تبلیغات
چگونه ثروتمند شویم-مدیر خوب- تبلیغات- بازاریابی -فروش موفق- good manager - مطالب مطالب جذاب
 
درباره وبلاگ


وبلاک تخصصی بازار سرمایه خواندنی های جذاب -بورس-اخبار اقتصادی-بانک وبیمه-بازاریابی وتبلیغات-مدیر موفق-پزشکی-عکسهای توریستی کشورها

مدیر وبلاگ : وحید شیرزاد
موضوعات
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :



چگونه ثروتمند شویم-مدیر خوب- تبلیغات- بازاریابی -فروش موفق- good manager
ما به راحتی میتوانیم ثروتمند شویم
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM

شهرهای مشهور جهان چطور نامگذاری شدند؟

توجه و دقت در نام و به عبارتی وجه تسمیه شهرها و مناطق مختلف جهان نشان می دهد که بیشتر اسامی شهرها به نوعی نشان دهنده قوم و یا نژاد غالب در آنجاست، و یا اینکه نشان دهنده وضعیت جغرافیایی و اقلیمی آنهاست. اما در این میان برخی از شهرها هستند که نام برخی از بزرگان و یا شخصیت های معروف و مشهور تاریخی را بر انها گذارده اند، برای نمونه نام «سائوپائولو» به عنوان یکی از بزرگترین شهرهای برزیل برگرفته از «پائولو قدیس» یکی از کشیشان مشهور کاتولیکی است.

در همین زمینه در گزارشی کوشیده ایم به بررسی تاریخچه نام برخی از شهرها و پایتخت های کشورهای مختلف دنیا بپردازیم.



نیویورک:

در حدود سال ۱۵۲۴ میلادی هنگامی که پای کاشفان اروپایی به قاره آمریکا باز شد، بیش از ۵۰۰۰ سرخپوست آمریکایی در منطقه نیویورک فعلی زندگی می‌کردند. درآن هنگام، کاشف معروف ایتالیایی «جیوانی دا ورازانو» که در آن زمان برای دربار فرانسه خدمت می‌کرد، منطقه نیویورک را به نام فرانسوی( نوئل آنگولیم) نامگذاری کرد. مهاجران اروپایی هم‌زمان با آغاز به کار کمپانی هلند در منطقه نیویورک، آغاز به سکنی گزیدن کردند. مهاجرت اروپائیان بخصوص هلندی‌ها به نیویورک باعث شد تا قسمت جنوبی منطقه منهتن را در سال ۱۶۱۴ میلادی (نیو آمستردام) بنامند. درآن زمان فرماندار مستعمره هلندی‌ها به نام «پیتر مینوئیت»، تمامی جزیره منهتن را از سرخ‌پوستان در سال ۱۶۲۴ میلادی با مبلغ ۲۴ دلار خریداری کرد .در سال ۱۶۶۴ میلادی، انگلیسی‌ها شهر نیو آمستردام را اشغال کردند و آن را به نام «نیویورک» و به افتخار پادشاه وقت بریتانیا، جیمز دوم که دارای لقب سلطنتی (دوک یورک و آلبنی) بود، نامگذاری کردند.



پاریس:

نام پاریس برگرفته از نام گروهی از افراد قوم گل(گُل، گال و گالیا منطقه‌ای در غرب اروپا است که امروزه فرانسه، بلژیک، غرب سوییس و بخش‌هایی از هلند و آلمان در آن قرار دارند) به نام پاریزی‌ها است. در دوره استیلای روم نام این شهر به «لوتشیا» تغییر کرد، اما در زمان یولیانوس پادشاه روم نام شهر دوباره به پاریس تغییر یافت. پاریس دارای القاب متعدد زیادی است، اما مهم‌ترین نام آن «شهر نور» (La Ville lumiere) است. این نام هم به مرکزیت این شهر در زمینه علم و تحصیلات و هم به پر نور بودن این شهر در شب‌ها برمی‌گردد.
 


پکن:

در جای شهر کنونی پکن در ابتدا شهری به نام (چونگدو) بود که مغول‌ها آن را سوزاندند و ویران‌کردند. «قوبیلای قاآن» در جای پکن کنونی شهری ساخت و آن را پایتخت خود کرد. آن شهر را در مغولی «خانبالِق» (به معنای شهرِ خان) و در چینی «دادو» به معنای پایتخت بزرگ می‌خواندند. در متون فارسی دوران مغول نیز این شهر به صورت خانبالق و خانبالغ ذکر شده است. پس از برپایی سلسله «مینگ» در سال ۱۳۶۸ میلادی، این شهر نام بِیپینگ (به معنای صلح شمالی) گرفت و در سال ۱۴۲۱ نامش به «بِیجینگ»، به معنای پایتخت شمالی (Beijing) تغییر کرد. پکینگ و پکن گونه‌های دیگری از نگارش همان واژه چینی بیجینگ اند.
 


تهران:


 

 

در مورد وجه تسمیه تهران اختلاف نظر زیادی وجود دارد، پاره‌ای از پژوهشگران(ران) را پسوندی به معنای دامنه گرفته‌اند و شمیران و تهران را بالادست و پایین‌دست خوانده‌اند. برخی دیگر تهران را تغییر شکل یافته (تهرام)به معنای منطقه گرمسیر دانسته‌اند، در مقابل شمیرام یا شمیران که منطقه سردسیر است و همچنین عدّه‌ای بر این باورند که سراسر دشت پهناوری که امروز تهران بزرگ خوانده می‌شود در میان کوه‌های اطراف، گود به نظر می‌رسید و بدین سبب(ته ران) نام گرفت. روستایی که پیش‌درآمد شهر تهران بوده‌است، پیش از اسلام نیز وجود داشته، امّا پس از اسلام به‌تدریج نام آن معرّب گردیده و از تهران به طهران تبدیل شده‌است. امّا جغرافیدانان معروف آن روزگار نیز به املای تهران اشاره نموده‌اند.



استانبول:

 

این شهر در ابتدا با نام بیزانتیوم یا قسطنطنیه (عربی‌شده کُنستانتینوپول ـ شهر کنستانتین ـ که به افتخار قیصر روم کنستانتین یکم بدین نام نامیده شد) شناخته می‌شد. در سال ۱۹۶ میلادی «سپتیموس سوِروس» امپراطور روم با حمله به بیزانتیوم آن را اشغال کرد و بسیاری از رومیان به این شهر مهاجرت کردند. تلاش امپراطور برای نامیدن این شهر به نام فرزندش «آگوستا آنتونینا» موفق نبود و مردم تا زمان تغییر نام شهر به «کُنستانتینوپُل» یا قسطنطنیه را برای آن بکار می‌بردند. از سال ۱۹۳۰ رسماً استانبول نامیده شد. نام استانبول که تا قبل از فتح آن به دست ترکان رواج داشت، از نام «ایستیم پولی» که در زبان یونانی به معنی شهر یا مرکز شهراست، برگرفته شده است. در سال ۱۷۷۰ میلادی سلطان مصطفی سوم با ضرب سکه‌هایی که روی آن نام استانبول نقش بسته بود، به این نام رسمیت بخشید و جایگزین قسطنطنیه شد. در دوره جمهوریت و از روز ۲۸ مارس سال ۱۹۳۰ اداره پست ترکیه از تمامی کشورهای جهان خواست تا در مکاتبات خود از نام استانبول استفاده کنند. لازم به ذکر است که در دوره ای از حکومت عثمانی، نام «اسلامبول» به معنی شهر اسلام نیز بسیار کاربرد داشته است.
 


ابوظبی:

 

وجه تسمیه این امارت بعنوان پایتخت امارات متحده عربی به ابوظبی از آنجاست که به علت وجود آب شیرین در دوران قدیم، گله‌ای از (ظباء) یعنی آهو، قبل از ورود انسان به این منطقه در آنجا وجود داشته‌است. در سال ۱۷۶۱ قبیله بنی یاس بعد از پیدا کردن آب شیرین در منطقه ساکن می‌شوند و نام منطقه را به خاطر وجود آهو (ظباء) ابوظبی می گذارند.
 


ریاض:

 

ریاض، پایتخت عربستان سعودی از «الریاض جمع روضه وأرض المکان وأروض أی کثرة روضه» به معنای؛ گلزار و باغ است که آن را گلستان نیز می گویند. یعنی جایی که در آن آب باران جمع شود و پس از آن گلهای رنگارنگ وخوشبو بروید. از اینجا است که نام الریاض آمده است. چرا که شهر ریاض در میان این دره‌ها واقع شده‌است، و در موسم باران و بهار سر سبز و سرشار از گل های رنگارنگ می‌شود، تاریخ نگار معروف (الهمدانی) در کتاب خود که به نام صفة جزیرة العرب معروف است، شهر «ریاض» را، حجر الخضراء به معنای سنگ سبز، نامگذاری کرده ‌است.
 


بغداد:

 

بَغداد واژه ای است به زبان پهلوی به معنای خُداداده. این واژه پیش از اینکه بر این شهر گذارده شود در اوستا به گونه صفت آورده شده بود. این واژه در اوستا به شکل «بغوداته» و به همان معنا در بخش‌هایی از اوستا از آن دسته وندیداد آورده شده‌است. در پارسی میانه این واژه باز به همان معنا و اینبار به ریخت بَغ‌دات آورده شده‌است. برخی دیگر از زبان‌شناسان عقیده دارند بغداد از دو کلمه «بغ» مخفف باغ و «داد» مخفف دادار به معنی ایزد و پروردگار تشکیل شده‌است و بغداد به معنی باغ خدا است. اگرچه در خصوص ریشه‌های ایرانی هیچ شبهه‌ای وجود ندارد ولی کلمه بغداد دو نوع ریشه اصلی متفاوت داشته‌است. قابل اطمینان‌ترین موردی که توافق بیشتری بروی آن گردیده لفظی است که از ترکیب فارسی پهلوی با نام «باگا» (بت، خدا) +داتا (معلوم مسلم) بوجود آمده که کلمه فارسی میانه«بگدات/بگداد» (داده شده توسط خداوند) از آن گرفته شده؛ و سرانجام به کلمه فارسی مدرن و عربی «بغداد» تغییر یافته‌است.





نوع مطلب : مطالب جذاب، 
برچسب ها : شهرهای دنیا، علت نامگذاری، تهران، نیویورک، پاریس، پکن، استانبول، ابوظبی، ریاض، بغداد،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 3 مهر 1391 :: نویسنده : وحید شیرزاد

اگر سرطان نمی خواهید در باغچه تان درخت لیمو بکارید!


 لیموترش محصولی معجزه گر در نابودی سلول های سرطانی است ، و 10000 بار قویتر از شیمی درمانی عمل می کند. چرا ما چیزی درباره آن نمی دانیم؟ زیرا آزمایشگاه ها در ساختن ترکیبات آن سود بسیار زیادی کسب می کنند .

اینک شما می توانید به دوست نیازمند خود کمک کنید ، از طریق اینکه به او بگوئید که آب لیمو ترش در جلوگیری از سرطان سودمند است.

طعم آن بسیار خوشایند است و عوارض جانبی شیمی درمانی را ندارد.اگرمی توانید یک درخت لیمو در حیاط یا پاسیوی خود بکارید .بسیاری از مردم بر اثر سرطان می میرند درحالیکه این راز همچنان حفظ می شود تا منافع شرکت های داروسازی به خطرنیافتد.

لیموترش را می توان به صورت های متفاوت مصرف نمود. قسمت گوشتی آن را خورد یا آب آن را مصرف نمود، به صورت شربت و یا صور دیگر.

جالب ترین خاصیت آن اثرش بر روی کیست ها و تومورهاست. ثابت شده است که این گیاه درمانگر همه انواع سرطان است. همچنین بعنوان یک ضد قارچ و عفونت ها و کرم ها محسوب می شود. فشار خون بالا را تنظیم می کند و ضد افسردگی است و با استرس و اختلالات عصبی مبارزه می کند.

منبع چنیناطلاعاتی بسیارجالب است ، یکی از بزرگترین تولید کننده های دارو در دنیا. این کارخانه بزرگ دارویی فاش ساخته است که آزمایشات آزمایشگاهی که از سال 1970 انجام شده است نشان می دهد که لیموترش سلول های سرطانی را در 12 نوع سرطان ازجمله سرطان روده، سینه، پروستات، ریه و پانکراس نابود می کند




نوع مطلب : مطالب جذاب، دانستنیهای وعجایب جذاب، 
برچسب ها : ضدسرطان، لیمو، درخت لیمو،
لینک های مرتبط :


شنبه 1 مهر 1391 :: نویسنده : وحید شیرزاد
هنوز هم فكر می‌كنید كه جمعیت ایران 70 میلیون نفر است؟ باید بگویم سخت در اشتباهید. به گفته محققان، كشور ما و خیلی از كشورهای دیگر جهان، چند برابر چنین آمارهای رسمی‌ای، جمعیت دارند یعنی چندبرابر  جمعیت رسمی‌شان از امکانات طبیعی استفاده می‌کنند. محققان می‌گویند‌ چاقی در دنیای امروز، از بالا رفتن میزان تولد‌ها هم تاثیرگذارتر است و برای اثبات این حرف، ایالات‌متحده را مثال می‌زنند كه تنها 6‌درصد جمعیت كره زمین را در خود جا داده، اما 30 درصد چاق‌های جهان در آن زندگی می‌كنند. آنها معتقدند چاق‌ها، چند برابر یك انسان لاغر از زمین و امكاناتش بهره‌مند می‌شوند و در واقع هر فرد چاق را در زمان تقسیم كردن امكانات، باید چند نفر به‌حساب بیاوریم.



 براساس گزارش دیلی‌تلگراف،  اگر چاقی به همین سرعت در جوامع همه‌گیر شود، حتی با وجود ثابت ماندن جمعیت جهان، باید تصور كنیم یك میلیارد نفر بیشتر در زمین زندگی می‌كنند؛ به همین بهانه، نگاهی به آمار چاقی و لاغری در گوشه‌گوشه جهان و البته كشورمان انداختیم، تا بدانیم كجای كاریم و بی‌رحمانه، سهم چه كسانی را در شكم‌هایمان جا می‌دهیم.

چاق‌ها و لاغر‌ها

ایالات‌متحده و روسیه فقط از جهان و امكاناتش بهره زیادی نبرده‌اند بلكه مردم این كشور‌ها هم آنقدر سهم دیگر كشور‌ها را خورده‌اند كه به چاق‌ترین آدم‌های جهان تبدیل شده‌اند. البته گمان نكنید ما در این رقابت مظلوم واقع شده‌ایم، بلكه ما هم به‌عنوان دهمین كشور چاق جهان، بیشتر از آنچه باید، از منابع كره‌زمین استفاده می‌كنیم و به‌دلیل همین‌ چاقی‌های كنترل‌نشده، سهم بیشتری هم از بیماری‌ها داریم.



گرچه صدرنشین فهرست لاغر‌ها، كشور‌های محرومی هستند كه از بی‌غذایی لاغر مانده‌اند اما تمامی كشور‌های لاغر، به‌‌دلیل مشكلات اقتصادی چنین وضعیتی ندارند. از طرف دیگر، وضع مالی همه كشور‌های چاق هم خوب نیست و برزیل و مكزیك كه بسیاری از مردمانشان زندگی را به سختی می‌گذرانند، به‌ترتیب رتبه‌های چهارم و ششم چاقی را در جهان به‌خود اختصاص داده‌اند. البته با نگاهی به آمار كشور‌های لاغر جهان، می‌توانیم معجزه ژاپنی‌ها در حفظ تناسب اندامشان را هم مشاهده كنیم؛ كشوری كه گرچه از ابرقدرت‌های اقتصادی‌ است، با وجود قرار نداشتن در فهرست 10 كشور لاغر جهان، مردمی لاغر و سالم دارد.





ماشین بازی كار دست عرب‌ها داد

قطر، كویت، مصر، بحرین و عربستان سعودی هم كم از كشور‌های توسعه یافته ندارند. آمار چاقی در این كشور‌های عربی در مرز انفجار است و محققان، علاقه بیش از حد مردم این كشور‌ها به استفاده از اتومبیل را دلیل بالا بودن وزنشان می‌دانند. پژوهشگران می‌گویند، كشورهای عربی دچار عارضه اتومبیل شده‌اند و از آنجا كه مردم این‌كشور‌ها غذای پركالری می‌خورند اما تحركی برای سوزاندن كالری ندارند، بیشتر از دیگران به مشكل چاقی و عوارضش دچار می‌شوند.



ایرانی ها چاق هستند یا تپل؟






یك‌چهارم حقوق ایرانی‌ها خرج شكم می‌شود

اگر بگوییم اوضاع اقتصادی همه خانواده‌ها خوب است بیراه گفته‌ایم و اگر بگوییم قیمت خورد و خوراك پایین است هم معلوم می‌شود كه این روزها خرید نكرده‌ایم و با وجود این مشكلات، ایرانی‌ها هنوز هم حاضر نیستند برای شكمشان كم بگذارند. بانك مركزی در گزارشی كه از بودجه خانوار‌های ایرانی منتشر كرده، نشان داده در سال 89، هر خانواده ایرانی حدود 25 درصد هزینه ناخالصش را به خوراكی‌ها و نوشیدنی‌ها اختصاص داده است.



در میان استان‌های‌كشورمان، مردم گیلان، همدان و اصفهان، پرخورترین هموطنان هستند و ساكنان هرمزگان، گلستان و خراسان‌شمالی هم ترجیح می‌دهند پولشان را به‌جای خوراكی، خرج كارهای دیگر كنند. البته این اعداد و ارقام، تنها نشان‌دهنده پرخور بودن مردم یك استان نمی‌تواند باشد. درآمد پایین هم در بعضی شهرها، باعث می‌شود بیشتر پولی كه سرپرست خانواده به دست می‌آورد، برای یك خرید ساده هزینه شود و در بعضی موارد هم جمعیت بالای یك استان، آمار این مخارج را در آن بالا برده‌است.



شمالی‌ها و جنوبی‌ها چاق‌ترند

خیال استان‌های مركزی راحت‌ باشد. تحقیقاتی كه در سال 2006 انجام شده، نشان می‌دهد، زنان در شمال و جنوب ایران چاق‌ترین زنان ایرانی هستند. پژوهشگران معتقدند‌ تحرك بدنی ناكافی دلیل اصلی چاقی در میان این افراد است و بررسی‌های آنها نشان داده، زنانی كه اضافه‌وزن دارند، از تحصیلات پایین‌تری هم برخوردارند. چاقی برای مردم این شهرها، تنها یك موضوع آزار‌دهنده ظاهری نیست بلكه آمار‌ها نشان‌داده كه این گروه از زنان بیشتر از دیگران به بیماری‌های قلبی-عروقی هم دچار می‌شوند.

چاقی در استان‌های شمالی كشور، آنقدر بحران‌ساز شده كه «دكتر محمدمهدی ناصحی»، از مسئولان وزارت بهداشت در مازندران، پیش از این از خطری كه ساكنان استان‌های شمالی را تهدید می‌كند خبر داده بود. او با اشاره به تحقیقاتی گفت: «زندگی مازندرانی‌ها در خطر است و چاقی می‌تواند به قیمت جان ساكنان این استان تمام شود.» به گفته او، مازندران رتبه نخست چاقی را در كشور دارد و ساكنان این استان با بیماری‌هایی مانند غدد و دیابت هم دست و پنجه نرم می‌كنند. البته وضعیت شهر‌های جنوبی هم در این مورد، اصلا خوب نیست و تحقیقات نشان داده‌اند كه نیمی از زنان اهوازی هم حداقل با شكلی از چاقی دست به گریبانند.





استاندارد زندگی نمی​کنیم

سازمان بهداشت جهانی  می​گوید، غذای سالم یعنی غذایی که ازكربوهیدرات‌ها 55 درصد، قند غلیظ كمتر از 10درصد، پروتئین 15درصد، نمك كمتر از 5 گرم، 400 گرم سبزی و میوه تازه تشکیل شده باشد. این سازمان می​گوید اگر می​خواهید سالم بمانید، در کنار این رژیم باید یك ساعت هم در روز  ورزش کنید. این درحالی است که نوجوانان آمریکایی تنها روزی 17 دقیقه تحرک دارند و ایرانی ها هم میانه زیادی با  ورزش و این سبک غذا خوردن ندارند. اما مشکل را تنها این بی​تحرکی و وزن زیاد تولید نمی​کند. میل بیش از حد ایرانی​ها به کشیدن سیگار که اولین عامل مرگ و میر در جهان است هم، روز به روز ما را به آخر خط نزدیک​تر می​کند. انگار حواسمان نیست که گرفتار مهم​ترین عوامل مرگ در دنیا یعنی سیگار و چاقی شده​ایم.



سیگار و چربی؛ قاتل ایرانی​ها!


چاقی تنها مشكلی نیست كه خانواده‌های ایرانی با آن دست به‌گریبانند. خرید 1147 نخ سیگار در سال، كاری است كه هر خانواده با انجام دادنش یك قدم به مرگ نزدیك‌تر می‌شود. بانك مركزی می‌گوید، هرخانوار ایرانی به‌طور متوسط 52 هزار تومان در سال سیگار می‌خرد و در واقع، 4 درصد هزینه‌هایش را به دود كردن نخ‌های سیگار اختصاص می‌دهد. آماری كه بانك مركزی در این زمینه ارائه كرده، مربوط به سال 89 است و نشان می‌دهد میزان تقاضا‌ها برای سیگار، نسبت به یك‌سال قبل از آن، یك درصد كمتر شده ‌است.

در این میان، بوشهر در صدر جدول است و با اختصاص 115 هزار تومان، بیشترین پول را برای خرید دخانیات خرج می‌كند. آمارها نشان می‌دهد مصرف دخانیات هم مثل چاقی، در استان‌های شمالی و جنوبی بیشتر است و بوشهر، آذربایجان غربی و گیلان به‌ترتیب استان‌هایی هستند كه به‌دلیل مصرف دخانیات، در معرض خطرات بیشتری قرار دارند.






نوع مطلب : مطالب جذاب، 
برچسب ها : چاق، ایران، كشورهای چاق دنیا،
لینک های مرتبط :


شنبه 1 مهر 1391 :: نویسنده : وحید شیرزاد
با یک نگاه بفهمید او چه خصوصیاتی دارد!
چهره‌خوانی هنری کهن است که در سراسر جهان شناخته شده و اولین چیزی که در یک چهره توجه شما را جلب می‌کند تقارن نداشتن صورت‌هاست. اجزای مختلف چهره‌ نمایانگر شخصیت فردی و اجتماعی شماست.
 
چانه: در چهره‌شناسی، چانه نشان‌دهنده صفاتی از جمله قاطعیت، رقابت‌جویی و پرخاشگری است. اگر چانه‌ای بزرگ و برجسته دارید یعنی صفاتی از جمله قاطعیت، رقابت‌جویی و پرخاشگری جزو خصوصیات شماست. اگر چانه‌ای کوچک دارید فردی آرام و صلح‌طلب هستید.
 
گونه‌ای کشیده و برجسته: به محض این‌که وارد جمعی می‌شوید تمام نگاه‌ها به سمت شما خیره خواهد شد این گونه‌ها، گونه‌های سینمایی نام دارند.
 
پیشانی بیرون زده: نشانگر تخیل‌گرا بودن و ابتکار در زندگی شخصی شماست.

پیشانی که به سمت عقب شیب دارد: نشانگر حافظه قوی و واکنش سریع به اعمال است.

پیشانی صاف: نشانگر تصمیم‌گیری فی‌البداهه و پذیرای عقاید جدید و متفاوت است.

برجستگی گوشتی بین ابروها: نشانگر اراده قوی، راسخ و همت در انجام امور زندگی است.

برآمدگی استخوانی بالای ابرو: نشانگر احترام به قوانین و مقررات است.
 
ابروهای پرپشت: نشانه داشتن تفکر مبهم است و این افراد بیشتر شنونده هستند تا این‌که اطلاعاتی به دیگران بدهند.

ابروهای پیوسته: نشانه داشتن تفکر دائم بوده و این افراد در استراحت مشکل دارند.

ابروکمانی: ارتباط خوب با مردم، یادگیری با مثال‌های کاربردی.

ابروهای صاف: برخورد منطقی با امور.

ابروی هشتی: ریاست‌طلبی، درستکاری.
 
بینی: دقیقا در وسط صورت قرار گرفته و مهم‌ترین عضو است و اولین ورودی برای دریافت انرژی است.

بینی بزرگ: حس ریاست و علاقه به ایجاد تحول.

بینی بلند: نیاز به تسلط بر محیط کار.

بینی کوتاه: توان پایان دادن به کارها و سخت‌کوش.

بینی بلند و صاف: (در نیم‌رخ انحنایی روی بینی دیده نمی‌شود) شیوه کار منطقی و برنامه‌ریزی بلندمدت.

بینی مقعر: (در نیم‌رخ تورفتگی روی بینی دیده می‌شود) شیوه کار احساساتی، نیاز به قدردانی از زحمات.

بینی که (پره‌های باز و عریض دارد): حمایت از عزیزان و نزدیکان بامحبت، تلاش برای موفقیت خانواده.
بینی کوچک: مستقل و حمایت کم از اطرافیان.

بینی سربالا: اعمال صحبت‌های نسنجیده، شنونده خوب.

بینی نوک‌پهن: (نوک بینی پهن و گوشتی) کسب امنیت مالی، مال‌اندوزی.

بینی با نوک گرد: هنردوست و زیبایی‌طلب.

بینی با نوک نازک: ولخرج.





نوع مطلب : مطالب جذاب، رازهای زندگی، 
برچسب ها : شخصیت شناسی،
لینک های مرتبط :


شنبه 1 مهر 1391 :: نویسنده : وحید شیرزاد

حتماً این جمله را شنیده اید که "صدای عمل بلندتر از کلمات است." این مسئله مخصوصاً در مورد "زبان بدن" صحت دارد. "زبان بدن" نوعی ابزار ارتباطی قدرتمند است که با استفاده از آن می توان دوست پیدا کرد و یا دیگران را به انجام کاری متقاعد نمود.

آشنایی با "زبان بدن" به شما کمک می کند مسائلی مثل جذابیت، حقیقت، اعتمادبه نفس و شرم را تشخیص دهید. شما با دقت در حرکات طرف مقابل می توانید به حقایق زیادی دست یابید. در واقع تمام ما آگاهانه یا ناآگاهانه از "زبان بدن" استفاده می کنیم. برای آشنایی بیشتر با این زبان به موارد زیر توجه کنید:


1. تماس چشمی


اجتناب از نگاه کردن به چشمان دیگران و یا تغییر ناگهانی مسیر نگاه حکایت از پنهانکاری یا دروغگویی دارد و در ضمن می تواند نشانه شرم یا عدم اعتمادبه نفس باشد.

2. لبخند زدن

لبخند زدن می تواند نشانه اعتمادبه نفس، دوستی و رفتار مثبت باشد و این حس را منتقل می کند که مردم در کنار شما بودن را دوست دارند. از سوی دیگر مفهوم لبخند تصنعی و یا توأم با دستپاچگی کاملا ضدمفهوم ذکر شده است.

3. کم توجهی


غالباً میزان توجه یک فرد نوع شخصیت او را مشخص می کند. به عنوان مثال اگر کسی به سرعت تمرکز خود را از دست بدهد و به حرف های شما توجه نکند متوجه می شوید که بی حوصله و احتمالا بی اعتنا می باشد.

4. تکان دادن سر


مردم برخی از اوقات ناآگاهانه سر خود را تکان می دهند تا موافقت یا مخالفت خود را نسبت به مسئله ای نشان دهند. شما می توانید با بالا و پایین بردن سر موافقت خود را اعلام کنید و یا هنگام مخالفت، سر خود را به چپ و راست تکان دهید.

5. لمس کردن


لمس کردن طرف مقابل در طول صحبت کردن در صورتی که به طور صحیحی انجام شود می تواند حامل پیام روشنی باشد. به عنوان مثال این کار می تواند نشانه علاقه، آرام کردن و یا اطمینان دادن به او تلقی شود.

6. دست به سینه بودن


دست به سینه بودن می تواند حالت تدافعی یا پایان مکالمه باشد. اگر دست به سینه باشید در حالی که پاها را بر روی یکدیگر قرار داده اید سدی میان شما و دیگران ایجاد می شود.

7. قراردادن دست ها بر روی کمر


این حرکت آمادگی برای واکنش و حتی پرخاشگری را نشان می دهد و چندان دوستانه نیست. غالباً نوجوانان برای نشان دادن مخالفت خود از این حرکت استفاده می کنند.

8. دست دادن


دست دادن معانی زیادی دارد. غالباً دست دادن افرادی که از اعتماد به نفس بالایی برخوردارند محکم است، برعکس افراد دستپاچه و خجالتی و کسانی که احساس ناامنی می کنند. در ضمن مراقب کسانی باشید که با محکم فشردن دست های شما قصد ترساندن تان را دارند!

9. نشستن با پاهای روی هم و جدا از هم


مردم معمولا هنگام نشستن پاهای خود را بر روی هم می اندازند و با یکی از پاها به آرامی ضربه می زنند. این کار نشانه ملال یا ناشکیبایی است. در عوض نشستن با پاهای جدا از هم، آرامش را تداعی می کند.

10. لمس کردن بینی


لمس کردن یا مالیدن یعنی غالباً نشان تردید یا دروغگویی است. نیشگون گرفتن نوک بینی که غالباً با چشمان بسته انجام می شود پاسخ منفی به درخواست طرف مقابل تلقی می شود.

11. به هم مالیدن دست ها


همگی ما با این حرکت آشنا هستیم. این حرکت غالباً زمانی انجام می شود که ما انتظار یک اتفاق خوشایند را می کشیم.

12. نشان دادن کف دست ها


نشان دادن کف دست ها نشان صداقت، روراستی یا بیگناهی است. به عنوان مثال وقتی شما می گویید: "من این کار را نکرده ام" و یا "من هیچ گناهی مرتکب نشده ام" این حرکت را نشان می دهید.

13. ضربه زدن با انگشتان


ضربه زدن با انگشتان، این پیام را به طرف مقابل می دهد که شما خسته شده اید! این حرکت نشانه ناشکیبایی است و به طرف مقابل می فهماند که باید کاری انجام دهد!

14. بازی کردن با موها


کشیدن یا بازی کردن با موها نشانه احساس عدم امنیت یا اعتمادبه نفس پایین است. افراد عصبی این کار را زیاد انجام می دهند. اگر به اولین مصاحبه یک شخصیت ورزشی دقت کنید متوجه این مطلب خواهید شد!

15. خم کردن سر به یک طرف


وقتی فرد سرش را به یک طرف خم می کند شما می فهمید که به مسئله ای علاقه مند است. سگ ها نیز وقتی به موضوعی علاقه مند می شوند سر خود را به طرف آن خم می کنند. البته انسان این حرکت را با شدت کمتری انجام می دهد.

16. تکیه دادن به جلو


وقتی به جلو خم می شوید چه نشسته و چه ایستاده معلوم می شود که به مسئله ای علاقه مند هستید به عبارت دیگر یک شنونده علاقه مند به سوی گوینده خم می شود. برعکس دور شدن از گوینده نشانه عدم علاقه به موضوع بحث است.

17. جویدن ناخن ها


جویدن ناخن ها نشانه دستپاچگی یا عدم احساس امنیت است مردم غالباً هنگام تماشای یک فیلم مهیج یا مسابقات ورزشی ناخن ها را می جوند، به عبارت دیگر در لحظات پرتنش و اضطراب آور.

18. قدم زدن


معمولا افراد عصبی نمی توانند در یک جا آرام بمانند و مدام قدم می زنند. به عنوان مثال اگر شما مردی را ببینید که در انتظار تولد اولین فرزندش است از قدم زدن او تعجب نمی کنید!

توصیه :


هر چند برخی از رفتارها و حرکات پیام های روشنی دارند ولی به آسانی نمی توان این حرکات را تفسیر کرد. به عنوان مثال دست به سینه بودن لزوماً به مفهوم گرفتن حالت تدافعی نیست بلکه گاهی صرفا علامت احساس سرما می باشد! توصیه ما به شما این است که در خواندن رفتار دیگران زیاده روی نکنید و مطالب فوق را بدون استثناء ندانید. موفق باشید.




نوع مطلب : مطالب جذاب، 
برچسب ها : بدن،
لینک های مرتبط :


شنبه 1 مهر 1391 :: نویسنده : وحید شیرزاد
آیا كلبه شماهم در حال سوختن است؟
 
تنها بازمانده یك كشتی شكسته توسط جریان آب به یك جزیره دورافتاده برده شد، با بیقراری به درگاه خداوند دعا می‌كرد تا او را نجات بخشد، ساعتها به اقیانوس چشم می‌دوخت، تا شاید نشانی از كمك بیابد اما هیچ چیز به چشم نمی‌آمد.
سرآخر ناامید شد و تصمیم گرفت كه كلبه ای كوچك خارج از كلك بسازد تا از خود و وسایل اندكش را بهتر محافظت نماید، روزی پس از آنكه از جستجوی غذا بازگشت، خانه كوچكش را در آتش یافت، دود به آسمان رفته بود،اندوهگین فریاد زد: «خدایا چگونه توانستی با من چنین كنی؟»
صبح روز بعد او با صدای یك كشتی كه به جزیره نزدیك می‌شد از خواب برخاست، آن می‌آمد تا او را نجات دهد.
مرد از نجات دهندگانش پرسید: «چطور متوجه شدید كه من اینجا هستم؟»
آنها در جواب گفتند: «ما علامت دودی را که فرستادی، دیدیم!»
آسان می‌توان دلسرد شد هنگامی كه بنظر می‌رسد كارها به خوبی پیش نمی‌روند، اما نباید امیدمان را از دست دهیم زیرا خدا در كار زندگی ماست، حتی در میان درد و رنج.
دفعه آینده كه كلبه شما در حال سوختن است به یاد آورید كه آن شاید علامتی باشد برای فراخواندن رحمت خداوند.
برای تمام چیزهای منفی كه ما بخود می‌گوییم، خداوند پاسخ مثبتی دارد،


تو گفتی «آن غیر ممكن است»، خداوند پاسخ داد «همه چیز ممكن است»،

تو گفتی «هیچ كس واقعاً مرا دوست ندارد»، خداوند پاسخ داد «من تو را دوست دارم»،

تو گفتی «من بسیار خسته هستم»، خداوند پاسخ داد «من به تو آرامش خواهم داد»،

تو گفتی «من توان ادامه دادن ندارم»، خداوند پاسخ داد «رحمت من كافی است»،

تو گفتی «من نمی‌توانم مشكلات را حل كنم»، خداوند پاسخ داد «من گامهای تو را هدایت خواهم كرد»،

تو گفتی «من نمی‌توانم آن را انجام دهم»، خداوند پاسخ داد «تو هر كاری را با من می‌توانی به انجام برسانی»،

تو گفتی «آن ارزشش را ندارد»، خداوند پاسخ داد «آن ارزش پیدا خواهد كرد»،

تو گفتی «من نمی‌توانم خود را ببخشم»، خداوند پاسخ داد «من تو را ‌بخشیده ام»،

تو گفتی «من می‌ترسم»، خداوند پاسخ داد «من روحی ترسو به تو نداده ام»،

تو گفتی «من همیشه نگران و ناامیدم»، خداوند پاسخ داد «تمام نگرانی هایت را به دوش من بگذار»،

تو گفتی «من به اندازه كافی ایمان ندارم»، خداوند پاسخ داد «من به همه به یك اندازه ایمان داده ام»،

تو گفتی «من به اندازه كافی باهوش نیستم»، خداوند پاسخ داد «من به تو عقل داده ام»،

تو گفتی «من احساس تنهایی می‌كنم»، خداوند پاسخ داد

«من هرگز تو را ترك نخواهم كرد»




نوع مطلب : مطالب جذاب، 
برچسب ها : داستان، یاد خدا، كلبه،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 29 شهریور 1391 :: نویسنده : وحید شیرزاد

سخنـان نــاب و پرمعنــای زنـدگی

http://fungroups.ir/fun/2012/august/ghalb.gif

در روزگاری که خنده ی مردم از زمین خوردن توست،
پس برخیز تا چنین مردمی بگریند ...
.
.
.
درصد کمی از انسانها نود سال زندگی می کنند
مابقی یک سال را نود بار تکرار می کنند

.
.
.
نصف اشباهاتمان ناشی از این است که
وقتی باید فکر کنیم، احساس می کنیم
و وقتی که باید احساس کنیم، فکر می کنیم

.
.
.
سر آخر، چیزی که به حساب می آید تعداد سالهای زندگی شما نیست
بلکه زندگی ای است که در آن سالها کرده اید

.
.
.
همیشه در زندگیت جوری زندگی کن که
"ای کاش"
تکیه کلام پیریت نشود

.
.
.
چه داروی تلخی است وفاداری به خائن،
صداقت با دروغگو،
و مهربانی با سنگدل ...

.
.
.
مشکلات امروز تو برای امروز کافی ست،
مشکلات فردا را به امروز اضافه نکن ...

.
.
.
اگر حق با شماست، خشمگین شدن نیازی نیست
و اگر حق با شما نیست، هیـچ حقی برای عصبانی بودن ندارید ...

.
.
.
ما خوب یاد گرفتیم در آسمان مثل پرندگان باشیم و در آب مثل ماهیها،
اما هنوز یاد نگرفتیم روی زمین چگونه زندگی کنیم

.
.
.
فریب مشابهت روز و شب‌ها را نخوریم
امروز، دیروز نیست
و فردا امروز نمی‌شود ...

.
.
.
یادمان باشد که : آن هنگام که از دست دادن عادت می شود
به دست آوردن هم دیگر آرزو نیست ...

.
.
.
زنده بودن حرکتی افقی است از گهواره تا گور
و زندگی کردن حرکتی عمودی است از زمین تا آسمان

.
.
.
برای دوست داشتن وقت لازم است،
اما برای نفرت
گاهی فقط یک حادثه یا یک ثانیه کافی است.

.
.
.
گاه در زندگی، موقعیت هایی پیش میآید که انسان
باید تاوان دعاهای مستجاب شده خود را بپــردازد.

.
.
.
به یاد ندارم نابینایی به من تنه زده باشد
اما هر وقت تنم به جماعت نادان خورد گفتند: "مگه کوری؟"

.
.
.
مادامی که تلخی زندگی دیگران را شیرین می کنی،
بدان که زندگی می کنی ...

.
.
.
هیچ انتظاری از کسی ندارم!
و این نشان دهنده ی قدرت من نیست !
مسئله، خستگی از اعتمادهای شکسته است

.
.
.
برای زنده ماندن دو خورشید لازم است؛
یکی در آسمان و یکی در قلب ...

.
.
.
در جستجوی قلبِ زیبا باش نه صورتِ زیبا
زیرا هر آنچه زیباست همیشه خوب نمی ماند
امـا آنچه خوب است همیشه زیباست ...

.
.
.
هیچ وقت رازت رو به کسی نگو؛
وقتی خودت نمیتونی حفظش کنی،
چطور انتظار داری کس دیگه ای برات راز نگه داره؟

.
.
.
هیچ انسانی دوست نداره بمیره !
اما همه آرزو میکنن برن به بهشت.
اما، یادمون میره که برای رفتن به بهشت اول باید مرد ...

.
.
.
از 3 نفر هرگز متنفر نباش :
فروردینی ها، مهری‌ها، اسفندی ها
چـون بهتـرین هستند

سه نفر را هرگز نرنجون :
اردیبهشتی ها، تیری ها، دی ـی ها
چـون صادق هستند

سه نفر رو هیچوقت نذار از زندگیت بیرون برن :
شهریوری‌ ها، آذری‌ ها، آبانی ها
چـون به درد دلت گوش میدهند

سه نفر رو هرگز از دست نده :
مرداد ـی ها، خرداد ـی ها، بهمن ـی ها
چـون دوست ِ واقعی هستند

.
.
.
زیباترین عکس ها در اتاق های تاریک ظاهر می ‏شوند؛
پس هر موقع در قسمتی تاریک از زندگی قرار گرفتی،
بدان که خدا می‏ خواهد تصویری زیبا از تو بسازد.

.
.
.
نتیجه زندگی، چیزهایی نیست که جمع میکنیم
بلکه قلبهایی است که جذب میکنیم

.
.
.
عجیب است که پس از گذشت یک دقیقه به پزشکی اعتماد می کنیم؛
بعد از گذشت چند ساعت به کلاهبرداری !
بعد از چند روز به دوستی
بعد از چند ماه به همکاری
بعد از چند سال به همسایه ای ...
اما بعد از یک عمر به خدا اعتماد نمی کنیم !
دیگر وقت آن رسیده که اعتمادی فراتر آنچه می بایست را به او ببخشیم.
او که یگانه است و شایسته ...




نوع مطلب : مطالب جذاب، 
برچسب ها : مطالب جذاب، سخنان ناب، زندگی،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 29 شهریور 1391 :: نویسنده : وحید شیرزاد

نَصوح مردى بود شبیه زنها ، صورتش مو نداشت و پستانهایى برجسته چون پستان زنها داشت و در حمام زنانه كار مى كرد. او سالیان متمادی بر این کار بود و از این راه هم امرار معاش می‌کرد و هم ارضای شهوت. گرچه چندین بار به حکم وجدان توبه کرده بود اما هر بار اخگر شهوت، او را به کام خود اندر می‌ساخت و كسى از وضع او خبر نداشت و آوازه تمیزكارى و زرنگى او به گوش همه رسیده و زنان و دختران رجال دولت و اعیان و اشراف دوست داشتند كه وى آنها را دلاكى كند و از او قبلاً وقت مى گرفتند تا روزى در كاخ شاه صحبت از او به میان آمد.

دختر شاه مایل شد كه به حمام آمده و كار نَصوح را ببیند. نصوح جهت پذیرایى و خدمتگزارى اعلام آمادگى نمود ، سپس دختر شاه با چند تن از خواص ندیمانش به اتفاق نصوح به حمام آمده و مشغول استحمام شد . از قضا گوهر گرانبهاى دختر پادشاه در آن حمام مفقود گشت ، از این حادثه دختر پادشاه در غضب شده و به دو تن از خواصش دستور داد كه همه كارگران را تفتیش كنند تا شاید آن گوهر ارزنده پیدا شود  . طبق این دستور مأمورین ، كارگران را یكى بعد از دیگرى مورد بازدید خود قرار دادند، همین كه نوبت به نصوح رسید با اینكه آن بیچاره هیچگونه خبرى از آن نداشت ، ولى از ترس رسوایى ، حاضر نـشد كه وى را تفتیش ‍ كنند، لذا به هر طرفى كه مى رفتند تا دستگیرش كنند، او به طرف دیگر فرار مى كرد و این عمل او سوء ظن دزدى را در مورد او تقویت مى كرد و لذا مأمورین براى دستگیرى او بیشتر سعى مى كردند. نصوح هم تنها راه نجات را در این دید كه خود را در میان خزینه حمام پنهان كند، ناچار به داخل خزینه رفته و همین كه دید مأمورین براى گرفتن او به خزینه آمدند و دیگر كارش از كار گذشته و الان است كه رسوا شود به خداى تعالى متوجه شد و از روى اخلاص توبه كرد در حالی که بدنش مثل بید می‌لرزید با تمام وجود و با دلی شکسته خدا را طلبید و گفت: خداوندا گرچه بارها توبه‌ام بشکستم، اما تو را به مقام ستاری ات این بار نیز فعل قبیحم بپوشان تا زین پس گرد هیچ گناهی نگردم  و از خدا خواست كه از این غم و رسوایى نجاتش دهد . به مجرد این كه نصوح توبه كرد، ناگهان از بیرون حمام آوازى بلند شد كه دست از این بیچاره بردارید كه گوهر پیدا شد . پس از او دست برداشتند. و نصوح خسته و نالان شكر خدا به جا آورده و از خدمت دختر شاه مرخص ‍ شد و به خانه خود رفت . او در این واقعه عیاناً لطف و عنایت ربانی را مشاهده کرد. این بود که بر توبه‌اش ثابت‌قدم ماند و فوراً از آن کار کناره گرفت. چند روزی از غیبت او در حمام سپری نشده بود که دختر شاه او را به کار در حمام زنانه دعوت کرد، ولی نصوح جواب داد که دستم علیل شده و قادر به دلاکی و مشت و مال نیستم، و دیگر هم نرفت.

هر مقدار مالى كه از راه گناه تحصیل كرده بود در راه خدا به فقرا داد و چون زنان شهر از او دست بردار نبودند ، دیگر نمى توانست در آن شهر بماند و از طرفى نمى توانست راز خودش را به كسى اظهار كند، ناچار از شهر خارج و در كوهى كه در چند فرسخى آن شهر بود، سكونت اختیار نمود و به عبادت خدا مشغول گردید . اتفاقاً شبى در خواب دید كسى به او مى گوید : « اى نصـــوح ! چگونه توبه كرده اى و حال آنكه گوشت و پوست تو از فعل حرام روئیده شده است ؟ تو باید چنان توبه كنى كه گوشتهاى حرام از بدنت بریزد . »

همین كه از خواب بیدار شد با خودش قرار گذاشت كه سنگهاى گران وزن را حمل كند و به این ترتیب گوشتهاى حرام تنش را آب كند  . نصوح این برنامه را مرتب عمل مى كرد تا در یكى از روزها همانطورى كه مشغول به كار بود، چشمش به میشى افتاد كه در آن كوه چرا میكرد. از این امر به فكر فرو رفت كه این میش از كجا آمده و از كیست ؟ تا عاقبت با خود اندیشید كه این میش قطعاً از شبانى فرار كرده و به اینجا آمده است ، بایستى من از آن نگهدارى كنم تا صاحبش پیدا شود و به او تسلیمش نمایم . لذا آن میش را گرفت و نگهدارى نمود و از همان علوفه و گیاهان كه خود مى خورد ، به آن حیوان نیز مى داد و مواظبت مى كرد كه گرسنه نماند.

خلاصه میش زاد ولد كرد و نصوح از شیر و عوائد دیگر آن بهره مند مى شد تا سرانجام كاروانى كه راه را گم كرده بود و مردمش از تشنگى مشرف به هلاكت بودند عبورشان به آنجا افتاد، همین كه نصوح را دیدند از او آب خواستند و او به جاى آب به آنها شیر مى داد به طورى كه همگى سیر شده و راه شهر را از او پرسیدند. وى راهى نزدیك را به آنها نشان داده و آنها موقع حركت هر كدام به نصوح احسانى كردند و او در آنجا قلعه اى بنا كرده و چاه آبى حفر نمود و كم كم در آنجا منازلى ساخته و شهركى بنا نمود و مردم از هر جا به آنجا آمده و رحل اقامت افكندند و نصوح بر آنها به عدل و داد حكومت نموده و مردمى كه در آن محل سكونت اختیار كردند، همگى به چشم بزرگى به او مى نگریستند.

رفته رفته ، آوازه خوبى و حسن تدبیر او به گوش پادشاه آن عصر رسید كه پدر آن دختر بود . از شنیدن این خبر مشتاق دیدار او شده ، دستور داد تا وى را از طرف او به دربار دعوت كنند. همین كه دعوت شاه به نصوح رسید، نپذیرفت و گفت : من كارى و نیازى به دربار شاه ندارم و از رفتن نزد سلطان عذر خواست . مأمورین چون این سخن را به شاه رساندند، بسیار تعجب كرد و اظهار داشت حال كه او براى آمدن نزد ما حاضر نیست ما مى رویم كه او را و شهرك نوبنیاد او را ببینیم  .

پس با خواص درباریانش به سوى محل نصوح حركت كرد، همین كه به آن محل رسید به عزرائیل امر شد كه جان پادشاه را بگیرد، پس پادشاه در آنجا سكته كرد و نصوح چون خبردار شد كه شاه براى ملاقات و دیدار او آمده بود ، در مراسم تشییع او شركت و آنجا ماند تا او را به خاك سپردند و چون پادشاه پسرى نداشت ، اركان دولت مصلحت دیدند كه نصوح را به تخت سلطنت بنشانند. چنان كردند و نصوح چون به پادشاهى رسید، بساط عدالت را در تمام قلمرو مملكتش گسترانیده و بعد با همان دختر پادشاه كه ذكرش رفت ، ازدواج كرد و چون شب زفاف و عروسى رسید، در بارگاهش ‍ نشسته بود كه ناگهان شخصى بر او وارد شد و گفت چند سال قبل ، میش من گم شده بود و اكنون آن را نزد تو یافته ام ، مالم را به من رد كن  . نصوح گفت : چنین است . دستور داد تا میش را به او رد كنند، گفت چون میش مرا نگهبانى كرده اى هرچه از منافع آن استفاده كرده اى ، بر تو حلال ولى باید آنچه مانده با من نصف كنى . گفت : درست است و دستور داد تا تمام اموال منقول و غیر منفول را با او نصف كنند.

آن شخص گفت : بدان اى نصوح ، نه من شبانم و نه آن میش است بلكه ما دو فرشته براى آزمایش تو آمده ایم . تمام این ملك و نعمت اجر توبه راستین و صادقانه ات بود كه بر تو حلال و گوارا باد ، و از نظر غایب شدند .

-----------------------

در خاتمه این بحث نیز به روایتى از امام جعفر صادق علیه السلام اشاره مى شود كه به اهمیت و اثرات توبه نصوح تأكید دارد . معاویة بن وهب گوید ، شنیدم حضرت صادق (ع) مى فرمود :

چون بنده ، توبه نصوح كند، خداوند او را دوست دارد و در دنیا و آخرت بر او پرده پوشى كند.

من عرض كردم : چگونه بر او پرده پوشى كند؟

حضرت علیه السلام فرمود : هر چه از گناهان كه دو فرشته موكل بر او نوشته اند، از یادشان ببرد و به جوارح و اعضاى بدن او وحى فرماید كه گناهان او را پنهان كنید و به قطعه هاى زمین كه در آنجاها گناه كرده وحى فرماید كه پنهان دارید، آنچه گناهان كه بر روى تو كرده است . پس دیدار كند خدا را هنگام ملاقات او و چیزى كه به ضرر او بر گناهانش گواهى دهد، نیست  .(منبع : اصول كافى ، ج 4 ، ص  164)

در مجمع آمده كه معاذ بن جبل گفت: یا رسول اللّه توبه نصوح چیست؟

فرمود: أن یتوب التّائب ثمّ لا یرجع فى ذنب كما لا یعود اللبن الى الضرع یعنى توبه كند بعد به گناه برنگردد چنان كه شیر به پستان باز نمی گردد.

چون بنده اى توبه نصوح كند، خدا دوستش دارد و گناهانش را در دنیا و آخرت بپوشاند



نوع مطلب : مطالب جذاب، 
برچسب ها : توبه، توبه نصوح،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 29 شهریور 1391 :: نویسنده : وحید شیرزاد
S A L I J O O N

 

 
3
 

 

 
 
4S A L I J O O N

 

 
 
5S A L I J O O N

 

 
 
6S A L I J O O N

 

 
 
7S A L I J O O N

 

 
 

 
 
9S A L I J O O N

 

 
 
10S A L I J O O N

 

 
 
11S A L I J O O N

 

 
 
12S A L I J O O N

 

 
 
13S A L I J O O N

 

 
 
14S A L I J O O N

 

 
 
15S A L I J O O N

 

 
 
16S A L I J O O N

 

 
 
17S A L I J O O N

 

 

 
 
19S A L I J O O N

 

 
 
 
21S A L I J O O N

 

 
 
22S A L I J O O N

 

 
 
23S A L I J O O N

 

 
 
26S A L I J O O N

 

 
 
27S A L I J O O N

 

 
 
28S A L I J O O N

 

 
 
29S A L I J O O N

 

 
 
30S A L I J O O N
 
 
 
S A L I J O O N

 
 
3S A L I J O O N

 

 
 
5S A L I J O O N

 

 
 
6S A L I J O O N

 

 
 
7S A L I J O O N

 

 
 
8S A L I J O O N

 

 
 
9S A L I J O O N

 

 
 
10S A L I J O O N

 

 
 
 
12S A L I J O O N

 

 
 
13S A L I J O O N

 

 
 
 
18S A L I J O O N

 

 
 
19S A L I J O O N

 

 

 
 
23S A L I J O O N

 

 

 

 
 
27S A L I J O O N

 

 

 
 
29S A L I J O O N

 


 
 
 
32S A L I J O O N

 

 
 
34S A L I J O O N
 
 
8 اشتباه مهم در رژیم های لاغری
 
1 - محاسبات غلط
اولین و رایج‌ترین اشتباهی که افراد در برنامه کاهش وزن خود مرتکب می‌شوند محاسبه غلط کالری مصرفی در برنامه رژیم غذایی است.

2 - بد‌ترین روش برای شروع رژیم غذایی کاهش ناگهانی میزان کربوهیدرات و در نتیجه از دست دادن مایع زیادی از بدن می‌باشد.
کاهش مایعات به میزان مایعات دریافتی بستگی ندارد بلکه مستقیماً به توانایی بدن در نگهداری مایعات ارتباط دارد. در این برنامه‌ها چربی بدن کاهش نمی‌یابد بلکه در واقع تنها پروتئین از دست می‌رود که برای کلیه‌ها بسیار خطرناک است. هنگامی که این نوع رژیم‌ها موقتا قطع شوند فرد مجدداً با افزایش وزن به صورت چربی مواجه می‌شود و اغلب می‌بینیم که فرد حتی چاق‌تر از زمان قبل از رژیم شده است.

3 - هر چه شب هنگام بخورید به چربی مبدل می‌شود، فرقی ندارد چه ساعتی غذا بخورید.
میزان کل کالری روزانه در برابر تعداد کالری که می‌سوزانید تعیین کننده کاهش یا افزایش وزن است. بدن شما کالری شب یا روز را تشخیص نمی‌دهد. تنها میزان کالری‌ها دریک روز مطرح است.
نکته منفی خوردن غذا در شب این است که ممکن است دچار مشکلی به نام بازگشت اسید شوید که در این صورت دچار سوزش سر دل خواهید شد.

4 - برخی غذا‌ها می‌توانند کالری‌ها را بسوزانند
بعضی از غذا‌ها، کمی بیشتر از سایر غذا‌ها برای هضم انرژی لازم دارند.
آرام غذا خوردن و جویدن غذا باعث تنظیم مرکز کنترل اشتهای مغز می‌شود. بنابراین آنچه که خورده‌اید اشتهایتان را کم می‌کند و با غذای کمتر زود‌تر سیر می‌شوید. غذا خوردن سریع خود به خود چاق نمی‌کند ولی از آنجایی که افرادی که سریع غذا می‌خوردند به مکانیزم تنظیم اشتهایشان زمان کافی نمی‌دهند تا کار کند آنگاه بیشتر از میزان لازم غذا می‌خورند.

5 - پروتئین‌ها و کربوهیدرات‌ها بدون توجه به منبع آن‌ها، در هر گرم ۴ کالری دارند
چربی نیز در هر گرم ۹ کالری دارد، یعنی بیشتر از دو برابر پروتئین و کربوهیدرات. گوشت نه تنها در هر گرم چهار کالری دارد بلکه هر گرم چربی گوشت ۹ کالری دارد.
هرچه میزان چربی گوشت بیشتر باشد کالری آن نیز بیشتر خواهد شد و چون مصرف کالری زیاد باعث افزایش ذخیره سازی چربی می‌شود، در نتیجه خوردن گوشت نه تنها باعث افزایش وزن می‌شود، بلکه بیشتر آن را به صورت چربی ذخیره می‌کند.

6 - مکملهای ویتامینی تمام احتیاجات بدن شما از جمله پروتئین، کربوهیدرات، املاح، اسیدهای آمینه و اسیدهای چرب مورد نیاز را برآورده نمی‌کند، بلکه این باور غلط در مورد تغذیه و رژیم است
بسیاری از افرادی که دارای رژیم کم کالری به همراه مکملهای غذایی پروتئینی و ویتامینی هستند دچار مشکلاتی شده‌اند که به علت عدم توانایی بدن جهت تنظیم متابولیسم بوده است مخصوصاً کلیه‌ها و کبد که نمی‌توانند به این نوع رژیم سازگار شوند.

7 - مهم نیست که چه زمانی از ۲۴ ساعت کالری مصرف می‌کنید، نتیجه نهایی یکی است. فرمول پایه این است کالری مصرفی در برابر کالری که می‌سوزانید
اگر در روز سه بار و هر بار چهارصد کالری بخورید یا ۱۲۰۰ کالری را در یک وعده مصرف کنید، بدن شما این تفاوت را درک نمی‌کند. ولی فراموش نکنید حذف وعده غذایی راه مناسبی برای رژیم موفق نیست زیرا اشتهای شما را بیش از حد تحریک می‌کند و نه تنها شما ناهار یا شام زیادتری می‌خورید بلکه در طول روز هم از انواع میان وعده‌ها مصرف می‌کنید.

8 - برخلاف تصور، گرسنه ماندن باعث می‌شود وزن بدن به دلیل ذخیره سازی چربی افزایش یابد
اگر هدفتان از گرسنگی کشیدن کاهش وزن است باید در برنامه رژیمی خود تجدید نظر کنید. به جای گرسنگی یک برنامه مناسب ورزشی برای خود تعیین کرده و بیشتر به باشگاه بروید. از میوه جات، سبزیجات، حبوبات، گوشتهای کم چرب و ماهی استفاده کنید. سعی کنید چهار یا پنج بار در هفته طبق یک برنامه منظم ورزش کنید.
ننوشیدن مقدار کافی آب در طول روز متابولیسم و سوخت و ساز بدن را کند کرده و ممکن است باعث اضافه وزن نیز بشود. آب ماده‌ای ضروری برای فعالیتهای متابولیک بدن، از جمله سوزاندن کالری محسوب می‌شود. خوردن آب به جای انواع نوشابه نیز بسیار مناسب است. نوشابه‌ها معمولاً زود‌تر احساس تشنگی را نسبت به آب از بین می‌برند و دارای کالریهای بی‌ارزش بوده و باعث می‌شوند بعد از ۳۰ دقیقه مجدداً احساس گرسنگی نمایید.
همچنین خوردن تنقلات هنگام گرسنگی باعث ایجاد عادتهای غذایی ناسالم می‌شود.





نوع مطلب : دانستنیهای وعجایب جذاب، مطالب جذاب، 
برچسب ها : رژیم، لاغری، رژیم درست،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 29 شهریور 1391 :: نویسنده : وحید شیرزاد

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار |
 www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشیـن
 استـار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org





نوع مطلب : مطالب جذاب، گالری عکسهای جالب، 
برچسب ها : دوقلو، جشنواره دوقلوها، عکسهای جالب،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 7 تیر 1391 :: نویسنده : وحید شیرزاد
ین آثار و نقاشی های دو بعدی توسط دستان هنرمند ژاپنی ناگایی هایدیوکی طوری به تصویر کشیده شده اند که به نظر سه بعدی می آیند به گونه ای که ظاهرا از از صفحه کاغذ به بیرون ادامه پیدا کرده اند. این هنرمند 21 ساله با استفاده از تکنیک پرسپکتیو در نقاشی توانسته این آثار خارق العاده را به تصویر بکشد.

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 




نوع مطلب : مطالب جذاب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



نسخه‌اى منحصر به فرد از انجیل در تركیه یافته شد كه به خط آرامى نوشته شده، حدوداً بیش از 15 قرن قدمت دارد و در آن پیشگویى حضرت عیسى مسیح (ع) در بارۀ  پیامبرى رسول اكرم حضرت محمد (ص) دیده مى شود.

"ارطغرل گونای" وزیر فرهنگ و گردشگری ترکیه گفت: ارزش این کتاب 22 میلیون دلار برآورد شده است.

وی افزود: این نسخه انجیل حاوی بشارت مسیح (ع) درباره آمدن پیامبر اسلام (ص) است، ولی کلیسای مسیحی به دلیل شباهت بسیار زیاد آن با آنچه که در قرآن درخصوص این مسأله آمده، آن را مخفی کرده است.

همچنین در این نسخه از انجیل که با عقایداسلام همخوانی دارد، حضرت مسیح بعنوان یک انسان وصف شده؛ و نه خدایی که پرستش می شود.

این ماجرا كه ذهن رهبرى واتیكان را نیز به خود مشغول كرده است، صحت ادعاى مسلمین را نشان مى دهد كه معتقدند بشارت ارسال رسول بعدى با ذكر نام از سوى مسیح به پیروانش داده شده است.

پاپ بندیكت شانزدهم رهبر كاتولیك هاى جهان دستور داده است كه موضوع این كتاب پیگیرى و بررسى شود. آن طور كه روزنامه ى بریتانیایى دیلى تلگراف نوشته است كتاب مذكور 12 سال از انظار مخفى شده بود.

گوناى وزیر فرهنگ و جهانگردى تركیه در این باره گفته است: ارزش كتاب 22 میلیون دلار برآورد مى شود. زیرا نبوت پیامبر اسلام را پیش بینى كرده است. كلیسا عمداً در سالهاى اخیر آن را از دیده ها پنهان كرده است. زیرا مطلبى كه در آن آمده، تشابه عجیبى با آنچه كه در قرآن مجید ذكر شده است دارد.

گفتنى است كه بنا بر اعتقاد مسلمین حضرت مسیح (ع) بشرى است كه نباید در مفهوم "پدر، پسر وروح القدس" پرستیده شود. او به صلیب كشیده نشده است و ظهور حضرت محمد (ص) را پیشگویى كرده و بشارت داده است.

حال این نسخه از انجیل با عقیده ى مسلمانان تطابق دارد. زیرا در آن آمده است كه یك كاهن از مسیح مى پرسد: چه كسى بجاى تو مى آید. و مسیح پاسخ می دهد: محمد نام مبارك اوست.

گوناى گفته است: واتیكان رسماً تقاضاى بررسى كتاب را داده است. این كتاب هم اكنون در اختیار دولت تركیه است. در سال 2000 در نواحى نزدیك به دریاى مدیترانه وجود داشته، در حفارى ها دیده شده و ظاهراً توسط یك باند قاچاق آثار باستانى به سرقت رفته و طى 12 سال گذشته ناپدید شده بود. 

قرآن كریم در آیه 6 سوره الصف مى فرماید: ((وَإِذْ قَالَ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ یَا بَنِی إِسْرَائِیلَ إِنِّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَیْكُم مُّصَدِّقاً لِّمَا بَیْنَ یَدَیَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّراً بِرَسُولٍ یَأْتِی مِن بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جَاءهُم بِالْبَیِّنَاتِ قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُّبِینٌ)). "پس آنگاه عیسى بن مریم گفت اى بنى اسرائیل، من فرستاده ى خدا به سوى شمایم. آنچه از تورات پیش روى من است را تصدیق مى كنم و به آمدن رسول بعد از خویش كه نامش احمد است بشارت مى دهم. اما وقتى با نشانه هاى آشكار آمد گفتند این یك جادوى آشكار است".

كشیش احسان اوزبك به روزنامه ى تركى "زمان" در همین زمینه گفت: "این نسخه از انجیل به یكى از پیروان سنت برنابا برمى گردد. زیرا در قرن پنجم یا ششم میلادى نوشته شده است. برناتا در قرن اول میلادى زیسته و یكى از فرستادگان عیسى مسیح (ع) بوده است".

عمر فاروق هرمان استاد الهیات و متافیزیك در مورد كتاب مذكور گفت: "بررسی علمى كتاببه ما كمك خواهد كرد كه عمر آن را دریابیم و بفهمیم كه آیا توسط خود برنابا نوشته شده است یا یكى از پیروان او".

یادآور مى شود كه یك نسخه از كتاب مقدس كه به زبان سریانى نوشته شده است و به حضرت مسیح نسبت داده مى شود، با ارزش حدود 2.4 میلیون دولار، در تمایشگاه انسان شناسى آنكارا به نمایش گذاشته خواهد شد.

دولت آنكارا از چنین آثارى در موزه ها به شدت محافظت مى كند و آنها را از سرچشمه هاى مهم تمدن بشرى مى داند.

در نسخه ى بجاى مانده كه از پوست تهیه شده است، گزیده هایى از كتاب مقدس با آب طلا نوشته شده است. اوراق پوستى كتاب را بندهاى مخصوصى به هم پیوند مى دهد.





نوع مطلب : دانستنیهای وعجایب جذاب، مطالب جذاب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 15 اسفند 1390 :: نویسنده : وحید شیرزاد
مرد جوانی ، از دانشكده فارغ التحصیل شد . ماهها بود كه ماشین اسپرت زیبایی ،پشت شیشه های یك نمایشگاه به سختی توجهش را جلب كرده بود و از ته دل آرزو می كرد كه روزی صاحب آن ماشین شود . مرد جوان ، از پدرش خواسته بود كه برای هدیه فارغ التحصیلی ، آن ماشین را برایش بخرد . او می دانست كه پدر توانایی خرید آن را دارد .

بلأخره روز فارغ التحصیلی فرارسید و پدرش او را به اتاق مطالعه خصوصی اش فراخواند و به او گفت :

من از داشتن پسر خوبی مثل تو بی نهایت مغرور و شاد هستم و تورا بیش از هر كس دیگری دردنیا دوست دارم . سپس یك جعبه به دست او داد . پسر ،كنجكاو ولی ناامید ، جعبه را گشود و در آن یك انجیل زیبا ، كه روی آن نام او طلاكوب شده بود ، یافت .

با عصبانیت فریادی بر سر پدر كشید و گفت : با تمام مال ودارایی كه داری ، یك انجیل به من میدهی؟

كتاب مقدس را روی میز گذاشت و پدر را ترك كرد .

سالها گذشت و مرد جوان در كار وتجارت موفق شد . خانه زیبایی داشت وخانواده ای فوق العاده . یك روز به این فكر افتاد كه پدرش ، حتماً خیلی پیر شده وباید سری به او بزند . از روز فارغ التحصیلی دیگر او را ندیده بود . اما قبل ازاینكه اقدامی بكند ، تلگرامی به دستش رسید كه خبر فوت پدر در آن بود و حاكی از اینبود كه پدر ، تمام اموال خود را به او بخشیده است . بنابراین لازم بود فوراً خود رابه خانه برساند و به امور رسیدگی نماید .

هنگامی كه به خانه پدر رسید ، در قلبش احساس غم و پشیمانی كرد . اوراق و كاغذهای مهم پدر را گشت و آنها را بررسی نمود و در آنجا، همان انجیل قدیمی را باز یافت . در حالیكه اشك می ریخت انجیل را باز كرد وصفحات آن را ورق زد و كلید یك ماشین را پشت جلد آن پیدا كرد . در كنار آن ، یك برچسب با نام همان نمایشگاه كه ماشین مورد نظر او را داشت ، وجود داشت . روی برچسب تاریخ روز فارغ التحصیلی اش بود و روی آن نوشته شده بود : تمام مبلغ پرداخت شده است .




نوع مطلب : مطالب جذاب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب