تبلیغات
چگونه ثروتمند شویم-مدیر خوب- تبلیغات- بازاریابی -فروش موفق- good manager - مطالب مدیریت اسلامی چیست؟
 
درباره وبلاگ


وبلاک تخصصی بازار سرمایه خواندنی های جذاب -بورس-اخبار اقتصادی-بانک وبیمه-بازاریابی وتبلیغات-مدیر موفق-پزشکی-عکسهای توریستی کشورها

مدیر وبلاگ : وحید شیرزاد
موضوعات
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :



چگونه ثروتمند شویم-مدیر خوب- تبلیغات- بازاریابی -فروش موفق- good manager
ما به راحتی میتوانیم ثروتمند شویم
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
دوشنبه 28 آذر 1390 :: نویسنده : وحید شیرزاد

کارهای شایسته

منابع مقاله:

، ؛

در قرآن مجید آیات متعددی راجع به کار و فعالیت وجود دارد . یکی از اهداف مهم اسلام در جامعه انجام کار و اعمال شایسته است .
ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات کانت لهم جنات الفردوس نزلا; (25) کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته کرده اند، در بهشت فردوس منزل خواهند یافت .
ان هذا القران یهدی للتی هی اقوم و یبشر المؤمنین الذین یعملون الصالحات ان لهم اجرا کبیرا; (26) این قرآن خلق را به راست ترین و استوارترین طریق هدایت می کند و مومنان را که کارهای شایسته می کنند، به اجر و ثواب عظیم بشارت می دهد .
در دین مبین اسلام کار و شغل به انواع ذیل تقسیم بندی شده است:
1- کارهای واجب: شامل کار کردن به منظور تامین احتیاجات شخصی و خانواده و کارهایی که در صورت قصور و انجام ندادن، وقفه در فرایند زندگی اجتماعی و جامعه ایجاد می کند;
2- کارهای حرام: کارهایی که شارع مقدس آن را برای جامعه مضر و زیان آور می داند; مانند خمرسازی;
3- کارهای مستحب: شامل فعالیت هایی که به خیر و عمران جامعه منجر می شود; مانند کمک به محرومان;
4- کارهای مکروه: فعالیت هایی که در اسلام نهی نشده و انجام دهنده ی آن مورد عقوبت قرار نمی گیرد; اما بهتر است که انجام نگیرد; مانند قصابی;
5- کارهای مباح: کارهایی که انجام دادن و ندادن آن تفاوتی نمی کند .
در اندیشه مولای متقیان کارها و فعالیت ها به دو نوع عمده تقسیم می شود:
1- کارهای شایسته; 2- کارهای ناشایست .
کارهای شایسته شامل فعالیت هایی است که دارای خصوصیات ذیل باشد:
نخست، این که افراد با انجام آن به حق و خداوند نزدیک شوند; به عبارت دیگر کار زمینه ای برای ایجاد ارتباط بین مخلوق و خالق گردد . در این مورد امام علی علیه السلام می فرماید:
افضل العمل ما ارید به وجه الله; (27) برترین عمل آن است که به قصد نزدیکی به خدا انجام شود .
دوم، این که کارها منطبق و مبتنی بر موازین الهی و اسلامی باشد و شارع مقدس آن را برای سلامتی جامعه زیان آور ندانسته باشد . در این مورد علی علیه السلام می گوید:
احسن الافعال ما وافق الحق; (28) نیکوترین کارها آن است که موافق با حق باشد .
سوم، کاری در جامعه شایسته است که انجام دادن آن آسیب و انحراف فردی و اجتماعی به همراه نداشته باشد; به عبارت دیگر نه تنها به فساد و انحراف در جامعه منجر نشود; بلکه انسان را از خطا و اشتباه مصون نگه دارد و زمینه ای برای انجام صالحات و نیکی ها در فرد و جامعه گردد .
علی علیه السلام فرمود:
احسن الافعال الکف عن القبیح; (29) نیکوترین کار باز ایستادن از کار زشت است .
چهارم، از خصوصیات کارهای شایسته آن است که علاوه بر دارا بودن ویژگی های مذکور نیت و قصد انجام دهنده، خیر و برای صلاح و آبادانی جامعه باشد; زیرا هدف دار (نیت دار) بودن کار و تلاش باعث می شود که مسیر و فرایند کار مشخص باشد و فرد و به تبع آن جامعه دچار سرگردانی و انحراف نگردد . علی علیه السلام فرمود:
لایکمل صالح العمل الا بصالح النیة; (30) شایستگی عمل کامل نمی گردد، مگر به شایستگی نیت .
پنجم، از مهم ترین ویژگی های کارهای شایسته آن است که مناسب و حلال باشد . دین اسلام چنین کارهایی را برای فرد و جامعه مفید دانسته و برخوردار از آثار دنیوی و اخروی مطلوبی شمرده است . علی علیه السلام فرمود:
الحرفة مع العفة خیر من الغنی مع الفجور; (31) شغل همراه با پاکدامنی از ثروت فراوانی که با گناهان به دست آید، بهتراست .
از این حدیث می توان استنباط کرد که کار و فعالیت نباید به گناه و ستم و ضایع شدن حقی از کسی منجر گردد .
 





نوع مطلب : مدیریت اسلامی چیست؟، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 28 آذر 1390 :: نویسنده : وحید شیرزاد

کار شایسته از دیدگاه قرآن


« آیا سقایت حاجیان و آبادانی مسجد الحرام را با ( کار ) آنکس که به خدا و روز جزا باور آورده و در راه خدا پیکار می کند ، همسان می پندارید اینان نزد خدا یکسان نیستند و خداوند قوم ستمگر را راهنمائی نخواهد کرد »

(9).

« مشرکان تا وقتی بر کفر خود گواه باشند ، حق آبادانی مسجد را ندارند . اینان اعمالشان پوچ و تباه می شود و در آتش جاودان خواهند بود »

(10).

« آبادانی مساجد خدا را تنها باور آورندگان به خدا و روز قیامت آنها که نماز بپای می دارند و زکات می دهند و جز خدا از کسی نمی هراسند انجام می دهند و اینان راه یافتگانند »

(11).

صفحه 95

«هر کس کار شایسته ای انجام دهد به نفع خود ، اقدام کرده و هر کس کار بدی مرتکب شود ، به خود بد کرده است ، آنگاه همه به سوی پروردگارتان باز خواهید گشت »

(12).

« آنها که ایمان آورده و کارهای شایسته ای انجام دهند ، خداوند مهربان به زودی مهرشان را بر دلها می افکند »

(13).

اکنون در این لحظات که در پرتو این آیات خود را می نگریم ، به هیچ وجه نمی خواهیم ارزش کار را در اسلام از دریچه اقتصادی بررسی کنیم . و نیز در صدد آن نیستیم که کار را به عنوان سرمایه ای در بازار تجارت به عنوان یک کالا که مزد بگیرها روی آن حساب می کنند ، مورد توجه قرار دهیم ، و مانند سایر کالاهای تجارتی ارزش آن را روی میزان عرضه و تقاضا تعیین کنیم .

این گونه بررسی ها از موضوع بحث ، خارج است و ما اینها را به کتاب « اقتصادنا » حوالت می دهیم ، زیرا آیات قرآنی که اکنون زیر پرتو با عظمتش قرار گرفته ایم ، عنایتی به جنبه های اقتصادی کار ندارد ، بلکه متعرض ارزش های عالی تر و گسترده تری از کار انسانها شده ، و بطور کلی مفاهیم دیگری را در نظر دارد که به هیچ وجه با جنبه های محدود اقتصادی قابل مقایسه نیست .

بنابراین ما در برابر ارزیابی کار در اسلام باید هر کاری را از دید انسانیت و ارزش های اخلاقی آن در نظر بگیریم ، نه از دید اقتصادی آن که فقط نگاهش به کار پولساز است و نقش سازندگی کار را تنها به تولید و توزیع

صفحه 96

عادلانه کالا محدود ساخته است .

به تعبیر دیگر ، اکنون کار انسان را ارزیابی اخلاقی می کنیم ، نه ارزیابی اقتصادی .

کدام کار انسان شایسته تقدیر و احترام است ، و با چه مقیاسی باید ارزش و اهمیت این کار یا آن کار را تعیین کرد . و چگونه باید از ناحیه اخلاقی و معنوی ، کاری را سنجید ؟

این همان پرسشی است که ما می خواهیم پاسخ آن را از دیدگاه اسلام به دست آوریم می کوشیم پاسخ خود را از خلال آیاتی که در صدر این مقال مطرح شد ، به اندازه ای که مناسب با بحث کوتاه ما در این نوشتار است استخراج کنیم .

حقیقت اینکه پاسخ سئوال فوق را هر مکتب و مرامی تنها از ریشه مفاهیم اخلاقی خود باید بدست دهد . بدیهی است مفاهیم اخلاقی را هم ، هدفهای کلی آن مکتب و مرام تعیین می کند و از مجموعه آنها نمونه هائی به دست می آید که بشریت برای رساندن خود بدان مفاهیم اخلاقی مکتبی تلاش به عمل می آورد .

***

تمدن سرمایه داری به عنوان یک مکتب و مرامی که توجه به مصالح زندگی اجتماعی و روابط خارجی بین افراد ، دارد ، معتقد است هر عملی که مصلحت اجتماعی اقتضا کند و بتواند در تحکیم روابط اجتماعی اثر بگذارد و افراد را بر اساس آزادی و بهره برداری متقابل از همدیگر مساعدت کند ، کاری شرافتمندانه و قابل احترام است . و هر قدر نتایج و کار برد آن در زمینه های اجتماعی و زندگی عمومی بیشتر باشد ، ارزش آن بیشتر و از نظر اخلاقی با عظمت تر است . یعنی ارزش کار را به منافعی که بر آن مترتب است باید سنجید نه به انگیزه های روانی ای که کار از آنها پدید آمده است .

از هنگامی که جنبه نفع پرستی در تمدن سرمایه داری بر همه چیز

صفحه 97

دیگر غلبه کرد ، هر کار کوچکی در این راه ، بزرگ جلوه نمود و بقول الکسیس کارل ، مرد کار با هر انگیزه و هر گونه احساس و طرز تفکری ، نیکو معرفی شد .

بنابر این ثروتمندی که مدرسه ای بسازد ، در زمستان به بینوایان کمکی کند ، در موارد ضروری به دولت وام های بی بهره پردازد و ... او یک مرد نیکوکار است ، ولی هیچگاه کار این شخص به درجه کار قهرمانانه یک رهبر سیاسی آگاه که در راه آزاد ساختن بلادش از اسارت سیاسی ، و حفظ احترام انسان تلاش به عمل می آورد ، نمی رسد ، زیرا جنبه خارجی این حرکت سیاسی چشمگیرتر و سودش در زندگی انسان ها بیشتر است . از این دو کار که پائین تر بیائیم ، نوبت به کارهای ناچیز و محدودی می رسد که جز نیاز آنی ، دردی را دوا نمی کند ، مانند نیاز یک نفر نابینا که می خواهد از خیابان عبور کند شما دستش را گرفته از روی دلسوزی او را راهنمائی می کنید . این هم یک کار نیک است ، ولی ارزش های اخلاقی سرمایه داری ، برای آن امتیاز چندان قائل نیست مگر وقتی که نتیجه اش مانند کارهای دیگر درشت و چشمگیر باشد .

***

مارکسیسم در این امر تا اندازه ای موافق ، و در پاره ای جهات مخالف است .

او معتقد است مبارزه طبقاتی در متن جامعه باعث می شود مصالح عمومی به تناقض کشیده شود ، زیرا طبقه پیشین از مصالحی دفاع می کنند که ضرورت تاریخی اش را از دست داده است و توجه به آن امور ، نیروی محرک تاریخ را تضعیف می نماید ، در مقابل آن مصالح ، مصالح دیگری برای یک یا چند طبقه جدید که با گذشت زمان روی کار آمده اند ، وجود دارد . این طبقات که به تدریج روی کار آمده اند توانسته اند به تدریج روی پای خود ایستاده با طبقه پیشین رو در رو به مبارزه بر خیزند ، و حقوق و مصالح خود را مطالبه کنند .

صفحه 98

بنابر این مسئله مهم که برای این مکتب مطرح است گذشته از پاره ای از کارهای فردی ، کار سودمند و کار غیر سودمند نیست ، بلکه مسئله مهم طبقه جدید است و کار سودمند کاری است که به نفع طبقه جدید باشد و کار مضر کاری است که به زیان طبقه جدید منتهی شود . بنابر این هر کاری که به سود و مصلحت طبقه روی کار آمده باشد ، کاری با ارزش است و می تواند در پیشبرد تاریخ جامعه مؤثر باشد . و هر عملی که مصالح طبقه پیشین را تامین کند ، و موجودیت اجتماعی آن را ریشه دارتر سازد ، و مدت مبارزه و دوران احتضارش را طولانی گرداند ، یک عمل ارتجاعی پستی است . و تا وقتی نتواند با اهداف بلند مارکسیسم به نفع طبقه جدید قدمی بردارد و آنان را در طرد و عقب زدن طبقه پیشین که با پیشرفت تاریخ مبارزه می کند ، یاری دهد ، کاری ارتجاعی و پست است .

پس این مصلحت و سود طبقه است که کاری را اخلاقی و سودمند معرفی می کند ، و از این راه است که باید کار را ارزیابی اخلاقی و معنوی کرد .

از این رو لنین جمله معروف خود را اظهار می کند و می گوید : « به عقیده ما هیچ آدابی رعایتش بالاتر از رعایت حال جامعه نیست . اکنون پرده از روی دروغی بنام اخلاق و تربیت برداشته شده است ، به عقیده ما اخلاق و آداب تحت نفوذ منافع مبارزاتی طبقه کارگر قرار دارد » .

اسلام در بررسی این مسئله نظر دیگری اظهار می کند که با نظریات یاد شده فرق اساسی دارد . به طور خلاصه اختلاف نظرها از آنجا ریشه می گیرد که هدف های متعالی اسلام برای زندگی انسان و راه هائی که برای پیاده کردن آنها در جامعه پیش بینی کرده و می خواهد مبانی اخلاقی اش را از آن هدف های بگیرد ، با هدف های محدود جامعه های سرمایه داری و بطور کلی جوامع مادی ، فرق دارد .

صفحه 99

اسلام به انگیزه های کار توجه دارد نه به منافع آن ، اسلام معتقد است هر کاری را باید از روی انگیزه های آن کار ارزیابی کرد نه از روی منافع مادی آن . در هر کار نیت کسی که آن را انجام می دهد شرط حسن و قبح آن است . تا وقتی نیت خوب همراه کار شایسته نباشد ، نباید آن کار را« شایسته » نامید ، زیرا اسلام به جنبه های خارجی کار نظر ندارد ، نمی خواهد فقط توجهش را به اوضاع و احوال زندگی اجتماعی مردم محدود کند ، زیرا معتقد است این قسمت تنها تصویری از یک حقیقت عمیق تر و مهم تری از زندگی درونی انسان است . و تا وقتی مذهب نتواند این حقیقت درونی را در اختیار گرفته انسان را از آن جنبه بسازد ، بالا ببرد ، و این روحیه را در فرم و شکل خاصی پیاده کند ، نمی تواند رهبری حقیقی جامعه را به دست گیرد .

از این رو در نظر اسلام این مهم نیست که روابط اجتماعی بین مردم طوری برگزار شود که منتهی به سود مادی گردد ، مهم این است که از انسان فرد پاکی ساخته شود تا روابط اجتماعی اش ، از ریشه های خلق و خوی فطری و باطنی اش ، آبیاری شود ، آنگاه از داخل به خارج پرتو افکند .

و در یک جمله ، اسلام می خواهد انسان خود را یک انسان اسلامی بسازد . از این رو تربیت این انسان را خود متکفل شده ، و قبل از هر چیز می خواهد محتوای روانی او را بر طبق مفهوم اسلامی بپروراند ، ولی سرمایه داری به این وظیفه سنگین توجه نمی کند تنها به روابط بین مردم می پردازد تا به نتائج و منافع اجتماعی اش برسد و دیگر کاری به انگیزه های فکری و سرمایه های روحی اش که در پشت این منافع مخفی شده و در آنها اثر می گذارد ، ندارد .

بدین ترتیب اسلام ، ارزش کار هر کس را به انگیزه ها و زمینه ها و حدود فکری و روحی او که بذرهای کارش در ضمن آنها افشانده می شود ، مربوط می داند . حال آنکه دیگران ارزش کارها را به نتایج و منافع آنها و

صفحه 100

میدان های زندگی ای که کار در ساختمان آنها موثر است ، قرار می دهند .

بنابر این زمینه های فکری کلی که اسلام آن را مقرر داشته ، ایمان به خدا و روز قیامت است . و انگیزه های آن ، عبارت از عواطف و تمایلات خیر می باشد که با این زمینه کلی ، در هم بافته شده و طوری سخت به هم پیچیده است که مجموعا یک واحد انسان مسلمان را تشکیل می دهد . و کار شایسته ، کاری است که از این عواطف و تمایلات در کنار همان روحیه ایمانی کلی ، ریشه گرفته باشد .

روی این اصل ، قرآن هر گونه مقایسه بین ان دو کار را قطع می کند . کاری که از یک زمینه کلی ایمانی برخاسته باشد ، و کاری که از انگیزه های امیال نفسانی و انگیزه های مادی دیگر سرچشمه گرفته باشد ، هر چند نتائجش عالی و درخشان باشد ، و این سنجش را صحیح نمی داند .

اجعلتم سقایة الحاج و عمارة المسجد الحرام کمن آمن بالله و الیوم الاخر و جاهد فی سبیل الله لا یستوون عند الله و الله لا یهدی القوم الظالمین(14).

شیبه می گفت : کلیدهای کعبه در دست ما است ، پس ما بعد از پیامبر (ص) بهترین مردم هستیم . عباس می گفت : ما سقایت حاجیان و آبادانی مسجد الحرام را به دست داریم ، پس بعد از رسول خدا (ص) ما از همه برتریم .

امیر المؤمنین - علیه السلام - بر آنها می گذشت ، آنها را در جوش و خروش عواطف خود خواهی دید . هر دو بر اساس موازین جاهلیت و اخلاق خود کامه آن با او سخن گفتند . امام (ع) آن یگانه مرد تربیت شده قرآن آن یگانه آشنا با مفاهیم بلند قرآن که سر تا سر زندگیش از تربیت قرآن آکنده بود ، گفت : می خواهید به شما کسی را ارائه دهم که از هر دوی شما

صفحه 101

بهتر است ؟ گفتند : کیست او ؟ گفت : کسی که شما هر دو را به اسلام رهبری کرد . هم او که به خدا ایمان آورده در راهش جهاد می کند .

این سخن ، عباس و شیبه را خوش نیامد . برای قضاوت هر دو نزد پیامبر رفتند و خداوند این آیه را فرو فرستاد تا بدانند کاری که در قالب ایمان و با انگیزه خدائی باشد ، با هیچ کار دیگر خارج از این قالب و انگیز قالب مقایسه نیست ، زیرا هر کاری را با قالب فکری و انگیزه های درونی انجام دهنده اش ارزیابی می گردد ، نه با نمودها و نتائج خارجی اش .

به همین دلیل اسلام ریا را حرام کرده و هر عبادتی که عبادتکارش از قالب ایمان و انگیزه های خدائی خارج شود ، جرم و شرک قلمداد نموده هر چند ارزشش در جامعه مهم و رنگ ظاهریش دلفریب باشد . بنابر این عجیب نیست اگر آبادانی مسجد الحرام کاری بی حاصل و باطل معرفی شود ، به این دلیل که از قالب ایمان و انگیزه خدائی به دور است . همانگونه که در آیه دیگر می خوانیم :

ما کان للمشرکین ان یعمروا مساجد الله شاهدین علی انفسهم بالکفر اولئک حبطت اعمالهم و فی النار هم خالدون انما یعمر مساجد الله من آمن بالله و الیوم الاخر و اقام الصلوة و آتی الزکاة و لم یخش الا الله فعسی اولئک من المهتدین(15).

همینطور اسلام به صدقه پنهانی و مخفی کردن برخی از نیکی ها ترغیب کرده است تا بتوان بنیادهای نیکی را بین مردم بیشتر فراهم

صفحه 102

ساخت . اسلام از انسان می خواهد کار نیکش را از هر گونه فریبکاری به دور دارد و بکوشد تا کارش هر چه بیشتر به صلاح و سلامت روحی نزدیکتر شود تا به نتائج روانی اش نائل آید . حال آنکه جوامع غربی یا غیر اسلامی در رفتار اجتماعی و زندگی روانی خود از هر گونه وسائل و فریبکاریهای مادی برای وادار کردن مردم به کارهای مفید فرو گذار نمی کنند تا جائی که یک کار سودمند همه ارزش های اخلاقی خود را در غوغای فریبندگی های داغ بکلی از دست می دهد مانند تشکیل شب نشینی های آمیخته به فحشاء و قمار و مشروب و غیره برای انجام یک خدمت اجتماعی ، زیرا جامعه غیر اسلامی آن گونه انگیزه روحانی و معنوی که جامعه اسلامی راستین مؤمن به خدا و روز جزا دارد ، را ندارد و رابطه بین دنیا و آخرتش قطع شده است .

از اینجا است که می گوئیم ارزش های اخلاقی از دورترین دوره های تمدن بشری تا به امروز ، رابطه مستقیمی با دین دارد . و در پرتو دین است که گاهی یک عمل بسیار کوچک که از لحاظ نمودار خارجی اش خیلی بی مقدار است ، از نظر انگیزه باطنی بسیار با ارزشتر و بزرگتر از کار بزرگ پر سر و صدای خارجی است . و به همین امر ارزش تاریخی پیدا می کند . مثلا ممکن است شما به خاطر یک نابینا که می بینید با رنج و شکنج می خواهد گذرگاهی را عبور کند و نمی تواند به تنهائی بگذرد شما دستش بگیرید و او را برای رضای خدا هدایت کنید . این هدایت شما ، هزار برابر برتر از فداکاری های شما در مورد یکی از مصالح اجتماعی است که انگیزه شخصی خارج از حدود ایمان و تقوا آن را بوجود آورده باشد .

تلک الدار الاخره نجعلها للذین لا یریدون علوا فی الارض و لا فساداو العاقبة للمتقین(16).

صفحه 103

بدین وسیله اسلام راه را در برابر هر فردی با هر گونه امکاناتی که برای خدمات اجتماعی و کار سودمند داشته باشد ، باز می کند تا بتواند به بالاترین درجه نردبان کمال روحی یک انسان و ارتقاء معنوی او ، راه یابد و بر جامعه واجب و لازم می گرداند ارزیابی اش را از اشخاص به اندازه بهره آنها از سرمایه های روحی و معنوی آنها نه بر حسب نمودارهای اجتماعی تو خالی و بیمایه اش هر چند چشمگیر و بزرگ باشد ، قرار دهند .

ممکن است برخی به فکرشان آمده بگویند : آنها که در جوامع غیر اسلامی زندگی می کنند ، در ارزیابی کارهاشان خیلی بیشتر از جامعه اسلامی که به قرآن عمل می کنند به واقعیت و صلاح نزدیکترند ، زیرا قبل از هر چیز مهم تر از همه فراهم ساختن نیازهای اجتماعی و طرفداری و حمایت از مصالح جامعه است . هر کاری در این مسیر باشد عملی است با عظمت ، و همه باید از آن تقدیر به عمل آورند و آن را بزرگ شمارند تا دیگران به انجام این قبیل کارها تشویق شوند . وقتی ما با این کار به مصالح اجتماعی خود رسیدیم ، دیگر چه اهمیت دارد که انگیزه باطنی شخص در عمل ، چه بوده است و در چه مایه فکری و روانی ، او تصمیم به این کار گرفته است ؟

چیزی که واقعا قابل تقدیر است اینکه ثروتمندی ، برای فرزندان ما مدرسه بسازد بدیهی است تقدیر ما از این شخص ، و بزرگداشت عملش او را در کارش تشویق می کند ، و در نتیجه در آمد ملی ما بالا می گیرد . حال ما چکار داریم او ثروتش را از طریق طمع شخصی فراهم آورده باشد تا وقتی طمع شخصی او را به کارهای نیک و خدمات اجتماعی فرا خواند .

یک نظر سطحی مانند آنچه یاد شد تنها ظواهر اشیاء را می بیند و نمی تواند به اعماق آنها فرو رود . این اندیشه ها با رسالت اسلام از یکسو ، و با مفهوم ارزش های اخلاقی اسلام که بین کار و سرمایه اخلاقی و روانی و

صفحه 104

فکری اش ارتباط برقرار می کند از سوی دیگر ، مخالفت دارد .

اما از ناحیه رسالت اسلام - زیرا اسلام تنها نیامده تا رفتار ظاهری ما را تنظیم کند - اسلام رسالتی است الهی که قبل از هر چیز می خواهد انسان با ایمان بسازد و زندگی او را متناسب و شایسته این بینش قرار دهد .

یا ایها الذین آمنوا استجیبوا لله و للرسول اذا دعاکم لما یحیبکم و اعلموا ان الله یحول بین المرء و قلبه و انه الیه تحشرون(17).

اسلام می خواهد به انسان حیات بدهد ، نه فقط رفتار خارجی اش را تنظیم کند ممکن نیست چنین رسالت محتوای داخلی انسان را رها کرده تنها او را از دیدگاه خارجی اش بنگرد .

اما از سوی دوم ، اسلام این طور نیست که هر کاری را تنها به نمود خارجی اش اکتفا کند و با زمینه های فکری و جو روحی اش که بذر کار در آنجا رشد می کند ، کاری نداشته باشد . اصولا ممکن نیست هیچ کاری را از حدود روانی و طبیعت عاطفی اش بیرون آورد . اسلام منکر این حقیقت نیست که هر چند کاری از روی سوء نیت انجام شده باشد می تواند نتائج سودمندی ببار آورد ، ولی می گوید : هر گاه ما به این زمینه ها اجازه رشد بدهیم و بگذاریم این محیطهای فکری ناصالح بتدریج گسترش یابد و رشد نماید و در نتیجه این گونه ارزیابی های اخلاقی بر جامعه حاکم گردد ، آیا چه کسی می تواند به ما تضمین دهد که پیوسته و همیشه یک فرد بکار مفید و سودمند می پردازد ؟ چگونه می توان در این صورت انتظار داشت . وقتی کار مفید با مصالح و مقاصد زودگذر شخص ، در تضاد واقع شد باز هم شخص کار سودمند اجتماعی اش را تعقیب خواهد کرد ؟

صفحه 105

بدین ترتیب متوجه می شویم تنها راهی که واقعا می تواند کار مفید را در زمینه ها و زمان های مختلف تضمین کند ، رشد دهد ، و تشویق نماید همان محتوای داخلی و روانی کار یعنی انگیزه معنوی آن است . !

9 - ا جعلتم سقایه الحاج و عمارة المسجد الحرام کمن آمن بالله الیوم الاخر و جاهد فی سبیل الله لا یستوون عند الله و الله لا یهدی القوم الظالمین ( توبه/19 )

10 - ما کان للمشرکین ان یعمروا مساجد الله شاهدین علی انفسهم بالکفر اولئک حبطت اعمالهم و فی النار هم خالدون ( توبه/17 )

11 - انما یعمر مساجد الله من آمن بالله و الیوم الاخر و اقام الصلوة و اتی الزکاه و لم یخش الا الله فعسی اولئک من المهتدین ( توبه/18 )

12 - من عمل صالحا فلنفسه و من اساء فعلیها ثم الی ربک ترجعون ( جاثیه/15 ) .

13 - ان الذین امنوا و الصالحات سیجعل لهم الرحمن ودا ( مریم/69 )

14 - توبه/19

15 - توبه/17 ، 18 : « مشرکان تا وقتی شاهد کفر خود باشند ، حق آبادانی مساجد خدا را ندارد . اینان اعمالشان بی ارزش ، و جایگاهشان بطور جاودان و آتش است : تنها کسانی باید مساجد خدا با آباد سازند که خدا و روز قیامت را باور داشته ، نماز به پا دارند ، زکات بپردازند و از احدی جز خدا ، نهراسند . امید است اینان از راه یافتگاه باشند » .

16 - قصص/83 : این خانه بلند پایه آخرت را ، از آن کسانی قرار می دهیم که نخواهند در زمین بنلد پروازی و فساد کنند که پایان کار به نفع تقوا پیشگان است

17 - انفال/29 : ای باور آوردگان ! خدا و پیامبرش را در آنچه مایه حیات شما است پاسخ گوئید و بدانید که خداوند ، میان یک انسان و دلش فاصله می اندازه و شما به سوی او محشور می گردید .





نوع مطلب : مدیریت اسلامی چیست؟، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 26 آذر 1390 :: نویسنده : وحید شیرزاد

 

دکتر اسماعیل منصوری لاریجانی

( مروری بر اندیشه های شهید دکتر مصطفی چمران )

و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون ( سوره آل عمران آیه 169)

آنها با گذر از حیات خاکی برای رسیدن به جوار قرب باری تعالی ، به حیاتی بار می یابند که عامل تداوم آن حیات جز روزی نیست که از نزد خداوند به آنها می رسد ، و این پاداشی است که توصیف عظمت آن در خور قلم قاصر حقیر نیست ، از طریق چنین فداکاری هاست که انسان مراتب تکامل را طی می کند و به حیات برجسته تری مشرف می شود ، چنانکه خداوند می فرماید .

«هر کس از مرد و زن که عمل صالح را در حال ایمان  بجا آورد پس او را به حیات مطلوبی زنده می کنیم .» سوره انعام آیه 75

عارف علاوه بر آن که خود به حیات تازه ای رسیده است ، دیگران را نیز بدین حیات فرا می خواند و با ایثار خویش مانع از این می شود که ما در گهواره دنیا به خواب غفلت رویم و از شیر مسموم شیطان ارتزاق کنیم . چنانکه امام حسین (ع) با نثار جان خود و عزیزان خویش و به قیمت اسارت اهل و عیال خود چنان روحی در کالبد نیمه جان انسانیت دمید که تداوم مسیر حق و حقیقت تا به امروز مرهون چنان از خودگذشتگی ای است .

- تواضع و مدارا :

در اخلاق اسلامی معانی مختلفی یافته است . اما تواضع و نرم خوی نسبت به دیگران معنا پیدا می کند و در باب تعامل است که بر وزن تبادل و به عبارت دیگر تواضع صفت فعل انسان است . مولا امیر المؤمنین به محمد بن ابوبکر می فرمایند : اخفض جناحک لرعتیک . بال های مهرت را برای زیر دستانت بگشا .

این توصیه به تواضع است ، یعنی انسانی که موقعیت و مدیریی می یابد ، نباید خود را در موقعیتی برتر احساس کند و از همدردی و معاشرت با زیردستانش خودداری کند و در برطرف کردن نیازهای دیگران کوتاهی ورزد . در روایات اسلامی مدیر باید زندگی خود را مطابق زندگی زیردستان خود تنظیم کند و از یاد و توجه به آنها غفلت نورزد . این عمل به عنوان معیاری برای تواضع یک مدیر در نظر گرفته شده است . چنانکه وقتی عده ای به مولا علی (ع) اعتراض کردند که چرا تو به طعام حقیری چون نان و نمک قناعت می کنی ، در حالی که شأن و اقتضای اجتماعی تو بیش از این است .

فرمودند : « اگر این گونه سلوک نکنم از یاد فقرا غافل می مانم » . ایشان هنگامی که به قصد عیادت ابن زیاد حارثی به خانه بزرگ و پر جلال او وارد شدند ، در آنجا جلوس نفرمودند و خطاب به او گفتند : وای بر تو ، من مانند تو نیستم ، همانا خدای تعالی بر امامان عدل واجب فرموده است که خود به شیوه ضعیف ترین مردم زندگی کنند تا فقر فقیر باعث ستمکاری آنها نشود .

شهید چمران نیز با پیروی از تعالیم امام علی (ع) می گوید « خدایا تو را شکر می کنم که مرا از میان مستکبرین و مترفین غرب نجات دادی و با مجروحین و مستضعفین ستمدیدگان دنیا محشور کردی ، تا اگر نتوانم دردشان را دوا کنم لااقل در درد و غمشان شریک باشم . »

چنین عملکردی در مسیر زندگی عارف ناشی از این ادراک متعالی است ، که عارف امکانات شرایط و قابلیت های فردی و اجتماعی را که در اختیار دارد از آن خود و برای خود و در خدمت خود نمی داند . عارف حقیقی می داند که آنچه امروزه در اختیار اوست ، هرگز چنین امکاناتی غرور و تکبر او را بر نمی انگیزد و باعث نمی گردد که او به اسباب و علل اتکا کرده از مسبب الاسباب غفلت ورزد . از سوی دیگر ادراک عارف و انگیزه های او از سطح تمایلات سخیف دنیوی فراتر رفته و حقایقی را می بیند که گوش و چشم های دنیا بین از رؤیت آنها ناتوانند . لذا هرگز به خود اجازه نمی دهد که موقعیت های دنیوی او را از حقایق معنوی منصرف کند و به پرتگاه تباهی بکشاند اگر چنین دیدگاهی بر نظام مدیریت یک اجتماع حاکم شود دیگر مدیری به خود اجازه نمی دهد تا موقعیت خود را وسیله ای برای چپاول دارایی های اجتماع قرار دهد ، و علاوه بر آن به خود این اجازه را بدهد که به دیگران فخر بفروشد . اگر در مدیریت چنین دیدگاهی جایگزین شود آن مدیر دفاع از حریم دین و ارزش های معنوی را وظیفه خود می داند ، چرا که او خود و خواهش های نفس خود را هرگز بهانه ای برای نادیده گرفتن ارزشهای دینی نمی داند ، زیرا به شأن و جایگاه الهی و احکام او واقف است و کسی که خود را کوچکتر از آن می داند که در مقابل انسان ها تکبر به خرج دهد به طور اولی چنین شأنی را برای خدای متعال و احکام او نیز قایل است . در حقیقت باید گفت ظرف تجلی ایثار تواضع است برای تعیین ایثار افراد باید میزان تواضع و دیانت آنها را بسنجیم بنابراین تواضع انسان ها بالاخص در پیشگاه الهی گویای عمق معرفت آنان است ، چنان که امام حسین (ع) در پیشگاه خدا می گوید : « خدایا من در مقابل تو ذره ای بیش نیستم بلکه از ذره هم کمترم . » و این سخن در کلام رسول خاتم (ص) به این صورت جلوه می یابد « ما عرفناک حق معرفتک و ما عبدناک حق عبادتک » تو را نشناختیم آن گونه که شاسته شناخت تو بود و تو را عبادت نکردیم آن گونه که شایسته عبادت تو بود .

شهید چمران نیز در مقابل خداوند متواضعانه ابراز می دارد :

« خدایا عذر می خواهم از این که در مقابل تو می ایستم و از خود سخن می گویم ... و خود را چیزی به حساب می آورم که تو را شکر کند و در مقابل تو بایستد و خود را طرف مقابل به حساب آورد . »

سومین معیار تواضع ، نرم خویی و مدارا با مردم است . نرم خویی وسیله ای کارآمد در جلب و جذب مردم است . انک علی خلق عظیم .

عرفان در مسیر تلطیف روح و روان انسان و ایجاد دیدگاه توحیدی در انسان گام بر می دارد . انسانی که به نگاه عارفان برسد همه چیز در پیشگاه او جلوه ای از جلوات محبوبش به نظر می رسد و عاشق با هر چیزی که رنگ و بوی محبوبش را بدهد ، عاشقانه برخورد می کند .

رواداری با مردم امری فراتر از نرمخویی است ، زیرا نرمخویی بیشتر به توحید فعلی مربوط است و رواداری به توحید صفایی و ذاتی ، زیرا عارف خود را یک مفهوم جدا از پیکر هستی نمی بیند که درد دیگران و درمان آنها را جدا از خود بداند ، عارف به باطن هستی وارد شده است و عالم را می بیند که در بطن خود با جوش و خروشی وصف ناپذیر عاشقانه به سوی خدا در حرکت است و خود را می بیند که چون قطره ای در دریای بی کران الهی به سوی او در حال سیر است . لذا عارف بی تکبر و غرور با فقیران و دردمندان و زیر دستان خویش معاشرت می کند با آنها از یک کاسه می خورد و می آشامد دردها و سختی های آنها را درک می کند بلکه به دلیل اینکه خود را از آنها جدا می بیند با آنها درد می کشد و سختی می بیند این مقام بسیار بزرگ متعالی است که در سایه ادراک توحید ذاتی و صفاتی برای عارف قابل حصول کامل می شود . امیر المؤمنین شب ها گرسنه می خوابید و خوابش نمی برد تا با گرسنگی کشیدن بتواند با گرسنگان همدردی کند . شهید چمران می گوید :

« خوش دارم که مجهول و گمنام به سوی زجر دیدگان دنیا بروم و در رنج و شکنجه آنها شرکت کنم ، همچون سربازی خاکی در میان انقلابیون آفریقا بجنگم تا به درجه شهادت نایل آیم . خدایا تو می دانی که من هیچگاه از دردمندان روی بر نمی تابم ، هنگامی که یتیمی دل شکسته احتیاج به محبت دارد ، من سراپا لطف و محبت می شوم ، هنگامیکه بیوه زنی اشک حسرت می ریزد و آه سوزان از ضمیرش بر می کشد ، من نیز همه وجودم اشک و آه می شود و در خدمت به او می سوزم و می جوشم و از هیچ کمکی مضایقه نمی کنم . هنگامی که شیپور خطر به صدا در می آید و ترس و وحشت بر همه جا سایه می افکند و هر کس برای پناهگاهی به من رجوع می کند من سینه خود را سپر بلا می کنم و همه را در آغوش وجود خویش جایی می دهم و لحظه ای از مقابل خطر نمی گریزم ... »

- عشق به خدمت :

خدمت در بینش عارف فراتر از حس مسئولیت پذیری و انجام وظیفه است ، بلکه عارف خدمت به دیگران را به صورت یک میل و انگیزه ای الهی و قلبی در جان خویش می پرورد تا جایی که انفاق و هم دردی با دیگران و تأمین حوایج آنها نوعی نیاز برای مدیر عارف تلقی می شود . او همانند آب که به رفع عطش تشنگان مشتاق است به رفع حوایج نیازمندان اشتیاق دارد و این خصیصه جزو طبیعت و جبلت او شده است . بنابراین میل به خدمت و خدمت رسانی بیش از حاجت حاجتمندان به سوی اوست . لذا او در پای نیازمندان مشتاقانه می گردد تا نیازش را رفع کند . شهید چمران می فرماید : « من مسئولیت تام دارم ... چون شمع بسوزم و راه را برای دیگران روشن کنم . به مردگان روح بدمم . تشنگان حق و حقیقت را سیراب کنم ای خدای من این مسئولیت تاریخی را در مقابل تو به گردن گرفته ام و تنها تویی که ناظر اعمال منی و فقط تویی که به تو پناه می جویم و تقاضای کمک می کنم . »

این نحو مواجهه با نیازمندان حقیقت انفاق قرآن است . بنابراین انفاق گذشته از بار معنوی بالایی که دارد ، دارای بار عاطفی و اخلاقی نیز هست . یعنی عارف فقط احتیاج محتاجان را برآورده نمی کند ، بلکه با درد آنها هم درد می شود با آنها می گوید ، می نالد و گرسنگی و تشنگی ، درد و مرض و ... را تحمل می کند به همین دلیل وقتی از مولا امیر المؤمنین پرسیدند که شما چرا اینقدر زندگی را بر خود سخت گرفته اید در پاسخ می فرمایند « شاید نیازمندی در حجاز یا یمامه باشد که با احتیاج خود روزگار می گذراند او باید بداند که در بلاد اسلامی یک نفر هست که با او همدرد است و او امیرالمؤمنین است . »

شهید چمران نیز بر همین اساس می فرماید « من ناله دلخراش یتیمان دل شکسته ام که در نیمه های شب از فرط گرسنگی بیدار می شوند و دست محبتی وجود ندارد که برای نوازش آنها را لمس کند . از سیاهی و تنهایی می ترسند و آغوش گرمی نیست که به آنها پناه بدهد . من آه  صبحگاهم که از سینه پرسوز بیوه زنان سرچشمه می گیرم و همراه نسیم سحری به جست و جوی قلب ها و وجدان های بیدار به هر سو می روم و آن قدر خسته می شوم که از پای می افتم و ناامید و مأیوس به قطره اشکی مبدل می شوم و به صورت شبنمی در دامن برگی سقوط می کنم . من اشک یتیمانم که دل شکسته در جست و جوی پدر و مادر به هر سو می دوند ، ولی هر چه بیشتر می دوند کمتر می یابند وای به وقتی که یتیمی بگرید که آسمان به لرزه در می آید .»

به همین دلیل است که در آیات وروایات اسلامی انفاق و خدمت رسانی را شایسته دانسته اند که در پس آن منت گذاری و صفات اعمال ناشایست دیگر نباشد . زیرا خدمت به دیگران و انفاق در راه خدا یک نیاز فطری و انسانی برای هر نفس سلیمی است . اگر کسی چنین نیازی را در جان خویش حس نمی کند ، باید در سلامت نفس خود شک کند . خداوند متعال می فرماید :

« ای کسانی که ایمان آوردید صدقات خود را با منت و اذیت باطل نکنید »

نفس عارف به درجه ای از تعالی رسیده که آنچه خدا بخواهد او نیز می خواهد ، نه آنکه از خدا می خواهد آنچه میلش به آن گرایش دارد و میان این دو تفارت از زمین تا آسمان است . لذا  آنها ولایت الهی را درک کرده اند و امور خویش را به او سپرده اند ، و هر آنچه خداوند برایشان بخواهد عین مطلوب آنهاست لذا در مدح آنها آمده : بدرستی که برای آنان که ولایت الهی را درک کرده اند هیچ ترس و اندوهی نیست .

مؤمنین باید دست یاری گر الهی بر سر مستضعفین و مظلومین جهان باشند و با ظالم به جهان برخیزند و این به عنوان وظیفه ای بر دوش هر انسان آزاده ای سنگینی می کند . شهید چمران می گوید :

« آرزو داشتم مدینه فاضله ای به وجود آورم که در آن عدالت سایه افکند ، چشمه عشق و محبت ، سرزمین سینه های پاک انسان ها را آبیاری کند ، حقد و حسد و تهمت و بدی و کفر و جهل و ظلم از آن رخت بربندد . یتیمی با چشم اشک آلود به خواب فرو نرود . ناله دردمندی در نیمه های شب سکوت ظلمت را نشکافد . آه سوزانی از سر ناامیدی به آسمان نرود .

در راستای ادای دینی عاشقانه است که حضرت علی (ع) وقتی در کوچه به زنی برخورد می کند که مشک آبی را به زحمت حمل می کرد ، پیش می روند و او را در حمل مشک یاری نموده و از اوضاع و احوال آن زن می پرسند ، آن زن می گوید : همسرم در جنگ صفین به همراه علی بن ابیطالب رفت و شهید شد و اینک کسی از ما سراغی نمی گیرد .

حضرت مشک آب را تا در خانه زن می برند و از ایشان جدا می شود ، پس از مدت با مقداری آرد و خرما و کشمش به خانه آن زن مراجعت کرده ، فرزندان آن زن را سرگرم می کند ، به زن در تهیه نان کمک کرده و سرخویش را در تنور سوزان فرو می برد و می گوید : « ای علی بچش آتش دنیا را تا از یتیمان غافل نباشی » سپس به کودکان می فرماید « از علی درگذرید »

- از خود گذشتگی و ایثار :

عرفان عملی در یک تعریف ساده در مفهوم ایثار خلاصه می شود . یعنی شخص با گذر از خویشتن و تعلقات نفس خویش وجودش را در وجود محبوب ذره ذره فانی کند تا سراپا او شد یعنی از خود گذشتتن و از خویشتن مردن و به او رسیدن و از او زندگی یافتن ، مفهوم ایثار با مفهوم فنا که یکی از رایج ترین و معروفترین اصطلاحات عرفانی است ، تطابقی تام دارد بنابراین بالاترین درجه فنا یعنی ( فنا فی الله ) بزرگترین و مهمترین آثار هستی است که فرد تمام هستی خویش را در مقابل وجود الهی تقدیم می دارد ، برخی از عرفانی نامی نظیر عطار در هفت شهر عشق فنا را به عنوان آخرین و بالاترین مرحله سیر و سلوک یاد کرده اند . البته این نکته شایان توجه است که گذر از هر مرتبه وجودی خود ، برای وصل دوست در دیدگاه عرفان فنا محسوب می شود . بنابراین این ویژگی در دیدگاه یک عارف مدیر جایگاه ویژه ای دارد . عارف مدیر ، موقعیت های اجتماعی خود را به عنوان پلی برای گذر از خویشتن و تقرب به محبوب به حساب می آورد و از آنجا که می داند یکی از کارآمدترین عوامل این تقرب خدمت به بندگان خداست ، او در راه برآوردن احتیاجات دیگران از تمام امکانات خویش بهره می برد و خود را وقف خدمت به دیگران می کند . وقتی امام حسین (ع) را با این نام می خوانیم ( یا ثارالله و ابن ثاره ) یعنی ای خون خدا ، پسر خون ، یعنی ایثارگر جانش و خونش را در راه خدا وقف کرده است ، لذا خون او الهی شده است ، کسی که خونش را به چنین جایگاه بلندی تقدیم دارد ، ایثارگریش عامل تربیت و رشد و تعالی وی می گردد ، گویی که او پسر خون خود است و در دامان آن به رشد و تعالی می رسد . ایثار دامنه وسیعی دارد که از تقدم در سلام تا نثار جان عزیز و حتی بالاتر از آن را هم شامل می شود .

مولا امیر المؤمنین علی (ع) در تجلیل از ایثارگران می فرمایند : « کجائید گروهی که به اسلام خوانده شده ، آن را پذیرفتند و قرآن خوانده آن را محکم و استوار ساختند ، به جهاد دعوت شده سراسیمه به سوی آن شتافتند شیفتگی آنها به جهاد مانند شیفتگی شتران به فرزندشان بوده است . شمشیرها را از غلاف بیرون کشیده اطراف زمین را دسته دسته و صف به صف فرا گرفتند ، تا این که بعضی شهید گشته و بعضی باقی ماندند . از بقای زندگان شاد نشده و از مرگ شهیدان تسلیت نمی خواستند چشمشان از گریه سفید شد و شکمشان از روزه لاغر، لبشان از دعا خشکیده و رنگشان از بیداری بسیار زرد گشته و آثار خشوع در چهره شان هویدا بود . آنان برادران من بودند که رفتند ، پس  سزاوار است که تشنه ملاقات آنان بوده از فراق و دوریشان دست ها بگزیم . »

این بزرگوارانی که امام علی (ع) وصف آنها را می کند ، انسانهایی هستند که به واسطه شمشیرهای روشن ،   دلهای آگاه و فطرت های پاکشان ، به محض دریافت دعوت اسلام حقانیت آن را درک کردند و در راه فراگیری و تداوم این حق از هیچکس کوششی دریغ نورزیدند ، حتی جان عزیز خویش را چون اشتیاق مادر به فرزند در راه اسلام خالصانه تقدیم داشتند . شهید چمران که جلوه گاه چنین انسان هایی در عصر ما است این آموزه ها را این گونه بازگو می کند :

« همیشه می خواستم شمع باشم ، بسوزم و نور بدهم و نمونه ای از مبارزه و کلمه حق در مقابل ظلم باشم . می خواستم همیشه مظهر فداکاری و شجاعت باشم و پرچم شهادت را در راه خدا به دوش بکشم . می خواستم فریاد شوم و زمین و آسمان را با فداکاری و پایداری خود بلرزانم ، می خواستم آن چنان نمونه ای در برابر مردم به وجود آورم که هیچ حجتی برای چپ و راست نماند و طریق مستقیم روشن و صریح و معلوم باشد و هر کسی در معرکه سرنوشت مورد امتحان سخت قرار بگیرد وراه فرار برای کسی نماند ... »  

شمع مظهر فداکاری و از خود گذشتگی در ادبیات کهن ایرانی و عرفانی است . وجودی که خود را می سوزاند و فانی می کند تا به دیگران نور برساند . شهید چمران می خواست خود را فدا کند تا میزان زنده ای برای حق و باطل باشد . از آنجا که برای فرهنگ سازی در جامعه نیازمند الگو سازی هستیم ، شهید چمران می خواست تا در راه تحقق فرهنگ اسلام الگوی یک مسلمان باشد و برای نجات یک فرهنگ از انحطاط و نابودی ، هیچ عاملی مؤثر تر از ارائه الگوهای فردی و اجتماعی از عملکرد تعالیم آن فرهنگ و نظام فکری به مردم نیست ، و این شیوه بهترین روش تبلیغ و ترویج یک فرهنگ است . شهید چمران براین عزم بود تا با از خودگذشتگی و پشت پا زدن به تمتعات دنیوی از خود یک الگو بسازد و از این طریق یک اجتماع را متحول کند ، چنان که اشاره به این مطلب در جای جای کلام ایشان به وضوح مشاهده می شود . چنان که در جایدیگر هم می فرماید :

« آرزو داشتم که مدینه فاضله ای به وجود آورم که در آن عدالت سایه افکند ، چشمه عشق و محبت ، سرزمین سینه های پاک انسان ها را آبیاری کند . حقد و حسد و تهمت و بدی و کفر و جهل و ظلم از آن رخت بر بندد ، یتیمی با چشم اشک آلود به خواب فرو نرود ، ناله دردمندی در نیمه های شب سکوت ظلمت را نشکافد آه سوزانی از سر ناامیدی به آسمان نرود . آرزو داشتم که تجلی صفات خدایی را در همه جا و همه کس ببینم ، جمال و جلال و کمال و علم و خلاقیت و عشق و محبت و اخلاص و انسانیت را در مدار زندگی بیابم . آرزو داشتم که شمع باشم سرتاپا بسوزم و ظلمت را مجبور به فرار کنم و به کفر و جهل اجازه ندهم که بر دنیا سیطره یابد . » چنین زمزمه هایی حکایت از روح بلند ایشان به سوی حق و عدالت می نماید . در جای دیگر می فرمایند :

« چون مرا با سرنوشتم آشنا کردی ، با همه پستی ها و بلندی هایش آشتی کردم ، دیگر فرود و فراز آن برای من معنا ندارد . اگر عزیزم تو می خواهی ، اگر ذلیلم تو می خواهی ، اگر هر مشکلی برایم بیاید تو می خواهی . »

عارف که دیدگاهش و توحید افعالیش به مرتبه ای رسیده که همه افعال را از خوب و بد فعل خدا می داند ، به دلیل عشق و معرفت عمیقی که به خدا دارد ، چنین دیدگاهی او را با سراسر هستی و حوادث او در صلحی آگاهانه قرار می دهد ، لذا تلخ و شیرین زندگی و دیدگاه او یکی است ، عارف با چنین دیدگاهی در حقیقت پای بر هوای نفس خویش می گذرد و رضایت و خواست خدا را بر حاجات نفسانی خود مقدم می دارد ، لذا زندگی برای او سرشار از شور و نشاط و نورانیت است و در آن نقطه تاریکی مشاهده نمی کند .

بالاترین مرتبه ایثار عارفانه این است که عارف حتی پس از طی سفر سوم عرفانی که توضیح آن را در گذشته داریم و ادراک جوار رحمت دوست ، باز هم آخرین مرحله از خودگذشتگی را به ثبوت می رساند و جوار قرب محبوب را رها کرده ، به جانب مخلوق می شتابد و از جانب حق به سوی خلق هجرت می کند تا مجبوب خویش را در مظاهرش به تماشا بنشیند و آنها را به سوی حق الحقایق رهنمون گردد و دیگران را در آنچه خود دیده و چشیده شریک کند .

شهادت به عنوان یکی از بارزترین و مهمترین جلوه های ایثار در حقیقت پلی است برای گذر در مراتب حیات و گذر از حیات خاکی و رسیدن به حیات باقی و درک جوار قرب باری تعالی .



نوع مطلب : مدیریت اسلامی چیست؟، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 

1-       سعه صدر:

یکی از ابزار بسیار موثر مدیریت سعه ی صدر است . امام علی (ع) می فرماید :« آلت مدیریت شرح صدر و گشایش سینه است.»هرگاه بخواهیم سعه ی صدر را معنا کنیم بایدبگوییم کسی که ظرفیت لازم را در برخورد با مسائل گوناگون داشته باشد سعه ی صدر دارد.قرآن بجای سعه ی صدر «شرح صدر» استعمال کرده است که از نظر معنا فرقی ندارد، منظور از صدر در اینجا روح و فکر است ومنظور از شرح یا سعه،گشادگی و وسعت.از دیدگاه قرآن« شرح صدر»مایه ی هدایت و«ضیق صدر»عامل گمراهی انسان است.شرح صدر موهبتی است که به هنگام بعثت انبیا از جانب خدواند به آنان عطا می گردد زیرا بدون شرح صدربرمسند مدیریت امت نمی توان نشست ومشکلات توان فرسای هدایت را بدون این موهبت نمی توان تحمل کرد.

امام علی (ع) می فرماید :«کسی که سینه اش تنگ باشد توان برانجام حق ندارد.»

2- نیروی انسانی :

مدیر بیشتر طرح ها و اندیشه های مدیریت را از طریق همکاران انجام میدهد ودرواقع کلیه ی افرادیکه در سازمان وتشکیلات مشغول کار هستند وسیله وعاملی برای مدیر می باشند.در مدیریت انبیاء نقش همکاران وهمراهان در ترویج و گسترش اندیشه های الهی از موقعیت خاصی برخوردار است. نمونه ها :

- آنگاه که حضرت موسی (ع) بار رسالت بنی اسرائیل را بردوش می گیرد و مدیریت سازماندهی نیروهای مومن و رهبری انقلاب عظیمی را که از جانب خدواند به او واگذار گردیده می پذیرد یکی از درخواست های خویش را که در ردیف درخواست«شرح صدر» قرار میدهد واز خداوند می خواهد اینست : «هارون برادرم را که از اهل بیت من است معاون ووزیر من قراربده و بوسیله ی او پشت مرا محکم کن .»

- حضرت عیسی (ع) با کمک اصحاب خاص خود که حواریون نام داشتند آئین خدائی را پیش برد.

حواریون از شاگردان شایسته ی حضرت عیسی (ع) بودند که دراثر مجاهدت های با نفس به مقام والائی رسیدند :

«عیسی بن مریم به حواریون گفت : در طریق پیشرو دین خدا چه کسی مرا یاری می کند؟ حواریون گفتند ما « انصار الله » یاوران خدا هستیم.( صف آیه ی61)

- درنهضت عظیم اسلامی که با مدیریت الهی پیامبر اکرم (ص) پیش می رفت نقش مهاجرین وانصار ، بعنوان بازوی پرتوان پیامبر در پیشبرد برنامه ها واهداف اسلامی هرگز از تاریخ محو نخواهد شد.آنانکه در شرایط بسیار سخت بار سنگین اجرای احکام خداوندی رادر بعد تبلیغ وعمل و در میدان های ارشاد و جهاد بردوش جان کشیدند .

« پیشگامانی که از مهاجرین و انصار که در صدر اسلام سبقت در ایمان گرفتند وآن ها که برنیکی از آنان پیروی کردند خداوند ازآنها خشنود وآنها نیز از خداوندخشنود شدند .» (توبه-آیه 100)           

بخش عظیمی از بار سنگین تبلیغ و ترویج اسلام را یاران باوفا و شاگردان باصفای رسول خدا ، تحت نظارت و مدیریت مقام نبوت بر دوش می کشیدند و هر کدام از این انسانهای پاک و مخلص وسیله ای بسیار موثر در موفقیت پیامبر (ص) بودند.

3- قانون

یکی دیگر از ابزار مدیریت قانون است ، قانون وسیله وطریقی می باشد که مدیر با این وسیله مجموعه ی تشکیلاتی خود را بطرف مقصود هدایت می کند. مدیر اسلامی براساس اعتقادش، مبدأقوانین را ذات اقدس الهی می داند و تنها خود را در برابر قوانین مسئول دانسته که از جانب خدا و پیامبران وامامان معصوم آمده باشد واین قوانین را از طریق فقاهت و اجتهاد و از زبان فقها و مجتهدین که کارشناسان مسائل اسلامی هستند می گیرد.

مدیراسلامی منبع قانونی ،غیر از قرآن و سنت نمی شناسد و معتقد است که این منابع قانونی اطمینان بخش تر،جامع تر و واقع بنیانه ترمی باشد.« این قرآن به استوارترین و مطمئن ترین راهها هدایت می کند.» (اسراء آیه9)

مدیر اسلامی قانونی را لازم الاجرا می داند که هماهنگ با قرآن باشد.پیامبر اسلام (ص) می فرماید :« آنچه که موافق وهماهنگ با کتاب خدا می باشد بگیرید و به آن عمل کنید وآنچه که مخالف با قرآن است واگذارید.»

بنابراین قانون جامع و کامل به منزله اهرمی است که مدیرآن را بردست می گیرد وبا این اهرم مجموعه ی تشکیلاتی خود را به طرف مقصود حرکت می دهد.



نوع مطلب : مدیریت اسلامی چیست؟، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 26 آذر 1390 :: نویسنده : وحید شیرزاد

 

 مقدمه

هركدام از ما دو وظیفه داریم، یكی كاری كه انجــام می دهیم و شغل مــــا را تشكیل می دهد و برایش حقوق دریافت می كنیم و دیگــــراینكــه باید كنكاش كنیم كه چگونه می توانیم كار اول را بهتر انجام دهیم

با برخورداری از معنویت، مسئولان خواهند توانست نه تنها بهره وری را در محیط كار یا سازمان خود بهبود بخشند، بلكه از آن مهمتر به آرامش خاطر و رضایت باطن یا یك شادی طولانی دست یابند و محیطی را فراهم آورند تا همكاران دوست و دوستان همكارشــــان نیز از این شادی و رضایت باطن برخــوردار شوند

اعتقاد بر این است كه ما برای شادزیستن خلق شده ایم و غیر از فعالیتهایی كه برای تامین غذا و پوشاك و مسكن مناسب، ضروری هستند، بقیه فعالیتهایمان برای دستیابی به خوشحالی بیشتر و بالابردن میزان شادی صورت می گیرد. میزان شادی واقعی و پایدار و روشهای دستیابی به آن، اثر مستقیم بر رفاه و شادی و بهبــــــود وضع جوامع و حفظ محیط زیست دارد. مردم حاضرند راههای جدیدی را برای حل مسایل و زدودن غم و اندوه خود بیابند. آنها حاضرند پس ازیافتن و برخورداری از شادی، راه و روش كسب شادی را به دیگران بیاموزند و سرانجام جامعه ای شاد و خوشبخت به وجود آورند. روشهای دستیابی به شادی پایدار را می توان به وسیله رسانه های گروهی و كلاسهای درس به تمام مردم آموخت اینكه انسان به دنبال شادترزیستن برود امری است فطری و طبیعی. تاكنون اكثر مردم دنیا بر این باور بوده اند كه ثروت، شهرت و قدرت به آنها شادی می بخشد و بسیاری سعی دارند با كسب مال و شهرت بیشتر شاد و خوشحال باشند ولی غالباً وقتی به هدف خود می رسند درمی یابند كه به جای آزادی، اسیر ثروت و وابسته به مقامشان شده اند و شادتر از قبل نیستند

عوامل موثر بر شادی

بسیاری از مـــردم معتقدند كه شادی آرامش خاطر و رضایت باطن است و آن كیفیت در زندگی است كه همه آرزوی یافتنش را دارنــــد. عوامل متشكله و موثر بر شادی را می توان در سه گروه اصلی مثبت و منفی خلاصه كرد، گروه مثبت كه مستقیماً بر افزایش شادی كمك می كند شامل عواملی چون عشق و محبت، امید به آینده، پیشرفت و موفقیت در كار، خوش بینی، خیرخواهی، سپاسگزاری، رضایت، گذشت و مورد قدردانی قرارگرفتن می شود. دو گروه منفی كه در مقابل شادی قرار می گیرند، عـــــوامل غم و رنج و افسردگی می باشند كه شامل ناراحتی های جسمانی و ناراحتی های عاطفی و روانی است

شمار ناراحتی های عاطفی، احساسی و روانی بسیــارند كه بیش از 50 رذیله اخلاقی می شوند كه از شادی می كاهند و بر رنج، افسردگی و غم انسان می افزایند. كافی است آنها را از خود دور سازیم تا شادی افزایش یابد. این رذایل عبارتند از: اضطراب، آرزو (برای كسب ثروت وشهرت)، انتقامجویی، بدخواهی، تحقیر، ترس، تنفر و كینه، توقع، حسادت، حرص، خشم، خشونت، خودپرستی، دلبستگی، دلتنگی، دورویی، ستم، سرزنش، شهوت، عجله، عصبانیت، عیب جویی، غصه، نومیدی و وسواس

هر یك از ما با باورها، افكار، اعمال و امیال خود و آرزوهایی كه برای خود و دیگران می كنیم، وقایع و جریاناتی را در چارچوب نظام آفرینش فـــــرامی خوانیم و آینده خود را پایه ریزی می كنیم. بنابراین بسیار مهم است كه نیت یا آرزوی شرّ نكنیم و باعث آزار موجودی نشویم. این بسیار مهم است كه با خود و دیگران با ملایمت و حرمت رفتار كنیم و ایمان داشته باشیم كه با این روش می توانیم راحتی و شادی زندگی خود را تضمین كنیم

خانم دكتر لوئیز ال هی در كتاب خود با نام شفای زندگی، عوامل ذهنی بیماریهای جسمانی را بررسی كرده است. او معتقد است كه هر بیماری را الگوی ذهنی خاصی به وجود می آورد و تندرستی در صورتی حـــــاصل می شود كه الگوی ذهنی ایجادكننده بیماری، وارونــــه شود. دكتر هی در این كتاب اضافه می كند كه اگر می خواهیم شاد و خشنود زندگی كنیم باید شاد بیاندیشیم. فراموش نكنیم كه هرچه از ذهن و زبان ما تراوش می كند به همان سان به ما بازمی گردد. پس سخنان و اندیشه هایتان را دگرگون كنید، آنگاه دگرگونی زندگی تان را نظاره كنید. راه كنترل زندگی به گزینش واژه هـــا و اندیشه ها بستگی دارد. عیب جویی، خشم، سرزنش و نارضایتی عواملی هستند بیماری زا كه موجب ناشادی انسان می شوند

ارتباط شادی با كارایی

وقتی نیروهای انسانی شاغل در سازمانها و كارخانه ها شاد و سالم باشند، بی تردید میزان كارایی آنها نیز افزایش می یابد. سالها پیش پژوهشگران كشورهای صنعتی دریافته بودند كه تنظیم میزان روشنایی، دما، رطوبت و سروصدای اطراف، بر افزایش كارایی افراد اثر مستقیم دارد بنابراین می توان نتیجه گرفت كه یك راه بسیار موثر در افزایش بهره وری در محیط كار، استفاده از نیروی انسانی شاد است

پیشرفت علمی، صنعتی و اقتصادی جوامع مرهون وجود سه خصلت صداقت (درگفتار، كردار و رفتار)، مراعات حقوق دیگران و پشتكار است. بنابراین اگر می خواهیم سالم باشیم و پیشرفت كنیم باید شاد باشیم. در شغل و خدمتی كه در پیش گرفته اید سعی كنید هرگز به ثروت و شهرت نیاندیشید و بدون چشمداشت و بی ریا و در كمال عشق ومحبت خدمت كنید و اگر این خدمت، ثروت و شهرتی را برایتان به ارمغان آورد به آن دل نبندید بلكه از آن برای خدمت موثرتر و بیشتر استفاده كنید

سعی داشته باشید بیشتر رهبری كنید و كمتر مدیریت. یك رهبر با دید و نگرش وسیعی كه دارد می گوید چه اموری را بهتر است سازمان انجام دهد و مدیر، برنامه ریزی می كند تا آن امور چگونه به بهترین نحو انجام می شود

برای سازمان خود تعیین كنید كه مأموریت یا رسالت شما و سازمانتان چیست، این رسالت را با مشورت با مدیران ارشد خود تعیین كنید و هدف و رسالت تعیین شده را به نحو مناسبی به نظر كلیه كاركنان سازمان خود برسانید پس باتوجه به رسالت تعیین شده، از مدیران ارشد خود بخواهید تا با مشورت با كاركنان خود، رسالتی را برای واحد خود تعیین نمایند و شعار رسالت تعیین شده را در نقاط مختلف واحد خود نصب كنند تا آن را همیشه به خاطر داشته باشند. درنهایت اینكه نقش مهم خود را درجهت رسالت تدوین شده تعیین كنید و برای ایفای این نقشهــــا، اهداف و برنامه های كوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت تدوین نمایید

سعی كنید با تفویض امور به همكاران و بوجود آوردن عشق و انگیزه در آنان و امكان خلاقیت و ابتكار برای همكاران، بهره وری سازمان خود را افزایش دهید. در مذاكرات خود با دیگران و برای عقد قراردادها و همكاریها،برنده - برنده، فكر كنید. یعنی همه افراد در این برنده بودن سهیم باشند كه این فلسفه جامع زندگی است. چنانچه در اجرای طرحی همه نمی توانند برنده باشند، بهتر است آن طرح را رها كنید

در نگرش برنده - برنده، باید چهار مرحله زیر را درنظر بگیرید :

v       مساله را از دیدگاه مقابل ببینید

v       نگرانی ها و مسایل كلیدی را مشخص سازید

v       راه حلهای مطلوب یا قابل قبول را معلوم كنید

v       سایر راه حلها و امكاناتی كه می توانند همان نتایج را ایجاد كنند، مشخص كنید

وقتی به مشكلی برمی خورید، افكار منفی به خود راه ندهید و كلمات منفی بر زبان جاری نكنید بلكه سعی كنید تا مشكل را برطرف سازید

بطوركلی، دانشگاه زندگی برای فراگیری درس مهمی برای ما تاسیس شده است و درس مهم این است كه بیاموزیم و درك كنیم كه هر كدام از ما تجلی زیبایی و منحصر به فردی از خداوند هستیم و بپذیریم كه هریك از ما نقش بسیار مهمی را در نمایشنامه زیبا و پرهیجان خلقت، بازی می كنیم

 






نوع مطلب : مدیریت اسلامی چیست؟، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 26 آذر 1390 :: نویسنده : وحید شیرزاد

 

 

مسئولیت رابه کسی واگذارکن که دوویژگی دارد:امانت داری و کاردانی

«امام علی (ع) »

 

مدیر نباید مسند مدیریت را وسیله ی افتخار  خود قرار دهد ، زیرا آندسته از مدیرانیکه،مدیریت بریک تشکیلات را زمینه تجلی خصلتهای ناروای شیطانی می دانند واین میدان را بهترین صحنه برای تاخت وتاز غرورها و شیطنتهای خود بحساب می آورند هرگز مدیر اسلامی و انسانی نیستند و اینگونه مدیران،

هیچگاه قادر بخدمت نخواهند بود،زیرا اینان مدیریت را برای خدمت بدیگران نخواسته اند تا افرادی خدمتگزار باشند،بلکه مدیریت را درجهت امیال شخصی خویش خواستار بوده اند و لذا اینگونه مدیریت واین نمونه مدیران شدیدا مورد انتقاد اسلام قرار گرفته اند که اشاره ای کوتاه به چند فراز از سخنان پیشوایان اسلامی ما رابه پیامدهای خسارت بار آن آشنا می سازد:

امام صادق (ع) می فرمایند :«آنکس که بدنبال ریاست برود هلاک شده است.»

توجه داشتن به کلمه ی «ریاست » عمق سخن امام صادق (ع) را بما می فهماند و دست اندازی به منصب مدیریت بعنوان «ریاست » ونه برای خدمت ، انحطاط و هلاکت را هر چه بیشتر مجسم می سازد.

مردی خدمت امام رضا (ع) درباره شخصی که مدیریت را وسیله ی خودخواهیهای خویش می دانست سخن بمیان آورد و عرض کرد:اودر مسند مدیریت «ریاست » را دوست میدارد و نه خدمت را.امام رضا (ع) زیان چنین مدیری را در قالب یک مثال ساده فرمود :« چنین ریاستی برای دیانت و اعتقاد مسلمان زیانمند تراز این است که دوگرگ گرسنه در میان گله ی گوسفندی بیفتند که چوپان نداشته باشند.درواقع امام (ع) دراین بیان مدیرراحافظی برای گله ی منافع مردم بحساب می آورد وهرگاه مدیرجای چوپانی امانتدار،گرگی بر منافع وامانتهای مردم باشد،بزرگترین فاجعه در ارتباط با حوزه ی مدیریت او بوجود خواهد آمد و زمینه ی انحراف زیانبار فرهنگی واقتصادی واخلاقی را نسبت به تاریخ یک جامعه فراهم خواهد کرد.

دیدگاه اسلام در مورد مدیریت :

1- مدیریت امانت است.

2- مدیریت تکلیف است نه حق.

3- مدیریت خدمت است نه حکومت.

4- مدیریت بیشتر هدایت است تا حکومت.

 

ü    مدیریت امانت است:

مسند مدیریت از دیدگاه اسلامی امانتی است که به مدیر سپرده می شود واو باید از این مقام که به عنوان امانت دردست دارد، شدیدا مراقبت نماید وامانت را برطبق معیارهایش امانت دارباشد.

قرآن در مورد امانت و امانت داری میفرماید:«همانا خداوند شما را فرمان می دهد که امانت ها را بصاحبانش باز گردانید » (سوره نساء آیه 58)

 در اینکه مدیریت از دیدگاه اسلامی امانت است و مدیر امانت دارخداومردم است،مولای متقیان علی (ع) در نامه ای که به نماینده و فرماندار خود در آذربایجان بنام « اشعث بن قیس » می نویسد چنین می فرماید :

«مدیریت و حکمروانی برای توطعمه نیست ولی آن مسئولیت در گردن تو امانت است و کسیکه از تو بالاتر است از تو خواسته که نگهبان آن باشی ووظیفه نداری که در کار مردم به میل و خواسته ی شخصی خود عمل کنی و یا بدون ملاک معتبر و فرمان قانونی ، بکار بزرگی دست بزنی واموالی که دردست توست از آن خداوندمی باشد وتو خزانه داری هستی تاآن را به من بسپاری .»

چون از دیدگاه اسلام مدیریت ها وپستها امانت است باید بدست کسانی سپرده شوند که امانت دار باشند و لذا واگذاری مناصب حساس مدیریت،معیارها و شرایطی باید که ازمهم ترین آن شرایط امانت داری است.

قرآن کریم درموارد متعدد ومناسبتهای گوناگون،امانت مدیریت و امانت داری مدیررا گوشزد نموده است.

آنگاه که حضرت موسی (ع) در مبارزه ی خود با فرعون،از مصر مهاجرت نمود ودر بین راه به سرزمین مدین رسید وبا شعیب پیامبر برخورد کرد یکی از دختران شعیب بنام «صفورا »بخاطر صداقت و لیاقتی که درحضرت موسی مشاهده کرده بود به پدرش پیشنهاد کردو گفت : «ای پدر!این مرد را برای خدمت دردستگاه خود اجیر کن زیرا بهترین معیار برای کسی که باید بخدمت برگزید توانا بودن وامانت داری است .»( سوره قصص آیه ی 26)

روزیکه از طرف عزیز مصر به یوسف پیامبر پیشنهاد قبول مسئولیت و پذیرفتن پست مدیریت داده شد،یوسف مدیریت خزانه داری کشور مصر را پذیرفت و درپذیرش این مسئولیت برامانتداری وآگاهی خود تکیه کردو گفت:

«مرا برخزائن ودارائیهای مملکت مدیرکن زیرا من از دو ویژگی امانتداری و دانش لازم برخوردارم .» (سوره یوسف آیه  55)

پس با توجه به آنچه که گفته شد معلوم میشود که دیدگاه اسلام براینست که مدیریت امانت است.

ü    مدیریت تکلیف است نه حق:

درنظام اسلامی واگذاری وقبول مدیریت ها و منصب های اجتماعی،ازطرف معتقدان به این نظام به عنوان تکلیف انجام می گیرد نه حق و مدیران پرورش یافته درمکتب آسمانی اسلام ، خدمت در منصب مدیریت را انجام تکلیف شرعی می دانند و معتقدند که مدیریت وظیفه است نه وسیله سودجوئی.

ü    مدیریت خدمت است نه حکومت :

در بینش اسلامی ، مدیریت بعنوان مسئولیت سنگین تر،همراه با خدمتی گسترده ترطرح می شود و مدیر اسلامی هرگز،مدیریت را برای حاکمیت خویش نمی خواهد که اگر چنین اندیشه ای درذهن مدیر بوجود آمد که او حاکم است نه خادم،دیگراومدیر اسلامی نخواهد بود وهرگاه با چنین بینش،خدمتی هم دراین مسند انجام دهد باید دانست بخاطر تثبیت موقعیتها ی حکومتی انجام می گیرد.

مدیر باید مدیریت را برای خدمت بخواهد و بعبارت دیگر، خدمت نباید وسیله ی حاکمیت باشد،بلکه بعکس حکومت باید وسیله ای برای خدمت باشد.مدیریت قبل از اینکه ریاستمداری باشدخدمتگزاری است ومدیر دراین منصب،با تیغ تیز مدیریت درجهت خدمتگزاری ،اقامه حق وعدل ودفع باطل و ظلم می کند. عبدالله بن عباس می گوید:درمنزلی نزدیکی بصره بنام « ذی قار» برامیرمومنان درحالیکه کفش پاره خویش رامی دوخت وارد شدم.متوجه من شد وگفت:قیمت این کفش چقدر است ؟ در پاسخ آنحضرت عرض کردم :این کفش کهنه ی وصله دار ارزشی ندارد.حضرت فرمود:«بخدا سوگند این کفش کهنه ی پراز وصله در نزد من ازحکومت برشما محبوب تراست ولی من که این حکومت راپذیرفته ام،بخاطراینست که حق را ثابت کنم و باطل را ازمیان بردارم . » (نهج البلاغه خ 33)

از این سخنان گرانقدراین نکته استنباط میشود که مدیریت خدمت است نه حکومت.

ü    مدیریت بیشتر هدایت است تا حکومت:

چه بسیارند مدیرنیکه مدیریت را تنها درحاکمیت سلطه گرانه می دانندوقاطعیت رانیزدرمنصب مدیریت،چیزی جزفرمانروائیهای شکننده وایجادخفقان واستبدادتفسیرنمی کنند.برداشتی را که این گروه ازمدیریت دارندبرداشت مستبدانه است و مسندمدیریت نیز میدان نمایش قدرت.درمقابل،مدیرانی هستند که مدیریت را بیشتر هدایت می دانند تا حکومت،وبرداشت این دسته از مدیریت اینست که مدیریت آمیخته ای ازهدایت وحکومت است وحتی جنبه های هدایت وارشادی آن راازجنبه های حکومتی آن بیشترمی دانندو معتقدند که هدایتهای آگاهانه وارشادات دلسوزانه همیشه از حاکمیتهای سلطه گرانه موثرتربوده است.

قرآن به پیامبر اسلام توصیه می کند که مدیریت فرهنگی،اعتقادی و سیاسی باید درفضای فرحزای هدایت ببار نشیند وهرگاه این فضای معطر،به خفقان واجبار آلوده گردد هرگز رشد و موفقیت نصیب نخواهد شد.                      

حضرت علی (ع) در نامه معروف خود به مالک اشتر توصیه می کند که در مدیریت از شیوه های مستبدانه استفاده ننماید : « مبادا در منصب مدیریت برخوردهای تو مانند جانور درنده ای باشد که فرصت خوردن آنان را غنیمت بشماری .»( نهج البلاغه نامه 53 )

پیامبر اکرم (ص) می فرماید : «یک ساعت ستمگری درمسند مدیریت از نود سال گناه کردن در پیشگاه خداوند بزرگتر است .» بنابراین دراین نمونه ها چنین نتیجه می شود که مدیریت از نظراسلام بیشتر هدایت است تا حکومت.

 



نوع مطلب : مدیریت اسلامی چیست؟، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


مدیر اسلامی کیست و مدیریت اسلامی چیست؟

«صنفان اذا صلحا صلحت الامه و اذا فسدا فسدت الامه، قیل من هم یا رسول الله؟ قال العلماء و الروساء.» (قریب به این مضمون: خصال ج ۱ ص ۳۶)

فرمودند: «دو صنف هستند که هر گاه صالح باشند، امت صالح خواهند بود؛ و هر گاه فاسد شوند، امت فاسد خواهند شد، سئوال شد: یا رسول الله اینها چه کسانی هستند؟ فرمودند: علماء و امیران جامعه.»

دو دسته نقش اول را در فساد یا اصلاح جامعه ایفا، میکنند؛ کسانی که رهبری فکری مردم را بر عهده دارند؛ و کسانی که مسئولیت اوضاع اجتماعی و مسایل اجرایی را پذیرا شده اند.

مدیران می توانند با مسلح شدن به فرهنگ قرآنی و با مصمم شدن به پیاده کرده این فرهنگ در جامعه شرایط اساسی اصلاح مدیران را فراهم نمایند به عبارت دیگر، مدیران میتوانند با تمسک به قرآن به درک عمیقی از قرآن برسند و فرهنگ قرآنی را در جامعه پیاده سازند و این میسر نمی شود مگر اینکه مدیر اسلامی «مرور مکرر به قرآن» یعنی انس عمیق با قرآن‏، و « رجوع مکرر به قرآن» یعنی مرجعیت قرار دادن قرآن در حوزه نظر و صحنه عمل داشته باشد.

در این نوشتار سعی شده است که به صفات و ویژگی های مدیران اسلامی پرداخته شود.

● مدیریت اسلامی

منظور از مدیریت اسلامی این است که مدیران شیوه اسلامی را در مدیریت، پیشه خود کنند و در هدفهای خود عدالت اجتماعی را مدنظر داشته باشند و مقصود نهایی آنها کسب رضایت خداوند باشد و خدمت به خلق را نوعی عبادت بدانند و زندگی و معیشت افراد در راستای این مدیریت تامین شود.

هدف نهایی در مدیریت اسلامی "تقرب الی الله" است. مدیر اسلامی‏، هم برای خدا کار می کند و هم خلق را به سوی او رهنمون می سازد‏، اگر مدیریت دینی و معنوی مردم را بر عهده داشته باشد هدفش رشد معنویت جامعه است و اگر مدیریتش در جهت سیاسی و اجتماعی باشد هدفش رشد سیاسی و اجتماعی خواهد بود و اگر مدیریتش در جهت اقتصادی باشد هدفش، رشد و شکوفایی اقتصادی است. خلاصه اینکه هدف در مدیریت اسلامی رشد معنوی‏، مادی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی جامعه است، آن هم در جهت رضایت خداوند.

● صفات و شرایط یک مدیر اسلامی

۱) کاردان و آگاه باشد.

۲) نظم و انضباط در مدیریت خود داشته باشد.

۳) تعهد به نظام جمهوری اسلامی و مقام ولایت امر داشته باشد و هر چه این تعهد همراه با عشق باشد اهلیت مدیر را بالاتر می برد و او را برای پست مدیریت شایسته تر می گرداند.

۴) اصالت خانوادگی داشته باشد یعنی از خانواده ای اصیل و صالح باشد‏، دارای حجب و حیا باشد و در فعالیتهای اسلامی پیشگام باشد.

۵) قدرت و توان مدیریت بر حسب نوع مدیریت خویش داشته باشد (هم توانایی فکری و هم توانایی جسمی)

۶) سعه صدر داشته باشد که در این صورت توان انتقادپذیری را خواهد داشت و موفقیت بیشتری را کسب خواهد کرد.

۷) با مردم مهربان و نسبت به زیردستان دلسوز باشد.

۸) شجاع باشد یعنی به موقع سخن خود را بگوید و به موقع عمل کند و به موقع دستور دهد و از هیچ قدرتی خوف و ترس به خود راه ندهد. در این صورت است که پیروزیهای بزرگی نصیب ملت خویش خواهد ساخت و تحولی سازنده به وجود خواهد آورد.

۹) مردمی باشد یعنی دردها و گرفتاریها و مشکلات و نیازهای مردم را بشناسد، با آنان در جهت زدودن گرفتاریها و رفع نیازها همراهی و همدلی کند.

۱۰) علاوه بر موارد فوق مدیر باید دارای هوش و خلاقیت لازم در امور‏، سعی و تلاش در کار و تصمیم گیری‏، قدرت ابداع و ابتکار باشد و صفاتی دیگر از جمله بردباری، حلم، وقار، جذابیت، دافعیت و اعتماد به نفس را دارا باشد.

● ویژگی های اخلاقی مدیر اسلامی

۱) ارتباط با خدا:

اخلاق مدیر اسلامی باید در مسیر تقرب به خدا قرار گیرد که در این صورت هدف مدیریت اسلامی خدمت به خلق خدا خواهد بود که عمده ترین راه تقرب به خدا انجام فریضه دینی نماز است که نقش محوری در مدیریت دارد و بهترین وسیله ای است که یک مدیر را از لغزشگاهها حفظ خواهد کرد و به مدیریت در کاهش فساد‏، و اداره جامعه کمک خواهد نمود.

۲) نگرش اسلامی:

یعنی مدیر، مدیریت را امانتی سنگین بداند که از طرف مردم به او واگذار شده است که در این صورت هیچ گاه به بیت المال تعدی و تجاوز نخواهد نمود.

۳) مشورت خواستن از مردم:

یک مدیر باید بدون مشورت کردن، تصمیم نگیرد اما در این خصوص باید به این نکته توجه داشته باشد که با افراد جاهل، دروغگو‏، بخیل، ترسو، حریص، منافق و دورو، تنبل و ناتوان و کسی که رازنگه دار نیست مشورت نداشته باشد.

۴) امر به معروف و نهی از منکر :

یک مدیر اسلامی باید نیروهای خود را به نیکها و شایستگیها امر و از بدیها و ناشایستگیها نهی کند. که بقا و حیات اسلام و تشکیلات اسلامی که او مدیر آن است بستگی به این دو فریضه دارد.

۵) مردم دار باشد:

یعنی اخلاق اجتماعی داشته باشد. حضرت علی (ع) در این مورد می فرمایند: «با مردم فروتن باش، نرمخو و مهربان باش، گشاده رو و خندان باش. در نگاه هایت و در نیم نگاه و خیره شدن به مردم، به تساوی رفتار کن، تا بزرگان در ستمکاری تو طمع نکنند، و ناتوان ها در عدالت تو مایوس نگردند، زیرا خداوند از شما بندگان درباره اعمال کوچک و بزرگ، آشکار و پنهان خواهند پرسید، اگر کیفر دهد شما استحقاق بیش از آن را دارید، و اگر ببخشد از بزرگواری اوست.»(۱)

۶) اخلاق مدیریتی داشته باشد:

حضرت علی (ع) در این مورد می فرمایند: «با مردم، به هنگام دیدار و در مجالس رسمی و در مقام داوری، گشاده رو باش و از خشم بپرهیز، که سبک مغزی، به تحریک شیطان است، و بدان! آنچه تو را به خدا نزدیک می سازد، از آتش جهنم دور، و آنچه تو را از خدا دور می سازد، به جهنم نزدیک می کند.»(۲)

۷) اجرای عدالت:

مدیر اسلامی اگر عدالت را در جامعه اجرای نماید. نگاه مردم به نظام خوش بین شده و باعث بقای نظام خواهد شد هر چند این عدالت برای عدهای ناخوشایند است، اما برای عموم مردم مطلوب و خوشایند می باشد. بهتر است در این مورد به نهج البلاغه حضرت علی (ع) رجوع نماییم. حضرت می فرمایند: « در اجرای عدالت گشایش است و اگر کسی از عدل به تنگ آید‏، ستم را سختتر یابد.»(۳)

و در بیانی دیگر می فرمایند: « آنچه بیشتر، دیده والیان بدان روشن است، برقراری عدالت در شهرها و روستاهاست.»(۴)

۸) ساده زیستی و زهد:

رهبری و مدیریت نظام اسلامی، در مصرف امکانات، مسئولیت سنگینی دارد. نوع و چگونگی مصرف مدیریت از امکاناتی که در اختیارش می باشد، اولین شاخصه نظام اسلامی است و محکی روشن در اینکه ببینیم چه میزان در مسیر آرمان های اسلامی حرکت می کنیم؟ و چقدر با مشکل مواجهیم؟!

برای آشنایی با مفهوم ساده زیستی و زهد به کلام گوهربار امیرالمومنین علی (ع) در نهج البلاغه می پردازیم؛ حضرت زهد و ساده زیستی را اینگونه تعریف می کنند: « ای مردم، زهد یعنی کوتاه کردن آرزو، و شکرگزاری برابر نعمت ها و پرهیز در برابر محرّمات. پس اگر نتوانستید همه این صفات را فراهم سازید، تلاش کنید که حرام بر صبر شما غلبه نکند و در برابر نعمت ها، شکر یادتان نرود. چه اینکه خداوند با دلائل روشن و آشکار، عذرها را قطع، و با کتاب های آسمانی روشنگر، بهانه ها را از بین برده است.»(۵)

۹) رعایت حال محرومان:

یعنی باید طبقه محروم جامعه در اولویت گذاری مورد توجه مدیران باشند در این خصوص حضرت علی (ع) می فرمایند:« در طبقه کم درآمد جامعه، خدا را در نظر بگیرید، آنان که راه چاره ندارند و از درویشان و نیازمندان و بینوایان و از بیماری بر جای ماندگانند.»(۶)

۱۰) آزادی بیان و عقیده: یک مدیر باید به نیروها خود حق آزادی بیان و عقیده قائل شود و شایستگی شنیدن انتقادهای دلسوزانه آنها را داشته باشد به عبارتی بهتر، فقدان این امر باعث شکل گیری عقده های روانی، و سپس دو دستگی و تعارضات اجتماعی، خواهد شد که در نهایت، نظام را ساقط خواهد کرد. اثر دیگر فقدان این حق طبیعی باعث توقف رشد و خلاقیت انسانها، و ضایع شدن استعدادها, خواهد شد.

۱۱) بهره گیری از تجارب دیگران و اقوام گذشته:

مدیر اسلامی باید از تجارب دیگران استفاده کند و از ترقیات روزهمره آنان به نفع خویش بهره ببرد. و به دیگر معنا در آبادی دنیای خود از اهل دنیا استفاده کند بدون اینکه آخرت خود را از دست دهد‏ باید ایمان خود را حفظ نماید و اصول و ارزشهای اعتقادی خود را زنده نگه دارد.

۱۲) قاطعیت در برابر تخلفات مسئولین رده بالا و میانه، و سیاست عفو و گذشت و مدارا با عموم جامعه:

رعایت این امر باعث اعتماد جامعه به نظام مدیریتی و الگوپذیری از مدیران اسلامی جامعه خواهد بود. در این خصوص امام علی (ع) می فرمایند: « ای مالک از گناهان مردم درگذر، چنانچه دوست داری خدا گناهانت را بر تو ببخشاید و عفو فرمایید، چه تو برتر آنی و آن که بر تو ولایت دارد از تو برتر است و خدا از آن که تو را ولایت دارد، بالاتر…»(۷)

۱۳) ارتباط نزدیک با مردم:

یعنی مردم بتوانند به راحتی با مدیر خود ملاقات کنند. بنابراین مدیر اسلامی باید در دسترس همگان باشد نه عده ای خاص تا از آنچه که در جامعه می گذرد آگاه گردد. حضرت علی (ع) در این مورد به مالک اشتر توصیه می فرمایند: « ای مالک، خود را زیاد از رعیت پنهان مکن که پنهان شدن والیان از رعیت، نمونه ای است از تنگخویی و کم اطلاعی در کارها، چون نهان شدن از رعیت، والیان را از دانستن آنچه بر آنان پوشیده است، باز می دارد.»(۸)

۱۴) اولویت بندی اشتغالات:

یعنی نباید زیادی کارها یک مدیر اسلامی را سردرگم سازد و این امر از طریق برنامهریزی و تقسیم کار امکان پذیر می شود و در مواردی، کادرسازی و پرورش نیرو لازم دارد. در این باره حضرت امیرالمومنین علی (ع) به مالک اشتر این چنین می فرمایند: « بر سر هر یک از کارهایت مهتری از آنان بگمار که نه بزرگی کار، او را ناتوان سازد و نه بسیاری آن، وی را پریشان.»(۹)

۱۵) اطاعت الهی:

یعنی مدیر غضب خداوند را پیش از همه غضبها مدنظر داشته و طاعت او را بر همه طاعتها مقدم بدارد. مدیر برای باقیماندن بر سر منصب خویش نباید دست به معصیت بزند حتی اگر مافوق او بخواهد که وی خطایی مرتکب شود، او نباید به چنین کاری تن در دهد‎‎؛ حضرت علی (ع) در این مورد میفرمایند: « مطیع مافوق بودن نباید منجر به معصیت خداوند گردد.»(۱۰)

۱۶) ترس از برکناری:

یعنی اگر مدیر اسلامی روزی از سمت خود به هر دلیلی به سمتی پایین تر تنزل پیدا کرد وظیفه دارد که این وضع موجود را بپذیرد و در خطی قرار نگیرد که مخالف مصالح نظام است چرا که هدف یک مدیر اسلامی جلب رضای الهی و پیشبرد آرمان های اسلام و انقلاب است. نه چیز دیگر. حضرت علی (ع) در این خصوص می فرمایند:« نباید بر آنچه از دست داده اید تاسف بخورید»(۱۱)

۱۷) حفظ و حراست از بیت المال و ارزشهای اسلامی:

یک مدیر اسلامی نباید در مصارف بیرون از حیطه کاریاش از امکانات بیت المال استفاده نماید؛ یعنی نباید اموال بیت المال را در راه نفع شخصی به کار ببرد. در این مورد حضرت امیرالمومنین علی (ع) می فرمایند: « به خدا سوگند، اگر ببینم آن بیت المال به مهر زنان یا بهای کنیزکان رفته باشد، آن را باز می گردانم، که در عدالت گشایش است و آن که عدالت را تحمل نکند، ستم را هرگز تحمل نخواهد کرد.»

سخن پایانی: از آنچه گفتیم چنین برمی آید که مدیریت اسلامی بر اساس معنویت و فرهنگ بنا نهاده شده است و هدف آن نیز آخرت گرایی است یعنی قرار دادن امکانات دنیوی در جهت آخرت. و نباید فراموش کرد که آخرت گرایی به معنای فراموش کردن دنیا نیست بلکه آخرت گرایی تلبس به ارزشهای الهی و قرآنی است. و یک مدیر اسلامی زمانی می تواند در مسیر آخرت گرایی حرکت کند و در واقع مدیریت اسلامی داشته باشد که مجهز به فرهنگ قرآنی بوده و مصمم به پیاده کردن این فرهنگ در جامعه باشد. و جامعه ای که در آن مدیریت اسلامی اجرا شود و یک مدیر اسلامی در راس امور قرار بگیرد، چنین جامعه ای در مسیر آخرت گرایی حرکت خواهد کرد و در این صورت است که افراد جامعه می توانند به سرمنزل مقصود که همان قرب الهی است دست یابند.

نویسنده: علیرضا تاجریان
پاورقی:
۱- نهج البلاغه، ترجمه نامه ۲۷ ( نامه به فرماندار مصر، محمد بن ابی بکر، هنگامی که او را در آغاز سال ۳۷ هجری به سوی مصر فرستاد.)
۲- نهج البلاغه، ترجمه نامه ۷۶ ( نامه به عبدالله بن عباس، هنگامی که او را در سال ۳۶۵ هجری به فرمانداری بصره نصب فرمود.)
۳- نهج البلاغه، خطبه ۱۵
۴- نهج البلاغه‏، نامه ۵۳
۵- نهج البلاغه، خطبه ۸۱
۶- نهج البلاغه، نامه ۵۳
۷- نهج البلاغه، نامه ۵۳
۸- نهج البلاغه، نامه ۵۳
۹- نهج البلاغه، نامه ۵۳
۱۰- نهج البلاغه، قصار الحکم، شماره ۱۶۵
۱۱- نهج البلاغه‏، نامه ۴۷
منابع:
۱- ترجمه نهج البلاغه، مترجم: حجه الاسلام محمد دشتی، ناشر: موسسه فرهنگی تحقیقاتی امیرالمومنین (ع)، چاپ ۱۶، زمستان ۸۲
۲- اصول مدیریت اسلامی و الگوهای آن، حجت الاسلام دکتر ولی الله نقی پورفر، تهران، ولی الله نقی
پور ۱۳۸۳
۳- مدیریت اسلامی، محمد حسین ابراهیمی، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ دوم، ۱۳۷۹

 





نوع مطلب : مدیریت اسلامی چیست؟، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب