات معمولا براساس دو معیار مورد سنجش قرار می‌گیرد: میزان فراگیری (Reach) فراوانی تکرار (Frequency) میزان فراگیری به معنای تعداد افرادی است که تبلیغ شما را می‌بینند. بنابراین تبلیغی که میزان فراگیری آن کم و دفعات تکرار آن بیش‌تر است منجر به آن می‌شود که تبلیغ شما را یک گروه نسبتا کوچکی از مشتریان بالقوه به تعداد دفعات بیش‌تری مشاهده کنند. میزان فراگیری باید دست نخورده بماند، چرا که شما یک گروه خاص از مشتریان بالقوه را انتخاب می‌کنید. تنها به این دلیل که گمان می‌کنید احتمال دارد آن‌ها محصول یا خدمت شما را خریداری کنند، در حالی که ممکن است آن‌ها در نهایت از شما خرید نکنند. بنابراین نباید حق مساوی را از تمامی مشتریان بالقوه، سلب کرده و تنها تبلیغات خود را برای عده‌ای خاص پخش کنید. بنابراین اگر شما ناگزیر به قربانی کردن یکی از این دو معیار باشید بهتر است که فراوانی تکرار را انتخاب کنید. به طور مثال برنامه تبلیغاتی شما در رادیو می‌تواند از ۱۲ هفته به ۱۰ هفته کاهش یابد یا به جای شش بار در روز می‌تواند دفعات پخش آگهی شما به پنج بار در روز کاهش یابد، اما استفاده از رادیو برای پخش تبلیغات به دلیل وسعت فراگیری این رسانه نباید تغییر کند .

● توجه به روابط عمومی
تبلیغات گران است، اما روابط عمومی هزینه‌ای ندارد و رایگان تمام می‌شود. با این وجود اسپانسر شدن یا پخش اخبار در مورد شرکت، محصولات و یا خدمات آن از طریق رسانه‌های عمومی بسیار بیش‌تر از انجام تبلیغات مستقیم تاثیرگذار است. چاپ یک مقاله در ارتباط با کسب و کار شما در روزنامه، یا پخش یک برنامه تلویزیونی در این زمینه بسیار بهتر از تبلیغات مستقیم است چرا که اعتبار بیش‌تری نزد مخاطبان و مشتریان بالقوه دارد. در صورتی که امکان انجام چنین فعالیت‌هایی را در قالب روابط عمومی داشته باشید، به راحتی می‌توانید بخشی از برنامه‌ها و فعالیت‌های تبلیغاتی خود را کاهش دهید و در عین حال تاثیر مثبت بیش‌تری در ذهن مخاطبان خود بگذارید. بنابراین برقراری تماس مستمر با رسانه‌ها و خبرگزاری‌های محلی و ارایه اطلاعاتی در مورد فعالیت‌های تجاری شرکتتان نظیر اعلام میزان کل فروش و سود شرکت در بازه زمانی معین، برنامه‌های توسعه محصول یا بازار یا سایر جریاناتی که مربوط به کسب و کارتان است و برای مشتریان و مخاطبان مورد نظر شما نیز جالب توجه است، به شما کمک می‌کند تا با توسعه فعالیت‌هایتان در حوزه روابط عمومی، نیاز کم‌تری به انجام تبلیغات مستقیم داشته باشید و به این ترتیب ضمن این که به طور غیرمستقیم و موثرتر خود را به مشتریان معرفی می‌کنید، به میزان قابل ملاحظه‌ای در هزینه‌هایی که باید صرف انجام تبلیغات شود نیز صرفه‌جویی می‌کنید .

منبع :افتاب
برگرفته از: روزنامه تفاهم

 web site:tablighcity.com





نوع مطلب : مدیریت تبلیغات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 2 دی 1390 :: نویسنده : وحید شیرزاد
مارک تواین: با داشتن عوامل قدرتمند، به مقصود خود دست می یابید
… و به درستی همین طور است. شکست یا موفقیت فعالیتهای بازاریابی شما به نوع کلمات انتخابی برای معرفی تولیدات، خدمات و موقعیت خودتان در تبلیغات بستگی دارد . شما در انتخاب کلمات مختارید. مشکل اصلی استفاده از کلمات پوچ و بی معنی است . مغز به یکباره از هرگونه فکر خلاق تهی می شود. این زمانی است که مجموعه ی جملات تعیین شده برای ایجاد تغییرات اعجاب انگیز در تبلیغات، جادوی خود را از دست می دهند. منظور، مجموعه ای از عبارات از پیش نوشته شده است که با اضافه کردن به متن تبلیغات، نیرویی خارق العاده و همین طور امکان انتخاب گزینه های مختلف را به وب سایت شما عرضه می کند. این مجموعه در واقع سفری باورنکردنی از درون کلمات است که به تبلیغات شما جذابیت، رنگ و حس می بخشد. با عبارات حاوی نکات روز می توانید به تبلیغاتتان جان ببخشید .

 حال، چگونه این عبارات و نکات روز را انتخاب می کنید؟گام نخست: به درستی از مضمون آگهی تبلیغاتی که- در تلویزیون، روزنامه، ای میل یا مجله به نمایش گذاشته اید، آگاه باشید. کافی است تبلیغات را به دقت مطالعه کنید .

گام دوم: این بخش شامل جملات درنظر گرفته شده ی شماست. کلماتی را که تأثیر عمیقی بر شما می گذارند، در جایی یادداشت کنید. دفترچه یا بخشی از کامپیوتر خود را به نوشتن این نکات روز اختصاص دهید. این ها جملات آگهی هایی  هستند که اخیراً یادداشت کرده ام :
چیزی را نپذیر مگر آنکه بهترین باشد، چرا که تو ارزشش را داری، و این هدیه ای از خودت به خودت است .

گام بعدی: ترکیب و اضافه کردن این جملات به تبلیغات است. برای درک بهتر این مرحله باید تبلیغی را که قبلا تهیه شده مورد بررسی قرار دهید . میزان تأثیر آن بر خواننده چقدر است؟ چقدر شور و حرارت در آن موج می زند؟ آیا این تبلیغ توجه شما را به خود جلب می کند؟ درصورت منفی بودن پاسخ، زمان استفاده از جملات سحرآمیز بازاریابی فرا رسیده است. جمله های مناسب که خدمات یا تولیداتتان را هرچه بهتر معرفی می کند، در جای جای تبلیغات گنجانده، سپس آن را اصلاح کنید .

حال این آگهی  را که شخصی بدون آگاهی از جملات سحرآمیز بازاریابی نوشته، بخوانید :
کت قهوه ای جدید برای بانوان- سایز XL
در حقیقت این جملات مرا جذب نکرد، بلکه تصویر مربوط به آن برایم تازگی داشت . بله، واقعاً تولید فوق العاده ای است: حال ببینید که چگونه یک تبلیغ خشک و خالی با استفاده از جملات سحرآمیز بازاریابی تغییر می کند :
با پوشیدن این کت چرمی قهوه ای شکلاتی، تمام قد و عالی، به هرآن چه که در اطراف شماست می تابید .
برای دوست داران کیفیت خوب با پرداخت بخشی از قیمیت خرده فروشی راحتی و شیک پوشی را تجربه می کنید .
این کت بی نظیر زیبایی را به کمد لباس های زمستانی خود وارد می کنید .
برای بانوان با سایز XL
آیا تفاوت را حس می کنید؟ با استفاده از کلمات جادویی بازاریابی به راه های جدید تاثیر برخریداران دست پیدا کرده، به این طریق تولیدات خود را هرچه عمیق تر در قلب و روح آن ها جای می دهید و به ژرف ترین نقطه ی خواسته های آن ها می رسید .

چرا از همین حالا برای تبلیغات تان اقدام نمی کنید؟ کافی است این سه پیشنهاد را برای اضافه کردن گرمی، رنگ و حس به تبلیغات تان اضافه کنید. تغییرات حاصل را در تبلیغات و همین طور در درآمد حاصل از فروش محصولات بررسی کنید .
موفق باشید
واحدبازاریابی الکترونیکی شرکت اطلاع رسانی همکاران سیستم

برگرفته از: bazar.persiangig.com

 web site:tablighcity.com





نوع مطلب : مدیریت تبلیغات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 2 دی 1390 :: نویسنده : وحید شیرزاد
نگاهی به یک کتاب
جان میلر طراح و برنامه ریز نامهای تجاری (BRAND) کلیدی (مانند یونی لیور، نستله، فورد، آی بی ام و آمریکن اکسپرس) موسسه تبلیغاتی اوجیلوی است. وی قبل از پیوستن به اوجیلوی به عنوان مشاور مستقل برای گستره وسیعی از مشتریان و صنایع مختلف مانند ویرجین آتلانتیک، سوبارو، و شل کار می کرد . آثارش در نشریاتی مانند ادمپ و مارکتینگ ویک آمده است. پس از فارغ التحصیلی در رشته فلسفه از کینگز کالج لندن، فوق لیسانس خود را در زمینه هوش مصنوعی دریافت کرد .
داوید موئیر مدیر توسعه موسسه تبلیغاتی اوجیلوی است. وی برای نامهای تجاری مختلفی در این موسسه کار کرده است. آثارش در نشریاتی مانند فاینانشیال تایمز و گاردین چاپ شده و دربرنامه های تلویزیونی هم ظاهر شده است. وی دارای فوق لیسانس با درجه ممتاز در امور سیاسی و اقتصادی از دانشگاه گلاسکو و فوق لیسانس مدیریت با درجه ممتاز از مدرسه بازرگانی لندن است .


نویسندگان درباره دلیل نوشتن کتاب می گویند: «در دسامبر ۲۰۰۱، مشتری جدیدی سوال سنگینی از ما کرد. موقعیت مسلط بازار را رقبای مهاجم از بین برده بودند. بنابراین مشتری جدید آمادگی داشت که سرمایه گذاری سنگینی برای احیای نام تجاری شان انجام دهد. آنها سوال می کردند گسترده ترین مزایایی که یک نام تجاری قوی می تواند برای کسب و کار بیاورد چیست؟
همین که آماده پاسخگویی می شدیم، خیلی از تکه های تصویر را پیدا کردیم . ولی تصویر کلی اینکه چگونه یک نام تجاری قوی می تواند در سراسر یک کسب و کار، ارزش خلق کند به دست نیامد. ادبیات جالب توجه زیادی وجود داشت: علمی، مطالعاتی، داستانی از مشتریان، مطالعات موردی، پژوهشهای موسسه تبلیغاتی . ولی همه اینها به صورت مقاله، و سمینار در همه جا پراکنده بود. چون کتاب جامعی که همه یافته ها را درباره ارزش نام تجاری برای کسب و کار یکجا آورده باشد وجود نداشت. پس تصمیم گرفتیم کتابی فراهم کنیم که شامل این موارد باشد و یافته های تازه تری را وارد کنیم .
ما نمی خواستیم یک کتاب بازاریابی درباره نام تجاری بنویسیم، بلکه نظر ما عرضه کتابی درباره ارزش نام تجاری برای کسب و کار بود. به همین خاطر آن را کسب و کار نام تجاری نامیدیم. از کلیه نقشهایی که نامهای تجاری می‌توانند در سراسر پهنه کامل کسب و کار بازی کنند، از منابع انسانی تا توسعه محصول و البته سهم بازار و ارزش مشتری خلاصه ای آورده ایم ».
نام تجاری در صدر دستور کار مدیران قرار می گیرد. یک نام تجاری قوی می تواند در سراسر کسب و کار ارزش خلق کند، و به همین علت سرمایه گذاری در نامهای تجاری به عنوان یک اولویت استراتژیک در خیلی از شرکتها درحال افزایش است .
کتاب در پنج بخش تنظیم شده است که خلاصه ای از هر بخش در اینجا مطرح می شود :بخش اول: نام تجاری و کسب و کار
واژه «نام تجاری» یکی از پراستفاده ترین واژگان کسب و کار شده است. چون نام تجاری موضوع این کتاب است، ما با تعریف معانی مختلف نام تجاری آغاز می کنیم. نقطه آغاز ما تعریف نام تجاری توسط داوید اوجیلوی است که می گوید : «جمع نامشهود ویژگیهای یک محصول: نام، بسته بندی، و قیمت آن، تاریخچه، شهرت، و نحوه ای که تبلیغ می شود ».
البته، ممکن است درباره هر تعریف دقیقی از نام تجاری مجادله صورت گیرد. به همین خاطر برای درک بهتر تعریف نام تجاری، ۵ موضوع را مطرح می کنیم .





ما معتقدیم که نامهای تجاری برای خلق ارزش در درون یک سازمان حیاتی هستند . به هرحال، برخی سو تفاهم‌ها منجر به نگاه محدود به استراتژی نام تجاری می شوند.
_ استراتژی نام تجاری چیزی بیش از بازاریابی است .
بازاریابی، به معنای خاص، بردن کالا و خدمت به بازار است. ما معتقدیم که نامهای تجاری می توانند نقش گسترده‌تری بیش از رشد و نگهداشت سهم بازار بازی کنند .
_ استراتژی نام تجاری چیزی بیش از ارتباطات است .
ایجاد یک نام تجاری قوی چیزی بیش از ارتباطات می طلبد: بیش از آنی است که می گویید (و چگونه آن را می‌گویید) نام تجاری از درون کارهایی که انجام می دهید (و چگونه انجام می دهید) رشد می کنند .
_ استراتژی نام تجاری چیزی بیش از کارآمدی است .
کارآمدی – انجام درست یک کار – فی نفسه یک استراتژی نیست. نامهای تجاری ممکن است به قیمت از دست دادن جایگاه رقابتی‌شان در بلندمدت، عملکرد خوبی در کوتاه مدت داشته باشند .
_ استراتژی نام تجاری چیزی بیش از جاگیری است .
جاگیری مشخصا درباره متمایز ساختن نام تجاری از رقبایش است: شکافی را پیدا کن، سپس آن را پر کن. به هرحال، استراتژی های جایگاه محور، غالبا اهمیت استقرار در نقطه برابری را نمی بینند .
ما پیشنهاد می کنیم که استراتژی نام تجاری نهایتا بایستی به عنوان یک رویکرد برای ایجاد ارزش سهامداران تلقی شود. مهمترین محرک ارزش سهامداران گردش نقدینگی است. ما استدلال خواهیم کرد که یک نام تجاری قوی می‌تواند اثربخشی بر گردش نقدینگی یک شرکت داشته باشد. تا موقعی که ما در استفاده از نام تجاری در زمینه استراتژی کسب و کار ماهر نشویم، قدرت بالقوه آنها ممکن است نامکشوف باقی بماند .
۱ – نام تجاری ارزش محصول یا خدمت را ورای کارکردش تحکیم می کند. یعنی پشتیبانی از قیمت و ارزش . ۲ – نام تجاری اتصالی است بین سازمان و ذی‌نفعانش – فراهم کردن نشانه ای از استمرار و اعتماد . ۳ – نام تجاری نتیجه رفتار است. هر کار سازمان می تواند روی نام تجاری تاثیرگذار باشد . ۴ – نام تجاری فقط در خاطر مردم وجود دارد. (مجموعه ای از احساسات و ارتباطات در ذهن مصرف کننده ). ۵ – نام تجاری می تواند منظور (هدف) و مسیر سازمان را تعیین کند. (تامین منبعی برای علاقه و انگیزه ذینفعان ).

بخش دوم: منبع ارزش کسب و کار
نامهای تجاری می توانند از راههای مختلفی برای کسب و کار ارزش خلق کنند . از رشد و نگهداشت بازار، تا جذب و نگهداشت پرسنل با استعداد. ما چند منبع بالقوه ارزش کسب و کار را که نام تجاری قوی می توانند ایجاد کنند در این بخش بررسی می کنیم .
_ نامهای تجاری قوی بر سهم بازار تسلط دارند .
پژوهش نشان می دهد که قدرت نام تجاری با سهم بازار همبستگی دارد و همچنین سهم بازار قویا به سودآوری وصل است. دیگر اینکه، نام تجاری سهم بازار را قادر می سازد خود تحکیم باشد .
_ نامهای تجاری قوی برای ورود رقبا مانع می سازند .
نامهای تجاری می توانند نقش دفاعی بازی کنند. هزینه های مرتبط با استقرار یک نام تجاری قوی در یک طبقه از کالا غالبا می تواند رقبای بالقوه را از ورود به بازار بازدارد .
_ نامهای تجاری قوی می توانند در محصولات جدید استفاده شوند .
نامهای تجاری قوی برای کسب وکارها گزینه رشد درمحصولات جدید را ارائه می دهند. این امراجازه دسترسی به جریان نوآوری جدید را می دهد و یا به کسب و کار اجازه می دهد به تغییرات بازار پاسخ دهد .
_ نامهای تجاری قوی می توانند وارد بازارهای جدید شوند .
بازارهای خارجی می توانند منبع جذابی برای درآمد بالقوه نامهای تجاری قوی باشند. ایجاد توازن بین یکدستی جهانی و حساسیت محلی لازم است .
_ نامهای تجاری قوی کشش قیمتی کمتری دارند .
نامهای تجاری از قیمتی که مشتری مایل است بپردازد پشتیبانی می کنند . نامهای تجاری قوی می توانند قیمتها را بدون از دست دادن حجم فروش بالا ببرند .
_ نامهای تجاری قوی می توانند تفاوت قیمت با رقبا داشته باشند .
نامهای تجاری قوی اجازه می دهند قیمتی بالاتر از رقبا تعیین شود. برخی اوقات مصرف کننده می خواهد بیشتر بپردازد. قیمت بالاتر تضمین مجدد کیفیت عالی است .
_ نامهای تجاری قوی از پس اختلالات بازار برمی آید .
نامهای تجاری قوی به کسب و کارها اجازه می دهند شرکتها عملکرد خود را در دوران عدم قطعیت حفظ کنند. به شرط آنکه مدیران در نگاه به آینده منعطف و باز باشند .
_ نامهای تجاری قوی می توانند استعدادها را جذب کنند و نگهدارند .
نامهای تجاری قوی با جذب و نگهداشت استعدادها مزیتهای رقابتی خلق می کنند . این امر در کاهش هزینه های مرتبط با استخدام و استخدام مجدد بسیار موثر است .
_ نامهای تجاری قوی منبع اعتمادند .
نامهای تجاری قوی می توانند اعتماد را نزد ذی‌نفعان نهادینه کنند – نهایتا نامهای تجاری منبع ارزش واقعی کسب‌و‌کار برای یک سازمان هستند. اعتماد واقعی برآمده از یک استراتژی روشن نام تجاری و عمل مستمر به آن در طول زمان است .
_ نامهای تجاری قوی می توانند محرک نوآوری باشند .
نامهای تجاری قوی می توانند به خلق ایده های جدید برای کالا و خدمات کمک کنند و از این بابت یک گرایش بازار درون سازمانی برای فعالیتهای واحد پژوهش و تکوین شرکت ایجاد می کنند .

بخش سوم: برنامه ریزی استراتژیک نام تجاری
اگر استراتژی نام تجاری همان استراتژی کسب و کار باشد، پس برنامه ریزی نام تجاری یک امر کلیدی کسب وکار است. در این بخش ما موارد اصلی برنامه ریزی نام تجاری را بررسی و نحوه تاثیر آنها در موفقیت کسب‌وکار را مطرح می کنیم .
تعریف بازار
تعریف بازار در قلب کسب و کار است. یک تعریف فکر شده و مشخص می تواند تفاوت قدرتمندی برای عملکرد نام تجاری ایجاد کند. ما موارد و رویکردها را برای یافتن بهترین تعریف مرور می کنیم. توجه کنید که یک نام تجاری ممکن است با یکی از چالشهای استراتژیک زیر روبرو شود :
_ راه اندازی (LAUNCH)– معرفی یک نام تجاری به بازار برای اولین بار
_ چالش (CHALLENGE) – از جادر کردن نام تجاری مسلط بازار، که غالبا نیاز به یک برنامه ریزی ویژه فکورانه دارد
_ نگهداری (MAINTAIN) – دفاع از جایگاه بازار در مقابل چالشها، تغییرات بازار و انتقاد مصرف کنندگان
_ احیای مجدد (REVITALIZE) – اعطای زندگی تازه به یک نام تجاری موجود که درخشش خود را از دست داده است .
_ تجدید نام تجاری (RE-BRAND)– تغییر براندگذاری برای یک محصول، خدمت یا شرکت
_ تملک (ACQUISITION)– یکپارچه کردن یک نام تجاری جدید تملک شده در مجموعه ای از نامهای تجاری موجود .
کلیه نامهای تجاری با یکی یا بیشتر از این موارد روبرو می شوند .

بخش چهارم: بیوگرافی نامهای تجاری‌
در این بخش با نگاهی به هفت نام تجاری شناخته شده، ما تمام موارد را مطرح می کنیم .
_ آمریکن اکسپرس (AMERICAN EXPRESS): وضعیت ممتاز نام تجاری در قلب مدل کسب و کار شرکت قرار دارد .
_ بن اندجریز (BEN & JERYIS): کارکنان، مشتریان و تامین کنندگان همگی به ارزشهای شرکت پاسخ می دهند .
_ دف جم (DEFJAM): این نامهای تجاری طوفانی را که به صنعت یک ضربه زد پشت سر گذاشته و حتی در حوزه‌های جدید گسترش یافته است .
_ آی‌بی‌ام (IBM): برای تحول مشهور شرکت، تجدید احیای نام تجاری حیاتی بود .
_ داو (DOVE): قدرت نامهای تجاری رشد بی سابقه ای را در کشورها و حوزه های محصولی جدید ایجاد کرد .
_ بریتیش پترولیوم (BP): نام تجاری «بی پی» نیروی متحدکننده عملیات متنوع، عظیم و جهانی شرکت است .
_ اکونومیست (THE ECONOMIST): سرمایه گذاری در نام تجاری، برخلاف تبلیغ محتوای هفته بعد، نتایج چشمگیری به بار آورده است .
در این کتاب هریک از این نامهای تجاری به تفصیل بحث می شوند و مشارکت نام تجاری به روشنی تبیین می‌شود. قبل از نگاهی به نقش نام تجاری در درون مدل کلی کسب و کار شرکت، سابقه نام تجاری را توضیح می‌دهیم. نهایتا، خلاصه ای از عملکرد مالی شرکت ارائه می شود .

بخش پنجم: اندازه گیری و ارزیابی
درک قدرت نام تجاری
هرکسی می داند که برخی نامهای تجاری از بعضی دیگر قوی ترند. ولی چه چیزی یک نام تجاری را قوی، و دیگری را ضعیف می کند؟ چند رویکرد را برای درک سهم نام تجاری موردبررسی قرار دهیم .

درک ارزش نام تجاری
همه قبول دارند که نام تجاری باارزش است. ولی دقیقا چرا؟ چه چیزی یک نام تجاری را با ارزش تر از دیگری می کند. به چند رویکرد برای ارزیابی یک نام تجاری نگاهی می اندازیم .
اثر نامهای تجاری بر کسب و کار
نامهای تجاری‌ به روشنی در صدر دستور کار موفق‌ترین شرکتهای جهان قرار دارد. ولی چرا؟ ما یک مطالعه عمیق انجام دادیم که قدرت نامهای تجاری را به عوامل کلیدی کسب و کار ربط می دهد، مثل ارزش سهامداران .

سایر اثرات کلیدی از این قرارند :
- نام تجاری قوی ریسک کسب و کار را کاهش می دهد. مستندات روشنی وجود دارد که نامهای تجاری قوی با سطح پایینی از ریسک کسب و کار مرتبط است .
- نام تجاری قوی حق انتخاب ایجاد می کند – نامهای تجاری‌ می توانند با گشایش حوزه های جدید بالقوه کسب و کار ارزش خلق کنند .

ساخت نامهای تجاری قوی
تحقیقات نشان داد برخی ویژگیهای روشن در همه نامهای تجاری‌ قوی وجود دارد . این می‌تواند مبنایی برای درسهای مهم برای کسانی باشد که به دنبال تحکیم قدرت یک نام تجاری هستند .

جان میلر و داوید موئیر
منصور مجدم
برگرفته از: سایت آینده‌نگر

 web site:tablighcity.com





نوع مطلب : مدیریت تبلیغات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 2 دی 1390 :: نویسنده : وحید شیرزاد
از مهمترین جنبه‌های هر کسب و کار چه بزرگ و چه کوچک، چه خرده فروشی و چه تجارت میان شرکت ها، تعیین مارک تجاری به شمار می‌رود. به کار گیری یک استراتژی موثر در ارتباط با مارک تجاری به شما امکان اتصال به بازار رقابت را می‌دهد. اما «تعیین مارک تجاری» دقیقا به چه معناست؟ و تاثیر آن بر یک کسب و کار چه می‌تواند باشد؟
اصول تعیین مارک تجاری
مارک تجاری شما به منزله وعده‌یی است که به مشتری خود داده‌اید. این مارک محدوده انتظارات از محصول یا خدمات شما را برای مشتری مشخص نموده و تمایزی میان آنچه شما عرضه می‌کنید با آنچه رقیب شما عرض می‌کند به وجود می‌آورد .


مارک تجاری از آنچه هستید، آنچه مایلید باشید و دریافت مشتریان از شما نشات می گیرد. آیا در حرفه خود تشکیلاتی تک رو و نوآور محسوب می‌شوید یا با تجربه و معتبر؟ آیا محصولی با کیفیت و بهایی بالا دارید یا با کیفیت بالا و بهایی اندک؟ طبیعی است داشتن هر دو این شرایط در آن واحد میسر نیست، به خاطر داشته باشید محتملا برآوردن تمام و کمال خواسته های کلیه اصناف برای شما امکان‌پذیر نیست. هویت شما باید بر اساس آنچه گروه مشتریان مورد نظر شما نیاز دارند شکل گیرد. شالوده مارک تجاری لزوما لوگوی شما می‌باشد .
ضروری است در وب‌سایت، کالاهایی که جهت بسته‌بندی و تبلیغ مورد استفاده قرار می‌دهید نوعی یکپارچگی منظور شود تا ارتباط آنها با مارک تجاری حفظ شود .
استراتژی مارک تجاری
استراتژی مارک تجاری یعنی به چه نحوه چه اندازه، کجا، چه وقت و برای چه کسانی جهت برقراری ارتباط از طریق مارک تجاری برنامه‌ریزی می‌کنید .
ارزش ایجاد شده حاصل از مارک تجاری
تعیین مارک تجاری با ثبات و بر پایه یک خط مشی صحیح منجر به ایجاد ارزش مارک تجاری خواهد شد که «ارزش افزوده» برای محصولات و خدمات شرکت شما تعبیر می‌شود. این ارزش افزوده به شما امکان می دهد تا به اعتبار مارک تجاری، برای محصول خود بهای بیشتری مطالبه نمایید در حالی که سایر محصولات یکسان ولی فاقد مارک تجاری معتبر از این امتیاز بی‌بهره‌اند. روشن‌ترین نمونه از ایندست محصول کوک است در برابر سودا، از آنجایی که کوکاکولا مارک تجاری قدرتمندی است به طبع توانسته با بهای بالاتر جوابگوی بازار مصرف وسیع‌تری نیز باشد .
ارزش افزوده نهفته در ذات مارک تجاری به طرق دیگری نیز خود را ظاهر می‌سازد. مثلا: ‌نایک برای دستیابی به بازار مورد نظر همواره محصولاتش را از طریق ستارگان دنیای ورزش عرضه نموده است .
تعریف مارک تجاری
تعریف مارک تجاری سیری است برای کشف استعدادهای نهانی و نقاط ضعف یا به کلام ساده تر خودیابی کلی. این فرآیند می‌تواند دشوار، وقت‌گیر و گاه ناخوشایند باشد. در این راستا پاسخگویی به پرسش های زیر سودمند خواهد بود :
- رسالت تشکیلات شما چه می‌باشد؟
- مزایا و ویژگی‌های محصولات / خدمات خود را در چه می دانید؟
- مشتریان فعلی و احتمالی چه تصوری از تشکیلات شما دارند؟
- می خواهید با چه روش‌هایی با این تشکیلات همکاری کنند؟‌
بررسی جامعی صورت داده و طی آن نیازها، عادات و خواسته های مشتریان فعلی و احتمالی را دریابید. بر احتمالات تکیه نکرده و واقعا آنها را درک کنید. از آنجا که تعریف مارک تجاری و ایجاد یک استراتژی صحیح گاه پیچیدگی‌هایی دارد پس بهره گیری از تخصص یک گروه مشاور کسب و کار کوچک یا یک مرکز توسعه کسب و کار کوچک به عنوان اهرمی برای رسیدن به مقصود ایده مناسبی خواهد بود .
اقدام به ایجاد مارک تجاری
پس از تعر یف جهت تقویت و ترویج مارک تجاری خود چگونه عمل می‌کنید، به توصیه های زیر توجه کنید :
- یک لوگوی چشمگیر انتخاب نموده و هر جا مقتضی بود آن را در معرض دید قرار دهید .
- پیام های کلیدی خود را مشخص نموده و آن را در کنار مارک خود درج کنید .
- مارک تجاری خود را یکپارچه سازید. بسط مارک تجاری به شیوه‌های مختلف از جمله پوشش درمحل کار، پاسخگویی به تماس های تلفنی، امضا و علائم استفاده شده در ایمیل‌ها و مواردی از این قبیل میسر است .
- آهنگی ابداع کنید که با اجرای آن در کلید ارتباطات مکتوب یا بصری، مستقیم یا غیر مستقیم انعکاس مارک تجاری شما باشد .
- یک شعار تبلیغاتی به وجود آورید، یک عبارت به یادماندنی، پر معنا و موجز بر گزینید که جوهر مارک تجاری را در بر گیرد .
- الگویی را طراحی نموده و استانداردهایی برای کالاهای تبلیغاتی معین کنید از رنگ‌ها، نمادها و ا ندازه های یکسان بهره ببرید .
- ثبات خود را حفظ کنید. این نکته در انتها آورده شده چون در تمام موارد بالا دلالت می‌کند .منبع: کارآفرینان امیرکبیر

 web site:tablighcity.com





نوع مطلب : مدیریت تبلیغات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


اولدزموبایل یکی از برندهای پرتفوی (سبد برند) جنرال موتورز بوده که تصمیم گرفته شد تا ازپرتفوی حذف شده یا به عبارتی از بین برده شود. این برند حدوداً ۱۰۰ سال قدمت داشته و اگرچه سابقه دیرینی به همراه داشت با تصمیم جنرال موتورز مبنی بر عدم تلاش برای احیا و مرمت اش کنار گذاشته شد. تلاش های صورت گرفته برای احیای اولدزموبایل شامل مخارج سنگین A&P در خلال سالهای دهه ۱۹۹۰ و ارتقای متعدد محصولات بود.

 

 

 اما چرا این برند اکنون دیگر وجود ندارد؟ در این رابطه چهار مسأله اساسی به نظر می‌رسد که GM می بایست مورد توجه قرار می داد اما این توجه صورت نگرفت.
• مسأله اسم: کلمه قدیمی واژه مناسبی برای نام یک برند نیست. یکی از مشکلات قدیمی مربوط به برند، نام خود برند است که ثابت شده لااقل برای چند دهه یکی از عوامل مخل در جذب مشتریان بود اما GM که تصور می‌کرد لغت قدیمی در عبارت اولدزموبایل نامناسب است با صرف مبالغی برند خود را به یانگ موبایل (موبایل جوانان) تغییر داد. اما مشکل حل نشد. در دهه ۱۹۸۰، GM حتی شعار “اولدزموبایل، اتوموبیل پدرتان نیست” را برای تغییر ذهنیت منفی نسبت به این برند قدیمی مطرح کرد که علی رغم همه تلاشها، این برند هنوز نتواسنته بود مسأله وابستگی به سن را از بین ببرد.
• مسأله محصول: از سالهای ۱۹۴۰ تا ۱۹۸۰ اولدزموبایل تداعی کننده نوآوری و تحرک و پویایی بود. موتورهای “Rocket” و طراحی خاص آن زبانزد و مورد تحسین همگان بود. اما پس از این سالها توسعه و بهبود و ارتقای این برند کنار گذاشته شد. پس از این موتورهای شورولت به عنوان جایگزین دیزلی دیگری مطرح شد که با درنظر گرفتن ممنوعیت استفاده از خودروهای بزرگ در کشورهای عربی به دلیل مصرف بالا این برند با چالش جدیدی مواجه شد اما تأثیر همه این موارد اگرچه به اندازه تأثیر اسم برند نبود اما در مجموع باعث تضعیف هر چه بیشتر برند شد.
• مسأله جایگاه‌یابی جدید و تغییر ذهنیت‌ها: تلاش برای جایگاه یابی جدید برند به عنوان یک برند لوکس به همراه تغییر لوگو و ترکیب‌های مختلف محصول برای هماهنگ شدن با نیازهای کشورهای دیگر و غلبه بر رقبا علی رغم صرف چهار میلیارد دلار هزینه ناموفق بود. تخفیف‌های کلان برای افزایش فروش نتیجه عکس به همراه داشت و باعث آشفتگی هر چه بیشتر مصرف کنندگان شد آنها نمی‌توانستند این تغییر عظیم در ادراکات نسبت به برند را باور کنند و در نتیجه به تدریج باورها و ذهنیت‌های قدیمی نسبت به این برند هم از بین رفت و حجم فروشش کاهش یافت.
• مسأله مصرف کننده: نتیجه تمام این مسائل – یعنی مدیریت ناکافی و ناکارای برند- از دست رفتن جمع کثیری از مشتریان بود چرا که آنها هیچ تمایز، منفعت و وابستگی به برند احساس نمی کردند. در نهایت GM گلوله آخر را شلیک کرد و تسلیم شد. اما درست مثل بسیاری از کاراکترهای بزرگ هالیوود کلکسیون اولدزموبایل واقعاً نمرده بلکه فقط در غیبتی فرو رفته که گه گاه از آن یاد می شود.

مرگ هیچ برندی لذت بخش نیست و ممکن است این سوال مطرح شود که آیا اولدزموبایل اگر به هویت و شخصیت دیرینه اش وفادار می ماند و عنوان نوآوری و پویایی اش را تکامل تر می کرد می توانست زنده بماند. در واقع سرگشتگی و جنون تحمیلی برند ناشی از ارتباطات متناقض باعث از دست رفتن مشتریان شده و اولدزموبایل دیگر برندی قابل باور و مورد اعتماد مصرف کننده نبوده و همه وابستگی های روانی به آن از بین رفته بود.

منبع : www.brandmagazine.ir

 web site:tablighcity.com





نوع مطلب : مدیریت تبلیغات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


حتما شما هم با ” آگهی نامه “ یا ” نیازمندیها “ سر و کار داشته اید. یا مخاطب آن بوده اید یا در آن آگهی داده اید و یا اینکه خود ناشر یک آگهی نامه بوده اید.
در زیر مقررات قانونی تهیه و توزیع کتابچه های حاوی ” آگهی ” مصوب ” کمیته مرکزی سازمانهای تبلیغات کشور ” تقدیم می گردد:
دستورالعمل‌ اجرایی‌ نحوه‌ صدور وانتشار برگه‌های‌ تبلیغاتی‌ یا آگهی‌ نامه‌ توسط‌ کانون‌های‌ آگهی‌ و تبلیغاتی‌ «مصوب‌ جلسه‌ بیست‌ و نهم‌ کمیته‌ مرکزی سازمان‌های‌ تبلیغاتی‌ کشور»

۱- آگهی‌ نامه‌ عبارت‌ است‌ از هر نوع‌ فرآورده‌ چاپی‌ و محصول‌ تبلیغاتی‌ اعم‌ از برگه‌، کاتالوگ‌، بروشور، راهنما، جزوه‌، و محصولات‌ مشابه‌ که‌ با هدف‌ معرفی‌ و تبلیغ‌ کالا یا خدمات‌ منتشر و در این‌ دستورالعمل‌ به‌ اختصار آگهی‌نامه‌ نامیده‌ می‌شود.

۲ـ انتشار آگهی‌نامه‌ها تنها از سوی‌ کانون‌های‌ آگهی‌ و تبلیغاتی‌ دارای‌ مجوز از وزارت‌ فرهنگ‌ و ارشاد اسلامی‌ مجاز می‌باشد.

۳- چاپ‌ موارد مذکور در بند ۱ از سوی‌ کانون‌های‌ تبلیغاتی‌ که‌ تداعی‌ کننده‌ نشریه‌ دارای‌ مجوز باشد مانند ذکر عنوان‌ نشریه‌، دوره‌ انتشار و شماره‌ مسلسل‌ ممنوع‌ می‌باشد. اما ذکر نام‌، ماه‌ و سال‌ یا فصل‌ و سال‌ بلامانع‌ است‌.

۴- مطالب‌ مندرج‌ در آگهی‌ نامه‌ها منحصراً باید به‌ آگهی‌های‌ تبلیغاتی‌ اختصاص‌ یابد و چاپ‌ هرگونه‌ مطلب‌ اعم‌ از خبر، گزارش‌، مصاحبه‌، تفسیر و مقاله‌ در آگهی‌ نامه‌ که‌ از منابع‌ غیر موثق‌ نقل‌ شده‌ یا استفاده‌ ابزاری‌ از زن‌ و مرد را تداعی‌ کند ممنوع‌ است‌.

تبصره‌: درج‌ پیام‌های‌ عام‌ المنفعه‌ فرهنگی‌، اجتماعی‌ و اقتصادی‌ نظیر مسائل‌ مربوط‌ به‌ رعایت‌ بهداشت‌ فردی‌ و اجتماعی‌، رعایت‌ صرفه‌ جویی‌ در مصرف‌ آب‌ و انرژی‌، احترام‌ به‌ حقوِ دیگران‌ و اشاعه‌ فرهنگ‌ ملی‌ و اسلامی‌ با ذکر منبع‌ یا منابع‌ بلامانع‌ است‌.

۵- درج‌ آگهی‌های‌ احزاب‌ و نهادهای‌ سیاسی‌ و آگهی‌ نامزدهای‌ انتخاباتی‌ در آگهی‌نامه‌ ممنوع‌ است‌ و درج‌ آگهی‌های‌ دولتی‌ مانند مناقصه‌ها و مزایده‌ها و موارد مربوط‌ به‌ حصر وراثت‌ و ثبت‌ شرکت‌ها و مؤسسات‌ در آگهی‌ نامه‌ها نیز نباید با قانون‌ مغایرت‌ داشته‌ و صرفاً با مجوز مراجع‌ ذیصلاح‌ امکانپذیر است‌.

۶- در عنوان‌ آگهی‌ نامه‌ باید نام‌ کانون‌ آگهی‌ و تبلیغاتی‌ نوشته‌ شده‌ باشد و اضافه‌ کردن‌ هر عنوان‌ دیگر مانند ویژه‌ نامه‌، پیش‌ شماره‌، فوِ العاده‌ و عناوین‌ مشابه‌ ممنوع‌ است‌.

۷- آگهی‌نامه‌ باید دارای‌ شناسنامه‌ای‌ باشد که‌ در آن‌ نام‌ کانون‌ و شماره‌ پروانه‌ فعالیت‌، نشانی‌ کانون‌، شماره‌ تلفن‌ و حوزه‌ فعالیت‌ یا تحت‌ پوشش‌ و نام‌ چاپخانه‌ در آن‌ درج‌ شود. توزیع‌ آگهی‌ نامه‌ بطور رایگان‌ انجام‌ می‌شود.

۸- کانون‌های‌ آگهی‌ و تبلیغاتی‌ در درج‌ آگهی‌ها موظف‌ هستند علاوه‌ بر رعایت‌ مواد ۱۱، ۱۲، ۱۳، ۱۴، ۱۵ و ۱۷ آئین‌ نامه‌ تأسیس‌ و نظارت‌ بر نحوه‌ کار و فعالیت‌ کانون‌های‌ آگهی‌ و تبلیغاتی‌، بندهای‌ ماده‌ ۳ دستورالعمل‌ اجرایی‌ مصوب‌ جلسه‌ مورخ‌ ۱۱/۲/۷۹ کمیته‌ مرکزی‌ سازمان‌های‌ تبلیغاتی‌ کشور را نیز رعایت‌ کنند.

۹- کانون‌های‌ آگهی‌ و تبلیغاتی‌ موظف‌ هستند تعداد ۲ نسخه‌ از آگهی‌ نامه‌ها را به‌ اداره‌ فرهنگ‌ و ارشاد اسلامی‌ شهر محل‌ فعالیت‌ خود تحویل‌ دهند.

این‌ دستورالعمل‌ در ۹ بند و یک‌ تبصره‌ در تاریخ‌ ۱۲/۵/۱۳۸۲ جلسه‌ بیست‌ و نهم‌ کمیته‌ مرکزی‌ سازمان‌های‌ تبلیغاتی‌ کشور به‌ تصویب‌ رسید و کلیه‌ مقررات‌ داخلی‌ مغایر لغ

 web site:tablighcity.com





نوع مطلب : مدیریت تبلیغات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 10 )    ...   2   3   4   5   6   7   8   ...   
 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات