تبلیغات
چگونه ثروتمند شویم-مدیر خوب- تبلیغات- بازاریابی -فروش موفق- good manager - مطالب همسران و خانواده
 
درباره وبلاگ


وبلاک تخصصی بازار سرمایه خواندنی های جذاب -بورس-اخبار اقتصادی-بانک وبیمه-بازاریابی وتبلیغات-مدیر موفق-پزشکی-عکسهای توریستی کشورها

مدیر وبلاگ : وحید شیرزاد
موضوعات
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :



چگونه ثروتمند شویم-مدیر خوب- تبلیغات- بازاریابی -فروش موفق- good manager
ما به راحتی میتوانیم ثروتمند شویم
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM

 

" دلیل اصلی یکنواختی و دلزدگی در روابط عاشقانه چیست؟! "

روابط عاشقانه,یکنواختی و دلزدگی در روابط عاشقانه

در هر مرحله‌ای از زندگی، و در هر موقعیت جدید، همه آدمها باید بطور مداوم بین امنیت و قابل پیش‌بینی بودن از یک طرف و عطش ماجراجویی و چالش از طرف دیگر انتخاب کنند. وقتی افراد امنیت زیاد داشته باشند، ممکن است دچار یکنواختی کُشنده‌ای شوند که ذهن را تیره و تار کرده و روحیه را از بین می‌برد. اگر از طرف دیگر، زندگی سراسر چالش و ماجراجویی داشته باشند، ممکن است منابع‌شان به شدت تخلیه شود و زندگی پرهرج‌مرج و غیرقابل‌پیش‌بینی را بگذرانند. هدف عالی برای هر فرد پیدا کردن بهترین تعادل بین این دو انتخاب است.

وقتی قرار باشد فقط خودمان را در نظر داشته باشیم، این فرایند به اندازه کافی مشکل خواهد بود. وقتی وارد یک رابطه نزدیک می‌شویم، از ‌آن سخت‌تر شده و مجبور خواهیم بود به طور متقابل بین تعارضاتمان با طرف‌مقابل تعادل ایجاد کنیم.

زوج‌ها در ابتدای رابطه تا حد زیادی برای استقبال از ماجراجویی‌هایی که ارتباطشان ایجاد می‌کند مشتاق هستند. آنها جذب سختی کشف همدیگر می‌شوند و به طور پیوسته افکار، اعمال و احساسات جدیدی را تجربه می‌کنند. در این شرایط که هنوز نمی‌دانند رابطه‌شان تا کجا ادامه پیدا خواهد کرد،نیاز به راحتی و امنیت هنوز به خاطرشان خطور نکرده است.

همینطور که همدیگر را می‌شناسند و سرعت اکتشافات جدید کاهش می‌یابد، زوج بیشتر و بیشتر نگران آینده رابطه می‌شوند. هر دو طرف یا یکی از آنها هرگونه تغییرات شخصی تهدیدآمیز را محدود می‌کند و به جای روابط قابل‌پیش‌بینی به هم پاداش می‌دهند. به شریک‌هایی تبدیل می‌شوند که سعی می‌کنند محدودیت‌های همدیگر را بپذیرند به جای اینکه آنها را به چالش بکشند. وقتی دو طرف اجازه می‌دهند که گذشته، آینده‌شان را تعریف کند، اکتشافات اولیه آنها در منطقه ناشناخته به وضعیت رکود تبدیل می‌شود و این محدودیت‌های انتخاب شده را عشق واقعی و ماندگار می‌پندارند.

«می‌دانم که همیشه همینطور دوستت خواهم داشت.»
«هیچوقت عوض نشو. هیمنطور که هستی عالی هستی.»
«ما اینقدر خوب و کامل همدیگر را می‌فهمیم که دیگر لازم نیست درموردش فکر کنیم.»
«من می‌توانم هر چیزی که او می‌خواهد را پیش‌بینی کنم و همیشه در دسترسش باشم.»
«به محض اینکه به چیزی که نیاز دارم فکر می‌کنم، طرفم قبل از من آن را به زبان می‌آورد.»
«ما عشقی جاودانه بینمان ساخته‌ایم. بگذار همیشه همینطور بمانیم.»
«ما اشتباهات و نقص‌های هم را به طور کامل می‌پذیریم. به خاطر همین است که اینقدر خوب با هم کنار می‌آییم.»
«هیچوقت نمی‌گذاریم چیزی ما را از هم جدا کند.»

این نوع نظرات دقیقاً ایده‌های ایدآل‌گراهای رمانتیک است. متاسفانه، آنها در وضعیت رکود می‌مانند که رشد بیشتر رابطه را محدود می‌کند. زوج‌هایی که این حرف‌ها را به هم می‌زنند اعتقاد دارند که آشناییت و قابل‌پیش‌بینی بودن آنها جبران از دست رفتن هیجانی که در ابتدا تجربه کرده بودند را می‌کند. صمیمیت امنیت، جایگزین ترس اکتشاف شده است و آنها را برای از دست رفتن عشقی که ساخته‌اند آسیب‌پذیر کرده است.

وقتی افراد دست از چالش و اکتشاف برداشته و به امنیت روی می‌آورند، در خطر گذاشتن انرژی کمتر قرار می‌گیرند زیرا رابطه دیگر به انرژی زیادی نیاز ندارد. درعوض، دو طرف آداب و رفتارهای کلامی و فیزیکی قابل‌پیش‌بینی به دست می‌آورند. درنتیجه، دیگر هر ایده‌ای که آنچه پیش‌بینی می‌کرده‌اند را به خطر می‌اندازد، به زبان نمی‌آورند.

پیش‌بینی‌پذیری بیش از اندازه می‌تواند منجر به بی‌تفاوتی شود. به مرور زمان، بی‌علاقگی می‌تواند به غضب، آزار  و اذیت شدن منجر شود. امنیتی که یک روز قلعه محافظ آنها بود حالا به زندانی برایشان تبدیل می‌شود. بدون آنکه بدانند خسته شده و برای هم یکنواخت می‌شوند.

زوج‌ها معمولاً نمی‌فهمند که مشکلشان از خستگی که نادانسته ایجاد کرده‌اند ریشه می‌گیرد. مشاجره بر سر مسائل آزاردهنده کوچک به چالش‌ها و مشکلاتی فاجعه‌بار تبدیل می‌شود. زوج ممکن است گمان ببرند که شکایت‌هایشان مشکل اصلی نیست اما دیگر قادر نیستند علت اصلی را درک کنند.

معمولاً مشخص می‌شود که مشکل اصلی از دست رفتن همان حس اکتشاف است. آنها زندگی را بدون پیش آمدن اتفاقات تازه پذیرفته‌اند. و بااینکه به طور متقابل به چالش‌های خارجی زندگی متعهد شده‌اند، اما علاقه‌شان به رابطه‌شان را از دست داده‌اند.

چرا زوج‌های متعهد، امنیت را به اکتشافات پیوسته ترجیح می‌دهند؟
امنیت بسیار شیرین است. زوج‌های رابطه‌های جدی از اینکه بدانند چه انتظاراتی باید داشته باشند و بتوانند با پیشامدها کنار بیایند برایشان کافی است. چالش‌های عادی زندگی برای اینکه زوج‌ها در کنار هم با آن مقابله کنند، کافی است.

وقتی از آنها می‌پرسید که چرا امنیت را به اکتشاف ترجیح می‌دهند، می‌گویند نزدیکی به وجود آمده و انرژی کمتری که طلب می‌کند را دوست دارند. وقتی نباید همیشه گوش به زنگ آماده چالش بعدی در رابطه باشند، اضطراب کمتری دارند.

«از صورتش می‌فهمم که چه می‌خواهد بگوید و معمولاً هم درست حدس زده‌ام.»
«وقتی وارد خانه می‌شود و با عصبانیت شروع به تمیز کردن می‌کند، می‌دانم که مشکلی پیش آمده و باید حرف بزنیم.»
«از سر کار که می‌آیم، وقتی می‌بینم که ملحفه‌های تخت را عوض کرده و کامپیوتر خاموش است می‌فهمم که دوست دارد رابطه‌جنسی داشته باشد.»
«وقتی آن لبخند مسخره روی لبانش می‌آید، می‌دانم که می‌خواهد هرچه که می‌گوید بگویم باشه!»
«وقتی در سه قرار قبلی دیر رسیده، می‌دانم که امروز برایم گل می‌آورد.»
«وقتی خیلی با من مهربان می‌شود، می‌فهمم که مادرش قرار است بیاید و یک ماه پیش ما بماند.»

چرا عاشق و معشوق‌های جدید، دست از هیجان اکتشاف می‌کشند؟
عشاق جدید مدام در حال کشف همدیگر هستند. آنها بدن هم، قلب، ذهن و خاطرات هم را با هیجان و شدت بسیار زیاد بررسی می‌کنند و به دنبال راه‌هایی تازه برای برقراری ارتباط هستند. هر اکتشاف تازه ذخیره شده و برای مراجعات بعدی آرشیو می‌شود. آنها از به دست آوردن توانایی حدس زدن نیازهای طرفشان به شوق می‌آیند. در آن زمان قابل پیش‌بینی بودن برایشان راهی به ایجاد یکنواختی در رابطه نیست؛ آنها آن را راهی عالی برای راحتی متقابل می‌بینند.

هر طرف در تغییر مداوم است و برای هر تجربه جدید شدیداً زنده و آماده. هر دو طرف از نظر احساسی خوب واکنش داده و مداوم پیام امید و تایید به هم می‌فرستند. از هیجانات مداوم هم لذت برده و از آرزوهای هم پشتیبانی کرده، آرزوهایی تازه با هم می‌سازند و قادر به انجام کارهایی می‌شوند که به تنهایی توان آن را نداشتند.

عشاق تازه در کنار هم زندگی متقابل می‌سازند. عشق درونی آنها به جستجو، درکنار ارتباطات جسمی پرشهوتشان، آنها را به عمیق‌ترین تجربیات جدید می‌رساند. مردمک چشمانشان گشاد شده و بدنشان سرشار از آدرنالین می‌شود و با هر اکتشاف جدید، انرژی بیشتری به هم می‌دهند.

درکنار هیجان اکتشاف، زوج‌ها احساس اضطراب و عدم‌امنیت را هم تجربه می‌کنند. آنها مدام نگران این هستند که ارتباط جدیدشان نتواند به شدت کنونی باقی بماند. هرچه بیشتر در عشق گرفتار می‌شوند، بیشتر از درد احتمالی پایان گرفتن رابطه‌شان می‌ترسند. این ترس باعث می‌شود دست از ریسک کردن افکار و رفتارهای جدید بردارند و درعوض به دنبال راحتی و امنیت باشند.

این دو میل، اکتشاف و ترس/عدم‌امنیت شروع به تعارض می‌کنند. قبل‌تر زوج‌ از تازگی مداوم تجربیاتشان لذت می‌برند و حالا دوست دارند بدانند که طرفشان برای همیشه دوستشان خواهد داشت. برای مطمئن شدن از چنین نتیجه‌ای، هر دو آنها شروع به مخفی کردن افکار، احساسات و رفتارهایی از خود می‌کنند که ممکن است باعث دور شدن طرفشان شود. فقط چیزهایی را ارائه می‌دهند که باور دارند مورد قبول واقع می‌شود و دست از جستجو درمورد هر اطلاعات جدیدی که ممکن است خطر امتناع طرفشان را به دنبال داشته باشد، می‌کشند. جستجو و اکتشاف دیگر تمام شده است و دو طرف وارد رابطه منطقی‌تر، قابل‌پیش‌بینی‌تر و کم‌تر هیجان‌انگیز می‌شوند.

این زوج‌ها چطور به درمان واکنش می‌دهند؟
بسیار زوج‌های متعهد وقتی نمی‌توانند به هسته دلشکستگی‌شان نفوذ کنند، از مشاوره گرفتن خسته می‌شوند. هر زمان که چیزی که فکر می‌کنند مشکل اصلی است را حل می‌کنند، مشکل دیگری نمودار می‌شود و شکایت جدید آغاز می‌شود. اگر خستگی و یکنواختی مسئله و مشکل باشد، معمولاً در این روابط غیرخیالی پدیدار می‌شود.

دو طرف که دیگر نمی‌توانند فقدان شور و اشتیاق از دست‌رفته را تحمل کنند، شروع به بحث و مجادله بر سر مسائل پیش‌پاافتاده و انرژی‌گیر می‌کنند. بی‌حوصلگی آنها به دشمنی تبدیل می‌شود که جای صمیمیت واقعی را می‌گیرد. دیگر از امتحان کردن انگیزه‌شان یا پیدا کردن راه برای انجام متفاوت‌تر کارها خسته هستند و دیگر علاقه‌ای به نظرات و احساسات همدیگر نشان نمی‌دهند. وقتی از آنها درمورد وقت یا علاقه‌ای سوال می‌شود معمولاً پاسخ‌هایی آزاردهنده در آستین دارند.

«می‌دونم، می‌دونم. وقت بیشتری برای خودت می‌خوای، درسته؟ دیگه همان بهانه همیشگی را پیش نکش.»
«چرا درک نمی‌کنی چقدر خسته‌ام؟ هیچ‌وقت راضی نمیشی.»
«هزار بار به تو گفتم امکان نداره باهات به اون کلاس رقص مسخره بیام. اصلاً علاقه‌ای ندارم.»
«اینقدر غُر نزن. گفتم یه لیست بنویس هر وقت بتونم برات می‌گیرم.»
«اگه چیزی می‌خوای، بهم بگو. من که نمیتونم فکرتو بخونم.»
«اصلاً برام مهم نیست که چرا اینکار رو کردی، هنوزم ازش خوشم نمیاد. یا رفتارت رو عوض کن یا اینقدر اصرار نداشته باش که من با این رفتار کنار بیام.»

بیشتر زوج‌هایی که می‌بینیم هیچوقت در ابتدای رابطه با هم اینطور حرف نمی‌زده‌اند. مطمئناً خیلی خوب همدیگر را درک می‌کرده و برایشان مهم بوده که طرفشان چه احساسی داشته و برای پیدا کردن راهکارهای موفق برای مشکلاتشان بسیار پرانگیزه بوده‌اند.
بعد از بروز مشکلات درخواست کمک می‌کنند. دوست دارند حالشان بهتر شود. حتی دوست دارند دوباره عاشق بشوند و واقعاً نمی‌فهمند مشکل کجاست.


چطور دوباره به اکتشاف و هیجان برسید؟
اگر شما و همسرتان بر سر مسائل پیش‌پاافتاده با هم جنگ می‌کنید، به هم بی‌توجهی می‌کنید یا مدتی طولانی است که با هم حرف نمی‌زنید، برای برگرداندن اشتیاق نسبت به همدیگر چه می‌توانید بکنید؟

 

این مراحل را باید طی کنید:
۱. ارزیابی کنید که تا چه حد اجازه داده‌اید که رابطه‌تان از توازن خود خارج شود.
۲. انگیزه‌تان برای تغییر را بسنجید.
۳. میل اولیه‌تان برای کشف همدیگر را دوباره بسازید.

تمرینات زیر می‌تواند کمکتان کند:


تمرین ۱ - ارزیابی
سوالات زیر را پاسخ دهید و به پاسخ‌هایتان امتیاز دهید. وقتی جواب‌هایتان تمام شد، از همسرتان هم بخواهید همین کار را بکند. بعد پاسخ‌هایتان را با هم درمیان بگذارید. اگر هرکدام از شما احساس کرد که بین هر پاسخی نیاز دارید بپرسید که چرا و چطور به این نتیجه رسیده است، هیچ اشکالی ندارد.

به پاسخ‌هایتان به طریق زیر امتیاز دهید:
همیشه = ۵
اغلب = ۴
گاهی = ۳
نه خیلی زیاد = ۲
به‌ندرت = ۱

وقتی همسرتان می‌خواهد تجربه مهمی را با شما درمیان بگذارد، بی‌صبرانه منتظر این هستید که صحبتش تمام شود؟ -------------
آیا جملات همسرتان را چون می‌دانید چطور می‌خواهد آن را تمام کند، خودتان به پایان می‌رسانید؟ -------------
وقتی همسرتان نظری می‌دهد، آیا می‌توانستید حدس بزنید؟ -------------
اگر همسرتان سوالی از شما بپرسد، آیا احتمال اینکه یک پاسخ سطحی به آن بدهید زیاد است؟ -------------
آیا از اینکه به نظر می‌رسد همسرتان دیگر چندان علاقه‌ای به شما ندارد ناراحت هستید؟ -------------
آیا به این دلیل مسائل را از همسرتان پنهان می‌کنید که فکر می‌کنید ممکن است واقعاً به آن علاقه‌مند نباشد؟ -------------
آیا احساس می‌کنید که دیگر دوست ندارید آرزوهایتان را با همسرتان مطرح کنید؟ -------------
آیا احساس می‌کنید که به دنبال هیجان بیشتر در رابطه‌تان هستید؟ -------------
چند وقت یکبار احساس می‌کنید که انرژی با هم بودنتان از بین رفته است؟ -------------
آیا آرزو دارید که می‌توانستید رابطه‌تان را هیجان‌انگیزتر کنید اما این افکار را از همسرتان مخفی می‌کنید؟ -------------

امتیازاتتان را جمع بزنید.
امتیاز بین ۲۰-۱۰ یعنی آنقدرها که فکر می‌کنید دچار یکنواختی و خستگی از رابطه‌تان نشده‌اید.
امتیاز بین ۳۰-۲۰ یعنی در منطقه نگرانی هستید.
امتیاز بین ۴۰-۳۰ یعنی چند سانتیمتر فقط با از بین رفتن کامل علاقه در رابطه‌تان فاصله دارید.
امیتاز بین ۵۰-۴۰ یعنی یک هشدار مهم که رابطه‌تان به طور جدی دچار مشکل شده است.
اگر هرکدام از شما نگران امتیازاتتان هستید، قدم بعدی‌تان ارزیابی سطح انگیزه‌تان برای تغییر اوضاع است.

تمرین ۲ - انگیزه
بااستفاده از انتخاب‌های زیر به سوالات امتیاز دهید:
۱ = فوراً   
۲ = با کمی احتیاط
۳ = با ملاحظه‌کاری اما علاقه‌مند به امتحان کردن
۴ = به من ثابتش کن
۵ = باور ندارم که قابل تغییر باشد

آیا اگر همسرتان ایده‌های تازه و مسائل چالش‌برانگیز برای گفتن داشته باشد، برای گوش دادن به افکار و احساسات او علاقه‌مند هستید؟ -------------
آیا دوست دارید از آنچه که همسرتان می‌خواهد بگوید تعجب کنید؟ -------------
آیا اگر سوالات همسرتان آن چیزی نباشد که شما انتظار داشتید، خوشحال‌تر می‌شوید؟ -------------
آیا دوست دارید همسرتان انتظار داشته باشد که فردی جالب‌تر باشید؟ -------------
آیا دوست دارید که همسرتان علاقه بیشتری به چیزهایی که می‌گویید نشان دهد؟ -------------
آیا آرزو داشتید که برای گفتن افکار و احساساتتان به همسرتان مشتاق‌تر بودید؟ -------------
آیا دوست داشتید که برای در میان گذاشتن ایده و احساسات جدید هیجان بیشتری داشته باشید؟ -------------
آیا دوست دارید که همسرتان شما را با افکار و احساساتی که قبلاً نشنیده بودید، متعجب کند؟ -------------
آیا تبادلات مثبت‌تر و پرانرژی‌تر با همسرتان می‌خواهید؟ -------------
آیا به طور کلی در رابطه‌تان عشق و شور بیشتری می‌خواهید؟ -------------
آیا دوست داشتید که همسرتان مرموز‌تر بود؟ -------------

امتیازاتتان را با هم جمع کنید.
امتیاز بین ۲۰-۱۰ یعنی این احتمال وجود دارد که بتوانید چالش‌های موجود در رابطه‌تان را دوباره پیدا کنید.
امتیاز بین ۳۰-۲۰ یعنی کمی امید از دست داده‌اید ولی هنوز برای امتحان کردن تلاش می‌کنید.
امتیاز بین ۴۰-۳۰ یعنی ازاینکه نتوانید دوباره اوضاع را به وضع سابق برگردانید، ناامید شده‌اید.
امتیاز بین ۵۰-۴۰ یعنی کاملاً مشخص است که خسته شده‌اید اما همه چیز را آنطور که هست پذیرفته‌اید و می‌خواهید امنیت را بدون هیچ تلاطم خاصی قبول کنید.

ممکن است احساس کنید که تحت هیچ شرایطی تغییری رخ نخواهد داد اما وقتی امتحان کنید، رویکردتان تغییر خواهد کرد، حتی تغییر خیلی کم. امید تولید انرژی می‌کند و برای برگرداندن رابطه‌تان به وضعیت سابق نیاز به چیز زیادی ندارید.

زوج‌هایی که روابط موفق دارند بطور مداوم مطمئن می‌شوند که تعادل بین امنیت و اکتشافات از بین نرفته است. از صمیمیت ایجاد شده بخاطر شناخت کامل همدیگر لذت می‌برند اما همچنین درک می‌کنند که نیاز به چالش‌ها و اکتشافات جدید درمورد هم دارند. می‌دانند که باید به تغییر و تکامل ادامه دهند، حتی اگر این فرایند به طور موقت امنیت رابطه‌شان را تهدید کند. آنها راحتی به دست آمده را مثل جواهر می‌دانند و درعین‌حال به دنبال راه‌های تازه‌ای برای شناختن همدیگر هستند. خیلی مهم است که بدانید می‌توانید به طور همزمان بر روی آشناییت و قابل‌پیش‌بینی بودن حساب کنید اما به همان اندازه هم مهم است که با تجربیات جدید به هیجان بیایید.

تازمانیکه خودتان بر روی ظرفیت خودتان برای به هیجان آوردن طرفتان کار نکرده‌اید، نمی‌توانید از همسرتان بخواهید که به شما علاقه‌مندتر شود. با تغییر رفتارهای قابل‌پیش‌بینی خودتان شروع کنید. از خودتان بپرسید آخرین باری که هدف خودتان را به چالش کشیدید، به دنبال مفهوم عمیق‌تری از زندگی بوده‌اید یا آدابی بی‌فایده بر جای گذاشتید، کی بوده است. چه ایده‌ها و افکار جدیدی را از ترس تهدید شدن راحتی رابطه، از همسرتان پنهان کرده‌اید؟ اگر هر دو شما با این قوانین زندگی کنید، آنوقت می‌توانید تغییر روبه پیشرفت پیدا کردن کشفیات جدید در همسرتان، کسی که فکر می‌کردید خیلی خوب می‌شناختید، را آغاز خواهید کرد.

اگر می‌خواهید چالش و اکتشاف بیشتری وارد رابطه‌تان کنید، لطفاً به خاطر بیاورید که اوایل رابطه تان وقتی عشقتان تازه بود، چه کارهایی انجام می دادید و به دنبال چه میگشتید. متاسفانه بسیاری از آنهایی که بخاطر یکنواختی رابطه‌ ای که به آن متعهد هستند، شروع به قرار گذاشتن با افراد تازه می‌کنند، فوراً و با علاقه تمام کارهایی را انجام می‌دهند که اگر در رابطه قبلی اجرا می‌کردند، وضعیتشان در رابطه قبلی بهبود می‌یافت. شما سرمایه زیادی را در چیزی که در کنار هم ساخته‌اید گذاشته‌اید. اضافه کردن هیجان تجربیات غیرقابل‌پیش‌بینی و جالب، رابطه‌تان را به بهترین حالت سابق خود برمی‌گرداند.





نوع مطلب : همسران و خانواده، عاشقانه، رازهای زندگی، 
برچسب ها : دلیل اصلی یکنواختی و دلزدگی در روابط عاشقانه چیست؟! "، رابطه عاشقانه، دلیل سرد شدن رابطه عاشقانه، دلزدگی،
لینک های مرتبط :


دعواها و کشمکش‌های خانوادگی می‌تواند خطر ابتلا به آنژین صدری را به طور قابل توجهی افزایش می‌دهد.
دانشمندان متوجه شدند علاوه بر بگومگوهای خانوادگی، نگرانی برای فرزندان و دیگر اعضای خانواده می‌تواند احتمال ابتلا به بیماری‌های قلبی را بیش‌تر کند. یکی از مهم‌ترین دلایل این است که نیازهای اعضای خانواده و نگرانی‌های مرتبط با اعضای آن‌ها می‌تواند باعث افزایش میزان هورمون استرس شود.
آنژین دردی است که در ناحیه سینه احساس می‌شود و معمولا در اثر بیماری‌های قلبی عروقی به وجود می‌آید. البته دردهای این بیماری ممکن است در دست، گردن، شکم و حتی آرواره هم احساس شوند.
نتایج این مطالعات که به تازگی در نشریه سلامت عمومی و بیماری‌های همه‌ گیر به چاپ رسیده است روی 4 هزار 

با همسرتان دعوا نکنید ،سکته می کنید !


 
و 500 زن و مرد دانمارکی انجام شده است. تمام این افراد در زمان شروع تحقیقات در سال 2000 کاملا سالم بودند و هیچ کدام به بیماری‌ قلبی دچار نشده بودند.
این مطالعات نشان داد خواسته‌های همسر و نگرانی بابت آن‌ها می‌تواند خطر ابتلا به آنژین‌های صدری را تا 4 برابر افزایش دهد. البته مسائل مرتبط با کودکان و دیگر اعضای خانواده هم به تنهایی می‌تواند احتمال دچار شدن به آنژین را تا 2 برابر افزایش دهد.
البته اگر شما با همسایه‌های خود هم مشکل دارید و مجبورید مرتب با آن‌ها بگو مگو کنید باز هم تا 60 درصد بیش‌تر در خطر بیماری‌های قلبی قرار دارید.
نویسنده این تحقیقات که از دانشگاه کوپنهاگ در ادامه گفت: درخواست‌ها و تقاضاهای مکرر از یک فرد و نگرانی‌های مرتبط با آن می‌تواند از فاکتورهای بسیار مهم در ابتلا به بیماری‌ آنژین باشد.
در مجموع از میان این افراد نزدیک به 9 درصد به آنژین مبتلا شدند و میزان ابتلا در هر دو گروه زن و مرد مشابه بود. در این میان سن نقش بسیار مهمی داشت و با بالا رفتن سن یک نفر میزان آسیب‌پذیری او نسبت به این بیماری افزایش پیدا می‌کند.




نوع مطلب : دانستنیهای وعجایب جذاب، رازهای زندگی، همسران و خانواده، پزشکی، 
برچسب ها : سكته، دعواهای خانوادگی، زوجهای جوان، بیماریهای قلبی،
لینک های مرتبط :



 
جامعه‌شناسان و روانشناسان مختلفی در بررسی ازدواج‌های سالم، ویژگی‌ها و مهارت‌هایی را برای کسانیکه می‌توانند روابطی موفق و رضایت‌‌بخش داشته باشند، مشخص کردند. این افراد:


1. فلسفه‌ای سالم از زندگی با ایدآل‌های مشخص دارند.

2. دوستی، احترام ، عشق بین آنها هر روز بیشتر میشود.

3. علایق و فعالیت‌های مشترک زیادی دارند.

4. از همراهی یکدیگر لذت می برند.

5. اعتمادپذیر هستند و میتوانند اعتماد کنند، صادق و در عین حال موقعیت‌شناس هستند.

6.  به یکدیگر وابسته اند.

7. از موفقیت‌های همدیگر احساس غرور کرده و همدیگر را از ته دل تحسین میکنند.

8. به کار یکدیگر علاقه‌مند بوده و به آن احترام میگذارند.

9. در تصمیم‌گیری‌ها مشارکت میکنند.

10. سعی میکنند کارهای خسته‌کننده‌ و یکنواختی مثل کارهای خانه را با هم تقسیم کرده و آن را برای هم جذاب کنند.

11. امید و آرزوهایی واقعبینانه مرتبط با اهدافی قابل دستیابی دارند.

12. مسئولیت تصمیمات و رفتارهای خود را میپذیرند.

13. اگر لازمه رسیدن به اهدافشان ادامه تحصیل است، صبورانه ازدواجشان را برای این منظور عقب میندازند.

14. مشکلات را چالش‌هایی می بینند که باید بر آن فائق آیند.

15. قبل از تصمیم‌گیری نهایی برای انتخاب همسر، حداقل سه مورد دیگر را نیز بررسی و به طرق غیرمخرب برهم خوردن روابط را تجربه کرده اند.

16. میتوانند با وضعیت مالی موجود خود زندگی کنند.

17. از ضعف‌های خود مطلع بوده و برای تغییر تلاش موثر نشان میدهند.

18. از انتقاد به طور هوشمندانه‌ای استفاده میکنند اما تعادل را اینطور برقرار میکنند که تحسین‌ها بیشتر از انتقادات باشد.

19. انسان‌هایی «واقعی» هستند.

20. میدانند که روابط رو به رشد به افراد کمک می‌کند به خود مطمئن‌تر شوند.

21. در فعالیت‌های سالم فیزیکی شرکت میکنند--خوب غذا می خورند، ورزش میکنند و به اندازه کافی می خوابند.

22. کمتر از طعنه و کنایه استفاده میکنند، کمتر غر میزنند و شکایت میکنند.

23. از حرف زدن و گوش دادن به هم لذت میبرند، حتی اگر در مورد موضوعاتی باشد که باهم اختلاف‌نظر دارند.

24. عشق‌شان جنون‌آمیز و عجله‌ای نیست (بیش از ۶۰ درصد از طلاق‌های زودهنگام به علت ازدواج عجله‌ای است که در آن زوج بسیار جوان بوده، آشنایی زیادی با هم نداشته و مدت زمان نامزدی کوتاه بوده است).

25. همدل هستند و برای برآوردن نیازهای همدیگر تلاش میکنند.

26. با هم فرار نکرده اند (80 درصد زوج‌هایی که با هم فرار می‌کنند، طلاق می‌گیرند).

27. به همان اندازه که دوست دارند در رابطه دریافت‌کننده باشند، دهنده هستند.

28. از دوران نامزدی خود برای آشنایی کامل و رشد هرچه بیشتر عشقشان استفاده میکنند.

29. به دقت مشکلات و مسائلی که برایشان پیش می‌آید را بررسی میکنند، معایب و مزایای همه انتخاب‌ها را در نظر میگیرند. سعی نمیکنند درمورد مسائل مهم رابطه‌شان، با عجله نتیجه‌گیری کنند.

30. با احترام و محبت ازدواج میکنند نه از روی دلسوزی.

31. خانواده‌های همدیگر را باوجود اشکالاتشان، دوست دارند.

32. در طول دوران نامزدی درمورد مسائل مختلف جنسی بحث میکنند.

33. از شوخی و شوخ‌طبعی به صورتی درست و غیرمخرب استفاده میکنند.

34. از میزان محبت ارائه شده در رابطه‌شان راضی هستند.

35. سعی میکنند خصوصیات اخلاقی که برای همسرشان آزاردهنده است را تغییر داده و اصلاح کنند.

36. سعی نمیکنند بیش از حد به اشتباهات گذشته بپردازند، نگاهشان به آینده است تا چنین مواردی دیگر پیش نیاید.

37. قدرت بخشیدن دارند و از طرف همسرشان نیز بخشوده میشوند.




نوع مطلب : رازهای زندگی، همسران و خانواده، 
برچسب ها : ازدواج سالم، همسران، ویژگی های ازدواج سالم،
لینک های مرتبط :




عکس های دیدنی دختران نینجا در ایران
















عکس های دیدنی دختران نینجا در ایران












 

وقتی پای ورزش به میان می‌آید، نخستین بحث، سلامت است؛ سلامتی که هم جسم را در برمی‌گیرد و هم بر روح و روان افراد تأثیر دارد، به ویژه در این زندگی‌های امروزی که به هزار و یک دلیل، بیماری‌ها رو به افزایش است، چه بسا که ورزش حکم پس‌انداز را هم داشته باشد؛ پس‌اندازی جسمانی که از هزینه‌های درمانی در سال‌های میانسالی و پیری کم خواهد کرد!

به گزارش «تابناک»، شاید با دیدن صد‌ها زنی که در حال انجام حرکات سخت و خطرناک رزمی هستند، پشت صحنه‌های یک فیلم آسیای شرقی به ذهنمان برسد؛ حتی ممکن است، حال و هوای یکی از فیلم‌های کوئینتین تارانتینوی آمریکایی برایمان تداعی شود، ولی واقعیت این است که این‌ها، بانوان هنرجویی هستند که در باشگاهی در ایران تمرین می‌کنند!

 
این در حالی است که ورزش‌های رزمی، روز به روز محبوب‌تر می‌شود و زنان بسیاری نیز به آموزش این فنون گرایش پیدا کرده‌اند و در این میان، هستند کسانی که ترجیح داده‌اند هنرجوی یکی از سخت‌ترین هنرهای رزمی باشند؛ بانوانی که می‌خواهند کونوایچی شوند و اکنون هنرجوی نخستین مدرسه نین‌جوتسو در کشور به شمار می‌روند. مدرسه‌ای که در سال ۱۳۶۹ در شهر کرج افتتاح شد و سنگ بنای هنری رزمی شد که حالا بیش از سه هزار نفر در آن مشغول آموزش و تجربه‌اندوزی هستند.

فاطمه مئمر، مربی نین‌جوتسو به شبکه «پرس‌.تی‌.وی» می‌گوید: این ورزش روز به روز در میان خانم‌ها محبوب‌تر می‌شود، زیرا به تعادل جسم و ذهن کمک می‌کند. در نین‌جوتسو، احترام و فروتنی مهمترین درس‌ها هستند. هنرجویان یاد می‌گیرند که نخست به وجود خود و سپس به هنری که در حال آموختن هستند، احترام بگذارند.

وی می‌افزاید: هنرجویان ما یاد می‌گیرند که از سلاح‌های خطرناکی چون کمان، شمشیر، نانچوکو و شوریکن استفاده کنند؛ اما درس مهمی که می‌آموزند، «آرامش» است.
 


کانچو اکبر فرجی، نخستین کسی بود که نین‌جوتسو را به ایرانیان معرفی کرد. وی نزدیک ۲۲ سال پیش باشگاهی را بنا نهاد که اکنون ۲۴هزار عضو دارد.

او می‌گوید: در نین‌جوتسو ما به مرد‌ها، نینجا و به زن‌ها کونوایچی می‌گوییم. نینجا بودن به معنای صبر، تحمل و بردباری است و در لغت به معنای نامرئی بودن است. نین‌جوتسو و به طور کلی‌تر، هنرهای رزمی را می‌توان به صورت یک دارو در نظر گرفت؛ مثل سم مار که به رغم اینکه می‌تواند بسیار خطرناک باشد، یک داروی خوب هم هست.

شاید خالی از لطف نباشد که به روایت تصویر، سری بزنیم به تمرینات روزانه بانوانی که می‌خواهند کونوایچی شوند؛


دانلود کلیپ تمرین های دختران نینجا در ایران (wmv - 10MB)

 
















عکس های دیدنی دختران نینجا در ایران





نوع مطلب : عکس، گالری عکسهای جالب، جدیدترین اخبار بامزه، همسران و خانواده، 
برچسب ها : عكس، عكس های جذاب، عكس های باحال، نینجاها، زنان نینجا، زنان نینجای ایرانی، عكس زنان رزمی كار ابرانی، باران بزرگ خراسان، باربری بزرگ خراسان، وحیدشیرزاد، سعیداكبری،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 2 بهمن 1390 :: نویسنده : وحید شیرزاد



سوالات جنسی کودکان

 

مناسب ترین زمان برای آموزش مسائل جنسی به کودک و نوجوان زمانی است که او سوالی را در این زمینه مطرح می کند.

آموزش مسائل جنسی به فرزندان خوب یا بد ؟

 

ایرانیان به دلیل فرهنگ خاصی که دارند همیشه از پاسخ به این گونه سوالات فرزندانشان پرهیز می کنند اما این مسئله نیز لازم به آموزش دارد مانند اینکه شما به کودکتان یاد می دهید که چگونه قاشق و چنگال را برای غذا خوردن در دست بگیرد، یا چگونه به دستشویی برود و ....

 

همیشه یک سوال برای کودکان در سنین پایین مطرح است و این سوال است :

 

" مامان من چه جوری دنیا امدم ؟ "

 

مادر در پاسخ می گوید :

 

ما از خدا خواستیم کودکی به من و پدرت بدهد و او از آسمان برای ما کودکی فرستاد، یا پاسخ های دیگری به این سبک .

 

با تفکیک سنی میشود گفت که سوالات بچه ها در مورد مسایل جنسی از پنج سال به بالا شروع میشود و والدین باید در این سن واقعیتها را به زبان خیلی ساده برای بچه ها توضیح دهند و اگر جواب دادن به سوال را جایز ندانستند اصلاً جواب ندهند زیرا در صورتی که جواب دهید ناخودآگاه حس جنسی کودک پویا می شود .

 

مناسب ترین زمان برای آموزش مسائل جنسی به کودک و نوجوان زمانی است که او سوالی را در این زمینه مطرح می کند.

 

ارائه آموزش به نوجوانان و کودکان را به روش مستقیم و غیر مستقیم باید دنبال شود. آموزش مستقیم از طریق صحبت کردن است، اما نباید به گونه ای مطرح شود که باعث بیداری زودرس شود.

 

به نظر می‌رسد، مادران بیش از پدران در انتقال اطلاعات جنسی به فرزندان نقش دارند و در بسیاری موارد نیز پدران این وظیفه را از خود سلب کرده و به مادران واگذار می‌كنند.

 

با توجه به مراحل رشد کودک، به پرسشهای او پاسخ دهید. هر چه سن او کمتر است پاسخ‌ها را عینی تر و با لحن جدی بگویید. جواب آنها را حداکثر در دو تا سه جمله بدهید. بچه‌های ده- دوازده ساله به اطلاعات بیشتری نیاز دارند که می‌توان از طریق کتاب‌ها، جزوه‌ها و کلاس‌های آموزشی به آنها دست یافت.

 

اما بهترین دوران برای بازگویی این مسائل سن بین 7 تا 12 سال است . منظور از این مقاله این نیست که تمام جزئیات مسائل جنسی را مطرح کنید فقط اینکه با توجه به سن فرزندتان به او پاسخ دهید، نباید اطلاعات به گونه‌ای باشد که باعث بیداری زودرس جنسی گردد .

 

دوره نوجوانی از بحرانی‌ترین دوره‌هاست. زمانی است که دختر و پسر به جنس مخالف دلبستگی‌های فکری و جنسی پیدا می کنند . تاثیر نیرومند تمایلات جنسی، جایگزین بسیاری از تصورات و مفاهیم ذهنی می شوند، آثار دلبستگی جنسی در رفتار آنان آشكارا منعكس می‌شود.

 

باید در این سنین بسیار مراقب بچه ها بود و آنها را با نکات مهمی آشنا کرد زیرا بسیاری از تجاوزات جنسی در این سنین اتفاق می افتد و مهم ترین دلیل آن عدم اگاهی فرزندانمان است، پس در سن مناسب فرزندانمان را با این مسائل آشنا کنیم





نوع مطلب : همسران و خانواده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 








زندگی بر مدار نظم می‌چرخد، همان‌طور كه زمین و آسمان بر نظم استوار است. اما بعضی‌ها انگار از مدار زندگی و زمین و آسمان خارج ایستاده‌اند و هیچ ارتباطی با نظم ندارند.


نكته مقابل نظم و ترتیب شلختگی و بی‌نظمی ‌است و به سمت هریك از دو سوی این طیف كه پیش می‌رویم با افراط یا تفریط مواجه می‌شویم.



نظم بیش از اندازه وسواس را به زندگی شما می‌آورد و بی‌نظمی‌بیش از اندازه از شما یك شلخته واقعی می‌سازد. كافی است فقط یك هفته هر چیز را هر جایی كه راحت‌تر هستید رها كنید و آنگاه خواهید دید كه این بی‌نظمی‌ها شما را یك ماه درگیر خواهد كرد. متاسفانه واقعیت این است كه گرچه همه چیز بر مدار نظم می‌چرخد اما گرایش وسوسه‌انگیزی به سمت بی‌نظمی‌ دارد.



بنابراین اگر شما مدام نمی‌توانید دنبال مرتب كردن خانه باشید و در خانواده‌ای زندگی می‌كنید كه زن و شوهر هر دو شاغل هستید سعی كنید قوانین نظم را رعایت كنید تا به دردسر نیفتید.



اول از همه باید برای خود یك برنامه نظم و ترتیب بچینید. اگر دیگران مثلا همسر و فرزندان هم با شما همراهی می‌كنند كه چه بهتر می‌توانید در این برنامه آنها را هم دخیل كنید.





فرمان اول: هر چیز به جای خویش نیكوست



برای رعایت كردن این فرمان سعی كنید هر چقدر هم كه خسته باشید و هر وقتی از شبانه روز هم كه باشد هر چیز را سر جای اولش برگردانید. فردا روز دیگری است و یك عالمه كار مربوطسس به خودش را دارد پس هم‌‌اكنون به دنبال كارهای خو د باشید.





فرمان دوم: باید‌ها و نباید‌ها را از ذهن بگذرانید



وقتی در این آشفته بازار قدم می‌زنید می‌بینید كه خیلی چیزها روی هم و در جاهایی كه نباید باشند انباشته شده‌اند. فهرستی از آنها تهیه كنید و دقت كنید تا تمام آنچه دارید و آنچه برای نظم بخشیدن به موجودی لازم دارید بنویسید.





فرمان سوم: مختصر شوید



اگر در یك خانه شلوغ زندگی می‌كنید بزودی از به نظم در آوردن آن ناامید خواهید شد. پس همین حالا تكلیف تمام چیزهایی را كه می‌خواهید و آنها را كه نمی‌خواهید روشن كنید و كم كم خود را قانع كنید از شر زیادی‌ها خلاص شوید. پس شروع كنید به مختصر‌كردن فهرست و تهیه كردن و جایگزین كردن چیزهایی كه برای نظم بخشیدن مورد نیاز است. ایجاد یك كمد دیواری، چند تا قفسه اضافه، یك جا‌‌رختخوابی، جا‌‌‌جورابی و... چیزهایی است كه می‌تواند به شما در سرو سامان یافتن كمك كند و كتاب‌ها، لباس‌ها و سی دی‌های سرگردان را نجات بدهد.





فرمان چهارم: به سرگردانی پایان دهید



حالا كه قفسه‌های نظم دهنده را آماده كرده‌اید ووسایل غیر ضروری را دور ریخته اید برای تمام وسایلی كه جای مشخصی ندارند و هر روز از یك جا سر در می‌آورند یك جای مشخص و همیشگی پیدا كنید. این كار باعث می‌شود شما، همسرتان و فرزندان بدانند آن وسیله را كجا پیدا كنند و پس از استفاده از آن هیچ بهانه ای برای رها كردنش نداشته باشند.





فرمان پنجم: یك كتابدار خبره شوید



تا حالا سری به كتابخانه زده‌اید؟ مطمئن هستم كه گاهی این كار را می‌كنید. اگر نمی‌كنید، برای نظم بخشیدن به خانه‌تان هم كه شده یكسری به آنجا بزنید. خصوصیت یك كتابخانه با آن‌همه كتاب‌های متفاوت و متنوع این است كه شما هر كتابی را بخواهید از آنجا پیدا می‌كنید. كار كتابدار این است كه هر كتابی كه پس آورده می‌شود را بلافاصله سر جای خودش بگذارد. كتاب‌ها بر حسب مو ضوع، حروف الفبا، نام نویسنده و خیلی چیزهای دیگر دسته‌بندی می‌شوند تا بهترین نظم را داشته باشند.

ارتباطش را متوجه نمی‌شوید؟ حالا برایتان یك مثلا می‌زنم: وقتی كوچك بودیم كارتون معروفی بود كه در آن یك پروفسور به نام آقای ووپی در كمدش را باز می‌كرد و تمام وسایلی كه بی‌نظم و ترتیب روی هم چیده بود بیرون می‌ریخت. من این كمد آقای ووپی را در خانه یكی از دوستانم دیده‌ام. او قفسه‌های كمدش را برداشته بود و همه چیز را از قوطی رب گوجه فرنگی گرفته تا لباس‌های تمیز و كثیف با سرعت گلوله می‌كرد و به زور داخل كمد می‌چپاند. ظاهر خانه اش تمیز و مرتب بود، اما هیچوقت چیزی را كه می‌خواست پیدا نمی‌كرد.

اگر چنین كمدی طبقه‌بندی می‌شد و هر طبقه وسایلی را در خود جای می‌داد كه با هم سنخیت داشتند براحتی می‌شد همه چیز را پیدا كرد. برای این كار نظم كتابخانه‌ای خیلی به كمك شما می‌آید.

مثلا یك قفسه مخصوص لوازم صوتی و تصویری؛ كارتون‌ها یك طرف، فیلم‌ها یك طرف و نوارهای كاست طرف دیگر.

دوربین عكاسی و فیلمبرداری هم می‌تواند جایی در یكی از قفسه‌های همان كمد قرار بگیرد.





فرمان ششم: نظام نوین خانه را به خانواده ابلاغ كنید



اگر شما نظمی‌ پدید آورده باشید كه فقط خودتان از آن سر در می‌آورید در حقیقت به هیچ دردی نمی‌خورد. برای این‌كه دیگران هم به خوبی بدانند چه چیز را كجا بگذارند و از كجا پیدا كنند كمی‌ وقت بگذارید و همه شیشه‌های ادویه و بنشن را نامگذاری كنید و فهرست محتویات را به در كابینت بچسبانید كه برای یافتن یك چیز همه طبقات زیر و رو نشود.

در مورد سایر كمد‌ها وقفسه‌ها نیز این كار را بكنید با این كار در واقع نظم رابه دیگران ابلاغ كرده‌اید و برای این كار می‌توانید از آنها هم كمك بگیرید كه فكر نكنند در یك خانه نظامی‌ با دیسیپلین دیكته شده و سختگیر افتاده‌اند.





نوع مطلب : همسران و خانواده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


کدبانوی خانه دار،این مقاله را از دست نده !







● با داشته ها بسازید

اگر مهمانی دارید که با او تعارف دارید و احساس می کنید ظروف تان به اندازه کافی مناسب مهمانی رسمی نیست، می توانید با کمی فکر ظروف قدیمی را با هم ترکیب کنید و ظرف جدید بسازید. برای مثال می توانید ۲ ظرف پایه دار که اندازه های آن ها با هم برابر نیست راروی هم بگذارید و یک ظرف ۲ طبقه زیبا بسازید و روی میز بگذارید. یادتان باشد این ظرف را نمی توانید جابه جا کنید. بنابر این آن را وسط میز به عنوان دکور بگذارید. این ظرف برای سرو شیرینی یا اردورهای پیش غذا عالی و منحصر به فرد است. حتی می توانید طبقه پایین آن را پر از خوراکی کنید و روی طبقه بالا شمع بچینید.



● بهترین پیتزا را خودتان بپزید...

بچه ها عاشق پیتزا هستند اما مدام بیرون بردن آن ها کار سالمی به نظر نمی رسد. بهتر است خودتان در خانه برای بچه ها پیتزا درست کنید. اگر درست کردن خمیر برای تان سخت است، می توانید از خمیرهای آماده که در سوپرمارکت ها وجود دارد استفاده کنید و خودتان روی پیتزا را پر کنید. این ۸ گروه از مواد را روی پیتزا بریزید تا ۸ مدل پیتزای مختلف با ۸ مزه کاملا مختلف داشته باشید.

▪ پیتزای کبابی

سس باربکیو روی خمیر بمالید و تکه های مرغ یا گوشت را روی آن بچینید. کمی پنیر گودا روی پیتزا بریزید و آن را در فر بگذارید.

▪ پیتزای هاوایی

روی خمیر را از گوجه فرنگی، حلقه های پیاز، ژامبون مرغ و فلفل دلمه ای پر کنید، مقداری پنیر چدار روی آن بریزید و در فر بگذارید.

▪ پیتزای پستو

کمی ریحان، روغن زیتون، بادام زمینی و چند تکه فیله مرغ را روی خمیر بچینید و روی آن کمی پنیر پارمزان بریزید و در فر بگذارید.

▪ پیتزای سالاد

کمی سس گوجه روی خمیر بریزید و روی آن نخودفرنگی، ذرت، گوجه فرنگی، فلفل دلمه ای، زیتون و پیاز بریزید. کمی سس بالزامیک اضافه کنید و بعد از ریختن پنیر آن را در فر بگذارید.

▪ پیتزای پنیر

روی خمیر کمی آویشن و پودر سیر بپاشید و روی آن کمی سس گوجه فرنگی بریزید. پیتزا را با پنیر پارمزان، پیتزا و گودا پر کنید و در فر بگذارید.

▪ پیتزای مدیترانه

روی خمیر روغن زیتون بریزید و روی آن گوشت ماهی بچینید. ترکیبی از زیتون سیاه و سبز را روی ماهی ها بریزید و کمی پنیر پیتزا روی آن بپاشید و در فر بگذارید.

▪ پیتزای مرغ ایتالیایی

تکه های فیله مرغ را روی خمیر بچینید و روی آن مقداری پیاز و جعفری خرد شده و کمی گوجه فرنگی بریزید. پنیر پیتزا روی آن بپاشید و در فر بگذارید.

▪ پیتزای آلفردو

روی خمیر کمی خامه بمالید، تکه های گوشت استیک را روی خامه بچینید، کمی پودر سیر اضافه کنید و بعد از ریختن پنیر پارمزان پیتزا را در فر بگذارید.



● قوطی های معجزه گر

قوطی های خالی کنسرو به نظر به دردنخورترین زباله خانه می رسند و همه آن ها را دور می ریزند اما بهتر است همیشه یکی از این قوطی ها را در کابینت داشته باشید. بعد از خالی شدن یکی از قوطی ها آن را با دقت بشویید و نگه دارید. این قوطی به دردتان خواهد خورد. برای مثال برای درست کردن پیراشکی های اندازه هم باید خمیر را درست به اندازه دیگری بردارید. برای این کار می توانید از یک قوطی خالی کنسرو استفاده کنید. خمیر را کاملا یک نواخت پهن کنید و با استفاده از قوطی، خمیرهای کاملا هم اندازه بردارید. می توانید باقیمانده خمیر را هم دوباره پهن کنید و از تمام آن استفاده کنید.



● هرگز تمیز نخواهید شد اگر...

بارها پیش می آید که احساس کنید اگر فلان وسیله را داشتید، کار نظافت خانه راحت تر می شد. شما برای نظافت درست منزل به مجموعه ای از وسایل احتیاج دارید. بخشی از این وسایل اجتناب ناپذیر و ضروری هستند و بعضی دیگر بودن شان فقط کار شما را راحت می کنند.

▪ آشپزخانه

وسایل لازم:

▪ تعدادی دستمال آشپزخانه: دستمال باید نرم و لطیف باشد و به راحتی آب را به خودش جذب کند.

▪ دستکش، اسکاچ و مایع ظرفشویی: بهتر است یک اسکاچ نرم و یک اسکاچ زبر یا سیم ظرفشویی داشته باشید تا برای شستن هیچ چیز به مشکل برنخورید.

وسایل مفید:

▪ پاک کننده ها: در هر سوپرمارکتی مجموعه ای از پاک کننده ها وجود دارد که با کمک آن ها می توانید کارهای نظافت مثل تمیز کردن گاز یا هود را ساده کنید.

▪ دستمال حوله ای: این دستمال ها یک بار مصرف هستند و آب را بهتر از هر دستمال دیگری به خود جذب می کنند. وقتی چیزی جایی می ریزد می توانید با کمک آن ها به راحتی پاکش کنید.

دستمال های جادویی: این دستمال ها به تازگی رواج پیدا کرده اند؛ آن ها بدون هیچ ماده پاک کننده ای، سطوح را تمیز می کنند.

▪ سرویس بهداشتی

وسایل لازم:

▪ برس مخصوص تمیز کردن توالت: این برس باید همیشه کنار دستشویی شما باشد.

دستکش، اسکاچ و پاک کننده: برای تمیز کردن روشویی به آن ها نیاز دارید. یک پاک کننده خوب برای روشویی، پودر رخت شویی است.

وسایل مفید:

▪ پاک کننده ها: بـــرای ضدعفونی کردن توالت، به خصوص توالت فرنگی، کیسه هایی هست که آن ها را در سیفون می گذارند. این کیسه ها ماده ای به آب پس می دهند که آن را خوشبو و ضدعفونی می کنند.

▪ نشیمن:

وسایل لازم:

▪ جاروبرقی: هیچ خانه ای بدون جاروبرقی تمیز نمی شود. این وسیله تنها وسیله برقی است که داشتن آن کاملا ضروری است.

▪ ماپ: داشتن یک ماپ خوب به شما کمک می کند سطوح کف منزل، چه سنگ باشد، چه لمینیت و چه پارکت را به راحتی تمیز کنید.

وسایل مفید:

▪ بخارشو: بخارشو می تواند کار نظافت کف را به راحتی انجام دهد. لکه ها در برخورد با بخارشو سست می شوند و خیلی راحت تر می توانید آن ها را پاک کنید.

▪ شیشه پاک کن: تمام شیشه ها را می شود با دستمال مرطوب پاک کرد اما استفاده از شیشه پاک کن برای تمیز کردن شیشه ها و حتی راحت کردن گردگیری، مفید است.



● اتو شویی بدون اتو

اتو کشیدن یکی از سخت ترین و طاقت فرساترین کارهای خانه است.

خیلی ها برای فرار از این کار سخت ترجیح می دهند لباس های شان را به خشک شویی بدهند و کلی پول خرج کنند. برای راحت تر شدن این کار سخت خانه می توان از تکنیک ویژه ای استفاده کرد؛ لباس را بعد از این که شسته شد، چند بار محکم بتکانید تا چروک های آن باز شوند؛ بعد آن را با دقت به یک چوب لباسی آویزان کنید. یک بار دیگر با دست بخش های مختلف آن را بکشید تا چروک ها کاملا از هم باز شوند. آستین ها را هم صاف کنید و آن ها را روی شانه ها تا کنید. به درست قرار گرفتن یقه هم دقت کنید و تمام دکمه ها را ببندید. حتی می توانید لباس را روی یک سطح صاف پهن کنید و آستین ها را کنار لباس بگذارید. با این کار یا دیگر به اتو کشیدن نیاز پیدا نخواهید کرد یا فقط یک اتوی سرسری برای کاملا صاف شدن لباس نیاز خواهید داشت.



● پاک کردن لکه انگشت از روی عکس

بارها اتفاق می افتد که روی عکس هایی که در آلبوم نیستند، لکه یا اثر انگشت کثیف بماند. کافی است بعد از این که پیتزا خورده اید، عکس نگاه کنید و بدون این که متوجه باشید، انگشت تان با عکس برخورد کند یا این که موقع نشان دادن آن به کسی، رویش لکه بیفتد. عکس ها خاطره انگیز هستند و پیدا کردن دوباره خیلی از آن ها کار راحتی نیست پس باید بتوانید آن ها را پاک کنید. برای پاک کردن عکس می توانید از چند پاک کننده خاص استفاده کنید؛ محلول شست وشوی لنز طبی چشم، محلول پاک کننده ال سی دی و محلولی که برای پاک کردن شیشه های حساس عینک استفاده می شود بهترین پاک کننده ها هستند. یک دستمال نرم را با آن ها کمی مرطوب کنید و روی عکس بکشید تا لکه پاک شود.





نوع مطلب : همسران و خانواده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


ازدواج کبوترانی که پرواز کردند.(شهید چمران)










مصطفی لبخند به لب داشت و من خیلی جا خوردم، فكر می‌كردم كسی كه اسمش با جنگ گره خورده و همه از او می‌ترسند، باید آدم قسی‌ای باشد، حتی می‌ترسیدم، اما لبخند او و آرامشش مرا غافلگیر كرد .



پدرم بین آفریقا و چین تجارت میكرد و من فقط خرج می‌كردم، هر طوری كه می‌خواستم. پاریس و لندن را خوب می‌شناختم، چون همه لباس‌هایم را از آن جا می‌خرید.



در دیداری كه به اصرار امام موسی صدر برگزار شد، ایشان به من گفت: «ما مؤسّسه‌ای داریم برای نگهداری بچّه‌های یتیم. فكر می‌كنم كار در آن جا با روحیه شما سازگار باشد. من می‌خواهم شما بیایی آن جا با چمران آشنا شوی» و تا قول رفتن به مؤسّسه را از من نگرفت، نگذاشت برگردم.



یك شب در تنهایی همان طور كه داشتم می‌نوشتم، چشمم به یك نقّاشی كه در تقویمی ‌چاپ شده بود، افتاد. یكی از نقّاشی‌ها زمینه‌ای كاملا سیاه داشت و وسط این سیاهی، شمع كوچكی می‌سوخت كه نورش در مقابل این ظلمت، خیلی كوچك بود. زیر نقّاشی به عربی شاعرانه‌ای نوشته شده بود:



«من ممكن است نتوانم این تاریكی را از بین ببرم، ولی با همین روشنایی كوچك، فرق ظلمت و نور و حق و باطل را نشان می‌دهم و كسی كه دنبال نور است، این نور هر چقدر كوچك باشد، در قلب او بزرگ خواهد بود»



آن شب، تحت تاثیر این شعر و نقّاشی خیلی گریه كردم.



هنوز پس از گذشت این مدّت، نمی‌توانم نهایت حیرتم را در اوّلین برخورد با شاعر آن شعر و نقّاش آن تصویر درك كنم. او كسی نبود جز «مصطفی چمران ...»



مصطفی لبخند به لب داشت و من خیلی جا خوردم، فكر می‌كردم كسی كه اسمش با جنگ گره خورده و همه از او می‌ترسند، باید آدم قسی‌ای باشد، حتی می‌ترسیدم، اما لبخند او و آرامشش مرا غافلگیر كر د ...



مصطفی شروع كرد به خواندن نوشته‌های من، گفت: «هر چه نوشته‌اید خوانده‌ام و دورادور با روحتان پرواز كرده‌ام» و اشك‌هایش سرازیر شد ...



من با فرهنگ اروپایی بزرگ شده بودم. حجاب درستی نداشتم و ... یادم هست در یكی از سفرهایی كه به روستاها می‌رفتیم، مصطفی در داخل ماشین هدیه‌ای به من داد. اوّلین هدیه‌اش به من بود و هنوز ازدواج نكرده بودیم، خیلی خوشحال شدم و همان جا باز كردم دیدم روسری است. یك روسری قرمز با گل‌های درشت. من جا خوردم امّا او لبخند زد و به شیرینی گفت: «بچه‌ها دوست دارند شما را با روسری ببینند»



من می‌دانستم بقیه افراد به مصطفی حمله می‌كنند كه شما چرا خانمی ‌را كه حجاب ندارد می‌آوری مؤسّسه، ولی مصطفی خیلی سعی می‌كرد ـ خودم متوجّه می‌شدم ـ مرا به بچه‌ها نزدیك كند. نگفت این حجابش درست نیست، مثل ما نیست، فامیل و اقوام آن چنانی دارد، اینها روی من تاثیر گذاشت. او مرا مثل یك بچه كوچك قدم به قدم جلو برد، به اسلام آورد ...



(دو ماه از ازدواجشان گذشته بود)



آن روز همین كه رسید خانه در را باز كرد و چشمش افتاد به مصطفی شروع كرد به خندیدن. مصطفی پرسید «چرا می‌خندی» و غاده كه چشم‌هایش از خنده به اشك نشسته بود گفت «مصطفی تو كچلی ... من نمی‌دانستم!» مصطفی هم شروع كرد به خندیدن ...



گفتند داماد باید بیاید كادو بدهد به عروس. این رسم ماست. داماد باید انگشتر بدهد. من اصلاَ فكر این جا را نكرده بودم. مصطفی وارد شد و یك كادو آورد، رفتم باز كردم دیدم شمع است. كادوی عقد، شمع آورده بود. متن زیبایی هم كنارش بود. سریع كادو را بردم قایم كردم. همه گفتند چی هست، گفتم «نمی‌توانم نشان بدهم» اگر می‌فهمیدند می‌گفتند داماد دیوانه است. برای عروس كادو شمع آورده.



مادرم گفت: «حال شما را كجا می‌خواهد ببرد؟ كجا خانه گرفته؟» گفتم: می‌خواهم بروم مؤسسه با بچه‌ها» مادرم رفت آن جا را دید، فقط یك اتاق بود با چند صندوق میوه به جای تخت ...



مادرم یك هفته بیمارستان بستری بود ... مصطفی دست مادرم را می‌بوسید و اشك می‌ریخت. مصطفی خیلی اشك می‌ریخت. مادرم تعجب كرد. شرمنده شده بود از این همه محبت.



روزی كه مصطفی به خواستگاری‌اش آمد مامان به او گفت: «شما می‌دانید این دختر كه می‌خواهید با او ازدواج كنید چطور دختری است؟ این صبح‌ها كه از خواب بلند می‌شود هنوز رفته كه صورتش را بشوید و مسواك بزند كسی تختش را مرتب كرده لیوان شیرش را جلو در اتاقش آورده و قهوه آماده كرده‌اند. شما نمی‌توانید با مثل این دختر زندگی كنید، نمی‌توانید برایش مستخدم بیاورید این طور كه در خانه‌اش هست». مصطفی خیلی آرام اینها را گوش داد و گفت: «من نمی‌توانم برایش مستخدم بیاورم، اما قول می‌دهم تا زنده‌ام، وقتی بیدار شد، تختش را مرتب كنم و لیوان شیر و قهوه را روی سینی بیاورم دم تخت» و تا شهید شد، این طور بود. حتی وقت‌هایی كه در خانه نبودیم در اهواز در جبهه اصرار می‌كرد خودش تخت را مرتب كند. می‌رفت شیر می‌آورد خودش قهوه نمی‌خورد ولی می‌دانست ما لبنانی‌ها عادت داریم، درست می‌كرد.



... من گاهی به نظرم می‌آمد مصطفی سعه‌ای دارد كه می‌تواند همه عالم را در وجودش جا بدهد و همه سختی‌های زندگی مشتركمان در مدرسه جبل عامل را.



خانه ما دو اتاق بود در خود مدرسه همراه چهارصد یتیم ... یادم هست اولین عید بعد از ازدواجمان( كه لبنانی‌ها رسم دارند و دور هم جمع می‌شوند ) مصطفی مؤسسه ماند نیامد خانه پدرم. آن شب از او پرسیدم؛ «دوست دارم بدانم چرا نیامدید خانه پدرم» مصطفی گفت، الان عید است خیلی از بچه‌ها رفته‌اند پیش خانواده‌هایشان اینها كه رفته‌اند وقتی برگردند برای این دویست، سیصد نفری كه در مدرسه مانده‌اند تعریف می‌كنند كه چنین و چنان. من باید بمانم با این بچه‌ها ناهار بخورم سرگرمشان كنم كه اینها هم چیزی برای تعریف كردن داشته باشند. گفتم: «خوب چرا مامان برایمان غذا فرستاد نخوردید؟ و نان و پنیر و چای خوردید» گفت: «این غذای مدرسه نیست». گفتم: «شما دیر آمدید بچه‌ها نمی‌دیدند شما چی خورده‌اید» اشكش جاری شد گفت: «خدا كه می‌بیند»



آخرین نامه مصطفی را باز کرد



و شروع به خواندن كرد: «من در ایران هستم ولی قلبم با تو در جنوب است در مؤسسه در صور. من با تو احساس می‌كنم فریاد می‌زنم می‌سوزم و با تو می‌دوم زیر بمباران و آتش. من احساس می‌كنم با تو به سوی مرگ میروم، به سوی شهادت؛ به سوی لقای خدا با كرامت. من احساس می‌كنم هر لحظه با تو هستم حتی هنگام شهادت. حتی روز آخر در مقابل خدا. وقتی مصیبت روی وجود شما سیطره می‌كند، دستتان را روی دستم بگیرید و احساس كنید كه وجودتان در وجودم ذوب می‌شود. عشق را در وجودتان بپذیرید. دست عشق را بگیرید. عشق كه مصیبت را به لذت تبدیل می‌كند مرگ را به بقا و ترس را به شجاعت ...»



حتی حاضر نبود كولر روشن كند. اهواز خیلی گرم بود و پای مصطفی توی گچ. پوستش به خاطر گرما خورده شده بود و خون می‌آمد اما می‌گفت، «چطور كولر روشن كنم وقتی بچه‌ها در جبهه زیر گرما می‌جنگند»



غاده اگر می‌دانست مصطفی این كارها را می‌كند، عقب نمی‌آید اهواز می‌ماند و این قدر به خودش سخت می‌گیرد هیچ وقت دعا نمی‌كرد زخمی‌ بشود و تیر به پایش بخورد. هر كس می‌آمد مصطفی می‌خندید و می‌گفت: «غاده دعا كرده من تیر بخورم و دیگر بنشینم سر جایم»



قرار نبود برگردد ... من امشب برای شما برگشته‌ام



ـ نه مصطفی تو هیچ وقت به خاطر من برنگشته‌ای برای كارت آمدی.



ـ امشب برگشتم به خاطر شما از احمد سعیدی بپرس من امشب اصرار داشتم به اهواز برگردم هواپیما نبود. تو می‌دانی من در همه عمرم از هواپیمای خصوصی استفاده نكرده‌ام ولی امشب اصرار داشتم برگردم، با هواپیمای خصوصی آمدم كه این جا باشم ...



وارد اتاق شدم دیدم مصطفی روی تخت دراز كشیده فكر كردم خواب است او را بوسیدم. مصطفی روی بعضی چیزها حساسیت داشت یك روز كه آمدم دمپایی‌هایش را بگذارم جلوی پایش خیلی ناراحت شد دوید دو زانو شد و دست‌هایم را بوسید ... آن شب خیلی تعجب كردم كه وقتی حتی پایش را بوسیدم تكان نخورد احساس كردم بیدار است اما چیزی نمی‌گوید چشم‌هایش را بسته بود ... و گفت: «من فردا شهید می‌شوم ... ولی من می‌خواهم شما رضایت بدهید اگر رضایت ندهید شهید نمی‌شوم ... من فردا از این جا می‌روم و می‌خواهم با رضایت كامل شما باشد ...» آخر رضایتم را گرفت ... نامه‌ای داد كه وصیتش بود گفت تا فردا باز نكنید.



چرا داشت با فعل گذشته به مصطفی فكر می‌كرد؟ مصطفی كه كنار اوست. نگاهش كرد. گفت: «یعنی فردا كه بروی دیگر تو را نمی‌بینم؟» مصطفی گفت: «نه» غاده در صورتش دقیق شد و بعد چشمهایش را بست گفت: «باید یاد بگیرم، تمرین كنم چطور صورتت را با چشم بسته ببینم» یقین پیدا كردم كه مصطفی امروز اگر برود دیگر بر نمی‌گردد. دویدم و كُلت كوچكم را بر داشتم آمدم پایین. نیتم این بود مصطفی را بزنم، بزنم به پایش تا نرود ... مصطفی در اتاق نبود ...



... بعد بچه‌ها آمدند كه ما را ببرند بیمارستان گفتند دكتر زخمی‌ شده، من بیمارستان را می‌شناختم وارد حیاط كه شدیم من دور زدم رفتم طرف سردخانه. می‌دانستم كه مصطفی شهید شده و در سردخانه است زخمی ‌نیست.



من آگاه بودم كه مصطفی دیگر تمام شد ...



احساس می‌كردم خدا خطرات زیادی رفع كرد به خاطر مرد صالحی كه یك روز قدم زد در این سرزمین به خلوص ...



مصطفی ظاهر زندگیش همه سختی بود. واقعا توی درد بود مصطفی. خیلی اذیت شد. شب‌ها گریه می‌كرد راه می‌رفت ... بیدار می‌ماند ... آن لحظه در سردخانه وقتی دیدم مصطفی با آن سكینه خوابیده، آرامش گرفتم.



چون ما در تهران خانه نداشتیم، در مسجد محل، محله بچگی‌اش غسلش داده بودند و او با آرامش خوابیده بود من سرم را روی سینه‌اش گذاشتم و تا صبح در مسجد با او حرف زدم ...



... تا ظهر مراسم تمام شد و مصطفی را خاك كردند. آن شب باید تنها بر می‌گشتم آن لحظه احساس كردم كه مصطفی واقعا تمام شد ... بعد از شهادت مصطفی از خانه بیرون آمدم چون مال دولت بود هیچ چیز جز لباس تنم نداشتم حتی پول نداشتم خرج كنم ...



... هر شب را یك جا می‌خوابیدم و بیشتر در بهشت زهرا كنار قبر مصطفی ...



از لبنان كه آمدیم هرچه داشتیم گذاشتیم برای مدرسه و در ایران هم كه هیچ ...



می‌گفت دوست دارم از دنیا بروم و هیچ نداشته باشم جز چند متر قبر و اگر این را هم یك جور نداشته باشم بهتر است ...



خدایا من از تو یك چیز می‌خواهم با همه اخلاصم كه محافظ غاده باش و در خلا تنهایش نگذار! من می‌خواهم كه بعد از مرگ او را ببینم در پرواز. خدایا! می‌خواهم غاده بعد از من متوقف نشود و می‌خواهم به من فكر كند مثل گلی زیبا كه در راه زندگی و كمال پیدا كرد و او باید در این راه بالا و بالاتر برود. می‌خواهم غاده به من فكر كند، مثل یك شمع مسكین و كوچك كه سوخت در تاریكی تا مرد و او از نورش بهره برد برای مدتی بس كوتاه.



می‌خواهم او به من فكر كند، مثل یك نسیم كه از آسمان روح آمد و در گوشش كلمه عشق گفت و رفت به سوی كلمه بی‌نهایت.



خانم غاده چمران بعد از شهادت ایشان خواب او را میبینند و این گونه تعریف می­کنند:«مصطفی» در صندلی چرخداری نشسته بود و نمیتوانست راه برود دویدم و پرسیدم: مصطفی چرا این طور شدی؟



گفت: شما چرا گذاشتید من به این روز برسم، چرا سکوت کردید؟



پرسیدم: مگر چه شده؟



گفت: برای من مجسمه ساختهاند، نگذار این کار را بکنند برو آن را بشکن.



بعد از این که این خواب را دیدم پرس و جو کردم و شنیدم که در دانشگاه شهید چمران اهواز از مصطفی مجسمه ساختهاند. و سپس میگوید: این که خواب مجسمه چمران را دیدم این است.



... گاهی فکر میکنم اگر همۀ ایران را به نام چمران میکردند این، دلم را خوش میکند؟ آیا این یک لحظه از لبخند مصطفی، از دست محبت مصطفی را جبران میکند، هرگز! اما وقتی دانشگاه شهید چمران مثل چمران را بپروراند، چرا.



مصطفی کسی نیست که مجسمهاش را بسازند و بگذارند. این یک چیز مرده است و مصطفی زنده است. در فطرت آدمها، در قلب آنها است. آدمها بین خیر و شر درگیرند و باید کسی دستشان را بگیرد، همان طور که خدا این مرد را فرستاد تا مرا دست گیری کند. در تهران که تنها بودم نگاه میکردم به زندگی که گذشت و عبور کرد. من کجا؟ ایران کجا؟ من دختر جبلعامل و جنوب لبنان! من همیشه میگفتم اگر مرا از جبلعامل بیرون ببرند میمیرم، مثل ماهی که بیفتد بیرون آب. زندگی خارج از لبنان و شهر صور در تصور من نمیآمد. به مصطفی میگفتم «اگر میدانستم انقلاب پیروز میشود و قرار به برگشت ما به ایران و ترک جبلعامل است نمیدانم قبول میکردم این ازدواج را یا نه.» اما آمدم و مصطفی حتی شناسنامهام را به نام «غاده چمران» گرفت که در دار اسلام بمانم و برنگردم و من، مخصوصاً وقتی در مشهد هستم احساس میکنم خدا به واسطه این مرد دست مرا گرفت، حجت را بر من تمام کرد و از میان آتشی که داشتم میسوختم بیرون کشید ...





نوع مطلب : همسران و خانواده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


زدواج کبوترانی که پرواز کردند(شهید همت)










یك شب، پیش از آمدن حاجی به پاوه، خواب عجیبی دیدم. او بالای قله كوهی ایستاده بود و من از دامنه كوه او را تماشا می‌كردم. خانه سفیدی را به من نشان داد و گفت: «این خانه را برای تو می‌سازم. هر وقت آماده شد، دستت را می‌گیرم و بالا می‌كشم»





شهید محمدابراهیم همت



در سال 1359، همراه عده‌ای دیگر از خواهران كه همگی دانشجو بودیم، به صورت داوطلب به پاوه اعزام شدیم. در آن ‌جا، همراه خواهران دیگری كه در كانون فرهنگی سپاه و جهاد مستقر بودند، به كار معلمی و امدادرسانی در روستاهای اطراف پاوه پرداختیم. حاجی هم آن زمان در سپاه پاوه بود.



مهرماه همان سال، پس از این ‌كه مأموریتم تمام شد، به اصفهان برگشتم و اواخر تابستان سال 1360، بار دیگر به منطقه اعزام شدم. ابتدا با یكی، دو نفر از دوستان خود به كرمانشاه رفتیم و آموزش و پروش آن ‌جا، ما را به شهرستان پاوه فرستاد. وقتی وارد شهر شدیم، هوا تاریك شده بود. باران همه‌ جا را خیس كرده بود و هم چنان می‌بارید. یك راست به ساختمان روابط عمومی سپاه رفتیم.



وقتی رسیدیم، دیدیم همت در آن ‌جا نیست. سؤال كردیم. گفتند كه به سفر حج رفته است.



آن شب در اتاقی كه برای خواهران در نظر گرفته شده بود، مستقر شدیم و از روز بعد، فعالیت خود را در مدارس شهرستان پاوه آغاز كردیم.



شهر پاوه، این بار حال و هوای خاصی پیدا كرده بود. با دفعه قبل كه آن را دیده بودم، فرق داشت. بخش عمده‌ای از منطقه پاكسازی شده بود و تعداد زیادی از نیروهای بومی، با تلاش مستمر و شبانه‌روزی «ناصر كاظمی» و همت، جذب كانون فرهنگی جهاد و سپاه شده بودند.



بازگشت همت از سفر حج، یك ماه به طول انجامید. در این فاصله، به اتفاق سایر خواهران اعزامی، خانه‌ای را برای سكونت خود در شهر اجاره كردیم.



یك شب، پیش از آمدن حاجی به پاوه، خواب عجیبی دیدم. او بالای قله كوهی ایستاده بود و من از دامنه كوه او را تماشا می‌كردم. خانه سفیدی را به من نشان داد و گفت: «این خانه را برای تو می‌سازم. هر وقت آماده شد، دستت را می‌گیرم و بالا می‌كشم»



فردای آن شب خبر رسید كه همت از حج بازگشته است. یكی، دو روز بعد، از فرماندار شهر برای سخنرانی در مدرسه دعوت كرده بودیم ولی وقتی زمان سخنرانی فرا رسید، خبر آوردند كه كسالت دارد و نمی‌تواند سخنرانی كند، و به جای ایشان حاج همت می‌آید.



در اواسط سخنرانی، یكی از برادران سپاه آمد و خبری در ارتباط با مناطق اطراف پاوه به او داد. حاج همت هم عذرخواهی كرد و سخنرانی را نیمه‌تمام رها كرد و رفت.



آن روزها ما هم چنان در منطقه، به مسؤولیتهایی كه داشتیم، می‌پرداختیم. چند وقت بعد، اولین مرحله خواستگاری پیش آمد.



من یك انگشتر عقیق به دست می‌كردم. حاج همت شخصی را به نام «فیض» پیش من فرستاد تا ببیند آیا این انگشتر مناسبتی دارد یا نه. به عبارت دیگر می‌خواست بداند متأهل هستم یا نه. بعد از این‌ كه متوجه شد متأهل نیستم، همسر یكی از دوستانش به نام «كلاهدوز» را نزد من فرستاد. آقای كلاهدوز به عنوان دبیر زیست‌شناسی از اصفهان به منطقه اعزام شده بود. همسر او موضوع درخواست ازدواج با حاج همت را مطرح كرد. من هم بهانه‌ای آوردم و جواب منفی دادم.



در آن لحظه، اصلاً آمادگی پاسخگویی به چنین موضوعی را نداشتم. چرا كه قبل از عزیمت به پاوه، از طرف خانواده‌ام نیز برای ازدواج تحت فشار بودم. خواستگاری داشتم كه مهندس بود و وضعیت مالی خوبی هم داشت. خانواده‌اش هم برای سرگرفتن این وصلت مُصر بودند و از طرفی، خانواده من هم راضی شده بودند و همه اینها مرا در شرایط سختی قرار داده بود. سفر من به پاوه، تا حدودی مرا از این دغدغه‌ها رها می‌كرد.



وقتی جواب منفی به همسر آقای كلاهدوز دادم، او اصرار كرد و شروع به تعریف از خلق و خو، شجاعت، شهامت، اخلاص، فداكاری، صفا و صفات نیك اخلاقی حاج همت كرد. وقتی در تأیید او گفت:



«دیگران روی شهادت حاج همت قسم می‌خورند»، گفتم: «بسیار خوب! روی این موضوع فكر می‌كنم.»



وقتی خواهرانی كه با هم صمیمی بودیم، از موضوع با خبر شدند، آنها نیز سعی كردند مرا نسبت به این امر راضی كنند. تا آن ‌جا كه اصرار كردند حداقل یك‌ بار بنشینیم و با هم صحبت كنیم.



بالاخره قرار شد كه ما اولین برخورد را با هم داشته باشیم. دو، سه روز بعد در منزل آقای كلاهدوز، با حاج همت حرف زدم. او آدرس منزل ما را در اصفهان یادداشت كرد و قرار شد كه برای خواستگاری به آ‌ن‌ جا بیاید؛ در آن زمان عملیات «محمد رسول‌الله (ص)» در پیش بود و او می‌خواست در عملیات شركت كند.



پس از عملیات، فرصتی پیدا شد تا حاج همت همراه با خانواده خود به منزل ما برود. من در آن موقع در پاوه بودم. بعدها فهمیدم كه آن روز، فقط مادرم در خانه بوده است. مادرم تعریف می‌كرد وقتی موافقت خود را اعلام می‌كند، حاج همت بلافاصله بلند می‌شود می‌رود كنار طاقچه، به پاوه تلفن می‌كند و به برادر «حمید قاضی» می‌گوید كه مقدمات سفر مرا به اصفهان فراهم كنند.



در پاوه، توی خانه بودم كه خانم كلاهدوز آمد و گفت: «حاج همت به اصفهان رفته، با خانواده‌ات صحبت كرده و قرار شده كه بری اصفهان»



برادر قاضی هم بلیت تهیه كرده بود.



بلافاصله حركت كردم؛ به طوری كه فردا صبح در اصفهان بودم.



دومین جلسه‌ای كه با حاج همت صحبت كردم، همین زمان بود. در این جلسه كه مادرم نیز حضور داشت، صحبتهای مختلفی مطرح شد؛ از جمله این ‌كه او از من سؤال كرد: «اگر من مجروح یا جانباز شدم، باز هم سر تصمیم خودت، در رابطه با ازدواج، باقی می‌مانی یا خیر؟»



در جواب گفتم:



«كسی كه با یك پاسدار ازدواج می‌كند، در واقع همه چیز را در زندگی‌اش پذیرفته است. من هم بر همین اساس می‌خواهم ازدواج كنم. در واقع پای شهادت هم نشسته‌ام»



تا این حرف را زدم، مادرم عصبانی شد و از جایش بلند ‌شد تا اتاق را ترك كند. گفت: این چه حرفی است كه می‌زنی؛ یعنی چی كه پای مرگ جوان مردم می‌نشینی؟»



در واقع مادرم به حاج همت علاقه پیدا كرده بود. بارها می‌گفت: «من نمی‌دانم این چه كسی است كه از همان اول مهرش به دلم نشسته. اصلاً چیزی در وجود این جوان هست كه با همه كسانی كه تا به حال پایشان را توی این خانه گذاشته‌اند، فرق می‌كند»



در آخر صحبت، به من گفت: یك خواهش دارم گفتم: بفرمایید!



گفت: خواهشم این است كه از من نخواهی تا برای خطبه عقد نزد حضرت امام (ره) برویم. با تعجب پرسیدم: برای چی؟!



گفت: «به خاطر این‌كه من نمی‌توانم وقت مردی را كه به یك میلیارد مسلمان تعلق دارد، به خاطر كار شخصی خود تلف كنم. در عوض هر كس دیگری را بگویی، حرفی ندارم.»



من هم پذیرفتم.



قرار خرید و عقد گذاشته شد. در روز خرید، یك حلقه طلا برای من خرید و خودش هم یك انگشتر عقیق انتخاب كرد؛ به قیمت صد و پنجاه تومان.



آن شب وقتی پدرم قیمت حلقه، یا بهتر بگویم انگشتر او را فهمید، ناراحت و عصبانی شد و گفت: «این دختر آبرو برای ما نگذاشته است.» به همین خاطر، وقتی كه حاج همت به خانه ما زنگ زد، پدرم به مادرم گفت: كه از ایشان بخواهید بیایند یك حلقه بهتر بخرند. ولی او در جواب گفت: «حاج آقا! من لیاقت این حرفها را ندارم. شما دعا كنید كه بتوانم حق همین را هم ادا كنم.»



دو روز بعد، هفدهم ربیع‌الاول بود و به خاطر میمنت و مباركی آن، قرار شد مراسم عقد در همین روز انجام بگیرد.



آن روز، یك لباس ساده تنم بود و یك جفت كفش ملی به پایم. به حاج همت زنگ زدم و گفتم: «وقتی می‌آیی برای عقد، لباس سپاه تن كن.»



گفت: «مگر قرار است چه چیزی بپوشم كه چنین توصیه‌ای می‌كنی؟!»



وقتی آمد، دیدم لباسی كه به تن كرده، كمی گشاد است و اندازه تنش نیست. بعدها متوجه شدم كه چون خودش لباس نو سپاه نداشته، لباس برادرش را پوشیده است.



به اتفاق خانواده، به منزل یكی از روحانیون شهر رفتیم و به این ترتیب، خطبه عقد خوانده شد. روز بعد، دوباره عازم منطقه بود. قبل از حركت، بر سر مزار شهدا رفتیم. بعد از زیارت قبور شهدا، گوشه‌ای نشست و گریه كرد. البته نمی‌دانست جایی كه نشسته است بعدها محل دفن او خواهد شد.



بعد از زیارت قبور شهدا، هر دو با هم عازم منطقه شدیم؛ به شهرستان پاوه





نوع مطلب : همسران و خانواده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


منبع لذت برای مرد زندگی تان













اختلاف و تنش بین همسران امری طبیعی است. عدم توجه به راه حّل ها و ساکت ماندن و اتخاذ موضعی انفعالی غیر طبیعی، ملال آور و مشکل آفرین است.



محبت کردن به مرد



بیائید برای حل مشکلات و همراه و همدل کردن همسر و کاهش تنش ها و تلخی ها محور ها و توصیه های ذیل را آویزه گوش کنیم و عمل کنیم تا خانه و خانواده به آشیانه هایی گرم و صمیمی و عاشقانه تبدیل کنیم!



**منبع لذت و محبت باشید:



اگر می خواهید همسرتان با شما باشد باید به شما علاقمند شود اگر می خواهید به شما علاقمند شود باید از شما لذت ببرد. اگر می خواهید از شما لذت ببرد باید نیازیش را بشناسید و تأمین کنید. در چهار محور اساسی سعی کنید برایش لذت بخش باشید:



1. هم سخن شدن. 2.هم سفر شدن. 3.هم سفره شدن. 4.هم بستر شدن.



ارتباط کلامی شما با او آرام بخش و آموزنده و پیام آور و جدید باشد از گفتگوی تکراری خودداری کنید. در مسافرتها سعی کنید خاطره انگیز باشید. خاطرات خوش برایش داشته باشید. در کنار سفره و چیدن سفره و آشپزی کدبانویی هنرمند باشید و باشادابی و نشاط در کنارش برای خوردن غذا آماده شوید. در هم بستر شدن آموزش های لازم را از قبل و از طریق مطالعه و مشاوره کسب کنید. (کتاب های فرهنگ زناشویی - مهدی ضیایی - وازدواج مکتب انسان سازی نوشته دکتر سید رضا پاکنژاد را بخوانید).



** روش های صحیح انتقاد را بیاموزید: مثل دادن هدیه، محترمانه، در هاله ای از محبت و زیبایی - بیان پنج جنبه از خوبی ها در کنار بیان یک انتقاد ملایم انتقاد را در خلوت و عاشقانه تقدیمش کنید.



** در موقعیت های عاطفی، تفریحی و آرامش همسرتان بگوئید میدونم که این نگرانی منو رفع خواهی کرد.



** اقتدار او را هرگز زیر سئوال نبرید: گاهی مردان با مخالفت هایشان می خواهند اقتدارشان را به اثبات برسانند.



** به محض رعایت همدلی و یافتن نقطه ای مثبت تحسینش کنید. عشق ورزی و علاقه خود پر رنگ تر کنید.



** مادری نکنید: محبت مادری با محبت همسری فرق دارد. به عبارت ساده تر مثل مادر دائم او را مورد مراقبت و انجام امور شخصی و دستور دادن توصیه های متعدد قرار ندهید. استقلال او را به رسمیت بشناسید.



** اصل در زندگی انجام واجبات و ترک محرمات است : بقیه امور را سخت نگیرید اهل تساهل و گذشت باشید. پیله نکنید، بر مسائل ناپایدار و نماندنی و سلیقه ای پافشاری و تمرکز نکنید.

داشته ها و توانمندی های مادی و غیر مادی خود مثل ثروت خانواده تان و یا مدرک تحصیلی تان را به رُخش نکشید. اصلاً اینگونه مسائل را حتی به شوخی مطرح نکنید



** عادت به مرور ایجاد می شود برای ترک عادت هم صبور باشید و اصل تدریج و مرور را فراموش نکنید.



** به جای تلاش برای تغییر رفتار او به تغییر رفتار و اخلاق خودتان بپردازید: سرایت عطر صبوری، صداقت و زیبایی های اخلاقی شما او را بالاخره تسلیم خواهد کرد.



** انعطاف پذیر و ملایم باشید: فراموش نکنید آب به همه نرمی و لطافتش براثر مرور زمان و استمرار روش ارتباط قطره قطره سخت ترین سنگ ها می ساید و به کاسه ای پر آب تبدیل می کند.



** داور و مشاور داشته باشید : فصل الخطاب مانع ادامه و تشدید مشکلات و ناسازگاری خواهد شد. از بین خویشان، آشنایان فردی مورد اعتماد را به عنوان مشاور برگزینید و به هنگام مشکلات از او یاری و مساعدت بجوئید.



** داشته ها و توانمندی های مادی و غیر مادی خود مثل ثروت خانواده تان و یا مدرک تحصیلی تان را به رُخش نکشید. اصلاً اینگونه مسائل را حتی به شوخی مطرح نکنید.



** سناریوی سریال زندگی خود را بنویسید: آیا نقش مثبت سناریو را ایفا می کنید؟ اگر چنین است پس مقابله به مثل و برخورد هایی نکنید که در پایان سریال موجب تحسین شما از سوی بینندگان نشود.



** اشکالاتی را که از شما می گیرد بشناسید و رفع کنید، با این روش خلاء سلاح می شود.



** اگر رفتار همسرتان با توجه به محورهای فوق تغییر نکرد، دلسرد نشوید صبورانه بیمارتان را پرستاری کنید، با ترحم و دلسوزی همانطور که وقتی جسماً بیمار می شود پرستاری اش را به عهده می گیرید. بیماریهای رفتاری و اخلاقی به ترحم و توجه و پرستاری بیشتری نیاز دارد.



** ثواب دنیوی و اخروی تحمل ناسازگاریهای او را فراموش نکنید. در روایات اسلامی داریم که تحمل هر ناسازگاری و بدرفتاری همسر منجر به بخشیده شدن یک گناه می شود.






نوع مطلب : همسران و خانواده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 24 دی 1390 :: نویسنده : وحید شیرزاد
 













ازدواج برای هر مرد مجردی یك تصویر قشنگ است؛ یك آرزو كه سال‌ها منتظرش می‌نشیند و در موردش رویابافی می‌كند. اما درست از همان لحظه‌ای كه می‌خواهید با صدای بلند تصمیم‌تان به ازدواج را اعلام كنید، نگرانی‌ها شروع می‌شود؛ نگرانی‌هایی كه پیش از این حتی فكر نمی‌كردید سد راه ازدواج شما شوند.


وقتی روز‌به‌روز به تعداد این دردسرها اضافه شده یا شدت‌شان بیشتر ‌شود، ممكن است ناامید شوید و شما هم مثل خیلی‌های دیگر از ازدواج كردن فراری شوید اما فراموش نكنید، خیلی راحت می‌توانید راه دیگری را در پیش بگیرید و از ازدواج همان رویایی را كه می‌خواستید بسازید؛ یك رویای پر دردسر كه توانایی حل كردن مشكلاتش را دارید.



دردسر اول: هماهنگی‌های خانوادگی



وارد شدن به یك خانواده جدید، كنار آمدن با آرزوها، آداب و رسوم و انتظارات ساده نیست. شما از همان روزهای اول ممكن است نگرانی‌هایی را تجربه كنید كه در دوره مجردی هیچ‌كدام‌شان را نداشته‌اید. نحوه خواستگاری‌ كردن، نوع جشنی كه می‌خواهید بگیرید و خیلی تصمیم‌گیری‌های سخت‌تر و مهم‌تر همگی می‌توانند برای شما به یك چالش تبدیل شوند.



راه‌حل: سعی كنید قبل از مذاكره با خانواده همسرتان باهم سنگ‌های‌تان را وا‌بكنید. خود شما دوست دارید چطور ازدواج كنید و به چه چیزهایی بیشتر اهمیت می‌دهید؟ تصمیمی مشترك با همسر آینده‌تان بگیرید و بعد مفصل در مورد حساسیت‌های خانواده یكدیگر و آداب‌و‌رسوم‌شان گفت‌وگو كنید. حالا سعی كنید تصمیمات‌تان را در قالب خانوادگی‌تان پیاده كنید. اگر در مورد بعضی موارد باید مقاومت كنید یا بجنگید، هرگز همسرتان را به جنگ خانواده‌تان نفرستید بلكه خودتان با آن‌ها مذاكره كنید و تصمیمات مشترك‌تان را به‌عنوان عقاید شخصی خودتان با خانواده در میان بگذارید. وقتی هر دوی شما در جبهه خودتان جنگیدید و كمی از حساسیت‌ها را كم كردید، می‌توانید خانواده‌ها را دور هم جمع كنید و یك تصمیم تعدیل شده و خانوادگی در مورد آینده‌تان بگیرید.



دردسر دوم: حساب و كتاب‌های مالی



نگرانی در مورد مسائل مالی و خرج و مخارج یك خانواده، یكی از نخستین نگرانی‌هایی است كه قرار است تجربه‌اش كنید. اگر شما یك آدم معمولی باشید و بخواهید روی پای خودتان بایستید این نگرانی می‌تواند به یك استرس تبدیل شود. پرداختن قبض‌ها، خرج خورد و خوراك، پوشاك، اجاره خانه، ‌مهمانی‌ها و مسافرت‌ها حتی در ساده‌ترین شرایط هم می‌تواند كمی بحران‌ساز باشد. به‌خصوص در ماه‌های اول كه هنوز برآورد دقیقی از این هزینه‌ها ندارید.



راه‌حل: قبل از این‌كه پایه‌های زندگی‌تان را بسازید، با همسرتان در مورد موضوعات مالی به توافق برسید. این توافق خیلی هم دقیق و غیرقابل تغییر نخواهد بود اما باز هم به شما در كم كردن تنش‌ها كمك خواهد كرد. هرگز روی آخرین قطره مانده در جیب‌تان برنامه‌ریزی نكنید. در مورد سطح اولیه‌ای كه برای زندگی‌تان می‌خواهید بسازید با هم به توافق برسید. محله و ماشینی كه قرار است داشته باشید، مكانی كه برای ماه عسل قرار است بروید و سهمی كه هر كدام از شما در مورد هزینه‌ها قرار است داشته باشید را معین كنید تا بعد از ازدواج با تنش كمتری روبه‌رو شوید.


دردسر سوم: عادت‌های عجیب‌و‌غریب همسرتان



هر آدمی را هم كه برای ازدواج انتخاب كنید و هرچه‌قدر هم كه در موردش تحقیق كرده باشید، باز هم نمی‌توانید كاملا بشناسیدش. هر كدام از شما با عادت‌های متفاوتی وارد این خانه مشترك خواهید شد و ماه‌ها زمان لازم دارید كه بتوانید با این عادت‌ها سازگار شوید و قلق یكدیگر دست‌تان بیاید.



راه حل: مهم‌ترین كاری كه می‌توانید برای كم‌كردن تنش‌های ماه‌های اول انجام دهید، این است كه قبل از زندگی زیر یك سقف به تمام ویژگی‌های شخصیتی و رفتاری طرف مقابل‌تان حسابی فكر كنید. شاید در اول راه فكر كنید كه چطور می‌توانید با این همه تفاوت‌ها كنار هم زندگی كنید اما به زندگی‌تان زمان بدهید و چند ماه بعد می‌بینید كه این تفاوت‌ها چقدر كوچك و ناچیز است و در زندگی روزانه وجودشان اصلا عجیب‌و‌غریب نیست.



دردسر چهارم: انتظارهای متفاوت



شما 2 آدم متفاوت هستید، در 2 خانه متفاوت رشد كرده اید‌ و قطعا نگاه شما در مورد وظایفی كه قرار است به‌عهده داشته باشید تفاوت دارد. شاید در آغاز راه زیاد شدن حجم وظایف‌تان و دغدغه‌هایی كه زندگی مشترك به شما تحمیل كند بیشتر از ظرفیت‌تان باشد اما اگر قدرت مدیریت زندگی‌تان را داشته باشید خیلی زود توانایی شما هم به اندازه مسئولیت‌تان رشد خواهد كرد.



راه‌حل: انتظارات‌تان را با شرایط‌تان تطبیق دهید. كار خانه و كار بیرون‌تان را هماهنگ كنید و هر كدام‌تان سهمی از آن را بر عهده بگیرید. مهارت شما در انجام برخی كارها، علاقه‌تان به بعضی‌های دیگر و فرصت‌تان برای انجام بعضی كارها می‌تواند دلیل قانع‌كننده‌ای باشد كه بدون بحث و جنجال زحمت‌شان را بر عهده بگیرید و مرز‌بندی‌هایی مثل كارهای زنانه و كارهای مردانه را بدون جانب‌داری كنار بگذارید.


دردسر پنجم: تعقیب و گریز



خب... شما قرار نیست مدام روبه‌روی هم باشید و از همه كارها و احساسات دیگری خبر داشته باشید. مدتی كه بگذرد و شناخت‌تان از هم بیشتر شود، راحت‌تر می‌توانید از احساست طرف مقابل با خبر شوید و به او اعتماد كنید اما در ماه‌های اول اگر بخواهید زیاده‌از‌حد سر از كار همسرتان در بیاورید و او را تحت فشار بگذارید همه چیز خیلی زود به هم خواهد ریخت.



راه‌حل: به‌خاطر با خبر شدن از كارها و احساسات همسرتان تعقیب و گریز راه نیندازید. بگذارید مثل قبل زندگی‌اش را به شكلی طبیعی ادامه دهد و احساس نكند كه همیشه زیر ذره‌بین قرار دارد. وقتی سر كار است یا مشغولیت دیگری دارد ثانیه‌به‌ثانیه به او زنگ نزنید. شما با این كارها نمی‌توانید جلوی خیانت را بگیرید پس بیهوده آرامش زندگی‌تان را مختل نكنید.



دردسر ششم: تفاوت‌ها



آدم‌های مختلف عقاید مختلف دارند و موضوعات مهم و حساس ممكن است از نگاه شما با نگاه همسرتان متفاوت باشد. بخشی از این تفاوت‌ها را قبل از ازدواج درك خواهید كرد اما بعد از ازدواج هم روز‌به‌روز به تعداد آن‌ها اضافه خواهد شد.



راه‌حل: نخستین و مهم‌ترین كاری كه می‌توانید بكنید انتخاب آدمی است كه حساسیت‌هایش برای شما قابل پذیرش باشد و به‌خاطر عقایدی كه دارد آزرده نشوید، اما باز هم‌چنین انتخابی نمی‌تواند همه مشكلات را حل كند. شما باید سعی كنید كه بعد از زندگی مشترك به ارزش‌ها، ‌عقاید و حساسیت‌های طرف مقابل‌تان احترام بگذارید و نخواهید كه شخصیت او را زیر و رو كنید و از طرف دیگر، نباید بگذارید كه در جریان زندگی به عقاید شما حمله شود یا این‌كه كسی باورهایی كه یك عمر در شما بوده را به چالش بكشد.





نوع مطلب : همسران و خانواده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 













شاید یکی از پررنگ ترین دغدغه های دخترانی که به نیت ازدواج با کسی آشنا می شوند، این باشد که حد مرز روابط را چطور تعیین کنند؟ وقتی طرف مقابلشان تو زرد از آب در می آید و درخواست نامشروعی از آنها دارد، چطور مقاومت کنند و رابطه را به پایان ببرند؟ چه کنند که طرف مقابل را قانع کنند و در مقابل دام هایی که برایشان پهن شده چه جوابی بدهند؟



تحقیقات نشان داده که بسیاری از افراد، به این خاطر خویشتن داری را از دست می دهند که نمی توانند در برابر فشار روانی تقاضا برای ارتباط جنسی از طرف مقابل مقاومت کنند و با جدیت و صراحت نه بگویند. در این مواقع به احتمال زیاد طرف مقابل شما با زبان چرب و نرم حرف هایی می زند که ممکن است شما را به فکر فرو برد اما اگر از قبل برای هر کدام از این حرف ها جوابی آماده داشته باشید، می توانید به راحتی از دام ها فرار کنید.



می گوید: لمس کردن یکدیگر باعث رشد انسان هاست.



بگو: تو باید رشد کنی و اطلاعاتت را بیشتر کنی. من آن قدر پخته هستم که بدانم این کار، آرامش من و برنامه هایم (برای آینده) را خراب می کند.



می گوید: رفتار تو مثل یک بچه کوچک است...



بگو: اتفاقا رفتار من مثل آدم های باتجربه است. به اطرافت نگاه کن ببین ارتباط بدون مسئولیت پذیری و بدون برنامه چقدر جوان ها را بدبخت کرده است.



می گوید: تو کنجکاو نیستی. فکر می کنی به یک بار تجربه کردن نمی ارزد.



بگو: من درباره خیلی چیزها کنجکاو هستم؛ اما معنایشا ین نیست که بخواهم خودم قربانی بشوم، یا موش آزمایشگاهی باشم. هرچه باشد، امکان صدمه دیدن من هست؛ پس نمی ارزد.



می گوید: همه این کار را می کنند.



بگو: اولا خیلی ها خویشتن دار هستند، ثانیا بیشتر کسانی که تو می گویی، سرانجام سرشکسته و متأسف می شوند و ثالثا من همه نیستم و می دانم که چه کاری برای من صحیح است.



می گوید: برای اینکه دوستت داشته باشند، باید بیشتر جلو بروی.



بگو: من نمی خواهم برای دوست داشته شدن، اجازه بدهم کسی از من سوءاستفاده کند.



می گوید: ولی من دوستت دارم.



بگو: پس به تصمیم من احترام بگذار و احساسات مرا پایمال نکن.



می گوید: به من نشان بده که چقدر دوستم داری.



بگو: من با خویشتن داری و انتظار کشیدن تا روز ازدواج به تو نشان می دهم که چقدر دوستت دارم.



می گوید: کسی که چیزی نمی فهمد.



بگو: خودم و خدای خودم که این را می فهمیم.



می گوید: تو مرا علاقمند و حالا نباید این طور رهایم کنی؛ وگرنه رفتارت در حق من بی انصافی و غیرانسانی است. چطور وجدانت چنین اجازه ای می دهد؟



بگو: من هیجانات نابجای تو نیستم و نمی توانم به قیمت راضی شدن تو، خودم را به گناه و عذاب وجدان و سرزنش بیندازم و خلاف آنچه که به صلاح زندگیم هست عمل کنم. تو باید خودت را کنترل کنی.



می گوید: اگر قبول نکنی، دیگرانی هستند که با اشتیاق می پذیرند.



بگو: برایت متأسفم که مرا به خاطر این چیزها دوست داشتی؛ خوشحال می شوم که به سراغ دیگران بروی.





نوع مطلب : همسران و خانواده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
















با رشد طلاق در جامعه پدیده «بچه های طلاق» هم روز به روز بیشتر می شود. بچه هایی که معمولا به دلیل جدایی پدر و مادرشان همیشه از یک برچسب نامنصفانه رنج می کشند. برچسبی از ترحم، بی اعتمادی و نگاه از بالا که آنها را بیش از هر چیز رنج می دهد.



فرزندان طلاق به دلیل زندگی در یک فضای مشوش همیشه آسیب پذیری بیشتری دارند و از سوی دیگر، نداشتن یک الگوی سالم و منطقی از خانواده و روابط زن و مرد، خیلی وقت ها آنها را در زندگی آینده شان دچار تشویش می کند و زندگی مشترک را برایشان دشوار می سازد.



با این حال فرزندان طلاق هم می توانند ازدواج های موفقی داشته باشند. تصور رایجی که درباره آنها وجود دارد و آنها را آسیب دیده، رشد نیافته و آسیب رسان می داند، در بیشتر موارد درست نیست.


خیلی ها تصور می کنند که قبح طلاق برای فرزندان طلاق ریخته و ممکن است در زندگی شخصی شان هم با کوچکترین اختلافی به دنبال جدایی باشند. به همین دلیل اگر خانواده ای متوجه شود که فرد مقابل فرزند طلاق است از ازدواج فرزندشان با وی جلوگیری می کنند.



اما واقعیت این است که اگرچه گاهی این مساله در بچه های طلاق وجود دارد اما درباره همه آنها صدق نمی کند. بسیاری از بچه های طلاق هستند که بر پایه جوهر وجودی خود به بهترین و برترین جایگاه های علمی، اخلاقی، فرهنگی و... رسیده اند و نمی توان آنها را نادیده گرفت.



بنابراین توصیه می کنیم اگر موردی برای ازدواج داشتید که طرف مقابل فرزند طلاق بود، به صرف این موضوع از ازدواج با وی انصراف ندهید.



توجه به برخی امور و آزمودن فرد مقابل در آنها تا حد بسیار بالایی زندگی را از خطرات ایمن و مطمئن می گرداند.



1.خلاء عاطفی



معمولاً فرزندان طلاق به دلیل فقدان پدر یا مادر و یا هر دو از خلاء عاطفی بسیاری رنج می برند. باید توجه داشت که فرزندان برای اینکه به رشد عاطفی کامل برسند به محبت و توجه پدر و مادر نیاز دارند. اما اگر این محبت و توجه نصف شود و یا از سوی افراد دیگری چون پدر بزرگ و مادر بزرگ تامین شود خلاء های عاطفی بسیاری در فرد ایجاد می کند. خلاهای عاطفی و نرسیدن به رشد عاطفی یکی از مهمترین علل کمبودهای عاطفی زن و مرد در زندگی زناشویی است که می تواند گاهی مشکل ساز شود. اما به یاد داشته باشید که پذیرفتن همسرتان در خانواده شما، سیراب کردن او از محبت و حمایت های عاطفی خانواده شما از او می تواند این مشکلات را به حداقل برساند.



2.آسیب های روحی و روانی



این افراد به دلیل اینکه سال ها شاهد دعواها، درگیری ها و حتی کتک کاری های والدین خود بوده اند، آسیب های روحی و روانی بسیاری دیده اند. ترمیم این آسیب ها و فراموش کردن آنها قبل از ورود به زندگی مشترک یک اصل مهم تلقی می شود. بنابراین مطمئن شوید که همسر آینده شما توانسته این مسائل را برای خود حل و فصل کند و به سبک و سیاق خود ساخته ای در زندگی فردی اش برسد.



3. عدم مهارت آموزی



البته آنچه در این راستا بسیار مهم تلقی می شود، این است که مشکلات اشاره شده در بالا تنها و تنها مختص فرزندان طلاق نیست. چه بسیار افرادی که در ضمن جدایی پدر و مادرشان از یکدیگر هیچ یک از مشکلات بالا را ندارند و چه بسیار افرادی که در خانواده و ذیل سایه پدر و مادر زندگی کرده اند و مشکلات بالا را دارند. پس توجه همه افراد به مشکلات قید شده و آزمون آنها مهم است باید رعایت و توجه به آنها در ازدواج با فرزندان طلاق ضروری تر و مهم تر است.





نوع مطلب : همسران و خانواده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


داشتن دوست قبل از ازدواج، درست یا غلط ؟





معمولا افرادی که اقدام به برقراری چنین رابطه هایی می کنند، با این استدلال که «ما نمی خواهیم ازدواج کنیم» انتخاب ها و رفتارهایی را که باید از خود نشان دهند، بروز نمی دهند و...



دوستی هایی که قبل از ازدواج دنبال می شود، قطعاً دوستی پایدار و بلند مدتی نخواهد بود اما وابستگی عاطفی ای که بعد از مدتی بین دو طرف شکل می گیرد، جدایی را سخت می کند.


معمولا افرادی که اقدام به برقراری چنین رابطه هایی می کنند، با این استدلال که «ما نمی خواهیم ازدواج کنیم» انتخاب ها و رفتارهایی را که باید از خود نشان دهند، بروز نمی دهند و بدون آشنایی کافی و درنظر نگرفتن معیارهای درست، اقدام به برقراری این رابطه می کنند و حاضر به پذیرش مسئولیت های یک رابطه نیستند. چنین دوستی هایی به دلیل ضربه هایی که طرفین رابطه متحمل می شوند، توصیه نمی شود.



بخشی از این ضربه ها مربوط به وابستگی های عاطفی می شود. به عبارت بهتر، شما تصور کنید دختر و پسری تصمیم می گیرند که رابطه ای با هم برقرار کنند، منتها چون قصد ازدواج ندارند، ملاک هایی را که برای ازدواج در ذهن خود ساخته اند نادیده می گیرند، با این توجیه که قرار نیست این رابطه به ازدواج منجر شود. بنابراین با کسانی دوست می شوند که کیفیت اخلاقی و رفتاری پایین تری دارند.



از طرفی این رابطه آغاز می شود و بعد از مدتی این دوستی دو حالت پیدا می کند؛ یا رابطه به خاطر مشکلاتی که به وجود می آید قطع می شود و در این میان، طرفین ضربه های روحی- عاطفی زیادی خواهند خورد و یا این رابطه مدتی ادامه پیدا می کند تا وابستگی عاطفی شدیدی به وجود می آید و تصمیم می گیرند ازدواج کنند؛ غافل از اینکه این آدم مناسب ازدواج نیست و معیارهای یک ازدواج موفق در این رابطه وجود ندارد.



نکته دیگر این است که وقتی این گونه روابط براساس حداقل شناخت آغاز می شود، طرفین به مسائلی مانند معیارهای اخلاقی مورد پذیرش شان توجه نمی کنند. برای مثال، دختر یک حدی از رابطه را می پسندد ولی پسر خواسته های بیشتری دارد و یا بالعکس. در این موارد مشاهده می شود طرفین از ترس از دست دادن دوستی و یا به خاطر تهدیدهایی که صورت می گیرد، تسلیم خواسته های طرف مقابل می شوند.



دوستی برای شناخت جنس مخالف



بعضی ها می گویند من دختر و یا پسری را برای دوستی می خواهم تا بتوانم دخترها و یا پسرها را بشناسم؛ در صورتی که این کاملا غلط است. برای شناختن روحیات دخترها و یا پسرها لازم نیست افراد چنین روابطی را تجربه کنند. جنس متفاوت چیز پیچیده ای نیست که لازم باشد یک نفر «دوست دختر» یا «دوست پسر» داشته باشد تا جنس متفاوت را بشناسد. روابط معمولی که درون برخی چهارچوب های اخلاقی و عرفی شکل می گیرد مثل روابط معمول دو همکلاسی یا دو همکار، برای شناختن جنس متفاوت کفایت می کند و لازم نیست برای شناخت پیدا کردن وارد روابطی بشوند که وابستگی های عاطفی حرف اول و آخر را می زند.



در کشورهای غربی که حتی از لحاظ فرهنگی تفاوت های زیادی با جامعه ما دارند و ارزش های متفاوتی برای آنها تعریف شده است، تحقیقات نشان م یدهد که افرادی که دوستی با آدم های بیشتری را تجربه کردند و به قول معروف دوست دختر و یا دوست پسرهای بیشتری داشته اند و قبل از ازدواج روابط متعددی با جنس مخالف داشته اند، بعد ازدواج رضایت کمتری از زندگی شان دارند و مشکلات بیشتری را تجربه خواهند کرد. این تجربه برخلاف تصور قالب جوانان ماست. در حال حاضر، دخترها و پسرها فکر می کنند هرچه روابط بیشتری را تجربه کنند، در انتخاب همسر موفق تر خواهند بود اما این یک ذهنیت نادرست است.



قطع رابطه



مرحله آخر، قطع این گونه روابط است. افراد باید بدانند که هرچه از عمر رابطه می گذرد، وابستگی بیشتری به وجود خواهد آمد و قطع رابطه همراه با رنج فراوان خواهد بود.



از نظر روانشناسی، از دست دادن یک رابطه که در آن عاطفه و احساس وجود دارد همچون مرگ یکی از نزدیکان، دردناک است و فرد دور های سوگوار رابطه از دست رفته اش خواهد بود. گریه ها، خواهش و التماس ها، قول و قرارها و امثالهم در این دوران نباید مورد اعتنا قرار بگیرند؛ چراکه فرد برای فرار از غم از دست دادن رابطه دست به هر کاری می زند تا شاید بتواند طرف مقابل را از جدایی منصرف کند.



طرفین رابطه اگر بتوانند با واقعیت رو به رو شوند و چند ماه ناراحتی شان را کنترل کنند، به زندگی عادی برخواهند گشت و حتی بعد از سپر یشدن مدتی متوجه فواید قطع رابطه گذشته شان خواهند شد، اما اگر مدام امیدوارانه به فکر از سرگیری رابطه باشند، نخواهند توانست به زندگی عادی و معمولشان بازگردند.



یک نکته مهم



نکته دیگر این است که اگر تصمیم به قطع رابطه گرفته شد، این جدایی باید به یکباره و برای همیشه صورت گیرد و نه به صورت تدریجی یا با کم کردن رابطه. تجربه نشان می دهد کم کردن تدریجی رابطه مؤثر نیست و همه چیز باید یک دفعه تمام شود. تنزل رابطه به یک دوستی معمولی هم به هیچ عنوان مؤثر نخواهد بود؛ چرا که این ها سابقه ای از یک رابطه عاطفی را با هم دارند که ممکن است طرفین را دچار مشکلات روحی کند.





نوع مطلب : همسران و خانواده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 24 دی 1390 :: نویسنده : وحید شیرزاد

"اگر شخصی این دو خصلت را نداشته باشد دوستی با او قابل تحمل نیست؛ عقل و دین." امام علی (ع)


به گزارش رهوا به نقل از آتی نیوز :انگار عمر داشتن همه چیزهای خوب، عمل کردن به کارهای خوب، قانون های خوب سر رسیده، زمانی آدم ها کلی تلاش و جستجو و فکر در مورد آدم هایی که می خواستند طرح دوستی بریزند، می کردند و با هرکسی باب آشنایی را باز نمی کردند.


احادیث زیادی درباره دوست، خصوصیاتی که باید داشته باشد و راه های انتخاب آن داریم که نشان دهنده اهمیت این موضوع است، موضوعی که این روزها کمتر کسی به آن بها می دهد.

اما مشکل وقتی حادتر می شود که بعضی ها به دنبال روابط نامشروع و دوستی با جنس مخالف می روند.

این معضل از خیابان ها و پارک ها به اینترنت هم کشیده شده. نه همین تازگی ها که ازخیلی وقت پیش، اما انگار هیچ کس صدای زنگ خطر این حادثه شوم و نامبارک را نمی شنود.
آن هایی که مسوولند و یا بی مسوولیت، انگشت هایشان را با اصرار در گوش کرده و هیچ نمی شنوند. هیچ نمی دانند که دختر، پسرهای جوان در دنیای مجازی اینترنت، سر از سایت های دوست یابی در می آورند.

سایت هایی که بدون هیچ نظارت قانونی سرگرم کار خودشان اند. رواج روابط نامشروع بین دختر و پسرها، آشنایی افراد متاهل با مجردها، از هم پاشیدن خانواده ها، گسترش دوستی های بی سرانجام و تاثیر نامطلوبی که بر روحیه جوان ها دارد، تنها چند مورد از مشکلات بزرگی هستند که رشد روز افزون این سایت ها در پی دارد.
ماهیت سایت های دوستیابی

مرسی دات کام، دوست یابی در عرض دو سوت!!!،سایت دوست یابی لاوستان! ،بنگاه دوست یابی! دوستی های ماندگار! دوست یابی بهانه! برخی از این سایت ها هستند که بدون هیچ نظارت قانونی در حال فعالیت اند.

افراد بعد از گذاشتن بعضی مشخصات و شماره تلفن خود در این سایت ها به عضویت آن در می آیند و بعد سایت امکان پیدا کردن دوست از هر قماشی که فکرش را بکنید، به اعضا می دهد. هیچ محدودیتی برای پیدا کردن دوست، در این سایت ها وجود ندارد !


بعضی ها دنبال دوست دختر های زیبا می گردند و بعضی ها از نوع باوفایش را می خواهند! سایت های دوست یابی پر هستند از جملاتی با این مضمون:

دنبال یه دوست دختر خوب می گردم، اگر کسی هست به این شماره زنگ بزنه.
سینا هستم از تهران، یه دوست خوب می خوام. کسی هست؟!!
مردی هستم 40 ساله، متاهل!! دنبال یک خانم جوان برای آشنایی هستم!

جامعه مجازی گوهردشت، در بخشی از مطالب خود با کمال افتخار! آورده است که دو نفر از کسانی که در این سایت با هم آشنا شدند، ازدواج کردند. سعید و سارا از سایت یک سکه بهار آزادی هم به عنوان جایزه دریافت کردند!!
در یکی از این سایت های عین این جملات آمده: دوست دختر یابی اینترنتی، خیلی سخت تر از دوست پسر یابی غیر اینترنتیه ،چون معمولا پسرا باید منت بکشند تا دخترا انتخاب کنند.

پسرا به دو گروه تقسیم می شن:
1) قیافه دار
2) قیافه ندار
که قیافه دارها به دو گروه تقسیم می شن:
الف) قیافه دار پول دار.... مسه .................
ب) قیافه دار پول ندار

قیافه دار پولدار اصلا همینجوری نونش تو روغنه.یعنی بچه مایه دار باشی قیافه هم داشته باشی، همینجوری دخترا می میرن واسه ت.تازه اگه بری رپ بخونی، دیگه نورعلی نور.دیگه دخترا خودشونو هلاک می کنن(البته دخترا همینتوری هلاک پسرا هستن....حالا البته می تونی واسه اینکه همه بفهمن مایه داری یه زنجیر طلا بندازی گردنت.یقه لباستم باز بذاری که این پشم و پیلی سینه ت بزنه بیرون.یا یه گلوبند بندازی گردنت با پلاک جمجمه دیگه مطمن باش مخرو زدی مگه اینکه تازه از امین آباد فرار کرده باشی.

قیافه ندار پول دار هم ناراحت نباشه.زیاد کارش سخت نیست.مایه که داره...از قدیمم که گفتن:"پول داشته باش ، سر سبیل شاه نقاره بزن" .می ری یه حلقه میندازی تو گوشت.موهاتم بلند می ذاری تا زیر مهره پنجم کمرت(نکته کنکوری).یه ادکلن سانیاریکل (امیدوارم اسمشودرست گفته باشم) هم می زنی به خودت.

بعدش راه می ری تو کوچه و هر دختری که دیدی بهش تیکه می ندازی.مثلا: ...ساعت من برقش رفته مواظب باش نگیردت...حیف که دندونامو تازه واکس زدم وگرنه بوست می کردم(خداییش چه ربطی داشت؟؟؟)...

آره خلاصه یکی از اینا رو می گی به هر کی که دیدی تا بالاخره یکیشون بهت بخنده و بعد دیگه ای یار مبارک بادا...

قیافه دار پول ندار هم خیلی مشکل نیست کارش.یعنی اصولا قیافه داره دیگه؟؟؟باید بره بگرده یه دختر مایه دار پیدا کنه که براش خرج کنه.بگرده و بگرده و بگرده تا بالاخره یه دختر مایه دار ولی خر و احمق پیدا کنه و شروع کنه جلوش رژه رفتن.تا بالاخره دختره تحت شرایط غیر عادی روحی و روانی قرار بگیره و بیاد طرفت.اونوقته که باید نقش یه پری معصوم رو(که اتفاقا چقدرم به پسرا میاد)بازی کنی و اصلا نگاهشم نکنی.همه ش بهش می گی که من تو رو به چشم خواهرم می بینم.اصلا وضع خونواده ما و شما خیلی با هم فرق داره.ما در یه سطح نیستیم.

برات دعا می کنم خوشبخت بشی خواهر خوشگلم(دروغ که خناق نیست بیخ گلو رو بگیره)کتور هم که نمیندازه تازه مصلحتی هم هست...)).تو خوش باشی...گور بابای دل من. اگه دل طرف سنگ هم باشه بهت نه نمیگه... اینجا دیگه دام رو پهن کردی و دون هم پاشیدی و باید منتظر بشی تا به وقتش بندو بکشی و کبوتر پرشکسته بی بال و پر مظلوم رو بدوشی.

قیافه ندار پول ندار خداییش دل سوزوندن داره. اگه کسی تو امین آباد دختر خوب سراغ داره شماره نریمان رو بش بده تا با هم اس مس اس بازی کنن .پس دو راه بیشتر نداره یا بره سراغ دوست دختریابی اینترنتی یا بره بمیره.
که من ترجیحا روش دوم رو پیشنهاد می کنم.

این متن بیان کننده گوشه ای از ادبیات غیراخلاقی و مبتذل این گونه سایت هاست. تمام پرده های اخلاقی در این گونه سایت ها پاره شده است و هیچ مرز و حریم اخلاقی بین اشخاص وجود ندارد.
هر کس اجازه دارد، در این سایت ها با هر ادبیاتی صحبت کند و از هر اصطلاح رکیکی استفاده کند.بعضی از پیغام –درخواست های مطرح شده در این سایت ها آنقدر وقیحانه هستند که بازگویی آن ها مقدور نیست.

جای تاسف و تعجب بسیار دارد که چطور این سایت ها به این سرعت رشد می کنند ،به راحتی به حیات بی شرمانه شان ادامه می دهند و هیچ گونه نظارتی بر کار آن ها وجود ندارد.


جالب است که این سایت ها برای خودشان قوانینی هم دارند. بخشی از قوانین!!!خود تصویب کرده این سایت ها را بخوانید.

"از شما مراجعه کننده خواهشمند است برای دوست یابی یا به یکی از داوطلبین زیر مراجعه نموده و یا با ارایه مشخصات خود اقدام به دوست یابی نمایید .در ضمن خواهشمند است در صورت توافق طرفین با درج نظر مبتنی بر حذف اسم طرفین ،
شما با خیالی آسوده به روابط دوستانه خود می پردازید ."

"خواهشمند است برای ثبت نام خود مراحل زیر را پشت سر بگذارید :"1. ابتدا نام و نام خانوادگی خود
2. سپس ایمیل و یا شماره تماس ، فاکس و . . .
3. و حداکثر در 3 سطر مشخصات فردی خود را با جنسیت خود شرح نمایید .
4. جنسیت مورد علاقه خودرا که مایل با گفت و گو با او هستید را درج نمایید .
توجه داشته باشید نظرات به صورت کاملا خصوصی برای نویسنده فرستاده خواهد شد و در صورت تایید حداکثر تا 24 ساعت بعد ، در سایت درج خواهد شد ."

مژده !!!: به زودی این سایت تبدیل به یکی از بزرگترین سایت های بین المللی دوستیابی خواهد شد !!!

توجه : این سایت در قبال مسئولیت بعد از درج ، هیچگونه مسئولیتی نخواهد داشت !!

لذا با توجه به شناخت کافی! طرف دوست خودرا پیدا نمایید !
و حالا به گوشه ای از پیشنهادهای بی شرمانه داده شده در این سایت ها که باعث تاسف هستند توجه کنید:

فرهاد 30 ساله، دنبال یک بیوه با معرفت!!! می گردم که باهاش در آرامش باشم.

مرد - 50 ساله - اهل خوزستان - زندگی نسبتا خوبی دارم- دنبال خانومی هستم که 30 سال به بالا داشته باشه تا باهاش در مورد ادبیات و تئاتر و شعر و موسیقی گپ بزنم!!!

سعید - 32 ساله - از تهران – متاهل!!!!! - دنبال یک دوست دختر یا زن خوب!!

مهرداد - 32 ساله - دنبال خانومی متارکه کرده !!می گردم که 27 تا 35 ساله باشه.

باسلام من محسن ازتهران دنبال یک دوست دختر باوفا می گردم برام فرقی نداره که زیبا باشه یانه یا ایرانی باشه با افقانی !!!فقط مهم اینه که با وفا باشه این برای من مهم است !درزمن!!!! من دورگه هستم یعنی افقانی و ایرانی!

نیاز به دوست در تهران
1.مربی اسکیت هستم
2.مربی تکنو هستم
3.کلاس سوم برق صنعتی
4.بچه پونک
فکر کنم برای شناخت اولیه همین قدر کافی باشه!!
شماره:..


با یک جستجو در اینترنت که چند ثانیه بیشتر طول نمی کشد طومار بلندی از اسامی این سایت ها در جلوی چشم ظاهر می شود . سایت هایی که تعداد بیشماری از آن ها بدون نیاز به فیلتر شکن باز می شوند .دسترسی به این سایت ها اصلا کار سختی نیست.


این گزارش کوتاه، مجال گفتن همه چیز درباره این سایت ها را ندارد.گفتنی ها بسیار است و صدالبته همه می دانیم که از این صرفا " گفتن ها "کاری از پیش نمی رود . هزاران جوان این سرزمین در هوای مسموم این سایت ها نفس می کشند .چرا کسی به فکرسپید هایی که سیاه می شوند، نیست؟...




نوع مطلب : همسران و خانواده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 24 دی 1390 :: نویسنده : وحید شیرزاد
به گزارش مشرق به نقل از مهر، وب سایت خبری تحلیلی "عرب نیوز" در این باره می نویسد: زنان در عربستان سعودی از فناوری مدرن از جمله فیس بوک برای جاسوسی علیه شوهران خود استفاده می کنند.
در این گزارش از چندین زن نام برده شده که پرونده و شکایاتی را در پلیس عربستان علیه شوهران خود مطرح کرده اند.

زنان عربستان برای جاسوسی از شوهران خود با اسامی جعلی درفیس بوک عضو شده وبا درخواست عضویت درصفحه شوهران خود به برنامه های پنهانی آنها پی می برند.

"ام عمار" یکی از شاکیان در عربستان می گوید: من از شوهرم خواستم تا در فیس بوک من را به عنوان یکی از اعضای صفحه خود بپذیرد و زمانی که این اتفاق افتاد شروع به کنکاش در بین دوستان او کردم.

وی گفت : شوهرم در تلاش بود تا من را ببیند، اما پس از مدتی متوجه شد زنی که او تلاش می کند تا ببیند همان همسر خود است.

در این گزارش همچنین از زنان دیگری نیز نام برده شده است که از طریق فیس بوک و شبکه های اجتماعی در تلاش بوده اند تا همسران خود را غافلگیر کرده و به برنامه های پنهانی آنها پی ببرند.

نهادهای مسئول در عربستان درباره این اقدامات هشدار می دهند و عقیده دارند که چنین روندی می تواند از سوی شوهران آنها تحت تعقیب قرار گیرد.





نوع مطلب : همسران و خانواده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 24 دی 1390 :: نویسنده : وحید شیرزاد
مسائل جنسی، ریشه بسیاری از طلاقها
آمارها بیانگر آن است كه بیش ترین علل و عوامل مستقیم و یا غیرمستقیم افزایش طلاق در میان خانواده ها عدم تعامل سازنده و مفید میان زن و شوهر است. زنان بر این باورند كه با اختیار شوهر، توانسته اند به همه چیزهایی كه می خواستند دست یابند و ستون استوار بنیاد خانواده را در اختیار گرفته اند و به اهداف خود رسیده اند. در حالی كه نگه داشت چیزی سخت تر از به دست آوردن آن است. مردان در دست زنان و یا در كنار ایشان همانند ماهی بسیار لغزنده هستند. از این رو نمی توان از گریزپایی آنها سخن نگفت و امید داشت كه همواره پای بند خانه و خانواده باشند مگر آن كه انگیزه های قوی و شدید آنان را در محیط خانواده حفظ كند.
در ریشه یابی طلاق همواره از مسایل جنسی به صراحت و یا كنایه سخن گفته شده است. بطوری كه از نظر برخی كارشناسان مسائل خانواده، بیش از 50درصد طلاقها ریشه در مسائل جنسی دارد. مردان پیش از آن كه به جا و مكان و غذا اهمیت دهند به مسایل جنسی اهمیت می دهند. از این رو گفته اند ریشه مشكلات خانوادگی را می بایست در خلوت گاه ایشان جست.
بر پایه آموزه های قرآنی و فرمان الهی، زنان و مردان می بایست در شبانه روز سه وعده را خلوت كنند و در این سه زمان حتی فرزندان نیز نباید در خلوت گاه ایشان وارد شوند. (سوره نور 58) در این سه خلوت زن می بایست خود را به اشكال مختلف بیاراید و از هرگونه آرایش و زینت بهره برد.

نحوه تعامل خصوصی زن و شوهر
در روایات و روان شناسی جنسی درباره خلوت گاه و تعامل زن و شوهر در این مدت، گفته شده كه آنان در این مدت با یك دیگر درباره مسایل خصوصی سخن بگویند و معاشقه نمایند و هرگز درباره مسایلی سخن نگویند كه كدورت زا باشد و مشكلات بیرون از خلوتگاه را به درون خلوتگاه بكشاند و عیش را منقص گرداند و آتش محبت را به آب سرد سخنان درشت خاموش سازد بلكه هر سخنی كه مهر و محبت را بیافزاید و عاملی برای جذب و جلب به سوی یك دیگر باشد بر زبان رانند.
به هر حال عرضه كردن زن به مرد در خلوتگاه و حریم كاملا خصوصی، اصلی قرآنی و حكمی الهی است كه نمی توان از آن چشم پوشید. از این رو گفته اند بسیاری از مشكلات و درگیری های میان زن و شوهر در طول روز ارتباط تنگاتنگی با خلوت گاه ایشان دارد. هرگاه مسایل خلوتگاه حل شود اغلب مشكلات دیگر به خودی خود حل می شود. اگر مردی درباره پوشش زن و یا غذا و نحوه بچه داری و مانند آن اشكالی می گیرد ریشه آن را می بایست در جای دیگر جست و این گونه چیزها بهانه هایی بیش نیستند.
در این حریم خصوصی، بچه ها و دیگر كسان حاضر در محیط خانواده نمی بایست وارد شوند. در دستورهای قرآنی و نبوی این مسئله بارها مورد تأكید قرار گرفته كه زن و شوهر می بایست از خوابگاه مستقل و مجزایی برخوردار باشند تا از هر حیث آسوده خاطر باشند.

حسن التبعل، رفتاری جهادی
اما علی(ع) در كلمات قصار نهج البلاغه (شماره 136) در عبارتی كوتاه اما پرمغز می فرماید: جهاد المرآه ، حسن التبعل= جهاد زن، نیكوشوهرداری كردن است. به تحقیق و با اطمینان می توان گفت تمام رمز و رازهای خوشبختی و سعادت یك زوج مسلمان و مؤمن در همین عبارت كوتاه نهفته است و شاید بتوان ادعا كرد كه پیرامون همین عبارت موجز، مقالات متعدد و حتی كتاب ها نوشت.
تجربیات زندگی بسیاری از خانواده های مسلمان نشان می دهد كه اغلب معضلات و ناهنجاریهای خانوادگی و اختلافات میان همسران ناشی از عمل نكردن به این جمله نورانی امیر بیان است ازاین رو با توجه به اهمیت موضوع و در ادامه مقاله، به بازخوانی حسن التبعل یعنی نیكوترین شیوه شوهرداری در آموزه های قرآنی می پردازیم.

تبعل و بعل در لغت
بعل در زبان عربی به معنای رئیس و رب النوع و بت و صنم و مانند آن آمده است. در آیات قرآن هرگاه این واژه به كار رفته مراد از آن شوهر و جفت زن است به جز در آیه 125 سوره صافات كه به معنای بت و صنم می باشد. خداوند در این آیه می فرماید: اتدعون بعلا و تذرون احسن الخالقین؛ آیا بعل را به عنوان خدای خویش می خوانید و از او درخواست كمك دارید و خدایی را كه بهترین آفریدگان است رها می سازید؟ به نظر می رسد كه در این آیه مراد از بعل، خدایی است كه در میان اقوام قدیمی لبنان در منطقه بعلبك مورد پرستش بوده است. حضرت الیاس(ع) كه مأمور به سوی ایشان بود آنان را به پرستش خدایی دعوت می كند كه بهترین آفریدگار است ولی آنان نمی پذیرند.
به نظر طبری در تفسیر كبیر او، بعل در این كاربرد واژه ای عربی از واژگان اهل یمن است كه به معنا ومفهوم رب و پروردگار وخدایگان است. از این رو می توان گفت كه معنای آن چندان تفاوتی با معنای مالك و صاحب كه در آرامی و یا سامی ریشه داشته نخواهد داشت؛ زیرا محققان براین باورند كه واژه بعل از ریشه سامی و یا آرامی است و در زبان وادبیات ایشان به معنای مالك و صاحب و پروردگار به كار می رفته است. برخی دیگر براین باورند كه اقوام سامی به زمینی كه دارای آب كافی بود و نیازی به آبیاری نداشته و در آن زمین درختان میوه خوبی به عمل می آمد سرزمین بعل می گفتند كه در حقیقت پروردگار و رب درختان و گیاهان خود بوده و نیازی به آبیاری آسمانی (باران) یا زمینی از راه نهر ندارد.
از این رو شوهر و جفت زن را بعل گفته اند كه در حقیقت خدایگان زن و پروردگار اوست و به نوعی مالكیت و سروری دارد. در كاربردهای اقوام كهن برای بیان مفاهیمی مهم چون شوهر، احترام و بزرگی و سیادت و آقایی مطرح و مهم بوده است. از این رو از واژگانی بهره گرفته می شد كه در حد و اندازه پرستش بوده است.
در برخی از اقوام، شوهر چنان از جایگاه بلند برخوردار بود كه در حكم خدایگان و در شأنیت پرستش بوده است. از این رو واژه ای كه برای بیان پروردگاری و رب النوعی و یا صنم و بت استفاده می شد برای شوهر نیز به كار می رفته است. بنابراین معنا و مفهوم بعل در كاربردهای اصیل آن به معنای پروردگار خانه و سرور و سالار بوده است.

معناشناسی حسن
اما واژه حسن به ضم حاء كه در زبان پارسی به معنی نیكویی است، در حوزه های مختلف، معنایی متنوع و متعدد دارد. با این همه در یك امر مشترك می باشد و آن مسئله زیباشناختی به عنوان مؤلفه و مقوم اصلی است. هر چیزی هر چند خیر و خوب باشد ولی نیكو نیست. نیك و نیكو چیزی است كه از نظر ذوقی و عاطفی و زیبایی، شخص را به وجد و ذوق می آورد. از این رو تاكید بسیاری در این واژه بر جنبه های روان شناختی و زیباشناختی آن شده است. نیكو، هر امر پسندیده ای است كه زیبایی را نیز همراه خود دارد و زمینه اعجاب و شگفتی دیگران را فراهم می كند و عواطف و احساسات آنان را برمی انگیزد.
حسن خلق كه در آیات قرآنی از آن سخن به میان آمده و حتی پیامبر با عنوان «علی خلق عظیم» مورد تمجید و ستایش خداوند قرار گرفته به معنای نرم خویی، پاكیزه گفتار بودن و با روی گشاده و زیبا با دیگران برخورد كردن است.(جامع السعادات، ج1، ص 306)
بنابراین با توجه به كاربردها و مصادیقی كه قرآن برای حسن خلق بیان داشته می توان گفت كه حسن التبعل چیزی در مایه های رفتارها و هنجارهای نیك و حتی فراتر از آن است.

خلوت سه گانه و اهمیت آن
یكی از بهترین و نیكوترین روش های همسرداری به طور كلی و شوهرداری به طور خاص آن است كه زن و شوهر در شبانه روز سه وعده با یكدیگر تنها باشند: پیش از نماز صبح و سحرگاهان، هنگام چاشت(ظهر) و هم چنین بعد از نماز عشاء.( نور 58)
در این زمان هیچ یك از بستگان از كوچك و بزرگ نباید راه یابند و اگر فرزندان به بلوغ جنسی رسیده اند می بایست همانند دیگران هنگام ورود به خلوت، از پدر و مادر اجازه ورود بگیرند.
خلوت های سه گانه آن چنان مهم و اساسی است كه پیامبر اكرم(ص) می فرماید: نشستن مرد در كنار همسر خود در پیشگاه خداوند دوست داشتنی تر از اعتكاف و شب زنده داری در مسجد خود (مسجدالنبی در مدینه) است. (تنبیه الخواطر ج2 ص 122)
مرد در این خلوت گاه، باید محبت خود را به زن ابراز كند و از پنهان كردن آن بپرهیزد؛ زیرا زنان با شنیدن محبت مردان اعتماد به نفس خاصی می یابند. از این رو پیامبر بزرگوار(ص) می فرماید: این گفته مرد به همسر خویش كه دوستت دارم هیچ گاه از قلب او بیرون نمی رود. (كافی ج5 ص 569)
هر یك از زن و مرد باید به اشكال مختلف مهر و محبت خویش را بیان و آشكار سازند. چه این مسئله با گفتن كلمه ای باشد و یا دادن شاخه گلی و یا هر چیزی كه زن از آن خوشش می آید. از این رو حتی خریدن تنقلاتی جزئی و چیزهایی كه زن بدان علاقه مند است یكی از شیوه های بیان و ابراز مهر و محبت بشمار می رود. پیامبر(ص) در این باره می فرماید: مردی كه برای همسرش لقمه می گیرد نزد خداوند پاداش دارد. (المحجه البیضاء ج3 ص 7) به این معنا كه این عمل وی نه تنها بازتاب دنیوی و افزایش مهر و محبت میان زن و شوهر خواهد داشت بلكه بازتاب اخروی نیز به ارمغان می آورد و شخص در آخرت از پاداش آن بهره مند می شود.
زن در خلوت گاه باید خود را عرضه كند. و لذا در اسلام پیش قدمی زن در مسایل جنسی و عرضه كردن پیشنهاد از سوی او امری مستحب دانسته شده است. استحباب به این معنا خواهد بود كه این عمل وی مانند لقمه گرفتن مردان برای زن، آثار دنیوی و اخروی و پاداش را دربردارد و فقط یك رفتار اجتماعی و هنجاری نیك به شمار نمی رود بلكه امری مورد تایید و تاكید دین و شارع به عنوان یك عمل دینی و حكم شرعی شمرده می شود.
پیامبر(ص) در بیان ضرورت اعلام آمادگی جنسی زن می فرماید: «علیها ان تطیب باطیب طیبها و تلبس احسن ثیابها و تزین باحسن زینتها و تعرض نفسها علیه غدوه و عیشه و اكثرمن ذلك حقوقا بر زن به عنوان یك واجب (یا حكم استحبابی) شرعی است كه از خوشبوترین عطرها استفاده كند و زیباترین لباس ها را بپوشد و خود را به نیكوترین وجه بیاراید و بامدادان و شامگاهان خود را بر شوهر عرضه كند و اعلام آمادگی نماید. این از حقوق شوهر می باشد و حقوق شوهر بیش از این چیزی است كه گفته شد.
تاكید آن حضرت بر عرضه كردن در دو وقت به معنای مخالفت با حكم سه وقت قرآن نیست بلكه تنها از باب نمونه مواردی را مطرح می سازد و از بیان بسیاری از موارد و مصادیق خودداری می ورزد و در یك كلمه می افزاید كه حقوق شوهر بیش از آن چه گفته شده می باشد تا زن خود با توجه به شرایط شوهر و علاقمندی وی اقدام كند تا شوهر وی نیازی به دیگری پیدا نكند و در دام وسوسه های شیطانی نیفتد.
چنان كه گفته شد و آمارها نیز نشان می دهد، بسیاری از اختلافات میان زن و شوهر از این ناحیه است. شما زنانی را دیده اید كه در هنگام بیرون رفتن گویی، خود را برای عروسی و میهمانی آرایش می كنند و جامه های بسیار زیبا و آرایش بسیار نیكو می كنند و از همه روش های خودنمایی بهره می گیرند ولی همین كه به خانه می آیند آرایش را با توجیه بد بودن در نزد فرزندان می شویند و جامه های زیبا را از تن خارج می كنند و به شكلی معمولی در خانه می گردند. مردی كه در بیرون با چنین زنانی حتی بطور لحظه ای و گذرا مواجه شود سپس درخانه با شكلی دیگر روبه روگردد در درون خویش احساس كمبود می كند و به شكل مطلوب ارضا نمی شود در حالی كه دیدگاه اسلام عكس این رفتار را تأیید می كند .

آماده باش دایمی
یكی از حقوق مردان بر زنان به عنوان حسن تبعل آن است كه زن خود را همواره در حوزه مسائل جنسی آماده نشان دهد مگر در مواردی كه دین از آن بازداشته است. البته در همان موارد خاص و ممنوع نیز به اشكال دیگر خود را درمعرض بهره برداری جنسی قرار دهد و زمینه های استمتاع شوهر را فراهم آورد به گونه ای كه مرد هیچ احساس كمبود و نیاز جنسی نكند. این آماده باش هرچند كه در آیه 57 سوره نور نیز بیان شده ولی در روایات به شكلی مشخص مطرح شده است. در بسیاری از روایات بر این نكته تاكید شده كه زن می بایست همواره درحالت آماده باش دایم جنسی باشد.
در روایت است كه زنی از پیامبر(ص) درباره حقوق شوهر پرسید: آن حضرت فرمود: ولاتمنعه نفسها و ان كانت علی ظهر قتب؛ بر زن است كه خود را از شوهرش بازندارد و بگذارد تا وی از او كام بگیرد حتی اگر بر روی كوهان شتر باشد.
این روایت بدترین حالت را تجسم كرده كه در جریان سفر و آن هم در روی شتر و بار كجاوه اگر مردی از زن خویش بخواهد كه از وی كام گیرد می بایست خود را آماده كند و از آن بازندارد. در حقیقت آماده باش دایمی جنسی برای جلوگیری از هرگونه احساس نیاز، امری است كه می بایست زن به عنوان حق شوهر بشناسد و از آن كوتاهی نكند. از این رو گفته اند یافتن شوهر آسان تر از حفظ آن است؛ زیرا مردان با دیدن غرایز جنسی شان تحریك می شوند و احساس نیاز می كنند و اگر این نیاز برآورده نشود، از راههای دیگر ارضا می شوند كه یا گناه است و یا با عقد موقت و دایم با زن دیگری برآورده می شود.
تاكید آیات و روایات بر خودنمایی و آراستگی زنان برای شوهران از این روست كه مردان با مشاهده و دیدن، عواطف و احساسات جنسی شان برانگیخته شود. از این رو زن موظف است خود را در حالت آماده باش قرار دهد تا شوهر وی به زنی دیگر گرایش نیابد و استمتاع نجوید.
مسائل جنسی در خانواده هم در حوزه تشكیل و هم بقای آن نقش اساسی دارد. تفكر این كه این امور در زمانی كاسته می شود و یا تقلیل می یابد و یا از میان می رود تفكر نادرست و دور از واقع است. مردان برخلاف زنان دارای تمایلات جنسی قوی ای هستند. شاید یكی از علل و حكمت های تعدد زوجات و عقد موقت مسئله گرایش های شدید جنسی مردان باشد كه هرگز فروكش نمی كند و زنان گاه به عللی نمی توانند آن را برآورده سازند و مشكلات خانوادگی را سبب می شود. خانه غالبا زمانی آرامش می یابد كه مرد از نظر جنسی ارضا شود و نیازهای جنسی او برآورده گردد.
اگر این تمایلات جنسی در خانه و به شكل صحیح و محبت آمیز تأمین نشود به اشكال مختلف در جامعه خود را نشان می دهد و فساد و تباهی اجتماعی را به دنبال خواهد داشت. از این رو زن باید پروانه وار پیرامون شوهر بچرخد و همه گونه وسایل و آرامش روحی و روانی و جنسی وی را برآورده سازد. امام باقر(ع) می فرماید: هر زنی كه یك لیوان آب به شوهرش بدهد از یك سال روزه داری و شب زنده داری برایش برتر است. (وسایل الشیعه ج 14 ص 123)
اصولا جهاد نفس و جهاد اكبر و اصغر زن در زندگی خانوادگی و در شوهرداری و حسن التبعل وی می باشد. زنان اگر بخواهند ثوابی كسب كنند نیازی نیست كه شب زنده داری كنند و برای نماز شب برخیزند و یا روزهای بلند و گرم را روزه مستحبی بگیرند و یا برای جنگ و جهاد در راه خدا به جبهه بروند. برای به دست آوردن پاداش اخروی همه این امور كافی است كه فقط خوب شوهر داری كنند. از این رو یك لیوان آب به شوهر دادن برابر با ثواب و پاداش یك سال شب زنده داری و روزه داری می باشد. (ر.ك به: زن در آینه جلال و جمال، آیت الله جوادی آملی ص 398)
امام باقر(ع) هم چنین می فرماید: زن برای رضا و خشنودی خدا تنها رضایت شوهر را اصل قرار دهد. با این كار است كه رضایت و خشنودی خدا را نیز به دست می آورد و اگر شوهر خشمگین شود خشم الهی را به دنبال خواهد داشت.

رضایت شوهر، عامل ثبات خانواده
زنان می بایست به هر شكلی شده رضایت شوهر را به دست آورند. از این رو شوهر در اندیشه و تصویر اسلامی چون پروردگار صاحب حق و مالك شمرده شده است و از جایگاه بلندی برخوردار می باشد. زن برای به دست آوردن رضایت و خشنودی خدا نمی بایست نمازهای بسیار و یا طولانی بخواند و یا روزه های مستحبی بگیرد. همین كار را می تواند با رضایت شوهر به دست آورد و از پاداش آن بهره مندگردد. از این رو در اسلام جز نمازهای واجب و آن هم در خانه از آنان خواسته نشده و حتی نهی شده است كه زنی نمازش را طولانی كند و شوهر را سركار بگذارد و خود را در كنار شوهر ننشاند و عشوه نكند و روزه های مستحب حتی بی اذن شوهر باطل و گناه است و نمازهای مستحبی از استحباب خارج می شود.
به هر حال جهاد و دین داری زن در شوهرداری وی خلاصه می شود. چنانكه امیر مومنان علی(ع) می فرماید: جهاد زن آن است كه خود را بیاراید و زیبایی خویش را آشكار كند و برای شوهرش آراستگی نماید. (نهج البلاغه كلمات قصار شماره 136)
آنچه بیان شد تنها نمونه هایی كوچك از روش های نیك شوهرداری است و حتی اگر این كوچك ترین و مصادیق مطرح شده مراعات گردد بسیاری از خانه ها از وضعیت كنونی بیرون می رود و آرامش در خانه ها حكمفرما می شود ولی مساله این است كه حتی در همین اندازه مسایل رعایت نمی شود و در نتیجه طلاق و جدایی در جامعه افزایش می یابد. به سخن پیامبر(ص) آنچه گفته شده، بخشی از حقوق شوهران است و حق شوهر بیش از این چیزهایی است كه بیان شده است. البته بدیهی است كارها و رفتارهای دیگری نیز وجود دارد كه از مصادیق حسن التبعل است كه برای آشنایی با آنها می توان به كتابهای مربوط به اخلاق خانواده مراجعه كرد.

یك نكته ضروری
مجموع آنچه بیان شد ممكن است برای خواننده مقاله چنین القا كند كه نگارنده این سطور فردی متعصب و یا مردسالار و یا دارای گرایشاتی از این قبیل است و یك طرفه به قاضی رفته است در حالی كه چنین قضاوتی قطعا بدور از انصاف و واقعیت است و باید به این نكته اذعان كرد كه اگر اسلام این همه بر حقوق مرد تأكید می كند، متقابلا بر حق فراوان زن نیز در زندگی زناشویی تأكید دارد و آیات قرآن و روایات بسیار بر ضرورت رعایت حقوق زن در زندگی و فراهم كردن آسایش و آرامش او، خوشرفتاری با وی و عدم ظلم و اجحاف در حق او تأكید می ورزند كه پرداختن به این مقوله نوشتار مستقل و جداگانه ای را می طلبد و شاید در آینده به آن نیز بپردازیم. بدون تردید هدف نگارنده از نگارش این مقاله و مقالاتی از این دست، آشناكردن هر یك از زن و شوهر نسبت به حقوق و وظایف یكدیگر است تا از رهگذر آموزه های حیاتبخش دینی، زندگی توأم با آرامش، رفاه و محبت و دور از تنش و نابهنجاری را بدست آورند و لذت زندگی را بطور واقعی تجربه كنند.





نوع مطلب : همسران و خانواده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بین کسی که عاشق شده است و کسی که تنها شخصی را دوست دارد تفاوتهایی است.

Difference between "somebody you love" and "somebody you like".
نکات زیر به شما کمک خواهد کرد تا این تفاوت را درک کنید:

1ـ هنگام دیدن کسی که عاشق او هستید تپش قلب شما زیاد شده و هیجان زده خواهید شد اما هنگامی که کسی را می بیند که آنرا دوست دارید احساس سرور و خوشحالی می کنید.

In front of the person you love, your heart beats faster,
but in front of the person you like, you get happy.

2ـ هنگامی که عاشق هستید زمستان در نظر شما بهار است ولیکن هنگامیکه کسی رادوست دارید زمستان فقط فصلی زیبا (زمستانی زیبا ) است.

In front of the person you love, winter seems like spring,
but in front of the person you like, winter is just beautiful winter.

3ـ وقتی به کسی که عاشقش هستید نگاه می کنید خجالت می کشید و لیکن هنگامی که به کسی که دوستش دارید می نگرید لبخند خواهید زد.

If you look in to the eyes of the one you love, you blush,
but if you look in to the eyes of the one you like, you smile.

4ـ وقتی که در کنار معشوقه خود هستید نمی توانید هر آنچه را در زهن دارید بیان کنید اما در مورد کسی که دوستش دارید شما توانایی آنرا دارید.

In front of the person you love you cannot say every thing on your mind,
but in front of the person you like you can.

5ـ در مواجه شدن با کسی که عاشقش هستید خجالت میکشید و یا حتی دست و پای خودرا گم میکنید اما در مورد فردی که دوستش دارید راحت تر بوده و توانایی ابراز وجود خواهید داشت.

In front of the person you love you tend to get shy,
but in front of the person you like you can show your own self.

6ـ شما نمی توانید به چشمان کسی که عاشقش هستید مستقیم و طولانی نگاه کنید (زل بزنید) اما می توانید در حالیکه لبخندی بر لب دارید مدتها به چشمان فردی که دوستش دارید نگاه کنید.

You can’t look straight in to the eyes of the one you love,
but you can always smile in to the eyes of the one you like.

7ـ وقتی معشوقه ی شما گریه می کند شما نیز گریه خواهید کرد و اما در مورد کسیکه دوستش دارید سعی بر آرام کردن او می کنید.

When the one you love crying, you cry with them,
but when the one you like crying you end up comforting.

8ـ احساس عاشق بودن و درک آن از طریق نگاه ( دیدن ) است اما درک دوست داشتن بیشتر از طریق شنوایی است ( از طریق ابراز علاقه به صورت کلامی )

The feeling of love starts from the eyes,
but the feeling of like starts from the ears.

9ـ شما می توانید یک رابطه ی دوستی را پایان دهید اما هرگز نمیتوانید چشمان خود را بر احساس عاشق بودن ببندید چرا که حتی اگر اینکار را بکنید عشق همچنان قطره ای در قلب شما و برای همیشه باقی خواهد ماند.

So if you stop liking a person you used to like, all you need to do is cover your ears,
but if you try to close your eyes, love turns in to a drop of tear and remains in your heart for ever…





نوع مطلب : همسران و خانواده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


اسراری شگفت انگیز برای تازه دامادها؛ نوعروسان

 

استحکام و آرامش زندگی ازدواج خانواده، کوچک‌ترین و درعین‌حال زیربنایی‌ترین واحد اجتماع است که باید در حفظ و شکوفایی آن کوشید. تأثیرگذاری مستقیم، گستره تأثیر و طول مدت آن، شاخصه‌های مهمی‌هستند که توجه به خانواده را ضروری می‌سازند. خانواده، مناسب‌ترین بستر برای رشد انسان است. آدمی‌نیازهایی دارد که تأمین هریک از آنها به شیوه مناسب و درست، گامی‌ در مسیر رشد و تعالی وی است و خانواده بهترین جایگاه تأمین این نیازهاست. اما گاهى، به‌دلیل برخی عوامل، این محیط امن و جایگاه تعالی‌بخش، محل کدورت و ناامنی و رکود می‌شود. لذا برای جلوگیری از این نوع رویدادها باید سعی شود که از همان ابتدای زندگی مشترک ، برخی اصول و موازین را رعایت نمود تا کمتر دچار مشکل و تضاد گردید.

 

اگر به تازگی زندگی مشترک خود را آغاز کرده اید، با رعایت نکات ساده و در عین حال، بسیار حساس زیر، می توانید از زندگی تان لذت برده و برای همسرتان، همراهی همیشگی باشید: - هدفی مشترک را در نظر بگیرید. با هم فکری برای خود و همسرتان، هدف مشترکی داشته باشید و برای رسیدن به آن، یکدیگر را کمک کنید. - خودخواه و خود رای نباشید و به نظر همسرتان هم توجه داشته باشید، تا بتوانید لذت های معنوی را درک کنید. - عیب های خود را ببینید. فقط به دنبال عیب جویی از همسرتان نباشید، عیوب خود را نیز رفع کنید. - قدرشناس باشید. قدر محبت های پدر، مادر، همسر و دوستان تان را بدانید و سپاس گزار الطاف خداوند باشید تا به تقدیرهای او راضی شوید. آن چه مورد رضایت خداوند نیست را انجام ندهید تا اطمینان و عزت نفس بیشتری بیابید. - اهل عمل و مسئوولیت پذیری باشید. به جای توقع داشتن از دیگران، به فکر انجام مسئوولیت های و وظایف خود باشید. -

 

به ارزش های اعتقادی و فرهنگی یکدیگر احترام بگذارید. فقط به دنبال عیب جویی از همسرتان نباشید، عیوب خود را نیز رفع کنید. - مثبت بیندیشید و اضطراب را از خود دور سازید. اگر بپذیرید هر کاری از جانب خداوند خیر است، در زندگی اضطراب نخواهید داشت. - هرگز دشنام ندهید و جدال نکنید. بحث و جدل، آتش کینه را در دل شعله ور ساخته و حرمت میان زن و شوهر را خدشه دار می کند. -

 

دلی آرام و نیک خواه داشته باشید. دل آرامی، یکی از راه های برقراری صلح و صفا بین شما و همسرتان است. برای رسیدن به آرامش، باید به خداوند نزدیک شد از ویژگی های همسر دل آرامی، مثبت اندیشی، ایمان، جاذبه ی فکری و امیدواری ست. عشق - عاشقانه زندگی کنید. برای رسیدن به عشق، از انجام هیچ کاری کوتاهی نکنید. - حساسیت های رفتاری همسرتان را بشناسید و به آنها اهمیت دهید تا موجب بروز اختلال در روابط تان نشود. - پیش از صحبت، تفکر کنید. هر گاه حرفی می زنید، از قبل، به عواقب آن فکر کنید تا بعد، شرمنده و پشیمان نشوید. یا توجه به شرایط روحی و جسمی همسرتان حرف بزنید و از پرحرفی بپرهیزید. - تا جایی که می توانید، با یکدیگر غذا بخورید. جمع شدن افراد خانواده دور میز یا سفره ی غذا، موجب افزایش روابط عاطفی و احساس نزدیکی بیشتر آنان خواهد شد. - شبکه ارتباطی خود را گسترش دهید، یکی از علت های ایجاد افسردگی در خانواده ها، قطع ارتباظ با محیط بیرون از خانه است. اگر شما و همسرتان، نظرات متفاوتی در مورد نوع تفریح و ارتباطات دارید، چیزی را انتخاب کنید که تا حد ممکن، هر دو، آن را ترجیح می دهید. - به رشد یکدیگر کمک کنید. زن و شوهر باید به منظور رسیدن به درجات معنوی والاتر، ادامه ی تحصیل، اشتغال و... شرایط رشد و پیشرفت یکدیگر را فراهم کنند. به جای توقع داشتن از دیگران، به فکر انجام مسئوولیت های و وظایف خود باشید - به یکدیگر هدیه دهید، به همسرتان هدیه دهید چون نشان می دهد به او توجه دارید.

 

این مساله به خصوص به آقایان توصیه می شود چرا که بیشتر مردان معتقدند عشق و علاقه شان به همسرشان را در دل داشته و لذا لزومی ندارد که ان را در عمل نشان دهند در حالی زنان بالعکس تمایل فراوانی دارند که به طور آشکار تحت محبت قرار بگیرند لذا هدیه دادن و هدیه گرفتن می تواند دریچه جدید ارتباطی را بین زن و مرد بگشاید. - بی ریا و صادق باشید. اگر با اطرافیان خود صادقانه برخورد کنید، علاوه بر راحتی خودتان، آنان هم شما را آسان تر می پذیرند. - به عهده خود وفا کنید. اگر قولی به همسرتان می دهید، تمام تلاش خود را برای عمل کردن به آن، به کار گیرید. - از نصایح و تجربیات پدر و مادرتان استفاده کنید. استفاده از نصایح دیگران به این معنا نیست که به آنان اجازه ی دخالت در زندگی خصوصی خود را بدهید، بلکه از تجربیات آنان استفاده کنید. - همسر خود را با دیگران مقایسه نکنید. اگر چه افراد نقایصی دارند اما خوبی هایی هم دارند. سعی کنید به نکات مثبت همسر خود فکر کنید. تفاهم - عیب پوشی کنید. همیشه اول، خوبی های همسرتان را به او بگویید و بعد با ظرافت، انتقاد کنید و سعی نمایید معیار نقدهای تان، منطقی و قابل قبول باشد هم چنین هرگز نزد دیگران، عیب همسر خود را بازگو نکنید.

 

- خانواده گرا باشید. همیشه برای خانواده تان اعتبار قائل شوید و به رشد و پیشرفت هم کمک کنید. - عذرخواه باشید و خود نیز عذر دیگران را بپذیرید. - رازدار باشید. هم اسرار همسرتان را نزد دیگران و هم اسرار دیگران را نزد همسرتان فاش نکنید. - صبور و باگذشت باشید. صبر و گذشت موجب می شود دوستی صمیمی برای همسرتان باشید. - همسرتان را از وضعیت اقتصادی موجود، آگاه کنید. از درآمد هم، مطلع باشید تا با هم فکری، برنامه ریزی بهتر انجام دهید. - به خلوت یکدیگر احترام بگذارید. گاهی اوقات افراد نیاز دارند با خود خلوت و تفکر کنند؛ در این صورت، آرامش همسرتان را به هم نزنید. همیشه اول، خوبی های همسرتان را به او بگویید و بعد با ظرافت، انتقاد کنید و سعی نمایید معیار نقدهای تان، منطقی و قابل قبول باشد هم چنین هرگز نزد دیگران، عیب همسر خود را بازگو نکنید. - به فکر ایجاد تغییرهای مثبت در خود و همسرتان باشید. سعی کنید تغییر در حرکت به سمت تعالی و بالندگی باشد و پیش از تغییر، راه های درست ایجاد آن را بدانید. - به یاد خدا باشید و از او کمک بخواهید. با یاد خدا، دل ها آرام می گیرد و مطمئن باشید خداوند به شما کمک خواهد کرد. ماهنامه شادکامی و موفقیت-فاطمه قربان





نوع مطلب : همسران و خانواده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


نکاتی حساس درباره 4 هفته اول دوران نامزدی

 

دیگر از این بدتر نمی‌شود. احساس مریضی می‌کنید، نمی‌توانید لب به غذا بزنید و نمی‌دانید که چه احساسی  دارید و به چه فکر می‌کنید. اما فکرتان خیلی مشغول است. یک لحظه خوشحالید و یک لحظه ناراحت، احساس آشفتگی و بی ثباتی می‌کنید. چه اتفاقی برایتان افتاده است؟ چهار هفته‌ی اولی است که با شوهر آینده تان قرار ملاقات گذاشته اید.

 

اولین چیزی که ممکن است قبل از یک قرار ملاقات اتفاق بیفتد، احساس آشفتگی و وحشت است. ممکن است تا به حال برای یافتن مرد ایده آل خود با افراد زیادی قرار ملاقات داشته باشید، اما هر بار این احساس رخ می‌دهد. بعد از قرار، با اینکه همه چیز عالی و خوشایند بوده باز ممکن است دچار این احساس شوید، چون اینجاست که مجبور می‌شوید در مورد این موقعیت و فرد مزبور کمی فکر کنید. باید تصمیم بگیرید که آیا می‌خواهید با این فرد ادامه دهید یا اینکه همه ی وعده هایی را که شب گذشته با طرف داشته اید را امروز صبح فراموش کرده اید و نمی‌خواهید ادامه دهید. این مسئله برای همه ی ما اتفاق می‌افتد. همه ی ما در چنین موقعیت هایی احساس آشفتگی می‌کنیم.

 

برای بسیاری از افراد، روز های بعد از قرار روزهای فوق العاده ای هستند. احساس جذابیت و علاقه می‌کنید و احساس می‌کنید که کسی هست که دوستتان می‌دارد و برایش جذابیت دارید. اما ممکن است در قرار دوم به این نتیجه برسید که کاملاً در اشتباه بوده اید و احساستان درست نبوده است. پس از اتمام قرار ملاقات دوم، باز احساس فوق العاده ای به شما دست می‌دهد چون این بار دیگر آزمایشی واقعی بوده است و یکدیگر را دقیق تر مورد بررسی قرار داده اید. وفاداری‌ها،قوه ی تعقلتان و جنبه های دیگر شخصیتیتان مورد آزمایش قرار می‌گیرد. تا این مرحله شما نباید هیچگونه رابطه ی فیزیكی با فرد داشته باشید.

 

بعد از قرار ملاقات دوم اگر واقعاً به این فرد علاقه مند شده باشید، احساس اضطراب و نگرانی خواهید داشت، نگرانی برای از دست دادن این فرد. یا ممکن است این نگرانی به خاطر این باشد که فکر می‌کنید برای علاقه مند شدن عجله کرده اید و دوست دارید که از این مسئله خلاص شوید. اینجاست که ممکن است یک آینده ی ایدآل، دچار فاجعه و مصیبت شود. دست از نگران بودن بردارید و بگذارید که زندگی مسیر همیشگی اش را طی کند. خونسردیتان را حفظ کنید، هیچ جای نگرانی نیست. و در هیچ کار هم عجله نکنید.

 

از طرف دیگر ممکن است هنوز مطمئن نشده باشید که با این فرد صمیمیت برقرار کنید یا خیر، اما باز هم نگران نباشید. جذابیت روزهای اول آشنایی با یک فرد در همین است. در یک رابطه ی طولانی مدت، این روزها دیگر تکرار نمی‌شوند، پس سعی کنید که تا می‌توانید از این جو لذت ببرید. لزومی ندارد که یک رابطه ی جدیدی حتماً به ازدواج ختم شود. دقت داشته باشید که این قرار های ملاقات برای آشنایی شما با این فرد برای این ترتیب داده شده تا شما ضمن آشنایی بیشتر با فرد مورد نظر به این نتیجه برسید که آیا این فرد همسفر خوبی برای آینده شما می‌تواند باشد یا نه؟ دیگر چنین طرز فکری نداشته باشید و از قرارهایتان نهایت لذت را ببرید.

 

تردیدهای زیادی در روزهای اول آشنایی وجود دارد، مثل اولین برخورد، اینکه سر قرار بروید یا نه، اینکه تلفن کنید یا نه، چه می‌شود اگر او سر موقع به شما تلفن نکند و...همینطور جلو می‌رود و هر روز تردیدها و دوراهی های جدیدی برایتان پیش می‌آید مثل اینکه، او را برای صرف قهوه دعوت کنید یا نه، اینکه با او به سینما بروید یا نه، اگر احساستان نسبت به او بیشتر شد چه کنید و....باز هم چیزی که به شما کمک می‌کند تغییر طرز فکرتان است، باید بگذارید زندگی روال عادی خود را طی کند، نباید نگرانی در مورد چیزی به خودتان راه دهید. شما زندگی همیشگیتان را داشته باشید، سر موقع همیشگی به باشگاه بروید، کارهایتان را انجام دهید و نگذارید که زندگیتان از مسیرش منحرف شود.

 

وقتی دیر به دیر قرار ملاقات داشته باشید، آن انرژی لازم برای پیشبرد یک رابطه وجود نخواهد داشت. باید از همه فرصت هایتان استفاده کنید و با فرد مورد نظر بگذرانید. اگر فردی را واقعاً دوست داشته باشید، طبیعتاً می‌خواهید همیشه با او باشید تا بتوانید او را بیشتر بشناسید و عاشقش شوید. برای این منظور باید قرار ملاقات هایتان را بیشتر کنید تا صمیمیت بین شما بیشتر شود و گرنه فقط وقتتان را تلف کرده اید.

 

اولین چهار هفته زمان مهمی است چون در این دوران است که همدیگر را خواهید شناخت. اگر بتوانید این دوران را به خوبی پشت سر بگذارید، حتماً خواهید توانست رابطه ی محکمی ایجاد کنید. به عقیده‌ی من از هر گونه رابطه و برخورد خارج از چهر چوب معمول در این دوران و تا قبل از ازدواج خودداری کنید. این دوران فقط دوران آشنایی است و اینکه ببینید از هر لحاظ با هم سازگاری دارید یا خیر. دوران پر خاطره ای خواهد بود، پس سعی کنید بهترین استفاده را ازاین دوران ببرید.

 

ممکن است احساس بی ثباتی و آشفتگی کنید، اما همه ی ما وقتی به گذشته نگاه می‌کنیم تا ببینیم عاشق شدنمان چه روندی داشته است، یاد چهار هفته ی اول آشنایی می‌افتیم. سعی کنید این چهار هفته را به قشنگ ترین حالت ممکن بگذرانید .





نوع مطلب : همسران و خانواده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 2 )    1   2   
 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب